امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
2169
توطئه هاي دشمنان انقلاب و امدادهاي غيبي
سپيده سخن
در يكصد سال اخير با طرح نهضت احياي فكر ديني در منطقه آفريقا، شبه قاره هند و منطقه خاورميانه توسط انديشمندان مصلحي همچون سيد جمال الدين اسدآبادي، اقبال لاهوري، محمد عبده، كواكبي و ديگر شخصيت هاي متفكر اسلامي حركات جديدي به وقوع پيوست. اين انديشه انقلابي در ايران در نهضت تنباكو، انقلاب مشروطيت و نهضت ملي ايران به رهبري علماء و انديشمندان ديني به ويژه چهره هاي ارزنده اي همچون ميرزاي شيرازي بزرگ، شهيد شيخ فضل اللّه نوري، آيت اللّه كاشاني، شهيد نواب صفوي و در نهايت در پديد آمدن انقلاب اسلامي ايران به رهبري بزرگ رهبر حركت اسلامي در جهان معاصر ظهور يافت. گسترش شعاع حركت هاي اسلامي در سراسر جهان، استكبار جهاني را بر آن داشت كه براي مقابله جدّي با اين حركت هاي شتابنده و انقلابي كه تمام منافع شان را در معرض خطر قرار داده است به مقابله و مبارزه برخيزد. چرا كه سياست استكبار جهاني چه در دوره نفوذ استعمار پير انگليس و يا در دوران سلطه آمريكا بر بخش عمده اي از مناطق جهان بر جلوگيري و خاموش نمودن شعله هاي انقلاب در سطح جهان استوار گرديده بوده و در طول قرنهاي اخير اين سياست آنان همچنان ادامه يافته است.
امّا همان گونه كه خداوند متعال وعده داده است: «و لا يحيق المكر السي ء الّا باهله؛[1] نيرنگ هاي بد و انديشه هاي زشت تنها دامان صاحبانش را مي گيرد». همه توطئه ها و نقشه هاي شياطين شرق و غرب به خودشان برگشته و نقش بر آب شده است. پرواضح است كه اين رويه و سنت الهي در ناكام گذاشتن اهل باطل تا زماني ادامه خواهد يافت كه ملت مسلمان ايران و متوليان نظام جمهوري اسلامي ايران با خلوص نيت در مسير الهي گام بر مي دارند امّا اگر خداي نخواسته روزي از اين مسير منحرف شوند و يا انگيزه هاي غير الهي را در اقدامات خود مد نظر داشته باشند آنگاه ديگر نمي توان به اميد امدادهاي الهي چشم دوخت چرا كه خداوند متعال مي فرمايد: «ان تنصروا اللّه ينصركم و يثبّت اقدامكم؛[2] اگر آئين خدا را ياري كنيد او هم شما را ياري خواهد كرد و گامهايتان را استوار مي گرداند.» امّا خداوند متعال اين وعده اش را مشروط به استواري در راه حق و صراط مستقيم قرار داده است و اگر از اين طريق مسلمانان تخطّي كنند ديگر دست غيبي الهي بر سر آنان سايه افكن نخواهد بود خداوند متعال فرمود: «عسي ربّكم ان يرحمكم و ان عدتم عدنا؛[3] اميد است پروردگارتان به شما رحم كند امّا هرگاه(از راه حق) برگرديد ما هم (از انديشه امداد و ياري شما) بر مي گرديم.
همچنان كه در مدت 25 سال گذشته شاهد بوده ايم دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي ايران چه در داخل و چه در خارج لحظه اي از طرح هاي خائنانه و نقشه هاي شيطاني خود دست نكشيده اند و همواره انديشه سقوط نظام اسلامي را در سر پرورانده اند.
اساساً ماهيت نظام اسلامي و ساختار تشكيلاتي جبهه كفر چنين اقتضاء مي كند كه مادامي كه از اسلام و ارزشهاي اسلامي در منطقه خاورميانه بويژه كشور اسلامي ايران دفاع مي شود دشمنان اسلام براي محو كامل آن از هيچ تلاشي فروگذاري نكنند زيرا با تحقق اهداف آسماني دين مبين اسلام تمام سياست ها و منافع جبهه كفر در خطر نابودي و در آستانه سقوط قرار مي گيرد و به طور حتم نابودي دشمنان اسلام را بدنبال دارد به همين جهت خداوند به پيامبر عظيم الشأن خويش هشدار مي دهد كه: «لن ترضي عنك اليهود و لاالنّصاري حتّي تتبع ملّتهم؛[4] هرگز يهود و نصاري از تو راضي نخواهند شد مگر اينكه (بطور كامل) تسليم خواسته هاي آنان شوي و از آئين آنان پيروي كني!»
انگيزه ها و ريشه هاي توطئه
خطر و تهديد كه استكبار جهاني براي منافع خود از ناحيه حركت اسلامي احساس مي كرد با استقرار جمهوري اسلامي در ايران وضعيت ديگري پيدا كرد و آنچه كفر جهاني براي مقابله با آن جدّيت مي كرد با اقتدار تمام در قالب يك نظام سياسي در ايران متجلّي گرديد.
ديري نپائيد كه اين حركت برق آسا از مرزهاي ايران بيرون رفت و تمام كشورهاي دنيا را در نورديد و با دميدن روح اميد و اطمينان به محرومان عالم، بيش از يك ميليارد مسلمان را تحت تأثير قرار داد. به همين جهت جرج شولتر وزير خارجه آمريكا گفت: «انقلاب اسلامي ايران خطرناك ترين دشمن مشترك تمدّن غرب در سراسر تاريخ آن است».[5] دشمن با بسيج نيروهاي خود و با بهره گيري از امكانات بسيار گسترده راه كارهاي جديد و پيشرفته اي را براي جلوگيري از گسترش حركت اسلامي در جهان و سركوب انقلاب در ام القراي آن يعني ايران طرح ريزي نمود و به كمك عوامل داخلي و خارجي خود به مرحله اجرا گذاشت. استاد حسن التلّ اردني از معروفترين نويسندگان مجله «الدستور» در مورد ريشه ها و علل توطئه هاي دشمنان انقلاب اسلامي مي گويد: «رشد سريع ارزشهاي انقلاب اسلامي در ديگر جوامع، غرب را ناچار به چاره جوئي و نشان دادن واكنش كرده است و ما اين واكنش را در به راه انداختن جنگ هشت ساله عليه ايران و ديگر توطئه هائي كه هر روزه در ايران راه مي اندازد، مي بينيم».
قبل از انقلاب اسلامي كشور ايران به عنوان يكي از حساسترين نقاط استراتژيك جهان در حوزه نفوذ غرب قرار داشت، زيرا بعد از پايان جنگ جهاني دوم به ويژه بعد از كودتاي 28 مرداد 1332، با ريشه كن شدن آخرين بقاياي نفوذ شوروي در ايران، غرب كاملاً نفوذ خود رادر اين كشور گسترش داد. برژينسكي، مشاور امنيّتي دولت زمان كارتر در اين مورد مي گويد: «ايران مهم ترين پايگاه استراتژيك ما در خليج فارس پس از خروج انگليس از «شرق سوئز» به شمار مي رفت تخليه نيروهاي انگليسي از خليج فارس خلأ قدرتي در اين منطقه به وجود آورد و سياست آمريكا در آن زمان پركردن اين خلأ با افزايش قدرت نظامي ايران در وهله اول و عربستان سعودي در مرحله بعد بود...»[6]
به اين ترتيب در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، به اعتراف سايروس ونس وزير خارجه وقت آمريكا: «در واقع ايران جانشين طبيعي و منطقي قدرت نظامي روبه زوال انگلستان در خليج فارس به شمار مي آمد.»
طوفان انقلاب اسلامي، اين پايگاه امن جهان غرب را به لرزه انداخت و تلاشهاي مكرر و بي ثمر امپرياليسم غرب، براي شكست انقلاب و جلوگيري از فرجام پيروزمند آن به جائي نرسيد. با پيروزي انقلاب و استقرار نظام نوپاي جمهوري اسلامي، نظريه پردازان غرب به ارزيابي نشستند. سايروس ونس بر اين باور بود كه: «در ايران يك عامل، عمده ثبات در منطقه خليج فارس به شمار مي آمد. قدرت اين كشور هم امنيت گذرگاه حياتي خليج فارس براي كشتي هاي بازرگاني و كشتي هاي نفت كش غرب را تأمين مي كرد و هم سدّي در برابر مقاصد توسعه طلبانه شوروي به شمار مي رفت.»[7]
بر اين اساس از ديدگاه غربي ها ايران از دو جهت عمده براي آنان ارزش حياتي داشت:
1- مهم ترين پايگاه استراتژيك غرب
2- نقش ايران در تأمين نفت و تضمين امنيت خليج فارس به عنوان «انبار نفت جهان غرب» هرچند به خطر افتادن اين محور به تنهائي كافي بود كه ايران بعد از انقلاب اسلامي آماج سهم گين ترين توطئه ها قرار گيرد، امّا فرانسوا ميتران، به عنوان نظريه پرداز سوسياليسم - صهيونيسم و حلقه رابط ميان امپرياليسم غرب و كمونيسم شرق به پديده مهم تر در انقلاب ايران متوجه شد و بلوك شرق و غرب را متوجه خطر اساسي و تعيين كننده اي ساخت كه قبل از وي غربي ها از آن غفلت داشتند، او دقيقاً دو روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در روز 24 بهمن 1357 به همفكران غربي و شرقي خود چنين هشدار داد: «انقلاب هائي از نوع انقلاب ايران، در كشورهاي همسايه نيز روي خواهد داد، مسلمانان زيادي در اطراف ايران، در عراق و آسياي مركزي، زندگي مي كنند. انقلاب ايران رژيم هاي منطقه را با خطر سقوط مواجه خواهد كرد.»[8]
دكتر ميشل جانسون در مقاله اي در نشريه «ژئوپوليتيكال استراتژيست» خطر رو به گسترش انقلاب اسلامي ايران را براي سياستمداران جهان غرب چنين گوشزد نمود: بنياد گرائي اسلامي[9] در سراسر جهان اسلام رشد قابل توجهي كرده است. از مراكش تا فيليپين، اسلام در حال گسترش است و به موازات رشد اسلام، نفوذ و منافع غرب شديداً تحت تأثير آن قرار مي گيرد. «بنياد گرائي اسلامي نيروئي پويا، متنفذ و پرجنب و جوش است كه قادر به مبارزه عليه منافع غرب در سراسر جهان اسلام است. جامعه مسلمين جهان از آن حالت ضعف و ناتواني خود خارج شده و به يك قدرت بدل گرديده است».[10]
تبليغات قوي ترين ابزار توطئه
از آنجائي كه استحكام قدرتهاي استكباري بر پايه تبليغات، تسليحات و اطلاعات پايه ريزي شده است و هر يك از اين ابزارها به نوبه خود نقش مهمي را در تثبيت قدرتهاي استكباري ايفا نموده اند. طبيعي است كه دشمنان اسلام در مواجهه با پديده حيرت انگيز انقلاب اسلامي ايران با تمام توان از اين حربه هاي خود استفاده نمايند. امّا در اين ميان تبليغات از اهميت و كارآيي بيشتري برخوردار بوده است و حتي نسبت به آن دو ركن ديگر نقش زيربنائي و تعيين كننده دارد. اين عامل مهم در طول تاريخ همواره در راستاي تحكيم كفر جهاني و مقابله با حركت هاي ضد استعماري و ضد استكباري به ويژه در جهت مقابله با اسلام به كار گرفته شده است.
[1] . سوره فاطر، آيه 43.
[2] . سوره محمد، آيه 7.
[3] . سوره اسراء، آيه 8.
[4] . سوره بقره،آيه 120.
[5] . انقلاب اسلامي و توطئه، ص 73.
[6] . راه انقلاب، ج 1، ص 282.
[7] . توطئه در ايران، ص 105.
[8] . انقلاب اسلامي و توطئه در دهه نخستين، ص 13.
[9] . اطلاعات، 25/11/1357.
[10] . بنياد گرائي اسلامي، واژه ايست كه در نوشتار بين المللي براي ارجاع به پديده انقلاب جهاني اسلام رواج يافته است؛ بنيادگرائي بازگشت به اصول كهن و اوليه مذهب با باري سنّت گرايانه و جزم انديشانه را مي رساند.
@#@
پس از پيروزي انقلاب، استكبار جهاني با رهبري آمريكا بهره گيري از همه ابزارهاي تبليغاتي، هجوم گسترده اي را در سطح جهان اسلام بر عليه باورهاي ديني و نظام جمهوري اسلامي به كار گرفت و علاوه بر بهره گيري از رسانه هاي خبري، صدها نويسنده معاند و مزدور در جهان غرب و اروپا را براي تخريب مباني ديني استخدام كرده كه جريان سلمان رشدي مرتد يكي از آنها بود.
خشن ترين چهره هاي توطئه
در اينجا به خشن ترين چهره هاي توطئه استكبار جهاني كه در چهار واژه خلاصه مي شود مي پردازيم: كودتا، تجزيه، ترور و تجاوز
الف - كودتا
يكي از كودتاهاي شاخص كه توسط استكبار جهاني بر عليه انقلاب اسلامي تدارك ديده شد كودتاي نوژه بود. كودتايي كه نمونه هاي بسيار كوچكتر آن رژيم هاي بسياري را در سراسر جهان سرنگون كرده است. به جرأت مي توان ادّعا كرد، كه كودتاي آمريكائي 28 مرداد سال 1332 در ايران در مقايسه با كودتاي نوژه بازي كودكانه اي بيش نبود، كودتاي نوژه در تاريخ 18 تيرماه 1359 خنثي شد.
ب - تجزيه
تجزيه و يا حداقل ايجاد آشوب هاي جدائي طلبانه، يكي ديگر از چهره هاي اصلي توطئه هاي استعماري و نواستعماري است. با اوج گيري انقلاب اسلامي، انواع طرح هاي تجزيه طلبانه توسط سازمان هاي جاسوسي و امنيتي «سيا» و «كا،گ، ب» مورد بررسي قرار گرفت اين چهره توطئه در محور به هم پيوسته اي اكثر استان هاي مرزي و حاشيه اي كشور را در بر مي گرفت: از تركمن صحرا تا كردستان، از خوزستان و منطقه ايل قشقايي (فارس، بوشهر، و بخشي از هرمزگان) تا بلوچستان و آذربايجان.
اين توطئه ها هم علي رغم تلاشهاي زياد عوامل خارجي و داخلي آمريكا به نتيجه اي نرسيد، و ملت مسلمان ايران در پرتو عنايت حضرت ولي عصر (عج) شاهد امدادهاي غيبي بودند.
ج - ترور
در ادامه توطئه ها استكبار جهاني به سركردگي آمريكا همزمان با آشوب هاي مختلف پرده ديگري از توطئه هايش را به نمايش گذاشت و به فاصله هاي اندكي ياران امام(ره) و پيروان اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله - را آماج حملات ناجوانمردانه تروريسم كور خويش قرار داد. حربه ترور در چنان مقياس وسيعي عليه انقلاب به كار گرفته شد كه در هيچ نقطه جهان همانند و نظير نداشت. توجه به بخشي از فهرست گسترده و زنجيره اي ترورهاي دشمنان در ماه هاي اول انقلاب مي تواند ما را به اين حقيقت واقف سازد كه، چه طور اين توطئه هاي ناجوانمردانه مي توانست در مدت كوتاهي هر نظام نوپائي رااز پاي درآورد، برخي از ترورهاي كور دشمنان عبارت بودند:
ترور سرلشگر ولي اللّه قرني، نخستين رئيس ستاد كل ارتش جمهوري اسلامي ايران (3/2/1358) ترور آيت اللّه مطهري، نخستين رئيس شوراي انقلاب و برجسته ترين نظريه پرداز انقلاب اسلامي (11/2/1358) ترور حاج طرخاني(7/4/1358) ترور حاج مهدي عراقي و پسرش(4/6/1358) ترور آيت اللّه قاضي طباطبائي اولين شهيد محراب (12/8/1358) ترور آيت اللّه مفتح (27/9/1358) شهادت آيت اللّه بهشتي و 72 يار امام (7/4/1360) و بسياري از ترورهاي ديگر... دشمن با طرح و اجراي اين نقشه هاي جنايتكارانه استكبار جهاني و با غفلت تمام از مددهاي غيبي و الطاف الهي، به انتظار سقوط جمهوري اسلامي ايران لحظه شماري مي كرد.
پس از اين ترورهاي ناجوانمردانه، مجله «تايم» چاپ آمريكا نوشت: «بهشتي مي رفت تا مردي پرقدرت شود و در سن 52 سالگي اميد اصلي براي تداوم انقلاب اسلامي بود.»[1]
نشريه ديگر آمريكائي «واشنگتن استار» با خوشحالي و ذوق زدگي نوشت: با مرگ بهشتي، روحانيت حاكم، تواناترين استراتژيست و سازمانده خود را از دست داده است و ديگر كسي وجود ندارد كه بتواند جانشين او شود، ايران در حال حاضر با فقدان سازماندهي و آگاهي سياسي روبروست.[2]
در همان ايام اميد دنياي استكباري به سقوط جمهوري اسلامي ايران آنچنان بالا گرفت كه مجله نيوزويك از قول بني صدر نوشت: فقط دو تن از مقامات مهم در دستگاههاي دولتي باقي مانده اند، فقط يك انفجار ديگر و از آن پس همه چيز تمام مي شود. آري فقط دو نفر رجائي و باهنر.
امّا بزودي دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي به شكست هاي خود در طرح اين چهره توطئه نيز اقرار نمودند. آنان با اين حال دست از توطئه هاي خشن بر نداشتند و علاوه بر ترور رهبران شاخص نظام اسلامي، تيم هاي ترور آمريكائي، در كوچه ها و خيابانها مردم عادي را هدف قرار دادند و حتي كار را به جائي رساندند كه در روز عاشوراي حسيني - عليه السلام - در حرم مطهر رضوي- عليه السلام - زائران و عاشقان امام رضا- عليه السلام - را به خاك و خون كشيدند.
جالب توجه است كه شيطان بزرگ، ملت مسلمان ايران را كه چنين بيرحمانه آماج حملات تهاجم تروريستي قرار گرفتند به عنوان تروريست معرفي مي كند! خانم فلوارالؤئيز نويسنده برجسته آمريكائي كه انديشه ها و مقالات او بر عملكرد سياستمداران آمريكا تأثير به سزائي دارد، چنين مي نويسد: «برداشت حكومت ما از تروريسم اين است كه اگر كسي در برابر ادعاهاي ما قد علم كند، تروريست بالفطره است و چنين آدمي وقتي مورد حمله ما قرار مي گيرد بايد به حقانيت اين حمله، بسان يك كيفر آسماني اذعان كند! حمله ما به اين چنين فردي شامل قوانين حقوقي مربوط به جنگ نمي شود، زيرا اين كار ما يك جنگ نيست، بلكه يك «جهاد مقدس صليبي» است. به نظر ما تروريست كسي است كه در مقابل حملات ما از خود دفاع كند.»
د - تهاجم از طبس تا صدام
با اشغال لانه جاسوسي آمريكا در ايران توسط «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام» در 13 آبان 1358، آمريكا حيثيت جهاني خود را در معرض ضربه اي شديد و حقارت آميز و شكستي بسيار بي سابقه احساس كرد و از آن روز به بعد به تكاپو افتاد تا راه چاره اي براي اعاده حيثيت و آزادي گروگانهاي خود بيابد. امّا هنگامي كه آمريكا هرگونه اميد و سازش با رهبري انقلاب را از دست داد به فكر توطئه تجاوز نظامي افتاد آمريكا در بخش اول اين توطئه كه به «ماجراي طبس» معروف شد توسط نيروي معنوي و غيبي خداوند متعال گرفتار آمد او كه هيچگاه به مخليه اش آن قدرت مافوق بشري را راه نداده بود به صورت شگفت انگيز در محاصره طوفان شن قرار گرفته و به رسواترين وجهي شكست خورد.
بخش دوم طرح تجاوز، حمله گسترده نظامي به ايران از طريق كشور عراق بود. اين حمله در 31 شهريور 1359 با تعرض ارتش عراق به خاك ايران و حمله هواپيماهاي آن به 10 پايگاه هوائي ايران آغاز گرديد. ولي با استقامت و پشتكار رزمندگان اسلام در طولاني ترين جنگ قرن، بعد از 8 سال دفاع افتخارآميز با پيروزي ملت مسلمان ايران و شكست توطئه گران خاتمه يافت و به اين ترتيب يكي از طولاني ترين نبردهاي تاريخ معاصر جهان كه سه برابر جنگ جهاني اول و دو برابر جنگ جهاني دوم و يك و نيم برابر جنگ آمريكا و كره بود، به پايان رسيد. از ويژگيهاي اين نبرد اين بود كه به عنوان يكي از نمونه هاي نادر در تاريخ، دو ابر قدرت با هماهنگي كامل از مهاجم پشتيباني مي كردند و ديگر اينكه در اين نبرد از هر سلاح و ابزاري براي سرنگوني نظام اسلامي استفاده شد.[3]
ساير چهره هاي توطئه
سياسي:
در شيوه سياسي تهاجم دشمن بر دو حركت استوار بود:
1- چهره شناسي و چهره سازي
2- تأثير بر افكار عمومي.
در اين دو حركت دشمن تلاش مي كند عناصر سياسي را كه گرايش به نظام داشته يا در داخل نظام مسئوليتي دارند امّا ماهيت تفكر انقلاب و مباني انديشه نظام را باور ندارند، مورد شناسايي قرار دهد و سپس در جهت تأثيرگذاري آنها روي افكار عمومي تلاش نمايد.
در نظام اسلامي ايران دشمن در موارد متعددي از اين شيوه استفاده كرده است كه به دو نمونه از اوائل انقلاب اشاره مي كنيم گرچه در سالهاي بعد نيز اين توطئه همچنان ادامه داشته است:
1- حمايت از دولت موقت
2- حمايت از بني صدر مهره هدايت شده دشمن.
در اين دو مورد دشمن با چشم اميد به اين چهره ها نگاه مي كرد، امّا لطف الهي و اقدامات به موقع حضرت امام خميني(ره) و دستگاههاي مربوطه و درك صحيح مردم از شرائط زمان، توطئه دشمنان انقلاب خنثي گرديد.
اقتصادي:
از شيوه هاي رائج دشمن براي براندازي، بهره گيري از محاصره اقتصادي است. تا كنون قدرتهاي استكباري بارها از اهرم محاصره و تحريم اقتصادي براي از پا درآوردن نظام اسلامي استفاده كرده اند. آمريكا در اين زمينه با تصويب قوانين فرامرزي، توقيف دارائي هاي ايران در بانك هاي آمريكا و ساير رويه ها فروگذاري نكرده است.
جاسوسي:
شيوه جاسوسي از خطرناك ترين روش ها براي براندازي و انحراف حركت هاي انقلابي است. آمريكا براي اين منظور كارهاي بسياري انجام داد كه مهم ترين آنان در تسخير سفارتخانه آن كشور نمايان گرديد كه به عنوان لانه جاسوسي لقب گرفت و بعدها هم چندين مورد عوامل جاسوسي وي شناسايي و شبكه هاي جاسوسي آنان منهدم گرديده است.
فرهنگي:
اين شيوه يكي از مؤثرترين و بدترين روش هاي براندازي است. كه متأسفانه هم اكنون عليه انقلاب اسلامي در حال اجراست. تهاجم فرهنگي بر خلاف ديگر توطئه ها و حملات بويژه تهاجم نظامي كه با سرو صداي شديد و به صورت علني و محسوس مي باشد بسيار تدريجي، و نامرئي است.
گستردگي، جاذبه و كشش، برخورداري از امكانات وسيع، طولاني بودن و نفوذ عميق در جوانان، از جمله ويژگيهاي تهاجم فرهنگي است.
[1] . كودتاي نوژه، ص 21.
[2] . كودتاي نوژه، ص 48، 49.
[3] . كودتاي نوژه، ص 48، 49.
@#@
در اين جبهه فرهنگي نيز اگر متوليان نظام اسلامي و مردم مسلمان ايران خود را در پناه عمل به اصول و ارزشهاي الهي قرار دهد و با خلوص نيت از حضرت حق مدد طلبد و با آگاهي و هوشياري كامل با توطئه هاي فرهنگي برخورد كند از سوي قدرت لايزال الهي و عنايات اهل بيت - عليهم السلام - برخوردار خواهد گرديد و بار ديگر نقشه هاي دشمنان انقلاب اسلامي بي نتيجه و عقيم خواهد ماند.
امّا اگر دنياگرايي، تجمل گرايي، تبعيض و ناعدالتي، فساد اخلاقي و اقتصادي و سياسي دامنگير جامعه اسلامي و مسئولين آن گرديده و ارزشهاي الهي به بوته فراموشي سپرده شود در آن صورت ممكن است دشمنان تدريجاً در اركان نظام تسلط يافته و نقشه هاي خائنانه خود را به اجرا بگذارند. زيرا خداوند متعال با هيچ كس عقد اخوّت نبسته است هر كس به عهد خود با خدا وفا كند او را ياري مي كند و هركس عهد خود را شكسته و از مسير حق خارج شود هلاكت و نابودي او حتمي خواهد بود خداوند با آن همه ارزش و احترامي كه بر پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - قائل است و در سرتاسر قرآن آن حضرت را با عبارات دلنشين مي ستايد امّا باز هم در مورد آن حضرت مي فرمايد: «و لو تقوّل علينا بعض الاقاويل لاخذنا منه باليمين، ثمّ لقطعنا منه الوتين؛[1] اگر او (پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله -) سخني دروغ به ما نسبت دهد با دست تواناي خود او را مي گيريم و رگ قلبش را قطع مي كنيم.
عبدالكريم پاك نيا
[1] . سوره الحاقه، 44 - 46.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :