امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1289
آسيب شناسي انقلاب در وصيت نامه امام(ره)
با محوريت وصيت نامه سياسي ـ الهي امام خميني(ره)
مقدمه:
پرسش از «آسيب شناسي انقلاب» در جامعه انقلاب شده، براي قشرها و گروههاي مختلف سياسي ـ اجتماعي، يك نواخت و هم سطح نيست. اين اختلاف سطح از دو منظر قابل بررسي است.
1 ـ دشواري به كارگيري واژه «آسيب شناسي»:
پاتولوژي يا آسيب شناسي، واژه اي است كه از علوم پزشكي وارد حوزه علوم اجتماعي شده است. اين اصطلاح به معناي شناخت بيماريهاست؛ بيماريهايي كه هرگاه بخشي از بدن انسان را مورد تهاجم قرار مي دهند، سلامت و شادابي را از آن مي گيرند و آن را رنجور مي سازند. با اين همه، به كارگيري اين واژه در حوزه مطالعات علوم اجتماعي، دشواريهايي به همراه دارد كه ناشي از ماهيت پديده هاي اجتماعي است.
2 ـ دشواري اندازه گيري:
چگونه مي توان ويژگيها يا درجه سلامتي يك پديده اجتماعي را تعيين كرد يا توضيح داد، تا در گام بعدي بتوان به آسيب شناسي آن پديده پرداخت؟ تعيين چنين ويژگيهايي براي انقلاب اسلامي بسيار دشوار است. چه بسا آنچه را كه كسي از ويژگيهاي ذاتي انقلاب مي شمارد، ديگري امري عرضي بداند. يا آنچه را كه كسي از اهداف اصلي و اولي انقلاب مي داند، ديگري از اهداف ثانوي آن به شمار آورد. بنابراين، افقهاي معرفتي و گرايشهاي عملي، معاني گوناگوني به موضوع «آسيب شناسي» مي دهد. و نمي توان بر مبناي الگوهاي ماركسيستي يا ليبراليستي نگاه آسيب شناسي به انقلاب اسلامي داشت؛ چون نگاه هر يك از اين دو مكتب به انقلاب متفاوت از ديگري است.
سئوال اصلي در اين مقاله عبارت است از اينكه، آسيبهاي فراروي انقلاب اسلامي كه مانع از حصول نهايي اهداف انقلاب و تداوم آن مي شود (براساس وصيت نامه الهي ـ سياسي) چه مي باشند؟
در رابطه با سئوال اصلي اين نكته قابل ذكر است كه، به جهت كاستن از اختلاف نظرها و تكيه زدن بر موضعي صريح و شفاف، اجمالاً وصيت نامه الهي سياسي امام را آئينه تمام نماي خواسته ها و اهداف امام خميني فرض مي گيريم و براساس آن به ارايه آسيب شناسي مي پردازيم. همچنين، همانگونه كه قبلاً اشاره شد، در اين آسيب شناسي ما بر مبناي الگوي جامعه شناسي سياسي ديني عمل خواهيم كرد و هيچ توجهي به الگوهاي مكاتب امروز جهان ـ به خصوص ماركسيسم و ليبراليسم كه نگاه خاصي به انقلاب دارند ـ نداريم.
روش مطالعه: روش اسنادي و كتابخانه اي است كه بر تحليل نيز استوار است. به عبارت ديگر، روش تحليل محتوايي و كتابخانه اي است.
فرضيه: از نظر امام خميني يك رشته بيماريهايي در جامعه وجود دارد كه رعايت نكردن آنها شادابي و سلامت انقلاب را به خطر مي اندازد. اين بيماريها در عرصه هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي قابل بروز است. نكته قابل توجه اين است كه آسيب شناسي يك موجود ـ انقلاب يا يك انسان ـ لزوماً به معناي آسيبهايي نيست كه الان هست. نبايد اين طور تلقي كرد كه آنچه به عنوان «آسيب شناسي انقلاب» مطرح مي شود، حتماً به آنچه كه امروز وقوع يافته است نگاه دارد؛ لذا ما آسيبهاي ممكن را بررسي مي كنيم؛ چه الان باشد، چه بعداً پيش بيايد. اگر با اين ديد، به آسيبهاي ممكن انقلاب نگاه مي كنيم، نبايد نتيجه بگيريم كه آنچه ممكن است به عنوان آسيب پيش بيايد، الان وجود دارد.[1]
1 ـ مفهوم آسيب شناسي
واژه آسيب شناسي (patholojy) نخست در حوزه علوم زيستي و طبّ متداول شد و آنگاه به علوم اجتماعي وارد شد. اين واژه در لغت به معناي «مطالعه علت بيماري و علايم مخصوص مرض و يا علايم غيرعادي هر چيزي»[2] مي باشد. با اين وصف، انقلاب هم به عنوان پديده اجتماعي مانند هر موجود زنده، داراي حيات است و مانند بدن انسان و سلسله اعصاب و خون رساني ممكن است دچار خطرات، آفات و امراضي شود كه براي پويايي و شادابي آن تهديد محسوب مي شود و مانع به ثمر رسيدن آرمانهاي[3] انقلاب اسلامي و تبديل آنها به دستاورد[4] مي شود.
در اصطلاح هم، مقصود از آسيب شناسي انقلاب عبارت است از:
«شناسايي آن دسته از عوامل مهم و مؤثري كه شكل گيري و تداوم آنها مي تواند فرايند تحقق اهداف و آرمانهاي انقلاب را متوقف و يا به صورت محسوس كُند نمايد.»[5]
2 ـ ضرورت بحث آسيب شناسي
شناسايي و پژوهشهاي آسيب شناسانه آفاتي كه ممكن است هر پديده ي اجتماعي را تهديد كند تا از رسيدن به اهداف و آرمانها خود بازماند، از مسائل حتمي است. انقلاب اسلامي ايران نيز كه با سرمايه اي عظيم و با تقدير الهي و براساس باور و ايمان مردم معتقد و متدين و با الهام از قرآن مجيد،[6] به ثمر رسيده است، نيازمند بازبيني واقع بينانه آفات و موانع رشد و كمال است. از اين رو، بررسي آسيبهاي انقلاب اسلامي ضروري وانكارناپذير است.
نكته مهم اينكه، در بررسي آسيبها، بايد از انحرافهايي كه خود آسيب شناسي را تهديد مي كنند، احتراز جُسته و از افراط و تفريط خودداري شود. به همين دليل سعي كرده ايم از گفتار و نوشتار امام راحل ياري گيريم و مهم ترين آنها را در قالب موضوعات و سرفصلهايي در عرصه هاي مختلف فرهنگي، سياسي و... ارائه دهيم تا ما نيز مشمول اين گونه لغزشها نشويم.
3 ـ چرايي و عوامل پيدايش انقلاب اسلامي ايران از نظر امام خميني
برخلاف كساني كه يك عامل را در ميان مجموعه اي از عوامل مانند مذهب، اقتصاد، استبداد، مدرنيزاسيون، توطئه و... در ايجاد انقلاب تاكيد مي ورزند، رهيافت امام راحل در اين رابطه چند علتي است و برخي از آنها عبارت اند از:
1 ـ ماهيت طاغوتي رژيم شاهنشاهي: حكومت طاغوتي در عرض حكومت الهي است؛ برخلاف حكومت اسلامي كه در طول حكومت الهي جاي دارد. جمهوري اسلامي ايران مصداق بارز حكومت الهي است. ملت مسلمان ما وقتي خود را شناخت و به خودآگاهي رسيد، طاغوت را كنار زد و حكومت ديني و اسلامي را جايگزين كرد.
2 ـ نداشتن پايگاه مردمي و جدايي از ملت: اين هم نتيجه اتكاي رژيم به ذخاير زيرزميني بود كه به ايجاد ديوار بي اعتمادي بين او و مردم منجر شد؛ لذا در نهايت براي توجيه خود به تئوري توطئه متوسل شده بود؛ برخلاف امام(ره) كه فرمود:
«اگر پايگاه داشت اين مرد بين مردم، اگر نصف قدرتش را صرف كرده بود براي ارضاي مردم، هرگز اين قدرت به هم نمي خورد».[7]
3 ـ وابستگي رژيم وقت به بيگانگان:
حال آنكه ايرانيان با داشتن تمدن و فرهنگ ديرين و دميدن روح تمدن اسلامي در آن، وابستگي به بيگانه را برنمي تابد. ضمن آنكه در كنار پذيرش تحقير و حقارت، به يغما رفتن ثروت ملي نيز وجود داشت. پس محروم بودن از استقلال صحيح، از چراييهاي اوليه انقلاب مي تواند باشد.
4 ـ استبداد و ظلم:
از جمله عوامل ديگري است كه به فرموده حضرت امام(ره) موجب «انفجار»[8] مي شود، زيرا «ملت ما از آزادي ها محروم بود، ملت ما از اين مظالم به جان آمده بود و لذا اقدام به) يك قيام اسلامي بزرگ»[9] كرد تا به حقوق حقه خود ـ كه يكي از آنها مواهبت الهي آزادي بود ـ دسترسي پيدا كند.
5 ـ ترويج فساد دامنگير نهادهاي حكومتي: در رژيم شاهنشاهي كه ريشه آنها به خود «نهاد سلطنت»[10] مي رسد. يعني اين شيوه حكومت مفسده انگيز مي باشد و هر وقت چنين رژيمهايي روي كار آمدند يا حكومتها چنين برداشتي از قدرت و حكومت پيدا كردند، فساد و فحشا و تجمل پرستي ملت را به ستوه در آورد و به قول امام، در چنين فضايي «خداي تبارك و تعالي براين ملت منت گذاشت و قيام كردند.»[11]
پس بنا به آنچه امام بر آنها تأكيد داشت و از جمله عواملي مي دانست كه رژيم گذشته فاقد آنها بود و از نكات سلبي هر انقلاب نيز مي باشد، انعكاس مطلوب آنها مي تواند به عنوان نكات ايجابي هر انقلاب از جمله انقلاب اسلامي ايران مورد توجه قرار گيرد، همان طور كه اين نظام شكوهمند نيز با ابتناي به آن «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» به ثمر نشست و حال بر ما است كه از اين نهال به ثمر نشسته محافظت كنيم. از اين رو بحث آسيب شناسي با محوريت وصيت نامه سياسي ـ الهي امام راحل در عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي امري مطلوب و پسنديده مي باشد و تقديم مي گردد.
4 ـ آسيب شناسي انقلاب اسلامي ايران از منظر امام راحل
امام خميني(ره) همه مردم ـ خصوصاً كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران ـ را از آفتهايي كه دامن رژيمهاي طاغوتي را مي گيرد ـ برحذر مي داشت و دعوت مي كرد كه از آنها عبرت بگيرندو نسبت به حفظ اصول اساسي انقلاب اسلامي كه حاصل خون هزاران شهيد با آرمانهاي بلند الهي مي باشد، جدّي باشند. ما در ابعاد مختلف به آنها مي پردازيم:
الف) آسيب شناسي انقلاب اسلامي در بُعد فرهنگي
صبغه فرهنگي از جمله عرصه هايي است كه انقلاب اسلامي ايران با توجه به بهره گيري از آن در استقرار و استمرار ـ عبارتي از عوامل مهم موجده و مبقيه مي باشد ـ ايجاد شد و حال ضربه پذيري از اين ناحيه نيز ملموس تر است و صاحبان اصلي انقلاب و پويندگان راه امام بايد متوجه آن باشند.
1 ـ فراموشي اهداف و آرمانهاي انقلاب
امام در موارد فراوان، انگيزه الهي را به عنوان يك اصل مهم در انقلاب اسلامي مطرح مي كرد و وجه تمايز اين انقلاب با انقلابهاي ديگر را در «انگيزه انقلاب و قيام»[12] مي دانست؛ لذا تضعيف، از دست دادن و يا فاصله گرفتن از اين آرمان بلند در كوتاه مدت يا بلندمدت، موجب تحريف در مقصد و هدف محسوب مي شود و بنا به سفارش ايشان كه مي فرمود: «اين انگيزه الهي را كه خداوند تعالي در قرآن كريم بر اين سفارش فرموده است، از دست ندهيد.»[13]
[1] . مقام معظم رهبري، آسيب‏شناسي انقلاب اسلامي، ص11.
[2] . آريانپور،عباس و منوچهر، فرهنگ انگليسي فارسي، ج2، ص1569.
[3] . آرمان همان اهداف سلبي وايجابي انقلاب مي‏باشد.
[4] . آنچه از آرمانها و اهداف كه توسط نظام سياسي جديد، با توجه به شرايط گوناگون و پويايي نظام و جامعه و تغيير ارزشهاي جديد و جايگزيني ارزشهاي جديد و يا خلق شده و... محقق و عملياتي شود.
[5] . ذوعلم، علي، مجموعه مقالات، اولين همايش آسيب‏شناسي يك انقلاب، نهاد دانشگاه صنعتي شريف، تهران، 79، ص35.
[6] . ان‏الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم (رعد:11).
[7] . صحيفه نور، تهران، ارشاد اسلامي، ج7، ص5.
[8] . همان، ج2، ص57.
[9] . همان، ج7، ص73.
[10] . همان، ج3، ص66.
[11] . همان، ج18، ص219.
[12] . صحيفه امام، ج21، ص402.
[13] . همان، ص403.
@#@ نبايد با جايگزيني انگيزه هاي مادي از دست بدهيم و باعث شويم اهداف عالي انقلاب به مقاصد نازل و سطحي تنزل كنند. براي نمونه، گسترش فرهنگ تملق و چاپلوسي، حاكم نشدن ارزشهاي اسلامي در تمام عرصه ها، قدرت طلبي، كسب وجهه، شهرت طلبي و حزب گرايي سوء استفاده از آزادي و... از خطرهاي عمده تهديدكننده براي اهداف انقلاب شمرده مي شوند.
2 ـ نفوذ انديشه هاي بيگانه
امام با يادآوري تجربه هاي مشروطيت و تاريخ معاصر، همواره خطر نفوذ انديشه هاي بيگانه را متذكر مي شد و از همه مردم مشاركت سياسي را مطالبه مي كردند، خصوصاً از «مراجع عظام هر عصر و علماي بزرگ سرتاسر كشور و متدينين و دانشمندان متعهد»[1] مي خواست در اين عرصه ها حضور يابند و «عدم حضور و مسامحه»[2] را گناهي مي ديد كه «در رأس گناهان كبيره»[3] است. ايشان با ژرف نگري همراه با آينده نگري، نفوذ وابستگان و منحرفان از اسلام را در بدنه حاكميت و نيز در حوزه هاي علميه گوشزد مي كرد و نفوذ افراد منحرف در حوزه هاي علميه را مصداق «براندازي اسلام»[4] مي ديد كه در كوتاه مدت، بدنام كردن و در درازمدت «به مقامات بالا رسيدن يك چند نفر شيّاد»[5] مي دانست كه «با آگاهي بر علوم اسلامي و جا زدن خود در بين توده ها و قشرهاي مردم پاكدل»[6] تلاش مي كنند در «موقع مناسب»[7] به حوزه هاي اسلامي، اسلام، عزيز و كشور «ضربه مهلك»2[8]وارد سازند؛ براي اينكه نفوذ عناصر و افراد وابسته نيز در لباسهاي گوناگون، مثل ملي گرايي، روشنفكري مصنوعي و روحاني نما متبلور مي يابد.
«مي دانيم كه قدرت هاي بزرگ چپاولگر در ميان جامعه افرادي به صورت هاي مختلف از ملي گراها و روشنفكران مصنوعي و روحاني نمايان ـ كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان تر هستند ـ ذخيره دارند كه گاهي سي چهل سال با مشي اسلامي و مقدس مآبي يا پان ايرانيسم و وطن پرستي و حيله هاي ديگر با صبر و بردباري در ميان ملت ها زيست مي كنند و در موقع مناسب مأموريت خود را انجام مي دهند.»[9]
3 ـ آفت ارتجاع و عدم پويايي فقه سنتي
امام(ره) ضمن آنكه نظام مند بودن حوزه ها و پيروي كردن از يك ساختار مطلوب آموزشي و پژوهشي را در راستاي اهداف و آرمانهايي كه حوزه هاي علميه برعهده دارند، از ضرورتهاي حوزه علميه مي دانند و بر «نظام دادن به حوزه ها»[10] تأكيد مي كنند؛ چنين هشدار مي دهد:
«لازم است علما و مدرسين محترم نگذارند در درس هايي كه مربوط به فقاهت است و حوزه هاي فقهي و اصولي از طريقه ي مشايخ معظم كه تنها راه براي حفظ فقه اسلامي است، منحرف شوند و كوشش نمايند كه هر روز بر دقت ها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيق ها افزوده شود و فقه سنتي كه ارث سلف صالح است و انحراف از آن، سست شدن اركان تحقيق و تدقيق است، محفوظ بماند.»[11]
از اين رو، ضمن پافشاري بر فقه سنتي، عنصر زمان و مكان را هم مدنظر دارد كه از عناصر كليدي در بحث اجتهاد است و فقه را پويا و بالنده جلوه گر مي نمايد و حوزه هاي علميه با تلفيق اين دو بايد به نظام دادن خود اقدام نمايند.
4 ـ مأيوس كردن مردم از اسلام با ارائه چهره وارونه از آن
امام(ره) مي فرمايند:
«از توطئه هاي مهمي كه در قرن اخير به خصوص پس از پيروزي انقلاب اسلامي توسط دشمنان اسلام دنبال مي شده است، ايجاد يأس از اسلام در ميان ملت ها و به خصوص ملت ايران بوده است.»[12]
اين مأيوس كردن از ناحيه طيف فكري ارتجاع باشد يا متجدد، هدف دلسرد كردن ملتها از اسلام و بازكردن راه براي استعمار است. علي(ع) مي فرمايد: «مردم اسلام را به تن مي كنند؛ ولي آنچنان كه پوستين را وارونه به تن مي كنند».[13] امام راحل نيز اسلام واقعي و رهايي بخش به قول خود اسلام ناب ـ را مفروض مي گرفت و قائل بود: «اگر به مردم ارائه شود همه دنيا آن را مي پذيرند»[14]؛ اما وارونه نشان دادن چهره اسلام توسط طيفهاي مختلف و يا در عمل توسط خود حكومت، بدين صورت كه محتواي حكومتي به ظاهر اسلامي باشد و چهره اي كه از اسلام ارائه مي شود چنان وارونه و به دور از واقعيت كه دلهاي پاك به آن رغبت نكنند، از آسيبهاي تهديد كننده مي باشد؛ زيرا كنار گذاشتن اسلام در ايران ناممكن است؛ اما وارونه به تن كردن آن آسان است كه در اين صورت هم مردم و هم كارگزاران و حكومت و از همه مهم تر خود اسلام متضرر مي شود؛ لذا مي فرمايد:
«اگر روحانيون كه در رأس جامعه هستند روي موازين و مقررات به طور دقيق عمل نكند، اگر دولت به طور دقيق عمل نكنند... و اعمالشان را تطبيق ندهند با اسلام، يك صورت قبيحي از اسلام در خارج منعكس مي شود...لذا كوشش كنيم وجهه اسلام را آن طور كه هست نمايش بدهيم.»،[15] «اگر خداي نخواسته ما پيروز بشويم به اين معنا كه آن دسته اي از ظالم ها كه بودند و آن دسته اي از چپاولگران كه بودند بيرون كرديم، لكن به جاي آنها يك دسته ظلمه ديگري با يك محدوديت خاص و چپاولگري هاي ديگري با يك محدوديتي به جاي او نشست، اين موجب اين مي شود كه مكتب ما در دنيا منعكس بشود كه مكتب درستي نبوده، شكست در مكتب واقع بشود. آن شكستي كه جبران نمي تواند بپذيرد.»[16] اين رويكرد ضمن وارونه نشان دادن دين، يأس داخلي و خارجي را دربر دارد، پس مسئولان نظام با عنايت به اين سفارش گهربار امام، بايد خود را ارزيابي كنند و در ضمن آن، به اقبال و ادبار مردم به دقت بنگرند و تفسير به رأي را كنار بگذارند و با مراجعه به اعمال خود، ضمن اينكه اسلام را از اخذ واژگون نجات مي دهند، برداشت طاغوتي از حكومت اسلامي را نيز از ذهنيتها پاك كنند؛ زيرا جمهوري ما متصف به صفت اسلامي است و اگر رعايت نشود، مرتكبان اين رويه ها مقصرند كه حكومت اسلامي چهره ضد خود ـ حكومت طاغوتي ـ به خود بگيرد و اينها با اشرافيگري و تجمل گرايي موجب سستي و شكست حكومت مي شوند و امام(ره) از اين بابت، آن را از آسيبهاي عمده برشمرد و همگان را از آن برحذر مي داشت.
ب) آسيب شناسي انقلاب اسلامي در بُعد اجتماعي
1 ـ شكاف در وحدت روحانيان و دانشگاهيان
از ديدگاه امام(ره) جدايي اين دو قشر از هم، راه را براي چپاولگران باز مي كند؛ لذا بايد براي نزديك كردن اين دو قشر به هم تلاش كرد. بي توجهي به اين مسئله كه ايشان از آن به «نقشه ي دشمن غدّار»[17] ياد مي كند و عدم مقابله با نفاق افكنان، از خطرهاي تهديدكننده انقلاب محسوب مي شود.
2 ـ شكاف در وحدت نسلهاي انقلاب
وحدت، از عناصر زيربنايي شكل گيري انقلاب اسلامي و تداوم آن محسوب مي شود، تا جايي كه امام(ره) فرمود: «رمز پيروزي انقلاب اسلامي وحدت كلمه است.»[18] چنان كه شكاف در وحدت نسلها از آسيبهاي جدي به شمار مي آيد و در كنار آن، عدم انتقال درست مفاهيم اصيل به نسلهاي آينده نيز خطري جدي است. اگر انتقال فرهنگ انقلاب اسلامي به خوبي صورت گيرد، آينده انقلاب رو به پيش خواهد بود وگرنه آسيب جدي متوجه انقلاب اسلامي خواهد شد.[19]
3 ـ انزواي نيروهاي اصيل انقلاب
امام(ره) قائل اند كه يكي از اهداف دشمنان اسلام، منزوي كردن و به حاشيه راندن نيروهاي ارزشي و اصيل انقلاب ـ اعم از حوزوي و دانشگاهي ـ است كه از آن جمله مي توان به روحانيت متعهد و آگاه و روشنفكران ديني اشاره كرد. بايد مواظب خطر و تهديد بود كه روحاني نماها و متملقين چاپلوس عرصه را بر آنان تنگ نسازند؛ زيرا نيروهاي اصيل و مخلص انقلاب در حوزه ها و دانشگاهها كه با كمترين چشم داشتي با آگاهي، شجاعت، اراده و قبول سختيها در راه آرمان و هدف مشغول فداكاري هستند، اگر حاكميت به جاي درك آنها و به كارگيري نظرات و انتقادات شان، آنان را منزوي و افراد فرصت طلب، چاپلوس و متملق را جايگزين نمايد، تهديدي جدي و خطرساز براي انقلاب محسوب مي شود.
ج ـ آسيب شناسي انقلاب اسلامي در بُعد سياسي
1 ـ جدايي و تفرقه ميان نيروهاي انقلابي:
اين كار به واسطه تبليغات تفرقه افكن و زمينه هايي مانند وجود قبايل و عشاير مختلف، موقعيت جغرافيايي، تنوع زباني، تنوع مذهبي و در نهايت تنوع خاستگاه روشنفكري (وجود حوزه و دانشگاه) ايجاد مي شود براي همين امام(ره) ايران را به لحاظ ساختاري مستعد تفرقه مي داند.[20] و براين باور است كه اسلام در مفهوم عامه و با نگاهي راهبردي و استراتژيك مي تواند عامل وحدت و انسجام باشد؛ لذا مي فرمايد:
«مسلمان ها كه اهل حق هستند، قرآن كتاب آنهاست، كعبه قبله آنهاست، كساني كه به اسلام ايمان آورده اند و به حق ايمان آورده اند در اين حق خودشان مجتمع باشند و نگذارند اين باطل ها كه در باطل خودشان مي خواهند مجتمع بشوند، آنها پيروز شوند»؛[21]
امام(ره) جدايي را براي همه انسانها اعم از مسلمان و غيرمسلمان، و آنهايي كه توان گفت گو دارند، مضر مي داند و يكي از خطرات و موانع انقلاب را در تفرقه و اختلاف»[22] معرفي مي كند و براين باور است كه دشمنان، حتي با درگير كردن نيروهاي انقلابي در داخل، مترصد ضربه زدن مي باشند، لذا تلاش عمده «بوق هاي تبليغاتي در سراسر جهان و وليده هاي بومي آنان»[23] شايعه سازي و دروغ پردازيهاي تفرقه افكن است كه حاضرند «ميلياردها دلار براي آن صرف كنند.»[24] به نظر ايشان هدف اساسي نفوذ و تبليغات سوء دشمن، ايجاد تفرقه و تشتّت در صفوف ملت و مسئولين و همه آحاد ملت مي باشد.
[1] . همان، ص 19.
[2] . همان.
[3] . همان.
[4] . همان، ص20.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . همان، ص21.
[10] . همان، ص21.
[11] . همان.
[12] . همان، ص9.
[13] . نهج‏البلاغه، سيد رضي، خ17، ص324.
[14] . امام خميني، پيشين، ج7، ص33.
[15] . همان، ج7، ص33.
[16] . همان، ص195.
[17] . امام، پيشين، ص14.
[18] . همان، ص8.
[19] . اختر شهر، علي و ديگران، طرحي نو در تبيين انقلاب اسلامي، كشف الغطاء، ص299.
[20] . صحيفه امام، ج14، ص113؛ ج7 ص280.
[21] . همان، ج13، ص48.
[22] . همان، ج21، ص403.
[23] . همان.
[24] . همان.
@#@ از اين رو در مناسبتهاي مختلف همه را به «انسجام و وحدت»[1] دعوت مي كرد و از تفرقه برحذر مي داشت؛ زيرا مناقشه، اختلاف وتفرقه موجب صدمه ديدن كشور، نظام و اسلام مي شود و آنهايي كه دل به نظام بسته اند تا شيوه جديدي از حكومت را در عصر و زمانه جديد با الگوي ديني عرضه نمايند، به هوش باشند كه دشمن بيدار و مترصد ضربه زدن مي باشد.
2 ـ ضعف و ناتواني تبليغاتي
يكي از آسيبهاي سياسي انقلاب، بي توجهي و ضعف تبليغات است كه امام راحل نيز بر آن تأكيد مي ورزيد. ايشان از دوزاويه به اين امر توجه مي كرد؛ اول، از جهت معرفي عملكرد و خدمت نظام در برابر كساني كه درصدد مأيوس كردن مردم از خدمات و عملكرد دولت هاي پس از پيروزي انقلاب بودند. آن هم به واسطه «دروغ ها و تهمت هايي كه گويندگان و نويسندگان وابسته به ابرقدرت ها به اين جمهوري نوپا»[2] مي زنند و دوم، از جهت معرفي «چهره ي نوراني اسلام»[3]؛ لذا بر اين باور بود كه «قدرت تبليغاتي ما بسيار ضعيف و ناتوان است.»[4] و حال آنكه «امروز جهان روي تبليغات مي چرخد.»[5] پس بايسته است كه با استفاده صحيح، اصولي و واقع گرايانه از اين ابزار، حقايق اسلام را به خوبي معرفي كنيم و نسبت به اسلام و مسلمين و كشور، وظيفه خويش را به خوبي ادا كنيم؛ البته بايد مواظب بود كه از عنصر تبليغ سوءاستفاده نشود و با اين ابزار ناكارآمدي خود را كارآمد نشان ندهيم و اصرار بيهوده بر آن نداشته باشيم؛ بلكه تلاش كنيم و همان واقعيتها را براي آنهايي كه در عمل نمي بيند، به خاطر فاصله اي كه با انقلاب از بُعد جغرافيايي و طبيعي دارند، بيان كنيم و اين كار را در داخل با عمل جهادگرانه خود انجام دهيم.
3 ـ ورود نيروهاي مسلح در احزاب، گروهها و جبهه ها
امام با آنكه دين را از سياست جدا نمي دانست و مانند مرحوم مدرس قائل بود كه ديانت ما عين سياست ما و سياست ما عين ديانت ماست؛ از نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي مي خواست خود را از ورود به احزاب و گروهها دور نگه دارند و هميشه نگهبان امنيت و آرامش ملت و كشور باشند:
«وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است همانطور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه ها است به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلقاً، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازيهاي سياسي دور نگهدارند.[6] و در غيراين صورت «بي اشكال به تباهي كشيده مي شوند.»[7] و كشور آسيب مي بيند؛ زيرا توجه به بحث تفكيك قوا و شرح وظايفي كه گروهها و نيروها به عهده دارند و مصالحي كه در هر حكومتي مورد نظر است، اقتضا مي كند افراد منتسب به نيروها و گروهها ضمن احساس مسئوليت، وفاداري به اسلام و ارزشهاي انقلاب را در خود تقويت كنند و از وظيفه اصلي خود كه قوانين موضوعه جمهوري اسلامي ايران برعهده آنها گذاشته است، غافل نشوند. عدم پايبندي به قانون از آفاتي است تهديد كننده كه تضعيف آنها به ضعف كل نظام در بُعد داخلي و خارجي مي انجامد و مطابق با فرمايشات امام راحل، وظيفه نيروهاي نظامي حفظ و حراست يكسان نظام مي باشد؛ نه دخالت در بازيهاي سياسي كه خطري بزرگ و سمّي مهلك مي باشد.
4 ـ قانون گريزي در لواي احساس مسئوليت
امام همواره بر قانون گرايي تاكيد و اصلاح امور را از مجاري رسمي و قانوني طلب مي كردند، كما اينكه پس از پايان جنگ تحميلي نيز در نامه اي به مجلس شوراي اسلامي متذكر همين معنا شدند و در آراء و فتاواي فقهي خود نيز آن را رعايت مي كرد. چنان كه از موازين فقهي ايشان استنباط مي شود، چندان تفكيكي ميان منكرات صادر شده از سوي اشخاص حقيقي و مسئولان حكومتي نمي كند و براي اصلاح رفتارهاي معصيت آلود حكومت جور مراتب سه گانه امر به معروف و نهي از منكر (انزجار قلبي و اعراض. امر و نهي لساني و اعتراض، انكار باليد و تعرض) را تجويز مي كند، با در نظر گرفتن اين مطلب كه مرتبه سوم از وظايف فقهاي جامع الشرايط است، به دليل آثار و عوارض فردي، اجتماعي، حقوقي و سياسي كه بر آن مترتب است. ايشان حتي در زمان طاغوت برخورد فيزيكي با منكرات صادره از دولت را تنها در صلاحيت فقيه جامع الشرايط مي دانست. حال با تأسيس نظام جمهوري اسلامي كه در رأس آن فقيه عادلِ آگاه به زمان قراردارد، اصلاح خطاها و معصيت به طريق اَولي جز از مجاري رسمي و قانوني را جايز نمي دانند.
«از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي، به طور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول مي باشند و مردم و جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند، به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند، خودشان مكلف به جلوگيري هستند.»[8]
همانا برخورد در خور شأن يك حكومت اسلامي با ضوابط و شرايط قانوني است؛ زيرا حكومت ديني است و در رأس آن نيز فقيه، وحدت را برعهده دارد و بر همگان، مطابق با سيره نظري و عملي امام، فرض مي باشد كه از مجاري قانوني مثل انتخابات و توان متعارف فقيه صاحب ولايت و جامع الشرايط براي از بين بردن منكرات و حاكم نمودن معروف استفاده كنند و اگر غير از اين عمل شود، ضمن آنكه كمكي به حل مشكل نخواهد كرد؛ بلكه نظام دچار آسيب جدي خواهدشد. پس در چنين مواردي كه حكم متشابهات را به خود دارد، بايد به اهل فن و سيره عملي و نظري امام مراجعه و از اعمال سليقه خودداري كنيم.
د) آسيب شناسي انقلاب اسلامي در بُعد اقتصادي
1 ـ توقع اصلاح يك روزه عالَم[9]
انتظار و توقع خارج از امكان براي اصلاح يك روزه همه امور از جمله خطراتي است كه هر انقلابي، خصوصاً انقلاب اسلامي، را تهديد مي كند. بنابراين، امام نسبت به چنين خطر بالقوه اي هشدار مي دهد و خطاب به كساني كه با انگيزه هاي مختلف و با تصور اينكه «اين جمهوري از رژيم سلطنتي بدتر يا مثل آن است»[10] به برخي از اشتباهات يا بزرگ نمايي آن و تحت تأثير شايعه سازي و «اشك تمساح برخي اشخاص غرض مند سلطنت طلب سرمايه دار»،[11] استناد و به مخالفت و براندازي جمهوري اسلامي فكر مي كردند، مي گويد:
«اگر توقع داري كه در يك شب همه ي امور برطبق اسلام و احكام خداوند تعالي متحول شود يك اشتباه است، و در تمام طول تاريخ بشر چنين معجزه اي روي نداده است و نخواهد داد و آن روزي كه ان شاءالله تعالي مصلح كل ظهور نمايد، گمان نكنيد كه يك معجزه شود و يك روزه عالم اصلاح شود، بلكه با كوشش ها و فداكاريها، ستمكاران سركوب و منزوي مي شوند.»[12]
2 ـ عدم تحقق عدالت اجتماعي
جامعه به حيات مطلوب خود نمي رسد؛ مگر با اقامه عدالت. از اين رو، خداوند از جمله فلسفه بعثت انبيا را زمينه سازي براي تحقق عدالت اجتماعي برمي شمارد: «لَقَدْ ارسلنا رُسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان»؛[13] علي(ع) نيز براين باور است كه در سايه عدالت، تعادل و آرامش بر جامعه حاكم مي شود؛ لذا مي فرمايد: «عدالت بزرگ راهي مطمئن قانوني عام و جهان شمول است كه آدميان براي رسيدن به سعادت بايد از اين بزرگراه عبور نمايند.»[14] براين اساس امام راحل در مواضع مختلف و در وصيت نامه سياسي ـ الهي خود بر آن تاكيد ورزد. در اين جا مهم ترين محورهاي عدالت اجتماعي را در سه حوزه جست جو مي كنيم.[15]
1 ـ عدالت در توزيع ثروت و درآمد عمومي جامعه: دقت در به كارگيري بيت المال در جهت منافع مردم و تقسيم برابر آن بين همه.
2 ـ اجراي عادلانه قانون: تساوي همگان برابر قانون و عدم تبعيض در اجراي قانون.
3 ـ توزيع عادلانه قدرت: به كارگيري سه اصل تعهد، تخصص و توانمندي در بدنه مديريتي كشور.
بنابراين، عدالت اجتماعي از مهم ترين اهداف انقلاب اسلامي بود و هست و هر روندي كه به آن خدشه وارد سازد يا مانعي فرا روي آن گذارد، آفت و آسيب اساسي در تداوم و پويايي انقلاب اسلامي محسوب مي شود.
فرجام سخن
سرانجام بايد اذعان كرد با توجه به صبغه فرهنگي انقلاب اسلامي ايران، امام عمده موضوعات را با سوگيري فكري و فرهنگي مطرح مي كرد؛ زيرا ناكامي و ضربه پذيري چنين انقلابي عمدتاً از طريق خدشه در ماهيت اعتقادي و فرهنگي انقلاب حاصل مي شود. پس براي پيشگيري يا رفع چنين موانع و خطراتي، بايد با تدبير و تلاش فرهنگي مؤثر، علاج واقعه را قبل از وقوع كرد و اين امر مستلزم آن است كه ابتدا مسئولان نظام به چنين باور و آگاهي برسند و سپس با ابزار لازم به تمهيدات مؤثر بينديشند و با آگاهي دادن به مردم و تبيين آسيبها و بيان راه كارها با جديت وظيفه شرعي و قانوني خود را انجام دهند و از اهالي فكر و انديشه نيز در سطوح مختلف ياري بخواهند. در اين صورت همه طبق ضوابط اسلامي و قانون اساسي از ساحت انقلاب اسلامي آسيب زدايي خواهند كرد.

[1] . همان، ص404.
[2] . همان، ص22،23.
[3] . همان، ص33،32.
[4] . همان، ص22و23.
[5] . همان، ص23.
[6] . همان، ص25.
[7] . همان.
[8] . همان، ص27.
[9] . آسيب‏شناسي انقلاب اسلامي از ديدگاه امام(ره)، پيشين، ص45.
[10] . وصيت‏نامه، ص33 و 34.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . حديد، 25.
[14] . نهج‏البلاغه، خطبه 33.
[15] . قدمي نو در تبيين انقلاب اسلامي، ص300.
علي اختر شهر و حميدرضا مسلمي پطرودي - سايت تبيان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :