امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
2316
صحيح محمد بن اسماعيل بخاري
ابو عبدالله محمد بن اسماعيل بخاري در سال 194 هجري در بخارا به دنيا آمد. او بخشي از تحصيلات خود را در موطن خود دنبال كرد، و از آنجا كه پدرش پس از درگذشت، ثروت زيادي براي او به ارث گذاشت او با استفاده از اين ثروت براي تكميل معلومات و استفاده از مشايخ حديث به شهرهاي مشهور در خراسان، عراق، حجاز و شام مسافرت نمود[1]. او به خاطر حفظ احاديث زياد و تبحّر در زمينه حديث شناسي مورد تكريم عالمان عصر خود قرار گرفت. او از اساتيد و مشايخ بزرگ عصر خود همچون: ابو زرعه رازي، احمد بن حنبل، يحيي بن معين و اسحاق بن راهويه حديث آموخت[2].
بخاري پس از مسافرت هاي مكرر، در سال 256 به زادگاه خود بازگشت و در سال 256 هجري در خرتنگ يكي از روستاهاي سمرقند وفات يافت[3]. بخاري خود درباره انگيزه فراهم آوردن صحيح گفته است: روزي نزد استاد خود اسحاق بن راهويه بوديم كه گفت: چه مي شد اگر كتاب مختصري درباره سنت صحيح رسول اكرم فراهم مي كرديد ! اين امر در دلم نشست و شروع به گردآوري جامع روايي صحيحي نمودم و صحيح خود را از ميان ششصد هزار روايت گرد آوردم[4].
او مي گفت: من صد هزار حديث صحيح و صد هزار حديث غير صحيح را در حفظ دارم[5] و اين امر نشان گر كثرت روايات در عصر بخاري و نيز ضعيف و جعلي بودن بسياري ديگر از روايات است.
ابن حجر درباره انگيزه بخاري معتقد است:
چون بخاري مسانيد را ملاحظه كرد، به اين نتيجه رسيد كه روايات صحيح و ضعيف در آنها در هم آميخته، به گونه اي كه تمييز ميان آنها براي همگان ميسّر نيست، از اين رو تصميم گرفت از ميان هزاران حديث، احاديث صحيح را گردآوري كند تا براي كسي جاي ترديد نماند[6].
بخاري بر اساس شرائطي روايات خود را انتخاب كرد كه عبارتند از: اتصال سند تا طبقه صحابه، عدالت و ضابط بودن راويان. او گر چه بر اين شرائط تصريح نكرده، اما اين شرائط از شيوه او در كتاب قابل برداشت است[7].
او نگارش كتاب خود را در حرم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آغاز كرد و براي تكميل كار، شانزده سال در بصره و شهرهاي ديگر درنگ نموده و سپس آن را در زادگاه خود به پايان رسانده است. مي گويند: او براي انتخاب هر حديث، اول غسل مي كرد، آنگاه استخاره مي نمود، سپس دو ركعت نماز به جاي مي آورد[8].
بنا به قرائني بخاري كتاب خود را بر احمد بن حنبل، يحيي بن معين، عليّ بن مديني و شماري ديگر از محدّثان عرضه كرد و آنان به استثناي چهار حديث بر صحّت ساير روايات گواهي دادند[9].
بخاري خود از حجيّت و صحت رواياتِ صحيح خود دفاع كرده و گفته است: اين كتاب ميان من و خدايم حجّت است. من جز حديث صحيح در آن نياورده ام[10].
صحيح بخاري در ميان عالمان اهل سنت از جايگاه بس ممتازي برخوردار است، به گونه اي كه آن را تالي تلو قرآن و صحيح ترين كتاب ها پس از كتاب خدا دانسته اند. شافعي معتقد است صحيح ترين كتاب ها، صحيح بخاري است[11].
ابن حجر در مقدمه شرح خود بر صحيح بخاري در فصلي از اصح بودن صحيح بخاري در زمينه حديث دفاع كرده است[12].
نووي مي نويسد: علماء به يكصدا معتقدند كه صحيح ترين كتاب ها پس از قرآن صحيح بخاري و صحيح مسلم است و
امت همگي اين دو كتاب را پذيرفته اند و كتاب بخاري در مقايسه با صحيح مسلم صحيح تر و فائده اش بيشتر است[13]. ذهبي نيز شبيه چنين سخني را ابراز كرده است[14].
از اين عبارت ها كه از زبان مشهورترين عالمان و محدّثان اهل سنت ارائه شده مي توان برداشت كرد كه همگان صحيح بخاري را پس از قرآن معتبرترين كتاب مي شناسند و از صحيح مسلم در مرتبه سوم ياد مي كنند.
صحيح بخاري بنا به تحقيق فؤاد عبد الباقي داراي 7563 روايت است.
عوامل اعتبار صحيح بخاري نزد عالمان اهل سنت
به نظر مي رسد عوامل ذيل در برخورداري صحيح بخاري از اعتباري بس رفيع نزد عالمان اهل سنت نقش داشته است:
1. قدمت كتاب ؛ چنان كه بيان شد پيش از صحيح بخاري دو كار برجسته در زمينه گردآوري احاديث انجام گرفت كه عبارت بودند از: موطّا مالك و مسند احمد بن حنبل. موطّا مالك به خاطر فقدان جامعيت و برخورداري از صبغه اجتهادي و نيز مسند احمد بن حنبل به خاطر برخورداري از روايات ضعيف موضوع ـ چنان كه تبيين شد ـ نتوانستند از جايگاه ممتاز صحيح بخاري برخوردار باشند. بنابر اين اذعان كرد كه صحيح بخاري جامع ترين و در عين حال متقن ترين كتابي است كه در ديرپا ترين تاريخ تدوين حديث ؛ يعني در نيمه اول سده سوم فراهم آمد.
2. محتواي صحيح ؛ كساني كه بخاري را تا سر حد تالي تلو قرآن بالا برده و آن را پس از كتاب الهي اصح كتب معرفي كرده اند با مراجعه ميداني به روايات صحيح دريافته اند كه كتاب صحيح همان رنگ و بويي را دارد كه آنان طالب اند ! او نه بسان احمد بن حنبل روايات فضايل اهل بيت عليهم السلام را آورده و نه مثل حاكم نيشابوري چندان دم از محبّت خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم زده است و نه هم چون جار الله زمخشري به مذهب اعتزال گرايشي نشان مي دهد. وقتي بخاري پس از غسل، استخاره و نماز چنان زيبا روايات مربوط به تاريخ اسلام و خلفاء را مي چيند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب ـ و بر پيشاني طرفداران مكتب خلفاء چين و شكني ننشيند ـ چرا كتاب او اصحّ شناخته نشود !
صحيح بخاري و نقدها
به رغم دفعا بخاري از صحّت روايات صحيح خود و نيز تأكيد بسياري از عالمان اهل سنت بر اصحّ بودن صحيح بخاري پس از قرآن، نقدهاي قابل توجهي بر اين كتاب شده است:
الف) ضعف هاي سندي صحيح بخاري
با آن كه درباره رواياتي كه بخاري در صحيح آورده، گفته شده است: كلّ من روي عنه البخاري فقد جاوز القنطره ؛ هر كس كه بخاري از او نقل كرده باشد از پل (جرح و تعديل رجاليان) گذشته است[15]. اما واقعيت نشان مي دهد كه او از افراد فاسق و فاجر، خارجي و ناصبي، و دين به دنيا فروخته ؛ هم چون، عمرو بن عاص، مروان بن حكم، ابوسفيان، معاويه، مغيره بن شعبه، عبدالله بن عمرو بن عاص، نعمان بن بشير ـ كه تا آخرين لحظه ملازم معاويه و فرزندش يزيد بود و در تمام جرائم آنان شركت داشت ـ ابوهريره، عبدالله بن عمر، ابو موسي اشعري، عبدالله بن زبير، عمران بن حطان ـ كه از رؤساي خوارج و از خطباي آنان بود ـ عروه بن زبير، عكرمه ـ حامل انتشار مذهب خوراج و ابا ضيه در مغرب ـ و.... روايات فراواني نقل كرده است. اما از افراد صادق سرچشمه معارف اسلامي و معلم فرهنگ غني اسلام و حديث، يا اصلاً حديث نقل نكرده و يا اگر هم نقل كرده نسبت به ديگران بسيار ناچيز و كم است. مثلاً از ابوهريره كه سال به سال مصاحب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود 446 حديث، از عبدالله بن عمر 270 حديث، از عايشه 242 حديث ؛ و از ابوموسي اشعري 57 حديث و از انس بن مالك بيش از 200 حديث نقل كرده، ولي از علي عليه السلام كه باب مدينه العلم 19 حديث و از حضرت زهرا دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تنها يك حديث نقل كرده است و از ديگر اهل بيت و علويّين و از امام حسن عليه السلام كه هم سنّ عبدالله بن زبير بود، و زيد بن علي كه داراي مسند و امام فرقه زيديه است و امام صادق عليه السلام كه بيشترين سهم را در ترويج فرهنگ اسلامي در دانشگاه مدينه پس از پدر بزرگوارش امام باقر عليه السلام داشت و امام كاظم و امام رضا عليهما السلام كه از نظر دانش و معرفت اسلامي شهره آفاقند، و امام جواد و امام هادي كه هم عصر او بودند و هر كدام مرجع علوم، معارف و حديث اسلامي به شمار مي آمدند، حتي يك حديث هم نقل نكرده است[16].
علامه شرف الدين مي نويسد:
از همه زشت تر آن كه بخاري در صحيح خود به ائمّه اهل بيت عليهم السلام احتجاج نكرده است ؛ زيرا هيچ روايتي را از صادق، كاظم، رضا، جواد، هادي، زكي عسكري عليهم السلام، در حالي كه معاصر آنان بود نقل نكرد، چنان كه از حسن بن حسن، زيد بن عليّ بن حسين، يحيي بن زيد، نفس زكيه... و نه ديگر بزرگان عترت طاهره و گل هاي باغ زهرا؛ بسان عبدالله بن حسن و علي بن جعفر عريضي و ديگران، هيچ حديثي نقل نكرده است. و حتي يك حديث از سبط اكبر و ريحانه پيامبر و سرور جوانان بهشت، حسن مجتبي عليه السلام نياورده است، در حالي كه گفتار پرچمدار خوارج كه بيشترين دشمني را با اهل بيت عليهم السلام داشت ؛ يعني عمران بن حطان را آورده است، همو كه در تمجيد ابن ملجم و ضربت زدن او به علي عليه السلام چنين سروده است:
يا ضربه من تقي ما اراد بها الا ليبلغ من ذي العرش رضوانا
چه ضربتي بود از آن پرهيزكار ! كه از آن جز رسيدن به رضايت خداوند هدفي نداشت.
اني لأذكره يوماً فأحسبه اوفـي البـريه عـند الله ميـزاناً
روزي او (ابن ملجم) را به ياد آورم و مي پندارم كه سنگين ترين ميزان نزد خداوند از آنِ اوست[17].
علامه محمد حسن مظفر در كتابي تحت عنوان: الافصاح عن رجال احوال الصحاح از 368 راوي نام مي برد كه حداقل به استناد دو تن از رجاليان معروف اهل سنت به شدت مورد طعن و ضعف قرار گرفته اند [18]. گذشته از عالمان شيعي، صحيح بخاري از جهت ذكر راويان ضعيف، از سوي بزرگان اهل سنت نيز مورد انتقاد قرار گرفته است.
ابن حجر مي گويد: حفاظ در يكصد و ده حديث بخاري تشكيك كرده و آنها را فاقد صحّت مي دانند و هشتاد تن از چهارصد راوياني كه منحصراً در صحيح بخاري آمده تضعيف شده اند.
[1] - تاريخ مدنيه دمشق، ج 52، ص 50 ؛ تذكره الحفاظ، ج 2، ص 555 ؛ سير اعلام النبلاء، ج 12، ص 392.
[2] - تاريخ مدنيه دمشق ، ج 52، ص 50 ـ 52 ؛ سير اعلام النبلاء، ج 12، ص 394 ـ 396.
[3] - تاريخ مدنيه دمشق ، ج 52، ص 56.
[4] - سير اعلام النبلاء، ج 12، ص 401 ؛ مقدمه فتح الباري، ص 5.
[5] - تذكره الحفاظ، ج 2، ص 556.
[6] - مقدمه فتح الباري، ص 5.
[7] - مقدمه فتح الباري، ص 7 و 8 ؛ اصول الحديث، ص 312 و 313.
[8] - علم حديث، ص 34 به نقل از مقدّمه التاج، ج 1، ص 15 ؛ مقدمه جامع الاصول، ج 1، ص 186.
[9] - الحديث و المحدّثون، ص 378.
[10] - همان، ص 379.
[11] - مقدمه ابن صلاح، ص 20.
[12] - همان، ص 7 و 8.
[13] - شرح مسلم، ج 1، ص 14.
[14] - سير اعلام النبلاء، ج 12، ص 470.
[15] - مقدمه فتح الباري، ص 381 ؛ الكشف الحثيث، ص 112 ؛ الصحيح من السيره، ج 1، ص 260.
[16] - علم حديث، ص 352 ـ 353.
[17] - اضواء علي السنه المحمديه، ص 327، به نقل از الفصول المهمّه في تأليف الامّه، ص 159 و 168. هم چنين ر. ك: المراجعات، ص 415 ؛ النص و الاجتهاد، ص 527 ؛ معالم المدرسين، ج 2، ص 39 ؛ دراسات الحديث و المحدثين، ص 161 ـ 191.
[18] - علم حديث، ص 353.
@#@ او خود در مقدمه جلد دوم شرح خود بر بخاري، اسامي چهار صد تن از راويان ضعيف و علت ضعف آنها را از نگاه رجاليان آورده است[1].
حافظ زين الدين عراقي پس از ذكر سخن محمد بن طاهر كه گفت: بخاري و مسلم شرط كرده اند، تنها رواياتي كه وثاقت راويان آن اتفاق نظر بوده و تا صحابي مشهور متصل است را آورده اند ـ مي گويد: اين سخن، سخن درستي نيست ؛ زيرا نسايي گروهي از راويان بخاري و مسلم، يا هر كدام از آنان را تضعيف كرده است[2].
بدر الدين عيني مي گويد: در صحيح بخاري گروهي ذكر شده اند كه برخي از رجاليان متقدم آنان را تضعيف كرده اند[3].
ب. ضعف هاي محتوايي صحيح بخاري
گذشته از اشكال هاي پيش گفته، مهم ترين نقد بر صحيح بخاري انعكاس رواياتي است كه از هر جهت با فرهنگ و آموزه هاي قرآن و اهل بيت عليهم السلام حتي از ديدگاه برخي از صاحب نظران اهل سنت مخالف است. از سوي ديگر قداست و جايگاه رفيع اين كتاب در ميان جامعه ديني اهل سنت باعث شد تا اين روايات مورد استناد و اعتناي بسياري از پژوهشگران قرار گيرد. بدون ترديد اگر مدّعي باشيم كه صحيح بخاري در شكل دهي به بسياري از انديشه هاي ناصواب كلامي و فقهي و دور ساختن امّت اسلامي از فرهنگ ناب اسلامي و قرآني به عنوان مهم ترين منبع روايي، بيشترين نقش را داشته است، سخني از روي گزاف نخواهد بود.
صحيح بخاري در بُعد توحيد، از خدايي ياد مي كند كه داراي جسم، اعضاء و جوارح و قابل رؤيت است و مانند موجودات عادي، محلّ اعراض و صفات قابل زوال است. و در بعد نبوّت از پيامبراني ياد مي كند كه دروغ مي گويند، غذاي حرام مي خورند، زن باره اند، براي فرار از مرگ، چشم عزرائيل را كور مي كنند، با حال جنابت نماز مي خوانند، اشتباه كار و فراموش خاطر اند، در نبوّت خود ترديد دارند، مورد سحر ساحران قرار مي گيرند...... و در ابعاد ديگر، قرآن را تحريف شده معرفي مي كند، مباشرت با حائض را جائز مي شمرد و غنا را مباح معرفي مي كند[4].
الكواكب الدراري از شمس الدين كرماني (م 786)، فتح الباري في شرح صحيح البخاري از ابن حجر عسقلاني (م 852)؛ عمده القاري في شرح صحيح البخاري از بدر الدين عيني (م 855) از مهم ترين شرح هاي صحيح بخاري به شمارمي روند.

[1] - اضواء علي السنه المحمديه، ص 317 به نقل از فتح الباري، ج 2، ص 81.
[2] - همان، ص 325.
[3] - همان.
[4] - علم حديث، ص 356 براي آگاهي بيشتر از اين دست از روايات ر. ك: نجمي، محمد صادق، سيري در صحيحين.
علي نصيري- آشنايي با علوم حديث، ص 142
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :