امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1830
مأخذ حديث شيعه و مجموعه هاي حديثي
مقدمه
در همه مذاهب اسلامي، حديث دومين مرجع قانون گذاري اسلام پس از قرآن كريم به شمار مي رود و در تقسيم بندي حديث به صورتهاي گوناگون اتفاق نظر وجود دارد كه از آن جمله انواع چهارگانه آن را مي توان نام برد:
الف:حديث صحيح
ب:حديث موثق
ج:حديث حسن
د:حديث ضعيف
پيامبر اكرم (ص) در دوران رسالت خويش بارها مي فرمود : «هر كس عمدا بر من دروغ بندد،جاي وي پر از آتش گردد[1]».
دانشمندان مسلمان براي مشخص كردن انواع احاديث مذكور به دانش جرح و تعديل اهتمام ورزيدند و كتاب هاي بسياري در اين زمينه تأليف كردند كه مهمترين آنها نزد شيعه كتاب«الرعاية في علم الدراية» تأليف زين الدين شهيد در گذشته به سال 655 ه.ق است و نزد اهل تسنن كتاب«تدريب الراوي» تأليف جلال الدين سيوطي در گذشته به سال 911 ه.ق مي باشد.
بنا براين اگر در روايت حديث سلسله روات ذكر نشود،موازين خود به خود از بين مي روند كه در اين صورت هر كس مي تواند حديث را به هر كسي كه بخواهد،نسبت دهد، و تنها در حالاتي خاص عدم ذكر سلسله روات حديث امكان پذير است،مانند: احاديث متواتر يا احاديثي كه با نص صريح قرآن مغايرت دارد و يا حكمي كه به ضرورت ثابت شده است.
از اين مطلب آشكار مي شود كه بر هر فقيه و محدث و مورخي رعايت قواعد جرح و تعديل لازم است تا بدينوسيله بتواند صحت روايات را تضمين كند و روايات را به دور از هر گونه تحريف و تعبير و تفسير غلط ثبت نمايد.
جاي بسي تأسف است كه مؤلفان جديد بدين نكته مهم توجهي مبذول نداشته و علاوه بر احاديث اصلي صحيح، روايات تحريف شده را نيز در كتابهاي خود آورده اند و بدون رعايت اصول جرح و تعديل به نقل روايات نادرست و غلط از كتابهاي حديث و تاريخ كه خزائن احاديث مختلف اعم از صحيح و ناصحيح به شمار مي روند،پرداخته.
علم درايه يا «مصطلح الحديث» عهده دار بيان اقسام مختلف حديث است و هر كسي كه بخواهد مطلبي رابه يكي از مذاهب نسبت دهد،بايد رجال اسناد و سلسله روات را مورد بررسي قرار داده نهايت دقت و اهتمام را در نقل روايات به كار گيرد.
اخيرا نوعي انديشه در مورد حديث پديد آمده است كه محققان را به حذف روايات ضعيف از كتابهاي حديث و اهتمام به نشر بقيه احاديث فرا مي خواند.
من اين طرز فكر را چنين مي بينم كه بيماري را به عوض بهبود بخشيدن،به نابودي فرا خوانند،چه همانگونه كه دريافته ام،حديث را اصولي است كه بايد بر مبناي آن اصول مورد سنجش قرار گيرد،بدين معني كه احاديث معروف و صحيح ضبط گردند و احاديث مشكوك مورد نقد و بررسي قرار گيرند.بنابراين حذف حديث بدون مطالعه و تحقيق از يك سو خيانت به پيامبر اكرم (ص) است،چنانچه حديث صحيح باشد، و از سوي ديگر خيانت به مؤلفان مجموعه هاي حديث است،اگر حديث ظاهرا صحيح نباشد، زيرا بسيارند احاديثي كه از نظر ما صحيح نيستند،ولي در واقع و يا از نظر مؤلفان كتابهاي حديث،صحيح هستند.
يكي از موارد تأسف بار اين است كه پيروان مذاهب مختلف اسلامي به بحث و تحقيق پيرامون مآخذ احاديث نبوي از ديدگاه ديگر مذاهب نپرداخته اند و همين سهل انگاري در زماني كه همگان به وحدت و دوستي سخت نيازمندند،موجب تفرقه و جدايي شده است.
اگر چه ناآگاهي و عدم شناخت از حقايق در گذشته به جدايي و تفرقه انجاميده است،ليكن امروزه با وجود مصادر و مراجع فراوان و آگاهي متفكران از ضرورت آشنايي و دوستي و برادري ميان پيروان مذاهب مختلف اسلامي،ديگر كسي نمي تواند به حمايت از چنان انديشه پليدي برخيزد و لازم است كه دانشمندان هر يك از مذاهب اسلامي به بحث و تحقيق پيرامون ديگر مذاهب به روش موضوعي و علمي پردازند و از هرگونه تعصب و پيروي كور كورانه اي كه متأسفانه امت اسلام مدتي مديد با آنها دست به گريبان بوده است،به دور باشند.به همين منظور هنگامي كه تصميم گرفتم تا بر اين آرمان جامه عمل پوشانم،به فكرم خطور كرد كه بنا به روش اساتيد فن در بيان نام مشايخ و اسناد روايات،به ذكر كتابهاي موثق و مورد اعتماد حديث نزد شيعه اثني عشري به اختصار پردازم تا بدينوسيله ذكر جميلي از آنان رفته باشد.
در پايان با اعتراف به بضاعت علمي و اطلاع اندك خويش از خداي تعالي مسألت دارم كه ايشان را مشمول رضايت و رحمت بيكران خود گرداند.
سير تاريخي حديث
هسته اصلي حديث
صحيفه امام علي- عليه السلام - از صدر اسلام تا كنون در ميان اهل تسنن و اهل تشيع از آنچنان شهرتي برخوردار بوده است كه بخاري در كتاب«الجامع الصحيح[2]»به نقل حديث از آن پرداخته است و ديگر محدثان نيز احاديث بسياري از آن را در تأليفات خود آورده اند.
ما اين صحيفه را از نقطه نظر شيعي سرآغازي بر تدوين حديث در اسلام مي دانيم.جلال الدين سيوطي در گذشته به سال 911 ه.ق گفته است:
«صحابه و تابعين در نوشتن حديث با هم اختلاف نظر داشته اند،گروهي اين عمل را ناپسند دانسته و گروهي جايز شمرده اند،كه از گروه دوم كساني چون علي و فرزندش - عليهما السلام- بر اين مهم جامه عمل پوشانيده اند[3]».
پس از صحيفه علي - عليه السلام- كتابهاي و رسالاتي از امامان شيعه صورت تأليف پذيرفته اند كه از آن جمله است:
1ـ «الصحيفة السجادية»و«رسالة الحقوق»به ملاء امام سجاد،علي بن الحسين- عليه السلام -.
2ـ «تفسير القرآن»از امام محمد باقر- عليه السلام - «رسالة الي الشيعة» و «التوحيد» از امام جعفر صادق- عليه السلام - و نيز خطبه ها و نامه ها و سخنان حكيمانه آن بزرگواران.
همچنين بزرگان شيعه در اين امر مهم شركت داشته و دست به تأليف كتابهايي زده اند كه عبارت است از:
1ـ كتاب«السنن و الاحكام و القضايا»تأليف ابو رافع قبطي مصريـ در گذشته به سال 30 ه.ق كه از ياران پيامبر اكرم (ص) بود.
2ـ كتاب«منسك في الحج»تأليف جابر بن عبد الله انصاريـ در گذشته به سال 78 ه.ق
3ـ كتاب«السقيفة»تأليف سليم بن قيس هلالي عامري و نيز كتابها و رسالات ديگر[4] .
اصول چهارصدگانه
در قرن دوم هجري كه فشار سياسي حاكم بر شيعيان به هنگام انتقال حكومت از امويان به عباسيان به كلي از بين رفته بود،بسياري از راويان به جمع و تدوين احاديثي كه خود آنها را از امامان شيعه درود بر آنان به ويژه از امام صادق- عليه السلام - روايت كرده بودند،پرداختند.
در اين دوره چهار صد رساله كه به«اصول چهار صدگانه»معروف بود،تدوين يافت كه اين امر خود، سرآغازي در گسترش تدوين حديث نزد شيعه به شمار مي رفت[5] .
مجموعه هاي حديث
پس از اين اصول چهار صدگانه كتابهايي مرسوم به«جوامع الحديث»تأليف گرديد كه مؤلفان آنها اصول فوق الذكر را مبناي كار خود قرار دادند و به تهذيب و تنقيح آنها پرداختند و سپس مجموعه هايي از احاديث ترتيب دادند كه معروفترين آنها عبارت است از:
1ـ كتاب«الجامع»تأليف ابو نصر بزنطي.
2ـ كتاب«الجامع»تأليف ابو طاهر وراق حضرمي،محمد بن ابي تسنيم.
3ـ كتاب«الجامع»تأليف محمد بن احمد بن يحيي اشعري.
4ـ كتاب«الجامع»تأليف ابو جعفر محمد بن حسن بن احمد بن وليد در گذشته به سال 343 ه.ق [6].
تاليف چنين مجموعه هاي حديث تا اواخر قرن چهارم هجري نزد شيعيان معمول بوده است.
كتابهاي چهارگانه
آنگاه سه تن از دانشمندان شيعه كتابهايي در علم حديث تأليف كردند كه به«كتابهاي چهارگانه»معروف شد. آنان در اين تأليفات،اصول چهارصدگانه و مجموعه هاي حديث را اساس كار خويش قرار داده به تنظيم و تدوين احاديث به وجهي پسنديده همت گماردند كه همين كتابهاي چهارگانه از آن روزگار تا به امروز مورد توجه خاص بوده و در حوزه هاي علميه شيعه تدريس مي شده است.پس از مؤلفان كتابهاي چهارگانه دانشمنداني آمدند و به شرح و تعليق آن كتاب ها پرداختند كه ما در جاي خود بدانها اشاره خواهيم كرد.
ديگر مجموعه ها
پس از تأليف كتابهاي چهارگانه،مجموعه هاي ديگري از احاديث نيز صورت تدوين پذيرفت كه حكم دائرة المعارف را دارند و متضمن معارف شيعي در باب روايات منقول از امامان درود بر آنانـ هستند و همگي از كتابهاي چهارگانه و ديگر كتب مربوط به علم حديث اقتباس و گردآوري شده اند.
به همين منظور گروهي از بزرگان شيعه،هر يك با اسلوب و روش خاص خود،در اين زمينه دست به كار تدوين و تأليف شدند و مجموعه هايي از احاديث ترتيب دادند كه مشهورترين آنها عبارتند از:ـ كتاب«تفصيل وسائل الشيعة الي تحصيل احكام الشريعة»تأليف شيخ محمد بن حسن،معروف به«حر عاملي»كه به سال 1104 هجري قمري در گذشته است [7] .
2ـ كتاب«الوافي»تأليف شيخ محمد محسن،معروف به فيض كاشاني در گذشته به سال 1091 ه.ق[8] كه پس از وي كتاب«النوادر»به عنوان مستدركي بر آن تأليف شد.
3ـ كتاب«بحار الانوار»تأليف شيخ الاسلام محمدباقر مجلسي كه به سال 1111 ه.ق در گذشته است [9].
مجموعه هاي ديگري از اين قبيل نيز وجود دارند كه تا كنون به صورت خطي باقي مانده و هنوز به چاپ نرسيده اند كه از آنجمله مي توان كتابهاي زير را نام برد:
1ـ كتاب«عوالم العلوم»تأليف شيخ عبد الله بن نورالدين بحراني كه در بيست و پنج مجلد چاپ شده است[10]
2ـ كتاب«جامع الاحكام»تأليف سيد عبد الله شبر كه در بيست و پنج مجلد به چاپ رسيده است.
3ـ كتاب«جوامع الاحكام»تأليف سيد محمد بن شرف الدين جزائري [11]
دانشمندان شيعه از آغاز تا امروز براي گشايش باب اجتهاد در مذهب شيعه اثني عشري همواره به بحث و تحقيق پيرامون حديث از نظر نقلي و عقلي پرداخته و به ذكر اسناد و ادله اهتمام ورزيده اند.
[1] . به كتاب«صحيح مسلم»،ج 8،ص 229،چاپ محمد علي صبيح در قاهره و كتاب«وسائل الشيعة»،ج 8،ص 576 كه به سال 1380 ه.ق در تهران به چاپ رسيده است،رجوع كنيد.
[2] . به مجلد اول اين كتاب،باب كتابة العلم كه به سال 1314 ه.ق در قاهره به چاپ رسيده است،رجوع كنيد.
[3] . به كتاب«تدريب الراوي»،ج 1،ص 69،چاپ قاهره به سال 1383 ه.ق رجوع كنيد.
[4] . به كتاب«تأسيس الشيعة» ـ تأليف سيد صدر،ص 279 و كتاب«اعيان الشيعة»ـ تأليف سيد محسن امين،ج 1،ص 147 رجوع كنيد.
[5] . در اين باره به بحث مفصل ما در كتاب«دائرة المعارف الشيعة»،ج 5،ص 33 و در بخشهاي ديگر همين كتاب كه به سال 1393 ه.ق در بيروت به چاپ رسيده است،رجوع كنيد.
[6] . به كتاب«الذريعة الي تصانيف الشيعة»،ج 5،ص 29 رجوع كنيد.
[7] . كتاب«وسائل الشيعة»در سه مجلد بزرگ چندين بار با چاپ سنگي انتشار يافت و نيز در فاصله سالهاي 1376 تا 1389 ه.ق در بيست مجلد در تهران به زيور طبع آراسته شد و چاپ ديگري از آن در سال 1391 ه.ق در بيروت صورت پذيرفت.شيخ ميرزا محمد حسين نوري در گذشته به سال 1320 ه.ق بسياري از احاديث اين كتاب را تصحيح و اصلاح كرد و مستدركي در سه مجلد بزرگ به نام«مستدرك الوسائل»ترتيب داد كه پس از وي به سال 1321 ه.ق در تهران به چاپ رسيد و همين كتاب«مستدرك الوسائل»به همراه كتاب«وسائل الشيعة»با نام«وسائل الشيعة و مستدركاتها»به ترتيبي نيكو در قاهره چاپ شد كه پنج جلد آن در سال 1377 ه.ق 1958 م به اهتمام آقاي سيد مرتضي رضوي،سرپرست مؤسسه انتشاراتي«النجاح»در قاهره چاپ و منتشر گشت.
[8] . كتاب«الوافي»در سه مجلد بزرگ چندين بار با چاپ سنگي در تهران به زيور طبع آراسته شد و بعدا كتابخانه اسلاميه در تهران نيز به چاپ افست آن همت گمارد.
[9] . كتاب«بحار الانوار»يكبار در بيست و پنج مجلد با چاپ سنگي منتشر شده و بار ديگر نيز در فاصله سالهاي 1376 تا 1393 ه.ق در 110 جلد با چاپ حروفي در تهران انتشار يافته است.
[10] . به كتاب«تأسيس الشيعة»،ص 290 رجوع كنيد.
[11] . به كتاب«الذريعة»،ج 5،ص 253 رجوع كنيد.
@#@
به همين سبب ميان مجتهدان در صدور فتاوي از جهت مفاد و معني روايات يا صحت اسناد آنها به راويان حديث اختلاف نظر وجود دارد.
اينك ما نظر به برخورداري كتابهاي چهارگانه از حسن تدوين و شهرت بسزا،اجمالا به معرفي آنها مي پردازيم.
كتابهاي چهارگانه شيعه
الكافي
كتاب«الكافي»تأليف شيخ محمد بن يعقوب كليني بغدادي در گذشته به سال 328 ه.ق است.
در كتاب«تاج العروس»زير واژه«كلان»چنين نوشته شده است:
«ابو جعفر محمد بن يعقوب كليني از فقيهان و عالمان بزرگ شيعه در عهد خلافت المقتدر بالله عباسي بوده و به جهت ورودش به ناحيه«درب السلسلة»در بغداد،سلسلي لقب يافته است».او به سال 327 ه.ق در ناحيه«درب السلسلة[1]»و نيز در«صور[2] »روايت حديث مي كرد.
شيخ طوسي گفته است:
شيخ كليني قابل اعتمادترين و استوارترين دانشمند در علم حديث بود كه كتاب«الكافي»را در طول بيست سال تصنيف كرد و به سال 328 ه.ق درگذشت.
نجاشي گفته است:
شيخ كليني به سال 329 ه.ق سال پراكندگي ستارگان[3] وفات يافت و ابو قيراط، محمد بن جعفر حسيني بر جنازه وي نماز گزارد و در آرامگاهي كه در«باب الكوفة»است، به خاك سپرده شد.ابن عبدون گفته است:
من قبر او را در جاده طائي ديده ام كه تخته سنگي بر روي آن نهاده شده و بر آن تخته سنگ نام وي و پدرش نوشته شده است.
ابو علي در كتاب«منتهي المقال»گفته است:
آرامگاه شيخ كليني در تكيه مشهور مولوي در ناحيه شرقي بغداد واقع شده كه زيارتگاه خاص و عام است و بر نماي بيروني آن پنجره اي كار گذاشته شده كه در سمت چپ عابري كه به قصد ورود به شهر از روي پل[4] مي گذرد،قرار گرفته است.
تأليفات شيخ كليني
تأليفات شيخ كليني عبارتند از:
1ـ كتاب«رسائل الائمة- عليهم السلام - » كه سيدبن طاووس مطالبي از آن را در كتاب«كشف المحجة»آورده است.
2ـ كتاب«الرد علي القرامطة».
3ـ كتاب«ما قيل في الائمة من الشعر».
4ـ كتاب«الرجال».
5ـ كتاب«تعبير الرؤيا».
6ـ كتاب«الكافي».علامه شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب«الذريعة»،ج 17،ص 245 به توصيف كتاب«الكافي»پرداخته و چنين گفته است:
اين كتاب يكي از مهمترين كتابهاي چهارگانه است كه مبتني بر اصول قابل اعتماد است و كتابي همانند آن در نقل و روايت احاديث از پيامبر اكرم و امامان- عليهم السلام- به رشته تحرير در نيامده است.
اين كتاب مشتمل بر سي و چهار رساله و سيصد و بيست و شش باب است كه شيخ كليني آن را در دوران غيبت صغراي امام زمان- عليه السلام - در طول مدت بيست سال تأليف كرده است.
كتاب مذكور داراي سه بخش است:
1ـ اصول كافي
2ـ فروع كافي
3ـ روضه كافي
بر اين كتاب شروح و حواشي و تعليقات بسياري نيز نوشته شده است.
شيخ يوسف بحراني در كتاب«لؤلؤة البحرين»،ص 394 مجموع احاديث كتاب«الكافي»را به ترتيب زير چنين ذكر كرده است:
5077 حديث صحيح.
144 حديث حسن.
1118 حديث موثق.
302 حديث قوي.
9480 حديث ضعيف.
بنابر اين كتاب«الكافي» مجموعا 16121 حديث دارد و نسخه هاي خطي آن نيز بسيار است.كهن ترين نسخه اي كه من از اين كتاب ديده ام،نسخه موجود در كتابخانه مدرسه علميه نواب در شهر مقدس مشهد است كه به خط علي بن ابي الميامين (ظ) علي بن احمد بن علي بوده و به سال 675 ه.ق در شهر واسط نگارش يافته است و هم اكنون نيز در ميان ميكرو فيلم هاي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران به شماره 5156 يافت مي شود[5] .
كتاب«الكافي»چندين بار در ايران و هند به چاپ رسيده است،از جمله:
الف: در لكهنو به سال 1302 ه.ق.
ب: در ايران به سال 1278،1281،1311،1315،و 1374 ه.ق.
ج: اخيرا نيز به سال 1381 ه.ق در هشت مجلد به سرمايه كتابخانه اسلاميه به زيور طبع آراسته شده است.همچنين دكتر حسين علي محفوظ شرح حال مفصلي از شيخ كليني نوشته است كه در آغاز كتاب«الكافي»چاپ شده و نيز به صورت جداگانه تحت عنوان«سيرة الكليني» انتشار يافته است.
من لا يحضره الفقيه
كتاب«من لا يحضره الفقيه»تأليف شيخ محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي در گذشته به سال 381 ه.ق است.
علامه حلي درباره وي چنين گفته است:«شيخ و فقيه ما و زعيم مذهب شيعه در خراسان كه مردي كهنسال بود و همه مشايخ شيعه از او پيروي مي كردند،به سال 355 ه.ق وارد بغداد شد.او از فقيهان عاليقدر،حافظان حديث،عالمان علم رجال و راويان اخبار به شمار مي رفت كه در حفظ حديث و كثرت دانش ميان اهالي قم بي نظير بود.وي در حدود سيصد تأليف داشته و به سال 381 ه.ق در شهر ري در گذشته است.
علامه سيد بحر العلوم درباره او نيز گفته است:
«محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي يكي از شخصيتهاي بزرگ شيعه و ركني از اركان شريعت اسلام و سرآمد محدثان بود كه در روايت حديث از امامان راستين- عليهم السلام - صداقت داشت. او از بركت دعاي امام زمان (عج) ديده به جهان گشود و بدان جهت به درجاتي عالي از فضل و كرامت نائل آمد و امام در توقيعي كه از ناحيه مقدسش صادر شده بود،وي را چنين توصيف كرده است:
«صدوق فقيهي بزرگوار است كه خداوند مردم را به وسيله او بهره مند مي گرداند».
تأليفات شيخ صدوق
پاره اي از تأليفات شيخ صدوق عبارتند از:
1ـ كتاب«علل الشرايع».
2ـ كتاب«عيون اخبار الرضا» و كتاب«الامالي».
4ـ كتاب«الخصال».
5ـ كتاب«ثواب الاعمال».
6ـ كتاب«من لا يحضره الفقيه».
علامه سيد بحر العلوم به توصيف كتاب«من لا يحضره الفقيه»پرداخته و چنين گفته است:
«اين كتاب يكي از كتابهايي است كه در شهرت و اعتبار به روشنايي روز مي ماند.
محدث نوري نيز درباره كتاب مذكور گفته است:
«بسياري از علماء،احاديث موجود در كتاب«منلا يحضره الفقيه»را از چند نظر بر احاديث مذكور در سه كتاب ديگر از كتابهاي چهارگانه ترجيح داده اند،چه آنان اعتقاد داشتند كه شيخ صدوق احاديث بسياري را حفظ بوده و آنها را نيك ضبط كرده و در روايت تأمل روا داشته است و نيز كتاب خود را پس از كتاب«الكافي»تأليف نموده و صحت احاديثي را كه در كتاب آورده،تضمين كرده است،و نه تنها مانند ديگر مؤلفان قصد گردآوري همه احاديث روايت شده را نداشته،بلكه به ثبت احاديث پرداخته است كه بدانها فتوي داده و بر صحت آنها حكم كرده است و با اعتقادي راسخ آنها را حجت ميان خود و خدا مي دانسته است».
وي نام كتاب«من لا يحضره الفقيه»را از كتاب«منلا يحضره الطبيب»تأليف محمد بن زكرياي رازي اقتباس كرده است.
شيخ صدوق اين كتاب را در چهار مجلد تأليف نمود و محدث بحراني احاديث مذكور در چهار مجلد را شماره كرده و مجموع آنها را 5963 حديث در 446 باب به ترتيب زير ذكر نموده است:
3913 حديث مسند.
2050 حديث مرسل.
نسخه هاي خطي اين كتاب فراوان است كه يكي از آنها نسخه مورخ سال 681 ه.ق در كتابخانه منچستر است،همچنانكه در صفحه 298 فهرست كتابهاي خطي آن كتابخانه به سال 1934 م چاپ شده،آمده است.
البته من هنوز بدان نسخه خطي دست نيافته ام.
همچنين كتاب فوق الذكر چندين بار به چاپ رسيده است،از جمله:
الف: در لكهنوي هند به سال 1300 ه.ق.
ب: در تبريز به سال 1322 ه.ق.
ج: در تهران به سال 1372 ه.ق.
د: در نجف اشرف به سال 1377 ه.ق.
سيد حسن خراسان شرح حال مبسوطي از شيخ صدوق نگاشته كه به عنوان مقدمه جلد اول كتاب «من لا يحضره الفقيه» در سال 1377 ه.ق به زيور طبع آراسته شده است.
تهذيب الاحكام
كتاب«تهذيب الاحكام»تأليف شيخ الطائفة ابو جعفر محمد بن حسن طوسي در گذشته به سال 460 ه.ق است.
علامه حلي درباره وي گفته است:
«شيخ الطائفه و زعيم و پيشواي شيعه دانشمندي عاليقدر و بلند مرتبت و مورد اعتماد و راستگو بوده كه در علم اخبار،رجال،فقه،اصول،كلام،ادب و جميع فضائل انساني سر آمد روزگار خويش به شمار مي رفته است.وي در همه فنون اسلامي دست به تأليف زده و به تهذيب عقايد و اصول و فروع پرداخته و از جهت علمي و عملي جامع كمالات نفساني بوده است».
شيخ الطائفه در ماه رمضان سال 385 ه.ق به دنيا آمد و به سال 408 ه.ق به بغداد رفت و خليفه عباسي عبد الله بن قادر، ملقب به«القائم بامر الله» كرسي علم كلام را دراختيار وي نهاد. سپس شيخ در سال 448 ه.ق به نجف اشرف هجرت كرد و فعاليت علمي را در آنجا از نو زنده كرد و رونق بخشيد و از آن پس نجف به صورت حوزه علميه بزرگ شيعه در آمد كه تا به امروز همچنان پابرجاست.
شيخ طوسي (ره) همچنان در نجف بود تا در شب 22 محرم سال 460 ه.ق چشم از جهان فرو بست و در آن ايام تعداد شاگردان شيعي وي به سيصد تن مي رسيد و تعداد شاگردان سني مذهبش نيز بسيار بود.
تأليفات شيخ طوسي
شيخ طوسي بيش از پنجاه كتاب تأليف كرده است كه پاره اي از آنها عبارتند از:
1ـ كتاب«مسائل الخلاف».
2ـ كتاب«التبيان في تفسير القرآن».
3ـ كتاب«المبسوط في الفقه».
4ـ كتاب«الرجال»يا«الابواب».
5ـ كتاب«الفهرست».
6ـ كتاب«التهذيب».
علامه شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب«الذريعة»،ج 4،ص 504 به توصيف كتاب«التهذيب»پرداخته و گفته است:
«اين كتاب يكي از كتابهاي چهارگانه و مجموعه هاي كهن است كه از زمان تأليف آن تا به امروز مأخذ و مرجع دانشمندان شيعين بوده است.شيخ الطائفه اين كتاب را از اصول صحيح و قابل اعتماد نزد علماي پيشين و نيز از كتابهايي اتخاذ كرده و به رشته تحرير در آورده است كه خود آنها را از هنگام ورود به بغداد در سال 408 ه.
[1] . به كتاب«الاستبصار» تأليف شيخ طوسي،ج 2،ص 352 رجوع كنيد.
[2] . به شرح حال شيخ كليني در كتاب«لسان الميزان»،ج 5،ص 433 و نيز به كتاب«تاريخ الكامل» تأليف ابن اثير،ذيل حوادث سال 228 ه.ق رجوع كنيد.
[3] . سالي را گويند كه ظاهرا حوادث جوي و ريزش شهاب‏هاي ثاقب در آن بسيار رخ مي‏داده است. (مترجم) .
[4] . مراد از پل،به احتمال قوي«جسر عتيق»است كه امروزه آن را«جسر مأمون» مي‏نامند،چه نجاشي در كتاب«الرجال»،ص 267 وضعيت جغرافيايي مقبره شيخ كليني را به نقل از ابن عبدون چنين توصيف مي‏كند:... و اكنون آرامگاه وي در جانب شرقي دجله در مدخل جسر عتيق«جسر مأمون كنوني»واقع شده كه در سمت چپ عابري كه از سمت مشرق به سوي كرخ مي‏رود،نيز قرار گرفته است. (مترجم) .
[5] . به فهرست ميكروفيلم‏هاي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران،تأليف محمد تقي دانش پژوه،ص 384 كه به سال 1348 ه.ش در تهران چاپ شده است،رجوع كنيد.
@#@ق تا زمان هجرت به نجف در سال 448 ه.ق در اختيار داشته است».
اين كتاب شرحي است بر رساله«المقنعة»تأليف استادش شيخ محمد بن محمد بن نعمان،معروف به شيخ مفيد در گذشته به سال 413 ه.ق كه در زمينه فقه نگاشته شده است [1].
محدث بحراني گفته است [2] :
«ابواب كتاب«التهذيب»را شمرده ام،93 باب بوده و 12590 حديث داشته است».
نسخه هاي خطي اين كتاب فراوان است و شيخ آقابزرگ تهراني در كتاب«الذريعة»گفته است [3] :
«جزء اول كتاب در تبريز و به خط مؤلف آن شيخ الطائفه يافت مي شود و اين نسخه كه خطي شيخ بهائي نيز بر روي آن به چشم مي خورد،در كتابخانه سيد ميرزا محمد حسين بن علي اصغر شيخ الاسلام طباطبايي در گذشته به سال 1292 ه.ق وجود دارد و هم اكنون در اختيار نوادگان وي مي باشد».شيخ عز الدين بن عبد الصمد عاملي نسخه اي از آن را در سال 949 ه.ق به خط خويش نوشته و در پايان آن چنين نگاشته است:
«من نسخه دست نويس خود را با نسخه اصلي كتاب كه به خط مؤلف كتاب،شيخ طوسي است،مقابله و تصحيح نموده ام».
اين كتاب تا كنون چندين بار به چاپ رسيده است كه يكبار در سال 1318 ه.ق و بار ديگر در سال 1378 ه.ق در ده مجلد در نجف اشرف به زيور طبع آراسته شده است.علامه شيخ آقا بزرگ تهراني شرح احوال و آثار شيخ طوسي را مفصلا به عنوان مقدمه اي بر تفسير«التبيان»شيخ طوسي به رشته تحرير در آورده كه به سال 1381 ه.ق در نجف اشرف به چاپ رسيده است و همين مقدمه نيز با عنوان«حياة الشيخ الطوسي»به طور مستقل چاپ شده است.
الاستبصار
كتاب«الاستبصار»نيز تأليف شيخ طوسي است كه شرح حال وي به طور خلاصه در صفحات قبل بيان شد.
علامه شيخ آقا بزرگ تهراني به توصيف اين كتاب پرداخته و چنين گفته است [4] :
«اين كتاب يكي از كتابهاي چهارگانه و مجموعه هاي حديث است كه نزد فقيهان شيعي دوازده امامي مدار استنباط احكام شرعي بوده اند و مشتمل بر چندين كتاب تهذيب است كه تنها موارد اختلاف اخبار در آن ذكر گرديده و روش جمع و ائتلاف ميان اخبار مخالف و موافق بيان شده است».
شيخ طوسي گفته است [5] :
«بدانيد: (خدايتان تأييد كند) كه من اين كتاب را به سه بخش تقسيم كرده ام:بخش اول و دوم مسائل مربوط به عبادات را شامل مي شود و بخش سوم در زمينه معاملات و ديگر ابواب فقهي است».شيخ الطائفه (ره) احاديث اين كتاب را به ترتيب زير دسته بندي كرده است :
1ـ بخش اول:شامل 300 باب و 1899 حديث.
2ـ بخش دوم:شامل 217 باب و 1177 حديث.
3ـ بخش سوم:شامل 398 باب و 2455 حديث.
بنابر اين،كتاب«الاستبصار»مجموعا 915 باب و 5531 حديث را در بر مي گيرد.
نسخه خطي اين كتاب فراوان است كه يكي از آنها نسخه اي است به خط شيخ جعفر بن علي بن جعفر مشهدي كه در روز هشتم ماه ذي قعده سال 573 ه.ق كتابت آن را به پايان برده است.
وي اين نسخه را از روي نسخه دست نويس مؤلف،شيخ طوسي در گذشته به سال 460 ه.ق نوشته است كه هم اكنون در كتابخانه شيخ علي كاشف الغطاء در نجف اشرف وجود دارد.
اين كتاب چندين بار به چاپ رسيده است،از جمله:
الف: در لكهنوي هند به سال 1307 ه.ق [6]
ب : در نجف اشرف به سال 1375 ه.ق در چهار مجلد.

[1] . جمله«رحم المفيد»طبق حساب جمل با عدد 413 يعني سال وفات شيخ برابر است.
[2] . كتاب«لؤلؤة البحرين»،ص 396،چاپ نجف اشرف،عراق.
[3] . كتاب«الذريعة الي تصانيف الشيعة»،ج 4،ص.504
[4] . كتاب«الذريعة»،ج 2،ص.14
[5] . به پايان كتاب«الاستبصار»،ج 4،ص 334 رجوع كنيد.
[6] . در دو مجلد بزرگ و حجيم.
استاد محمد حسين جلالي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :