امروز:
پنج شنبه 1 تير 1396
بازدید :
1903
اقسام حديث
قدماي اماميه، خبر را به صحيح و غير آن تقسيم مي كردند و براي صحيح نزد آنان شرايطي بوده است و اجمالا خبري را كه افراد مورد اطمينان و وثوق نقل كنند يا مقارن و معتضد به جهاتي باشد كه موجب وثوق گردد، صحيح مي دانستند، ولي محدثين اهل سنت از دير زمان، حديث را به سه نوع اصلي منقسم مي كردند: صحيح و حسن و ضعيف.
اصطلاح مزبور، با اضافه قسم چهارمي به نام موثق، از زمان سيد بن طاووس[1] به نقل صاحب معالم در منتقي الجمان) يا علامه حلي [2]
(به نقل شيخ بهايي در مشرق الشمسين) بين اماميه نيز معمول گرديد.
شهيد ثاني و شيخ بهايي قسم پنجمي بر اين اقسام افزوده اند و آن حديث قوي است.
قوي
خبري است كه تمامي افراد زنجيره حديث، امامي مذهب باشند، گر چه نسبت به بعضي از آنان مدح و ذمي نرسيده باشد، مانند نوح بن دراج. [3]
صحيح
خبري است كه سلسله سند توسط رجالي موثق[4] و امامي مذهب به معصوم متصل گردد. [5]
الف) اهل سنت و جمعي از اماميه، مانند والد شيخ بهايي، قيد عدم شذوذ و عدم علت را در تعريف، اضافه كرده اند.مراد از شذوذ آن است كه با حديث مشهور معارض نباشد و منظور از علت، عبارت است از عيب غير آشكاري كه موجب ضعيف حديث شود، چون ارسال سند كه به حسب ظاهر مسند باشد.
ب) بعضي چون بخاري در صحيح، ملاقات راوي را با مروي عنه نيز شرط صحت دانسته اند، ولي اين شرط نزد مسلم و ديگران از اهل سنت و نيز نزد اماميه معتبر نيست، منتهاي روايت شخصي از ديگري، ظهور در ملاقات و اخذ از وي دارد و وجود واسطه بين راوي و مروي عنه خلاف ظاهر است.
ج) شافعي و سخاوي و به تبع آنان جمع ديگري از پيشوايان اهل سنت، مذهب خاصي را شرط قبول روايت ندانسته و روايات ثقات مذاهب را قبول دارند (ر.ك: قواعد التحديث ص 164) خطيب بغدادي از علي بن مديني (از پيشوايان حديث اهل سنت است) نقل مي كند كه مي گفت: اگر حديث اهل كوفه را به جهت تشيع رد كنيم، كتابهاي حديث از بين مي رود. (الكفايه خطيب ص 129) .
تبصره 1.در توثيق راوي چنانچه علت آن ذكر نشود، همان كافي است، ولي اگر علت ياد شود، بايد در آن دقت و بررسي كرد و چه بسياري از جهات كه براي تعديل و توثيق راوي ذكر شده كه براي اين منظور كافي نيست، مانند وكالت از امام يا داشتن كتاب (له اصل او كتاب) و مانند اينها. (رجوع كنيد به مقدمه رجال آيت الله خويي) .
تبصره 2.صحيح گاهي به حديثي كه سلسله راويان آن مذموم نباشند، اطلاق گرديده، اگر چه مرسل يا منقطع باشد.
تبصره 3.صحيح مضاف، حديثي است كه روات آن تا شخصي كه حديث از وي نقل مي شود، صحيح باشد، گر چه سلسله سند از آن شخص تا معصوم، صحيح نباشد، چه مرسل باشد يا منقطع يا غير آن دو، مثلا گفته شود: صحيحة ابن ابي عمير عن رجل عن ابيعبد الله.
تبصره 4.گاهي نيز صحيح بر حديثي كه سالم از طعن باشد، اطلاق شده گر چه مرسل يا مقطوع باشد يا بعضي روات آن غير امامي باشند، مثلا مي گويند صحيحة ابن ابي عمير با اينكه روايت مزبور مرسل است، يا اينكه علامه در خلاصة الاقوال فرموده: طريق صدوق در من لا يحضره الفقيه به معاوية بن ميسره...صحيح است با اينكه وي توثيق نشده.و همچنين نقل اجماع نموده اند بر صحت حديثي كه با شرايط صحت از ابان بن عثمان يا ديگر اصحاب اجماع (ر.ك: اصحاب اجماع) نقل شود، با اينكه ابان خود فتحي مذهب است.
تبصره 5.صحيح، به اعتبار مراتب بر سه قسم است: 1.اعلي كه اتصاف تمامي راويان به وثاقت، به علم يا به شهادت دو عادل باشد.2. اوسط: در صورتي است كه اتصاف به وثاقت يك نفر يا همه راويان زنجيره حديث، به قول يك عادل صورت گيرد 3.ادني: درجايي است كه اتصاف مزبور به ظن اجتهادي تحقق يابد [6]
تبصره 6.مراتب صحيح نزد اهل سنت بدين قرار است:
الف) حديثي است كه با وجود شرايط صحت در هر دو صحيح (بخاري و مسلم) آمده باشد و معمولا چنين حديثي را متفق عليه و صحيح اعلي مي نامند.
ب) حديثي است كه فقط در صحيح بخاري ذكر شده باشد.
ج) حديثي است كه تنها در صحيح مسلم آمده باشد.
د) حديثي است كه واجد شرايط شيخين (بخاري و مسلم) باشد، ولي در صحيحين ذكر نشده باشد.
تبصره 7.چنانچه حديث به يكي از جهات ذيل تاييد شود، نزد كليه علماء مقبول است.امور مزبور، عبارت است از تاييد و اعتضاد حديث به دليل قطعي مانند عموم كتاب الله يا فحواي حكمي كه در قرآن آمده يا خبر متواتر.
تبصره 8.حديث (گر چه از لحاظ سند صحيح باشد) به واسطه مخالفت با مضمون كتاب يا سنت يا اجماع يا به جهت اعراض اكثر علماء از مضمون آن يا به واسطه معارضه با خبر قوي تر مردود مي گردد.[7] [8]
حسن [9]
خبر متصلي است كه تمامي سلسله سند امامي مذهب و ممدوح باشند، [10] ولي تنصيص بر عدالت هر يك نشده باشد يا بعضي ممدوح و بقيه ثقه باشند. [11]
گاهي حسن بر روايتي كه روات آن تا يك نفر معين، متصف به وصف مزبور باشد اطلاق شده است. [12]
حسن كالصحيح
روايتي است كه راجع به راويان آن مدحي كه تالي وثاقت است ذكر شده باشد يا راوي از اصحاب اجماع باشد. (راجع به اصحاب اجماع، رجوع كنيد به علم الحديث پاورقي ص 119)
حسن الاسناد
در اصطلاح اهل سنت روايتي است كه سند آن حسن باشد، ولي متن حديث به واسطه شذوذ يا علت، حسن نباشد.
موثق
موثق خبري است كه نسبت به كليه افراد سلسله سند در كتب رجال شيعه [13] تصريح به وثاقت شده باشد، اگر چه بعضي از افراد زنجيره حديث غير امامي باشند، مانند علي بن فضال و ابان بن عثمان.
گاهي از روايت موثق به قوي تعبير شده است. [14]
ضعيف
خبري است كه شروط يكي از اقسام نامبرده (صحيح، حسن، موثق، قوي) در آن جمع نباشد، [15] ولي گاهي ضعيف بر روايت مجروح، اطلاق شده.[16] [17]
انواع ضعيف بدين قرار است:
موقوف، مقطوع و منقطع، معضل، شاذ، منكر، متروك، معلل، مضطرب، مقلوب، مدلس، مرسل (قواعد التحديث، ص 40 و 120) .
تبصره 1.ضعيف به اصطلاح اهل سنت، حديثي است كه صحيح و حسن نباشد.در بيقونيه آمده (و كل ما عن رتبة الحسن قصر فهو الضعيف و هو اقساما كثر) .هر حديثي كه در مرتبه نازلتر از حسن باشد، ضعيف است و اقسام ضعيف زياد مي باشد.
تبصره 2.در شرح بيقونيه فرمايد: فاقد شروط قبول را ضعيف نامند و شروط قبول شش امر است: 1.اتصال سند، 2.عدالت، 3.ضبط، 4.فقدان شذوذ، 5.فقدان علت، 6.فقدان روايت معارض.آنگاه اقسام ضعيف را به اعتبار فقدان هر يك از شروط نامبرده بازگو مي نمايد.
تبصره 3.موجبات ضعف حديث به قرار ذيل است:
1.كذب راوي در حديث كه موسوم است به (موضوع) ، 2.اتهام وي به كذب كه موسوم است به (متروك) ، 3.كثرت خطاي وي كه موسوم است به (منكر) ، [18] 4.غفلت راوي از اتقان در نقل كه موسوم است به (منكر) ، 5.فسق راوي، كه چون بيشتر موجب جعل حديث مي شود موسوم است به (موضوع) ، 6.روايت راوي بر سبيل توهم [19] كه موسوم است به (معلل) ، 7.مخالفت در نقل روايت به اثقات كه اگر به واسطه تغيير سند باشد موسوم است به (مدرج) ، 8.مجهول بودن راوي كه موسوم است به (مجهول) ، 9.بودن راوي از اهل بدعتي كه ناشي از شبهه باشد كه موسوم است به (متروك) ، 10.كم حافظگي راوي كه اگر هميشگي باشد، موسوم است به (شاذ) و اگر به واسطه پيري و عوارض ديگر باشد، موسوم است به (مختلط) .[20]
حديث ضعيف به اصطلاح قدماء و متاخرين
بايد دانست كه بسياري از احاديث ضعيف، طبق اصطلاح متاخرين، در شمار احاديث صحيح به عقيده قدماي اماميه است، زيرا آنان ملاك صحت را وثوق و اعتماد به صدور حديث از معصوم مي دانستند و چنان كه گفتيم، پاره اي از احاديث ضعيف (قسم چهارم) مورد اعتماد پيشوايان علم حديث بوده، همان طور كه اعراض قدماء، خود از موجبات ضعيف حديث بوده است، اگر چه در آن جهات ضعيف مشهود نباشد، زيرا اصطلاح متاخرين به اغمض عين و نديده گرفتن قراين و ضمايم خارجيه است، از اين رو، چون احاديث موثوق الصدور به واسطه قرايني مورد اعتماد و وثوق متقدمين بوده، صحت آنها بي ملاك نيست. [21]

[1] . قواعد التحديث، ص 79.تدريب الراوي، ص 14.
[2] . محدثين اهل سنت‏حديث را به سه نوع اصلي منقسم مي‏دانند: صحيح و حسن و ضعيف، بنابر اين، موثق نزد آنان در شمار مصطلحات نيست. (ر.ك: شرح زرقاني بر بيقوينيه، ص 14) .
[3] . فان بلغت‏سلاسله في كل طبقه حدا يؤمن معه تواطئهم علي الكذب فمتواتر و يرسم بانه خبر جماعه يفيد بنفسه القطع بصدقه (وجيزه) .
الخبر اما ان يكون له طرق بلا عدد فمتواتر و هو المفيد للعلم اليقيني بشروط (شرح نخبه) .
نزد محققين، عدد معيني در بلوغ به حد تواتر شرط نيست.ابن حجر در شرح نخبه فرمايد: لا معني لتعيين العدد علي الصحيح و منهم من عينه في الاربعة قيل في الخمسة و قيل في العشرة و قيل في الاثني عشر و قيل في الاربعين و قيل في السبعين.
[4] . شهيد ثاني در درايه و پسرش در معالم الاصول.
[5] . مانند ابن قبه و سيد مرتضي كه اولي حتي عمل به آن را مخالف عقل مي‏شمارد. (ر.ك: معارج محقق و به رسائل شيخ انصاري، اوائل باب حجيت ظن) اين نسبت‏به جمعي مانند شيخ طوسي و محقق حلي داده شده است. (ر.ك: به همين مدرك) .شيخ بهايي در وجيزه فرمايد و قد عمل بها المتاخرون وردها المرتضي و ابن زهره و ابن البراج و ابن ادريس و اكثر قدمائنا...و لعل كلام المتاخرين عند التامل اقرب.ايضا فرمايد: و الشيخ علي ان خبر المتواتر ان اعتضد بقرينة، الحق بالمتواتر في ايجاب العلم و وجوب العمل، و الا فيسميه خبر آحاد و يجيز العمل به تارة و منعه اخري.
شهيد ثاني در درايه خود مي‏فرمايد: تمام كساني كه خبر واحد را حجت مي‏دانند، به خبر صحيح، مشروط بر اين كه شاذ يا معارض با خبر صحيح ديگري نباشد، عمل مي‏كنند، منتها بعضي مانند شيخ، خبر حسن، و جمعي چون محقق در معتبر و شهيد در ذكري، خبر موثق را نيز حجت مي‏دانند.بعضي نيز به خبر ضعيف - اگر مورد عمل مشهور اصحاب بوده باشد - عمل نموده و حتي بر خبر صحيحي كه شهرت عملي نداشته مقدم مي‏دارند، سپس ضمن تحقيقي مي‏فرمايد: شهرت عملي بين اصحاب ممكن نيست، چه اينكه قبل از شيخ طوسي، جمعي چون سيد مرتضي عمل به خبر واحد را منع مي‏كنند و جمعي بدون در نظر گرفتن شرايط صحت‏حديث، هر گونه حديثي را جمع و تدوين نموده‏اند و پيدا نمودن فتواي عالمان فقه بدون در نظر گرفتن حال اين دو فريق، ممكن نيست، منتها شيخ، چون در كتب فقهي خود به بعضي اخبار ضعيف عمل نموده و ديگران نيز از وي پيروي كرده‏اند، گمان شده كه عمل به چنين احاديثي، مشهور است.در صورتي كه اصل عمل، به شيخ طوسي برگشت مي‏كند. (درايه شهيد، ص 29)
[6] . اول كسي كه راجع به حجيت‏خبر واحد سخن گفته، شافعي در (الرساله) است و از علماي پيشين اماميه سيد مرتضي در الذريعه و شيخ طوسي در عدة الاصول و از متاخران شيخ انصاري در فرائد الاصول به تفصيل در اين زمينه بحث نموده‏اند.از اهل سنت ابن حجر نيز به تفصيل در فتح الباري (ضمن شرح باب ما جاء في اجازة خبر الواحد) سخن گفته است.
[7] . حتي شهيد ثاني تواتر را در هيچ حديثي ثابت نمي‏داند و فقط حديث (من كذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار) را ممكن التواتر مي‏شمارد.والد شيخ بهايي نيز حديث غدير را متواتر مي‏داند، ولي جمعي احاديث متواتر را فزون‏تر از اين مي‏دانند و در مورد عده‏اي از اخبار قايل به تواتر شده‏اند.
اما حديث (من كذب) را 62 نفر از صحابه از پيغمبر نقل نموده‏اند و در طبقات بعدي بر عده ناقلين افزوده شده. (ر.ك: درايه شهيد ثاني، ص 16، وصول الاخبار، ص 77، علوم الحديث، ص 150) .
[8] . محقق قمي براي متواتر معنوي اقسامي تصوير كرده كه در (مقياس الدرايه) از وي بازگو شده است.
[9] . سيد بن طاووس، جمال الدين احمد بن موسي بن جعفر بن طاووس (متوفاي 637 ه.) كه در فقه و رجال صاحب تاليفاتي است. وي برادر رضي الدين علي است كه در كتب دعا معمولا از وي به سيد بن طاووي تعبير شده است.
[10] . حسن بن يوسف بن مطهر حلي معروف به علامه و ملقب به آيت الله از بزرگان اماميه و شاگرد محقق حلي (صاحب شرايع) است كه كتب گرانمايه‏اي در فقه و اصول و رجال تاليف فرموده وفاتش در سال 726 ه.در سن 77 سالگي واقع شد.در نخبة المقال فرموده:
و آية الله ابن يوسف الحسن سبط مطهر فريدة الزمن علامة الدهر جليل قدره ولد رحمة (648) و عز (77) عمره
[11] . و قد يطلق القوي علي ما يروي الامامي غير الممدوح و لا المذموم (درايه شهيد، ص 26...) : او مسكوت عن مدحهم و ذمهم فقوي (وجيزه) :
[12] . الفاظي كه مفيد توثيق راوي است، عبارت است از: ثقه، عين، وجه، مشكور، شيخ الطائفه، حجة.
عين: به معني ميزان است جنان كه حضرت صادق از ابو الصباح كنان به ميزان تعبير فرمود.وجه: به اعتبار توجه مردم به وي براي اخذ حديث و معالم دين استعمال مي‏شود (شعب المقال نراقي 10) .خطيب در كفايه فرموده: بهترين الفاظ مدح عبارت است از حجة، ثقة.
[13] . سلسله السند امام اماميون ممدوحون به التعديل، فصحيح و ان شذ (وجيزه) .اهل سنت عدم شذوذ و عدم علت را نيز در صحت‏حديث‏شرط مي‏دانند.
ابن حجر (در شرح نخبه الفكر، ص 12) فرمايد: خبر الاحاد بنقل عدل تام الضبط متصل السند غبر معلل و لا شاذ، هو الصحيح، نووي در تقريب فرمايد: هو ما اتصل سنده بالعدول الضابطين من غير شذوذ و لا علة، ص 14.بيقوني فرمايد:
(اولها الصحيح و هو ما اتصل اسناده و لم يشذو لم يعل) (يرويه عدل ضابط عن مثله معتمد في ضيطه و نقله) .
[14] . منظور از ظن اجتهادي، احتمال راجحي است كه از استصحاب عدالت‏يا اصالة عدم الفسق يا ظاهر الحال، حاصل شود.
[15] . وصول الاخيار، ص 80.
[16] . راجع به تعارض دو خبر رجوع كنيد به (علم الحديث) تاليف نگارنده.
[17] . روايت‏حسن از آن جهت‏بدين نام مسمي شده است كه نسبت‏به اسناد آن حسن ظن داريم.
[18] . حسن به اصطلاح اهل سنت‏خبر مسندي است كه راويان آن، نزديك به درجه وثاقت‏باشند يا حديث مرسلي است كه مرسل آن ثقه باشد، ولي در هر حال بايد خالي از شذوذ و علت‏باشد، (قواعد التحديث، ص 102) قال الخطابي: هو ما عرف مخرجه و اشتهر رجاله و عليه مدار اكثر الحديث و يقبله اكثر العماء و استعمله عامة الفقهاء، (مقدمه ابن صلاح، ص 15.تقريب النواوي، ص 87) . سيوطي در شرح عبارتي كه از خطابي نقل گرديده، مي‏گويد: فاخرج بمعرفة المخرج، المنقطع و حديث المدلس قبل بيانه (تدريب الراوي، ص 87) .
زرقاني روايت‏حسن را دو قسم نموده: حسن لذاته و حسن لغيره.و اولي را چنين تعريف نموده: «هو ما اشتهر رواته بالصدق و الامانة و لم تصل في الحفظ و الاتقان رتبة رجال الصحيح‏» (شرح بيقونيه، ص 24) ، بنابر اين مي‏توان گفت: حديث‏حسن به اصطلاح فريقين حديث نازل‏تر از صحيح است، لذا در مقدمه ابن صلاح آمده: چنانچه راوي حديث از درجه اهل حفظ و اتقان پايين‏تر باشد، ولي مشهور به صدق و ستر باشد، حديث مزبور حسن است.
[19]. الفاظ مفيد مدح: متقن، حافظ، ظابط، مشكور، زاهد، قريب الامر، (ر.ك:
رواشيح السماويه، ص 59- رجال كني - مقدمات رجال بو علي، ص 12- دراية مروج) .
[20] . چنان كه علامه، طريق صدوق را در من لا يحضره الفقيه به سماعة بن مهران حسن شمرده.با اين كه سماعه واقفي مذهب است. (درايه شهيد، ص 25)
[21] . قيد مزبور (تصريح به وثاقت در كتب شيعه) از اين لحاظ است كه نسبت‏به بعض راويان حديث در كتب رجال اهل سنت تصريح به وثاقت‏شده است، ولي از اين رو كه آنان كليه صحابه را عادل مي‏دانند و به جهات ديگر، اين تعديل از نظر اماميه معتبر نيست.
كاظم مدير شانچي - دراية الحديث، ص 67
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :