امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1366
انقلاب اسلامي و ضرورت آفت زدايي
انقلاب بزرگ ايران اسلامي ملهم از شريعت ناب محمدي ـ صلّي الله عليه و آله ـ به رهبري امام خميني ـ رحمه الله ـ نور اميدي و شعله هدايتي بر جهان پا برهنگان بود ـ مستضعفان كه در حيات حكومتي طاغوت اهداف و آرمان هاي خويش را بر باد رفته ديدند، اهداف انقلاب اسلامي را اهداف خويش يافته و براي تحقق آن تلاش نمودند.
از اين رو انقلاب اسلامي به انقلاب محرومين و مستضعفان نام گرفت و با پيشرفت طبقه سفلي دوام و بقاء يافت. جنگ تحميلي هشت ساله با همه مرارت ها و تلخي هايش از آن جهت كه در راه تحقق شعار«استقلال ـ آزادي ـ جمهوري اسلامي» بود حلاوت ها و شيريني ها يافت...
اينك با توجه به ضرورت آفت زدايي چه تمهيداتي را بايد به كار بست تا ضمن يافتن آفات اساسي كه پيكرة انقلاب را تهديد مي كند به رفع و دفع آن همت گمارد. از اولين مسايل لازم در اين راه تعيين مصاديق است كه چه آفاتي را آفات اساسي جامعه اسلامي تلقي مي كنيم.
بررسي ديدگاه هاي مختلف و رسيدن به جمع بندي مطمئن در آن از ضروريات اوليه برنامه ريزي آينده است تا پس از عبور از مراحل ارزيابي، تعيين شود، چه آفاتي گريبانگير انقلاب بوده تا در طبقه بندي خاص به حسب اولويت قرار گيرند و بديهي است كه شاخص سنجش و اولويت بندي ما، منبعث از ويژگي ها و اهداف حكومت اسلامي است.
به بيان ديگر انقلاب اسلامي با تكيه بر ويژگي ها و اهداف خاصش آفات ويژه اي را نيز خواهد داشت. نكته ديگر اين كه در تبيين و زدودن آفات، داشتن ديدگاه سيستمي و توجه به پيوستگي و ارتباط كليه ساختار هاي اجتماعي ضروري است. يعني آن كه شناسايي و رفع هيچ آفتي را به تنهايي و مجرد از آثار و روابط آن با ساير اجزاء و اركان جامعه به حساب نياوريم.
استاد شهيد مطهري (رض) در كتاب ارزشمند «نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير» ضمن اشاره به حساسيت آفت زدايي چنين بيان مي دارد كه :
«نهضت ها مانند همه پديده هاي ديگر ممكن است دچار آفت زدگي شوند. وظيفه رهبري نهضت است كه پيشگيري كند... اگر رهبري يك نهضت به آفت ها توجه نداشته باشد يا در آفت زدايي سهل انگاري نمايد قطعا آن نهضت، عقيم يا تبديل به ضد خود خواهد شد و اثر معكوس خواهد بخشيد.»
مي توان با الهام از فرمايشات استاد شهيد اين آفات را چنين بر شمرد:
1. فقدان طرح و برنامه
ميزان موفقيت هر انقلابي و نهضتي، توانايي آن در خلق و آفرينش ارزش هاي انساني و تلاش در حفظ و حراست از آن مي باشد.
مكتب اسلام، شريعتي است جامع كه در آن تمام زوايا و ابعاد زندگي انسان از تولد تا به گور مورد توجه قرار گرفته است. شريعت اسلام مجموعه اي واحد و تجزيه ناپذيري است كه مسايل مادي و معنوي فردي و اجتماعي را در كنار يكديگر در تكامل انسان سهيم دانسته است. حضرت امام ـ رحمه الله ـ در اين خصوص مي فرمايند:
«اسلام و حكومت اسلامي پديده الهي است كه با به كار بستن آن سعادت خود و فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تامين مي كند... اسلام مكتبي است كه بر خلاف مكاتب غير توحيدي، در تمام شؤون فردي و اجتماعي، مادي و معنوي،فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه درتربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي آن نقش دارد فرو گذار ننموده است.» (وصيت نامه حضرت امام راحل)
اين بيان حضرت امام ـ رحمه الله ـ نه بدان معنا است كه اسلام به عنوان يك سيستم روشن و به دور از ابهام حاكميت يافته است بلكه بياني است در حقيقت و قابليت شريعت اسلام و اشارتي بر ضرورت فعليت آن توسط علماي دين باور و فقهاء متعهد.
ايشان در فراز ديگري از فرمايشات خود مي فرمايند:
«هان اي روحانيون اسلامي! اي علماي رباني! اي دانشمندان ديندار... موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اسلامي را كه پيشنهاد فرموده بپذيرند... امروز چه عذري در محكمه خدا داريد، اين چه ضعف و بيچارگي است كه شما ها را فرا گرفته است.»[1]
استاد شهيد مطهري ـ رحمه الله ـ در اين خصوص مي گويد:
«قطعا نهضت بايد طرح هاي روشن و خالي از ابهام و مورد قبول و تاييد رهبران ارايه دهد تا جلوي ضايعات گرفته شود. ما خوشوقتيم و خدا را سپاسگزار كه از نظر مواد خام فرهنگي فوق العاده غني هستيم... تنها كاري كه بايد بكنيم استخراج و تصفيه و تبديل مواد خام به مواد قابل استفاده است كه مستلزم بيدار دلي، كار و صرف وقت است.» (نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير ص 101)
اين طرح و برنامه روشن، صريح و سازمان يافته در زبان جامعه شناسي تحت عنوان ايدئولوژي ياد شده كه به يك گروه و جامعه امكان توجيه، تشريح، تفسير و تبيين موقعيت خويش را مي دهد. ايدئولوژي در حقيقت نسخه اي است كه جامعه بيمار را از شرايط موجود به شرايط مطلوب متحول مي سازد و در ديدگاه حضرت امام نيل بدان در سايه تحقق دو مساله مي باشد:
نكته اول ـ پويايي اجتهاد
با تكيه بر دو عنصر اساسي زمان و مكان در تعيين موضوع و ارايه حكم آن زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مساله اي كه در قديم داراي حكمي بوده است به ظاهر همان مساله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدي پيدا كند.
نكته دوم ـ استفاده از كارشناسان متعهد
به كارگيري كارشناسان متعهد و مشورت با آنان در فهم موضوعات عرفيه، حجت شرعي است. اين بيان حضرت امام ـ رحمه الله ـ است كه در اين خصوص مي فرمايند:
«خوب است در موارد لزوم... از كارشناسان متعهد و متدين در تشخيص موضوعات، براي احكام ثانويه اسلام نظرخواهي شود.» (صحيفه نور ـ ج 17 ـ ص 202).
اما اينك سخن از آن است كه در صورت فقدان ايدئولوژي انقلاب يا طرح و برنامه روشن براي آينده چه مسايل و آفاتي ديگر گريبانگير جامعه خواهد بود كه با استناد به فرمايشات امام ـ رحمه الله ـ و استاد شهيد به دومين آفت اشاره مي كنيم.
2. تجدد گرايي افراطي:
فقدان برنامه روشن و به دور از ابهام به منظور جهت بخشي به حيات انساني جامعه از يك سو و وجود مسايل و معضلات ملموس جامعه از سوي ديگر باعث مي گردد كه كارگزاران و دوستان انقلاب مجذوب يك سلسله نظريات بيگانه با مكتب انقلاب شده و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظرات را در قالب مكتب عرضه كنند. استاد شهيد مطهري ـ رحمه الله ـ در اين باب مي فرمايد:
«به هر حال تجدد گرايي افراطي، در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آن چه از اسلام نيست و پيراستن آن از آن چه اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن، آفت بزرگي براي نهضت است و وظيفه رهبري نهضت است كه جلو آن را بگيرد.» (نهضت هاي اسلامي ـ ص 92)
3. نفوذ انديشه هاي بيگانه
اقدام دوستان ناآگاه در تكدي از افكار و نظرات بيگانه به انضمام تلاش دشمنان كينه توز در جهت استقرار سيطره خويش بر مسلمانان، تحريف احكام و انديشه هاي اسلامي را به دنبال دارد. طرح نيازهاي جديد اجتماعي، عدم تفسير و پاسخ درست و عكس العمل به موقع از ناحيه مسلمين موجب شد كه دشمنان اسلام، اين مساله را دستاويز قرار داده و دين را شريعت ناقصي معرفي كنند تا از اين رهگذر، انديشه هاي پليد خويش را بر سراسر جامعه حاكميت بخشند. امام راحل در اين باره مي فرمايد:
«همه توطئه هاي جهانخواران عليه ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بود كه ما نگوييم: اسلام، جوابگوي جامعه است و حتما در مسايل و اقدامات خود از آنان مجوز بگيريم، ما نبايد غفلت بكنيم. واقعا بايد به سمتي حركت نماييم كه انشاء الله تمام رگه هاي وابستگي كشورمان از چنين دنياي متوحشي قطع شود... ما كينه دنياي غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نكته ها به دست مي آوريم... و نتيجه، نفوذ بيگانگان در فرهنگ و مكتب اسلام است كه اگر غفلت كنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاي خطرناك و قلم به دستان اجير شده در آستين فراوان دارد. (پيام امام ـ 3/12/57)
استاد شهيد مطهري ـ رحمه الله ـ ضمن اشاره بر اين آفت و اثرات سوء آن بر پيكره نظام اسلامي در خصوص مبارزه با آن چنين مي گويد كه:
«راه مبارزه اين خطر تحريم و منع نيست، مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند از نوشيدن آب موجود به عذر اين كه آلوده است منع كرد... اگر ما به قدر كافي آب زلال و گوارا عرضه كرده بوديم به سراغ آبهاي آلوده نمي رفتند... .راه مبارزه عرضه داشتن صحيح اين مكتب در همه زمينه ها با زبان روز است.» (نهضت هاي اسلامي ـ ص 92)
4. عدم حساسيت و مشاركت عامه:
كاهش حساسيت و مشاركت عمومي در مسايل سياسي، اجتماعي و در كليه صحنه هاي تصميم گيري باعث آن مي گردد كه حكومت از صلابت و اتقان گذشته بي بهره گشته و زمينه سست شدن اركان انقلاب فراهم آيد. از اين رو تاكيد و توجه به حضور دايمي و آگاهانه نيروي هاي انقلابي در كليه مراحل شكل گيري، تثبيت و تداوم انقلاب ضروري است كه در غيراين صورت مسير نهضت و انقلاب در جهت نيل به اهداف از پيش تعيين شده نخواهد بود.
5. نفوذ و رخنه فرصت طلبان
اين آفت كه منبعث از دو آفت قبل(نفوذ انديشه بيگانه و عدم مشاركت عامه) است، از اساسي ترين خطرات انقلاب مي باشد، فرصت طلبان درچهره هاي مختلف بزرگ ترين ضربات را به انقلاب مي زنند كه به لحاظ اهميت خطرشان به بيان چهره هاي گوناگون آن مي پردازيم:
الف) متحجرين و مقدس نماها كه به واقع مشعل داران حماقت هستند.
ب) روحاني نماها كه مصداق بارز علماي متهتك هستند و درطول تاريخ به مزدوران استكبار تبديل شده اند.
ج) روشنفكران و تحصيل كردگان وابسته
در خاتمه اين نوشتار اشاره اي گذرا بر اين نكته داريم كه شناخت و مقابله دقيق، همه جانبه و همه گير با آفات جز با هوشياري و حضور مردم انقلابي ومسلمان در صحنه ممكن نميباشد و اين مهم وابستگي كامل به ميزان حساسيت سياسي ـ اجتماعي مردم دارد. لذا فراهم نمودن كليه عوامل و مكانيسم هاي حضور مردم در صحنه هاي مختلف سياسي ـ فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي فريضه اي است بس مهم كه بر دوش مسوولين نظام نهاده شده است.

[1]. (نامه تاريخي امام ـ يازده جمادي الاولي 1363 ق رك به ريشه هاي انقلاب اسلامي، فراقي، نشر معارف، ص 27)
ويژه نامه رسالت - 20/11/ 1382، ص 3 و 4
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :