امروز:
دوشنبه 2 مرداد 1396
بازدید :
1654
تدوين حديث در اهل سنت
1. سير تاريخي حديث اهل سنت را مي‎توان به ده دوره تقسيم كرد. دورة ممانعت از تدوين حديث، دورة تدوين حديث و عصر شكوفايي دانش‎هاي حديثي كه مربوط به عصر كنوني است، از مهمترين اين ادوار است.
2. سوزاندن پانصد روايت و جلوگيري از نقل حديث و تاكيد بر بسنده بودن قرآن از نشانه‎هاي مخالفت خليفه اول (ابوبكر) با كتابت و تدوين حديث است.
3. سوزاندن نگاشته‎هاي حديثي مسلمانان، فراخواني صحابه از شهرهاي مختلف به مدينه براي جلوگيري از نقل حديث، به زندان انداختن گروهي از صحابه بخاطر كثرت نقل احاديث پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ، نشانگر مخالفت گسترده خليفه دوم با نقل، كتابت و تدوين حديث است.
4. كار مخالفت با كتابت وتدوين حديث در دوره عثمان، البته با شدت كمتري همچنان استمرار يافت.
5. در توجيه علل و انگيزه‎هاي ممانعت از نقل، كتابت و تدوين حديث هفت توجيه ارائه شده است. كه عبارتند از:
1. روايات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ
2. جلوگيري از اختلاف مردم
3. دفاع از جايگاه قرآن
4. بسنده بودن قرآن
5. بسنده بودن حفظ از كتابت
6. ناآگاهي صحابه از نگارش
7. بيم اختلاط حديث با قرآن
از ميان اين توجيهات، توجيه دوم، سوم، چهارم و هفتم از سوي خلفا ارائه شده و ساير توجيه‎ها از سوي برخي از انديشه‎وران اهل سنت مطرح شده است.
6. روايات مورد ادّعا از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ از سه تن از صحابي به نام‎هاي ابوسعيد خدري، زيد بن ثابت و ابوهريره نقل شده كه همه آنها از نظر سند و دلالت داراي اشكال‎اند.
7. با توجه به اذعان محدثان اهل سنت به وجود روايات اذن به كتابت در برابر روايات نهي چهار راه حل در جمع ميان اين روايات، پيشنهاد شده است كه عبارتند از:
1. انحصار روايات اذن به افراد كم حافظه
2. انحصار روايات اذن به اشخاصي خاص
3. ناسخ بودن روايات نهي نسبت به روايات اذن
4. عكس صورت سوم
8. فقدان نگاه روشن در برخورد با روايات اذن و نهي، عدم استناد خلفا به اين روايات در زمان ممانعت از كتابت حديث از جمله ضعف‎هاي توجيه نخست است.
9. جلوگيري از اختلاف مردم دومين توجيه ممانعت از نقل و كتابت حديث است كه بر زبان ابوبكر جاري شده است. اين توجيه از آن جهت نادرست است كه اولاً : جايگاه حديث رفع ابهام از آيات قرآني و رفع اختلاف است نه ايجاد اختلاف. ثانياً: راه جلوگيري از خطر اختلاف مردم تنقيح و پيراسته‎سازي احاديث است نه نابودكردن آنها.
10. دفاع از جايگاه قرآن كه براي توجيه ممانعت از سوي خليفه دوم ابراز شده، توجيهي ناتمام است. زيرا قرآن و سنت پيوسته يكديگر را تأييد كرده و جايگاه يكديگر را مورد تاكيد قرار داده‎اند. از اين رو چنان نيست كه رويكرد به احاديث باعث رويگرداني مردم از قرآن شود.
11. ادعاي بسنده بودن قرآن كه از سوي خلفا براي توجيه ممانعت از كتابت حديث عنوان شده، افزون بر آن كه با واقعيت‎هاي تاريخي مبني بر مراجعه مكرر مسلمانان به سنت مخالفت است، از سوي محدثان اهل سنت با مخالفت روبرو شده است.
12. بسنده بودن حفظ از كتابت كه از سوي برخي از دانشوران همچون ابن‎صلاح به عنوان پنجمين توجيه ممانعت ارائه شده، به خاطر منافات نداشتن حفظ با كتابت، حساسيت سنت و ضرورت ثبت بي‎كم و كاست آن، راهيافت ضعف و خطا در حافظه و... مخدوش است.
13. ناآگاهي صحابه از نگارش، توجيه ديگري است كه از سوي برخي از محدثان در توجيه ممانعت از كتابت و تدوين حديث طرح شده است. در حالي كه اصل چنين مدعايي مردود است به علاوه نهي از كتابت در صورتي است كه امكان كتابت در بين باشد.
14. بيم اختلاط حديث با قرآن نيز نمي‎تواند توجيه مناسبي براي ممانعت از كتابت و تدوين حديث به شمار آيد زيرا پذيرش اين توجيه بدين معناست كه حديث مي‎تواند گفتاري همسان و همپاي قرآن به حساب آيد. در حالي كه بنيان اعجاز قرآن بر همآورد طلبي و عدم امكان ارائه گفتاري همسان آن استوار است.
15. با توجه به ناكافي بودن توجيه‎هاي هفتگانه پيشگفته در تبيين علل و انگيزه‎هاي مخالفت از كتابت و تدوين حديث، دانشوران شيعه معتقداند، در وراي اين ممانعت انگيزه‎هاي غير الهي نقش داشته است. جلوگيري از انتشار فضايل اهل بيت ـ عليه السّلام ـ بويژه علي ـ عليه السّلام ـ، محور روايات نكوهش خلفا و بنيان‎گذاري رأي و اجتهاد در برابر نصّ انگيزه‎ها و اهدافي بوده كه از نگاه اين صاحب‎نظران مورد نظر خلفا بوده است. زيرا آنان براي تحكيم حكومت غاصبانه خود و تضعيف جايگاه علي ـ عليه السّلام ـ و ساير اهل بيت ـ عليه السّلام ـ ناگزير از مقابله با انتشار احاديث بوده‎اند. زيرا انعكاس فضايل اهل بيت ـ عليه السّلام ـ و نكوهش خلفا در اين روايات و ضرورت عمل به نصوص موانع مقاصد سياسي آنان بوده است.
16. گرچه خلفا و توجيه كنندگان ممانعت از كتابت و تدوين حديث كار خود را در جهت مصلحت قرآن و به سود مسلمانان ارزيابي كرده‎اند، امّا وافعيت آن است كه عدم كتابت و تدوين حديث طي يك سده زيان‎هاي جبران ناپذيري به فرهنگ ديني مسلمانان وارد ساخت كه عبارتند از:
1. از بين رفتن حلقة اتصال اسناد روايات به گونه‎اي كه خاورشناسان همين امر را به معناي عدم اعتبار سنت ارزيابي كرده‎اند؛
2. راهيافت حجم انبوهي از روايات موضوع، چنان‎كه گردآورندگان صحاح سته خود به آن اذعان كردند؛
3. از بين رفتن بخشي از ميراث روايي با وفات صحابيان و فقدان ميراث مكتوب روايي؛
4. راهيافت اختلاف در حديث در اثر تكيه به حافظه و كاستي و فزوني گرفتن نصوص روايي. افزون بر صاحب نظران شيعي، شماري از حديث‎پژوهان اهل سنت نيز بر تحقق چنين زيان‎هايي اذعان كرده‎اند.
17. با آزاد شدن كتابت و تدوين حديث كه به دستور عمر بن عبد العزيز در سال 101 هجري انجام گرفت، و با فرمان او مبني برگردآوري سنت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از آغاز نيمه اول سده دوم تا پايان همين سده گروهي از محدثان همچون عبد الملك بن جريج، سفيان ثوري، وكيع بن جرّاح و... به گردآوري روايات روي آوردند. گرچه عموم آثار حديثي اين دوره (دورة دوم از ادوار حديثي اهل سنت) بدست ما نرسيده است، اما همين نگاشته‎ها به عنوان دستمايه‎هاي اصلي حديث در دوره سوم يعني عصر تدوين مورد استفاده قرار گرفته است.
18. مالك بن انس (م179) نخستين كسي است كه به دستور منصور دوانيقي كتاب حديثي خود يعني موطّا را فراهم آورد و اين كتاب بدست ما رسيده است. او نام كتاب خود را بخاطر كوشش مضاعف براي پيراستگي روايات موطّا (= به معناي منقّح) ناميده است. كتاب موطّا حاوي 1720 روايت است.
19. كتاب موطّا بخاطر انعكاس روايات مرسل، و نيز جانبداري از مكتب فقهي مدينه مورد نقد قرار گرفته است.
20. احمد بن حنبل از چهره‎هاي شناخته شده حديثي و يكي از امامان چهارگانه فقه اهل سنت (فقه حنبلي) با گردآوري روايات كتاب روايي خود را كه براساس نام 80 تن از صحابه و روايات نقل شده از آنان تنظيم شده بوده مسند ناميد.
21. كنار گذاشتن عقل و تكيه مفرط بر منقولات روايي و ضرورت ندانستن بررسي‎هاي سندي در روايات غير فقهي از جمله عواملي است كه باعث شد انبوهي از روايات موضوع يا ضعيف در مسند احمد بن حنبل راه يافته و از اعتبار اين كتاب نزد محدّثان اهل سنت بكاهد. و گروهي ازآنان ابن حنبل را بخاطر ياد كرد اين دست از روايات مورد نكوهش قرار داده‎اند.
22. رايج بودن مسندنويسي و گردآوري روايات بدون توجه به صحّت و سقم آنها و نيز درخواست استاد بخاري، اسحاق بن راهويه، انگيزه لازم را براي روي‎آوري بخاري (م 256) به گردآوري روايات صحيح فراهم آورد.
23. صحيح بخاري حاوي هفت هزار روايت است كه مؤلف آنها را طي شانزده سال از ميان ششصد هزار روايت برگزيده است. روايات كتاب بر اساس ابواب فقهي، كلامي، اخلاقي، تفسيري و تاريخي تنظيم شده است.
24. عالمان اهل سنت به يكصدا صحيح بخاري را صحيح‎ترين كتاب‎‎ها پس از قرآن و معتبرترين كتاب روايي مي‎شناسند. شخصيّت مؤلف، قدمت كتاب، دقت و احتياط در نگارش و محتواي صحيح كه هماهنگ با نگرش‎هاي كلامي اهل سنت است از عوامل برخورداري صحيح بخاري از چنين جايگاه بلندي است.
25. به رغم اعتبار نام صحيح بخاري، شماري از حديث‎پژوهان اهل سنت نقدهايي بر اين كتاب وارد ساخته‎اند. عدم تكميل كتاب در زمان حيات مؤلف، راهيافت گسترده نقل به معنا، برخورداري از ضعف‎هاي سندي و محتوايي از جمله اين نقدهاست.
26. حذف مرموزانه رواياتي كه نشان‎گر حقايق تاريخي است همچون روايت غدير خمّ، عدم يادكرد روايات قابل توجّهي از اهل بيت ـ عليه السّلام ـ، ذكر رواياتي ناصحيح در فضايل خلفا وگروهي از صحابه به خوبي از تعصب كور بخاري و عناد او با اهل بيت ـ عليه السّلام ـ حكايت دارد.
27. مسلم بن حجاج قشيري (م 261) دومين محدث برجسته اهل سنت است كه با بهره جستن از دانش حديثي استاد خود بخاري، و با الگوگرفتن از صحيح بخاري، كتاب روايي خود را به نام صحيح مسلم فراهم آورد.
28. مسلم از ميان سيصد هزار روايت، 7397 روايت را برگزيده و در كتاب خود گردآورده است. اين كتاب نيز بر اساس ابواب كلامي، فقهي، تفسيري، تاريخي و... تنظيم شده است.@#@ از نگاه اهل سنت صحيح مسلم پس از صحيح بخاري در دومين درجه از اعتبار و صحت قرار دارد.
29. به رغم مشابهت صحيح بخاري با صحيح مسلم، اين دو كتاب بخاطر تفاوت شرايط صحت روايات از نگاه مؤلفان، شيوة چينش ابواب و فصول و... نسبت به هم تفاوت دارند، و عموم محدثان اهل سنت صحيح مسلم را از نظر دقت در نقل نصّ روايات و چينش و تنظيم ابواب بر صحيح بخاري ترجيح مي‎دهند. هر چند صحيح بخاري از نظر آنان از نظر اتقان و صحت در مرتبه‎اي بالاتر قرار دارد.
30. چهار كتاب: سنن ابن داود (م 275)، سنن ترمذي (م 279)، سنن سنايي (م 303) و سنن ابن‎ماجه (م 273) از آن جهت كه عموم روايات آنها ناظر به روايات فقهي و احكام است با هم همسان‎اند و از اين جهت به آنها سنن اطلاق شده است. اعتبار و جايگاه اين كتاب‎ها از نگاه عالمان اهل سنت براساس ترتيب مزبور است.
31. در ميان سنن چهارگانه پيشگفته، سنن ترمذي با توجه به يادكرد روايات غير فقهي نظير روايات تفسير، بهشت و جهنم، فضايل، از جامعيت بيشتري برخوردار است. بدين جهت به آن جامع ترمذي نيز مي‎گويند. سنن ترمذي بخاطر ذكر برخي از روايات مربوط به فضايل مورد نقد قرار گرفته است.
32. مجموع روايات سنن چهارگانه بدين ترتيب است:
سنن ابن داود: 5274 روايت. سنن ترمذي: 3955 روايت.
سنن سنايي: 5761 روايت. سنن ابن ماجه: 4341 روايت.
33. در ميان صاحبان سنن چهارگانه سنايي نسبت به اهل بيت ـ عليه السّلام ـ محبت ويژه داشت و بخاطر اجتناب از نگارش كتابي در فضايل معاويه توسط شاميان مضروب و همين امر به مرگ او منتهي شد.
34. پس از عصر تدوين جوامع روايي (دوره سوم) محدثان اهل سنت كوشش گسترده‎اي را براي تكميل و تنظيم جوامع روايي بكار بستند و بدين ترتيب دو دورة تكميل و تنظيم ( دورة چهارم و پنجم) شكل گرفت.
35. المسند الصحيح از ابن‎حبان، الالزامات از دار قطني و المستدرك علي الصحيحين از حاكم نيشابوري، كتاب‎هاي حديثي است كه به منظور تكميل جوامع‎ روايي و با استفاده از ساير منابع روايي و با استفاده از ساير منابع روايي گرد‎آورده است.
36. تنظيم جوامع روايي اهل سنت به دو صورت محدود و گسترده انجام گرفته است مقصود از تنظيم محدود، سامان دادن به روايات صحاح ستّه است. كتاب‎هاي مصابيح السنه از فرّاء بغوي، جامع الاصول از ابن اثير جذري، جامع المسانيد از ابن‎جوزي و... آثار روايي است كه در اين زمينه فراهم شده است. و مقصود از تنظيم گسترده، تنظيم روايات صحاح به انضمام منابع روايي ديگر است. كتاب‎هاي جامع المسانيد از ابن‎كثير دمشقي، جمع الجوامع از سيوطي و كنز العمال از متقي هندي و... به اين منظور فراهم آمده است.
37. در دورة تبيين (دورة ششم) حديث‎پژوهان به شرح و تبيين جوامع روايي روي آورده و كتاب‎هاي مفيدي در اين زمينه را به رشته تحرير درآوردند. كتاب‎هاي الكواكب الدراري از كرماني، فتح الباري از ابن رجب، فتح الباري از ابن حجر عسقلاني از جمله شرح‎هاي مشهور صحيح بخاري و كتاب‎هاي شرح صحيح مسلم از نووي، الديباج علي صحيح مسلم از سيوطي از جمله شرح‎هاي صحيح بخاري و صحيح مسلم‎اند.
38. در دوره هفتم (دورة تنقيح روايات) با توجه به راهيافت گسترده روايات موضوع و ضعيف در مجامع روايي تلاش قابل ملاحظه‎اي از سوي شماري از محدثان اهل سنت براي پيراسته ساختن اين منابع به تحقق پيوست. ارائه مباحث نظري در زمينه‎ي پديده‎ي وضع، ارائه معيارهاي شناخت روايات موضوع، شناسايي و معرفي روايات موضوع و نگارش كتاب‎هايي در زمينه احاديث موضوع از نتايج اين تحقيقات است.
39. در دوره هشتم شماري از دانش‎هاي حديثي ظهور يافت و برخي از دانش‎هاي حديثي كه در سده‎هاي نخستين پديد آمده بود به تكامل خود نزديك شد. رجال حديث، مصطلحات حديث و فقه الحديث از جمله اين دانش‎هاست. و فقه الحديث دانش‎هاي زير مجموعه خود يعني غريب الحديث، مختلف الحديث و ناسخ و منسوخ حديث را در بر مي‎گيرد.
40. در عصر ركود(دوره نهم)ـ كه شامل سده‎هاي دهم تا چهاردهم است ـ دانش‎هاي حديثي و كوشش براي تنظيم يا تكميل يا تبيين روايات تا حدود زيادي دچار ركود و ايستايي مي‎شود.
41. عصر بيداري و بازگشت به دانش‎هاي حديثي در (دوره دهم) در ميان اهل سنت با تاريخ حديث شيعه تا حدود زيادي همسان است.
علي نصيري- حديث شناسي، ج1 ، ص 175
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :