امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
1456
انقلاب اسلامي و فرهنگ سياسي شيعه
به طور كلي رفتار سياسي در هر جامعه اي متاثر از عوامل و عناصر مختلف رواني، محيطي و اجتماعي است. مقوله دين و آموزه هاي ديني، يكي از عوامل و منابع اساسي تحريك و شكل دادن به كنش هاي اجتماعي مي باشند. مذهب به اعتقاد بسياري از صاحب نظران، يكي از منابع و سرچشمه هاي عمده فرهنگ سياسي و جوامعي است كه از اعتقاد و ايمان ديني برخوردارند؛ به تعبير ديگر مجموعه باور ها، ارزش ها، آموزه ها و نماد هاي مذهب يك جامعه نقش مهمي در شكل دادن به گرايش و جهت گيري مردم آن جامعه در قبال نظام سياسي ايفا مي نمايد.
درباره نسبت دين با فرهنگ سياسي در ايران، بايد گفت بي ترديد دين تاثيري پايدار بر فرهنگ سياسي مردم داشته و همه شوون زندگي، از جمله سياست، بشدت تحت تاثير انگاره ها و انگيزه هاي ديني بوده است.
منظور از فرهنگ سياسي شيعه نوع نگرش و طرز برخورد شيعه اماميه با سياست و قدرت سياسي است كه تحت تاثير مبادي نظري و عقايد و باور ها و سنت هاي شيعه، در متن تاريخ و حيات جمعي شيعيان شكل گرفته و تعيين كننده الگوهاي كنش و رفتار سياسي آنان در پذيرش يا نفي حكومت ها مي باشد. از مهمترين اين عناصر و مفاهيم بايد از اصل امامت، انتظار و غيبت، اعتقاد به نامشروع بودن حكومت غير معصوم و غير ماذون از امام معصوم، شهادت، تقيه، عدالت و اصل امر به معروف و نهي از منكر نام برد. همچنين از نماد هاي مذهبي در فرهنگ شيعه بايد به عاشورا، سوگواري و تعزيه و سنت ياد شهيدان اشاره نمود كه بالقوه حاوي قدرت عظيمي در تحريك و بسيج مردم و دميدن روح مبارزه و انقلابي گري هستند. عنصر اجتهاد و مرجعيت و نهاد مسجد و منبر نيز از عوامل موثر بر فرهنگ سياسي شيعه مي باشند.
فرهنگ سياسي شيعه از مبادي نظري و سنت ها و نماد هاي شيعي و نيز ساخت و شرايط سياسي و اجتماعي متاثر و حاصل تعامل و كنش متقابل اين دو مقوله است كه در فرايندي تاريخي و بتدريج شكل گرفته است، ساخت عمومي فرهنگ سياسي شيعه متاثر از دو دسته عناصر و عوامل نظري و تاريخي و حاصل تعامل اين دو مي باشد. منظور از عناصر نظري، آموزه ها، باور ها و نهاد ها و سنت هاي مذهب شيعي است كه بالقوه مشوق و محرك نگرش سياسي ـ انقلاب در پيروان و معتقدين به اين مذهب مي باشند. در توضيح عوامل تاريخي نيز بايد بگوييم فرهنگ به طور كلي و از جمله فرهنگ سياسي، ماهيتي تاريخي دارد؛ يعني در فرايندي تاريخي و متاثر از شرايط و اوضاع و احوال زمان، ساخت معيني را به خود مي گيرد و محصول همزيستي و تعامل ميان عناصر و اعضا و اجزاي يك جامعه است. تحت تاثير همين عوامل و عناصر مختلف بتدريج سنت هاي عمل جمعي شكل مي گيرد و همين سنت ها در متن خود شكل هاي عمل و رفتار سياسي را در جامعه ايجاب مي نمايد.
مفاهيمي همچون عدالت، نظريه امامت، غيبت و انتظار، شهادت، امر به معروف و نهي از منكر، جهاد، تولي و تبري و يا نهضت عاشورا و سلوك ائمه در ظلم ستيزي و... همگي به نحوي موثر زمينه ساز انقلاب اسلامي بوده اند.
بر اين مبنا چنان چه بخواهيم رفتار هاي سياسي مردم ايران را طي سال هاي 1342 تا پيروزي انقلاب اسلامي بر مبناي اجزاي فرهنگ سياسي شيعه به تحليل بگذاريم، بايد گفت رفتار مقابله جويانه مردم با رژيم و نظام سياسي از سوي همه اقشار و جريان هاي مذهبي، دنبال مي شده است.
فرهنگ سياسي شيعه مهمترين عوامل موثر شكل گيري هاي نهضت انقلابي مردم عليه رژيم طاغوت بوده است. پايگاه هايي چون مساجد و هياتهاي مذهبي و سخنراني هاي روشن گرانه روحانيت شيعه در اقصي نقاط كشور همگي يك پيام به مردم مي دادند و آن ايستادگي در برابر ظلم و فساد دربار طاغوتي بود.
در طول تاريخ شيعه، متناسب با وضعيت و شرايط سياسي اجتماعي هر دوره، شيعيان نگرش و رفتار خاصي در قبال قدرت سياسي داشته اند. در اين راستا سه گرايش كلي در فرهنگ سياسي شيعه و در فرايند تاريخي آن قابل تشخيص است كه مي توان آن ها را در ذيل سه عنوان كلي: انزواگرايي، همكاري و مسالمت و انقلابيگري و ستيز دسته بندي كرد. هر يك از اين گرايش ها و نگرش ها در مقطع خاصي از تاريخ شيعه در ايران برجستگي و غلبه داشته اند.
در دوره هاي اوليه تاريخ شيعه (دوره امامت) تحت تاثير شرايط حاد تاريخي و ستم و ارعاب و خفقان حاكم و نيز بر اساس انديشه و مباني نظري شيعه در مورد حكومت (نامشروع و ناقص دانستن همه حكومت هاي معصوم) و به واسطه حضور امامان معصوم عليهم السلام، تلاش خستگي ناپذير براي تصاحب قدرت سياسي و تشكيل حكومت حقه مورد نظر شيعه به شكل هاي مختلف ادامه داشت و در موارد زيادي شكل شديداً خشونت آميز و مقابله جويانه به خود گرفت.
شيعه با آغاز دوره غيبت كبري به علت تداوم حكومت هاي ستمگر و برخورد هاي خشن و سركوبگرانه آن ها نسبت به اين اقليت و نيز به واسطه عقيده غيبت و در پي آن انتظار براي ظهور امام عدل ـ كه به طور تلويحي نوعي بي تفاوتي و چشم دوختن انفعالي به آينده را القا مي كرد ـ دچار نوعي امتناع در عمل سياسي شد. در دوره صفويه به رغم اين كه هر يك از شاهان اين سلسله به دلايلي، سياست مذهبي خاصي را اتخاذ كردند، اما در مجموع به علت شعار و مدعاي اوليه و اساسي صفويه مبني بر مبلغ و مروج شيعه بودن و تلاش مداومشان براي كسب مشروعيت سياسي از طريق انتساب سلسله نسبت خود به ائمه عليهم السلام، و نيز برخي اقدامات آن ها مانند ترويج و اشاعه مناسب و آيين هاي خاص شيعه و تعمير اماكن مذهبي، مورد اقبال روحانيت و علماي شيعه قرار گفتند و خود نيز به تقويت روحانيت پرداختند؛ اگر چه در اين دوره نهاد سياست حاكم بر نهاد مذهب بود و در واقع آن بعد و چهره از فرهنگ شيعه تبليغ و ترويج مي شد كه تضاد و تقابل با منافع و مباني قدرت آن ها نداشته باشد.
مهمترين علل و زمينه هايي كه موجب غالب شدن الگوي انقلابي گري شد عبارتند از:
الف ـ سياست هاي ضد مذهبي نظام حاكم؛ فرهنگ سياسي تعيين كننده الگوهاي رفتار سياسي در سطح خرد و كلان يعني فرد و نظام سياسي مي باشد. در عين حال به دليل اهميت نقش جامعه پذيري و نهاد هاي موثر در آن، ساخت سياسي با توجه به كاركرد هاي اساسي اش مهمترين و موثر ترين نهاد جامعه در تداوم بخشيدن و تقويت يك فرهنگ سياسي خاص مي باشد. نظام سياسي در اين دوره با اتخاذ سياست هاي ضد مذهبي در قالب نوسازي و مدرنيزاسيون موجب تقويت و تشديد رفتارهاي انقلابي در ميان مردم گرديده و اين موضوعي است كه بويژه در اوايل دهه چهل روند رو به تزايدي به خود مي گيرد. اولين اقدام رژيم در قالب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي صورت گرفت. طرح تشكيل سپاه دين و حذف تاريخ و تقويم اسلامي و جايگزين كردن آن به وسيله تاريخ و تقويم موهوم شاهنشاهي از ديگر اقداماتي است كه در اين راستا انجام پذيرفت. مجموعه اين اقدامات موجب سياسي شدن بيشتر ذهن دينداران و آغاز چاره انديشي هاي آنان جهت دفاع از رژيم فرهنگ ديني شد.
ب ـ تعبير ايدئولوژيك از دين: كه با هدف ارايه چهره اي توانا و در خور و مناسب پيكار و انقلاب از دين و مفاهيم ديني مطرح شد نقش مهمي در تحول تلقي مردم از مفاهيم و باور هاي مذهبي شيعي داشت.
ج ـ رواج افكار و انديشه هاي ماركسيستي، نيز موجب گرديد كه دينداران و بويژه روشنفكران ديني به منظور مقابله با تهديد هاي ناشي از مبارزه طلبي ماركسيسم، مفاهيم و مايه هاي انقلابي فرهنگ سياسي شيعه را كه جوابگوي تبليغات و تهديدات ماركسيست ها باشد برجسته نمايند.
د ـ ظهور امام خميني ـ رحمه الله ـ و تفسير انقلابي ايشان از مفاهيم فرهنگ شيعه، ظهور امام خميني ـ رحمه الله ـ به دو شكل موجب تحول و نگرش سياسي شيعه و غالب شدن گفتمان انقلابيگري شد. نخست اين كه امام خميني ـ رحمه الله ـ با ارايه تفسير و قرائت جديد از مفاهيم مانند انتظار و تصفيه و شهادت و زدودن زنگار تسليم طلبي و انزوا گرايي از چهره اين مفاهيم، زمينه تفكر و ذهنيت انقلابي را مهيا ساخت و در شكل دوم امام ـ رحمه الله ـ به دليل برخوردار بودن از موقعيت ممتاز مرجعيت ديني و پايگاه مردمي اش، موجب مشروعيت يافتن و فراگير شدن و يا احياء برداشت هاي انقلابي و مبارزه جويانه از آموزه ها گرديد.
مجموعه عوامل ياد شده باعث غلبه الگوي انقلابي گري و ستيز در فرهنگ سياسي شيعه گرديدند و اين نگرش و قرائت از فرهنگ شيعه موجب شكل گيري رفتار انقلابي و مقابله جويانه در ميان مردم طي دو دهه چهل و پنجاه شد. البته غرض از رفتار انقلابي،صرفا رفتار خشونت آميز نيست، بلكه انواع رفتار ها و فعاليت هايي است كه با قصد براندازي نظام سياسي موجود و تاسيس نظام جديد صورت گيرد و ممكن است در مواردي جنبه مسالمت آميز هم داشته باشد.
اما شاخص هايي كه از نظر ما نشانگر رابطه مثبت بين فرهنگ سياسي شيعه و انقلابي شدن مردم طي دوره مورد بررسي مي باشند عبارتند از: رهبري، نماد گرايي مذهبي، كانون هاي نهضت و انقلاب (مساجد و هياتهاي مذهبي) تاكتيك هاي مورد استفاده مردم در انقلاب و شعار هاي انقلاب. در مورد رهبري نيز بايد بگوييم انتخاب امام خميني ـ رحمه الله ـ به رهبري و موقعيت بلا منازع و توفيق آن بزرگوار در رهبري مردم علاوه بر آن كه ناشي از نبوغ و ويژگي هاي شخصي او بود، متاثر از موقعيت و مبناي ارزش قوي رهبري و مرجعيت در فرهنگ شيعه بود. رمز ديگر اين كاميابي، پيش بردن مبارزه در قالب مفاهيم اسلامي و شيعي بود. نماد گرايي مذهبي شيعه نيز نقش مهم و حياتي در بسيج و سازماندهي فعاليت هاي انقلابي مردم ايفاء نمود. در تحليل نهايي بايد گفت كه فرهنگ سياسي شيعه به دليل برخورداري از مفاهيم و عناصري كه مستعد تفاسير انقلابي هستند، همواره اين ظرفيت را دارا بوده است كه محرك و برانگيزاننده رفتار انقلابي باشد، اما محيط و ساختار سياسي ـ اجتماعي نيز به نوبه خود تاثيري مهم در بروز و برجسته شدن ويژگي ها و ظرفيت هاي انقلابي اين فرهنگ داشته است. لذا زماني كه فرهنگ شيعه در معرض محيط بحراني سياسي و ساخت قدرت تهيه كننده قرار گرفته، استعداد بالاي خود را در تهييج و تحريك رفتار انقلابي نشان داده است.
سيد يدالله هنري لطيفي پور - منشور رسالت، 19/11/1383
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :