امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1336
انقلاب روسيه و انقلاب ايران
انقلاب اسلامي پديده بي‎نظير قرن بيستم و سده‎هاي اخير اسلام است. ويژگي خاص انقلاب ايران در مقايسه با انقلاب‎هاي بزرگ ديگر جهان، مثل چين و روسيه،... پايه‎گذاري آن بر مبناي آموزش‎هاي الهي اسلام، اين دينِ جامعه‎نگر، و جهان شمول است. اين پديده شگرف با هدف احياي ارزش‎هاي اسلامي و انساني و حاكميت بخشيدن به دين خداوند، فارغ از هرگونه گرايش و تأثير‎پذيري از مكتب‎هاي بشري به انجام رسيد. ماهيت ديني، قدرت رهبري، نقش كليدي روحانيت و مشاركت تودها مهم‎ترين وجوه تفاوت انقلاب اسلامي با ساير انقلابهاست. در اين نوشتار ما سعي خواهيم نمود به اختصار اين موارد را توضيح دهيم.
«شرايط وقوع انقلاب در ايران و روسيه»
با نگاهي به شرايط و اوضاع رژيم‎هاي مستقر در ايران و روسيه قبل از وقوع انقلاب، در ابعاد سياسي، اقتصادي، نظامي و بين‎المللي شاهد اين مسئله مي‎باشيم كه رژيم ايران در اين موارد در جايگاه بسيار خوبي قرار داشته و رژيم تزار روسي برعكس از شرايط بسيار بدي برخوردار بوده است به عنوان نمونه دولت روسيه در بُعد اقتصادي از بدهي‎هاي زياد خارجي و داخلي، قحطي و كمبود نان به خاطر درگير بودن در جنگ جهاني اول. خزانه تهي و خالي و... رنج مي‎برد در حالي كه رژيم ايران به طور نسبي در شرايط خوبي به دليل بالا رفتن قيمت نفت برخوردار بود و به عنوان مثال در سال 1356، 22‎ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است.[1] در زمينه نظامي نيز روسيه به خاطر درگير بودن در جنگ در ضعف بسر مي‎برد ولي رژيم شاه به كمك امريكا قدرت نظامي برتر منطقه بود. در زمينه بين‎المللي ايران در شرايط بسيار خوبي قرار داشت و دو بلوك شرق و غرب از رژيم شاه حمايت مي‎كردند برخلاف روسيه كه شرايط مطلوبي نداشت. در بُعد سياسي نيز رژيم شاه اگر چه شباهت‎هايي با رژيم روسيه داشت ولي از قدرت بالايي در حذف مخالفان خود با اتكاء به ساواك و نيروهاي وفادار به خود، برخوردار بود.[2] اما اين‎كه چه عاملي باعث سرنگوني رژيم شاه، با اين شرايط شد؟ پرسشي كه با ذكر ويژگي‎هاي اساسي انقلاب اسلامي ايران كه در ساير انقلاب‎ها يافت نمي‎شود پاسخ داده خواهد شد. و به وضوح تمايز اين انقلاب را از ساير انقلاب‎ها از جمله انقلاب روسيه (شوروي) نشان خواهد داد.
ويژگي‎هاي اساسي انقلاب اسلامي در مقايسه با ساير انقلاب‎ها:
در اين خصوص در منابع مختلف موارد متعددي بيان شده است ولي ما براي جلوگيري از اطاله كلام به چند ويژگي اساسي اشاره خواهيم داشت.
1. ميزان مشاركت سياسي: البته انقلاب‎هاي ديگر نيز شاهد حضور مردم بوده است. لكن نقش مردم ايران در انقلاب بي‎نظير است. انقلاب مردمي و سراسري بود و همه اقشار مردم در سراسر كشور با تمام قوا و تمام وجود در آن مشاركت داشتند و اين امر يكي از مهمترين دلايل پيروزي انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي است.[3] حامد الگار كه در زمينه انقلاب اسلامي آثار فراواني دارد در مورد حضور مردم مي‎گويد: «يكي از مميزات انقلاب اسلامي ايران شركت وسيع توده‎هاي مردم بود. در انقلاب‎هاي فرانسه و روسيه و چين انقلاب هميشه با جنگ داخلي همراه بود...»[4] فرد هاليدي از محققين انقلاب‎هاي جهان نيز معتقد است كه از لحاظ به صحنه كشاندن اقشار وسيع مردم، انقلاب اسلامي عظيم‎ترين انقلاب تاريخ است.[5] در حالي كه در انقلاب روسيه بخشي از طبقه كارگر و حزب بلشويك در انقلاب دخالت داشتند.[6]
2. داشتن رهبري قاطع و مشخص: از لحاظ رهبري انقلاب ايران منحصر به فرد است، زيرا در انقلاب فرانسه رهبري واحد و قاطعي نيست و در پيشاپيش انقلاب روسيه نيز يك رهبر حزبي قرار دارد كه نمي‎تواند ادعاي رهبري تام و قاطع بر قاطبه مردم را بنمايد. اما در پيشاپيش انقلاب و مردم انقلابي ايران، رهبري قرار دارد كه از پايگاه يك مرجع تقليد مردمي و اسلامي سخن مي‎گويد و با جمهور مردم رابطه ديني و سياسي دارد.
3. داشتن مكتب الهي و اسلامي (گرايش ديني)
گرايش ديني و مكتب الهي و اسلامي يكي از ويژگيهاي اساسي انقلاب اسلامي است. انقلاب فرانسه به ايده جدايي دين از سياست و دولت رسميت بخشيد و انقلاب كمونيستي روسيه تز مقابله دولت با دين را پيش كشيد، اما انقلاب ايران مجدداً‌ ايده تلفيق دين و دولت را رسميت بخشيده كه امروز در قالب جمهوري اسلامي نمود پيدا كرده است.
4. اصالت: چهارمين ويژگي انقلاب ايران است. انقلاب از لحاظ نظري و عملي اصيل و غير وابسته بود. مكتب اسلام از بُعد نظري اصيل بود و در طي 1400 سال مبدل به جوهره ايرانيت شده بود، لذا در زمان انقلاب، مكتب وارداتي نبود. و در عمل نيز انقلاب از لحاظ كمك مالي و نظامي وام‎دار خارجيان نبود و اصالت داشت. در حالي كه كمونيسم از انديشه‎هاي ماركسيسم كه در آلمان بود گرفته شده بود.[7]
5. مشروعيت: انقلاب در ايران مشروعيت داشت، يعني بحق بود و به موقع بود. بحق بود، زيرا حقاً نيتش را در مكتب كسب مي‎كرد. مسأله اين است كه مسلمان و جامعه اسلامي هر عمل و رفتاري را بخواهد انجام دهد بايد ببيند شرع آن را مجاز مي‎داند يا خير؟ انقلاب كه رفتار جمعي است كه در آن جان‎ها و مال‎ها بر باد مي‎رود، نيازمند مجوز است. جواز چنين عملي و تطابقش با شرع را رهبري انقلاب كه در مقام مرجعيت بود صادر نمود. اما به موقع بود چون حضور مردم در آن و اعطاء جان و مال در آن بي‎سابقه بود.[8]
6. اهداف: ماهيت و هدف انقلاب اسلامي يك پديده منحصر به فرد است كه آنها را مي‎توان در چهار مورد خلاصه كرد: الف: احياء و زنده كردن احكام اسلام و اجراي آن ب: استقرار عدالت اجتماعي ج: استقرار نظام سياسي اسلام د: تقويت عملي و فرهنگي جامعه.
حضرت امام (ره) در اين مورد چنين مي‎فرمايند: «انقلاب ما متكي بر معنويات و خداست و آنهايي كه با ما موافقند آنهايي هستند كه با خطّ توحيدي موافقند.»[9] اين در حالي است كه انقلاب روسيه بيشتر اهداف اقتصادي و مادي را دنبال مي‎كردند. همانطور كه از شرايط قبل از انقلاب روسيه نيز بر مي‎آمد. آقاي احمد هوبر در اين‎باره نيز‎ مي‎گويد:
تمام انقلاب‎هاي ديگر مي‎خواستند يك نظام انساني را در زمين استقرار دهند، يعني نظام ژان‎ژاك روسو را يا نظام ماركس، لنين را، در صورتي كه انقلاب اسلامي مي‎خواهد نظام الله را در زمين مستقر كند...»[10]
در يك نتيجه‎ كلي در مقايسه انقلاب اسلامي ايران و انقلاب روسيه (شوروي) نكات زير قابل توجه است: اولاً‌در بُعد نظري اين دو اختلاف اساسي دارند. به اين معنا كه قضيه اول در جهان‎بيني اسلامي «خدا خالق است» مي‎باشد و توحيد در تمام ابعاد ذاتي و صفاتي و افعالي محور و مبناي تفكرات انقلاب اسلامي است و اين دقيقاً‌در مقابل قضيه اصلي ماركسيسم كه «ماده ازلي است»‌ قرار دارد.
ثانياً: ماركسيستها انسان را در مقابل جبر تاريخي و اجتماعي مقهور مي‎دانند ولي اسلام مي‎گويد حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است.
ثالثاً‌: در مورد معاد نيز اختلاف اساسي است. زيرا اسلام آن جهان را سراي باقي مي‎داند اما ماركسيستها همه چيز را در ماده خلاصه و در دنيا تمام مي‎كنند.
رابعاً: آنها انگيزه اصلي و زيربناي بشر را نيازهاي مادي مي‎دانند. اما تلقي انقلاب اسلامي و اسلام از انسان هر دو بعد مادي و معنوي آن است. و اصالت هم با نيازهاي معنوي است.
در بعد عملي نكاتي قابل طرح است: اولاً: رهبري انقلاب اسلامي تام و مردمي بود اما لنين رهبر حزب بود. ثانياً: باني افكار كمونيسم ماركس مي‎باشد و لنين عملاً‌در حد مجري و مدير انقلاب بود. اما در انقلاب ايران امام (ره) هم ايدئولوگ انقلاب بود و هم مدير و مجري آن. ثالثاً: انقلاب ايران مردمي و فراگير بود. اما انقلاب شوروي عمدتاً‌ متكي به هسته‎اي حزبي بود و فقط در چند شهر متمركز بود.[11]
[1] . براي توضيح بيشتر، ر.ك، محمدي، منوچهر، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلاب‎هاي فرانسه و روسيه، ص 57 به بعد.
[2] . همان، ص 100.
[3] . ر.ك. حشمت‎زاده، محمدباقر، چارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در ايران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، تهران 1378، ص 238.
[4] . ر. مجله سروش، شماره 133، مطلبي تحت عنوان، «امام و انقلاب در آينه انديشه جهان».
[5] . روزنامه اطلاعات، 13 تيرماه 1368.
[6] . منوچهر محمدي، پيشين، ص 100.
[7] . همان، ص 204.
[8] . محمد باقر حشمت‎زاده، «انقلاب اسلامي و جمهوريت» مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي، وزارت ارشاد اسلامي، 1377 ، صص 9 ـ 268.
[9] . امام خميني (ره)، وصيت نامه الهي، سياسي.
[10] . مجله، پيام انقلاب، شماره 133، دهم فروردين 1364، ص 50.
[11] . محمد باقر حشمت‎زاده، چهارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب، پيشين، ص 236، و منوچهر محمدي، پيشين، صص 5 ـ 204.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :