امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1307
مسجد پايگاه مبارزة مردمي در انقلاب
حكومت پهلوي با كنترل و مراقبت چند جانبه‌ي خود نتوانست مانع كارآيي مسجد گردد، لذا مسجد در نقش بازيافته‌ي خود ظهور كرد و به پايگاه انقلاب و مركز نشر تعاليم اسلامي مبدل شد. مسجد به محل وحدت نيروهاي انقلابي تبديل شد و اضافه بر اين كه مسجد، كانون حمايت از مردم مظلوم فلسطين نيز بود، آيت الله طالقاني در اقدامي شجاعانه در مسجد هدايت، فطريه‌ي آن سال را براي كمك به مردم فلسطين اختصاص داد.[1]
در دوران انقلاب، سال هاي 1356 ـ 1357، روحانيون از مساجد براي سازماندهي و هدايت مبارزه بهره مي بردند و با تقسيم مناطق و پايگاه قرار دادن هر مسجد در آن منطقه، حركات نهضت را همآهنگ مي كردند. هر منطقه، با مركزيت رهبري (دكتر بهشتي، دكتر باهنر، دكتر مفتح و استاد شهيد مطهري)، در رابطه با راه پيمايي ها و پخش اعلاميه، ارتباط داشتند.
در تهران، مسجد قبا مركزيت اين تشكيلات بود كه تحت نظر دكتر مفتح اداره مي شد. مسجد جليلي به امامت آيت الله مهدوي كني،[2] مسجد امير المؤمنين به امامت آيت الله موسوي اردبيلي، مسجد لرزاده به امامت حجه الاسلام عميد زنجاني، مسجد رستم آباد به امامت حجه الاسلام شاه آبادي، مسجد هدايت، مسجد ارك، مسجد جاويد، مهديه ي تهران، مسجد بازار، مسجد صاحب الزمان ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ و... از مراكز فعال تجمع و سازماندهي نيرو ها و چاپ و نشر اعلاميه ها و نوار هاي انقلابي بود.
براي مثال مسجد رستم آباد در شميران، از سال 1350 كانون مبارزه و تربيت جوانان بود. امام جماعت آن به ياري گروه هاي مسلح مبارز مسلمان مي پرداخت و سازماندهي و رهبري گروه مسلح حزب الله، در اين مسجد انجام مي شد.
در شيراز مسجد جامع، مركز مبارزه بود كه تحت هدايت آيت الله دستغيب اداره مي شد.
در اصفهان مسجد سيد از مهم ترين پايگاه هاي انقلاب بود كه مسؤوليت آن را آيت الله طاهري بر عهده داشت. مسجد مصلي و مسجد امام علي ـ عليه السلام ـ از مراكز مبارزه‌ي اين شهر بود. سابقه ي مبارزه در مسجد امام علي ـ عليه السلام ـ در واقع به سال 1352 باز مي گردد كه كلاس ها و بحث ها و سخن راني هاي استاداني چون استاد مطهري و دكتر بهشتي؛ تحت نظر حجه الاسلام علي اكبر اژه اي در آن برگزار مي شد.
در مشهد، مساجد صديق ها و امام حسن ـ عليه السلام ـ از مهمترين مراكز انقلاب محسوب مي شدند. هدايت اين مساجد به عهده‌ي آيت الله خامنه اي، شهيد حجه الاسلام هاشمي نژاد و آيت الله واعظ طبسي بود.
در يزد مسجد روضه‌ي محمديه يا مسجد حظيره، زير نظر و هدايت آيت الله صدوقي، پايگاه اصلي انقلاب در اين شهر بود.
گروه همافران مسلمان و مبارز پايگاه نوژه، كه فعاليت خود را از سال 1353 با تأسيس مسجد و برقراري نماز جماعت و نماز عيد فطر آغاز كرده بودند، از طريق ارتباط با حجه الاسلام علي اكبر رضواني، در متن انقلاب قرار گرفتند و با روحانيون همدان ارتباط يافتند.[3] اين فعاليت ها در قالب پخش اعلاميه ها، سخنراني ها و تجهيز و تسليح مبارزان و تدارك تظاهرات و راه پيمايي ها سازماندهي مي شد و از عوامل تأثير گذار در تسريع روند پيروزي انقلاب اسلامي به حساب مي آمد.
مسجد مركز اطلاع رساني
تبادل اطلاعات و جلسه هاي مشاوره ميان مبارزان نيز در مساجد انجام مي پذيرفت، زيرا پخش اعلامه در اغلب مساجد ايران سهل تر و سريع تر صورت مي گرفت. البته اين شيوه ي برقراري ارتباط از راه پخش خبر و تجمع مسلمانان، از سال هاي قبل نيز سابقه داشت.
در دوران نهضت امام نيز اطلاع رساني و پخش اعلاميه در مساجد صورت مي گرفت. سال 1342 پيرامون حادثه ي مسجد فيل،[4] گزارشي از نصب اعلاميه در مسجد محراب خان ارسال شد كه ساواك براي شناسايي عاملان پخش آن، به تكاپو افتاد. اعلاميه ي مذكور براي بزرگداشت شهداي اين واقعه در اعتراض به دستگيري روحاني مسجد شان، شهيد هاشمي نژاد بود.[5]
در گزارشي ديگر چنين آمده است:
«در هفتة آخر مرداد ماه فعاليت روحانيون شديد بود و مرتباً از قم و ساير نقاط، عده اي به مشهد آمد و رفت مي كردند و قمي در منبر اظهارات اهانت آميزي مي نمود و در همين موقع پنج نوع اعلاميه در مسجد گوهر شاد پخش شد. استاندار و فرمانده لشكر شديداً عصباني شده بودند. با وجودي كه با اجراي طرح قديمي، امكان جلوگيري از اين فعاليت بود، احتياجي به تشكيل كميسيون امنيت نبود.»[6]
به دنبال بروز هر واقعه اي كه مسبب آن رژيم بود و به نحوي از انحا، تعرضي به اسلام و منافع كشور داشت؛ اعتراض مردم و علما و حضرت امام شروع و از طريق پخش اعلاميه در مجامع مذهبي خصوصاً مساجد، همه گير مي شد و بدين ترتيب اخبار جريان ها و حوادث به مردم انتقال مي يافت. در طول نهضت اسلامي حضرت امام، مسجد اين نقش خود را به خوبي ايفا كرد.
گزارش ساواك از الصاق اعلاميه هايي در مسجد سيد اصفهان كه در تاريخ 2/3/1343 پخش شده است، در اين راستا است.[7]
در بزرگ داشت شهداي واقعه‌ي مدرسه‌ي فيضيه ي قم و يادآوري سال روز اين واقعه، اعلاميه اي از سوي طلاب در 28/11/1344 انتشار يافت.[8]
به مناسبت دو ميلاد بزرگ (تولد حضرت فاطمه زهرا ـ عليه السلام ـ و ميلاد حضرت امام خميني) اعلاميه اي تهيه و چاپ شده و بر سر در مساجد و مدارس طلاب نصب شده بود كه البته از سوي ساواك جمع آوري شد.[9]
همچنين در سال 1354 جشني به مناسبت ولادت حضرت علي ـ عليه السلام ـ در مسجد جليلي تهران برپا شد. در اين جشن شعار هايي از جمع حاضران مطرح شد كه مأموران ساواك آن را شعار هاي «حاد ديني» نام داده اند. از طرفي جملاتي چون اسلام يعني تحرك، مسلمان،‌ سكوت يعني چه؟ و آيه ي «فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً»، بر ديوار ها و سردر اصلي مسجد نصب شد كه آن را مي توان نوعي تحريك مردم به قيام و حركت تعبير كرد.[10]
اين حركت چنان فراگير، منظم و گاهي دور از انتظار بود كه شناسايي و جمع آوري اعلاميه ها در مساجد، براي رژيم دشوار مي گرديد. در اين مواقع، اغلب به مقام هاي بالا اطلاع داده مي شد:
«روز 7/1/37(35) وقتي كه جماعت در حال برگزاري نماز شب در مسجد امير خيزي بودند، پس از نماز مشاهده مي كنند در مقابل هر كدام يك نسخه اعلاميه گذاشته شده است. سپس معلوم مي گردد در هنگام سجده، اعلاميه پخش شده است. موقع ترك مسجد از كفش دار مسجد چگونگي (ماجرا) استفسار مي شود و اظهار مي دارد من فقط متوجه توقف پيكاني شدن كه پسر بچه 9 ساله با لباس سبز، پس از ورود به مسجد مدتي بعد مسجد را ترك نمود.
نظريه رهبر عمليات: با توجه به اين كه مدت سجده نماز مدتي نيست كه يك پسر بچه 9 ساله بتواند مقابل هر كدام از نمازگزاران يك نسخه اعلاميه گذاشته باشد، معذلك نظر به اظهارات كفشدار مسجد و مشاهدات وي در مورد كودك و پيكان، تحقيق در مورد موضوع مذكور از مشار اليه مفيد به نظر مي رسد».[11]
رژيم گاهي از بيم آن كه اعلاميه پخش نشود و مردم تجمع نكنند، اجازه نمي داد تا خبر كسب مجوز براي تشكيل مجالس ختم به اطلاع مردم و روحانيون برسد.
يكي از مسؤولان امنيتي آن دوران، چنين مي گويد:
«... مراتب عيناً به تيمسار رياست شهرباني اصفهان اعلام گرديد. ايشان اظهار داشتند بهتر است فعلاً اين موضوع بين خود ما مكتوم بماند و علما از اين مسائل (تشكيل اجتماعات در مساجد) بي اطلاع باشند، زيرا اگر چنين خبري حاصل نمايند دست به تهيه اعلاميه و جمع آوري مردم خواهند زد. بالنتيجه كار ها (را) دشوار خواهند نمود و فعلاً مسئله اي به آقاي خادمي گفته نشود».[12]
مساجد شهر هاي ديگر نيز پذيراي اين نقش شدند. در نهم خرداد ماه 1357 پس از سخنراني آيت الله صدوقي در مسجد حظيره ي يزد، اعلاميه هايي پخش شد.[13]
هم چنين در يازدهم شهريور ماه 1357، پس از برگزاري نماز جماعت و سخنراني آيت الله دستغيب در مسجد جامع شيراز اعلاميه هايي پخش شد كه گزارش آن ارسال شده است.[14]
از استان خراسان، اخباري با مضامين مشابه به مركز ساواك رسيده بود.
مسجد درويش ها، محل توزيع اعلاميه هايي بود كه توسط امام جماعت مسجد و ديگر روحانيون چاپ و تكثير شده بود.[15]
از مسجد حجت در تهران و مساجد جعفري و آذربايجاني هاي تهران، نمونه هايي از همين اخبار واصل شده است.
در كرج، رضائيه، آبادان، بندر عباس و... نيز اعلاميه هايي پخش شده است كه توسط ساواك پيگيري گرديده و عده اي نيز دستگير شدند.[16]
مسجد محل دادخواهي،‌شعار هاي انقلابي و سخنراني
مسجد به سبب آن كه خاستگاه توحيد و نفس شرك و باطل است، جايگاه نداي حق و دادخواهي مظلوم نيز به حساب مي آيد، همواره مهد قيام و اعتراض بوده است و مردم نيز بر حسب مقتضيات و شرايط جامع، از اين مكان مقدس الهام گرفته اند. گاهي به شيوه ي امام سجاد ـ عليه السلام ـ با دعا و همچنين توسل به ائمه ي هدي؛ اعتراض خود را نشان مي دادند كه اين دعا ها نيز خود زمينه ي شورش و قيام و تظاهرات مي شد.
در سال 1344 عده اي از طلاب در مسجد بالا سر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ، مراسم دعاي توسل برگزار مي كردند كه ضمن آن براي حضرت امام و بازگشت ايشان و كشور دعا مي كردند. اين عمل بهترين روش در ابلاغ هدف و پيام انقلاب در آن زمان بود.
[1]. همان، ص 370.
[2]. سند پيوست شماره ي 23 از مجموعه ي حاضر.
[3]. تقويم تارخي انقلاب اسلامي ايران، چاپ اول، سروش، تهران 1369، صص 17 ـ 20.
[4]. مسجد فيل واقع در مشهد، محل سخنراني هاي شهيد هاشمي نژاد بود. پس از فعاليت هاي شهيد هاشمي نژاد رد سال 1342، عده اي از مأمورين ريم براي جلوگيري از سخنراني وي به مسجد مي آيند. آن ها با ممانعت مردم رو به رو مي شوند. عده اي بر جلوي ماشين مي خوابند تا مانع خروج شهيد هاشمي شوند و ... لذا مأمورين بر مردم آتش گشودند وع ده را زخمي و شهيد كردند. اين حادثه تأثير بسزايي در جامعه، خصوصاً مبارزان شهر مشهد داشت.
[5]. ياران امام به روايت اسناد ساواك (شهيد هاشمي نژاد)، ص 104، 14/8/1342.
[6]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي 122، ص 111.
[7]. سند پيوست شماره ي 5 از مجموعه ي حاضر.
[8]. سند پيوست شماره ي 11 از مجموعه ي حاضر.
[9]. سند پيوست شماره ي 12 و 13 از مجموعه ي حاضر.
[10]. سند پيوست شماره ي 25 از مجموع ي حاضر.
[11]. انقلاب اسلامي به روايت اسناد، پيشين، ج4، ص 64.
[12]. همان، ج4، ص 81.
[13]. ياران امام به روايت اسناد ساواك، (شهيد آيت الله صدوقي)، صص 177 ـ 178.
[14]. ياران امام به روايت اسناد ساواك، (شهيد آيت الله دستغيب)، 12/6/1357.
[15]. سند پيوست شماره ي 30 از مجموعه ي حاضر.
[16]. انقلاب اسلامي به روايت اسناد، پيشين، ج4، صص 12 ـ 13.
@#@
گاهي اين گونه مراسم ها به تظاهرات و سردادن شعار هاي انقلابي منجر مي شد، مثل دعاي توسلي كه در ضلع جنوب غربي حرم حضرت معصوم ـ سلام الله عليها ـ در 29/12/1343 برگزار شد:
«پس از خواندن دعاي توسل،‌به نفع (امام) خميني شعار دادند كه (به) وسيله پليس به آنان اخطار شد كه ظرف يك ربع ساعت متفرق شوند. چون به اخطرا پليس توجهي نكردند (به) وسيله مأمورين انتظامي (پليس) متفرق، و طلاب متواري شدند.»[1]
در واقع اين ويژگي مكتب حسيني است كه شاگرداني عاشورايي مي آفرينند و در جامعه حركتي سازنده ايجاد مي كنند و بدان روح حيات مي دمند.
هم چنين زماني كه عده اي از ياران امام در مسجد اعظم قم براي آزادي امام دعا مي كردند و بشدت اشك مي ريختند و براي آزادي امام خميني صلوات مي فرستادند، مورد هجوم پاسبان ها قرار گرفتند و بشدت مجروح شدند.[2]
در سيزدهم خرداد 1349، شيراز نيز شاهد واقعه اي بود كه در مسجد نو اتفاق افتاد. اعلاميه اي از سوي هسته ي مركزي مخفي طرف داران نهضت امام تهيه شده بود كه رجوع مردم را پس از آيت الله سيد محسن حكيم به امام خميني خواستار شده بود. پس از آن كه اين اعلاميه خوانده شد و علماي حاضر در مجلس آن را تأييد كردند، مردم بعد از ذكر نام امام خميني، سه صلوات فرستادند كه كاسه ي صبر مأموران حاضر در محوطه مسجد را لبريز كرد و به سوي مسجد هجوم آوردند و مردم را در محاصره قرار دادند؛ اما مردم در خارج از مسجد با شعار هاي انقلابي و صلوات مكرر خواستار شكسته شدن محاصره شدند و اعتراض همگاني باعث شد تا دژخيمان از معركه فرار كنند و مسجد شاهد اين دادخواهي شد.[3]
نيز، مسجد هدايت و مسجد جليلي را رژيم به عنوان پايگاه عناصر متعصب مذهبي شناخته بود. از آن جا كه در اين مساجد روحانيون طرف دار امام خميني حضور داشتند، تمامي اعمال آن ها تحت كنترل بود، به طوري كه گاهي با دستگيري امامان جماعت، مساجد تعطيل مي شد؛ اما همين گروه مبارز، در مسجد ديگري جمع مي شدند و تشكل خود را حفظ مي كردند. تعطيلي مسجد هدايت و تجمع مردم در مسجد جليلي از جمله ي اين موارد بود. ساواك نيز همواره در صدد بود تا تدابيري انديشيده، از فعاليت انقلابي مردم در اين مساجد بكاهد.[4]
در سال هاي نزديك به پيروزي انقلاب اسلامي، نقش برجسته و مثبت مسجد در تهييج و سازماندهي نيرو ها به وضوح مشاهده شد. مساجد شهرهاي مختلف كشور، شاهد شور و هيجان و حركت عليه ظلم و استعمار بودند كه البته اين امر در بيداري مردم و پيروزي شان مؤثر بوده است. گزارش هاي مختلفي در اين باره آمده است:
«در مسجد جامع گرمسار، شخصي به نام جواد خاتون آبادي سخنراني كرده و واقعه‌ي كشتار مردم را در قم، به عاشوراي حسيني تشبيه كرده (و) مردم را به اتحاد و مبارزه دعوت كرده (است)».[5]
در شيروان نيز طلبه اي سخنراني كرد و چنين گفت:
«به پا خيزيد كه دولت استبداد و ظالم تا امروز حدود 85 هزار نفر را كشته و ما بايد پاسخگو باشيم، و اضافه كرده (كه) ما هرگز دست از تظاهرات نخواهيم كشيد تا رژيم كثيف را سرنگون (كنيم) و به زانو در آورديم».[6]
برخي از سخنرانان نيز، مردم را به ايستادگي در برابر پليس و مقابله با مأموران فرا مي خواندند.[7]
چهره ي دگرون مساجد در انقلاب به حدي نمايان و غير قابل انكار شده بود كه خبرگزاري هاي خارجي نيز اين مسئله را در اخبار خود انعكاس دادند. روزنامه ي گاردين، گزارشي را از خانم ليوز (كه براي ديدار به تهران آمده بود،) به شرح زير درج كرده بود:
«... در خلال ماده هاي اخير، لحن نطق هايي كه در مساجد ايراد مي شود، روز به روز سياسي (تر) شده است. آن ها در نطق هاي خود از آزادي بيان گرفته تا تكيه ي رژيم بر سلاح آمريكايي سخن مي گويند، اما خيلي كم از شاه، نامي به ميان[8] مي آورند. جامعه ي روحانيت كه اينك رنگ سياسي به خود گرفته است، بزرگترين خطر در ظرف پنج سال اخير براي شاه محسوب مي شود. اگر دولت با دقت عمل كند، مي توان جلو(ي) اين خطر را گرفت، اما موضوعات چندان درهم پيچيده شده است كه هر چهلم كوچكي بالقوه ممكن است به بحران ملي تبديل شود».[9]
مسجد آغازگر حركت هاي انقلابي
مردم در شهر هاي مختلف كشور، با فعال كردن مساجد خود، نخستين گام هاي محكم خود را براي شكستن بت استبداد برداشتند.
تظاهرات مرم شيراز در روزهاي هشتم تير ماه 1357 و دهم شهريور ماه 1357، پس از سخنراني آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب از مساجد نو و ولي عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ و... آغاز شد كه به مقابله با مأموران و درگيري و پرتاب نارنجك و... ختم گرديد. مساجد ديگر اين شهر نيز كانون قيام بود. در شيراز نيز مبارزه ي مردمي در مساجد متمركز بود:
«دو مسجد آتشي ها و رضا، كانون گروهي از جوانان بود. (البته مساجد ديگر چون مسجد نو، جمعه، مداد، وليعصر و حبيب نيز سرآمد مساجد ديگر بودند) امام جماعت مسجد آتشي ها، حجه الاسلام سيد علي محمد دستغيب و امام جماعت مسجد رضا، برادر ايشان يعني حجه الاسلام سيد علي اصغر دستغيب بود. سنگر مبارزه در شيراز تقريباً در همين دو مسجد قرار داشت...»[10]
در يزد نيز همين اوضاع حاكم بود و مسجد، سنگر مبارزه و همبستگي مردمي در اين شهر بود.[11]
امام خميني در سال 1357 در پيامي به ملت مسلمان ايران اعلام كردند كه ايران عيد ندارد و از مردم خواستند: «در مراكز عمومي مثل مساجد بزرگ اجتماعات عظيم برپا كنند.»[12]
در پي فرمان معظم له، بر سر در ورودي مسجد حظيره، پايگاه مبارزاتي شهيد صدوقي و يارانش، شعاري با اين مضمون الصاق كردند: «ايران ديگرعيد ندارد، عيد ايران را عزا كردند. امام خميني.»[13]
در مساجد حوالي شهر يزد نيز، پس از نماز جماعت، تظاهرات برپا شد. ميبد و اركان در 13/5/1357، 14/5/1357 و 24/6/1357، شاهد تظاهرات مردمي بود كه به دستگيري جمعي از مردم نيز منجر شد.[14] شهر مقدس مشهد كه حادثه ي مسجد فيل، بازداشت هاشمي نژاد توسط مأموران؛ به رگبار بستن مردم و شهادت و مجروح شدن آن ها را به ياد داشت،[15] با حوادثي نظير آن روبه رو شد.
تظاهراتي كه در 9/6/1357 در مشهد با سخنراني حجه الاسلام هاشمي نژاد در مسجد نواب آغاز شده بود، پس از پيوستن به ديگر مبارزان در مسجد رضا، سيل خروشاني را به حركت درآورد.[16] اين اعتراضات همه جانبه، تأثير خون هاي پاكي بود كه در راه حفظ حريم مقدس مسجد و روحاني فرداكار آن، براي اعتلاي تعاليم اسلامي بر زمين ريخته شده و با پيروزي انقلاب اسلامي[17] ثمر داده بود.
اين موج در شهر هاي حوالي مشهد مقدس و روستاهاي تابعه ي آن نيز گسترده شده بود. مردم روستاهاي الله آباد و پر شهيد، همراه تعدادي از اهالي شيروان، در مسجد جامع شيروان اجتماع كرده بودند كه پس از سخنراني روحاني مسجد، به تظاهرات پرداختند كه توسط عده اي مزدور مورد تهاجم قرار گرفتند:
«(در 20/9/1357)... هنگام خروج از مسجد با حمل شعار (نوشته) هاي مذهبي و تمثال هايي از (امام) خميني و شهداي بجنورد شروع به تظاهرات نموده، در آن موقع عده اي از موافقين[18] كه در بيرون مسجد جمع شده بودند، با اين عده به زد و خورد پرداخته و چند نفر از دو طرف زخمي مي گردند.»[19]
در اهواز، اصفهان، تبريز و ديگر شهر ها نيز مساجد مركز تجمع مردم و مبدأ تظاهرات و راه پيمايي ها بود.[20] تحصن مؤثر سرنوشت ساز روحانيون و علماي شهرستان ها نيز در مسجد دانشگاه تهران انجام شد. اين تحصن در اعتراض به بستن فرودگاه و ممانعت از ورود امام در هشتم بهمن ماه 1357، صورت گرفت كه با انتشار اعلاميه هايي از سوي مراجع و تظاهرات و راه پيمايي مردم و پيوستن دانشجويان به متحصنان، حمايت شد و سرانجام به باز شدن فرودگاه و ورود حضرت امام منجر گرديد.[21]
حمله به مساجد
تظاهرات و مراسم ويژه ي مربوط به شهدا به طور معمول با حمله به مساجد و هتك حرمت آن و به خاك و خون كشيدن مردم مسلمان در خانه ي خدا همراه بود.
زماني كه مقاومت مردمي، نويد بخش پيروزي قريب الوقوع انقلاب بود، به تنها مأمن و پناهگاه موحدان و مظلومان ايران نيز حمله مي شد.
يكي از ياران امام كه در اين نبرد، پيروزمندانه در سنگر خود باقي ماند، استفامت كرد و سرانجام در راه محراب و منبر همين مساجد به شهادت رسيد، شهيد صدوقي بود. حماسه ي وفاداري وي را در يكي از صحنه هاي رزم مردم يزد مرور مي كنيم:
«... روز 11/3/37(25) بعد از نمامز مغرب و عشاء اظهار داشته از شهرباني به من تلفن شده مطلبي را عنوان نكنم، چهار حالت دارد: يا مي گيرند، يا زنداني، يا تبعيد مي كنند و يا مي كشند. اگر بكشند قطره قطره خون من صدوقي ها خواهد شد. روز 21/2/37(25) نيز اظهار داشته به من اطلاع داده شده كه چند ماشين سرباز به يزد آمده تا در فرصت مناسبي به مسجد بريزند و شما را بزنند و بكشند و دستگيرتان بكنند، و به همين علت من مي خواهم[22] شما اتمام حجت كنم، يعني هر كس طاقت كتك خوردن و در خاك وخون غلطيدن ندارد، از فردا شب در مجلس ما شركت نكند، و اضافه نموده من از هيچ شكنجه اي بيم ندارم، بيايند مرا هم بگيرند و شكنجه بدهند. اين ها مي خواهند ما تسليم ظلم بشويم. آيا شما ها تسليم مي شود (حاضران جواب منفي مي دهند).
[1]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي 171 ، 163.
[2]. سند پيوست شماره ي 8 از مجموعه ي حاضر.
[3]. ياران امام به روايت اسناد ساواك، (شهيد آيت الله دستغيب)، صص 422 ـ 423.
[4]. سند پيوست شماره ي 23 و 30 از مجموعه ي حاضر.
[5]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي 178، ص 7، 25/10/1356.
[6]. سند پيوست شماره ي 31 از مجموعه ي حاضر.
[7]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي 146، ص 27.
[8]. در صال متن «عمل» آمده است.
[9]. روزشمار انقلاب اسلام، سروش، تهران 1377، ج2، ص 340، به نقل از: بولتن راديو و تلويزيون ملي ايران، شماري ي 44، صص 65 ـ 68، 24/2/1357.
[10]. ياران امام به روايت اسناد ساواك، (آيت الله شهيد دستغيب)، صص 537 ـ 577.
[11]. خاطرات رجب علي طاهري، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه ي هنري، تهران 1357، صص 105 و 106.
[12]. صحيفه ي نور، ج2، ص 79.
[13]. ياران امام به روايت از اسناد ساواك، (شهيد صدوقي)، صص 242 و 298.
[14]. همان، پيشين، صص 273 و 361.
[15]. ياران امام به روايت اسناد ساواك (شهيد هاشمي نژاد)، ص37، 24/7/1342.
[16]. همان، ص 117.
[17]. حادثه ي مسجد فيل در سال 1342 و به دنبال سخنراني شهيد هاشمي نژاد در مسجد فيل مشهد اتفاق افاد. مردمي كه در دفاع ا ز ايشان، از دستگير شدن شهيد هاشمني نژاد جلوگيري كردند، به گلوله بسته شدند و درست در پانزده سال بعد در سال 1357 با سخنراني هاي مكرر شهيد هاشمي نژاد، تشكل مردم، قدرتي ديگر آفريد و اين بار به پيروزي منجر شد.
[18]. منظوراز «موافقين»، رفداران رژيم پهلوي است.
[19]. آريو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي 146، ص 34، 27/9/1357.
[20]. انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، ج4، ص 181.
[21]. علي دواني، نهضت روحانيون ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران 1377، ج9، صص 167 ـ 169.
[22]. در اصل متن «به» آمده است.
@#@..».[1]
دهم فروردين ماه 1357 مصادف با چهلمين روز شهداي تبريز و دومين چهلم شهداي قم، مراسمي در يزد برگزار شد. در اين مراسم مأمورين به مردم حمله كردند و با رگبار گلوله، مردم يزد را به خاك و خون كشيدند. اين مراسم در مسجد روضه محمديه (حظيره) و از طرف حاج شيخ محمد صدوقي و با سخنراني شيخ كاظم شادپور انجام پذيرفت، اما پس از اتمام مراسم، پليس به پشتوانه ي گارد مسلح از چهار طرف، با گلوله و رگبار مسلسل و باتوم و غيره مردم را محاصره كردند و سه ساعت مردمان بي پناه را مورد حمله ي وحشيانه قرار دادند...[2]
اين واقعه يكي از حوادث مهم انقلاب بود كه با اربعين هاي متعدد مقارن شد. چهلم اين شهدا در شهر هاي ديگر پي گيري شد و در نهايت، به پيروزي رسيد.
حمله ي مأموران گارد شاهنشاهي به مسجد نو شيراز و شهادت مردم روزه دار، يكي از جنايات رژيم در شهر شيراز بود. اين واقعه پس از سخنراني آيت الله دستغيب در مسجد نو اين شهر روي داد:
«مردم روزه دار با حمله ي نيروهاي ضد شورش رو به رو شدند. هنوز اولين گروه از مردم از مسجد خارج نشده بودند كه پرتاب نارنجك، گاز اشك آور و رگبار و گلوله شروع شد. عده اي از جوانان، راهي پشت بام شدند و از لبه بام بر سر مأموران سنگ ريختند. مردم خشمگين پس از حمله اي سخت، پليس را به عقب نشيني وادار كردند و در فلكه يك ريو ارتش را به آتش كشدند. نيروهاي تازه نفس ضد شورش وارد ميدان شدند و بدون هيچ گونه تأملي مردم را به رگبار مسلسل بستند. آن ها سپس به داخل صحن مسجد يورش بردند، فرش هاي مجسد را به آتش كشيدند و تعداد زيادي قرآن، نهج البلاغه و مفاتيح را پاره پاره كردند و آتش زدند و «جاويد شاه» گويان صحن مسجد را ترك كردند».[3]
نيروهاي رژيم در رابطه با مسجد كرمان، عده اي از اوباش را اجير و به مسجد وارد كردند و جنايت آفريدند. رژيم پهلوي پس از اين صحنه سازي ها بود كه شمارش معكوس سقوط خود را با دل و جان مي شنيد و لمس مي كرد. حكومت پهلوي به مقابله ي رويارو و مستقيم با اسلام و دين و مردم برخاسته بود، شيوه اي كه جز زوال و سرشكستگي آنان چيزي را به ارمغان نياورد.
قسمت هايي از تلگرام آيت الله حاج علي اصغر كرماني كه خود شاهد حادثه بوده است، در ذيل نقل مي شود:
«حسب اعلاميه جامعه روحانيت كرمان كه به پيروي از حضرات مراجع عظام صادر شده بود، روز دوشنبه 24 مهرماه كليه مغازه هاي كرمان بسته و شهر به صورت تعطيل كامل درآمده بود. صبح آن روز، بيست هزار نفر به منظور سوگواري براي شهيدان ميدان ژاله تهران در مسجد جامع اجتماع كرده، ساعت يازده به مجرد اين كه خطيب سخن خود را آغاز كرد و در حالي كه مردم در كمال آرامش و سكوت و بدون هيچ گونه شعار در مسجد نشسته بودند، تعدادي كولي اجير شده با حمايت مأموران مسلح پس از آتش زدن اتومبيل ها، موتورها، (و) دوچرخه هاي مردم در خارج از مسجد، از در و بام، با سنگ و چوب و سلاح گرم وارد مسجد گريده و با پخش گاز اشك آور به داخل شبستان و ايجاد خفقان، به مردم بي دفاع و سلاح حمله نموده و با استفاده از كليه وسايل، همگان را مورد ضرب و جرح شديد قرار داده و حتي به كودكان خردسال و شير خوار ترحم نكرده، ركيك ترين دشنام ها را نثار علماي اسلام و روحانيون و زنان و مردان نمودند. درها و شيشه ها را شكسته و مسجد را به آتش كشيدند وحتي در حال فرار مردم از مسجد، شديداً آنان را مضروب و مجروح ساخته و چادر از سر زنان مسلمان بر مي داشتند، و اهانت به زنان مسلمان را به جايي رساندند كه عده از از آن ها بدون چادر مانده و با استفاده از عباي روحانيون مجبور به فرار گرديدند».[4]
در تهران نيز، بي حرمتي و جنايت ادامه داشت. مسجد لرزاده شاهد تيراندازي، پرتاب گاز اشك آور در جلوي حجه الاسلام عميد زنجاني پور بود كه بدين وسيله مانع منبر رفتن وي شدند،[5] به اين خيال كه با به كارگيري زور و فشار بتوانند حتي لحظه اي، وقوع پيروزي را عقب بيندازند.
مسجد محل تجهيز مبارزان انقلابي
سرانجام نقش ديرينه ي مسجد در تجهيز و تسليح مبارزان با پيوستن بخشي از ارتش به مردم و تسليح قواي مردمي، انجام گرفت. مسجد كه تا آن موقع نقش فرماندهي نيرو ها و پناه گاه مسلمانان را داشت، به عنوان سنگر مقاومت مردمي، محكم و استوار بر جاي ماند. گزارش هاي متعددي در اين زمينه به ساواك ارسال شده كه حاكي از اين واقعيت است:
«خبر واصله حاكي است اخيراً تعدادي اسلحه از طرف يزد و كرمان وارد شهرستان گناباد شده و توسط شخصي به نام حاج آقا مدني، پيشنماز مسجد آقا، واقع در خيابان پهلوي آن شهرستان، بين تعدادي از مردم تقسيم گرديده است».[6] از يزد نيز اخباري رسيده بود كه گوياي همين مطلب بود. «اطلاع واصله حالكي است شب گذشته، در مسجد حظيره توسط شيخ محمد صدوقي تعداد(ي)، در حدود 50 قبضه اسلحه كمري بين چند گروه تقسيم و اظهار داشته عده اي كه اسلحه ندارند قمه و كارد در زير لباس هاي خود پنهان نموده و در صورت لزوم از آن ها استفاده شود.»[7]
خبر ديگر از شهرباني قوچان بود كه از تهيه ي شيشه هاي مواد آتش زا و ميله هايي براي دفاع مردم از خويش حكايت مي كند.[8]
در تربت حيدريه نيز تظاهراتي از مسجد جامع آن شهر آغاز شد كه البته قبل از آن، شيخ قاسمي سخنراني كرده، مردم را به دفاع فرا خوانده بود. مردم در اين حركت مسجد را سنگر مقاومت خود قرار دادند و در مقابله، روياروي مأموران رژيم قرار گرفتند. پس از آن كه مأموران با ماشين آب پاش و پرتاب گاز اشك آور به سوي مردم بي دفاع به مردم حمله كردند، آنان با چنگ و دندان از حركت مقدس خود دفاع كرده، مانع پراكندگي جمعيت شدند. در نهايت، با مأموران درگير مي شوند و با سنگ و چوب و آتش زدن لاستيك هايي كه از قبل تهيه شده بود، حمله ي آنان را در هم مي شكنند. اين درگيري سرانجام به خاك وخون كشيده شد و به شهادت و مجروحيت عده اي منجر شد.[9]

[1]. ياران امام به روايت اسناد ساواك، (شهيد صدوقي)، ص 214.
[2]. پيشين، صص 109 ـ 112.
[3]. همان، صص 298 ت 299.
[4]. ياران امام به روايت اسناد ساواك (شهيد صدوقي)، ص 421، پاورقي.
[5]. ياران امام به روايت اسناد ساواك (شهيد سرفراز شهيد حجه الاسلام و المسلمين سيد علي اندرزگو)، ج8، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تهران 1376، صص 378 ـ 379.
[6]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي،‌شماره ي 126، ص 226، 8/9/1357.
[7]. ياران امام به روايت اسناد (شهيد صدوقي)، ص 434، 14/8/1357.
[8]. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، شماره ي بازيابي 304، ص 480.
[9]. سند پيوست شماره ي 32 از مجموعه ي حاضر.
مهناز ميزباني- تلخيص از کتاب نقش مساجد و دانشگاه ها در پيروزي انقلاب اسلامي، ص 45- 65
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :