امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1339
يونس بن عبدالرحمن
يونس پسر عبدالرحمان حدود سال 125 ه ق متولد و به سال 208 ه ق در مدينه درگذشت. او از بزرگان أصحاب أئمه عليهم السلام و داراي موقعيتي خاص و منزلتي سترگ بود. در ايام حج امام صادق عليه السلام را زيارت كرد، امّا از او روايت نقل نمي كند. وي روايات خود را از امام كاظم و امام رضا عليهماالسلام شنيده است.
أحاديث بسياري در ستايش و مدح يونس آمده است وامام رضا عليه السلام در علم و فتوا، او را به مردم معرفي مي كرد. پس از شهادت امام كاظم عليه السلام، برخي از نمايندگان آن حضرت كه منحرف شده و به واقفيه مشهور شدند، ثروت فراواني براي يونس فرستادند تا او را از مسير حق منحرف كنند، امّا يونس آن را قبول نكرد و در راه حق ثابت قدم ماند. برخي عقيده دارند همين برخورد او سبب شد تا واقفيه چهره درخشان او را در ميان ياران و شاگردانش مخدوش كنند و عليه او بدگويي كنند.
در روايتي آمده كه گروهي از مردم بصره خدمت امام رضا عليه السلام شرفياب مي شوند. امام به يونس مي فرمايد: «تا در پشت پرده اي پنهان شود. آن گروه در خدمت حضرت از يونس بدگويي بسيار مي كنند وخارج مي شوند. يونس گريان از پشت پرده بيرون مي آيد و به امام مي گويد: «فدايت شوم من از شما حمايت مي كنم و حالم نزد ياران چنين است.» امام به او مي فرمايد: «اي يونس! از گفته آنان چه زياني به تو مي رسد، آنگاه كه امام تو از تو خشنود باشد... يونس اگر در دست راستت گوهر باشد و مردم بگويند سرگين است يا گوهر است، چه زياني به تو مي رسد و آنگاه كه در دست تو سرگين باشد و مردم بگويند گوهر است، آيا به تو سودي مي رسد. يونس جواب مي دهد: «خير» امام مي فرمايد: حال تو نيز چنين است، اگر نيكو باشي وامام تو از تو راضي باشد. آنچه مردم مي گويند آسيبي به تو نخواهد رساند.»
عالمان رجال يونس را از اصحاب اجماع دانسته و مدح بسياري درباره او آورده اند. يونس تأليفات بسياري دارد. وقتي امام حسن عسكري عليه السلام كتاب «يوم وليلة» او را مي بيند، مي فرمايد: «خداوند در برابر هر حرف او نوري در قيامت به او عطا فرمايد.» هشام بن سالم، هشام بن الحكم، أبان بن عثمان از جمله مشايخ او هستند و بسياري همچون ابن أبي عمير، أبو عبدالله البرقي و محمد بن عيسي از او روايت شنيده اند.
سايت hadith.net
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :