امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1799
كارهاي انجام شده حديثي و پژوهش هاي جديد
در تاريخ معاصر تشيّع كارهاي ارزشمند، بجا و مناسبي به صورت فردي و گروهي در خدمت به «ثقل اصغر» آغاز شده است.
در اينجا فهرستي از آن را به اختصار نقل مي كنيم:
1.معجم نويسي و راهنماسازي
تاكنون معجم هاي لفظي متعدّدي براي نهج البلاغه، اصول كافي، كتب اربعه، صحيفه سجاديه، غرر الحكم، وسايل الشيعه، بحارالأنوار، مستدرك الوسائل و معجم هاي موضوعي اي براي نهج البلاغه و صحيفه سجاديه عرضه شده است. اين عملِ شايسته هنوز نيز ادامه دارد. گرچه در اين اواخر كار به تكرار كشيده شده است.
2.تصحيح و تحقيق
يكي از خدمات علمي و ارزشمند، احياي ميراث حديثي شيعه، در جهت اتقان، تصحيح و ارائه زيباي آن است.
اين كار با تلاش هاي بسيار پرارج استاد علي اكبر غفاري و مرحوم جلال الدين حسيني اُرمَوي و... آغاز شد و اينك به صورت كارهاي جمعي ادامه دارد.
كتب بسياري چون وسائل الشيعة، مستدرك الوسائل، الوافي، كتب شيخ صدوق و... تاكنون تحقيق شده است و مراكزي چون «مؤسّسة آل البيت لاحياء التراث»، «مؤسّسة الإمام المهدي عليه السلام» و «مكتبة الإمام أميرالمؤمنين عليه السلام» هم اكنون اين كار را دنبال مي كنند.
3. مسندنويسي
سنّت تفكيك روايات هريك از معصومين و راويان آنها، گرچه در گذشته به صورت اندك سابقه داشته و مي توان از «عيون أخبار الرضا» اثر شيخ صدوق و «العوالم» نوشته عبداللَّه بحراني و «مسائل علي بن جعفر» نام برد، اما در اين دوره، با شكل گسترده تري آغاز شده است. در اين مورد مي توان از آثار استاد عزيز اللَّه عطاردي چون: مسند الإمام الرضاعليه السلام، مسند الإمام الكاظم عليه السلام، مسند الإمام الجوادعليه السلام و مسند الإمام المجتبي عليه السلام نام برد.
همچنين كتب ديگري چون: «مسند الرسول الأكرم» اثر يحيي فلسفي دارابي، «كلمة الرسول الأعظم» نوشته سيّد حسن شيرازي، «مكاتيب الرسول» نوشته استاد محقق علي احمدي ميانجي، «كلمة الامام الحسن» اثر سيد حسن شيرازي، «الروائع الرائعة»، اثر مصطفي موسوي، «بلاغة الحسين» از مصطفي موسوي و «موسوعة كلمات الامام الحسين» از پژوهش هاي انجام يافته پژوهشكده باقرالعلوم، در اين زمينه تاليف شده است.
برخي نيز در گردآوري مسانيد راويان كوشيده اند؛ از جمله «مُسنَد زُرارة» و «مسند قيس البجلي» اثر بشير محمدي مازندراني.
4.گزيده نويسي و تلخيص
اين كار توسط آقاي محمّد باقر بهبودي درباره كتب اربعه انجام شده است. اين عمل، گرچه از سوي برخي مقبول نيفتاد و ايرادهايي بر مؤلف وارد ساختند، اما به دلايلي چون: هم سطح نبودن مخاطبان اين كتب و وجود برخي روايت هاي جعلي و مطرود عملي مطلوب و پسنديده است. روشن است كه اين عمل به معناي محو و نابود ساختن كتاب اصل نيست تا به ميراث فرهنگي و علمي لطمه اي وارد سازد.
5.واحدسازي كتب و مجموعه هاي حديثي
جمع روايات شيعه در يك مجموعه بزرگ، امري ارزشمند و بزرگ است. محدثان بزرگي چون علامه مجلسي، شيخ حر عاملي، ملامحسن فيض كاشاني و محدث نوري با همين انگيزه دست به خلق موسوعه هاي بزرگ خود زدند.
اين كار در سطح گسترده -كه همه كتب و حتي موسوعه هاي قبلي را نيز شامل شود امري لازم و ضروري بود كه به همت بلند و تلاش بي وقفه مهندس عليرضا برازش آغاز شده است.
ايشان كار خود را با تاليف «مجمع الأنوار - الشكر والصبر» آغاز كرد و سپس با طرح كاملتري با عنوان «جامع الأحاديث» آن را به كمال رساند. در اين طرح بيش از 800 عنوان كتاب حديثي در محدوده كار قرار دارد.
پيش درآمد اين كار عظيم، عرضه معجم هاي بحار الأنوار، مستدرك الوسائل و كتب اربعه در فاصله زماني اندك بود.
اين بود فهرستواره اي از ميراث فرهنگي تشيّع در زمينه حديث؛ اما نه كارهاي انجام شده در گذشته بي نقص است و نه كارهاي برجاي مانده، كم.
گرچه توجه به حديث تا بدان جا پيش رفته كه به مهجوريت قرآن گراييده و سبب حذف كتاب الهي از پاره اي حوزه هاي پژوهشي و علمي شده است، [1] اما تحقيق هاي سازمان يافته و مدوّن كه قابل آموزش و پيگيري پژوهشي باشد، ناقص است.
در اين جا برآنيم نخست از ضرورت برخي پژوهش هاي حديثي سخن گوييم و سپس طرحي تحقيقي در زمينه «علم الحديث» به طور عام ارائه كنيم.
- به نظر مي رسد در سه حوزه كلي نياز به پژوهش جديد است.
1. تاريخ حديث و كتابشناسي كتب حديث.
2. بررسي اسناد و علم رجال.
3. فقه الحديث.
اينها سه حوزه كلان علم حديث است كه گرچه پژوهش هايي در آنها صورت يافته، اما جاي كاوش هاي علمي بسيار دارد.
1. تاريخ حديث و كتابشناسي
بررسي تاريخ حديث از آغاز تا دوره كمال، امري ضروري است. گرچه به صورت اندك در برخي كتب از آن سخن رفته، چون «علم حديث» اثر استاد شانه چي، «مقدمه اي بر تاريخ تدوين حديث» اثر رسول جعفريان، «تدوين السنة المطهرة» نوشته محمدرضا الحسيني الجلالي، «تحول علم حديث»، نوشته مصطفي اوليائي، «سير تحول قرآن و حديث» از علي فاضل و عبدالرحمن انصاري، «تدوين الحديث» از محمدعلي مهدوي راد و احمد عابدي (چاپ شده در مقدمه المعجم المفهرس لألفاظ أحاديث البحار) و... اما هنوز كار درخور و همه جانبه صورت نگرفته است.
هنوز اثري در باب ارزيابي اصول اربعماة در دست نيست و حتي نام اين اصول، روشن نشده است. علامه تهراني در الذريعه، 117 اصل [2] را نام مي برد؛ نجاشي در الرجال، هفت اصل و شيخ در الفهرست، از 59 اصل نام برده است.
بررسي مراحل تدوين و شرايط و انگيزه هاي هر دوره، كاري بسيار ارزشمند است. در پرتو چنين تحقيقي مي توان ميزان اعتبار كتب حديث را نيز تا حدودي روشن ساخت.
تدوين كتابشناسي توصيفي كتب حديث، امر لازم ديگري است. در اين تدوين بايد اين اطلاعات به صورت مستند و تحقيقي عرضه گردد:
1. شناسنامه كتاب.
2. نسخه شناسي:
الف. معرفي نسخه هاي خطّي در كتابخانه ها.
ب. معرفي نسخه ها در كتابنامه ها و فهرستنامه ها.
3. تعداد ويرايش هاي كتاب و مشخصه هاي هريك.
4. ويژگي هاي كتاب:
الف. موضوع كتاب.
ب. تعداد ابواب و احاديث.
ج. وضعيت اسناد.
د. تنظيم و تبويب كتاب.
5. خلاصه فهرست مطالب.
6. پژوهش هاي انجام شده درباره كتاب:
الف. شرح، حاشيه و تعليقه.
ب. ترجمه.
ج. تلخيص يا تكميل.
د. معجم، تصنيف و تبويب.
ه. نوشته هاي تحليلي درباره كتاب.
7. مؤلف:
الف. ويژگي هاي فكري مؤلف.
ب. گرايش هاي فكري و كلامي و فقهي زمان مؤلف.
ج. شرايط اجتماعي و سياسي زمان مؤلف.
8. ارزيابي كتاب:
الف. ديدگاه عالمان رجالْ نسبت به كتاب.
ب. ديدگاه فقيهان درباره كتاب.
انصاف آن است كه بسياري از پژوهشگران ديني از كم و كيف كتب حديث بي اطلاع اند. از جمله كارهاي ضروري ديگر پژوهش هاي تحليلي درباره محدثان بزرگ چون كليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي و... است. آن گونه كه پژوهشگران اهل سنّت درباره بيهقي و... انجام داده اند. [3]
2. بررسي اسناد و علم رجال
وجود جعل و دس در احاديث، ضرورت بررسي درستي و صحت حديث را به دنبال دارد. گرايش هاي چندگانه اي در اين زمينه وجود دارد، چون «اخباريگري» و «اصوليگري» و هر كدام را نيز درجاتي تشكيكي است چون مراتب وجود.
شايد در اين زمينه نوشته ها و آثار تحقيقي و پژوهشي بيش از ساير بخش هاي علم حديث يافت مي شود، ليكن نگاهي جامع به شيوه هاي بررسي اسناد كه تاكنون ارائه شده جايش خالي است.
كار ديگري كه در اين قسمت درخور پژوهش است، تفكيك احاديث موضوعي و جعلي است. بدان سان كه علامه شوشتري در بخش هاي الأخبار الدخيلة بدان پرداخته است و عالمان عامه فراوان در اين زمينه نگاشته اند.
3. فقه الحديث
«فقه الحديث» يا «دراية الحديث» [4] مهمترين بخش از مباحث علم حديث است. تمام بحث هاي قبل مقدمه اي است كه محقق را براي استفاده از زلال حديث آماده سازد. اما بهره بري، خود، قواعد و روش هايي دارد كه بدون آن، نتيجه اي جز ناكامي به دنبال نخواهد داشت.
با اين كه اين بخش از اهميت ويژه برخوردار است، امّا از جهت تحقيق و پژوهش از بخش هاي ديگر علم حديث عقب تر است. نوشته هاي مستقل و جامع در اين زمينه بسيار اندك است. قواعد و روش هاي فهم حديث را بايد از لابه لاي تعليقه ها، شرح ها، مباحث اصولي و استنباطهاي فقهي استخراج كرد. اين قسمت از علم حديث با دانش اصول، مشتركات فراوان دارد، موضوعاتي از قبيل تعادل و تراجيح، ظواهر و مباحث الفاظ از اين دسته اند.
با اين كه بسياري از مباحث علم اصول در اين قسمت از علم حديث كاربرد دارد، اما نمي تواند جايگزين بحثي جامع، منسجم و منطقي در علم حديث در زمينه درايةالحديث گردد، زيرا:
1 - مباحث علم اصول عمدتاً در راستاي حل مشكلات فقيه است و فقيه، تنها در محدوده احكام به كاوش و بحث مي پردازد. لذا روايات تفسيري، طب و بهداشت، آداب و رسوم، اخلاقيات، معارف و... مورد نظر فقيه نبوده اند و علم اصول هم به حل مشكلات اين بخش از روايات نپرداخته است.
2 - برخي مباحث موثّر در فهم حديث، جايگاهي در علم اصول نداشته و ندارد؛ از قبيل: نقل به معنا، تقيه، تعارض حديث با عقل و علوم تجربي و... .
البته اين عنوان ها مي تواند جايگاهي منطقي در علم اصول داشته باشد، اما آنچه اكنون وارث آنيم، چنين نيست.
[1] . رجوع شود به: الميزان، ج‏12، ص‏286. ج 14، ص‏229 و 396.
[2] . كتاب البيع، ج‏5، ص‏354 - 355.
[3] . وسائل الشيعة، ج‏2، ص‏1003، ب 31 من النجاسات، ح‏4.
[4] . التنقيح في شرح العروة الوثقي (كتاب الطهارة) ، ج‏3، ص‏82 - 83.
@#@
با توجه به اين دو نكته ضرورت پرداختن مستقل به مباحث «فقه الحديث»، قابل انكار نيست.
همان گونه كه اشارت رفت، براي تدوين مجموعه اي عميق در اين زمينه، علم اصول، فقه و تعليقه ها و شرح هاي انديشمندان بر كتب حديث و روايت، بهترين مرجع و منبع هستند.
حال، پس از بيان ضرورت ها در علم حديث، طرح تدوين مجموعه اي در «علم الحديث» همراه با پاره اي توضيحات ارائه مي گردد.
اين مجموعه مشتمل بر يك مدخل و چهار بخش است:
مدخل:
1. حُجيّت سنّت پيامبرصلي الله عليه وآله و ائمه عليهم السلام.
2. جايگاه حديث در دين شناسي و نسبت حديث با قرآن.
بخش يك: تاريخ حديث
1. اهتمام به حفظ و كتابت حديث.
2. منع حديث، انگيزه ها و زيان ها.
3. پژوهشي در اصول اربعمأة.
4. دوره جمع و تبويب «كتب اربعه».
5. دوره تدوين مجموعه هاي حديثي (دوره صفويه) .
6. راه هاي تحمّل و فراگرفتن حديث (از قبيل: سماع، قرائت، املاء و...) .
7. شيوه هاي نقل حديث (از قبيل: نقل به الفاظ، نقل به معنا، ترجمه و...) .
8. تعامل اهل سنّت و شيعه در جمع و تدوين حديث.
9. اصطلاحات علم حديث.
بخش دو: كتابشناسي كتب حديث
در اين بخش به معرفي كتب حديثي پرداخته مي شود و پيرامون هر كتاب، اطلاعات جامع و متنوّعي بيان مي گردد (آن گونه كه پيش از اين گذشت) .
بخش سه: بررسي اسناد و قواعد رجالي
1. تعريف علم رجال، تراجم، سيره.
2. ضرورت ارزشيابي اسناد احاديث.
3. ديدگاه اخباري ها در اسناد احاديث و نقد آن.
4. ارزيابي سند از راه وثاقت راوي:
الف. تاريخچه اين ديدگاه.
ب. تنويع حديث.
ج. معيار وثاقت راوي.
د. وجه حُجّيت توثيقات رجالي.
ه. توثيقات اجمالي.
و. الفاظ جرح و تعديل.
ز. تعارض جرح و تعديل.
ح. تمييز مشتركات.
ط. نقد و بررسي اين ديدگاه.
5. ارزيابي سند از راه وثوق به صدور:
الف. تاريخچه اين ديدگاه.
ب. قرائن اطمينان آور.
ج. نقد و بررسي اين ديدگاه.
6. رأي جامع:
الف. روش عقلا در ارزيابي اسناد و مدارك.
ب. تاريخچه اين رأي.
ج. نقد محتوايي (از قبيل: 1. عرضه حديث بر قرآن، 2. تطبيق حديث با عقل، 3. تطبيق حديث با حس و وجدان و...) .
د. نقد سندي (از قبيل: 1. توجه به وثاقت سلسله رُوات، 2. راويان برجسته چون «اصحاب اجماع» و «الذين لايَروون ولايُرسلون إلا عن ثقة» و...) .
7. ارزش مكاتبات.
8. ارزيابي احاديث غيرفقهي.
9. قاعده تسامح در ادله سنن.
10. وضع و جعل در احاديث:
الف. اعتراف ها.
ب. اسباب و انگيزه ها.
ج. معيار شناسايي حديث جعلي.
11. بررسي كتب رجال:
الف. اصول رجالي.
ب. كتب رجالي متأخران.
ج. مجموعه هاي رجالي.
د. نقد و بررسي.
بخش چهار: فقه الحديث
مقدمه: مسلك ها و روش ها در برداشت و تفسير حديث:
الف. اخباري ها.
ب. فقها و اصوليان.
ج. فلاسفه و عرفا.
يك. قواعد عام
در اين قسمت، اصول و قواعدي مورد تأمل و پژوهش قرار مي گيرد كه در فهم تمامي احاديث يا بيشتر آن كاربرد دارد.
1. يافتن معناي واژه ها و ساختارها در زمان صدور حديث.
2. توجه به كليه روايات يك موضوع و جستجو از خاص، عام، مقيد و... .
3. تفسير حديث در كنار اصول و قواعد مسلّم ديني.
بدين معنا كه گرچه حديثي از جهت سند، صحيح (به تعبير مصطلح) باشد، اما بايد با قواعد مسلّم دين سازگار باشد وگرنه قابل پذيرش نيست، مگر با تأويل.
4. نقل به معنا.
نقل به معنا در احاديث، امري رايج و عُقلايي است و پيشوايان ديني نيز آن را تاييد و امضا كرده اند. پذيرفتن اين امر، لوازمي در استنباط و فهم حديث دارد كه مع الأسف كمتر بدان توجه مي شود.
5. مرز جمود و تعدّي در الفاظ حديث.
بخشي از اختلاف نظر فقيهان به اين برمي گردد كه يك واژه نزد فقيهي مَثَل و نمونه است و مي توان حكمش را تعميم داد و فقيه ديگر بدان خصوصيّت داده و تعدي از آن مورد را روا نمي بيند. مانند: «رجل» در بسياري از احاديث يا واژه «سيف» در احاديث اجراي قصاص و واژه «شطرنج» در احاديث قمار و... .
آيا اين امور را مي توان ضابطه مند كرد و حريمي برايش قايل شد؟
6. تعارض احاديث:
الف. تعريف و تحديد تعارض.
ب. زمينه هاي تعارض از قبيل: معارضه با قرآن، سنّت، عقل، علوم تجربي و عُرفيات.
ج. اسباب و علل پيدايش تعارض.
د. راه علاج.
7. تقيّه:
الف. قلمرو احاديث تقيه (عقايد، فقه و...) .
ب. تاريخ پيدايش تقيّه.
ج. معيار شناسايي حديث تقيّه.
8. شناخت شرايط صدور:
آگاهي از تاريخ صدور حديث، و ظرف خاص آن، در فهم بهتر، تقيّه بودن، و ولايي بودن حديث، نقش بسزا دارد.
9. رواياتي كه اِخبار از واقع مي كند.
در لابه لاي احاديث به جمله هايي برمي خوريم كه به عقيده برخي صاحب نظران، اِخبار از يك حقيقت خارجي است، نه بيان يك ارزش ديني و شرعي، مانند: «قلة العيال أحد اليسارين».
الف. آيا اين تلقي به طور كلي درست است يا خير؟
ب. چگونه مي توان موارد آن را تميز داد؟
ج. آيا اين اِخبار، خبر از شرايط زماني معصوم است يا اخبار از واقعيتي ثابت در زندگي انسان ها؟
10. دلالت افعال.
سيره عملي و افعال معصومان عليهم السلام بخش وسيعي از سنّت را به خود اختصاص مي دهد؛ ليكن كمتر پژوهشي در اين زمينه صورت يافته است. [1]
11. نَسخ:
الف. حقيقت نسخ.
ب. نسخ قرآن به سنّت.
ج. نسخ در روايات.
د. معيار شناسايي ناسخ و منسوخ.
12. تحريف احاديث:
الف. تحريف لفظي و معنوي در احاديث.
ب. اسباب و علل تحريف.
ج. راه شناسايي احاديث محرّف.
13. سؤال و جواب ها.
پاره اي از احاديث در پاسخ به پرسش راويانْ صادر شده است. شرايط فكري و فردي راوي، گاه مانع تعميم در محتواي حديث مي شود. از اين رو، اين مطلب به صورت كلّي بايد مورد پژوهش قرار گيرد.
14. احاديث مشكل، غريب و مضطرب.
دو. قواعد خاص
در اين قسمت، از اصول و روش هاي مربوط به يك دسته از روايات سخن مي رود، بدين جهت روايات به ده دسته تقسيم شده، مورد تحقيق و بررسي قرار مي گيرند.
1. معارف
رواياتي كه به مباحث توحيد، معاد، انسان شناسي و جهان شناسي اختصاص دارد، در اين قسمت جاي مي گيرد. در فهم و تفسير اينها اصولي چون: درجات معارف، درجات انسان ها، محكم و متشابه (احاديثنا صعب مستصعب) و... بايد مورد تحقيق قرار گيرد.
2. عبادات
مراد، احاديثي است كه در بيان احكام عبادات (يعني نماز، روزه و...) وارد شده است.
3. اخلاق
منظور، احاديثي است كه رذايل و فضايل را بيان مي دارد.
4. آداب
از مباحث عمده در اين قسمت، مسئله نسبيّت و ثبات آداب است.
5. احاديث اجتماعي
6. تاريخ و رجال
منظور، احاديثي است كه به شرح وقايع گذشته مي پردازد يا از وقايع آينده (چون حوادث دوران ظهور) ، خبر مي دهد و يا به مدح و ذمّ افراد اختصاص دارد.
7. احاديث تفسيري
احاديث فراواني در تفسير و بيان آيات قرآني وارد شده است.
از اصولي كه دراين قسمت مورد توجه است، جَرْي و تطبيق و بيان مصداق، بيان بطون آيه، تفسير، روايات اسرائيلي (اسرائيليات) و... است.
8. طب و بهداشت
روايت هاي فراواني در متون حديثي موجود است كه راه پيشگيري از امراض را توصيه كرده و گاه راه معالجه دردها را نشان مي دهد و يا به خواص ميوه ها، حبوبات و... مي پردازد. در اين زمينه ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد.
آيا اينها توصيه هاي شرع است و قابل بقا؟ يا ورود در اين مسائل در شأن شريعت نيست، چنان كه شيخ صدوق معتقد است.
آيا توصيه هاي معالجه مختصّ راوي است و متناسب با شرايط او، يا قابل تعميم است به همه انسان ها؟
9. ادعيه، زيارات، اوراد، اذكار و احراز
بخش وسيعي از احاديث، دعاها و زيارت ها و... است. پرسش هاي بسيار در اين زمينه ها موجود است كه كمتر مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته است.
10. گوناگون
احاديثي كه در بيان خصوصيت زمان ها، مكان ها، شهرها، طوايف انساني، سنگ ها، معدن ها، نجوم و هيئت، كشاورزي و... صادر شده مورد پژوهش و تحقيق قرار مي گيرد.

[1] . رجوع شود به: الميزان، ج‏2، ص‏439، آيه سوره بقره. ج 3، ص‏185، آيات 35 - 41 آل عمران. ج 15، ص‏369، آيات 15 - 44 سوره نمل. ج 19، ص‏390، آيات آخر سوره قلم.
مهدي مهريزي - حديث پژوهي، ج 1، ص 46
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :