امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1738
انگيزه هاي تاليف جوامع حديثي
كه عموماً از اصحاب و راويان ائمه ـ عليهم السّلام ـ بودند در محضر ائمه ـ عليهم السّلام ـ يا بلافاصله پس از مراجعه به خانه به ثبت و نگارش گفتار ائمه ـ عليهم السّلام ـ اقدام مي‌كردند. اين امر نشانگر اهتمام اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ و راويان آنان به كتاب حديث بوده است.
2. اصول اربعمأة بخاطر زمان فراهم آمدن و نيزكنترل و بازبيني كه احياناً نسبت به بخشي از آنها از سوي ائمه انجام گرفت، از اتقان و اعتبار زيادي برخوردار بوده است، از اين رو قدما وجود روايتي در اين اصول را از جمله قرائن صحت خبر مي‎دانستند.
3. وجود اين اصول افزون بر آن‎كه حلقة اتصال كتب اربعة شيعه تا عصر رسالت و امامت را مبيّن مي‎كند، نشان‎گر آن است كه جوامع روايي شيعه به عكس جوامع روايي اهل سنت بر فرهنگ مكتوب و سنت نگارش يافته متكي بوده است كه خود نشان‎گر اتقان اين منابع است.
4. گر چه اين اصول ناظر به تمام دوران امامت؛ يعني عصر امام علي ـ عليه السّلام ـ تا عصر امام حسن عسگري ـ عليه السّلام ـ است، امّا بيشترين شمار آنها در عصر صادقين ـ عليهما السّلام ـ تدوين يافته است.
5. در حال حاضر به استثناي شانزده اصل، نسبت به ساير اصول اربعمأة تنها گزارش‎هاي تاريخي در دست است و اگر اين اصول امروز به دست ما مي‎رسيد، ميراث روايي شيعه از غنا و استحكام بيشتري برخوردار بود.
دورة تدوين جوامع اولية حديثي
اصحاب ائمه ـ عليهم السّلام ـ تا دوران امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ كوشيدند تا ميراث روايي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ را در قالب اصول روايي ثبت و ضبط كنند. بدين ترتيب گروهي بنا به سليقة خود و ميزان حضور در جلسات ائمه ـ عليهم السّلام ـ به ثبت پاره‎اي از روايات توفيق يافتند. گرچه شماري از محدّثان؛ هم‎چون حميد بن زياد دهقان، يونس بن عبدالرحمن، محمد بن يحيي و.... به جامع نويسي و تنظيم بخش‎هايي از اين اصول روي آوردند، اما بخاطر دسترسي نداشتن به تمام اصول روايي و درك بخشي از دوران صدور روايات از ائمه ـ عليهم السّلام ـ و نيز توجه آنان به بخشي خاص از روايات؛ نظير احكام، كاري در خور و جامع ارائه نگرديد.
از سوي ديگر رشد و تعالي جامعة شيعي در دوران غيبت صغرا و آغاز غيبت كبراي امام زمان ـ عليه السّلام ـ و نياز پيوستة عالمان ديني، اعم از فقيهان، متكلمان، مفسران شيعه به ميراث روايي مدّون و رويكرد اختلاف در نگرش‎هاي فقهي و كلامي در اثر پراكندگي اصول روايي ضرورت تدوين جوامع حديثي شيعه را بيش از هر زمان ديگر ضروري مي‎ساخت.
در پاسخ به چنين نيازي بود كه ثقة الاسلام كليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي اقدام به تبويب اصول روايي نمودند و كتاب‎هاي «كافي»، «من لا يحضره الفقيه»، «مدينة العلم»، «تهذيب و استبصار» به رشتة تحرير در آمد. البته پيش از آنان بزرگاني همچون: احمد بن محمد بن خالد برقي (م 274)، محمد بن صفار (م 290)، حميدي قمي (م 300) به ترتيب كتابهاي: المحاسن، بصائر الدرجات و قرب الاسناد را نگاشتند. و نيز همزمان با عصر محمدون ثلاث كتاب‎هاي حديثي ديگري توسط اين بزرگان و ديگر محدّثان؛ هم چون عيون اخبار الرضا ـ عليه السّلام ـ الخصال، الامالي از شيخ صدوق، الغيبة، الاقتصاد از شيخ طوسي و.... تدوين شد، اما به خاطر برخورداري كتاب‏هاي پنجگانه از جامعيّت، اتقان، سند و متن روايات، اين كتاب‎ها مورد توجّه عالمان شيعي در سده‎هاي پسين قرار گرفت و آرام آرام به عنوان كتب خمسة روايي شيعه شناخته شد كه البته بعدها پس از مفقود شدن كتاب مدينة العلم، به كتب اربعة حديثي شيعه اشتهار يافت.
بايد دانست كه اشتهار اين چهار كتاب به جوامع اصلي و اولية حديثي شيعه اختصاص به حديث ندارد، زيرا در ساير دانش‎ها نيز شماري از كتاب‎ها بخاطر جامعيت و اتقان محتوايي، به عنوان كتب مادر و اصلي آن علم شهرت يافته‎اند. به عنوان مثال كتاب‎هاي چهارگانة امالي از ابو علي قالي، البيان والتبيين جاحظ، ادب الكاتب ابن قتيبه، امالي سيد مرتضي، به عنوان كتب چهارگانه ادبي، و رجال نجاشي، رجال كشي، رجال و فهرست شيخ طوسي به عنوان كتب چهارگانه رجال شيعه و تمهيد القواعد ابن تركه، شرح فصوص الحكم قيصري، مصباح الانس ابن فنّاري، فتوحات مكيّة ابن عربي به عنوان كتاب‎هاي چهار گانه عرفان نظري و مفتاح الفلاح شيخ بهايي، عدّة الداعي ابن فهدحلّي، قوت القلوب مكي ابن ابي‎طالب و اقبال سيد بن طاووس به عنوان كتب اربعة عرفان عملي شهرت دارند.[1]
دلايل روي آوري محدثان شيعه به كتب اربعه
به نظر مي‎رسد اتفاق نظر عالمان و محدثان شيعه در پذيرش كتب اربعه به عنوان مهمترين جوامع روايي شيعه ناشي از پنج امر ذيل بوده است:
1. جامعيت كتب اربعه؛ چنان‎كه در بررسي هر يك از كتب اربعه گفته خواهد شد، اين كتاب‎ها از جامعيت نسبي و قابل قبولي برخوردارند. در اين بين «كافي» منحصر بفرد است؛ زيرا شمار فراواني از روايات عقايد، اخلاق و احكام را در خود جاي داده است.
2. اتقان و دقت در تدوين؛ افزون بر تصريح صاحبان جوامع روايي مبني بر رعايت دقت و احتياط در گزينش روايات و عرضة آنها بر معيارهايي، هم‎چون موافقت با قرآن، مراجعه به سند و محتواي هر يك از اين كتاب‎ها نشان مي‎دهد كه واقعاًُ چنين دقتي اعمال شده است. البته اين به معناي عدم راهيافت خطا و اشتباه دركار آنان و بالطبع وجود روايات ضعيف و احياناً موضوع در اين كتب نيست.
3. نزديكي عصر تدوين كتب اربعه به دوران امامت ائمه ـ عليهم السّلام ـ ؛ مي‎دانيم كه مرحوم كليني (م 328) در عصر غيبت صغرا و با حضور نواب خاص اقدام به جمع آوري روايات نمود، بدين خاطر حتي برخي رؤيت اين كتاب از سوي امام زمان ـ عليه السّلام ـ را ضروري و امري طبيعي دانسته‎اند، كه البته جاي تأمل دارد. شيخ صدوق (م381) و شيخ طوسي (م460) نيز با فاصلة نه چندان زياد از دوران كليني به فراهم كردن جوامع روايي اقدام كردند. گرچه آنان دوران غيبت صغرا را درك نكردند، اما نسبت به عصرهاي پسين به دوران ائمه وعصر غيبت صغرا نزديكتر بوده‎اند. اين امر تا حدّ قابل ملاحظه‎اي در پذيرش كتب اربعه به عنوان امّهات كتب روايي شيعه مؤثربوده است.
4. استناد به اصول اربعمأة؛ اصول اربعمأة كه دستمايه‎هاي مستند و اصلي تدوين حديث است، در اختيار صاحبان جوامع روايي بوده و آنان بر اساس روايات اين اصول به تدوين كتب اربعه توفيق يافتند. در حالي كه پس از شيخ طوسي، بويژه پس از آتش سوزي كتابخانة ايشان از اين اصول اثر چنداني برجاي نماند. در نتيجه، مراجعة به اين جوامع روايي، گوياي مراجعه به خود اصول اربعمأة تلقي شد.
5. شيخصيت و جايگاه علمي صاحبان كتب اربعه؛ ثقة الاسلام كليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي از چهره‎هاي تابناك تاريخ تشيّع ـ از نظر تقوا، معنويت و آگاهي علمي، بلكه جامعيت علمي، بويژه در زمينة علوم حديث ـ و جزء نوادر شيعه به‎شمار رفته و همگان به شخصيت علمي معنوي آنان اذعان دارند. پيداست اين امر در پذيرش جوامع روايي آنان مؤثر بوده است.
آشنايي با وسائل الشيعه
وسائل الشيعه كتاب روايي است كه در آن روايات فقهي برگرفته از كتب اربعه و 70 كتاب ديگر آمده است.[2] اين كتاب داراي يك مقدمه در 31 باب و 51 كتاب بر اساس كتب فقهي و در مجموع داراي 35850روايت است.[3] او اين كتاب را طي 18 يا 20 سال گرد آورد[4] و پايان تأليف آن در سال 1082 هجري پايان يافت. او حداقل سه بار تمام كتاب را مورد مطالعه قرار داد.[5] اين كتاب در چاپ سال‎هاي اخير در 20 جلد و با حواشي آية الله رباني تا جلد 15 و حواشي مرحوم راضي در ساير مجلدها چاپ و منتشر شده است.
شيخ حر عاملي وجود تطويل و تأويل‎هاي دور از واقع در كتا‎ب‎هاي پيشين، پراكندگي روايات، ناسازگاري روايات با عنوان باب‎هاي فقهي و فقدان بسياري از روايات مرتبط بامسائل شرعي را انگيزه خود براي تدوين وسائل معرفي كرد.[6] او تصريح مي‎كند كه روايات كتابش را از كتاب‎هاي مشهوري نقل كرده كه مورد اعتنا و عمل شيعه است.[7]
مراجعه به كتاب وسائل نشان مي‎دهد كه مؤلف خواسته است تا با گرد آوري تمام روايات مرتبط با ابواب فقهي، كار استنباط و اجتهاد را تسهيل كند. از نظر او بدون تدوين اين كتاب فقيه ناچار بوده است، به روايات مرتبط در ابواب مختلف و پراكندة كتب اربعه مراجعه كند، تازه پس از اين مراجعه او به بخشي از روايات دست مي‎يافت، كه تنها در اين كتب منعكس شده و از روايات ده‎ها منبع ديگر اطلاع نمي‎يافت.
علامة مجلسي براي تدوين بحار از مهمترين منابع روايي، تفسيري، تاريخي، فقهي، كلامي، لغت و... بهره گرفته است. او در فصل نخست از جلد اول بحار منابع و مآخذ كتاب را بر مي‎شمرد و در فصل دوم از همين جلد از وثاقت اين منابع دفاع مي‎كند. علامه در مجموع از 400 كتاب شيعي و 85 كتاب اهل سنت و در مجموع از 485 كتاب به عنوان منبع خود نام‎برده است.
اما بررسي‎ها در لابلاي بحار نشان مي‎دهد كه علاّمه از 629 منبع بهره جسته است، هرچند ممكن است با فحص كامل شمار اين منابع از اين رقم نيز بالاتر رود.[8]
از كارهاي ستودني علامة مجلسي كوشش خستگي ناپذير براي يافتن اين مأخذ است، كه گاه به خاطر قدمت منابع با دشواريهاي زياد و صرف هزينه‎هاي مالي فراوان همراه بوده است.
[1] . المعجم المفهرس لالفاظ أحاديث بحارالانوار، ج1، ص49.
[2] . وسائل الشيعه، ج1، ص88، مرحوم استاد شانه‎چي با استناد به مقدّمة وسائل چاپ اسلاميّة تهران، ص يز آورده است كه شيخ حرّ عاملي در تأليف اين كتاب از 180 كتاب استفاده كرده است علم حديث، ص86.
[3] . علم حديث، ص88.
[4] . وسائل الشيعه، ج1، ص95؛ علم حديث، ص87.
[5] . وسائل الشيعه، ج1، ص95.
[6] . همان، ص5.
[7] . همان، ص7.
[8] . المعجم المفهرس لالفاظ أحاديث بحارالأنوار، ج1 ، ص87-98.
@#@ به عنوان مثال او براي يافتن كتاب مدينة العلم شيخ صدوق از كتب خمسة حديثي شيعه كه شنيده بود در يمن است با همكاري شاه صفوي و فرستادن يكي از اركان دولت با هدايا و تحف فراوان به يمن، به جستجو براي يافتن اين كتاب مهم پرداخت، هر چند به نتيجه نرسيد.[1]
كوشش خستگي ناپذير براي تهّيه منابع بحارالانوار و بكار گرفتن ورزيده‎ترين شاگردان در تدوين كتاب، و صرف چهل سال عمر براي انجام اين كار به رغم كثرت اشتغالات و مشكلات و عرضة كتابي در 110 جلد، حكايت از بزرگي و عظمت اين كار و جايگاه بس بلند بحارالانوار دارد. شايد اگر ادّعا كنيم، كه علامة مجلسي با اين خدمت خود فرهنگ تشيع را در عالي‎ترين سطح، غنا بخشيد و پس از گذشت ده سده از تاريخ ظهور آن، جاني دوباره به‎آن بخشيد و تا پگاه قيامت بقاي علمي آن را تضمين كرد، سخني از روي گزاف نخواهد بود.
انگيزه تأليف بحارالانوار
علامة مجلسي (ره) با برخورداري از دانش ژرف در زمينة روايات و آشنا بودن با مشكلات كتب روايي دريافت كه روايات مرتبط با يك موضوع در كتاب‎هاي مختلف انعكاس يافته و هر محّقق حديث پژوهي براي دست‎يابي به منظر اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در بارة آن موضوع مي‎بايست به تمام اين كتاب‎ها مراجعه كند. اين كار ضمن صرف وقت زياد، گاه نتيجه‎اي مطلوب بدست نمي‎دهد. بدين خاطر با تعيين ده عنوان از مهمترين كتاب‎هاي روايي شيعه به دنبال تدوين فهرست براي آنها برآمد، كه اين كتاب‎ها عبارت بودند از: احتجاج مرحوم طبرسي، امالي، خصال، عيون أخبار الرضا ـ عليه السّلام ـ، علل الشرائع، معاني الاخبار، و توحيد صدوق، قرب الإسناد حميري، مجالس شيخ طوسي و تفسير عليّ بن ابراهيم قمي.
او براي هر كتاب علامت مخصوصي قرار داد، آن‎گاه ساير ابواب علمي مورد نياز را در كنار ابواب كتب مذكور برشمرد و با ارقام، آدرس تمام روايات متناسب با آن باب را از كتب پيشين ذكر نمود، اما پس از انجام كار دريافت كه ارائه آدرس روايات با توجه به پراكندگي ابواب و فصول، كاري دشوار و تنها براي خواص مفيد است، از اين رو به انديشه تدوين كتابي گسترده افتاد كه حاوي تمام روايات ائمه ـ عليهم السّلام ـ به صورت موضوعي در زمينه‎هاي مختلف باشد، كه تأليف بحارالانوار حاصل چنين انديشه‎اي است.[2]
افزون بر ارائة موضوعي روايات، دو عامل ديگر در تدوين بحار نقش داشته است:
1. احتمال از دست رفتن برخي ازمنابع روايي؛ علامه مجلسي به نيك دريافت كه گذشت زمان و رويكرد حوادث مختلف و ضعف شيوه‎هاي نشر در آن زمان باعث از بين رفتن منابع روايي، بويژه منابع دست اول خواهد شد، همان گونه كه اصول اربعمأة، جز شماري اندك به چنين سرنوشتي دچار شدند. از اين رو كوشيد با گرد آوري مصادر و مأخذ، بويژه منابع ناياب حتي‎المقدور محتواي آنها را در بحالاانوار منعكس سازد، تا با حفظ و ماندگاري بحار آن آثار نيز محفوظ بماند. بدين خاطر است كه گاه علامة مجلسي كتا‎ب‎ها و رساله‎هايي؛ هم چون توحيد مفضل، الاهيليجة في التوحيد، تفسير نعماني و.... را به طور كامل در بحار منعكس ساخته است.
2. در دوران علامة مجلسي بخاطر حضور فعال فيلسوفاني؛ هم چون صدر المتالهين و ميرداماد و رونق مطالعات و تحقيقات فلسفي، از رويكرد به حديث و كتب حديث از نگاه علامة مجلسي، كاسته شد. چنان كه به همين دليل برخي شبهات و تأويلات ناصحيح در عرصةدين پژوهي راه يافت. علامة مجلسي با تدوين بحار خواست، تا ضمن رونق بخشيدن به روايات و فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ از انتشار اين دست شبهات و تأويل‎ها جلوگيري كند.
گفتار علامه مجلسي در اين باره چنين است:
«در دوران ما مردم به مطالعة كتب فلسفي روي آورده و از رويكرد عميق به كتاب و سنت و روايات ائمه ـ عليهم السّلام ـ روي گردانده‎اند و فاصلة زماني باعث متروك شدن رواياتشان و تاريكي انوارشان شده است و حقائق شرعيه با اصطلاحات فلسفي مخلوط شده... و بسياري از مدّعيان علم و دين به شبهات گمراه كنندگان تن داده و آنها را ميان مسلمانان رواج دادند و باعث گمراهي خود و ديگران شدند».[3]
شيوة تأليف بحار الانوار
علامه در آغاز هر باب، نخست آيات مربوط به آن باب را بر اساس ترتيب سوره قرآني ارائه مي‎كند، آنگاه در مواردي كه از نظرش نيازمند توضيح است، با استفاده از تفاسير مهمي، هم چون تبيان، مجمع البيان، مفاتيح الغيب، كشاف،... و نيز روايات به شرح و تفسير آيات مي‎پردازد. با توجه به اين كه علامه مجلسي باتتبّع گسترده و با دقت، آيات را در آغاز هر باب آورده، بحارالانوار را از اين جهت مي‏توان نخستين فرهنگ موضوعي قرآن دانست. آنگاه به ارائة روايات مي‏پردازد. علامه در عين التزام به ذكر اسناد از دو شيوة تقطيع و جمع در ذكر روايات بهره جسته است. به اين معنا كه در جايي از بحار به مناسبت، متن كامل روايات را منعكس مي‎سازد، اما در موارد ديگر با تقطيع آن همان بخش مورد نياز را ارائه مي‎كند و آن‎گاه به شرح و توضيح روايات مي‎پردازد. يكي از بخش‎هاي بسيار مفيد در بحار الانوار شرح و تفسير‎هايي است كه علامه دربارة روايات ارائه كرده است. اين شروح تفسير و تبيين معاني لغات ـ با استفاده از بيست منبع، بويژه صحاح اللغة جوهري و قاموس المحيط فيروز آبادي ـ، تبيين ساختار حرفي كلمات و ساختار تركيبي جملات، وجوه معنايي مورد احتمال در روايات و.... را دربر مي‎گيرد. به رغم آن‎كه بناي مصنف بر اختصار بوده است، گاه بحث‎هاي مبسوطي براي تبيين برخي از مقاصد در قالب عناويني؛ هم چون اقوال، بيان، تنوير، ايضاح، تبيان، توضيح، تفسير، شرح، و تبيين ارائه مي‎كند. و گاه خود با اذعان به طولاني شدن مباحث آن را ضروري دانسته است.
محدّث نوري در مقدمة كتاب، انگيزة خود را از تدوين مستدرك الوسائل را برخورد با انبوهي از روايات دانسته كه در كتب متقدمان و متأخّران انعكاس يافته، با اين حال در وسائل الشيعه نيامده است، يا از آن جهت كه شيخ حرعاملي به كتاب ‎هاي متقدمان دسترسي نداشته، يا بخاطر نشناختن مؤلفان آنها از ذكر آنها اعراض كرده است. او بر اين باور است كه دو كتاب وسائل و مستدرك آن مي‎تواند براي هر مطالعات حديثي مفيد و كار آمد باشد.[4] صاحب «كفاية الاصول» اعلام كرد كه در دوران ما بدون مراجعه به مستدرك الوسائل حجّت شرعي بر احكام براي فقيه تمام نمي‎شود. و اين امر نشانگر جامعيت كتاب مستدرك الوسائل است.[5]
4. جامع احاديث الشيعه، از آية الله بروجردي (م 1380)
آية الله بروجردي (م1340) از بزرگ‎ترين مراجع شيعه در دوران معاصر است، كه در دوران زعامت ديني خود خدمات شايان توجّهي به جامعه و فرهنگ شيعي ارائه نمود. حوزة علمية شيعه با حضور و احاطةعلمي او به دانش فقه، رجال، حديث، و... حيات و پويايي تازه‎اي يافت و بسياري از مراجع كنوني و عالمان حوزه از محضر او دانش آموختند.[6]
آية الله بروجردي در طرح مباحث فقهي از شيوه‎اي خاص و نوين بهره جست. ايشان معتقد بود كه استنباط احكام شرعي، توجه به تاريخ فقه، ديدگاه‎هاي فقهي ساير مذاهب اسلامي، آگاهي از تمام منابع روايي وتاريخي و سيره و... افزون بر دانش‎هاي شناخته شده براي استنباط را مي‎طلبد و از آنجا كه به رغم اعتماد فقيهان به كتاب وسائل الشيعه اين كتاب از نگاه ايشان با كاستي‎هايي ـ كه پيش از اين به آنها اشاره شد ـ روبرو بوده است، تدوين كتابي جامع و گسترده كه در برگيرندة تمام روايات مورد نياز فقها بدون تقطيع باشد را آغاز كرد. بدين جهت با طرح انديشة خود به شاگردان، گروهي از آنان با راهنمايي ايشان كار تأليف چنين كتابي را كه بعد‎ها نام « جامع احاديث الشيعه» را به خود گرفت، آغاز كردند، كه تا زمان حيات آية ‌الله بروجردي يك جلد از اين كتاب منتشر شد. پس از رحلت مؤلف و پراكنده شدن اعضاي گروه كار تدوين آن توسط يكي از شاگردان ايشان (حاج شيخ اسماعيل معزّي ملايري) دنبال شد و تاكنون 26 جلد از اين كتاب منتشر شده است.

[1] . أعيان الشيعه، ج9، ص183؛ علامه مجلسي خود تصريح مي‎كند كه براي پيدا كردن مصادر كتاب در شرق و غرب عالم به جست‎وجو پرداخته و برخي از اطرافيان خود را براي يافتن آن‎ها فرستاده است. بحارالنوار، ج1، ص4.
[2] . بحارالانوار، ج57، ص233.
[3] . بحار الانوار، ج57، ص233.
[4] . مستدرك الوسائل، ج1، ص2.
[5] . همان، ص53.
[6] . براي آگاهي بيشتر با زندگينامه آية الله بروجردي ر، ك: شكوه فقاهت، (يادنامه آية الله بروجردي)؛ گلشن ابرار، جمعي از پژوهشگران حوزه علمية قم، زير نظر: پژوهشكده باقرالعلوم، ج2، ص662-672.
علي نصيري- حديث شناسي، ج1
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :