امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1649
نقش جوانان در پيروزي انقلاب اسلامي
قشر جوان در هر جامعه‎اي به لحاظ برخورداري از توان، انرژي و استعدادهاي فراوان قادر است، نقش تعيين كننده‎اي در آينده آن جامعه داشته باشد و جوانان در هر جامعه‎اي سرمايه اصلي آن جامعه‎ محسوب مي‎گردند كه مي‎توانند زمينه‎هاي رشد و پيشرفت آن جامعه‎ را در عرصه‎هاي مختلف علمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، هنري،‌ورزشي و... فراهم نمايند. در كشور ما نيز نسل جوان، سهم بزرگي از تحولات و پيشرفتهاي كشور را بر عهده داشته و شاهد حضور جوانان در عرصه‎هاي مختلف از شكل‎گيري انقلاب گرفته تا پيروزي آن و پس از پيروزي انقلاب اسلامي بوده و هستيم. نوشتار حاضر كنكاشي است هر چند مختصر در خصوص نقش جوانان در شكل‎گيري و پيروزي انقلاب اسلامي، در بررسي و تحليل اين موضوع، نگاهي خواهيم داشت به نحوة برخورد رژيم گذشته با جوانان و ويژگيهاي جوانان قبل از انقلاب تا درك صحيحي از چرايي حضور جوانان در شكل گيري انقلاب اسلامي و همراه شدن آنان با اهداف انقلاب اسلامي داشته باشيم سپس عرصه‎ها و مراكز اصلي حضور جوانان و فعاليت آنان در شكل گيري انقلاب اسلامي را مورد ارزيابي قرار مي‎دهيم و در پايان نقش جوانان در انقلاب اسلامي را از ديدگاه امام خميني (ره) از نظر مي‎گذرانيم.
جوانان و رژيم گذشته
جوانان در رژيم گذشته مورد بي‎مهري قرار گرفته و توانمنديها و تواناييهاي آنان ناديده گرفته مي‎شد. خلاقيت، نوآوري و... جايي در رژيم گذشته نداشت، دغدغه اصلي آن رژيم، حاكم ساختن فرهنگ غربي در كشور و گرايش به غرب تحت لواي رسيدن به تمدن و پيشرفت بود با چنين تفكري فرهنگ ديني و ملي مورد بي توجهي قرار گرفته و با ارزشها و باورهاي ديني مقابله مي‎شد و تلاش نمودند جوانان را با تشويق به فساد و مراكز فحشاء و دامن زدن به آن، نسبت به فرهنگ و سرنوشت كشور بي‎تفاوت نموده و فكر و خلاقيت را از جوانان گرفته و اين عناصر سازنده كشور را به عناصري بي‎تأثير و بي‎مصرف تبديل سازند مرحوم امام در اين باره فرمودند: «اصل برنامه اين بوده است كه جوان‎هاي ما را به فساد بكشند براي اينكه مبادا يك قدرتي در مقابلشان قيام كند... اينها مي‎خواستند هر فكري را كه احتمال بدهند كه اين فكر در مقابل آنهاست از بين ببرند... مراكز فسادي كه سرتاسر مملكت بود جوان‎ها را مشغول مي‎كرد به امور شهواني كه به كلي افكار را از دستشان مي‎گرفت.»[1] «آنها بنا داشتند جوانهاي ما را فاسد كنند تا اينكه بي تفاوت بشوند راجع به مسايل خودشان و هر قضيه‎اي و هر بلايي سرشان بيايد... اين جوان ديگر نمي‎تواند فكر بكند به اين كه سر مملكت چه آمده است.»[2] در چنين شرايطي نهضت اسلامي و آرمانهاي بلند امام (ره) موجب آگاهي و بيداري جوانان شد، آنان هويت از دست رفتة خويش را در اين نهضت يافتند و امام (ره) به آنان شخصيت و هويت بخشيد، آنان كه مي‎ديدند منابع سرشار كشور پيش چشمان ملت توسط اجانب به يغما برده شده و دولتمردان وقت تنها به فكر عيش و نوش خويش هستند و توجهي به كشور و مردم ندارند، سعادت و رهايي از چنگال ظلم و بي‎عدالتي را در آرمانهاي بلند امام يافتند و نهضت اسلام خواهي و عدالت طلبي امام را با دل و جان همراهي كردند و به تعبير زيباي شهيد مطهري نداي امام خميني (ره) از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملت بر مي‎خاست، مردمي كه در طول چهارده قرن حماسة محمد، علي، زهرا، حسين، زينب، سلمان، ابوذر... و صدها هزار زن و مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسه‎ها با روحشان عجين شده بود، بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند علي را و حسين را در چهرة او ديدند او را آينة تمام نماي فرهنگ خود كه تحقير شده بود تشخيص دادند، امام چه كرد؟ او به مردم شخصيت داد، خود واقعي و هويت اسلامي آنها را به آنان بازگرداند، آنها را از حالت خودباختگي خارج كرد اين بزرگترين هديه‎اي بود كه رهبر به ملت داد او توانست ايمان از دست رفتة مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن كند.»[3]
مراكز اصلي حضور جوانان در شكل گيري انقلاب اسلامي
سه مركز عمده در روند انقلاب اسلامي نقش تعيين كننده‎اي داشتند، اين مراكز كه پايگاهها و كانونهاي اصلي مبارزه و انقلاب بودند در تعميق و گسترش آرمانها و شعارهاي انقلاب اسلامي و پيشبرد نهضت تأثير بسزايي داشتند و مراكز اصلي حضور جوانان در شكل‎گيري و پيروزي انقلاب اسلامي محسوب مي‎شدند بگونه‎اي كه نام اين مراكز تداعي كنندة حضور پرشور جوانان و آميخته با نام آنان بود. اين سه مركز عبارت بودند از مسجد، حوزة علميه و دانشگاه كه ما به صورت گذرا اشاره‎اي خواهيم داشت به نقش جوانان در اين مراكز، در پيشبرد اهداف انقلاب و به ثمر رساندن آن؛
الف) مساجد
مساجد يكي از مراكز و پايگاههاي اصلي در روند شكل‎گيري انقلاب اسلامي بودند فعاليت‎هاي مختلف مبارزين به ويژه جوانان در مساجد و نماز جماعت، سخنراني،‌ارشاد و تبليغ، تجهيز مبارزان انقلابي و اطلاع رساني اين نهاد مقدس را به عنوان اصلي‎ترين پايگاه نهضت قرار داد و مسجد توانست نقش ديرينة خود را در صدر اسلام بازيابد.[4]
روحانيت مبارز در سنگر محراب و منبر به تبيين تفكر سياسي اسلام و نشر اهداف نهضت و افشاگري در زمينة فجايع رژيم ستمشاهي و آثار شوم سلطة خارجي و توطئه‎هاي استكبار جهاني پرداخت و با بازگو كردن بيانيه‎ها و اعلاميه‎ها و سخنان رهبر انقلاب، آگاهي مردم به ويژه نسل جوان را نسبت به آرمانهاي اسلامي و فجايع نظام ستمشاهي رشد و تعميق بخشيد. حضور جوانان در مساجد و ارتباط آنان با روحانيت مساجد را در متن مبارزات مردمي قرار داده بود نيكي آركدي نويسنده و محقق آمريكايي معتقد است «طبقة وسيعي از تحصيل كرده‎ها، دانشجويان طبقة سياسي جديد و تهيدستان شهري تحت تأثير و سازماندهي مساجد ستون فقرات سياست نوين مردمي را فراهم ساختند.»[5] حضور جوانان در مساجد و فعاليت‎هاي مختلف مبارزاتي آنان و نقش محوري مساجد در پيشبرد اهداف نهضت اسلامي، موجبات نگراني رژيم را فراهم نمود از اين تلاش مي‎نمود كه با ترفندهاي مختلف از جمله ايجاد پايگاه‎هاي موازي براي تجمع جوانان مثل سينماها كانون‎هاي باصطلاح هنري و رواج فساد، دستگيري روحانيون و ائمه جماعات، تحت كنترل درآوردن برنامه‎هاي مساجد و نظارت شديد بر مساجد، شكستن حرمت مساجد و مسدود كردن و تعطيل نمودن مساجد و... در نقش مساجد خلل ايجاد نمايد و آن را از محوريت مبارزات دور نموده و جوانان را از مساجد باز دارد[6] اما هيچ كدام از شگردهاي رژيم نتوانست در جايگاه محوري مساجد تزلزلي ايجاد نمايد و مساجد كماكان بعنوان پايگاه اصلي مبارزات ايفاي نقش مي‎كردند. روحانيون و ائمة جماعات در دوران انقلاب از مساجد براي سازماندهي و هدايت مبارزات مردمي، اطلاع رساني و آگاهي بخشي به مردم به ويژه نسل جوان و... بهره مي‎بردند و با تقسيم مناطق و پايگاه قرار دادن هر مسجد در آن منطقه حركات نهضت را هماهنگ مي‎كردند در تهران مسجد قبا مركزيت اين تشكيلات بود كه تحت نظر شهيد دكتر مفتح اداره مي‎شد، مسجد جليلي به امامت آيت الله مهدوي كني، مسجد اميرالمؤمنين به امامت آيت الله موسوي اردبيلي، مسجد لرزاده به امامت حجت الاسلام عميد زنجاني، مسجد رستم آباد به امامت حجت الاسلام شاه آبادي (ره)، مسجد ارك، مسجد جاويد، مهديه تهران و... از مراكز فعال تجمع و سازماندهي نيروها و چاپ و نشر اعلاميه‎ها و نوارهاي انقلابي بود حضور و فعاليت جوانان به اين مراكز عبادي و سياسي پويايي و رونق خاصي بخشيده بود به عنوان نمونه مسجد رستم آباد در شميران از سال 1350 كانون مبارزه و تربيت جوانان بود و سازماندهي و رهبري گروه حزب الله در اين مسجد انجام مي‎شد.[7] همچنين در ساير شهرها مساجد كانون اصلي مبارزه و مركزي براي حضور و فعاليت جوانان بوده و سازماندهي فعاليت‎هاي مبارزاتي و گروههاي مبارزه در اين مراكز صورت مي‎گرفت.[8]
حوزه ‌علميه و مدارس علوم ديني
يكي ديگر از عرصه‎هاي حضور جوانان در نهضت اسلامي حوزه‎هاي علميه و مدارس علوم ديني بود كه جوانان متدين و آگاه را خود پرورش داده بود و آنان تحت هدايت و راهنمايي علماي بزرگ به مقابله و مبارزه با رژيم مي‎پرداختند. حوزه با همة موجوديت خود از مراجع تقليد گرفته تا اساتيد و طلاب جوان پشت سر رهبري نهضت قرار گرفت و حمايت بي‎دريغ خود را بنابر رسالت خويش نثار نهضت كرد. طلاب حوزه علميه با ايجاد شبكه‎هاي ارتباطي مستقيم با اقشار و گروه‎هاي مختلف، پيام نهضت و رهبري آن را در سطح جامعه‎ منتشر نمودند و نقش زيادي در پيشبرد اهداف نهضت ايفا كردند.»[9] «پايگاه اصلي طلاب جوان انقلابي در قم مدرسة فيضيه، حجتيه، خان، حقاني و مسجد امام حسن عسگري ـ عليه السّلام ـ بود كه به مناسبت‎هاي مختلف مورد تجاوز ساواك قرار مي‎گرفت در اين ميان، مدرسة فيضيه پايگاه اصلي تلقي مي‎شد و تا سال 54 كه كاملاً تعطيل شد، هر از چندي مورد حملة نيروهاي ساواك قرار مي‎گرفت.»[10] در ساير شهرها نيز مدارس علميه از كانون‎هاي اصلي مبارزه محسوب مي‎شدند در اينجا به نمونه‎هايي از فعاليت طلاب جوان حوزة علميه در پيوندي انقلاب اسلامي اشاره‎اي گذرا خواهيم داشت؛
الف) در مقابله با «انقلاب سفيد» و رفراندم رژيم، طلاب حوزه‎هاي علميه و مدارس علوم ديني آنچنان حضور پرشوري داشتند كه مأموران انتظامي در قم به مدرسه فيضيه حمله كرده و در صحن مدرسه به تيراندازي و مجروح كردن طلاب پرداختند و از رفت و آمد طلاب و روحانيون به خيابانها به شدت جلوگيري كرده، مدارس علوم اسلامي را در محاصره قرار داده و هيچ كس را نمي‎گذاشتند از مدرسه خارج شود[11] در تهران نيز بسياري از روحانيون و طلاب و تعدادي از دانشجويان را دستگير نمودند و مورد ضرب و شتم قرار دادند در مشهد نيز رژيم مجبور به محاصره مدارس علوم ديني و منازل علماء و مسجد گوهرشاد شد.[12]
[1] . صحيفة نور، ج 7، ص 269.
[2] . صحيفة نور،ج 9 ص 138.
[3] . مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران،‌انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1368،‌ص 119 و 120.
[4] . ميزباني، مهناز، صدري، منيژه، نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382 ص 11.
[5] . آر، كدي، نيكي، بررسي تطبيقي انقلاب مشروطيت و انقلاب اسلامي، ترجمه حسينعلي نوذري، روزنامة ايران، 18/6/75.
[6] . ميزباني، مهناز، صدري، منيژه، نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، پيشين، ص 69 تا 141 (متن اسناد تلاش رژيم براي به انزوا كشيدن مساجد و دور كردن جوانان و گزارشهاي ساواك از فعاليت‎هاي مساجد مختلف).
[7] . ميزباني، مهناز، صدري، منيژه، نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، پيشين، ص 45 ـ‌47.
[8] . ر. ك: نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، پيشين، اسناد ساواك، ص 69 تا 141.
[9] . حميد زنجاني، عباسعلي، گزيدة انقلاب اسلامي و ريشه‎هاي آن، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1376، ص 24 و 25.
[10] . جعفريان، رسول،‌جريانها و جنبشهاي مذهبي ـ سياسي ايران سالهاي 1320 ـ 1357، تهران مؤسسه فرهنگي دانش و انديشة معاصر، 1381، ص 149.
[11] . روحاني، سيد حميد، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني (ره) ، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376، ج 1، ص 250 و 251.
[12] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 267 و 268.
@#@
ب) حملة‌رژيم به مدرسه فيضيه در دوم فروردين 42 و همزمان به مدرسة‌ طالبيه تبريز[1] و به خاك و خون كشيدن روحانيون و طلاب جوان حاكي از نفرت رژيم از روحانيت و نقش محوري آنان در نهضت اسلامي بود كه رژيم در تلاش بود با چنين حركتي و با ايجاد رعب و وحشت آنان را از ادامه مبارزه باز دارد! غافل از اينكه چنين تلاشهاي مذبوحانه‎اي راه بجايي نبرده كه بر شور و هيجان مبارزات مردمي خواهد افزود كما اينكه به دنبال اين جنايت موجي از اعتراضات و تظاهرات سراسر كشور را فرا گرفت.
ج) طرح اعزام طلاب به سربازي نيز از طرحهاي رژيم بود كه با هدف دور ساختن طلاب جوان از صحنة مبارزات انجام مي‎گرفت و بيانگر نقش و تأثير طلاب جوان در نهضت بود كه رژيم را به هراس انداخته و اينگونه به مقابله با آن پرداخت اما سخنان امام (ره) موجب شد كه ابتكار عمل از دست رژيم گرفته شود امام (ره) فرمودند: نگران نباشيد تزلزل بخود راه ندهيد و با كمال رشادت و سربلندي و روحي قوي بايستيد شما هر كجا كه باشيد سربازان امام زمان (عج) مي‎باشيد و بايد به وظيفة سربازي خود عمل نماييد، رسالت سنگيني كه اكنون بر عهده داريد،روشن ساختن و آگاه كردن سربازان است. از نظر روحي و هم از نظر جسمي خود را قوي سازيد.»[2] اين رهنمود امام موجب شد كه دامنة‌نهضت تا داخل پادگانهاي نظامي نيز گسترش پيدا نمايد و علي رغم محدوديتهايي كه براي روحانيون و طلاب در محيط سربازي فراهم شده بود با اين حال آنان به وظيفة ارشاد و تبليغ خويش ادامه مي‎دادند.
د) دستگيري امام (ره) و قيام خونين پانزده خرداد كه منجر به اوج گيري نهضت مردمي شد نيز يكي از صحنه‎هاي حضور جوانان به ويژه طلاب علوم ديني در روند مبارزات بود، مبارزات ملت مسلمان ايران پس از قيام 15 خرداد بصورتي متشكل‎تر و منظم‎تر ادامه يافت و گروهها و اكيپ‎هايي از تربيت يافتگان مكتب امام (ره) در تهران و بسياري از شهرستانها تشكيل يافت كه اكثراً از جوانان تشكيل شده بود و در پيشبرد آرمانها و منويات رهبر انقلاب و ادامة نهضت ايشان نقش به سزايي داشت جمعيتهاي مؤتلفه اسلامي، مجمع روحانيون مجاهد و جبهة مسلمانان آزاد از جمله اين گروهها هستند. در اصفهان نيز عدّه‎اي از جوانان پرشور انقلابي با تشكيل اكيپ‎هايي دست بكار مبارزات وسيع و گسترده ولي متشكل و منظمي شدند. اعلاميه‎هاي پي در پي اين مبارزين پرشور و نيز تكثير و پخش و نشر اعلاميه‎ها و نشريات حوزة علمية قم (از جمله نشرية بعثت و فرياد) از طرف آنان، رژيم را سخت نگران ساخته بود.[3]
هـ) از ديگر برنامه‎هاي روحانيون جوان در جهت افشاگري توطئه‎هاي رژيم استفاده از مجالس و مراسماتي بود كه از طرف مقامات برجستة حوزه به مناسبت‎هاي مختلف تشكيل مي‎شد. جوانان روحاني به طور پراكنده در مجالس مزبور شركت مي‎جستند و در پايان با شعار و صلوات و پخش اعلاميه حماسه مي‎آفريدند و شور و هيجان تازه‎اي در مردم ايجاد مي‎كردند.[4]
د) انتشار نشريه‎هاي مانند «فرياد»، «بعثت»، «انتقام» و... توسط روحانيون جوان نيز از اقدامات مؤثري بود كه در راه انقلاب فكري اسلامي، روشنگري، افشاگري و پيشبرد آرمانهاي مقدس امام خميني (ره) نقش بسزايي داشتند.[5]
دانشگاه
دانشگاه يكي از عرصه‎هاي حضور جوانان در صحنه‎هاي مبارزات مردمي است و تاريخ انقلاب گوياي حضور پرشور دانشجويان در نهضت اسلامي است بگونه‎اي كه دانشگاه را بعنوان يكي از مراكز و كانونهاي اصلي مبارزه مطرح ساخت بدون شك دانشجويان از پيشگامان و يكي از نيروهاي اصلي انقلاب به شمار مي‎رفتند كه دانشگاههاي كشور را به مركزي براي مبارزات انقلابي تبديل كرده بودند.»[6] در اينجا به گوشه‎اي از فعاليت‎هاي دانشجويان در جريان شكل گيري انقلاب اسلامي اشاره‎اي گذرا خواهيم داشت؛
الف)‌ پيوستن دانشجويان به نهضت اسلامي با مخالفت با لايحة انجمن‎هاي ايالتي و ولايتي آغاز گرديد. به دنبال تصويب اين لايحه، دانشجويان دانشگاه تهران با انتشار اعلاميه‎اي اين لايحه را محكوم كردند و به دولت چنين اخطار نمودند. «... ما دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران تا آخرين لحظه از اين نهضت مقدس عليه استبداد و براي احياء قرآن و قانون اساسي حمايت مي‎كنيم و تا حصول پيروزي از پاي نخواهيم نشست و خون خود را براي برقراري حكومت قرآن و قانون اساسي وقف نموده‎ايم.»[7] دانشجويان دانشگاه تهران با تشكيل ميتينگ بزرگي به قم شتافته، در صحن مطهر، مسجد اعظم و منازل علماي قم به تظاهرات دست زدند و پشتيباني خود را از خواسته‎هاي علماي اسلام اعلام داشتند.[8] اهميت اين اقدام دانشجويان آن وقت بيشتر آشكار مي‎گردد كه بدانيم بسياري از باصطلاح روشنفكران و احزاب باصطلاح ملي موافقت خود را با لايحة انجمن‎هاي ايالتي و ولايتي اعلام نموده بودند اما دانشجويان با كنار زدن آنها با پيروي از علماء به مخالفت با رژيم پرداختند.
ب) در مخالفت با انقلاب سفيد و رفراندم رژيم دانشجويان همگام با مردم به مخالفت به رژيم پرداختند و به اعتراض و تظاهرات پرداختند و در دانشگاه تهران در مسجد دانشگاه اجتماع كردند كه مأموران رژيم به آنها هجوم بردند و تعدادي از دانشجويان را دستگير نمودند. عدّه‎اي از چاقوكشان سازمان ضد امنيت در همين روز به دانشگاه يورش بردند و دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و وسايل دانشگاه را تخريب نمودند.[9] «موضع انقلابي دانشگاه بر ضد انقلاب سفيد شاه آنچنان ضربه‎اي به حيثيت سياسي رژيم وارد ساخت كه جاروجنجال و گرفتن و بستن و از تحصيلات محروم كردن دانشجويان هرگز آن را جبران نمي‎كرد و نتيجه دلخواه براي رژيم به بار نمي‎آورد.[10]
ج) تظاهرات دانشجويان در مراسم چهلم پهلوان تختي،‌به بازداشت و زنداني كردن ده‎ها دانشجو توسط رژيم انجاميد و در پي آن موجي از اعتراض و اعتصاب و خشونت دانشگاهها را فرا گرفت دامنة تظاهرات به دبيرستانها نيز كشيده شد و دانشگاه تهران و دبيرستانهاي مهم مدت سه روز در محاصرة پليس بود در شهرستانها نيز دانشجويان دانشگاههاي اصفهان، تبريز و شيراز به پشتيباني از دانشجويان تهران به اعتصاب و تظاهرات دست زدند كه شديدترين آن تظاهرات در دانشگاه شيراز بود كه دانشجويان در محوطه دانشگاه دست به تحصن زده با كماندوهاي مهاجم به زد و خورد پرداختند، رژيم شاه ناچار شد دانشگاه شيراز را براي مدتي نامعلوم تعطيل اعلام كند.[11]
د) رويارويي دانشجويان با طرح اسلام زدايي و گسترش فساد و فحشاء در دانشگاه‎ها: هر چند رژيم شاه تلاش مي‎نمود تا با اجراي برنامه‎هاي بي‎فرهنگي، اسلام زدايي،‌فساد و فحشاء زمينة بي‎ديني و بي‎تفاوتي دانشجويان را فراهم سازد و آنان را از نسبت به سرنوشت كشور بي‎تفاوت نموده و دانشگاه را به گورستاني بي‎روح تبديل كند ليكن جوانان روشن ضميري كه در مكتب انسان ساز اسلام، درس دينداري آموخته بودند با تمام توان در برابر نقشه‎هاي ضد اسلامي رژيم ايستادگي كردند به عنوان نمونه در دانشگاه شيراز دانشجويان مسلمان با سياست ترويج «آزادي جنسي» و اشاعة فحشاء و فساد به مبارزه برخاستند و به عنوان اعتراض به رواج دادن فساد و فحشاء در دانشگاه دست به تحصن زده و يك هفته شبانه روز در دانشگاه ماندند كه مأموران رژيم وارد دانشگاه شده به دانشجويان يورش بردند و آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده از دانشگاه بيرون كرده و شماري از آنان را بازداشت نمودند.[12] در اين راستا مي‎توان به مخالفت دانشجويان با برگزاري جنبشهاي 2500 ساله اشاره نمود.
هـ) واكنش دانشجويان به بازداشت امام خميني و قيام پانزده خرداد؛ نخستين واكنش نسبت به بازداشت امام (ره) در دانشگاه تهران بروز كرد، دانشجويان به دنبال آگاهي از بازداشت امام (ره) كلاس‎هاي درس را تعطيل و ضمن برگزاري تظاهراتي وسيع مردم را از بازداشت امام (ره) آگاه كرد در نتيجه اعتراض دانشجويان مأموران رژيم، دانشگاه را محاصره كردند.[13] دانشگاههاي ديگر كشور نيز شاهد اعتراض و تظاهرات دانشجويان بود.
د) مقابله دانشجويان با كنسرسيوم سرمايه‎گذاري آمريكا در ايران؛ در پي افشاي نقشه رژيم براي اجراي كنسرسيوم سرمايه‎گذاري آمريكا در ايران مرحوم امام فرمودند «بر ‌رجال سياسي و ديني و جوانان مدارس ديني و دانشگاه و بر همة طبقات لازم است كه قبل از اجرا شدن اين واقعه و نتايج مرگ بار آن اعتراض كنند.»[14] دانشجويان متعهد دانشگاه‎ها با دريافت كلام امام و اعلاميه حوزه علميه قم و آگاهي از توطئه جديد شاه و آمريكا عليه اقتصاد ايران واكنش‎هايي در حد امكانات محدود از خود نشان دادند پخش اعلاميه، اعتصاب و تظاهرات از جمله فعاليت‎هاي دانشجويان مسلمان بود.[15]
ز) حركتهاي دانشجويي با وجود دسيسه‎ها و نقشه‎هاي باز دارنده رژيم شاه هر روز بيشتر اوج گرفت و موج نويني پديد آورد كه رژيم را مجبور ساخت كه دستور دهد كه در تعطيلات تابستان از فرصت استفاده كرده، دانشجويان مبارز و به اصطلاح او «عناصر نامطلوب»‌را از دانشگاه‎ بيرون كند بدنبال اين اقدام موج دستگيري،‌اخراج و اعزام به سربازي در دانشگاه‎هاي سراسر كشور بالا گرفت و شماري از بهترين جوانان كشور به جرم آزاد منشي و آزاديخواهي از تحصيل بازماندند و قرباني زورمداري و خودكامگي رژيم شاه شدند.[16]
[1] . روحاني،‌سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 334 ـ‌371.
[2] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 405 و 406.
[3] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 613.
[4] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 777.
[5] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 623 و 779.
[6] . بايمت اُف، لقمان، انقلاب اسلامي از ديدگاه محققان شوروي، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382، ص 90.
[7] . ميزباني،‌مهناز،‌صدري منيژه، نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، تهران:‌مركز اسناد انقلاب اسلامي،‌1383، ص 242.
[8] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 182.
[9] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 1، ص 244 و 245 و ج 2،‌ص 899 تا 916.
[10] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 916.
[11] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 455.
[12] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 456.
[13] . ميزباني،‌مهناز،‌صدري منيژه، نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي 1383 ، ص 247.
[14] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 877.
[15] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 895 تا 896.
[16] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 2، ص 735 تا 741.
@#@ اين برخورد رژيم حاكي از نقش مهم دانشجويان در روند مبارزات مردمي بود كه اينگونه رژيم را به وحشت انداخته بود.
ح) اوج فعاليت‎هاي مذهبي دانشجويان طي سالهاي 1352 ـ 1356 بوده است در شرايطي كه حكومت سعي داشت دانشگاه‎ را به محيطي فاقد انگيزه‎هاي مذهبي و اجتماعي تبديل كند دانشجويان با تشكيل انجمن‎هاي اسلامي و ايجاد كتابخانه‎هاي اسلامي سعي در ترويج هر چه بيشتر انديشه‎هاي مذهبي در دانشگاهها داشتند بطوري كه موفقيت دانشجويان موجب شد كه رژيم در شهريور 1356 تمام كتابخانه‎هاي اسلامي دانشگاهها را تعطيل نمايد.[1]
ط) سيزده آبان 1357 و تظاهرات دانشجويان و دانش آموزان و كشتار آنان توسط رژيم را مي‎توان نقطة عطفي در حركتهاي دانشجويي دانست كه نشان ضعف رژيم و ناكامي آن در برابر مبارزات دانشجويي و بيانگر نقش مهم دانشجويان در نهضت مردمي بود.
ي) تشكل‎هاي دانشجويان خارج از كشور نيز از كانونهاي مبارزه دانشجويي محسوب مي‎شد كه در مراحل مختلف از نهضت مردمي و مبارزات دانشجويان حمايت نموده و از اعمال رژيم و سياستهاي آن ابراز انزجار مي‎نمودند مرحوم امام نيز به اين گروهها توجه ويژه‎اي داشته و آنها را هدايت مي‎نمودند. تشكل دانشجويان پارسي زبان در آمريكا و كانادا نمونه‎اي از اين تشكلهاست مرحوم امام در نامه‎اي به اين دانشجويان فرمودند: شما جوانان تحصيل كرده در هر جا هستيد وظايف خطيري داريد، وظيفة دفاع از اسلام كه به عهده هر فرد مسلم است، وظيفه دفاع از ميهن و استقلال آن كه از وظايف حتميه اسلامي است وظيفه شناساندن اسلام بزرگ به جوامع بشري چه از ناحية طرز حكومت و بسط عدالت آن و چه از ناحية‌ رفتار والي مسلمين با ملت...»[2]
همراهي جوانان با روحانيت و پيروي از مرحوم امام عامل اصلي پيشبرد نهضت اسلامي بود با وجود فعاليت گروههاي سياسي و گرايشهاي متفاوت در جامعه‎ مردم به ويژه نسل جوان در طول مبارزات خود بدون اعتنا به اين گروهها و گرايشات يكپارچه و منسجم،‌رهبري روحانيت را پذيرفته و اسلام را هدف اصلي خويش قرار دادند اسلام تنها چيزي بود كه اين يكپارچگي را بوجود آورد، و جز اين، اگر شعار و شعور ديگر حاكم بود،‌بي‎شك به اين وحدت لطمه وارد مي‎آورد و به اختلاف نظر مي‎كشاند.
نقش جوانان در پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره)
مرحوم امام پيروزي انقلاب اسلامي را مرهون فداكاري‎ها و از خودگذشتگي‎ جوانان مي‎دانستند و در اين مورد فرمودند: جوانان دانشگاهي، جوانان مدارس قديم،‌جوانان بازاري، عشاير محترم اين طبقه بودند كه با قيام خود رژيم منحوس را به عقب نشاندند و دست جهانخواران را از مملكت قطع كردند.»[3]
«شما جوانان با قدرت ايمان اين نهضت را تا اينجا آورديد و به پيروزي رسانديد، اين قدرت ايمان را حفظ كنيد.»[4] «درود خدا بر شما ملت بزرگ ايران و شما جوانان غيور هوشمند با همت والاي شما جوانان در تمام اقشار ايران، اين نهضت به اين مرتبه رسيد، همت والاي شما بود كه پيروز شديم و ريشة فساد را از ايران تا حدودي بيرون آورديم و ان شاء الله از اين به بعد هم با همت والاي شما جوانان تتمه اين ريشه فساد از بيخ و بن كنده خواهد شد.»[5]
بدون شك جوانان همانگونه كه در پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري آن نقش بسزايي داشتند در تداوم انقلاب اسلامي و تثبيت آن نيز داراي نقش محوري هستند و همراهي آنان تضميني براي آينده انقلاب اسلامي و پيشبرد اهداف آن در تمام زمينه‎ها خواهد بود همانطوري كه پس از انقلاب،‌ در طول جنگ تحميلي حضور جوانان و فداكاري آنان توطئه دشمنان را خنثي نمود و در عرصه‎هاي علمي نيز پس از جنگ در سازندگي كشور نقش جوانان نقشي بي‎بديل بوده است از اين رو توجه جدي به جوانان و فراهم نمودن زمينه‎هاي پيشرفت همه جانبة‌آنان تضميني براي پيشرفت انقلاب اسلامي و تحقق اهداف آن است و بدون همراهي جوانان دستيابي به اهداف انقلاب اسلامي امكان پذير نخواهد بود بنابراين شناخت آسيب‎هايي كه متوجه جوانان است و برطرف كردن آن بايد از اولويت‎هاي نظام و دغدغه اصلي مسئولان باشد.

[1] . ميزباني،‌مهناز،‌صدري منيژه، نقش مساجد و دانشگاه‎ها در انقلاب اسلامي، پيشين، ص 253 و 254.
[2] . روحاني، سيد حميد، پيشين، ج 3، ص 812.
[3] . صحيفة نور، ج 6،‌ص 189.
[4] . صحيفة نور، ج 8، ص 217.
[5] . صحيفة نور، ج 5،‌ص 253.
علي مجتبي زاده
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :