امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1468
اسناد به كتابهاي چهارگانه
بسياري از دانشمندان شيعه دوازده امامي كتابهاي «اثبات » و «مشيخات » را به رشته تحرير در آوردند تا اسانيد خود را به مؤلفان كتابهاي چهارگانه و ديگر مؤلفان شيعي برسانند و بزرگترين كتاب در اين زمينه كتاب «خاتمة المستدرك » تاليف شيخ ميرزا حسين نوري - به سال 1320 ه.ق - است كه به حكم تاخر، كاملترين و بزرگترين كتاب در اين خصوص است و من با استناد به گفته شاعر مي گويم:
اگر شما دقيقا همانند آنان نيستيد، لااقل به ايشان تشبه جوييد.كه تشبه جستن به بزرگان، خود موجب رستگاري است.
من در اينجا نام برخي از مشايخ را كه اسانيدشان به دست ما رسيده است، به طور خلاصه ذكر مي كنم:
1- پدر و استاد فقيه و حكيم سيد ميرزا حسن بجنوردي - سايه اش مستدام باد - كه از نوادر روزگار است.
2- مصلح شهير، سيد محمد علي، ملقب به هبة الدين شهرستاني.
3- علامه بزرگ سيد مهدي خوانساري.
4- آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي، كه از مفاخر شيعه به شمار است.
همچنين بسياري از دانشمندان، كه ذكر نامشان موجب اطاله كلام است.در اينجا تنها به ذكر نام محدث بزرگوار شيخ محمد محسن بن حاج علي بن مولا محمد رضا بن حاج محسن تهراني محسني منزوي، مشهور به «آقا بزرگ تهراني » بسنده مي كنيم.
وي - خدايش رحمت كناد - به سال 1293 ه.ق در تهران تولد يافت و در ماه شوال سال 1313 ه.ق به قصد زيارت عازم عتبات عاليات در عراق شد و سپس به وطن باز گشت و دوباره به سال 1315 ه.ق براي كسب دانش به نجف اشرف هجرت كرد و به خدمت استادش ميرزا حسين نوري شتافت و ملازم وي گشت و در مجلس درس شيخ محمد كاظم خراساني، صاحب كتاب «الكفاية » و شيخ شريعت اصفهاني و شيخ محمد تقي شيرازي و ديگر علماء نيز حضور يافت و آنگاه در سال 1329 ه.ق به سامراء هجرت كرد و تا سال 1335 ه.ق در آن ديار اقامت داشت، سپس به نجف اشرف بازگشت و كتابخانه مجلل و نوبنيادي را در آنجا تاسيس نمود و سرپرستي آن را خود بر عهده گرفت و بسياري از فضلا از آن كمال استفاده را بردند و وي همچنان عهده دار سرپرستي كتابخانه بود تا اينكه در روز هيجدهم ماه ذي حجه سال ه.ق دارفاني را وداع گفت و به سراي باقي شتافت.
نخستين كسي كه تاريخ وفات وي را بيان داشته است، سيد موسي هندي، شاعر كاظميني بوده كه چنين سروده است:
اين مصيبت، سخت جانفرسا و غم انگيز است و ستاينده وي را جز سكوت گريزي نيست اگر او را به خاك سپاريد، در حقيقت علم و تقوي را تماما به خاك سپرده ايد نام وي (آغا بزرگ محسن) ماده تاريخ وفاتش به حساب مي آيد.
تاليفات شيخ آقا بزرگ تهراني مجموعا شامل بيست و پنج كتاب و رساله است كه مشهورترين آنها عبارتند از:
1- كتاب «الذريعة الي تصانيف الشيعة[1] ». - كتاب «طبقات اعلام الشيعة » كه بر حسب سده هاي پياپي ترتيب و نگارش يافته و ذكري از دانشمندان شيعي - از آغاز قرن چهارم هجري قمري به بعد - در آن رفته است.
3- كتاب «مصفي المقال في مصنفي علم الرجال ».
4- كتاب «توضيح الرشاد في تاريخ حصر الاجتهاد».
5- كتاب «المشيخة » يا «الاسناد المصفي »، كه در آن مختصرا به ذكر نام اساتيدش در علم رجال همراه با اسانيدشان پرداخته است.
وي اساتيد بسيار داشته است كه به بيست تن مي رسيده اند و معروفترين آنان عبارتند از:
1- شيخ ميرزا حسين نوري - در گذشته به سال 1320 ه.ق -.
2- سيد مرتضي كشميري، معروف به «جمال السالكين » - در گذشته به سال 1323 ه.ق[2] -.
3- شيخ ميرزا حسين خليلي - در گذشته به سال 1326 ه.ق -.
4- شيخ محمد كاظم خراساني - در گذشته به سال 1329 ه.ق -.
5- شيخ فتح الله شريعت اصفهاني.
اينك به ذكر اسناد تمام كتابهاي حديث نزد شيعه دوازده امامي، از كتابهاي چهارگانه حديث - كه در شهرت و اعتبار به روشنايي روز مي مانند - گرفته تا كتابهاي اصول و مجموعه هاي حديث و كتاب هاي مربوط به علم رجال و ديگر تاليفات مي پردازيم و آنها را به نقل از مشايخ بزرگوارم كه قبلا ذكر نامشان رفت و نيز از مشايخ آنان با سلسله اساتيد پيوسته شان بيان مي داريم و تفصيل آن را به كتاب «خاتمة المستدرك » تاليف شيخ نوري - خدايش رحمت كناد - كه همه روشها و اسانيد در آن فراهم آمده است، ارجاع مي دهيم و از شاگرد بزرگوارش، علامه شيخ آقا بزرگ تهراني - خدايش رحمت كناد - به روايت سند مي پردازيم.
اينك از سندي واحد كه به علامه حلي، شيخ حسن بن - يوسف بن مطهر - در گذشته به سال 726 ه.ق - منتهي مي شود، ياد مي كنيم، چه او فراهم آورنده اسناد در روزگار خويش بوده كه توسط وي به مؤلفان كتابهاي چهارگانه مي رسيده است و من با استعانت از خداوند بزرگ در اين باب چنين مي گويم:
كتابهاي چهارگانه حديث و ديگر كتابهاي شيعي را علامه شيخ آقا بزرگ تهراني - در گذشته به سال 1389 ه.ق - از شيخ ميرزا حسين نوري - در گذشته به سال 1320 ه.ق -، و او از ميرزا هاشم خوانساري، و او از سيد صدر الدين عاملي، و او از سيد محمد مهدي بحر العلوم، و او از مولا - محمد باقر وحيد بهبهاني، و او از مولا محمد باقر مجلسي، و اواز پدرش محمد تقي مجلسي، و او از شيخ بهاء الدين عاملي، و او از پدرش حسين بن عبد الصمد عاملي، و او از شيخ زين - الدين شهيد ثاني، و او از نور الدين علي بن عبد العالي ميسي، و او از شمس الدين محمد بن محمد معروف به ابن مؤذن جزيني، و او از ضياء الدين علي عاملي، و او از پدرش شمس الدين محمد بن مكي معروف به شهيد اول، و او از فخر المحققين - ابو طالب محمد حلي، و او از پدرش حسن بن مطهر معروف به علامه حلي - در گذشته به سال 726 ه.ق - روايت و نقل كرده است.
سند كتاب «الكافي » تاليف شيخ كليني
علامه حلي از سيد رضي الدين بن طاووس، و او از شيخ نجيب الدين سوراوي، و او از شيخ حسين بن رطبة، و او از شيخ ابو علي طوسي، و او از پدرش شيخ طوسي، و او از شيخ مفيد ابو عبد الله محمد بن محمد بن نعمان، و او از ابو القاسم - جعفر بن محمد بن قولويه، و او از محمد بن يعقوب كليني - در گذشته به سال 229 ه.ق به نقل حديث پرداخته است.شيخ طوسي گفته است: حسين بن عبيد الله، معروف به «ابن الغضائري » به ما خبر داده كه بيشتر احاديث كتاب «الكافي » را خود شخصا از نامبردگان زير شنيده است:
1- ابو غالب احمد بن محمد زراري.
2- ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه.
3- ابو عبد الله احمد بن ابراهيم صيمري، معروف به - ابو رافع.
4- ابو محمد هارون بن موسي تلعكبري.
5- ابو المفضل محمد بن عبد الله بن مطلب شيباني.
نامبردگان فوق همگي نيز از محمد بن يعقوب كليني روايت حديث كرده اند.
همچنين عالم بزرگوار سيد مرتضي از ابو الحسين احمد بن علي بن سعيد كوفي، و او از محمد بن يعقوب كليني، احاديث كتاب «الكافي » را روايت كرده است.
ابو عبد الله احمد بن عبدون نيز به نقل از احمد بن ابراهيم صيمري و ابو الحسين عبد الكريم بن عبد الله بن نصر بزار - در تفليس و بغداد - از ابو جعفر محمد بن يعقوب كليني و همه كتابها و رواياتش ما را با خبر ساخته است.
سند كتاب «من لا يحضره الفقيه » تاليف شيخ صدوق
از شيخ طوسي نقل شده كه گفت:
«گروهي از علماي حديث، مانند شيخ ابو عبد الله محمد بن محمد بن نعمان و ابو عبد الله حسين بن عبيد الله و ابو الحسين جعفر بن حسن بن حسكه قمي و ابو زكريا محمد بن سليمان - حمراني همگي از شيخ صدوق نقل حديث كرده اند».
شيخ نجاشي نيز گفته است، «پدرم علي بن احمد نجاشي مرا از تمام كتابهاي شيخ صدوق باخبر ساخت و پس از آنكه برخي از آنها را نزد وي خواندم، به من گفت:
«هنگامي كه احاديث كتابهاي شيخ صدوق را شخصا در بغداد از زبان خود او شنيدم، به من اجازه نقل حديث داد».
سند دو كتاب «التهذيب » و «الاستبصار» تاليف شيخ طوسي
علامه حلي از دو عالم جليل، سيد رضي الدين و سيد جمال الدين فرزندان طاووس، و آنان از شيخ نجيب الدين سوراوي، و او از شيخ حسين بن هبة الله بن رطبه سوراوي، و او از شيخ ابو علي طوسي، و او از پدرش شيخ الطائفه طوسي احاديث اين دو كتاب را روايت كرده است.
شيخ شهيد ثاني از شيخ جلال الدين حسين بن احمد بن نجيب الدين محمد بن هبة الله بن نماحلي، و او از پدرش، و او از پدرش، و او از پدرش، و او از پدرش، و او او شيخ ابو عبد الله حسين بن احمد بن طحال مقدادي، و او از شيخ ابو علي طوسي، و او از پدرش شيخ ابو جعفر طوسي - خدايشان رحمت كناد - به نقل احاديث از دو كتاب فوق الذكر پرداخته است.
در اينجا به همين مقدار از روشها و اسانيد بسنده مي كنيم و كساني را كه خواهان شرح و بسط و تفصيل اسانيد فوق هستند، به كتابهاي «اثبات » و «مشيخات » ارجاع مي دهيم.
امروزه معروفترين كتابهاي رجال متداول عبارتند از:
1- كتاب «المشيخة » تاليف شيخ آقا بزرگ تهراني - در گذشته به سال 1389 ه.ق -.
2- كتاب «خاتمة المستدرك » تاليف شيخ محدث، ميرزا محمد حسين نوري - در گذشته به سال 1320 ه.ق -.
3- كتاب «لؤلؤة البحرين » تاليف شيخ يوسف - بحراني - در گذشته به سال 1186 ه.ق -.
4- كتاب «الاجازة » تاليف شيخ زين الدين شهيدثاني - در گذشته به سال 665 ه.ق -.
5- كتاب «الفهرست » تاليف شيخ الطائفه طوسي - در گذشته به سال 460 ه.ق -.
6- كتاب «الفهرست » تاليف شيخ نجاشي - در گذشته به سال 450 ه.ق -.
7- كتاب «مشيخة التهذيب و الاستبصار» تاليف شيخ الطائفه طوسي در گذشته به سال 460 ه.ق -.
8- كتاب «مشيخة الفقيه » تاليف شيخ صدوق - در گذشته به سال 381 ه.ق -.

[1] . كتاب «الذريعة‏» در بيست و دو مجلد تاليف يافته و در قطعي زيبا و با چاپي مرغوب در نجف اشرف و تهران منتشر گشته كه البته بيشتر مجلدات آن در تهران به زيور طبع آراسته شده است.
[2] . وي نياي آقاي سيد مرتضي رضوي، صاحب كتاب «مع رجال الفكر في القاهرة‏» است و نيز پدر آيت الله پرهيزگار و پارسا، سيد محمد رضوي كشميري - خداي تعالي روانش را پاكيزه گرداناد - است كه در روز سوم ذي حجة سال 1392 ه.ق در گذشت و در نجف اشرف، صحن شريف علوي، كنار جد بزرگوارش امير مؤمنان علي بن ابي طالب - درود بر وي - به خاك سپرده شد.
استاد محمد حسين جلالي - ماخذ حديث از ديدگاه شيعه، ص 46
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :