امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1498
درآمدي بر كتابشناسي كتب حديث
تشيّع، ‌با اعتقاد به عصمت امامان ـ عليهم السلام ـ و باور به استمرار نبوت در امامت، از منابع بسيار غني در دين شناسي برخوردار است. شيعيان،‌علاوه بر آنچه اهل سنّت از اقوال و سيره‌ي‌ پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) ـ كه در طول 23 سال صادر شده ـ پذيرفته‌اند،‌ اقوال و سيره‌ي‌ امامان ـ عليهم السّلام ـ را ـ ‌كه در طول سيصد و اندي سال پس از پيامبر ظهور يافته ـ نيز باور دارند.
اين گنجينه‌ها، ميراث حديث شيعه است كه اهل سنّت،‌خود را از آن، محروم ساخته و بدين ترتيب،‌ بزرگترين خسارات علمي را بر خود وارد آورده‌اند.
تا اواسط قرن چهارم كه غيبت كبرا آغاز مي‌گردد، مدوّنات حديثي شيعه بسيار بود. شيخ حرّ عاملي در وسائل الشيعة، رقم آن‌ها را 6600 گفته است.[1] مجلسي اوّل، در روضة المتقين، رقم را به هشت هزار رسانده است.[2] برخي از نويسندگان معاصر، عناوين 1695 عدد از اين مدوّنات را ارائه كرده‌اند.[3] علّامه شيخ آقا بزرگ تهراني در «الذريعة» ذيل كتاب حديث، 738 كتاب[4] و ذيل عنوان «اصول اربعمأة»، ‌117 اصل را نام برده است.[5]
پس از قرن چهارم كه دوره‌ي اوّل حديث شيعه به پايان مي‌رسد، تا قرن چهاردهم نيز كتب بسياري تأليف شده است.
گر چه از آثار دوره‌ي اوّل، اطلاعاتي اندك در اختيار است، اما باب بحث و تحقيق در آن گشوده است و مي‌تواند فوائد علمي بسيار به همراه داشته باشد. شناختن آن‌ها و حتي فهرست كردن عناوين آن‌ها امري لازم و ضروري است؛ چنان كه معرفي و شناساندن كامل كتب دوره‌هاي بعد ـ كه اينك در دسترس است ـ بايسته‌اي ديگر است.
واقعيت آن است كه اگر از چند و چون اين آثار و سير نگارش آن‌ها و آنچه بر آن‌ها در بستر زمان رفته، اطلاعي در دسترس نباشد، نمي توان بهره‌اي وافي و كامل از آن‌ها برد.
عالمان سنّي در معرفي كتب حديثي خود، پيش‌تر از عالمان شيعه حركت كرده‌اند. تدوين آثاري چون قواعد التحديث، نوشته‌ي جمال الدين قاسمي ـ كه بحثي از آن به شناساندن كتب حديث اختصاص دارد ـ و نيز «دليل مؤلّفات الحديث الشريف المطبوعة»، نوشته محيي الدين عطيّه، گواه اين مدعاست.
در ميان شيعه، اگر از خاتمه‌ي وسائل الشيعة[6] و خاتمه‌ي مستدرك الوسائل[7] و برخي رساله‌ها[8] و نوشته‌هاي ضمني ديگر[9] بگذريم، تأليفي جامع و كامل در معرفي كتب حديث، در دست نيست.
در طرحي كه نگارنده‌ي اين سطور در دست اجرا دارد،‌ با استمداد از ارواح مقدّس معصومان ـ عليهم السلام ـ ، تلاش مي‌شود تا متون حديثي شيعه‌ي‌ امامي، به گونه‌اي نسبتاً جامع و كامل، معرّفي گردد؛ بدان اميد كه روزي اين كار به سامان رسد و يك جا انتشار يابد.[10]
تعاريف و روش‌ها
ابتدا نكاتي كه در روشن شدن عنوان بحث و شيوه‌ي كار مفيد است، بيان مي‌گردد:
1ـ مقصود از كتاب حديث، نوشته‌اي است كه حاوي سنّت‌ فعلي و يا قولي و يا تقرير معصوم باشد؛ خواه چنين كتابي منتسب به شخص معصوم باشد، يا راويان و محدّثان آن را گرد‌آورده باشند. بنابراين، كتبي كه در آن‌ها احاديثي نقل شده، ولي قصد و غرض اصلي مؤلف، پرداختن به موضوعات ديگر بوده (نه نقل و گرد‌آوري حديث)، ـ گر چه احاديث بسيار نيز در آن‌ها منقول باشد ـ كتاب حديث به شمار نمي‌روند و در اين مجموعه جاي نمي‌گيرند. در مَثَل، جامع السعادات، المحجّة البيضاء، علم اليقين، و ... در اين كتابشناسي، جايگاهي ندارند؛ چنان كه كتب شرح حديث و ترجمه‌ي آن نيز محور شناسايي و معرفي قرار نمي گيرد.
2ـ كتب حاوي حديث كه اسناد آن‌ها به نويسنده يا معصوم، محرز باشد، و يا كتبي كه در انتساب آن‌ها بحث و ترديد است، ليك به عنوان كتاب حديث مطرح شده‌اند، در اين مجموعه قرار مي‌گيرند و ديدگاه‌هاي مختلف درباره آن‌ها ارائه مي‌گردد؛ همچنين هر كتابي كه مردّد است ميان سخن معصوم و غير معصوم، اگر گروهي را عقيده بر آن باشد كه حاوي سخن معصوم است، در اين معرفي جاي مي‌گيرد. از اين رو، كتبي مانند: ديوان الإمام علي ـ عليه السلام ـ، فقه الرضا، مصباح الشريعة و ... در اين كتابشناسي معرفي خواهند شد.
3ـ كتب حديثي‌اي كه تاكنون به چاپ رسيده‌اند، معرفي خواهند شد. از اين رو، كتبي چون: صحيفة النبي، صحيفة عليّ، صحيفة‌ فاطمة و ... و نيز بسياري از اصول اربعمأة و كتب حديثي ديگر ـ كه در زمان حضور ائمه تدوين شده‌اند ـ در اين فهرستگان نمي‌گنجند؛ چرا كه از آن‌ها نسخه‌اي در دست نيست. همچنين كتابي كه داراي نسخه‌ي خطّي است، ولي تا به حال به طبع نرسيده است، در اين فهرستگان، ياد نخواهد شد.
4ـ در معرفي كتب، ترتيب تاريخي وفات مؤلّفان و كساني كه اثر بدانان منسوب است، منظور شده است. گر چه ترتيب الفبايي كتب يا ترتيب الفبايي مؤلّفان را نيز مي‌توان معيار قرار داد؛ ليك معرفي با ترتيب تاريخي، فوايد بسيار براي پژوهشگران به همراه دارد؛ گذشته از آن كه ترتيب الفبايي، با ضميمه ساختن فهرست‌ها، قابل دستيابي است.
5ـ منابعي كه صرفاً با استخراج احاديث اهل سنّت (در فضائل اهل بيت ـ عليهم السلام ـ يا ديگر موضوعات) گرد آمده‌اند، گرچه مؤلّفان آن‌ها شيعه‌ي امامي باشند، در اين مجموعه نمي گنجند.
6ـ در معرفي هر كتاب، بناست اين اطلاعات ارائه گردد:
يك. شناسنامه‌ي كتاب.
دو. نسخه شناسي:
الف. معرفي نسخه‌هاي خطّي موجود در كتابخانه‌ها.
ب. معرفي نسخه‌هاي ياد شده در كتابنامه‌ها و فهرستنامه‌ها و ...
سه. تعداد ويرايش‌هاي اثر و مشخصه‌هاي هر يك.
چهار. ويژگي‌هاي كتاب:
الف. موضوع كتاب،
ب. تعداد ابواب و احاديث،
ج. وضعيت اسناد،
د. تنظيم و تبويب كتاب.
پنج. خلاصه‌ي فهرست مطالب.
شش. پژوهش‌هاي انجام شده درباره‌ي‌ كتاب:
الف. شرح،‌حاشيه و تعليقه
ب. ترجمه
ج. تلخيص يا تكميل،
د. معجم سازي،‌تصنيف و تبويب،
هـ . نوشته‌هاي تحليلي در زمينه‌ي كتاب.
هفت. مؤلف:
الف. ويژگي‌هاي فكري مؤلف،
ب. گرايش‌هاي فكري و كلامي و فقهي زمان مؤلف،
ج. شرايط اجتماعي و سياسي زمان مؤلف.
هشت. ارزيابي كتاب:
الف. انتساب كتاب به مؤلف.
ب. نقل كتاب به طرق معتبر.
ج. ديدگاه عالمان رجال درباره‌ي‌كتاب.
د. ديدگاه فقيهان درباره‌ي كتاب.

[1] . وسائل الشيعه، ج30، ص165 (طبع آل البيت).
[2] . روضة المتقين، ج14.
[3] . سير حديث در اسلام، سيد احمد ميرخاني، ص310ـ311.
[4] . الذريعة، ج6، ص301ـ374.
[5] . همان، ج2، ص127.
[6] . وسائل الشيعه، ج30، (آل‌البيت).
[7] . خاتمة مستدرك الوسائل، ج1 (آل‌البيت).
[8] . مانند: «كتابشناسي كتب اربعه»، استاد كاظم مدير شانه‌چي، كيهان فرهنگي، سال 3، شماره 5، ص11.
[9] . علم الحديث، استاد مدير شانه‌چي، ص68.
[10] . همين جا از صاحب نظران و انديشه‌وران طلب مي‌كنيم كه با نقدها و پيشنهادهاي خود، ما را در تكميل اين طرح، ياري رسانند.
مهدي مهريزي- حديث پژوهي، ج1 ص347
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :