امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1643
انقلاب اسلامي و مردم سالاري مطلوب
از ديدگاه امام خميني (ره)
مردم سالاري به عنوان يكي از بحث انگيز ترين پديده هاي سياسي جهان معاصر محسوب مي شود، هر چند اختلاف آرا و ديدگاه در خصوص اين پديده، منجر به بروز اختلافات و مجادلات علمي فراوان (خصوصاً در زادگاه آن) شده، اراية يك تعريف جامع و معين از اين مفهوم را، به امري شبيه به محال بدل كرده است؛ اما جامعه ايران امروز همانند ساير جوامع در حال گذار و واقع در برزخ سنت و مدرنيته، بركنار از بحث ها و فعاليت هاي علمي پيرامون دموكراسي نبوده و خصوصاً به دنبال وقوع انقلاب اسلامي سال 1357 و ايجاد فضاي مساعد انديشه ورزي، شاهد چنين تلاشهايي بوده است.
از سوي ديگر انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران را مي توان حاصل انديشه هاي حضرت امام خميني دانست و هم از اين رو، رجوع به آن انديشه هاي (به عنوان يكي از منابع انديشه سياسي اسلام) مي تواند پاسخگوي بسياري از مسائل و معظلاتي باشد كه جامعه ما در حوزة انديشه سياسي با آن مواجه شده است.
با توجه به مقدمات فوق، تحقيق حاضر بر آن است تا به بررسي ديدگاه هاي حضرت امام در خصوص مردم سالاري بپردازد. طبيعي است كه گام نخست در اين راه گرد آوري سخنان ايشان است كه دربارة مردم سالاري بيان شده است و به دنبال آن، پردازش و طبقه بندي ديدگاه ها و طرح استنتاجات مفهومي از مجموعه اطلاعات پردازش شده، كامل كننده اين مقاله خواهد بود.
مردم سالاري مطلوب از ديدگاه حضرت امام
نخستين نكته اي كه در بررسي ديدگاه حضرت امام در خصوص مردم سالاري جلب توجه مي كند آن است كه ايشان در مقطع زماني خاص نسبت به اين مقوله اظهار نظر كرده اند. عمدة ديدگاه هاي ايشان دربارة دموكراسي و مردم سالاري در سال هاي 1356 تا 1358 ابراز شده است. بديهي است كه ايجاد هرگونه رابطه معني دار ميان مقطع زماني فوق و ابراز ديدگاه هاي حضرت امام درباره دموكراسي و مردم سالاري نيازمند اطلاعات و پژوهش هاي گسترده اي است كه در اين پژوهش به واسطة عدم تناسب موضوعي به آن پرداخته نخواهد شد.
مفهوم دموكراسي و مردم سالاري در بيانات امام به دو شكل به كار گرفته شده است: نخست، دموكراسي مطلوب و مثبت و ديگر، دموكراسي نامطلوب و به تعبير امام، غير حقيقي و جعلي كه در مغرب زمين بنا نهاده شده و طبق نظر ايشان اساساً دموكراسي نيست.
در اين ميان، نكته آن است كه حضرت امام، طرح خود از دموكراسي مطلوب را بر تعريف و قرائت ويژه اي از مفهوم دموكراسي بنا گذشته اند. حضرت امام براي دموكراسي مطلوب خود ويژگي ها و مشخصاتي بيان كرده اند كه طرح آن مي تواند به شكل گرفتن تصوير نسبتاً واضحي از دموكراسي و مردم سالاري مطلوب ايشان بينجامد. ويژگي ها شاخصه هاي دموكراسي و مردم سالاري مطلوب حضرت امام عبارتند از:
الف ـ نافي استبداد و ديكتاتوري: ايشان در اين باره مي فرمايند: «اصول دموكراسي، در تضاد با رژيم شاه قرار دارد»[1] و يا «دست از مبارزه بر نمي داريم تا حكومت دموكراسي به معناي واقعي آن جايگزين ديكتاتور ها شود»[2] و يا «با قيام ملت، شاه خواهد رفت و حكومت دموكراسي برقرار خواهد شد».[3]
در جمع بندي سخنان فوق، يك نكته آشكار مي شود و آن تضاد مردم سالاري با نظام سياسي مستبد است. استبداد و ديكتاتوري از جمله صفات محوري حكومت پهلوي است و بر همين اساس، حضرت امام تحقق مردم سالاري در ايران را منوط به زوال نظام شاهنشاهي دانسته اند.
اين ادعا هنگامي به واقعيت نزديكتر مي شود كه بدانيم حضرت امام، تحقق دموكراسي را در زمان حكومت پهلوي امري محال توصيف كرده اند.[4]
ب ـ تأمين و حفظ آزادي: ديگر مشخصه دموكراسي مطلوب حضرت امام، تأمين آزادي انسان ها و حفاظت از آن در مقابل موانع تحقق آزادي است. ايشان با اشاره به اين مطلب كه «هيچ كس مثل اسلام، آزادي طلب نيست»[5] مشخصاً به دو نوع از آزادي موجود در دموكراسي مطلوب خود اشاره كرده اند. نخستين آزادي مد نظر ايشان را مي توان، آزادي در مشاركت سياسي دانست.
حضرت امام، آزادي مردم در انتخابات را از جمله مباني دموكراسي و مردم سالاري دانسته اند[6] و به عنوان نمونه از آزادي مردم در گزينش نمايندگان مجلس ياد كرده اند.
آزادي بيان و عقيده دومين نوع آزادي است كه حضرت امام، دموكراسي مطلوب خويش را باني و حافظ آن معرفي كرده اند: «در اسلام، دموكراسي مندرج است و مردم در بيان عقايد آزادند»[7] و نكته قابل توجه آن است كه حضرت امام، محدودة آزادي مورد نظرشان را انحراف انسان ها از مسير صحيح و همكاري با دشمنان نظام مي دانند؛[8] به اين معني كه در دموكراسي مطلوب ايشان، آزادي بيان و عقيده تا آن جا به رسميت شناخته شده و حفاظت مي شود كه منجر به انحراف اذهان و سوء استفاده دشمنان نظام نشود.
ج ـ پيوند با استقلال: از شيوه بكارگيري عبارات در بيانات حضرت امام چنين استفاده مي شود كه دموكراسي مطلوب ايشان، ملازم با مفهوم استقلال بوده و در كنار آن معني مي يابد: نظام حكومتي ايران، جمهوري اسلامي است كه حافظ استقلال و دموكراسي خواهد بود».[9] همچنين «برنامة سياسي ما آزادي، دموكراسي حقيقي و استقلال است».[10] دقت در عبارات فوق نشان مي دهد كه حضرت امام به شكلي از مردم سالاري اعتقاد داشتند كه ضامن و حافظ استقلال جامعه باشد و از اين رو اشكالي از دموكراسي كه منجر به زوال يا ضعف استقلال جامعه باشد را مردود مي شمارند.
د ـ عدالت خواه: عدالت خواهي، نفي تبعيض و اهميت قائل شدن براي ضعفا از ديگر مشخصات دموكراسي و مردم سالاري مطلوب حضرت امام است كه به روشني در عبارات زير نمايان است:
«آن دموكراسي كه در اسلام است در جاهاي ديگر نيست. هيچ دموكراسي مانند دموكراسي موجود در اسلام به ضعفا اهميت نداده است».[11] همچنين «حكومت اسلامي يعني يك حكومت مبتني بر عدل و دموكراسي»[12] و يا «نظام صدر اسلام، دموكراسي بوده؛ اين گونه كه ميان حاكم جامعه و رعيت هيچ تبعيضي در برخورداري از امكانات وجود نداشته است.»[13]
هـ ـ نشأت گرفته از اسلام: از جمله مشخصات محوري دموكراسي و مردم سالاري مطلوب، ارتباط و پيوستگي مردم سالاري با اسلام است. در واقع، دموكراسي مطلوبي مندرج در اسلام است.[14] و تنها در تحت لواي اسلام است كه دموكراسي صحيح پياده مي شود.[15] حضرت امام ضمن منحصر ساختن دموكراسي صحيح به دموكراسي موجود در اسلام[16] و بي نظير خواندن چنين نگرشي به دموكراسي[17] مي فرمايند: «ما به دنيا خواهيم فهماند كه معني دموكراسي چيست».[18]
ايشان نظام حكومتي صدر اسلام (حكومت نبوي و علوي) را الگوي دموكراسي مطلوب معرفي كرده و فرموده اند: «حكومت صدر اسلام، يك رژيم دموكراسي بوده، به گونه اي كه دموكراسي هاي امروزي نمي توانند مانند آن شوند».[19]
همچنين در بياني ديگر در اين خصوص مي فرمايند: ما مي خواهيم اسلام و حكومت اسلام را به نحوي كه شبيه صدر اسلام باشد اجرا كنيم تا غرب، معني درست دموكراسي را به آن حدي كه هست بفهمد تا تفاوت ميان دموكراسي موجود در اسلام و دموكراسي اصطلاحي مورد ادعاي دولت ها آشكار شود.»[20]
حضرت امام، دموكراسي و مردم سالاري مطلوب را متكي بر قواعد و قوانين اسلامي معرفي كرده[21] و به همين دليل اين نوع از دموكراسي را كاملتر از دموكراسي غربي مي دانند»[22] در نظر ايشان، رژيم پيشنهادي ما كه نظير آن در غرب يافت نشده و نخواهد شد ممكن است شباهت هايي با دموكراسي غربي داشته باشد، اما آن دموكراسي كه ما مي خواهيم ايجاد كنيم در غرب وجود ندارد»[23] و بر اساس موازين و قوانين اسلامي اداره مي شود.[24]
حضرت امام ضمن اشاره به عدم تأسيس بناي دموكراسي مطلوب، فرموده اند: «ما بعد ها اگر توفيق پيدا كنيم به شرق و غرب اثبات مي كنيم كه دموكراسي مورد نظر ما، دموكراسي است نه آن چيزي كه در شرق و غرب به عنوان دموكراسي ارايه مي شود».[25]
لازم به ذكر است كه ايشان ضمن توجه به برداشت هاي گوناگون از اسلام، بيان مي كنند كه: «قوانين اساسي اسلام انعطاف ندارد؛ اما بسياري از قوانين اسلام با نظر هاي خاصي انعطاف دارد و مي تواند همة انحاء دموكراسي را تضمين كند.»[26]
نقد دموكراسي رايج
حضرت امام خميني، با طرح و تبيين دموكراسي و مردم سالاري مطلوب، اشاره هايي نيز به دموكراسي رايج در جهان معاصر كرده، نكاتي در نقد آن بيان داشته اند. دقت در اين نكات روشن مي سازد كه ايشان در مقام نقد دموكراسي رايج نبوده و صرفاً در برخي مواقع به مناسبت، اشاره هايي به نقاط ضعف دموكراسي رايج كرده اند. طبيعي است در صورتي كه ايشان مشخصاً به نقد اين پديده مي پرداختند، ساير اشكالات آن نيز آشكار مي گشت.
حضرت امام معتقدند كه «در غرب، خبري از دموكراسي نيست، هر چند كه زياد از آن دم مي زنند»[27]و «اين حكومت ها لفظاً دموكراسي است، محتوا ندارد و دموكراسي هاي فعلي، مستبد است».[28] در نظر ايشان: «دموكراسي، نوع غربي اش، فاسد است، نوع شرقي اش هم فاسد است»[29]هر چند كه: «دربارة دموكراسي هياهو است، تبليغات است، همين معني دموكراسي را كه به اسم مي برند، در آمريكا و انگلستان هست، در اين كشور ها مسائل ديكتاتوري هم هست.»[30] از جمله اشكالاتي كه ايشان نسبت به دموكراسي هاي رايج بيان مي كنند، عبارت است از:
تبعيض ميان طبقه حاكم و مردم در برخورداري از امكانات،[31] طرفداري از سرمايه دارهاي بزرگ[32] و اهميت ندادن به ضعفا.[33]
[1]. امام خميني، صحيفة نور، پيشين، ج2، ص 50.
[2]. همان، ص 62.
[3]. همان، ص 269.
[4]. همان، ص 269.
[5]. همان، ج5، ص 258.
[6]. همان، ج2، ص 222.
[7]. همان، ج8، ص 234.
[8]. همان، ج 4، ص 234.
[9]. همان، ج3، ص 16.
[10]. همان، ج 3، ص 96.
[11]. همان، ج5، ص 258.
[12]. همان، ج3، ص 268.
[13]. همان، ص 9.
[14]. همان، ج4، ص 234.
[15]. همان، ج7، ص 74.
[16]. همان، ج5، ص 238.
[17]. همان، ص 258.
[18]. همان، ص 238.
[19]. همان،ج3، ص 9.
[20]. همان، ص 85.
[21]. همان، ص 268.
[22]. همان، ص 13.
[23]. همان.
[24]. همان، ص 16.
[25]. همان، ج5، ص 238.
[26]. همان، ج2، ص 22.
[27]. همان، ج7، ص 74.
[28]. همان، ج3، ص 10.
[29]. همان، ج5، ص 238.
[30]. همان، ج5، ص 258.
[31]. همان، ج3، ص 9.
[32]. همان، ج5، ص 238.
[33]. همان، ص 258.
@#@
طرح نظام مبتني بر مردم سالاري مطلوب از ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله ـ
حضرت امام، در حد فاصل برپايي نهضت اسلامي (1341 هـ. ش) تا زمان رحلتشان (1368 هـ. ش) به عنوان رهبر انقلاب اسلامي قرن 20 و بنيانگذار نخستين حكومت ديني در جهان معاصر، ديدگاه ها و نظرات خويش دربارة مسائل مختلف را مطرح فرموده اند كه از آن جمله مي توان به شماي حكومت مطلوب از منظر ايشان، اشاره كرد.
حضرت امام در طول فاصله زماني (1341 الي 1368) به مناسبت و به تدريج، گوشه هايي از ويژگي هايي نظام حكومتي را بيان كرده اند كه با جمع بندي اين ويژگي ها مي توان به تصوير نسبتاً كاملي از حكومت مطلوب ايشان دست يافت. حكومتي كه بر اساس مردم سالاري بنا شده، به نوبة خود، ظرف بسط و ظهور چنين قرائتي از مردم سالاري نيز به شمار مي آيد. اين بخش از تحقيق به طرح توصيفات حضرت امام از چنين حكومتي اختصاص يافته است.
دموكراسي و مردم سالاري مطلوب حضرت امام، بنا كنندة حكومتي است كه به خاطر خدا به كسب رضايت مردم بپردازد.[1] و رضايت خداوند را از طريق كسب رضايت مردم[2] (مؤمن) جلب كند. مقبول مردم باشد[3] و مردم، از جان و دل موافق آن باشند.[4] معترف به خطاي خود بوده[5] و از تصميم هاي نادرست خود عدول كند[6] در مقابل قانون تسليم بوده[7] و در محدودة آن عمل كند[8] به آرا و افكار عمومي احترام گذاشته[9] و در برابر، خواسته هاي شرعي و قانوني مردم تسليم باشد.[10] متكي به اراده ملت بوده[11] و بيشترين توجه خود را به قشر ضعيف جامعه اختصاص دهد.[12] در برابر مردم متواضع و فروتن باشد.[13] به مشاركت مردم در مسائل كشور معتقد باشد.[14] مردم به سهولت امكان ارتباط با مسؤولان آن حكومت را داشته باشند.[15]
با جمع بندي مواردي كه فهرست وار به آن ها اشاره شد مي توان ساختار و شماي كلي حكومت مطلوب حضرت امام را تصويب كرد.
جمع بندي و استنتاجات نظري
از بخش هاي پيشين مي توان نتيجه گرفت كه نگرش حضرت امام به دموكراسي و مردم سالاري مطلوب، برآمده از خاستگاه ديني تفكرات ايشان و مبتني بر اصول اسلامي كرامت و اختيار انسان است. در ديدگاه ديني حضرت امام، انسان داراي منزلت است؛ (برگرفته از آيه شريفه و لقد كرمنا بني آدم) و داراي قوة اختيار.
بر همين اساس، انسان مسلمان و مؤمن، قطعاً عزيز است و محترم و انتخاب او نيز داراي عزت و حرمت است. از اين روست كه حكومت به عنوان ابزاري لازم در جهت حركت انسان به سوي رشد و كمال، بايد براي انسان و انتخاب او ارزش قائل شود و همين نكته است كه زيربناي مردم سالاري مطلوب حضرت امام را تشكيل مي دهد.
بر پاية چنين نگرشي به انسان است كه ديدگاه سياسي حضرت امام شكل مي گيرد و حكومت مطلوب تصوير مي شود. از منظر امام خميني، حكومت مطلوب، حالتي است كه تضمين كنندة كرامت انسان و قدرت انتخاب اوست؛ كرامت و اختياري كه هدية خداوند و شريعت مقدس به انسان (خصوصاً انسان مسلمان و مؤمن) است.
لازمة تحقق چنين نگرشي به مردم سالاري، خواست عامه و اكثريت جامعه است و اگر بخش عمده اي از يك تجمع مدني اراده كند كه زندگي جمعي خود را بر پاية چنين نگرشي از مردم سالاري استوار سازد، راه براي تحقق حكومت مطلوب حضرت امام فراهم مي آيد و طبيعي است كه حد و مرز مردم سالاري در جامعة اسلامي همانا خطوط قرمز معين شده از خداوند است و مردم سالاري ابزاري است براي نيل انسان به كمال و سعادت معرفي شده از سوي دين.
بنا به فرمودة حضرت امام، مردم سالاري برگرفته از دين در برخي نقاط، شباهت هايي به دموكراسي رايج در جهان معاصر دارد. اما تفاوت اساسي ميان دو نگرش ناشي از اين حقيقت است كه دموكراسي رايج در جهان كنوني، مردم محور است. اما مردم سالاري مطلوب و برگرفته از دين، مردم دار و نيز دموكراسي رايج در خدمت انسان است و مردم سالاري مطلوب حضرت امام در خدمت سعادت و تكامل او است.
مردم سالاري مطلوب حضرت امام با هر آن چه به ضعف و ذلت انسان بينجامد و قدرت اختيار و انتخاب خداداد او را سلب كند مقابله مي كند، خواه به شكل سرمايه داري و سرمايه محوري باشد و خواه به شكل تبعيض و بي عدالتي. بر اين اساس است كه مردم سالاري مطلوب امام علاوه بر نگرش عام به همة شهروندان، نگاهي خاص به مستضعفين دارد و تجلي مردم داري را در حمايت از طبقات ضعيف جامعه جستجو مي كند. نقد دموكراسي رايج در مغرب زمين نيز بر اساس نگرش فوق صورت گرفته است. حضرت امام با تكيه بر چنين نگرشي، دموكراسي غربي را خالي از محتوا و در بردارندة صورتهايي از ديكتاتوري مي داند؛ صورتهايي كه به انقياد و سلب آزادي هاي خداداد انسان و اسارت او در بند هياهو و تبليغات انجاميده است.

[1]. همان، ج17، ص 161.
[2]. همان، ج18، ص 201.
[3]. همان، ج3، چاپ دوم، ص 75.
[4]. همان، ج1، ص 71، چاپ دوم.
[5]. همان، ج 18، ص 41، چاپ اول.
[6]. همان، ج1، ص 59.
[7]. همان، ج2، ص 241.
[8]. همان، ج8، ص 553.
[9]. همان، ج2، ص 186.
[10]. همان،ج1، ص 59، چاپ دوم.
[11]. همان، ج3، ص 37.
[12]. همان، ج5، ص 190.
[13]. همان، ج1، ص 110.
[14]. همان، ج19، چاپ اول، ص 238.
[15]. همان، ج 8، ص 62.
محمد صادق کوشکي - تأملاتي در انديشه سياسي امام خميني (ره)، ص 71-80
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :