امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
10218
بهتان و تهمت
بهتان و افتراء عبارتست از اينكه انسان در حق غير به چيزي كه راضي نيست دروغ بگويد به عبارت ديگر چيزي را به دروغ به ديگري نسبت دهد و شخصي كه مرتكب گناه و عمل زشتي نشده به انجام آن متهم كند و يا عيب و نقصي را كه در او نيست به او بچسباند و فرقي نيست كه اين نسبت دروغ در حضور او باشد يا در غياب.
بهتان و تهمت از گناهان كبيره است و در قرآن مجيد به شدت از آن نهي، و عذاب شديدي براي آن ذكر گرديده كه به آن اشاره خواهد شد.
در حقيقت بهتان بدترين نوع دروغ است و چنانچه اتهام شخص در غياب وي باشد غيبت هم بشمار مي‌آيد و انسان در واقع مرتكب دو گناه شده است يكي دورغ و ديگري غيبت و بزرگترين ظلم در حق برادر مؤمن آنست كه او را متهم به ارتكاب گناهي كني كه هرگز آنرا انجام نداده است. بهتان باصطلاح همين برچسب زدن به اين و آن است كه متاسفانه همواره در جوامع بشري مطرح بوده و امروزه نيز بزرگترين ابزار دشمنان و مخالفان است.
آثار سوء اجتماعي:
نتيجه بهتان و افتراء به اين و آن اينست كه نظام اجتماعي دير يا زود از هم بپاشد و عدالت اجتماعي از بين برو.د حق باطل و باطل حق جلوه كند، بيگناهان متهم و گرفتار، ‌و گناهكاران تبرئه و آزاد باشند، حسن ظن به سوء ظن نسبت بكديگر تبديل گردد و اعتماد عمومي مردم از يكديگر سلب شود و زمينه‎ي هرج و مرج فراهم گردد و نا امني و نار ضايتي رشد يابد،‌ دوستي و صميميت جايش را به كينه و عداوت بدهد، مردم پراكنده و متفرق و بدون ارتباط با يكديگر زندگي كنند و از تجمع و تشكل و انسجام خبري نباشد. بدون شك چنين جامعه‌اي نمي‌تواند دوام و بقاء داشته باشد بلكه بزودي سقوط خواهد كرد و مردم آن هلاك و گرفتار انواع مشكلات و بلايا خواهند شد. و لذا امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر گاه مؤمني برادر مؤمن خويش را متهم سازد و به او تهمت بزند ايمان از قلب او محو مي‌شود همچنانكه نمك در آب ذوب مي‌گردد.[1] و وقتي ايمان مؤمن ذوب شد و ديگر اثري از ايمان در قلبش باقي نماند جايگاهش دوزخ است چنانكه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود[2]: هر كس به مرد يا زن با ايماني بهتان بزند يا درباره‎ي كسي چيزي بگويد كه در او نيست خداوند در قيامت او را بر تلي از آتش قرار مي‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ي‌ گفته‎ي خود بيرون آيد.
در قرآن كريم بيش از چهل آيه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جريانات مختلفي نازل شده كه چند نمونه مهم آن ذكر مي‌شود.
چند نكته‎ مهم:
1- تهمت دو صورت دارد:
الف ـ افتراء: تهمت زننده با علم و آگاهي، گناه يا عيبي را به شخصي نسبت مي‌دهد يعني مي‌داند كه آن شخص داراي اين عيب نيست و يا اين گناه از او صادر نشده است مع الوصف آن را به او نسبت مي‌دهد و حتي گاهي خود او مرتكب عمل زشتي شده ولي براي نجات خود از گرفتاري و فرار از مجازات آنرا به ديگري نسبت مي‌دهد، كه در اصطلاح به آن افتراء گويند.
ب ـ بهتان: تهمت زننده بدون علم بلكه از روي ظن و گمان چيزي را به شخصي نسبت مي‌دهد مانند نمونه‎ي اول و دوم كه در اصطلاح به آن بهتان گويند. ريشه‎ي صورت دوم همان سوء ظن و بدبيني نسبت به ديگران است كه موجب مي‌شود هر كاري كه از ديگران صادر شود آنرا حمل بر فساد و بدي كند. و اكثر تهمت‌ها بخاطر ناآگاهي و سوء ظن است، و لذا خداوند در قرآن مي‌فرمايد: اي مؤمنان از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد زيرا بعضي از گمان‌ها گناه است.[3]
البته كاملاً روشن است كه پيدايش ظن و گمان يا وهم و خيال در ذهن امري غير اختياري مي‌باشد و حسن و قبح، ثواب و عقاب در قلمرو افعال اختياري است نه غير اختياري، بنابراين مراد اينستكه به گمان خود ترتيب اثر ندهيد و از عمل بدون علم اجتناب ورزيد زيرا بسياري از كساني كه بدون علم و بر اساس حدس و گمان عمل مي‌كنند مرتكب گناه و معصيت مي‌شوند. چنانچه در آيه ديگر فرمود: از آنچه بدان علم نداري پيروي مكن[4] و در جاي ديگر گروهي را بخاطر اينكه به سوء ظن خود ترتيب اثر دادند ملامت و سرزنش مي‌كند و مي‌فرمايد: شما بدگمان شديد و سوء ظن پيدا كرديد و بر اساس آن عمل كرديد پس هلاك و تباه گشتيد.[5] و نيز مي‌فرمايد: مشركان پيروي نمي‌كنند مگر گمان را و آنان گمان آوران هستند.[6]
2ـ حمل فعل مسلمان بر صحت:
مؤمن نه تنها نبايد به برادر و خواهر مؤمن خويش سوء ظن داشته باشد و به آن ترتيب اثر بدهد بلكه بايد عمل او را حمل بر صحت كند و بكوشد تا سوء ظن خويش را به حسن ظن تبديل نمايد.
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در اين رابطه مي فرمايد: بايد گفتار و كردار برادر ديني خود را به بهترين وجه قرار دهي مگر اينكه يقين پيدا كني و راه توجيه (حمل بر صحت) بر تو بسته باشد. و نبايد به سخن برادرت بد گمان باشي در حاليكه تو محمل خوبي براي توجيه كلام او مي‌يابي.[7]
همچنين محمد بن فضيل مي‌گويد[8] به امام هفتم عرض كردم: بعضي از افراد موثق براي من خبر آوردند كه يكي از برادران ديني درباره‎ي‌ من مطلبي گفته كه آنرا نمي‌پسندم از او در اين باره سؤال كردم، او انكار نمود تكليف من چيست؟ حضرت فرمود: گوش و چشمت را نسبت به برادرت تكذيب كن بطوريكه اگر پنجاه عادل در نزد تو گواهي بدهند كه فلاني درباره‎ي تو چنين مطلب نادرستي را مطرح ساخته تو بايد آنان را تكذيب، و برادر ايماني خود را تصديق كني و آنچه را كه باعث ريختن آبروي او ميشود اشاعه ندهي كه در غير اين صورت از مصاديق آيه‎ي: ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا، خواهي بود.
بنابراين مادامي كه ميتواني بايد قول و فعل مؤمن را حمل بر صحت، و به خير و صلاح توجيه كني و نبايد به او بدبين و بد گمان باشي و امر او را بر فساد و بدي حمل نمائي، حتي اگر از دهان مؤمني بوي شراب به مشامت رسيد نبايد به او سوء ‌ظن پيدا كني كه او شراب خورده، و مرتكب فعل حرام گشته، ‌بلكه بايد محمل خوبي براي آن بيابي مثلاً بگوئي كه شايد طبق تجويز پزشك به منظور مداوا و درمان نوشيده و يا فساق او را مجبور به شرب خمر كرده‌اند و يا اشتباها بجاي شيشه‌ي سركه بطري شراب را برداشته و بدهان ريخته و هنگامي كه متوجه شده كه شراب است بلافاصله آنرا بيرون ريخته و حتي قطره‌اي هم فرو نبرده است.
3ـ فرار از موضع تهمت:
اسلام از طرفي تهمت را حرام دانسته و از مؤمنان خواسته تا از سوء ظن به يكديگر اجتناب ورزند و در صورت پيدايش سوء ظن به آن اعتنا نكنند و ترتيب اثر ندهند بلكه گفتار و كردار مؤمن را بر صحت و خوبي حمل نمايند و از طرف ديگر به مؤمنان دستور داده تا خود را در معرض تهمت قرار ندهند و از گفتن سخنان و اعمالي كه موجب سوء ظن مي‌شود پرهيز كنند تا مورد تهمت و افترا قرار نگيرند.
چنانكه امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود: كسي كه خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد كسي را كه به او بد گمان مي‌شود ملامت و نكوهش كند.[9]
همچنين امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: كسي كه به موضعي از مواضع تهمت برود و متهم شود نبايد جز خودش را ملامت كند.[10] و نيز امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصيت به فرزندش امام مجتبي ـ عليه السلام ـ فرمود: از محل تهمت بر حذر باش و دوري كن، همچنين از مجلسي كه به آن گمان بد برده مي‌شود.[11] و به همين جهت است كه در اخبار و روايات تأكيد شده كه مؤمنان بايد از دوستي و هم نشيني با فساق و گناهكاران بپرهيزند زيرا رابطه داشتن با آنان موجب مي‌شود كه مردم نسبت به مؤمنان بدبين و در نتيجه به آن‌ها تهمت بزنند.
و نيز پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: از مواضع تهمت بپرهيزيد[12] و خود هنگامي كه در مسجد معتكف بود و صفيه يكي از همسران پيامبر به ديدن حضرت آمد، پيامبر هنگام مراجعت صفيه به منزل چند گامي او را همراهي و در ضمن با او گفتگو مي‌كرد يكي از انصار آنان را ديد حضرت به انصاري فرمود اين صفيه همسر من است، و هدف پيامبر از بيان اين مطلب دفع سوء ظن محتمل از طرف انصاري بود.
4 ـ افتراء به خدا و رسول و ائمه:
تاكنون بحث درباره‎ي تهمت به مؤمنان بود و گفته شد كه تهمت به مؤمن حرام است اما بدتر از آن اينست كه انسان به خدا، قرآن،[13] رسول و ائمه اطهار تهمت بزند مثل اينكه براي خدا شريك قائل شود[14] و يا منكر معاد باشد[15] يا چيزي را كه ائمه نگفته‌اند به آنان نسبت بدهد، احاديث جعلي و دروغين بسازد و يا رسالت پيامبر را دروغ پندارد و بگويد كه او از طرف خدا مبعوث نشده و بدروغ ادعا نبوت نموده و يا بگويد پيامبر و ائمه به چيزي امر كرده‌اند كه خدا به آن امر نكرده و چيزي را واجب دانسته‌اند كه خدا آنرا واجب ندانسته است، و شكي نيست كه دروغ پنداشتن رسالت پيامبر و تكذيب آن و نفي دعوت او، به انكار خدا و كفر برمي‌گردد و كسي كه به پيغمبر نسبت دروغ بدهد و تهمت بزند و حكمي كه در اسلام نيست به آن، نسبت دهد در واقع به خدا نسبت دروغ داده زيرا تكذيب رسول و ائمه و آيات الهي تكذيب خدا است و افتراء بر كسي كه جز از طرف خدا سخن نمي‌گويد،[16] افتراء به ذات الهي محسوب مي‌شود چنانكه در روايتي امام صادق ـ عليه السّلام ـ به مردي از اهالي شام فرمود: سخن ما را بشنو و بر ما دروغ مبند زيرا كسي كه بر ما درباره‌ي چيزي دروغ بگويد بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ دروغ بسته و كسي كه بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ دروغ ببندد به خدا دروغ بسته و خداوند چنين شخصي را عذاب مي‌كند.[17]
[1] . اذا اتهم المؤمن اخاه انماث الايمان من قلبه كما ينماث الملح في الماء (كافي، ج2، ص361؛ البرهان، 4/208).
[2] . من بهت مؤمنا او مؤمنه او قال فيه ما ليس فيه اقامه الله تعالي يوم القيامه علي تل من نار حتي يخرج مما قال فيه (وسائل الشيعه، ج8، ص603؛ عيون اخبار الرضا، ب 30).
[3] . يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيراً من الظن ان بعض الظن اثم. (حجرات/12).
[4] . ولاتقف ما ليس لك به علم. (اسراء/36).
[5] . فظننتم ظن السوء و كنتم قوماً بوراً. (فتح/12).
[6] . ان يتبعون الا الظنّ و ان هم الايخرصون. (يونس/66).
[7] . ضع امر اخيك علي احسنه حتي ياتيك ما يغلبك منه ولاتظنن بكلمه خرجت من اخيك سوء و انت تجدلها في الخير محملاً (البرهان، ج4، ص209؛ كافي، ج2، ص362؛ امالي، م50، ص304).
[8] . البرهان، ج3، ص128.
[9] . من عرض نفسه للتهمة فلا يلومن من اساء به الظن (امالي، م50، ص304؛ وسائل، ج8، ص422؛ تحف العقول، ص387.
[10] . من دخل موضعاً من مواضع التهمه فاتهم فلا يلومن الانفسه. (وسائل الشيعه، ج8، ص422؛ امالي، م75، ص497).
[11] . اياك و مواطن التهمته و المجلس المظنون به السوء. (وسائل الشيعه، ج8. ص423).
[12] . اتقوا من مواضع التهمه.
[13] . و ان منهم لفريقا يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب و ما هو من الكتاب و يقولون هو من عندالله و ما هو من عندالله و يقولون علي الله الكذب و هم يعلمون. (آل‌عمران/78).
[14] . و من يشرك بالله فقد افتري اثما عظيماً. (نساء/48).
[15] . ان هي الاحياتنا الدنيا و نموت و نحيا و ما نحن بمبعوثين ان هو الارجل افتري علي الله كذباً. (مؤمنون/37ـ38).
[16] . و ما ينطق عن الهوي، ان هو الاوحي يوحي. (نجم/3ـ4).
[17] . اسمع حديثنا ولا تكذب علينا فانه من كذب علينا في شييء فقد كذب علي رسول الله و من كذب علي رسول الله فقد كذب علي الله و من كذب علي الله عذبه الله عز و جل. (وسائل الشيعه، ج8، ص576).
@#@
بنابراين تهمت به امام تهمت به پيامبر، و تهمت به پيامبر تهمت خدا، و از گناهان كبيره مي‌باشد.[1] پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: هر كس چيزي را كه من نگفته‌ام به من نسبت دهد نشيمن‌گاهش از آتش خواهد بود.[2]
قرآن در 9 آيه[3] افتراء زنندگان به خدا و تكذيب كنندگان آيات الهي را ستمكارترين مردم معرفي مي‌نمايد و در 5 آيه[4] مي‌فرمايد: برويد در زمين سير كنيد و سرنوشت تذكيب كنندگان و تهمت زنندگان به خدا و رسول را مشاهده كنيد كه چگونه گرفتار خشم و عذاب الهي در دنيا شدند. و در 11 آيه[5] مكذبين و مفتريان، مورد عتاب قرار گرفته و به آن‌ها بيم آتش قهر و غضب الهي داده شده كه چه عذاب سختي در انتظار ايشان است.
و بالاخره خداوند كساني را كه بدون حجت و دليل به حليت يا حرمت چيزي قائل شده باشند و چه بسا حلال خدا را حرام، و حرام او را حلال مي‌شمرند و بر خدا افتراء ميزنند آن‌ها را از اين عمل نهي كرده و فرموده كساني كه به خدا افتراء و تهمت مي‌زنند رستگار نمي‌شوند و آنچه را كه به طمع آن افتراء زده‌اند منفعت بسيار كمي است و در آخرت عذاب دردناكي دارند.[6]
5 ـ عكس العمل مؤمن:
براي اينكه ببينيم عكس العمل مؤمن در مقابل شخص تهمت زننده چگونه بايد باشد به قرآن مراجعه مي‌كنيم و دو نمونه از برخورد پيامبران با تهمت زنندگان و مفتريان را ذكر مي‌كنيم.
الف) عكس العمل پيامبر اكرم(ص) :
هنگامي كه پيامبر از سوي كافران و مشركان مورد تهمت قرار گرفت و گفتند اين قرآني كه ادعا مي كند از جانب پروردگار خويش آورده سخنان خود اوست كه بخدا نسبت داده است، ابتداء پيامبر آن‌ها را موعظه و نصيحت كرد، و بعد براي آن‌ها استدلال فرمود كه شما در اشتباه هستيد و اين گمان باطلي است و پيروي از گمان شما را به حق و حقيقت نمي‌رساند، سپس فرمود: اگر من دروغ مي‌گويم و اين كتاب را از جانب خداوند براي هدايت شما نياورده‌ام پس شما منكران هم كه مثل من عرب زبان و اهل فصاحت و بلاغت هستيد يك سوره مانند آن بياوريد و هرگز بر آن قادر نخواهيد بود.
و پس از مجادله به حق و اقامه‎ي بينه و برهان، آن‌ها همچنان بر كفر و شرك خويش اصرار ورزيده، حضرت را تكذيب مي‌كردند و به او نسبت دروغ مي‌دادند، خداوند به پيامبر فرمان داد كه اگر آن‌ها باز هم بر گفته‎ي خويش اصرار و ترا تكذيب كردند بآنها بگو: عمل من براي من و اعمال شما براي خودتان باشد. شما از عمل من بيزاريد و من از عمل شما بيزارم،[7] شما بخاطر من مؤاخذه نمي‌شويد من هم بخاطر تهمت شما مؤاخذه نمي‌شوم.
ب) عكس العمل نوح پيامبر ـ عليه السلام ـ :
هنگامي كه حضرت نوح مردم را از شرك و بت پرستي به توحيد و يكتا پرستي دعوت نمود و به آن‌ها فرمود: من پيامبر خدا هستم قومش گفتند: ‌ما فضيلتي براي تو و پيروانت نسبت به خودمان نمي بينيم و تو از ما برتر نيستي بلكه ما گمان مي‌كنيم شما دروغ مي‌گوئيد.[8] و به اين ترتيب به حضرت نوح تهمت زدند، حضرت نوح پس از مجادله آن‌ها را از عذاب الهي بيم داد تا شايد جز خدا را نپرستند اما اندرز و انذار مؤثر واقع نشد و گفتند: اي نوح اگر راست مي‌گوئي پس عذابي كه به ما وعده داده بودي بياور و هنگامي كه آن‌ها در كفر و شرك خويش اصرار ورزيدند خداوند به نوح ـ عليه السلام ـ فرمود: به آن‌ها بگو اگر من دروغ مي‌گويم و بدروغ دعوي نبوت مي‌كنم پس جرم و گناه من بر خود من است و من از گناهان شما بيزارم[9] و باين ترتيب از تهمت زنندگان تبري جست.
بنابراين مومني كه مورد تهمت ديگران واقع مي‌شود بايد:
اولاً در مقام دفاع از خود برآيد و تهمت زننده را متوجه اشتباه خود سازد و او را ارشاد و تصحيت نمايد.
ثانياً تهمت زننده را به عقوبت اين گناه بزرگ متوجه، و از خشم الهي بيم دهد.
ثالثاً اگر بيم و انذار، و نصيحت و ارشاد مفيد واقع نشد از او تبري جويد.

[1] . الكذب علي الله و علي رسوله و علي الاوصياء من الكبائر. (همان سند، الفقيه ج3، ص372).
[2] . من قال علي ما لم اقل فليتبوء مقعده عن النار. (همان سند، وسائل، ج11، ص259).
[3] . و من اظلم ممن افتري علي الله كذباً. (انعام/21،93،144؛ اعراف/37؛ يونس/17؛ هود/18؛ كهف/15؛ عنكبوت/68 و صف/7).
[4] . انظروا كيف كان عاقبه المكذبين. (آل‌عمران/137؛ انعام/11؛ نحل/36؛ نمل/69 و زخرف/25).
[5] . ويل يومئذ للمكذبين. (طور/11؛ مرسلات/15، 19، 24، 28، 34، 37، 40، 45، 47 و 49).
[6] . ولا تقولوا لما تصف السنتكم الكذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علي الله الكذب ان الذين يفترون علي الله الكذب لايفلحون متاع قليل و لهم عذاب اليم. (نحل/116ـ117).
[7] . و ان كذبوك فقل لي عملي و لكم عملكم، انتم بريئون مما اعمل و انا بريء مما تعملون. (يونس/41).
[8] . و ما نري لكم علينا من فضل بل نظنكم كاذبين. (هود/27).
[9] . قل ان افتريته فعلي اجرامي و انا بريء مما تجرمون. (هود/35).
سيد محمد امين ـ آفات زبان،ص132
مطالب مرتبط :
یا زهــــــــــرا (شنبه 19 ارديبهشت 1394)
پاسخ
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت شما بزرگواران ممنون از مطالب بسیار زیباتون موفق و مؤید باشید ان شاءالله الهی بحق عمه ی سادات عجل لولیک الفرج
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :