امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
1237
سيره پيامبر و الگوي انقلاب اسلامي
بدون شك، شناخت انقلاب اسلامي به عنوان يك پديده اجتماعي ضرورت اساسي دارد، بايد اين موهبت الهي را به خوبي بشناسيم، تنها در پرتو اين شناسايي است كه امكان تداوم بخشيدن به انقلاب و حفظ آن فراهم مي‌گردد. قبل از هر چيزي بايد بدانيم انقلاب يعني چه؟
همانگونه كه مي‌دانيد، انقلاب در لغت به معناي تغيير و تبديل و تغيير ماهيت[1] است. امّا در اصطلاح نيز تعريف‌هاي گوناگوني از آن شده است، ما به دليل اختصار به تعريفي كه شهيد مطهري (ره) از انقلاب ارائه نموده است، اكتفا مي‌كنيم، ايشان مي‌گويد:
«انقلاب عبارت است از طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يا يك سرزمين، عليه نظم حاكم موجود براي ايجاد نظمي مطلوب»[2] و مفهوم اجتماعي انقلاب عبارت خواهد بود از وضعي را با اراده خود خراب كردن براي رسيدن به وضعي بهتر، واژگون كردن وضع حاكم براي برقراري نظمي متعالي‌تر»[3]
بر اين اساس مي‌توان گفت: «ريشه هر انقلاب دو چيز است يكي نارضايي و خشم از وضع موجود و ديگري آرمان يك وضع مطلوب، شناختن يك انقلاب يعني شناخت نارضايي و آرمان مردم (انقلابيون).»
نكته ديگري كه دراين جا لازم به آن اشاره نمائيم، تحليلي از ماهيت اين انقلاب ـ هر چند به طور اجمال ـ است.
در تفسير و تحليل اين انقلاب، دو ديدگاه قابل طرح است: يك نظر معتقد به تفسير تك عاملي است با اين باور كه تنها يك عامل در ايجاد اين انقلاب دخيل بوده است يا عامل اقتصادي و يا عامل آزادي‌خواهي و يا عامل اعتقادي و معنوي، امّا به اعتقاد ما، اين انقلاب اسلامي است، يعني انقلابي است كه از همه جهات مادي و معنوي، سياسي و عقيدتي روح و هويت اسلامي دارد.[4] چنانكه بنيانگذار آن فرمود: «بنابراين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه انقلاب‌ها جداست هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام، و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهي و هديه غيبي بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است.»[5] يعني اين انقلاب، الگوي الهي و ديني دارد، و ادامه دهنده خط و حركت الهي پيامبران است شهيد مطهري (ره) با تأكيد بر اين واقعيت كه منظور از اسلامي بودن انقلاب، تنها معنويت محض آنگونه كه غربيها درباره مذهب مي انديشند، نيست؛ايشان چنين اظهار مي‌داد كه اين حقيقت نه تنها درباره انقلاب فعلي بلكه در مورد انقلاب صدر اسلام نيز صادق است.
انقلاب صدر اسلام در همان حالي كه انقلابي مذهبي و اسلامي بود در همان حال انقلابي سياسي نيز بود و در همان حال كه انقلابي معنوي و سياسي نيز بود، انقلابي اقتصادي و مادي نيز بود يعني حريت و آزادگي، عدالت، نبودن تبعيضهاي اجتماعي و شكاف‌هاي طبقاتي در متن تعليمات اسلامي است در واقع هيچ يك از ابعادي كه در بالا به آن اشاره كرديم، بيرون از اسلام نيستند، راز موفقيت نهضت ما نيز در اين بوده است كه نه تنها به عامل معنويت تكيه داشته، بلكه آن دو عامل ديگر ـ مادي و سياسي ـ را نيز با اسلامي كردن محتواي آن‌ها در خود قرار داده است.[6] كه اين دو عامل در ثمره و برآيند انقلاب يعني جمهوري اسلامي تجلي يافت.[7]
به بيان ديگر، عامل اصلي توفيق انقلاب اسلامي ما الگو‌پذيري و الهام گيري از انقلاب اسلامي صدر اسلام است چون به اعتقاد ما، اسلام حركتي نيست كه مسلمانان آن را ابداع كرده باشند، بلكه حركتي است الهي كه از سوي خداوند براي هدايت انسانها نازل شده و در بستر تاريخ همگام با حركت و پيشرفت انسان به طور مستمر توسعه يافته است، انبياي الهي و آخرين آن‌ها حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ اين رسالت را به كمال رسانيد. انقلاب اسلامي در صدر اسلام به همت والاي پيامبر گرامي اسلام براي اولين بار با اصول و معيار‌هاي نوين پديد آمد و بناي نظام قبلي را فرو پاشيد. مسلمانان در پرتو اين حركت الهي تبديل به قدرتي ممتاز در آن دوران گرديد. كه اصطلاحاً به يك چنين نهضتي، انقلاب آغازين نيز گفته‌اند.[8]
از آن پس اين حركت اسلامي، به پيروي از آن الگوي كامل،[9] و تحقق نتيجه آن يعني تأسيس حكومت اسلامي تلاش نموده است. منتهي در يك دوره‌اي نسبتاً طولاني مسلمانان ـ بخصوص حاكمان جهان اسلام ـ از مسير و شيوه اين حركت پويا غافل ماندند كه نتيجه آن پيدايش اسلام تسليم پذير و سازشكار بود. روند كار به گونه‌اي پيش رفت كه به فرموده امام علي ـ عليه‌السّلام ـ: «لبس الاسلام لبس الفرو مقلوباً»[10] اسلام مانند پوستيني كه وارونه به تن كنند، پوشيده شد.»
در چنين موقعيتي است كه حضرت امير ـ عليه‌السّلام ـ وقتي به خلافت مي‌رسند، مي‌‌فرمايند: «وضع حالت جاهليت در هنگام بعثت برگشته و امكان اين‌كه با تذكر و نصحيت و حركت‌هاي آرام كار به سامان برسد وجود ندارد و تنها با يك حركت قوي و بنيادي كه انحراف را از جامعه ريشه‌كن سازد و اوضاع را دگرگونه كند يعني «حركت انقلابي» مي‌تواند جامعه را به دوران اسلام پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بازگرداند.»[11]امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ نيز «انقلاب عاشورا» را به راه مي‌اندازد، و با شيوه خون در برابر شمشير بنيان ستم و يافته‌هاي انحرافي را به جهان معرفي مي‌‌نمايد.[12]
اين انقلابها، انقلاب ابتدايي و آغازين نيستند كه نظم نو و تازه‌اي با خود بياورند، بلكه هدف آن‌ها برگردانيدن جامعه به اصالت الهي و انقلاب اسلامي صدر اسلام است.
انقلاب حضرت مهدي (عج) نيز همين گونه است، در هنگامه ظهور آن حضرت، آنچنان اسلام ناب محمدي دچار تحريفها و زنگارها مي‌شود كه تصور مي‌شود، امري جديدي است، وقتي ايشان احكام الهي را بيان مي‌كند، تعدادي به نام محافظان دين در برابر ايشان قيام مي‌كند،‌ مأموريت اصلي امام زمان (عج) نيز زدودن زنگارها از چهره واقعي دين است.
بنابراين ظهور اسلام توسط پيامبر يك انقلاب آغازين است، ولي پس از آن تا قيام قيامت هر حركتي انقلابي در جامعه اسلامي، بازگشت انقلابي به اصول اسلامي و دين خالص الهي است كه هدف آن برقرار حاكميت الهي، به دور از افكار و زنگارهاي جاهلي و تحريفها و انحرافها است.[13] انقلاب اسلامي ايران نيز انقلابي است كه هدف آن تلاش براي استقرار حاكميت الهي در ايران جهان و به دور ريختن همه تحريفهاي برخاسته از نظام ستمشاهي و افكار منحط شرقي و غربي و...[14]
البته اين انقلابها كه پس از دوران رسالت اتفاق افتاده يا رخ خواهد نمود كاملاً بر اساس قرآن و الگو وسيره پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بوده و خواهد بود. بنابراين در يك جمع‌بندي مختصر مي‌توان گفت: انقلاب اسلامي ايران با الگو‌پذيري از انقلاب اسلامي صدر اسلام به همت والاي روحانيت و مردم مسلمان ايران به وجود آمد، رهبري آن را مردي به عهده داشت كه همانند پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در هيچ شرايطي تعهد خود را در قبال اسلام و مسلمانان و مستضعفان جهان ناديده نگرفت. همين طور اين انقلاب برخاسته از انقلاب عاشورا و آن‌هم به نوبه خود ريشه در انقلاب علي ـ عليه‌السّلام ـ دارد كه آرمان والاي انقلاب اسلامي را چنين به تصوير مي‌كشد: «اللهم انك تعلم انّه لم يكن الذي كان منّا منافسة في سلطان ولا التماس شيء من فضول الحطام، و لكن لنّرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك فيأمن المظلون من عبادك و تقام المعّطلة من حدودك.[15]؛ خدايا تو مي‌داني كه جنگ و مبارزه با علي براي بدست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود، بلكه مي‌خواستيم نشانه‌هاي حق و دين تو را به جايگاه خويش باز گردانيم، و در سرزمين‌هاي اصلاح را ظاهر كنيم، تا بندگان ستمديده‌ات در امنيت زندگي كنند، و قوانين و مقررات فراموش شده تو بار ديگر اجرا گردد.»
اين است الگو و آرمان انقلاب اسلامي كه در نهايت بايستي به انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) متصل گردد. «اللهم انا نرغب اليك في دولةٍ كريمة تعزّبها الاسلام و اهله و تذّل بها النفاق و اهله و...».
[1] . علي اكبر دهخدا، لغت نامه، زير نظر محمد معين و سيد جعفر شهيدي، (تهران، دانشگاه تهران، 1372)، ج 3، ص 3074.
[2] . مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، قم، انتشارات اسلامي، 1361، ص 23.
[3] . همان، ص 100.
[4] . . همان، ص 31 به بعد.
[5] . امام خميني (ره) صحيفه امام، تهران، انتشارات سپاه پاسداران، 1368، ص 10.
[6] . مرتضي مطهري، پيشين، ص 32.
[7] . ر. ك: امام خميني (ره) صحيفة نور، تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1378، ج 6، ص 16 ـ 17، ج 4، ص 460.
[8] . اسداله بادامچيان، شناخت انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي آن، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد جنوب تهران، چاپ 3، 1374، ص 45.
[9] . احزاب(33) آيه 21، ترجمه محمد دشتي، (قم، آل طه، 1379) ص 202، فراز 17، خطبه 108.
[10] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، (قم، آل طه، 1379) ص 202، فراز 17، خطبه 108.
[11] . نهج البلاغه، پيشين، خطبه 16.
[12] . فرهنگ جامع امام حسين ترجمه «موسوعة كلمات الامام الحسين ـ عليه‌السّلام ـ »، (قم مشيرتن، 1379) ص 329 ـ 330 «وصيتنامه امام حسين ـ‌عليه‌السّلام‌ـ».
[13] . اسداله بادامچيان، ص 47.
[14] . همان
[15] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، (قم، آل طه، 1379)، خ 131، فراز 3.، ص 248.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :