امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
1123
انقلاب اسلامي و زمينه‎سازي ظهور
از منظر امام (ره) و مقام معظم رهبري
در بسياري از آيات و روايات داريم كه در آخر الزمان اهل حق و اهل باطل به سرحد خود مي‎رسند و در نهايت قيام منجي ـ عليه السّلام ـ تكميل كنندة آخرين حلقة مبارزات بين اهل حق و اهل باطل خواهند بود و عامل پيروزي نهايي اهل حق بر باطل خواهند بود.
همانطور كه بر هيچكس پوشيده نيست بعد از رنسانس يك انحطاط شديد، در مباحث اخلاقي و مذهبي در عالم خصوصاً در غرب پيش آمد كه روز به روز بر شدت آن افزوده مي‎شود و امروزه هم فساد و ظلم به انواع و اقسام گوناگون در عالم واقع مي‎شود كه عبارت است از همان شدت گرفتن قدرت و توان اهل باطل در باطل بودنشان. اما از طرف ديگر در جبهه حق تا قبل از سال 1357 هجري شمسي تحول خاص و قوي شبيه انقلاب كبير فرانسه رخ نداد تا بتوان تقويت و نيرو گرفتن جبهه اهل حق را هم مشاهده كرد. اگر چه يك سري مقدمات از سال 1342 تا 1357 در حال وقوع بودند و هنوز نتيجه اصلي و چشمگير كه بتواند عالم را متوجه خود كند وجود نداشت تا اينكه در 22 بهمن 1357 اين حادثه واقع شد و تحول بسيار بزرگ و اساسي در جبهه اهل حق هم صورت گرفت و آن عبارت بود از انقلاب عظيم اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) در ايران، كه باعث شكل گيري يك نظام و حكومت اسلامي در ايران شد كه در حقيقت تنها مدعي حق و مخالف سرسخت جبهه قوي اهل باطل شد و در مورد اين ايستادگي در برابر جبهه باطل و ظلم و فساد رهبر بزرگ اين انقلاب و نظام مقدس مي‎فرمايد: ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همة ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي‎شكنيم و با صدور انقلابمان، كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي است به سيطره و ظلم جهانخواران خاتمه مي‎دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل و امامت مطلقه حق،‌امام زمان (عج) هموار مي‎كنيم.
كه در حقيقت بايد گفت كه بعد از وقوع اين انقلاب تقابل واقعي بين حق و باطل صورت پذيرفت چرا كه تا قبل از آن حريف جدي براي اهل باطل وجود نداشت و اين انقلاب و نظام توانست كه يك حريف جدي و قدر براي اهل باطل باشد كه در مقابل ظلم و زورگويي‎هاي آنها بايستد و حتي پا را فراتر گذاشته و مدعي قدرت و حكومت جهاني و گسترش عدل و برچيده شدن ظلم و فساد در همة عالم شود كه در اين باره حضرت امام (ره) مي‎فرمايد: مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت (عج) است و... (صحيفة نور ج 21، ص 108)
و در جاي ديگري مي‎فرمايد:
من به صراحت اعلام مي‎كنم كه جمهوري اسلامي با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه‎گذاري مي‎كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت، پول و فريب را نگيرد.
و اين موضعگيري قوي و ايستادگي در برابر اهل باطل، آنها را بر آن داشت كه به هر نحو و ترتيبي كه شده از زمان تأسيس اين نظام به طرق مختلف مانند ترور، جنگ، تحريم اقتصادي و تهاجم فرهنگي و امروزه هم بحثهايي مثل حقوق بشر وانرژي هسته‎اي در مقابل اين نظام ايستاده و آن را نابود يا استحاله كنند رهبر معظم انقلاب در اين باره مي‎فرمايد:
اعتقاد من اين است: آنقدر كه اروپا و آمريكا به مسئله انرژي هسته‎اي تظاهر مي‎كنند و وانمود مي‎كنند نگران اين قضيه هستند، نگران نيستند، خودشان هم مي‎دانند كه ما به دنبال سلاح هسته‎اي نيستيم و... مسئله مشغول كردن نظام اسلامي است، يكي از اهداف عمده اينها اين است كه نظام اسلامي را مشغول كنند،‌ذهن مديران، مسؤلان و... را منحرف و غافل كنند،‌اين مسئله حل بشود، باز مسئله ديگري درست خواهد شد.
بيانات معظم له در ديدار مسئولان نظام 6 / 8 / 84.
حال كه اهميت اين انقلاب بزرگ در عالم كه به عنوان يك مخالف سرسخت ظلم و فساد در جبهه اهل حق آشكار شد مي‎توان گفت كه از مهم‎ترين سياستگذاري‎هايمان در عصر غيبت و آخر الزمان نسبت به پديدة ظهور تقويت آرمانها و اهداف اين نظام و گسترش و حفظ آن است تا همچنان كه اهل باطل روز به روز در بطلان خود قوي‎تر مي‎شوند اهل حق هم به رهبري اين انقلاب بزرگ كه در شرق بوجود آمده است كه در حديثي نبوي به آن اشاره شده:
ـ يخرج الناس من المشرق فيوطئون للمهدي؟ يفني سلطانه
مردمي از مشرق زمين به پا مي‎خيزند و زمينه را براي برپايي حكومت مهدي آماده مي‎سازند روز به روز تقويت و گسترش پيدا كند كه عبارت از تشكيل تمدن بين المللي اسلامي كه رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان نظام (83) به آن اشاره فرمودند:
ـ ما يك انقلاب اسلامي داشتيم، بعد نظام اسلامي تشكيل داديم، مرحله بعد تشكيل دولت اسلامي است، مرحلة‌بعد تشكيل كشور اسلامي، مرحلة‌ بعد تشكيل تمدن بين المللي اسلامي است،‌ما امروزه در مرحلة دولت اسلامي و كشور اسلامي قرار داريم...
بنابراين بايستي كه اگر اين نظام در طي اين مدت دچار آفت يا آسيبي شده آنها را برطرف كنيم و همچنين براي تحقق آرمانهاي آن در دو بعد داخلي و خارجي اقدام كرد.
از جمله آفتهايي كه نظام دچار آن شده مانند:
1. تفرقه و اختلافات در بين خوديها و جناحهاي معتقد به انقلاب و بين شيعه و سني كه در اين باره بنيانگذار كبير انقلاب مي‎فرمايد:
آنچه اين جانب را نگران مي‎سازد آن است كه ملت ما چون لشكر فاتحي است كه پس از فتح مغرور شود و از داخل رو به پوسيدگي و تشتت گذارد؛ و حريف ما چون لشكر شكست خورده‎اي است كه با حساب و توطئه مشغول به انسجام و بسيج قواست... من از تمام قشرهاي مذهبي و ملي و اسلام دوست و ملت و كشور خواه اكيداً و با تواضع مي‎خواهم كه به انسجام قبل از پيروزي برگردند. (صحيفة امام ج 9، ص 27.)
2. دومين آفت در بين حوزه‎هاي علميه و روحانيت مانند: خروج از زي طلبگي و ساده زيستي، عمل نكردن به علم و گفتار خود،‌يك بعدي نگريستن به اسلام، نفوذ در حوزه‎ها و خارج شدن فقه از مسير خود كه در مورد اين آفت هم حضرت امام (ره) مي‎فرمايند:
من از اين دو جهت نگران هستم. يك جهتي كه قبلاً عرض كردم كه زي طلبگي در بين ما ضعيف بشود يا از بين برود. يك جهت ديگر هم اين كه مبادا خداي نخواسته اختلاف پيدا شود كه هر دو اينها از باب اينكه شما در جايي واقع شده‎ايد كه مردم به شما توجه دارند و شما ارشاد مي‎خواهيد بكنيد مردم را،‌مبادا يك وقتي به واسطة خارج شدن ماها از زي طلبگي مردم را از ما منصرف كنند و انصراف از روحانيت منتهي مي‎شود به انصراف از اسلام. (صحيفة امام، ج 18، ص 18)
3. آفت سوم كه نظام از آن ضربه ديده است در حوزه مسئولين و مديران نظام مانند: اشتغال به كارهاي غير ضروري و غافل شدن از حل مشكلات مردم، خروج از ساده زيستي و گرايش به اشرافيگري، خود رايي و خارج از مقررات عمل كردن،‌سستي در پياده كردن احكام و مقررات اسلام كه در همين مورد هم حضرت امام (ره) مي‎فرمايند:
اگر بخواهيد بي‎خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاي پيشرفته انان و شياطين و توطئه آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد مردان بزرگ كه خدمتهاي بزرگ براي ملتهاي خود كرده‎اند اكثراً ساده زيست و بي علاقه به زخارف دنيا بوده‎اند. (صحيفه امام، ج 18،‌ص 471)
بعد از رفع اين آفتها كه بصورت سلبي معمولاً صورت مي‎گيرد در بعد ايجابي بايد در دو حوزه داخل و خارج از كشور اقداماتي صورت گيرد يا تقويت شوند.
در داخل كشور از ناحية‌مسئولين بايستي در سه رويكرد فرهنگي، سياسي و اقتصادي اقداماتي در جهت تقويت نظام و زمينه سازي براي ظهور صورت گيرد.
الف) بعد فرهنگي: فرهنگ در اصل هويت ملتها را تشكيل مي‎دهد و آنها را از وابستگي نجات مي‎دهد و استقلال به ارمغان مي‎آورد به فرموده مقام معظم رهبري:
فرهنگ ماية اصلي هويت ملتهاست فرهنگ ملت است كه مي‎تواند آن ملت را پيشرفته، عزيز، توانا، عالم و فناور،‌نوآور و داراي آبروي جهاني كند اگر فرهنگ در كشوري دچار انحطاط شد و يك كشور هويت فرهنگي خودش را از دست داد حتي پيشرفتهايي كه ديگران به آن كشور تزريق كنند نخواهد توانست آن كشور را از جايگاه شايسته‎اي در مجموعه بشريت برخوردار كند و منافع آن ملت را حفظ كند. 28 / 2 / 83 (در جمع كاركنان صدا و سيما)
فرهنگ مستقل به حدي اهميت دارد كه حضرت امام (ره) اسلامي شدن دانشگاه‎ها را داشتن فرهنگ مستقل مي‎دانند و حتي در جايي مي‎فرمايند:
ما از حصر اقتصادي نمي‎ترسيم، ما از دخالت نظامي نمي‎ترسيم، آن چيزي كه ما را مي‎ترساند وابستگي فرهنگي است. 1 / 2 / 59
تقويت بنيه فرهنگ اسلامي و غني خودمان هم توسط نهادهاي مختلف چون وزارت فرهنگ و ارشاد و تبليغات اسلامي و صدا و سيماست كه از اهميت ويژه‎اي برخوردارند و وظيفة ترويج اين فرهنگ در سطح داخل و خارج از كشور بر عهدة‌آنها مي‎باشد حتي در بحث خارج از كشور وزارت امور خارجه هم بايستي نهادهايي در سفارتخانه‎هاي ايران در ساير كشورها داشته باشد و بتواند با جديدترين و بهترين روشها فرهنگ غني و حق اسلامي را ترويج دهد.@#@ در مورد صدا و سيما رهبر معظم انقلاب مي‎فرمايند: حالا اين فرهنگ در دست شما كاركنان صدا و سيماست... امروز مهم‎ترين ابزار جنگ بين قدرتها در دنيا رسانه است و حتي قدرتهاي بزرگ هم با رسانه دارند كار مي‎كنند امروز تأثير رسانه‎ها و تلويزيونها و هنرها و اين شبكه‎هاي عظيم اطلاع رساني اينترنتي از سلاح و موشك و بمب اتم بيشتر است، امروز دنيا، يك چنين دنيايي است روز به روز هم دارند اين ميدان را گسترش مي‎دهند... من به شما عرض كنم كه جهت گيري اساسي صدا و سيما بايد درست در نقطه مقابل همان جهت گيري‎اي باشد كه آنها دارند آنها مي‎خواهند فرهنگ ملت را از گرايش به ايمان، ارزشها و گرايش به اصول اسلامي و استقلال هويت ملي برگردانند شما بايد درست نقطه مقابل اين كار را مورد اهتمام خودتان قرار دهيد... (بيانات مقام معظم رهبري در جمع كاركنان صدا و سيما 28 / 2 / 83)
از جمله تلاشهاي جبهه اهل باطل در بحث فرهنگ و رسانه تيره و مبهم جلوه دادن افق مقابل چشم نسل جوان مي‎باشد كه اين در اكثر فيلم‎هاي ساخته شده توسط آنها وجود دارد، نهادهاي فرهنگي چون صدا و سيما بايد بتوانند به گونه‎اي در برنامه‎ريزيهايشان جهت گيري كنند كه همراه با تقويت فرهنگ اصيل اسلامي و نشان دادن حقيقت فرهنگ غربي و اهل باطل اميد به آينده و تصوير روشن و شفاف از افقهاي پيش روي مردم نسبت به تاريخ و از همه مهمتر بحث ظهور و قيام منجي با انواع روشهاي موجود و كارامد. از ديگر نهادهاي مهم فرهنگي: نهادهاي آموزشي مثل دبيرستان و دانشگاه است كه بسيار مهم هستند در ترويج فرهنگ غني اسلامي و تقويت آن كه مورد تأكيد فراوان هم بنيانگذار نظام و هم رهبر معظم بوده است.
ب ـ در بعد دوم در بحث اقتصاد: نظامي كه داعيه دار حكومت جهاني مي‎باشد و داراي فرهنگ قوي و آرماني بلند دارد بايد كه از لحاظ اقتصادي هم مستقل باشد به احدي وابسته نباشد و براي پيشبرد اهداف فرهنگي خود هم در بحث فرهنگ اصيل اسلامي و هم در بحث آماده سازي براي ظهور نياز به پشتيباني اقتصادي مي‎باشد، همانطوري كه اهل باطل يكي از اساسي ترين حوزه‎هايي كه روي آن تأكيد داشته‎اند و با آن توانسته‎اند فرهنگ باطل و غلط خود را با رنگ و لعاب جذابي ارائه دهند بحث اقتصاد است (رجوع شود به پروتكلهاي صهيونيزم) و متأسفانه هم امروزه نبض اقتصادي جهان را در دست گرفته است و هر كس كه با آنها مخالفت كند با همين اهرم قوي با او به مقابله برمي‎خيزند كه يا او را به كلي محو كنند و يا منصرف كنند از مقابله با آنها كه از جمله همين تحريم اقتصادي شوراي امنيت و يا صندوق بين المللي پول كه در دست آنهاست.
بنابراين وظيفة مسئولان مملكتي اين است كه در بحث اقتصادي به حدي از استقلال برسند كه تحت تأثير اين اهرم فشار اهل باطل در پيشبرد اهداف عاليه فرهنگي و زمينه سازي ظهور قرار نگيرند كه بلكه بتوانند براي خود در جامعه بين المللي نيرو جمع كرده و از كشورهاي اسلامي ضعيف حمايت كنند در مقابل ظلم و ستم جبهه باطل.
ولي مهم اين جا اين است كه بتوانيم از اقتصاد سالم اسلامي استفاده كنيم و به استقلال برسيم نه اين كه دقيقاً از شيوه‎هاي اقتصاد ربوي كه اصلاً در دين ما و فرهنگ ما از آن نهي شده استفاده كنيم كه بر عكس روز به روز به آنها بدهكارتر شويم و به خاطر اين بدهي هايمان از مواضعمان كوتاه بياييم.
و از طرفي هم وقتي اقتصاد قوي شد و وضعيت معيشتي مردم هم بهتر شد اميد مردم هم به نظام بيشتر شده و پشتيباني آنها از نظام و مسئولين خيلي بهتر مي‎تواند در پيشبرد اهداف نظام مؤثر باشد.
حضرت امام (ره) در جايي مي‎فرمايند:
من اميدوارم كه... . اين مملكت به پيش برود و احكام اسلام در او جاري بشود و رفاه همة‌ مسلمانها و همة كساني كه در كشور اسلامي سكونت دارند حاصل بشود. (ص ن. ج 14، ص 183.)
و در مورد استقلال اقتصادي هم حضرت امام بيان مي‎فرمايند:
ما باز دست‎مان را دراز كنيم پيش آمريكا بگوييم گندم بده،‌يا پيش انگلستان بگوييم، چه بده؟!
من متأسفم واقعاً و همه متأسفند كه ما بايد احتياج داشته باشيم به دشمن‎هاي خودمان ما بايد خودكفا باشيم. (ص. ن، ج 10، ص 108)
ج ـ در بعد سياسي:‌اين يكي از مهم‎ترين ابعاد نظام اسلامي است كه مي‎تواند هم باعث حفظ نظام و هم تقويت آن شود و در عصر غيبت مي‎توان با موضعگيري صحيح در اين بعد زمينه سازي براي ظهور انجام داد بدين منظور در برنامه ريزيهايمان در عرصة سياست بايستي اصول و قواعد زير را رعايت كنيم:
1. قاعده نفي سبيل:‌ طبق آية 141 سورة نساء (لن يجعل الله الكافرين علي المؤمنين سبيلا: خداوند براي كافران راه سلطه و نفوذ عليه مسلمانان قرار نداده است.)
اين قاعده به معناي نفي سلطه اجانب و عدم جواز مداخله آنان مي‎باشد مثل: عدم پذيرش تحت الحمايگي، عدم اتكال به قدرتهاي بزرگ و نفي سازش با قدرتهاي فاسد و سلطه جو مي‎باشد حضرت امام در اين باره مي‎فرمايد:
ما به حسب دستور اسلام نه ظالم هستيم و نه مظلوم، نه مي‎توانيم زير بار ظلم برويم و نه خود ظلم كنيم. (ص. ن، ج 14،‌ص 68).
2. اصل دعوت: ‌در مفهوم دعوت يا تبليغ دو نظر هست: عدّه‎اي به نقش ترويج دعوت به اين صورت كه ساير كشورها به شيوة آمر و مأمور به پذيرش اسلام فراخوانده مي‎شوند و نظر ديگر به نقش تبييني دعوت به اين نحو كه افكار و آراي اسلام را در معرض افكار عمومي بين المللي قرار مي‎دهيم تا به رويكردهاي مملكت اسلامي پي ببرند در اين مورد حضرت امام به قاعده تدرّج اعتقاد دارند يعني ابتدا به تبيين اعتقادات و سپس به ترويج آن اهتمام مي‎شود. در اين باره حضرت امام مي‎فرمايند: ما مي‎خواهيم با دعوت، اسلام را به همه جا صادر كنيم نه با سرنيزه. (همان، ج 18، ص 132 ـ 126)
3. اصل تولي و تبري:‌اين دو در فروع دين اسلام هم آمده است كه بايستي نسبت به دوستان خدا دوست بود و نسبت به دشمنان او دشمن بود كه همان جبهه اهل باطل مي‎باشند در حالي كه دوستان خدا عبارتند از جبهه حق و همين سياست هم در زيارت عاشوراي امام حسين ـ عليه السّلام ـ اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم آمده است كه يكي از اساسي ترين سياست‎هاي شيعه مي‎باشد،‌در عرصة‌سياست اين اصل در سه وجه:
3 ـ 1: روابط برادرانه با كشورهاي اسلامي كه در حقيقت همان تقويت جبهه اهل حق مي‎باشد،‌است حضرت امام (ره) در اين باره مي‎فرمايد: ما دست برادري به تمام ملتهاي اسلامي مي‎دهيم و از تمام آنان براي رسيدن به هدف‎هاي اسلامي استمداد مي‎كنيم (همان، ج 6، ص 122).
3 ـ 2: روابط دوستانه با كشورهاي كافر غير دشمن: ما حتي ادعاي حمايت از نوع بشر حتي غير مسلماني كه نسبت به او ظلم مي‎شود را هم داريم تا اينكه اين روابط زمينه ساز حكومتي عادلانه در كشورهاي مستضعف گردد. حضرت امام (ره) در اين باره مي‎فرمايند:
همان مردمي كه تصميم دارند با صدور پيام انقلاب اسلامي‎شان نه تنها كشورهاي اسلامي كه مستضعفان جهان را به اسلام عزيز و حكومت عدل اسلامي آشنا سازند. (ج 19،‌ص 49 ـ 41)
3 ـ 3: روابط خصمانه با كشورهاي كافر دشمن: كه همان تبري است و مقابله حقيقي در مقابل جبهه باطل مي‎باشد حضرت امام (ره) در اين مورد مي‎فرمايد:
تا قطع تمام وابستگيها به تمام ابرقدرتهاي شرق و غرب،‌مبارزات آشتي ناپذيرانه ملت عليه مستكبرين ادامه دارد. (همان ج 11، ص 265).
4. ايجاد وحدت بين مسلمين:‌براي اينكه اين جبهه اهل حق هر چه قوي تر باشند بايد كه بين مسلمانان اتحاد بوجود بياوريم و آنها را عليه دشمنانمان متحد كنيم و از جمله مسائلي هست كه رهبر معظم انقلاب درباره آن مي‎فرمايد: اما امروز در ميان دردهاي گوناگون مسلمانها، آنچه بزرگتر از همه و ام الامراض ديگر دردهاست تفرقه مسلمانهاست (24 / 8 / 83 ديدار مسئولين نظام و سفراي كشورهاي اسلامي)
چرا كه يكي از اساسي‎ترين سياست‎هاي جبهه باطل ايجاد اختلاف بين مسلمانان و غافل كردن آنها از همديگر است تا بتواند به راحتي در برابر هر يك از آنها جداگانه ايستاده و مبارزه كرده و آنها را از عالم اسلام جدا كنند مثل مصيبتي كه در ماجراي كشور اندلس پيش آمد.
اما در نهايت اين نوشته را با اين جمله حضرت امام (ره) به پايان مي‎برم كه فرمود:
البته پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمي‎توانيم بكنيم، اگر مي‎توانستيم مي‎كرديم اما چون نمي‎توانيم بكنيم ايشان (حضرت مهدي (عج» بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم... اما ما بايد فراهم كنيم كار را، فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم،‌كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم برآمدن حضرت ـ عليه السّلام ـ. (ص. ن، ج 20،‌ص 198).
عليرضا شمشيري - خورشيد هدايت (ويژه نامه مهدويت)، روزنامه رسالت، دي 1384
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :