امروز:
جمعه 27 مرداد 1396
بازدید :
1330
عاشوراي حسيني سرچشمه انقلاب اسلامي
آنچه در عاشوراي سال شصت و يك هجري اتفاق افتاد گرچه به ظاهر يك حادثه مي نمود، اما حماسه اي عظيم و تكان دهنده بود كه وجدانهاي خفته را بيدار كرد و خون رشادت و آگاهي را در رگهاي امت اسلامي دوانيد. در واقع عاشورا به مكتبي تبديل گرديد كه ستمديدگان را بر ضد ظلم شورانيد. از اين رو ائمه هدي - عليهم السلام - بر حادثه كربلا به عنوان برنامه اي تحول آفرين، احياگر و بسيج كننده تاكيد داشتند و همواره مي كوشيدند تا آن را زنده و سازنده نگه دارند.
امام خميني - رحمه الله - كه به حق در سخن و رهنمود، در قيام و عمل و در حفظ ميراث عاشورا اسوه بي بديلي در تاريخ معاصر تشيع بود، مي فرمود: «دستور آموزنده كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا بايد سرمشق امت اسلامي باشد. قيام همگاني در هر روز و در هر سرزمين. عاشورا قيام عدالتخواهان با عددي قليل و ايمان و عشقي بزرگ در مقابل ستمگران كاخ نشين و مستكبران غارتگر بود و دستور آن است كه اين برنامه سر لوحه زندگي امت در هر روز و در هر سرزمين باشد.»[1]
آن رهبر فرزانه در عمل اين ديدگاه خود را پياده كرد و با الهام از عاشوراي حسيني در مقابل يزيديان زمان ايستاد و بساط ظلم و ستم را از سرزمين ايران برچيد.
رهبر كبير انقلاب، پيوستگي انقلاب اسلامي با عاشورا را خودش اينگونه بيان مي فرمايد: «روزهايي كه بر ما گذشت عاشوراي مكرر بود و ميدانهاو خيابانها و كوي و برزنهايي كه خون فرزندان اسلام در آن ريخت كربلاي مكرر،... هفده شهريور مكرر عاشورا و ميدان شهدا مكرر كربلا كاخ ستمگري را با خون درهم كوبيد. كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.»[2]
تاثيرپذيري انقلاب اسلامي از حماسه حسيني
امام خميني - رحمه الله - با تاثيرپذيري از سرمشقهاي نهضت امام حسين - عليه السلام - توانست مسلمانان را رهبري كرده و انقلاب اسلامي را به پيروزي برساند. در واقع انقلاب اسلامي ايران در پيروي از اين سرمشقها متاثر از قيام امام حسين - عليه السلام - است.
در اين مقاله به صورت مختصر ضمن ترسيم برخي از سرمشقهاي نهضت امام حسين - عليه السلام -، تاثيرپذيري انقلاب اسلامي از آنها با رهبري امام خميني را تبيين خواهيم كرد.
سرمشقهاي نهضت امام حسين - عليه السلام -
1- سازش ناپذيري با باطل و ستم
امام خميني - رحمه الله - بر ترسيم دو جناح حق و باطل و مبارزه قاطع با اهل فساد و ستم به معناي عام آن و سازش ناپذيري با آن تاكيد مي ورزيد و در هدف خويش در اين راستا از قاطعيت، عزم راسخ و تغيير ناپذيري برخوردار بود.
امام خميني - رحمه الله - اين سخن استوار امام حسين - عليه السلام - را به ياد داشت كه خطاب به برادرش محمد حنفيه فرمود: «يا اخي والله لو لم يكن في الدنيا ملجا و لا ماوي لما بايعت يزيد بن معاوية[3]؛ برادرم! به خدا سوگند اگر در دنيا پناه و پناهگاهي وجود نداشته باشد، هرگز با يزيد بيعت نمي كنم.» بدين جهت فرياد زد: «(آيا) خميني مي تواند تفاهم كند با ظلم. خميني آنجا هم كه بود مجد اسلام را حفظ مي كرد، (آيا) مي تواند حفظ نكند؟ اسلامي كه پيغمبر اكرم - صلي الله عليه و آله - اين قدر زحمت كشيده است (آيا) خميني و امثال خميني مي توانند يك چيزي بگويند كه بر خلاف مصالح اسلام باشد؟»[4]
امام حسين - عليه السلام - در منزل بيضه فرصتي بدست آورد تا با سپاهيان حر سخن گويد و حقايقي را با آنان در ميان بگذارد و دليل قيام و انگيزه مبارزه خود را اعلام كند. آن حضرت در آنجا فرمود: «ايها الناس ان رسول الله قال من راي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل في عباد الله بالاثم والعدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علي الله ان يدخله مدخله؛[5] اي مردم! رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هر كس سلطان زورگويي را ببيند كه حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را در هم مي شكند، با سنت پيامبر خدا از در مخالفت برآمده، در ميان بندگان خدا راه گناه و عداوت در پيش مي گيرد، ولي او در مقابل چنين فرد جائري با عمل و يا گفتاري اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را به محل همان سلطان زورگو (آتش جهنم) داخل كند.»
امام خميني - رحمه الله - نيز هشدار مي داد: «اينهايي كه به امور جامعه و مصيبتهاي مردم اهتمام ندارند و از جناياتي كه در كشور اسلامي مي شود غافلند و ساكتند و سرگرم خوردن و لذت بردن و زندگي مادي خود هستند، مصداق همان آيه شريفه اند: «يتمتعون و ياكلون كما تاكل الانعام و النار مثوي لهم [6] ؛ «بهره مي برند و مي خورند چنانكه حيوانات مي خورند و جايشان جهنم است.»[7]
2- فداكاري براي احياء حق
زنده نگاه داشتن عاشورا به معني زنده ماندن تمام ارزشهاي والاي الهي و انساني است؛ يعني مصونيت جامعه در برابر تمام سلطه گريها، استبدادها و جهالتها و تلاش در جهت احياي فضايل و فداكاري در اين راه. حضرت امام حسين - عليه السلام - انگيزه قيام خود را در اين موضوع مهم و اساسي چنين بيان مي دارد:
«الا ترون الي الحق لايعمل به و الي الباطل لايتناهي عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله فاني لا اري الموت الا سعادة والحياة مع الظالمين الا برما؛[8]
آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و از باطل رو گرداني وجود ندارد. شايسته است (در چنين وضعي) انسان با ايمان به سوي ديدار پروردگار بشتابد. پس من مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز ملال و دلتنگي نمي دانم.»
امام خميني - رحمه الله - نيز بر رويش فضيلت و محو رذائل اهتمام مي ورزيد و در اين راستا از هر گونه مجاهدت مضايقه نمي نمود. او براي رسيدن به چنين مقصد مقدسي قيام عاشورا را تذكر مي داد و مي فرمود: «سيد الشهداء - عليه السلام - براي اسلام خودش را به كشتن داد.»[9] و مي فرمود: «حضرت سيدالشهداء - عليه السلام - را كشتند اما (اين كشته شدن) اطاعت خدا بود، براي خدا بود، تمام حيثيت براي او بود. از اين حيث هيچ شكستي در كار نبود.» [10]
امام خميني - رحمه الله - درباره حركت خودش در راه احياي حق مي فرمايد: «من مصمم هستم كه از پاي ننشينم تا دستگاه فاسد را به جاي خودشان بنشانم و يا در پيشگاه مقدس حق تعالي با عذر وفود كنم.» [11]
و در جاي ديگر آمادگي خود را براي شهادت در راه پيروزي انقلاب اعلام نموده و مي فرمايند: «اگر با كشتن من انقلاب به نتيجه كامل خود برسد چرا به چنين امري راضي نباشم؟» [12]
امام در جهت محو عواملي كه فضيلتها را از بين برده اند و نيز براي مبارزه با رژيم پهلوي به عنوان عامل رذالت و مانع احياي ارزشها فرياد مي زند: «من هرگز حتي براي يك لحظه هم موضع خود را تغيير نمي دهم. اين تكليف الهي است و در صورت سكوت مسئول خواهم بود.» [13]
3- تحول روحي
حضرت امام حسين - عليه السلام - در ياران و اصحاب خويش آنچنان تحول روحي و فكري ايجاد نمودند كه هر كدام در فداكاري و ايثار بر يكديگر سبقت مي گرفتند، مثل اينكه به يك كانون نور وصل شده بودند. همه مي گفتند با قلب و سينه هايمان از تو دفاع خواهيم كرد:
گر بر كنم دل از تو و بر دارم از تو مهر
اين مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم
امام حسين - عليه السلام - خود، ياران خويش را چنين معرفي مي كند:
«اما بعد فاني لا اعلم اصحابا اوفي و لا خيرا من اصحابي و لا اهل بيت ابر و لا اوصل و لا افضل من اهل بيتي فجزاكم الله عني خيرا؛ [14]
اما بعد، من ياراني با وفاتر و بهتر از اصحاب خود و اهل بيتي نيكوتر و بهتر از اهل بيت خود سراغ ندارم. پس خداوند از طرف من به شما پاداش خير دهد.»
نمونه هاي وارستگي، ايثار و پايداري ياران و اهل بيت امام حسين - عليه السلام - را مي توان در محورهاي ذيل مشاهده كرد:
الف) وقتي آن حضرت در شب عاشورا فرمود: «الا و اني قد اذنت لكم فانطلقوا جميعا في حل ليس عليكم مني ذمام؛ [15] آگاه باشيد كه به همه شما اجازه دادم، پس همه شما بدون اين كه هيچ بيعتي از من بر شما باشد، برويد»، حضرت عباس - عليه السلام -، ديگر برادران امام، پسران برادرش و دو فرزند عبدالله بن جعفر نخستين كساني بودند كه سخن گفتند و خاطر نشان ساختند كه ما چنين نخواهيم كرد. ما بعد از تو نخواهيم ماند و خداوند ما را بعد از تو زنده ندارد.
ب) در همين ماجرا، مسلم بن عوسجه برخاست و گفت: «والله لو علمت اني اقتل ثم احيي ثم احرق حيا ثم اذري - يفعل ذلك بي سبعين مرة - ما فارقتك حتي القي حمامي دونك فكيف لا افعل ذلك و انما هي قتلة ثم هي الكرامة التي لا انقضاء لها ابدا؛ [16] به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مي شوم، سپس زنده مي شوم، آنگاه زنده زنده سوزانده شوم و دوباره زنده ام كنند و به بادم دهند و هفتاد بار اين كار تكرار شود، دست از تو بر ندارم تا مرگ خويش را درياري تو دريابم. چگونه اين كار را نكنم با اينكه جز يك كشتن نيست، سپس براي آن كرامتي است كه هرگز پايان نمي پذيرد.»
ج) در همان لحظات حساس به محمد بن بشر حضرمي كه از اصحاب امام بود گفتند: پسرت در سرحدات ري اسير شده است. گفت: به خدا جان او و جان خود را در راه خدا حساب مي كنم. آيا من بعد از حسين - عليه السلام - زنده بمانم؟ وقتي كه امام حسين - عليه السلام - سخن او را شنيد فرمود: خدايت رحمت كند.
[1] . صحيفه نور، ج 9، ص 57 .
[2] . همان .
[3] . بحار الانوار، ج‏44، ص‏329؛ مقتل عوالم، ص‏54 و مقتل خوارزمي، ج‏1، ص‏188 .
[4] . صحيفه نور، ج‏1، ص‏70 .
[5] . الكامل في التاريخ، ابن اثير، ج‏3، ص 208؛ انساب الاشراف، ج‏3، ص 171 .
[6] . محمد/12 .
[7] . در جستجوي راه از كلام امام، دفتر شانزدهم، ص‏498 .
[8] . مثيرالاحزان، ابن نماحلي، ص 22؛ تحف العقول، ص‏174 و لهوف، ص‏69 .
[9] . تبيان (آثار موضوعي)، دفتر يازدهم، ص 212 .
[10] . همان .
[11] . در جستجوي راه از كلام امام، دفتر ششم، ص‏55 .
[12] . همان . ص 60 .
[13] . همان . ص 61 .
[14] . تاريخ طبري، ج 5، ص 418؛ كامل ابن اثير، ج 3، ص 285 و نفس المهموم، ص 227 .
[15] . نفس المهموم، صص 228- 227 .
[16] . همان .
@#@ برو او را از اسارت برهان. جواب داد: چگونه شما را رها كنم؟
د) در لحظات واپسين شب عاشورا دو نفر از ياران امام با هم شوخي مي كردند. برير از زهاد و پارسايان و عارفان وارسته، در آن موقع حساس از شدت شادماني در پوست خويش نمي گنجيد و مدام لبخند بر لبهايش جاري بود و مزاح مي كرد، به نحوي كه حالت سرور او اعتراض و انتقاد عده اي از اصحاب را برانگيخت و موجب تعجب آنان شد.
ه) در شب عاشورا، وقتي امام حسين - عليه السلام - فرمود هر كس از اصحاب و ياران بماند فردا شهيد مي شود، قاسم كه اين سخنان را شنيد، عرض كرد: آيا من هم از كشته شدگان خواهم بود؟ امام - عليه السلام - به او پاسخ مثبت داد، اما قبل از آنكه به پرسش قاسم پاسخ گويد از وي پرسيد: «يا بني كيف الموت عندك؛ فرزندم! مرگ نزد تو چگونه است؟» قاسم جواب داد: «يا عم احلي من العسل؛ [1] عموجان! از عسل شيرين تر است.»
و) عقبة بن سمعان كه از ياران و همراهان كاروان امام - عليه السلام - بود مي گويد: در منزل قصر بني مقاتل امام را خواب سبكي فرا گرفت در حالي كه سوار بر اسب بود. بزودي ديدگانش را باز فرمود و دو يا سه بار آيه استرجاع را بر زبان جاري كرد. حضرت علي اكبر - كه پشت سر پدرش در حال حركت بود - چون شنيد كه بر زبان مبارك امام كلمه استرجاع جاري شده است، علتش را پرسيد. حضرت فرمود: فرزند عزيزم، اندكي به خواب رفتم كه سواري عنان اسب مرا كشيد و گفت: «القوم يسيرون و المنايا تسري اليهم؛ اين جمعيت حركت مي كنند و بلاها (و مرگ) به سوي آنان حركت مي كند.» علي اكبر - عليه السلام - عرض كرد: «او لسنا علي الحق؛ آيا ما بر حق نيستيم؟» امام فرمود: «بلي والذي اليه مرجع العباد؛ سوگند به آنكه بازگشت بندگان به سوي اوست، اينچنين است.» علي اكبر - عليه السلام - عرض كرد: فاذا لانبالي، نموت محقين؛ [2] پس باكي نداريم، ما در حالي كه بر حق هستيم مي ميريم.»
قويترين عامل تحول
امام خميني - رحمه الله - براي ايجاد تحول اساسي و بنيادي در امت اسلامي ايران به سراغ قويترين عامل تحول روحي امت اسلامي رفت و با درك صحيح و عميق از مكتب امام حسين - عليه السلام - و توانايي ارائه برنامه اي رشد دهنده، سوژه كربلا را به كار گرفت؛ زيرا مي دانست هيچ موضوعي مانند آن در اعماق جان شيعيان نفوذ نكرده است. آنان در هيچ واقعه اي به اين ميزان اشك نريخته و سوگواري نكرده و در هيچ مراسمي اينگونه به ميدان نيامده اند. به علاوه اين قيام آيينه تمام نماي ارزشهاي انساني و معنوي است و اوج ايثار، حماسه، عبادت و شوق ملكوتي را به نمايش مي گذارد.
امام كه در مكتب تربيتي حضرت سيدالشهداء رشد كرده بود، با تعاليم عاشورايي خويش مردم را متحول نمود.
او مي فرمود: «حضرت سيدالشهداء به همه آموخت كه در مقابل ظلم، در مقابل ستم و در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد.» [3]
«سيدالشهداء و اصحاب و اهل بيت او آموختند تكليف را، فداكاري در ميدان، تبليغ در خارج ميدان. آنها به ما فهمانيدند كه در مقابل حكومت جور نبايد زنها بترسند. نبايد مردها بترسند.» [4]
سرانجام امام در بسيج مردم عليه حكومت جور و محو اسباب ستم و تعدي، موفق به تحول روحي در مردم با استفاده از چشمه جوشان كربلا گرديد. امام خود به اين دگرگوني دروني مردم اشاره دارند و مي فرمايند: «من خدا را شكر مي كنم كه... يك تحول اساسي در ملت ما پيدا شد. تحولهاي معنوي پيدا شد كه اين تحولها را نمي توانيم اسمي رويش بگذاريم، الا اين كه به دست خدا بود.» [5] حتي امام اين تحول را از پيروزي بر رژيم استبدادي مهمتر مي داند و مي فرمايد: «تحول در ايران پيدا شده، تحول روحي كه از غلبه اي كه بر طاغوت بود و او را عقب زد مهمتر و تمام دنيا متحير شدند از تحول روحي كه در ملت پيدا شد.» [6]
امام از اينگونه تحول روحي و استقامت و مقاومت مردم در برابر ستم و تجاوز تقدير مي نمايد و مي فرمايد: «اينجانب از فداكاري ملت ايران تشكر كرده و قدرت و عظمت او را در پناه قرآن و احكام اسلام از خداوند متعال با تضرع خواهانم.» [7]
4- امر به معروف و نهي از منكر
در قيام حضرت امام حسين - عليه السلام - سه موضوع نقش اساسي دارند:
1- بيعت: عوامل حكومت اموي اصرار داشتند كه از امام حسين - عليه السلام - بيعت بگيرند، اما آن حضرت با شدت در مقابل اين تقاضا مقاومت نمود و به هيچ وجه حاضر به بيعت با يزيد نگرديد. همين امتناع از بيعت مشعل عاشورا را روشن كرد.
2- دعوت مردم كوفه: گرچه امام حسين - عليه السلام - بر حسب آگاهيهاي مختص امامت و پيشگوئيهاي جدش رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - به فراخواني مردم كوفه خوشبين نبود و به لحاظ مسائل اجتماعي - سياسي اين شهر را بخوبي مي شناخت، با اين وجود موضوع اتمام حجت مطرح مي گردد و امام حسين - عليه السلام - دعوت كوفيان را مي پذيرد.
3- سومين عامل كه نيروي محركه قيام عاشوراست، موضوع امر به معروف و نهي از منكر مي باشد. [8] حضرت امام حسين - عليه السلام - در وصيت به برادرش محمد حنفيه پس از شهادت به يگانگي خداوند و رسالت حضرت محمد - صلي الله عليه و آله - و روز جزا، فرمودند: «و اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي؛ اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيرة جدي و ابي علي بن ابي طالب؛ [9] من براي تفريح و تكبر و فساد و ستم قيام نكردم، بلكه خروج من براي اصلاح امت جدم مي باشد. من مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره و سنت جد و پدرم علي بن ابي طالب عليهما السلام رفتار كنم.»
امام خميني - رحمه الله - نيز مي فرمود:
«ما كه تابع حضرت سيدالشهداء هستيم بايد ببينيم ايشان چه وضعي در زندگي داشت. قيامش، انگيزه اش نهي از منكر بود كه هر منكري بايد از بين برود من جمله قضيه حكومت جور، حكومت جور بايد از بين برود.» [10]
همچنين رهبري انقلاب اسلامي در اين خصوص به حماسه حسيني توجه كرده و به مبلغان و خطيبان اصرار مي كند كه با استفاده از عاشورا ريشه ستم و خيانت را - كه منكرات بزرگي هستند - قطع كنند: «اكنون كه ماه محرم است، چون شمشيرهاي الهي در دست سربازان اسلام و روحانيون معظم و خطباي محترم و شيعيان عالي مقام سيدالشهداست، بايد حد اعلاي استفاده از آن را بنمايند و با اتكا به قدرت الهي ريشه هاي باقي مانده اين درخت ستمكاري را قطع نمايند.» [11]
امام خميني - رحمه الله - در جاي ديگر مي گويد: «سيدالشهداء چه كرد و چه بساط ظلمي را بهم زد و ما هم چه كرده ايم... ما محمدرضا را از اين مملكت بيرون كرديم... آن همه مفاسد و غيره وجود ندارد. اين يك نعمت بزرگي است.» [12]
5- عزت آفريني و شكست ناپذيري
در مكتب امام حسين - عليه السلام - كرامت و شرافت انسان ارزش دارند و سربلندي و عدم تسليم در برابر دنياطلبان و ستمگران اصل مهم و استواري مي باشد. آن امام همام وقتي در محاصره كامل سپاه پليدي قرار گرفت فرمود: «لا والله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا افر فرار العبيد؛ [13] نه به خدا سوگند، من دست ذلت به شما نخواهم داد و هرگز مانند بردگان فرار نمي كنم.»
روز عاشورا، امام حسين - عليه السلام - خطاب به اراذل و تبهكاران اموي فرمود: «الا و ان الدعي بن الدعي قد ركز بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة يابي الله ذلك لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت؛ [14] آگاه باشيد كه زناكار پسر زناكار مرا ميان مرگ و ذلت قرار داده است، ولي ذلت از ما دور است. خدا و رسولش و انسانهاي با ايمان و دامنهاي پاك و پاكيزه از قبول آن براي ما امتناع مي كنند.»
امام خميني - رحمه الله - كه از نسل آن اسوه حماسه آفرينان بود همچون اجداد طاهرينش هرگز زير بار ذلت نرفت. او رنج تبعيد و آوارگي را پذيرفت و براي خطرات جاني مهيا گشت ولي حسرت يك سازش جزئي را بر دل طاغوت و استكبار نهاد. او در مسير مبارزه با ستم و تجاوز، و رهبري انقلاب اسلامي كرارا آموزه هاي عزت آفرين عاشورا را مورد تاكيد و درس آموزي قرار مي داد.
امام خميني - رحمه الله - در يكي از بيانات خود خطاب به كارگزاران طاغوت فرمود:
«من اكنون قلب خود را براي سر نيزه هاي مامورين شما حاضر كرده ام ولي براي قبول زورگوئيها و خضوع در مقابل جباريهاي شما حاضر نخواهم كرد.» [15]
آن روح قدسي در هيچ شرايطي از مواضع اصولي خود دست بر نداشت و در مقابل استكبار و اهل شرك و نفاق فرياد برآورد: «هيهات كه خميني در برابر تجاوز ديو سيرتان و مشركان و كافران به حريم قرآن كريم و عترت رسول خدا و امت محمد و پيروان ابراهيم حنيف ساكت و آرام بماند و يا نظاره گر صحنه هاي ذلت و حقارت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم. قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها بماند، به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است ادامه مي دهم و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام خواب را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويش اصرار مي نمايند سلب خواهم كرد.» [16]
امام خميني - رحمه الله - با تاثيرپذيري از حماسه عاشورا و خطبه هاي پرهيجان امام حسين - عليه السلام - به دنياي استكبار چنين هشدار مي دهد: «من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانيان بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي آنان از پاي نخواهيم نشست؛ يا همه آزاد مي شويم و يا به آزادي بزرگتري كه شهادت است مي رسيم... و از مرگ شرافتمندانه استقبال مي كنيم ولي در هر حال پيروزي و موفقيت با ماست.» [17]

[1] . مدينة المعاجز، ج‏4، ص‏214، حديث 295؛ نفس المهموم، ص‏230 و موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام، پژوهشكده باقر العلوم عليه السلام، ص‏402.
[2] . ابصار العين، ص 86؛ مثير الاحزان، جواهري، ص‏33 و الفتوح، ابن اعثم، ص‏873 .
[3] . صحيفه نور، ج‏3، ص 225 .
[4] . همان، ج 17، ص 59 .
[5] . روزنامه اطلاعات، 20/2/1358 .
[6] . در جستجوي راه از كلام امام، دفتر نهم، ص 224 .
[7] . مجموعه‏اي از مكتوبات امام خميني رحمه الله، ص 370 .
[8] . با استفاده از بحثهاي شهيد مطهري رحمه الله در كتاب عنصر امر به معروف و نهي از منكر در نهضت‏حسيني .
[9] . مقتل عوالم، ص‏54؛ مقتل خوارزمي، ج‏1، ص‏188 و ملحقات احقاق الحق، ج‏11، ص 602 .
[10] . صحيفه نور، ج 20، ص 189 .
[11] . در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم، ص 224 .
[12] . همان، دفتر شانزدهم، صص 549- 548 .
[13] . الارشاد، شيخ مفيد، ج‏2، صص 101- 100 .
[14] . نفس المهموم، ص 149؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج‏1، ص‏302 .
[15] . كلمات قصار (پندها و اندرزها)، امام خميني رحمه الله، ص 228 .
[16] . فرازهاي فروزان، از نگارنده، به نقل از صحيفه نور، ج 20، ص 227 .
[17] . صحيفه نور، ج 20، ص 118 .
غلامرضا گلي زواره - مجله مبلغان، ش 39
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :