امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1293
امام خميني (ره) و رويارويي با صهيونيسم
سلام بر صديقه كبري حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) سرور و سالار زنان جهان، جگرگوشه پيامبراكرم - صلي الله عليه و آله - و جان دل او، مادر امامان معصوم - عليهم السلام -، كسي كه خداوند از براي رضاي او خشنود و از براي خشم او خشمگين مي شود، بانويي كه امام راحلمان درباره اش فرموده اند: آن موجود ملكوتي كه در اين جهان به صورت انسان تجلي كرده، و زني كه، به معني فراگير و كامل، يك زن و انسان كامل، بوده است. و سلام بر نواده بزرگ او، آن سلاله كوثر، شخصيت استثنايي تاريخ، هديه و نعمت بزرگ الهي به امت عصر حاضر، زنده كننده دين، بنيانگذار قيام مستضعفين، امام انقلابيون و مجاهدان، حضرت روح الله الموسوي الخميني قدس الله نفسه الزكيه.
اما بعد...
امام از همان آغاز نهضت مبارك خود، ديدگاه روشن وصريحي را در مورد صهيونيسم و رژيم آن (اسرائيل) و ميزان خطرهايي كه بر امت وارد مي آورد را بيان كرده و روش علمي و قاطعي را جهت مقابله با اين خطر تاريخي كه امت را تهديد مي كند، فرا روي ما قرار داد. امام از همان آغاز نهضت خود نقطه نظرهاي مبارزاتي خويش را اعلام كرده و تمامي امكانات خود را در جهت عملي كردن آنها به كار گرفت، و بالاتر از آن، اينكه پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي او در ايران و بازتابهاي اين پيروزي بزرگ و معجزه آسا، در سراسر جهان و به ويژه در منطقه ما، نهضت ضد صهيونيستي را وارد مرحله ديگري كرد. به طوري كه مي توانم مدعي شوم كه پيروزي اين انقلاب بزرگ سرآغازي براي نابودي رژيم اشغالگر و فاسد اسرائيل بوده است. اين رژيمي كه به رغم فراهم شدن شرايط سقوط و اضمحلالش، در ظاهر همچنان داراي ثبات سياسي و عمومي بوده و خود بر ديگران اعمال سليقه مي كند.
براي اينكه در مقدمه سخن خود زياده روي نكنم، مايلم كه ديدگاه و شيوه امام در اين زمينه را بيان كرده و در برخي موارد ارتباط ميان ديدگاه نظري و شيوه عملي ايشان را بيان كنم.
نخست: امام اسرائيل را ساخته و پرداخته قدرتهاي بزرگ دانسته و معتقد بود اين رژيم پايگاه نظام استكبار است كه در مركز جهان اسلام احداث شده تا در خدمت تمامي طرحهاي مستكبران در چيره شدن بر كشورها و امت ما به كار گرفته شود. به طوريكه منافع استعمار ديرينه و طمعكاريهاي يهوديان صهيونيسم در اين نقطه به يكديگر رسيده و اين فرزند نامشروع را بر سرزمين اشغال شده فلسطين به وجود آورد، و پس از آن برپايي دولت اسرائيل را اعلام كرد. همان رژيمي كه امروز مورد حمايت و پشتيباني سركرده استعمار نوين و وارث استعمار كهن يعني آمريكا قرار گرفته و كاملاً سياست برتري كمي و كيفي اسرائيل را در منطقه اعمال مي كند تا در مقابله با كشورهاي عرب منطقه و سراسر جهان اسلام برتر بماند و از سوي ديگر نيز تمامي امكانات قدرت و مقاومت را در اختيار اسرائيل قرار مي دهد و كار به جايي مي رسد كه اسرائيل به خاطر جنايتهايش در الجليل و قانا محكوم مي شود اما آمريكا اين محكوميت را در شوراي امنيت وتو مي كند.
در مورد روابط موجود ميان آمريكا و اسرائيل گفته ها و نوشته هاي زيادي ارائه شده است تا جايي كه برخي مدعي شده اند كه جنبش صهيونيسم در حقيقت، خود به دولتمردان آمريكا خط مي دهد و دولتمردان آمريكا خود مغلوب و فرمانبر گروه فشار يهودي موجود در واشنگتن شده اند. به طوريكه برخي از پيروان اين ايده به اين نتيجه رسيده اند كه براي رهايي از اين مشكل مي بايست يك گروه فشار عربي و يا اسلامي در آمريكا تشكيل داده شود.
اما، آقايان محترم، اين به معني تلف كردن وقت و تلاشهاي انجام شده است. چون يكي از ايده هاي تشكيل چنين گروهي، اين است كه مي گويد براي آزادسازي سرزمين و مقدسات خودمان در فلسطين، سوريه و لبنان بايد ابتدا واشنگتن را از سلطه گروه فشار صهيونيستي درآورد!!... و اين خود اوج بيهودگي افكار و آرزوهاي متفكران و پژوهشگراني است كه ايده آنان سرشار از ايده ها و گرايشهاي غربي بوده و اينكه آن را براي فرار از عقب نشيني از عرصه مبارزه مطرح مي كنند.
امام در ديدگاه خود نسبت به اسرائيل بسيار روشن و صريح بود. او اسرائيل را دست پرورده و فرزند نامشروع آمريكا مي دانست كه هر وقت بخواهد آن را براي به كارگيري طرحهاي سلطه جويانه و استكباري خود به كار مي گيرد. به عبارت ديگر اسرائيل پليس آمريكا در منطقه ما بوده و جنبش صهيونيسم در خدمت طرحهاي استبدادي آمريكا در منطقه مي باشد. البته اين حقيقت نيز به نوبه خود به طور همزمان اميدها، آرزوها و طمعكاريهاي يهوديان و صهيونيسم را نيز جامه ي عمل مي پوشاند چون آنان همواره در خدمت شيطان و اين آرزوها و طمعكاريهاي او بوده و هستند.
اين دو برداشت متفاوت از جوهر روابط آمريكا و اسرائيل، نياز به شيوه عملي متبايني در برخورد با آمريكا دارد كه مي توان به چند نوع آن در زير اشاره كرد:
الف ـ كشورهاي عربي و اسلامي و ملتهاي آنان بايد پيش از هرچيز آمريكا را مسئول تمام اشغالگريها، تجاوزها، كشتارها و جنگ افروزيهاي روزانه اسرائيل دانسته و تأكيد كنند كه مسئول و عامل ناديده گرفتن حقوق بشر، آن هم در موارد زياد و هولناك توسط اين رژيم آمريكا است.
ب ـ اين كشورها و ملتها بايد آمريكا را دشمن شماره يك و حقيقي خود دانسته و در حقيقت اين آمريكا است كه به وسيله دست پرورده اش اسرائيل، با ملت ما وارد منازعه و جنگ شده است.
ج ـ هرگونه حكميت و مرجعيت آمريكا را رد كرده و با تمامي اقداماتي كه ايده ي مطرح كردن آمريكا به عنوان ميانجي و يا داور بي طرف حمايت مي كند، مخالفت كنند، چگونه آمريكا مي تواند داور باشد در حالي كه دشمني است كه هرگز رحم نمي كند و در تجاوز هيچ ترديدي نمي كند.
د ـ تدوين طرحي براي مقابله با شيطان بزرگ كه هم اكنون تمامي قدرتهاي استكباري در آن خلاصه مي شوند، و بايد دست آنان از مراكز تصميم گيري، ثروت و كشور ما كوتاه گردد تا بتوان نبرد را با عامل آن در منطقه «اسرائيل» به نفع خود تمام كنيم، و اين همان مطلبي است که امام در طول عمر مبارك خود به آن دعوت مي كرد.
دوم: امام اسرائيل را غده سرطاني ناميد، و طبيعي است كه غده سرطاني خود و بدن را فاسد مي كند و به نقطه معيني محدود نمي شود بلكه تا آنجايي كه مي تواند پيشروي مي كند و اين به معني آن است كه اسرائيل مي خواهد جامعه هاي ما را فاسد بكند، ملتهاي ما را بكشد و بدون هيچ حد و مرزي به توسعه طلبي خود ادامه دهد. امام معتقد بود كه آرزوها و طمعكاريهاي اسرائيل بسيار فراتر از نيل به فرات است و اين طمعكاريها و توسعه طلبيهاي اسرائيل همگام با قدرت طلبي، كنترل بر منطقه و غلبه بر آن بيشتر و بيشتر مي گردد. به همين جهت است كه امام خطر اسرائيل را محدود به ثروتهاي طبيعي و سرزمين محدود نمي دانسته و مي گفتند اسرائيل تمامي ارزشهاي انساني، ديني و فرهنگي تمدن اسلامي را نيز تهديد مي كند.
بر اساس همين ديدگاه است كه امام شيوه ي عملكرد و برخورد با اسرائيل را مشخص كرده و مي فرمايد: اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود، اين غده سرطاني بايد از بيخ درآورده شود. چون هرگز نمي توان در برابر سرطان ساكت ماند و زندگي هم نمي توان با آن كرد، چه رسد به خطرها و تهديدهايش كه جز با درآوردن ريشه هاي آن برطرف شدني نيست، هرچند اين كار دردناك باشد و براي ما گران تمام شود.
سوم: از ديدگاه امام، مسأله قدس تنها به فلسطينيان و اعراب محدود نمي شود بلكه مسأله تمامي امت اسلامي است، مسئوليت ملتها،‌ دولتها و ديگر طبقات جامعه هاي اسلامي است و به همين دليل است كه بزرگترين روز را در بزرگترين ماه، يعني آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را براي آن انتخاب كرده و آن را روز جهاني قدس ناميده و فرمود اين روز، روز فلسطين و اسلام است. امام با اين موضعگيري خود مسأله قدس را به جايگاه طبيعي و تاريخي خود در منازعه موجود با صهيونيسم بازگرداند و توانست آن را از چنگ كساني كه آن را محدود به مسأله فلسطين مي دانستند آزاد كند. چرا كه هيچ مسلماني در اين جهان نيست كه بپذيرد قدس بخشي از اسرائيل بوده و يا سندي را امضاء كند كه بر اساس آن قدس پايتخت اسرائيل معرفي شود، اين مسلمان خواه خود حاكم و فرمانروا باشد، يا به نمايندگي از سازمان و يا گروهي باشد چه رسد كه يك ملت باشد چنين سندي را امضاء نمي كند. آري تا زماني كه اين ملت بويي از روح و عزم خميني در ميان خود دارد هرگز قدس بخشي از اسرائيل نخواهد شد.
از سوي ديگر امام مسأله قدس را به عنوان محور و زمينه اي براي وحدت و همبستگي ملتهاي عربي و اسلامي مطرح كرد، تا در ميان ملتها زنده، محترم و شايسته و عزيز بماند. مردم اگر هم در بسياري از موارد با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند اما در مقابله با اشغالگران و متجاوزان، تمام اختلافات را كنار زده و با يكديگر متحد گشته و تمام نيروهاي خود را در جنگي سرنوشت ساز به كار مي گيرند. مقابله با صهيونيسم و مقاومت در برابر اشغالگران اسرائيلي كه سرزمين ما را اشغال كرده است، مهمترين عاملي است كه مي تواند تمامي نيروهاي امت ما و جريانهاي مختلفش را حول يك محور سرنوشت ساز جمع آوري كند و چنانچه در همبستگي حول چنين محوري ناكام بمانيم محققاً در متحد شدن حول محورهاي ديگر ضعيف تر و ناكام خواهيم بود.@#@
چهارم: امام همواره تأكيد مي كردند كه بازپس گيري مقدسات و بركندن اين غده سرطاني هرگز از راهها و مانورهايي سياسي تحقق نمي يابد و بايد با تفنگهايي كه بر ايمان تكيه دارد، انجام شود. امام روش جهاد و مبارزه را با قدرت تمام به عنوان تنها راه حل پايان داد به نزاع، مطرح كردند. اين طرح امام، عملكرد جمهوري اسلامي ايران و اقدامات عملي جنبشهاي جهادگر لبنان و فلسطين، دشمن صهيونيستي را در برابر نوع ديگري از رويارويي كه منحصر به فرد است قرار داده است.
خانمها آقايان... هرجنگي جهاد نيست و هر كشته اي شهيد نمي باشد. تنها نبرد در راه خدا جهاد و كشته اين راه شهيد است. نبردي را كه امام با اسرائيل آغاز كرد پيش از آن كه در شكل و شيوه خود با طرحهاي گذشته تفاوت داشته باشد از لحاظ ماهيت، جوهر و محتوا با آنها تفاوت دارد. به عنوان مثال مقاومت اسلامي كه در لبنان مبارزه و از خودگذشتگي مي كند خود در راه و شيوه اين امام همام گام بر مي دارد و از تفكر ايشان الهام مي گيرد و به همين دليل است كه جنگ آن از لحاظ ماهيت و جوهر با ديگر جنگها متفاوت است. بردي است در راه خدا و هدف از آن جلب رضايت خدا و عشق به لقاء الله است. جنگ عارفان شب و مشتاقان وصل يار، مقاومت كساني است كه با مرگ انس يافته و آن را شيرين تر از عسل مي دانند. مقاومت صاحبان دلهاي آرام گرفته اي است كه هرگز چيزي از حرص و طمع به دلهايشان راه نمي يابد، اين مقاومت شعارش، محتوايش، فرهنگش، نفسهايش، عاطفه هايش، دوستي اش، دشمني اش، رضايتش، خشمش، اندوهش، شادي اش، والائيش، اطمينانش، عزمش، خونش و تمام عناصر تشكيل دهنده جوهر آن از نوع ديگري است.
اين مقاومت كه امام آن را در اين دوره به وجود آورد، عزيمت، صبر و اميد به ظهور حجت حق حضرت مهدي - عجل الله تعالي فرجه الشريف - كه خداوند ظهور او را در قرآن وعده داده است، به همراه خود دارد و چون اينچنين است امام دو سال پيش از رحلت ملكوتي خود درباره اش فرمودند: جهاد حزب الله لبنان خود حجت خداوند است بر تمامي علماي جهان اسلام!!...
اين تجربه ما شيوه عملي امام را تحقق بخشيد كه مي فرمود يك گروه اندك كه مؤمن بوده و بر خدا توكل كرده است مي تواند قدرتمندترين ارتش خاورميانه را شكست دهد و مي تواند آن را به ذلت نشانده و مغلوب كند و افسانه شكست ناپذيري آن را از بين ببرد. چه رسد به اينكه طرف اين جنگ امت بزرگ، مقتدر و ميليوني باشد. امام هنگامي كه فرمود: اگر هر مسلمان يك سطل آب بر اسرائيل بريزد، سيل آن را از جا خواهد كند مبالغه نمي كرد.
برادران و خواهران عزيز... امروز در يكصدمين سالگرد تولد امام، روح ايمان و مسئوليت شما را به كمك مي طلبم، امروز در ميان شما هستم، تا از ميان شما اين امت را مورد خطاب قرار داده، و نداي رساي امام را كه در طول چندين دهه عمر شريف خود آن را مورد تأكيد قرار داد، تكرار كنم.
امروز فلسطين در معرض خطرناكترين تسويه حسابها و تحريف تاريخ قرار گرفته است. قدس هر روز بيش از روز پيش به سوي يهوديان كشانده مي شود. هر روز يك شهرك يهودي نشين در آن ساخته مي شود مسجد الاقصي نيز در معرض خطر تخريب، آتش زدن و از ميان رفتن قرار دارد...
برادران و خواهران عزيز... امتي كه شركت «والت ديزني» آمريكا را فراري دهد، يهوديان صهيونيست نه قدس را براي آن خواهند گذاشت، و نه مسجدي و نه كليسا و نه كرامتي!!...
برادران و خواهران گرامي... انقلاب اسلامي ايران و جمهوري گرانقدر آن از همان آغاز پيروزي، تمام صهيونيستها و وابستگان به آنان را از خاك خود بيرون رانده و پرچم فلسطين را به جاي سفارت اسرائيل در تهران برافراشت و خود را در كنار ملتها و دولتهاي عربي در مقابله با اسرائيل قرار داد و تا كنون همان شيوه امام و راهش را با پيروي از رهبري ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي (دام ظله) ادامه داده و مشكلات و فشارهاي مختلف و دردهاي فراواني را به خاطر اين موضعگيري عقيدتي خود، در برابر مسأله فلسطين و قدس، تحمل مي كند. همچنين در منطقه ما، ايستادگي و مقاومت در سوريه، و جايگاهي براي مبارزه و شهادت در لبنان و فلسطين وجود دارد. امت نيز همچنان قادر است اميدها و اعتماد به نفس را به دست آورده و پيروزي را از آن خود كند.
من به نام امام، و به نام تمامي مقدساتي كه به آنها ايمان داريد از شما مي خواهم تا مقابله با صهيونيسم و اسرائيل را در رأس اولويتهاي خود قرارداده و با همت خود نيرنگ و دروغهاي آمريكا و صهيونيسم را فاش كرده و تمامي موانع ترس زا و شك آلود را كنار زده، تلاشها و نيروهاي خود را وحدت بخشيد تا اميد و وصيت امام جامه ي عمل پوشد.
و سرانجام... شيوه و راه امام خميني - رحمه الله - همچنان چراغ راه تمامي مبارزان و مجاهدان براي رسيدن به آزادي و آزادسازي خواهد ماند، و روزي كه مسلمانان در قدس نماز پيروزي را به پا مي دارند، روح امام بزرگترين روحي خواهد بود كه در آنجا حضور خواهد داشت، چرا كه آن روز نه اشغالگري خواهد بود و نه صهيونيسم.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
سيد حسن نصرالله - ايدئولوژي رهبري و فرآيند انقلاب اسلامي، ج 2، ص473-479
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :