امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
1029
دامان پرگهر(مادران و انقلاب)
با رجوع به انديشه هاي بنيانگذار فقيد انقلاب مي توان دريافت كه نگاه ايشان به زن و جايگاه او در اجتماع نگاهي عميق، دقيق، روشن بينانه و پيگير است. چرا كه همواره در تفكر ايشان زن جايگاه بسيار والايي داشته است كه در برخي از موارد از مرد هم بالاتر است و البته نبايد فراموش نمود كه انديشه ايشان، به تمام برگرفته از اسلام ناب است. در اين مجال اندك با يك نگاه مقايسه اي به جايگاه زن در جامعه، قبل و بعد از انقلاب اسلامي در انديشه امام راحل ـ رحمه الله ـ بر آن هستيم تا قدري به آينده وضعيت زنان در جامعه، (البته دلسوزانه و با دقت فراوان) بينديشيم و براي سئوال هاي بسياري كه در ذهن ايجاد مي شود پاسخي مناسب و در خور بيابيم:
1. زنان و دوران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي
از ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله ـ نوع نگرش به زن در رژيم پهلوي، نگرشي فاسد، ابزاري و برگرفته از غرب بوده است. زن به مثابه ابزاري براي برآوردن نيازهاي مادي و حيواني مردان، ابزاري كه پيشرفت آن به معناي تنوع ظاهري و همگون با مدهاي رايج و ارضاي غرايز شهواني جنس مخالف البته در لواي عناويني زيبا و آراسته همچون آزادي زنان يا زن مترقي و... به متن جامعه تزريق مي شد.
حضرت امام ـ رحمه الله ـ در جايي به اين نكته اشاره نموده اند كه: قلمهاي مسموم خطاكار و گفتار گويندگان بي فرهنگ در نيم قرن سياه و اسارت بار عصر ننگين پهلوي زن را به منزله كالايي خواستند در آورند و آنان را كه آسيب پذير بودند به مراكزي كشيدند كه قلم را ياراي ذكر آن نيست. هر كس بخواهد شمه اي از آن جنايات مطلع شود به روزنامه ها، مجله ها و شوهاي اوباش و اراذل زمان رضاخان از روزگار تباه كشف حجاب الزامي به بعد مراجعه كند و از مراكز، مجالس و محافل فساد آن زمان سراغ بگيرد.[1]
كافي است نسل حاضر كه آن روزگار سياه را درك نكرده اند به كتاب ها، شعر ها، نوشته ها، نمايشنامه ها، تصنيف ها، روزنامه ها، مجله ها و مراكز فحشا و قمارخانه و شرابفروشي ها و سينما ها كه همه يادگار آن عصر بودند بنگرند و يا از آنان كه ديده اند بپرسند و نيز سؤال كنند كه نسبت به زن، اين قشر انسان‌پرور و آموزگار چه ظلم ها و خيانت هايي در ظاهر فريبنده اي به اسم زن مترقي روا داشتند.[2]
امام ـ رحمه الله ـ وضعيت زنان در زمان رژيم طاغوت را به زنان جاهليت تشبيه نموده و اشاره مي كنند كه در آن زمان نيز همچون عصر جاهليت مقام معنوي زنان ناديده گرفته شده و تا حد يك كالاي مادي تنزل پيدا كرد، ايشان در جاي ديگر در همين راستا فرموده اند: در يك موقع ديگر زن در ايران ما مظلوم بود و آن دوره شاه سابق بود و شاه لاحق بود. با اسم اين كه زن را مي خواهند آزاد كنند به زن ظلم ها كردند، زن را از آن مقام شرافت و عزت كه داشت پايين كشيدند، زن را از آن مقام معنويت كه داشت شئ كردند... زن ها و جوانان ما را فاسد الاخلاق كردند.[3] آن چه مسلم است اين است كه زناني كه با تفكر رايج و شرايط مورد نظر حكام زمانه كوچك ترين مخالفتي مي نمودند با توجه به ماهيت استبدادي حكومت مورد آزار و اذيت قرار گرفته و در لواي دفاع از آزادي از بسياري از حقوق طبيعي خويش محروم مي شدند. از سوي ديگر در سايه چنين نگرشي حضور اجتماعي زن نيز تنها به حضور تبليغاتي و ويتريني زن در جامعه خلاصه مي شد. تا آزادي زن كه در واقع همان آزادي بهره برداري مادي از زن در اجتماع بود محقق شود. طبيعي است كه ديگر حساسيت نسبت به مسايل روز، نحوه اداره جامعه و بطور كلي مسايل فرهنگي، سياسي و اجتماعي از سوي زنان نه تنها هيچ جايگاهي نداشت بلكه با آن به شدت برخورد مي شد. در واقع رژيم پهلوي با آن ها كه مي خواستند برخلاف قواعد رايج و فاسد مورد نظر آن ها رفتار كنند برخورد سلبي انجام مي داد. به بيان ديگر نه مي توانست كساني را كه به دنبال رعايت عفت و پاكدامني و تقوا... به خصوص در سطح جامعه ـ بودند را تحمل كند و نه كساني را كه به دنبال دخالت در امور اجتماعي و عكس العمل نسبت به مسايل سياسي و اجتماعي و... بودند.
امام ـ رحمة الله ـ در همين رابطه مي فرمايد: در ايران زنان با شخصيت كه خواستار حقوق انساني خود هستند و اكثريت زنان ايراني را تشكيل مي دهند، امروز (1357) همه عليه شاهند و سرنگوني او را خواستارند و همه آنان امروز مي دانند كه آزادي در منطق شاه يعني به انحطاط كشانيدن زن از مقام انساني او و در حد يك وسيله با او رفتار كردن، زن در منطق شاه يعني پر كردن زندان ها از زنان ايراني كه حاضر نيستند به پستي هاي اخلاقي شاهانه تن بدهند.[4]
2. نقش زنان در جريان پيروزي انقلاب اسلامي (تحول زنان در جريان نهضت اسلامي)
بر هيچ كس پوشيده نيست كه زنان نقش بسيار مهمي در پرورش نهضت اسلامي ايفا نموده و حقيقتاً در مواردي نقش سنگين تر و موثرتري را نسبت به مردان در جريان مبارزه داشتند اهميت بيشتر آن زماني آشكار مي شود كه به اين نكته مهم اشاره نماييم كه زنان نه تنها در برخي موارد در صحنه مبارزه حضور جدي و فعال داشته و خود در خط مقدم مبارزه حاضر مي شدند بلكه مشوق اصلي مردان و همسران خويش براي شركت در اين مبارزه به حساب مي آمدند و نقش موثر ديگر آنان، تربيت فرزندان صالح براي ادامه راه و آينده نهضت اسلامي بود كه از اهميت ويژه اي برخوردار است.
امام ـ رحمه الله ـ با اشاره به اين مهم مي فرمايد: ما نهضت خودمان را مديون زنها مي دانيم. مردها به تبع زنها در خيابان ها مي ريختند، تشويق مي كردند زن ها مردان را، خودشان در صف هاي جلو بودند. زن يك همچو موجودي است كه مي تواند يك قدرت لايزال، يك قدرت شيطاني را بكشد.[5]
امروز زن هاي شير دل طفل خود را آغوش كشيده و به ميدان مسلسل و تانك دژخيمان رژيم مي روند، در كدام تاريخ چنين مردانگي و فداكاري از زنان ثبت شده است.[6]
در همين زمينه رهبر حكيم و فرزانه انقلاب نيز بياناتي داشته اند كه ذيلاً به چند نكته آن اشاره مي كنيم:
زنان در پيروزي انقلاب اسلامي داراي دو نقش مثبت و موثر بودند. نقش اول آن ها فعاليت مثبت و مستقيم در مبارزه خود و نقش بعدي زنان كه از اهميت بيشتر برخوردار است نقش صبر، شكيبايي، مساعدت و تحمل مشكلات ناشي از مبارزه بود. بسياري از زنان در انقلاب اسلامي مشوق همسران خود بودند و معمولاً در انقلاب بيشترين مشكلات متوجه همسران مبارزان بود. در دو سه سال آخر مبارزه ناگهان نقش بانوان در پيروزي انقلاب اسلامي و قيام عظيم مردم دچار برجستگي عظيمي شد و خانم ها اولين راهپيمايي خطرناك را شروع كردند و در ميادين پر خطر مبارزه، حضور فعال و چشم‌گيري داشتند.
بانوان پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز جزء اولين پاسخ دهندگان به همه دعوت هاي بزرگ انقلابي هستند و تا امروز در ميدان فعاليت و مبارزه، زن ها به مراتب جلوتر از مرد ها هستند.[7]
3. نقش زنان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
مهمترين نكته در اين زمان، تحول شگرفي است كه در نحوه نگرش به جايگاه زنان در جامعه اتفاق افتاد. كه بي شك در پرتو تعاليم عاليه و نوراني اسلام ناب محمدي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ حاصل شد. نگرش ابزار گونه و حيواني ساخته و پرداخته غرب، جاي خود را به نگاه معنوي و الهي به زن و در نظر گرفتن ارزشهاي والاي اين گوهر گران سنگ بخشيد. انگاره اي كه بي‌ترديد راه را بر استثمار مادي زن تحت لواي الفاظ فريبنده آزادي زنان و حقوق زنان و... مي بست و راه را براي پيشرفت و تعالي حقيقي زنان هموار مي كرد. در اين تفكر زن به عنوان موجودي كه همزمان مي تواند سه نقش بسيار مهم همسري، مادري و عنصر موثر اجتماعي را به اتفاق ايفا كند مورد نظر است و در سايه همين نگاه است كه نهضتي همچون انقلاب اسلامي توانست بدون امكانات مادي بر رژيم قدرتمند طاغوت غلبه كند. اين نكته تا آن جا مهم است كه امام راحل ـ رحمه الله ـ زن را به مثابه يك دستگاه انسان سازي با قرآن كريم مقايسه مي كند ـ كه براي ساختن ابناء بشر نازل شده است ـ ايشان در همين رابطه مي فرمايد: در اين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند، زنان مردان شجاع در دامان خود بزرگ مي كنند و قرآن كريم انسان‌ساز است و زنان نيز انسان ساز. وظيفه زن ها انسان سازي است. اگر زن هاي انسان ساز از ملت گرفته شود، ملت ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد.[8]
ممكن است كه يك بچه اي كه شما خوب تربيت بكنيد يك ملت را نجات بدهد و توجه داشته باشيد كه بچه هاي خوب تحويل جامعه بدهيد و آموزشتان با پرورش باشد.[9]
4. زنان و آينده انقلاب اسلامي
آن چه مسلم است اين است كه تنها به مفاهيم والاي انساني مكتب اسلام است كه پيشرفت، تعالي و سعادت حقيقي براي زنان جامعه و به دنبال آن كل جامعه ايجاد مي شود و همين نگاه بود كه توانست انقلاب را به پيروزي برساند و تحمل هشت سال جنگ طاقت فرسا را براي آنان سهل و آسان نمايد. يعني همان روحيه بسيجي كه عالي ترين نمونه آن بانوي بزرگ عالم حضرت صديقه طاهره ـ سلام الله عليها ـ است. هموكه هم نقش مادري خويش را به طور كامل ايفا نمود و بهترين فرزندان تاريخ بشريت را تحويل جامعه داد و هم نقش همسري خود را در كنار امير المومنين ـ عليه السلام ـ در عالي ترين شكل خود به انجام رساند و هم حضور جهادي و مملو از بينش عميق الهي خويش را در راه دفاع از ركن ركين ولايت شيعه نمايان ساخت.
[1]. صحيفه نور ـ ج12 ـ ص 73.
[2]. صحيفه نور ـ ج 16 ـ ص 126.
[3]. صحيفه نور ـ ج 6 ـ ص 185.
[4]. صحيفه نور ـ ج 22 ـ ص 153.
[5]. صحيفه نور ـ ج 6 ـ ص 185.
[6]. صحيفه نور ـ ج 2 ـ ص 143.
[7]. روزنامه جمهوري ـ www. Irowomen . ir 66/11/71.
[8]. صحيفه نور ـ ج 5 ـ ص 153.
[9]. صحيفه نور ـ ج 8 ـ ص 119.
@#@
رهبر فرزانه انقلاب در جايي به تشريع جايگاه والاي زن پرداخته و فرموده اند: نقش زنان در انقلاب ثابت كرد كه زن در سايه ايمان و آگاهي و بدور از فسادي كه دنياي غرب براي او درست كرده است مي تواند نقش اول را در تحولات تاريخي و جهاني ايفا كند. ثابت كرد كه افتخار و عظمت زن در چيزهايي كه دست هاي آلوده صهيونيسم براي او در دنياي منحط كنوني فراهم آورده نيست. بلكه زن در سايه مهارت و عفت و احساس مسئوليت است كه مي تواند دوشادوش مردان و در مواردي جلوتر از آنان گام بردارند.[1]
با توجه به مسايل مذكور تا حدي مي توان دريافت كه حضور اجتماعي زن و جايگاه او در جامعه اسلامي كجاست و چه مفاهيمي را در بر مي گيرد.
مقايسه شرايط موجود با تعاريف به دست آمده سؤالات فراواني را در ذهن ايجاد نموده و انسان را به تامل وا مي دارد كه خود شما خوانندگان را به يافتن پاسخ هاي مناسب براي آن ها دعوت مي كنيم:
1. وضعيت امروز دختران و زنان جامعه ما تا چه حد با الگوي آرماني و مد نظر معماران انقلاب اسلامي فاصله دارد؟ و چه عللي باعث ايجاد چنين فاصله اي شده است؟
2. تعريف دقيق و منطقي و در يك كلام اسلامي حضور اجتماعي زن و جايگاه زن در جامعه چيست؟
3. چه كساني متوليان فرهنگسازي در زمينه بانوان و حضور اجتماعي آنان هستند؟
4. مقتضيات زمان و نيازهاي روز تا چه حد در اين موضوع نقش دارد؟
5. تأثير تهاجم فرهنگي در مسئله جايگاه زن و حضور اجتماعي او تا چه حد و چگونه است؟
6. راهكارهاي عملي براي از بين بردن موانع و تحقق چنين آرمان بلندي چيست و تا چه حد اين راهكار ها براي مسئولين امر شناخته شده است؟

[1]. روزنامه جمهوري 23/4/68. www . irowomen . ir.
مصطفي شهريار - ويژه نامه نشريه شما، دهه فجر 1383، ص 24 و 25
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :