امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1617
بازسازي و تكميل مصادر رجالي شيعه
در جايي ديگر از همين مجموعه مقالات،[1] از ضرورت بازسازي متون، سخن به ميان آمد و در حوزه ميراث شيعي به سه عرصه اشاره گرديد: مكتوبات حديثي ائمه عليهم السلام، اصول اربعمئة و مصادر اوّليه رجال.
در آغاز آن مقاله، به اجمال گفته شد كه عمده آثار برجاي مانده رجال شيعه، از قرن پنجم به بعد نگاشته شده اند و از قرن اوّل تا پنجم، جز نوشته هايي اندك چون رجال البرقي و رجال ابن عقدة (در ضمن رجال الطوسي) در دست نيست. نيز در آن جا ياد شد كه آيةاللَّه خويي، نوشته هاي رجالي شيعه در اين عصر را بيش از يكصد عنوان دانسته است. [2]
تتبّع و بررسي فهارس (فهرستْ نامه هاي) قدما و متأخّران، نشان از اين دارد كه اين ادّعا صادق است و تأليفات رجالي شيعه، بيش از يكصد عنوان است. در اين نوشتار برآنيم تا نخست، اشاره اي به اين آثار نموده و آن گاه نشان دهيم كدام يك از اين آثار به دوره هاي بعد رسيده و عالمان رجال از آن استفاده كرده اند تا زمينه بازسازي آنها فراهم آيد.
- مصادر اوّليه رجال شيعه
در اينجا ذكر چند نكته ضروري است:
يكم. كتاب هايي كه در قرون اوّليه نگاشته شده اند، به شش موضوع پرداخته اند: 1. معرفة الصحابة، 2. معرفة الرجال و الرواة، 3. المثالب و المناقب (الجرح والتعديل) ، 4. الفهرست، 5.الأسماء و الكُني و الألقاب، 6. الطبقات.
دوم. روشن است كه دانش رجال و راوي شناسي يا جرح و تعديل، با دانش هاي ديگري چون تاريخ، تراجم وانساب، ارتباط وثيق و نزديك دارد و هر يك از اين سه دانش، براي مباحث رجالي مفيدند؛ ليكن نمي بايد آنها را با دانش رجال، خلط كرد و نوشته هاي آن حوزه ها را به عنوان آثار رجالي برشمرد. از اين رو، در اين فهرست، از ذكر چنين كتبي خودداري شده است؛ گرچه برخي از مؤلفان، چنين آثاري را در زمره مصادر رجالي برشمرده اند. [3]
سوم. برخي محقّقان و نويسندگان، پيش از اين، تلاش كرده اند تا به معرّفي اين آثار بپردازند و رنج هاي بسيار بر خود هموار ساخته اند كه به تعدادي از آنها اشاره مي گردد:
الف. بهجة الآمال، ملّا علي علياري تبريزي (م 1327ق) (ج 1، ص 36 - 44) .
در اين اثر، از 42 نفر صاحب تأليف نام برده شده است كه برخي از آنان در دوره هاي اوّليه مي زيسته اند.
ب. مقباس الهداية، علامه عبداللَّه مامقاني (1290 - 1351ق) (ج 4، ص 11 - 94) .
در اين نوشته، از هشتاد نفر ياد شده كه در رجال و درايه، خبره بوده اند، گرچه صاحب تأليف نبوده اند. البته اين فهرست، از دوره هاي اوّليه تا عصر نويسنده را در برمي گيرد.
ج. توضيح المقال، ملاّ علي كني (ص 286 - 303) .
در اين كتاب، شصت نفر از اساتيد دانش رجال در گذشته و حال، معرّفي شده اند.
د. مصفّي المقال في مصنّفي علم الرجال، شيخ آقابزرگ تهراني.
در اين اثر نيز آثار بسياري بر اساس نظم الفبايي معرّفي شده اند.
ه. الذريعة إلي تصانيف الشيعة (ج 10، ص 80 - 161) .
در اين جلد، بيش از يكصد و چهل اثر، معرّفي شده است.
و. تاريخ علم الرجال، حسين راضي عبداللَّه.
در اين اثر، در محدوده قرن يكم تا پنجم، از 81 نفر نام برده شده كه صاحب بيش از يكصد اثر بوده اند.
ز. مأخذشناسي علم رجال، رسول طلاييان. اين تحقيق، در «مركز تحقيقات دارالحديث» به انجام رسيده و بيش از ششصد كتاب و مقاله در آن معرّفي شده كه در آستانه نشر است. اين اثر، نسبت به آثار گذشته، جامع تر و دقيق تر است، بويژه كه ترتيب زماني در آن ملحوظ است.
بجز اينها نويسندگان ديگري نيز به طور موجَز به اين موضوع پرداخته اند. [4]
فهرستي كه در اين جا ارائه مي گردد، با استفاده از همه اين آثار و نيز تتبّع در كتب فهرست (چون فهرست نجاشي، فهرست شيخ طوسي و...) انجام گرفته است و با رعايت معيار ياد شده در بند دوم، تنظيم شده است.
چهارم. بر اساس آنچه ياد شد، آثار رجالي شيعه كه در فهارس از آنها ياد شده، به اواخر قرن دوم به بعد و عمدتاً به قرن سوم و چهارم برمي گردند.
پنجم. در اين فهرست، از مصادري ياد شده كه شيعيان نوشته اند و يا اهل سنّت در مورد راويان شيعي به رشته تحرير درآورده اند. از اين رو، آثار افرادي مانند يعقوب بن شيبه نيز معرّفي شده است.
ششم. اين فهرست، شامل اسامي نويسندگان كتب رجالي و آثار آنها تا نيمه اوّل قرن پنجم، يعني سال وفات نجاشي (450ق) مي شود.
- «در اينجا به لحاظ اختصار، فهرست مذكور را حذف نموده و به بحث اصلي اين نوشتار مي پردازيم.»
- بازسازي مصادر برجاي مانده:
برحسب فهرست ارائه شده، تعداد 117 عنوان كتاب از 74 نويسنده، طي قرن هاي دوم، سوم، چهارم و نيمه اوّل قرن پنجم شناسايي شد. از اين تعداد، دو عنوان مربوط به قرن دوم، 25 عنوان مربوط به قرن سوم، 78 عنوان مربوط به قرن چهارم و دوازده عنوان مربوط به قرن پنجم هجري است.
از اين تعداد، تنها رجال البرقي و رجالُ ابن الغضائري (بازسازي شده) ، رسالة أبي غالب الزراري (بازسازي شده) و گزيده رجال الكشي وفهرست ابن بابويه، اكنون به چاپ رسيده و در دسترس است. جز اينها اثري ديگر، نه بر اساس نسخه هاي اصل و نه به صورت بازسازي شده، تاكنون نشر نيافته است.
آنچه در بخش دوم اين نوشتار ارائه مي گردد، اين است كه تعداد هجده عنوان را تاكنون شناسايي كرده ايم كه در دست نويسندگان بعدي بوده و آنان، بدان مراجعه داشته و از آن نقل كرده اند. در اين جا گزارشي اجمالي از اين عناوين هجده گانه عرضه مي گردد. پيش از آن، يادآوري چند نكته لازم است:
الف. اين جستجو تنها در اختيار معرفة الرجال، رجال البرقي، رجال النجاشي، رجال الطوسي، الفهرست شيخ طوسي، رجال العلامة الحلّي، رجال ابن داوود و معالم العلماء صورت گرفته است. از اين جهت، گزارش نهايي و قطعي نيست؛ بلكه مي بايد مصادر و منابع رجالي اهل سنّت و نيز ديگر آثار رجالي شيعه و همچنين كتاب هاي تاريخي كهن، مورد جستجو و تتبّع قرار گيرند.
ب. در اين گزارش، تنها به ذكر نشاني و شماره ها اكتفا مي گردد و از آوردن همه منقولات، صرف نظر مي شود.
ج. اين عناوين، برحسب تاريخ وفات مؤلفان آنها ترتيب يافته است.
د. از آن رو كه در بخش نخست، مرجع و منبع اين عناوين گزارش شد، ديگر تكرار نمي گردد.
اينك، مصادر بر جاي مانده:
1. ذكر من روي عن جعفر بن محمّد من التابعين، ابوزُرعه رازي (200 - 264ق)
نجاشي در شرح حال اَبان بن تَغْلب بن رباح مي نويسد:
و ذكره أبو زُرْعة في كتابه «ذكر من روي عن جعفر بن محمدعليه السلام من التابعين و من قاربهم» فقال أبان بن تغلب: (و) روي عن أنس بن مالك. [5]
2. معرفة الناقلين، نصر بن صباح بلخي (ق 3)
در رجال الكشي در 58 مورد، بلا واسطه از نصر بن صباح نقل شده است (ش 8، 42، 44، 125، 344، 346، 347، 363، 364، 373، 469، 471، 505، 507، 508، 584، 592، 597، 619، 626، 665، 684، 748، 766، 768، 804، 830، 839، 896، 927، 989، 995، 998، 999، 1001، 1002، 1021، 1030، 1032، 1034، 1043، 1046، 1066، 1069، 1072، 1078، 1082، 1095، 1103، 1117، 1119، 1124، 1125، 1128، 1137، 1140 و 1146) . [6]
گرچه صورت ظاهر نقل ها با نقل شفاهي نيز سازگار است، ولي به احتمال قوي از كتابْ نقل كرده است، چنان كه تأمّل در مواد منقول، اين را روشن مي سازد؛ علاوه بر آن كه در برخي مواردْ تصريح دارد، مانند «ذكر نصر بن صباح» در شرح حال عثمان بن عيسي (ش 1117) .
علامه حلّي در الرجال خويش، در دو مورد، از نصر بن صباح نقل مي كند (ش 662 و 1641) . [7] شماره دوم، همانند نقل كشّي است و شماره اوّل با آن تفاوت دارد و محتمل است كه كتاب نصر بن صباح به دست علامه نيز رسيده باشد.
3. طبقات الشيعة، مثالب رواة الحديث و مناقب رواة الحديث، سعد بن عبداللَّه اشعري (م 299 يا 301ق)
برقي در هفت مورد از كتاب سعد بن عبداللَّه نقل كرده و مشخّص نساخته است از كدام يك از اين سه كتاب است (ش 573، 873، 880، 883، 884، 1197 و 1445) . [8]
نجاشي يك مورد از كتاب الطبقات وي نقل كرده است:
ابو كَهْمس، كوفي، عربي، له كتاب ذكره سعد بن عبداللَّه في الطبقات. [9]
در رجال الطوسي نيز در دو مورد از او نقل شده و به هيچ يك از كتاب هاي او اشاره اي نشده است (ش 598 و 5195) . [10]
4. الفهرست، حميد بن زياد دهقان كوفي (م 310ق)
نجاشي در دو مورد از الفهرست وي نقل كرده است:
- در شرح حال عبيداللَّه بن احمد نَهِيك:
و قال حميد بن زياد في فهرسته: سمعت من عبيداللَّه كتاب المناسك و كتاب الحج و كتاب فضائل الحج و كتاب الثلاث و الأربع و كتاب المثالب. [11]
- در شرح حال علي بن ابي صالح:
و قال حميد في فهرسته: سمعت منه كتباً عمدة، منها كتاب ثواب «إنّا أنزلناه»، كتاب الأظلّه، كتاب البداء و المشية، كتاب الثلاث و الأربع، كتاب الجنّة و النار، كتاب النوادر، كتاب الملاحم. [12]
5. كتاب ابن عُقده (249 - 333ق)
شيخ طوسي در كتاب الرجال، در دو مورد از ابن عقده نقل كرده و به نام كتاب او اشاره ندارد (ش 388 و 395 در «أصحاب النبيّ») .
علامه حلّي در كتاب الرجال، در 25 مورد از ابن عقده نقل كرده است (ش 31، 213، 287، 320، 321، 328، 333، 346، 348، 354، 377، 386، 765، 982، 983، 984، 985، 986، 1007، 1037، 1299، 1332، 1337، 1366 و 1367) .
[1] . رجوع كنيد به مقاله «بازسازي متون مفقود» در همين كتاب.
[2] . معجم رجال الحديث، ج 1، ص 41 - 42.
[3] . در كتاب تاريخ علم الرجال، نوشته شيخ حسين راضي عبداللَّه، به برخي آثار معرّفي شده به عنوان كتب‏رجالي برمي‏خوريم كه از ذكر آنها خودداري شد، مانند: مقتل الحسن‏عليه السلام، مقتل حجر بن عدي و... (ص‏26) ، كتاب الأنبياء (ص 28) ، نسب آل أبي طالب (ص‏33) و من شهد صفين مع عليّ من الأنصار (ص‏32) و... .
[4] . كيهان فرهنگي، ش 37، ص 14: «سير رجال نويسي»، محمّد جاودان؛ نور علم، ش 13، ص 168 - 169: «...»، سيدعلي مير شريفي.
[5] . رجال النجاشي، ص 10.
[6] . بر اساس نسخه چاپ دانشگاه فردوسي مشهد، تصحيح آقاي سيد حسن مصطفوي.
[7] . بر اساس نسخه چاپ نشر الفقاهه، تحقيق آقاي جواد قيّومي اصفهاني.
[8] . بر اساس نسخه چاپ نشر القيوم، تصحيح آقاي جواد قيّومي اصفهاني.
[9] . رجال النجاشي، ص 436 (ش 1170) .
[10] . بر اساس نسخه چاپ انتشارات جامعه مدرسين، تصحيح آقاي جواد قيّومي اصفهاني.
[11] . رجال النجاشي، ص 232 (ش 615) .
[12] . همان، ص 257 (ش 675) .
@#@
6. الفهرست، محمّد بن محمّد بن حسن بن وليد (م 343ق)
نجاشي در يك مورد، در شرح حال اسماعيل بن جابر جُعفي از آن نقل كرده است:
له كتاب ذكره محمّد بن الحسن بن الوليد في فهرسته. [1]
7. من حدّث هو و أبوه عن النبي صلي الله عليه وآله، محمّد بن عمر تميمي جعابي (284 - 355ق)
ابن حجر، در شرح حال عبداللَّه بن ابي سفيان، از اين كتاب نقل مي كند:
و ذكره الجعابي في كتاب: من حدّث هو و أبوه عن النبي. [2]
8. كتاب الممدوحين و المذمومين، محمّد بن احمد بن داوود قمي (م 368ق)
ابن غضايري در تكملة رسالة أبي غالب از آن نقل كرده است:
و وجدت بخط أبي الحسن، محمّد بن أحمد بن داوود القمي رحمه الله قال حدّثنا أبو عليّ محمّد بن علي بن حمّام، قال: حدّثني عليّ بن سليمان بن الحسن بن الجهم بن بكير بن أعيَن، المعروف بالزُّراري: إن بني أعين كانوا عشرة. [3]
9. رجال ابن قولويه (م 369ق)
شيخ طوسي در الرجال خود از آن نقل كرده است:
و ذكر ابن قولويه أنه قرابة الصفّار و سعد بن عبداللَّه و هو أقدم منهما لأنّه روي عن الحسين بن سعيد، و هما لم يرويا عنه. [4]
10. الفهرست، محمّد بن علي بن بابويِه قمي (شيخ صدوق) (م 381ق)
شيخ طوسي در الفهرست از آن نقل مي كند. او در شرح حال زيد زرّاد و زيد نَرسي مي گويد:
زيد النرسي و زيد الزرّاد لهما أصلان لم يروهما محمّد بن علي بن الحسين بن بابويه و قال في فهرسته: «لم يروهما محمّد بن الحسن بن الوليد و كان يقول هما موضوعان». [5]
همچنين در كتاب الرجال، در دو مورد از ابن بابويِه با تعبير: «ذكر ذلك ابن بابويه» [6] و «ضعّفه ابن بابويه» [7] نقل كرده است كه به احتمال قوي از همان فهرست باشد.
در رجال العلامة هم در يك مورد، چنين نقل شده است:
قال أبو جعفر ابن بابويه: اسم أبي الخطاب زيد. [8]
11. جبرئيل بن احمد فاريابي (ق 4)
در كتاب رجال الكشي در موارد بسيار از وي نقل شده است (ش 589، 713، 741، 831، 838، 862، 863، 933، 991، 995، 1003، 1004، 1005، 1006، 1090، 1093 و 1099) .
12. الفهرست، حسين بن حسن بن بابويِه (ق 4)
نجاشي در شرح حال ربعي بن عبداللَّه از الفهرست وي نقل مي كند:
ذكر أبو عبداللَّه الحسين بن الحسن بن بابويه كتاب الراهب و الراهبة رواية محمّد بن الحسن، عن محمّد بن الحسن، عن أحمد بن محمّد، عن القاسم بن يحيي، عن جدّه الحسن بن راشد في فهرسته. [9]
13. رجال العقيقي، علي بن احمد بن علي بن محمّد عقيقي (ق 4)
ابن غضايري در تكملة رسالة أبي غالب از كتاب وي نقل مي كند:
و قال ابو الحسن علي بن أحمد العقيقي في كتاب الرجال: من بني أعْيَن: عُبيد و الحسن و الحسين بنو زرارة بن أعين... [10]
و علامه در كتاب الرجال، چهارده مورد از وي نقل كرده است (ش 385، 427، 473، 478، 479، 712، 796، 1022، 1053، 1555، 1665، 1678، 1688 و 1737) .
14. كتاب الرجال، حسن بن علي بن فَضّال (ق 4)
شيخ طوسي در كتاب الرجال، در دو مورد در شرح حال بشير [11] و بكر بن حبيب [12] با اين تعبير از آن نقل كرده است:
ذكره علي بن الحسن بن فَضّال.
و علامه در چهار مورد از وي نقل كرده است:
الف. در شرح حال حفص بن سالم:
و قال ابن فضّال: إنه حفص بن يونس المخزومي. روي عن أبي عبداللَّه عليه السلام: ثقة لا بأس به. [13]
ب. در شرح حال داوود بن فرقد:
قال ابن فضّال: داوود ثقة ثقة. [14]
ج. در شرح حال علاء بن رَزين:
قاله ابن فضّال. [15]
د. در شرح حال علي بن ابي حمزه:
و قال ابوالحسن علي بن الحسن بن فضّال: علي بن أبي حمزة كذاب. [16]
15. الفهرست، ابو جعفر محمّد بن جعفر بن احمد بن بُطّه قمي (ق 4)
نجاشي اين فهرست را ديده و مي نويسد:
و في فهرست ما رواه غلط كثير. [17]
16. معرفة الناقلين، محمّد بن مسعود عَيّاشي (ق 4)
علامه در شرح حال عبداللَّه بن خِراش از وي نقل مي كند:
قال محمّد بن مسعود: حدّثني يوسف بن السخت، قال: سمعت أبا خراش يقول: ما صافحت ذميّاً قط و لا دخلت بيت ذمي قط، و لا شربت دواء ذمي قط و لا افتصدت ولا تركت غسل يوم الجمعة قط، ولا دخلت علي قاض قط و لا دخلت علي وال قط. [18]
17. احمد بن حسين بن عبيداللَّه (ابن غضايري) (م 411ق)
چنان كه در بخش اوّل آمد، ابن غضايري پنج اثر در حوزه مباحث رجال و فهارس به ثمر رسانده است. از اين ميان، استاد سيد محمدرضا جلالي، كتاب الضعفاء و تكملة رسالة أبي غالب الزراري را به طبع رسانده است؛ ليكن سه كتاب ديگر وي يعني فهرست الأصول، فهرست المصنّفات و كتاب الممدوحين در دسترس نيست. آنچه در اين جا ارائه مي گردد، مربوط به اين سه كتاب خواهد بود.
در رجال النجاشي از الفهرست وي نقل شده است، بدون آن كه اشاره شود از فهرست الأصول است يا از فهرست المصنّفات:
الف. در شرح حال حسين بن محمّد اَزْدي:
له كتب... ذكر ذلك أحمد بن الحسين. [19]
ب. در شرح حال جعفر بن ايوب:
ذكر أحمد بن الحسين أنّ له كتاب الرد علي من زعم أن النبي صلي الله عليه وآله كان علي دين قومه قبل النبوة. [20]
ج. در شرح حال خالد بن يحيي:
ذكره أحمد بن الحسين و قال: رأيت له كتاباً في الإمامة كبيراً سمّاه كتاب المنهج. [21]
د. در شرح حال سهل بن زياد آدمي:
و قد كاتب أبا محمّد العسكري... ذكر ذلك أحمد بن علي و أحمد بن الحسين. [22]
ه. در شرح حال سماعة بن مهران:
و ذكر أحمد بن الحسين أنه وجد في بعض الكتب أنه مات سنة خمس و أربعين و مئة. [23]
و. در شرح حال صالح ابو مقاتل:
ذكره أحمد بن الحسين و قال: صنّف كتاباً في الإمامة كبيراً حديثاً و كلاماً و سمّاه كتاب الاحتجاج.
ز. در شرح حال ابن شراخ:
ذكر أحمد بن الحسين أنه وقع إليه كتاب في الإمامة موقّع عليه بخط الأصل: «كتاب ابن الشراخ في الامامة».
كتاب الممدوحين، برحسب شواهد و قراين، به علامه حلّي و ابن داوود رسيده است. علامه در شرح حال عمر بن ثابت مي نويسد:
ضعيف جِدّاً قاله ابن الغضائري.
سپس مي گويد:
و قال في كتابه الآخر: عمر بن أبي المقدام ثابت العجلي مولاهم الكوفي، طعنوا عليه من جهة و ليس عندي كما زعموا و هو ثقة. [24]
و ابن داوود در فصل «من قال النجاشي في كلّ منه ثقة ثقة مرّتين»، پس از آن كه نام تعدادي را ذكر مي كند، در پايان مي نويسد:
أقول: و قد ذكر ابن الغضائري في كتابه خمسة رجال زيادة علي ما قاله النجاشي كل منهم «ثقة ثقة» مرّتين و هم علي بن حسّان الواسطي، محمّد بن قيس أبو نصر الأسدي، محمّد بن الحسن بن الوليد أبو جعفر، محمّد بن محمّد بن رباط، هشام بن سالم الجواليقي. [25]
و علامه محمدتقي شوشتري از اين مطلب، چنين برداشت كرده كه كتاب الممدوحين به ابن داوود هم رسيده است. [26]
18. الزيادات علي ابن العباس، احمد بن علي بن عباس بن نوح سيرافي (م ح 420ق)
در رجال النجاشي، موارد بسياري از آن نقل شده است (ش 24، 122، 125، 131، 268، 270، 288، 295، 329، 334، 335، 344، 347، 348، 350، 372، 508، 510، 635، 657، 911 و 925) .
در رجال العلامة نيز چند مورد از وي نقل شده است (ش 34، 51، 58، 64، 84، 86، 154 و 397) .
و ابو داوود هم دو مورد از آن، نقل كرده است (ش 229 و 453) .
19. الفهرست، احمد بن عبد الواحد بن عبدون بزّاز (م 423ق)
شيخ طوسي در كتاب الفهرست، در شرح حال ابراهيم بن محمّد ثقفي از آن نقل مي كند:
أخبرنا بجميع هذه الكتب أحمد بن عبدون. [27]
در پايان، تأكيد مي شود كه اين جستجو كامل نيست و اميدواريم به زودي با تتبّع كامل تر و با نقل موارد موجود از اين مجموعه ها در ضمن كتابي به اهل فضل، عرضه گردد. إن شاء اللَّه!

[1] . همان، ص 33 (ش 71) .
[2] . الاصابة في تمييز الصحابة، بيروت: دار الكتب العلمية، 1415 / 1995م، ج‏4، ص‏102 (ش‏4742) .
[3] . رسالة أبي غالب الزراري، ص 190 (ش 4) .
[4] . رجال الطوسي، ص 399 (ش 5843) .
[5] . الفهرست، ص 71 (ش 289 و 290) .
[6] . رجال الطوسي، ص 412 (ش 5974) .
[7] . همان، ص 424 (ش 6110) .
[8] . رجال العلّامة، ص 392 (ش 1581) .
[9] . رجال النجاشي، ص 167 (ش 441) .
[10] . رسالة أبي غالب الزراري، ص 192 (ش 5) .
[11] . رجال الطوسي، ص 127 (ش‏1281) .
[12] . همان، ش 1288.
[13] . رجال العلّامة، ص 127 (ش 333) .
[14] . همان، ص 141 (ش 389) .
[15] . همان، ص 217 (ش 714) .
[16] . همان، ص 362 (ش 1426) .
[17] . رجال النجاشي، ص 373 (ش 1019) .
[18] . رجال العلّامة، ص 199 (ش 618) .
[19] . رجال النجاشي، ص 66 (ش 154) .
[20] . همان، ص 121 (ش 310) .
[21] . همان، ص 151 (ش 395) .
[22] . همان، ص 185 (ش 490) .
[23] . رجال النجاشي، ص 193 (ش 517) .
[24] . رجال العلّامة، ص 377 (ش 1510) .
[25] . رجال ابن داود، ص‏383 و 384 (چاپ انتشارات دانشگاه تهران)
[26] . قاموس الرجال، ج 1، ص 441 - 442.
[27] . الفهرست، ص 6 (ش‏7) .
مهدي مهريزي - با اندكي تليخيص از کتاب ميراث حديث شيعه، دفتر هفتم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :