امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1263
تاريخ صدور حديث
تاريخ هرحادثه و پديده، از چگونگي وقوع آن خبر مي دهد، و به شناسنامه اي مي مانَد كه آيندگان را از هويّت و چند وچون آن با خبر مي سازد.
تاريخ، در نهان خود، اسراري بسيار از انسان ها، رفتارها، وقايع، مكتب ها ودانش ها دارد كه: هر كه بيشتر با آن آشنا گردد، از آن، بيشتر آموزد و اندوزد.
اگر گفته مي شود: «همه چيز را بايد در تاريخش مطالعه كرد و با تاريخش شناخت»، از آن روست كه تاريخ، آينه بي غبار است وآنچه در دل دارد، به خوبي مي نماياند.
حديث و روايت -كه به گفتار، كردار و تقرير پيشوايان معصوم عليهم السلام اطلاق مي گردد نيز حقيقتي «زمان دار» و «تاريخ بردار» است. هر حديث، از پسِ نيازي و در پاسخ پرسشي و در مقام تبيين حقيقتي صادر گشته است و به تعبير ديگر، «شأن نزولي» دارد كه دانستنش، در فهم بهتر حديث، سودمند خواهد بود.
پيشينه بحث
نخستين فقيهي كه بدين مسئله توجّه جدّي ورزيد و در روش استنباط وشيوه تدريس خود، بدان التزام داشت، آية اللَّه العظمي بروجردي بود. وي معتقد بود:
احاديث ما، شأن نزولي دارند و در محيطي صادر شده اند كه اقوال و نظريّات فقيهان بزرگ اهل سنّت، حاكم بوده است. ناظر به اين فتاوا، اهل بيت عليهم السلام سخن گفته اند. سخنان آنان، يا در ردّ نظريّه اي است ويا در اثبات آن. بنابراين، بايد جوّ مسئله
فقهيّه را به دست آورد، تا فهميد مقصود از روايت چيست. [1]
شهيد سيد محمدباقر صدر، يكي از آفت هاي اجتهاد در نصوص ديني را «تجريد الدّليل الشّرعي من ظروفه وشروطه» ياد كرده[2] و آن را در دو قسمت، توضيح داده است. در بخشي فرموده است:
اگر امري در عهد تشريع جايز دانسته شد، پژوهشگر بايد تمام آنچه را در اين تجويز مي توانسته دخالت داشته باشد، منظور كند؛ وگرنه، تعميم حكم با منظور نكردن شرايط خارجي آن زمان، امري خطا خواهد بود. [3]
علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، ضرورت آگاهي از تاريخ صدور حديث وفوايد آن را در مطالعات فقهي، در گفتگويي، چنين باز گفته است:
... شما از نقش تسلّط بر تاريخ ودانستن وقايع تاريخي در فهم احاديث ونصوص ديني، غافل نباشيد. تمام حوادث، در بستر تاريخي خود شكل مي گيرند. انسان با زمان، رابطه متقابل تأثير وتأثر دارد. [4]
... بنابراين، درك درست بسياري از نصوص، نيازمند آگاهي كامل از زمان، مكان وشرايطي است كه در آنْ صادر شده است. محيط و عكس العمل آن را در مقابل نصوص صادره، بايد بشناسيم. شناخت اين موارد، ما را در فهم حدود، قيود و درك اشارات و لطايف آن، ياري مي كند. در كتاب «السّوق، في ظلّ الدّولة الإسلاميّة» نگاهي چنين داشتيم... اين كتاب، با حجم اندك خود، مي تواند نمايانگر ميزان تأثير شناخت واقعيّات خارجي در شناخت طبيعت نصوص صادر شده و اهداف آن باشد، و به خوبي مي رساند كه اين شناخت، فضاي گسترده اي را براي فهم بهتر نصوص و استفاده كامل از آنها، فراهم مي آورد. [5]
همچنين، حضرت آية اللَّه خامنه اي، در توصيه به حوزه هاي علميّه براي غنا بخشيدن به فقه، فرموده اند:
... تاريخ هم بسيار مهم است؛ حتّي در فقه هم مي شود از تاريخ استفاده كرد. بسياري از مسائل فقهي، با تاريخْ مرتبط است. ما به اين ارتباط، كمترتوجّه كرديم و آن را كشف نكرديم. [6]
فوايدي كه بر شناخت تاريخ صدور حديثْ بار مي شود، بسيار است كه در اين جا تنها به برخي اشاره مي كنيم:
فوايد شناخت تاريخ صدور
1. شناخت روايات تقيّه اي
ترديدي نيست كه در ميان روايات اهل بيت پيامبرصلي الله عليه وآله، احاديثي وجود دارد كه با رعايت جوّ حاكمِ سياسي و علمي آن زمان، صادر گشته و روشن است كه اين گونه روايتي، در بر دارنده حكم دائمي و هميشگي نيست. بدون شناخت اوضاع و احوال سياسي و فقهي آن عصر، شناسايي اين گونه احاديث، ميسور نيست. اين عدم شناخت، سبب مي شود كه گاه روايتي بر تقيّه حمل گردد كه معلوم نيست صدور آن، بر حسب تقيّه باشد.
رفتار برخي فقيهان - آن جا كه بر اساس احتمال، حديثي را بر تقيّه وا مي دارند، حاكي از اين عدم شناخت است؛ [7] چرا كه تا شرايط و اقوال فقهي و علمي زمان صدور حديثْ احراز نگردد، و جوّ غالب عصر به دست نيايد، حمل بر تقيّه، نارواست.
2. شناخت احكام موقّت و دائمي
در ميان روايات پيامبرصلي الله عليه وآله و اهل بيت عليهم السلام، احاديثي هست كه از آن بزرگواران به عنوان «حاكم» صادر گشته؛ حال آن كه بيشتر احاديث، به عنوان «تبليغ حكم اللَّه» بيان شده اند و اصل اوّلي، اقتضا دارد كه هر حديث، بر حكم دائمي الهي حمل گردد. شناخت همان موارد محدود و معدود، بستگي به شناخت «تاريخ صدور» دارد.
شهيد صدر فرموده است:
تشريعاتي كه پيامبرصلي الله عليه وآله با آنها منطقةالفراغ را به عنوان «ولي امر» پر كرد، احكامي دائمي نيستند؛ زيرا اين گونه احكام، از رسول خدا به عنوان «حاكم و ولي مسلمانان» صادر شده اند، و نه از ايشان به عنوان «مبلّغ حكم الهي».[8]
همچنين، شكّي نيست كه امامان عليهم السلام، گاه به روشي عام، تقرير و امضا نموده اند و گاه به روشي خاص و بنا بر ملاحظاتي؛ بدين معنا كه گاه تقرير، مربوط به امري عام و براي همه و هميشه است و از آن، مي توان «حكم عام» استنباط نمود؛ و گاهي ديگر، تقريرِ «سلوك و روش خاص» مطرح بوده است كه نمي توان آن را تعميم داد.
تعبير «قضيّة في واقعةٍ»[9] در اصطلاح فقيهان، از اين نوع دوم خبر مي دهد. روشن است كه تشخيص و تفكيك اين دو، به شناخت «تاريخ صدور» گره مي خورد.
برخي اين عقيده را ابراز كرده اند كه: راز تحريم مجسّمه سازي، ستاره شناسي و قيافه شناسي، و اختلاف موارد احتكار و سَبْق و رِمايه در احاديث، با مطالعه تاريخي عصر صدور، آشكار خواهد گشت. [10]
3. شناخت جعل و وضع برخي احاديث
طبيعي است كه در پرتو مطالعه دوران صدور، وضع زندگي و حيات راويان نيز روشن خواهد گشت. از اين رهگذر، به دست خواهد آمد كه: آيا راوي در آن زمان، در قيد حيات بوده است يا خير؛ و اگر بوده، آيا در سنّي بوده است كه توان دريافت حديث را داشته باشد، يا نه (چنان كه برخي درباره حديث حمّاد بن عيسي گفته اند[11] ) !
4. فهم مراد واقعي از حديث
بسيار مي شود كه در ضمن رواياتْ به روايتي بر مي خوريم كه معاني مختلفي از آن، قابل برداشت است. شناخت جوّ صدور، مي تواند تعيين كننده مراد واقعي باشد.
در مَثَل، حديث «الجارّ ثُمَ الدّار»[12] ، اگر در جوّ بيان ارج و منزلت همسايه صادر شده باشد، بدان معناست كه در مقام رفع حوائج، همسايه بر اهل خانه مقدّم است؛ و اگر در مقام انتخاب و خريد خانه گفته شده، بدان معنا خواهد بود كه نخست همسايه را بشناسيد، سپس به سراغ خريد خانه رويد.[13]
بجز اينها، نتايج و فوايد بسيار ديگري نيز بر «شناخت زمان صدور» مترتّب خواهد گشت.
راهبُردهايي فهم تاريخ صدور
نكته اي كه در پايان بايد اشارت رود، اين است كه با فاصله زماني بسياري كه ميان ما و زمان صدور وجود دارد، و محدّثان و گرد آورندگان حديث نيز بدان اشاره نكرده اند، چگونه مي توان از «تاريخ صدور» آگاه شد و اين نتايج را بر آن مترتّب ساخت؟
به نظر مي رسد كه مي توان در گام نخست، برخي معيارها و راهبردها را (بدين شرح) مطرح كرد:
1. شناخت تاريخ حيات معصومان عليهم السلام و به دست آوردن فضاي كلّي دوران هريك از پيشوايان معصوم، در شناسايي كلّي احاديث، سودمند است. در اين شناسايي، مي بايد محورهاي زير، روشن گردد:
الف. جريان هاي سياسي،
ب. حاكمان وسلطه هاي سياسي،
ج.احزاب و حركت هاي اجتماعي،
د. مسائل فكري و عقيدتي و پرسش هاي رايج،
ه. مكتب هاي فقهي،
و. شرايط جنگ و صلح،
ز. شرايط فقر و غنا،
ح. ميزان ارتباطات با ساير شهرهاي اسلامي و ممالك غير اسلامي.
2. آگاهي يافتن از شغل، وضعيّت زندگي و روحيّات شخصي راويان، معيار ديگري براي شناخت كلّي احاديث است.
3. شناسايي اصول حديثي و مصادر اوّليّه (كه در عصرِ حضور تدوين يافته اند) نيز مي تواند در اين زمينه، رهگشا باشد.
و... .
اين، وجيزه اي بود در باب شناخت تاريخ صدور حديث، و بدان اميد بر قلم جاري گشت كه فرزانگان و ارباب دانش و فضيلت، سعي وافر در طرح، تكميل و غنابخشي به اين موضوع، روا دارند.

[1] . مجلّه حوزه، ش‏44- 43، ص‏145.
[2] . اقتصادنا، دار التعارف، ص‏404.
[3] . همان، ص‏412 (با تلخيص) .
[4] . مجلّه آينه پژوهش، ش‏5، ص‏64.
[5] . مجلّه آينه پژوهش، ش‏5، ص‏69.
[6] . روزنامه جمهوري اسلامي، 4/7/1370، ص‏15.
[7] . به عنوان نمونه، بنگريد به: الحدائق الناضرة، ج‏13، ص‏185؛ مستند العروة (كتاب النكاح) ، ج‏2، ص‏75.
[8] . اقتصادنا، ص‏401.
[9] . به عنوان نمونه، بنگريد به: جواهرالكلام، ج‏4،ص‏7و269، ج‏12، ص‏59، ج‏19، ص‏17و402، ج‏21، ص‏91و 96 و 133و 145و246و... .
[10] . فصل‏نامه كيهان انديشه، ش‏32، ص‏51 - 57، مقاله «نقش دو عنصر زمان و مكان، در استنباط».
[11] . معرفة الحديث، ص‏3 - 4. نيز رجوع كنيد به آغاز مقاله «شيوه‏هاي ارزيابي اسناد احاديث» در همين كتاب.
[12] . وسائل الشيعة، ص‏1150؛ بحار الأنوار، ج‏13، ص‏428، ج‏43، ص‏82، ج‏89، ص‏313، ج‏93، ص‏338.
[13] . مجلّه حوزه، ش‏44- 43، ص‏145.
مهدي مهريزي - فصلنامه علوم حديث، ش4
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :