امروز:
دوشنبه 27 دي 1395
بازدید :
1874
ريا
نكوهش و حرمت ريا
خداوند تعالي مي فرمايد: «ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون الذين هم يرائون و يمنعون الماعون[1]؛ واي بر حال نمازگزاراني كه از نماز خويش غافلند آنانكه رياء مي كنند و احسان و نيكي به فقراء را منع مي كنند».
و مي فرمايد: «يراءون الناس ولا يذكرون الله الا قليلا[2]؛ منافقين... با مردم ريا مي ورزند و خدا را جز اندكي ياد نكنند».
و مي فرمايد: «كالذي ينفق ماله رآء الناس[3]؛ مانند كسي كه مالش را براي ريا انفاق مي كند. (صدقات خويش را با منّت و آزار تباه نسازند».
و مي فرمايد: «فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعباده ربه احدا[4]؛ (اي رسول ما به امت بگو من...) پس هركس به ديدار پروردگار خويش اميدوار است عمل صالح انجام دهد و در پرستش خداي خويش كسي را با او شريك نكند».
نبي گرامي اسلامي صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايد: ترسناك ترين چيزي كه از آن بر شما مي ترسم شرك اصغر است.
عرض كردند: يا رسول الله شرك اصغر چيست؟ فرمود: ريا!
آنگاه چنين فرمود: هنگامي كه در روز قيامت خداي تعالي پاداش عمل بندگان را مي دهد مي فرمايد: برويد سراغ كساني كه در دنيا براي آنها ريا مي كرديد ببينيد آيا پاداشي دارند به شما بدهند، و فرمود: خداي تعالي مي فرمايد: هر كس عملي انجام دهد و ديگري را در آن با من شريك كند تمام عمل را به شريكم مي دهم من از آن عمل بيزارم و از شرك بي نيازتر از هر بي نيازم[5].
و مي فرمايد: عملي را كه ذره اي ريا در آن باشد خدا نمي پذيرد[6].
و مي فرمايد: پائين ترين درجه ريا شرك است[7].
امام صادق عليه السلام فرمود: خداي تعالي مي فرمايد: من بهترين شريكم هر كس در عملش ديگري را با من شريك كند آن عمل را نمي پذيرم، من تنها عملي را مي پذيرم كه خالص باشد[8].
و مي فرمايد: رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: زماني مي رسد كه مردم به خاطر طمع در دنيا داراي دروني پليد و بروني نيكو مي شوند، از ظاهر زيبايشان قصد پاداش گرفتن از خدا ندارند، دينشان ريائي است و هيچ ترسي ندارند خدا عقابي همه گير، شامل آنها مي كند و آنها چون غريق، دعا مي كنند و مستجاب نمي شود.
و باز مي فرمايد: رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: فرشتگان در كمال سرور و خوشحالي اعمال نيك بنده را بالا مي برند. چون عمل به بالا مي رسد خداي تعالي مي فرمايد: اين عمل را رد سجين قرار دهيد چون صاحبش آن را براي من انجام نداده است[9].
و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: رياء كار سه نشانه دارد اگر مردم او را ببينند با نشاط مي شود و چون تنها شود كسالت او را فرا مي گيرد و دوست دارد در تمام كارهايش او را ستايش كنند[10].
و مي فرمايد: از خدا چنان بترسيد كه محتاج عذرخواهي نباشيد و بدون ريا و قصد شهرت عمل كنيد زيرا هركس براي غير خدا عمل كند خدا او را به عملش واگذار مي كند[11].
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: اعمالتان را براي خدا انجام دهيد و براي مردم كار نكنيد چه اينكه هرچه براي خدا انجام شود خدا مي پذيرد و آنچه براي مردم انجام شود به سوي خدا صعود نمي كند[12].
و مي فرمايد: هر ريايي شرك است بدرستي كه هركس براي مردم عمل كند ثوابش بر مردم است و هركس براي خدا عمل كند پاداشش بر خداست[13].
و باز آن بزرگوار در تفسير آيه شريفه «فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا»[14]. چنين مي فرمايد: گاهي انسان عملي نيك انجام مي دهد ولي نه براي رضاي خدا بلكه ميل دارد مردم بشنوند و او را بستايند، اين شخص همان كسي است كه در عبادت پروردگارش شرك ورزيده است.
سپس چنين اضافه كرد: هرگز بنده اي نيست كه در نهان كار خيري كند و روزگار بگذرد مگر خدا برايش خيري ظاهر كند و هرگز بنده اي نيست كه در نهان كار شري كند و روزگار بگذرد مگر اينكه خدا برايش شري ظاهر سازد.
و باز مي فرمايد: چه مي كند كسي كه نيكي را آشكار و بدي را پنهان مي كند آيا با خود فكر نمي كند كه واقعاً چنين نيست در حالي كه خداي تعالي مي فرمايد: «بل الانسان علي نفسه بصيرة»[15] هرگاه باطن درست باشد ظاهر قوي مي شود[16].
حقيقت ريا, فرق بين ريا و سُمعه, اقسام ريا
ريا از جهت لغوي از رؤيت مشتق شده است و به معني طلب منزلت و مقام در قلوب مردم به وسيله ارائه اعمال نيك مي باشد.
و سُمعه لغة‌ از سماع گرفته شده و به معني طلب منزلت در قلوب مرم به وسيله انتشار موجبات منزلت است.
تعريف ريا
ريا عبارت است از اراده مقام و منزلت بوسيله اطاعت خداوند متعال بنابراين به چنين عابدي مرائي «ريا كار يا خودنما» و به مردمي كه عابد، عبادتش را به آنها مي نماياند تا جايي در دل آنها پيدا كند رائي و به عملي كه شخص رياكار اظهار مي كند مرائي به «وسيله ريا» و به قصد اين شخص ريا مي گويند.
اقسام ريا
چيزهائي كه مي توان به وسيله آنها ريا كرد و به عبارت ديگر مي توانند مرائي به باشند بسيارند.
و در يك تقسيم كلي مي توان آنها را به پنج قسم تقسيم كرد.
طبق اين تقسيم تمام وسائل ريا در اين اقسام جمع مي شوند:
1ـ بدن
2ـ هيئت و تركيب ظاهري
3ـ گفتار
4ـ كردار
5ـ پيروان و هر چيزي كه خارج از وجود شخص باشد.
طالبان دنيا معمولا ً به وسيله اين چند چيز ريا مي كنند ولي ريا و جاه طلبي به وسيله اعمالي كه عبادت شمرده نمي شوند آسان تر و ساده تر از ريا به وسيله عبادات است «چون در اين نوع ريا انسان كمتر مرتكب گناه مي شود».
قسم اول
قسم اول ريا در دين بوسيله بدن است كه توسط لاغري و رنگ زردي انجام مي شود هدف از اين كار اين است كه ديگران با ديدن اين حالت خيال كنند انسان در راه دين شديداً كوشا و در امر دين بسي محزون است و خوف آخرت بر وجودش غلبه نموده و خورد و خوابش را در ربوده است.
آهسته صحبت كردن و گود شدن حدقه چشم و خشكي لب به خاطر اظهار روزه داري از همين باب است.
لذا حضرت عيسي بن مريم عليه السلام مي فرمايد: هنگامي كه روزه مي گيريد سرتان را روغن بزنيد، موهايتان را شانه كنيد و در چشم سرمه بكشيد.
دستور به اين موارد به خاطر اين است كه عابد در معرض خطر ريا است.
قسم دوم
قسم دوم ريا به وسيله هيئت و قيافه است مثل درهم كردن موي سر،‌تراشيدن شارب،‌ پائين انداختن سر و در موقع راه رفتن، آهسته حركت كردن، باقي گذاردن اثر سجده در پيشاني و پوشيدن لباسهاي خشن، كوتاه و وصله دار براي اينكه اظهار كند تابع سنت است و توجهي به دنيا ندارد.
قسم سوم
قسم سوم ريا به وسيله گفتار است مثل موعظه، تذكر، گفتن سخنان حكيمانه، حفظ اخبار و احاديث، جنباندن لب در حضور مردم، امر به معروف و نهي از منكر در ملأ عام و امثال آن.
قسم چهارم
قسم چهارم ريا به وسيله اعمال است مثل طول دادن اجزاء نماز از قبيل قيام، ركوع، سجده و پايين انداختن سر، اظهار بي توجهي و امثال آن.
قسم پنجم
قسم پنجم ريا به وسيله دوستان، ملاقات كنندگان و همنشينان است مثل اين كه با كساني از قبيل علما، عباد، زهاد و فقرا و مساكين رفت آمد يا كاري كند كه مردم، زياد به او مراجعه كنند تا بدينوسيله نشان دهد كه رتبه ديني اش بالا است.
درجات ريا
براي تحقق ريا سه چيز لازم است كه اركان ريا ناميده مي شوند.
1ـ قصد و نيت ريا
2ـ وسيله ريا يا مرائي به
3ـ چيزي كه انسان به خاطر آن ريا مي كند كه در اصطلاح مرائي لاجله ناميده مي شود «هدف ريا»
هر كدام از اين سه ركن داراي درجات و مراتبي هستند كه با شدت و ضعف آنها ريا شدّت و ضعف مي يابد.
درجات ركن اول (قصد ريا)
قصد ريا چهار درجه دارد اولين و شديدترين درجه، آن است كه انسان از انجام عبادت اصلا قصد ثواب نداشته باشد مثل كسي كه بين مردم نماز واجب يا مستحب مي خواند ولي اگر تنها باشد آن را ترك مي كند.
درجه دوم، آن است كه اهمّ قصدش ريا و خودنمائي باشد و بطور تبعي و در حاشيه كمي هم به ثواب و پاداش الهي توجه داشته باشد.
درجه سوم اين است كه انتظار ثواب به همان اندازه در او ايجاد انگيزه مي كند كه قصد خودنمائي دخالت دارد به عبارت ديگر قصد ريا و نيت ثواب به طور مساوي وجود داشته باشند به طوري كه اگر يكي از آنها نباشد شخص به عبادت بر انگيخته نمي شود.
و آخرين و ضعيف ترين درجات قصد ريا آن است كه نيت خودنمائي نشاط بيشتري در او ايجاد مي كند و قصد ثوابش را تقويت مي كند به طوري كه اگر نبود باز هم عبادتش را انجام مي داد.
اين چهار مرتبه درجات و مراحل قصد ريا هستند كه همگي حرام و موجب بطلان اعمال مي شوند دليل اين مطلب آيات و رواياتي است كه در صدر بحث ذكر شد از قبيل حديث قدسي شريف:
من بي نيازترين بي نيازها از شركم.
و آيه شريفه: ولا يشرك بعبادة ربه احدا[17].
و كلام گهربار اميرالمؤمنين عليه السلام در توصيف ريا كار: در خلوت كسل مي شود و در بين مردم به نشاط مي آيد[18].
درجات ركن دوم ـ وسيله ريا (مرائي به)
وسايل ريا عبارت از طاعات و عبادات است كه به دو دسته تقسيم مي شوند.
1ـ ريا در اصل عبادات
2ـ ريا در اوصاف عبادات
قسم اول ريا در اصل عبادات
اين قسم خود داراي سه مرتبه است:
1ـ ريا در اصل ايمان كه شديدترين نوع ريا است و صاحبان اين گونه ريا از منافقين محسوب مي شوند كه وعده عذاب ابدي به آنها داده شده و چه بسا چنين شخصي از كفار بدتر باشد زيرا كفر باطني و نفاق ظاهري را در خود جمع كرده است.
[1] . سوره ماعون، آيه 7.
[2] . سورة نساء ايه 142.
[3] . سورة بقره، آيه 264.
[4] . سوره كهف، آيه 110.
[5] . من عمل عملا اشرك فيه غيري فهو له كله و انامنه بريء وانا اغني الاغنياء عن الشرك.
[6] . لا يقبل الله عملا فيه مقدار ذرة من رياء.
[7] . ان ادني الرياء شرك.
[8] . انا خير شريك من اشرك معي غيري في عمل عمله لم اقبله الا ما كان لي خالصا.
[9] . ان الملك يصعد بعمل العبد مُبتَهجاً بِهِ فاذا صعد بحسناته يقول الله اجعلوها في سجين انه ليس اياي اراد به.
قرآن كريم مي فرمايد: كلا ان كتاب الفجار لفي سجين وما ادراك ما سجين كتاب مرقوم. چنين نيست نامه عمل بدكاران در سجين قرار دارد و تو چه مي داني سجين چيست؟ كتابي است نگاشته شده، سجين از ماده سجن به معني زندان است و مراد از آن در اين آيه شريفه و احايث، جهنم است كه تجسم عمل و نامه ممثل زندگي بدكاران مي باشد.
[10] . ثلاث علامات للمرائي، ينشط اذا رأي الناس و يكسل اذا كان وحده و يحب ان يحمد في كل اموره.
[11] . اخشوا الله خشية ليست بتعذير واعملوا في غير رياء ولا سمعة فانه من عمل لغير الله وكله الله الي عمله.
[12] . اجعلوا امركم هذا لله ولا تجعلوه للناس فانه ما كان لله فهو لله و ما كان للناس فلا يصعد الي الله.
[13] . كل رياء شرك انه من عمل للناس كان ثوابه علي الناس و من عمل لله كان ثوابه علي الله.
[14] . سوره كهف،‌آيه 110.
[15] . بلكه انسان بر نفس خويش آگاه است. (سوره قيامت، آيه 14).
[16] . منظور اين است كه اگر باطن از شرك و ريا پاك شد اعضاء و جوارح به تبعيت تصميم قلب براي عبادت خدا نيرومند مي شوند ولي در صورتي كه در قلب ريا و سمعه باشد اعضا دچار رخوت و كسالت مي شوند و نشاط عبادت از انسان سلب مي شود.
[17] . سوره كهف، آيه 110.
[18] . يكسل في الخلوة وينشط عند الناس.
@#@
2ـ ريا در اصل عبادات با قبول واقعي اصول دين مثل ريا در نماز، زكات، حج و جهاد اين مرتبه از مرتبه اول ضعيف تر است.
3ـ ريا به وسيله نوافل و مستحباتي كه اگر آنها را ترك كند مرتكب گناهي نشده ولي اگر در خلوت باشد در انجام آنها تنبلي و كسالت مي ورزد و در ميان مردم براي انجام آنها شوق پيدا مي كند.
قسم دوم ريا در اوصاف عبادات
اين قسم نيز داراي سه مرتبه است:
1ـ ريا در كارهايي كه با ترك آنها عبادات باطل مي شود مثل كسي كه اگر تنها باشد قرائت و ركوع و سجود نمازش را سريع انجام مي دهد ولي در بين مردم آنها را به طور كامل به جا مي آورد.
2ـ ريا در كارهايي كه با ترك آنها عبادت ناقص نمي شود ولي در حكم تتمه و تكمله عبادت هستند، مثل طولاني تر كردن ركوع و سجود از حد معمول، طولاني تر كردن قيام، مرتب ايستادن، طول دادن قرائت و تأنّي در قرائت و اذكار نماز.
3ـ ريا به وسيله اضافاتي كه از اصل عبادت خارجند مثل حاضر شدن در جماعت قبل از ديگران، ايستادن در صف اول و دست راست امام و امثال آن.
درجات ركن سوم (هدف ريا)
اهدافي كه انسان براي رسيدن به آنها رياء مي كند در سه مرتبه قرار دارند:
1ـ اولين و شديدترين مرتبه آن است كه انسان به خاطر آن عبادت كند كه فرصتي بدست آورد كه در آن معصيت كند مثل كسي كه با انجام عبادات و مستحبات و خودداري از خوردن شبهه ناك اظهار ورع و تقوي مي كند بدين اميد كه به امانت و درست كاري معروف شود و منصبي چون قضاوت و سرپرستي اوقاف، وصايا و ايتام به او تفويض شود كه بتواند در آن سوء استفاده نمايد.
2ـ اينكه منظورش از ريا رسيدن به امري مباح از اموري دنيوي باشد مثل دست يافتن به مالي يا ازدواج با زني كه در غير اين صورت موفق به ازدواج با او نمي شود.
3ـ اينكه هدفش از ريا اين باشد كه با ديدة نقص به او ننگرند و او را از خواص به شمار آورند مثل كسي كه با عجله در حال حركت است و چون كسي او را مي بيند از ترس اينكه بگويند بي وقار است سرعتش را كم مي كند. يا بدون توجه شوخي مي كند ولي به خاطر اينكه او را كوچك نشمرند به دنبال شوخي استغفار مي كند و اظهار حزن كرده آه مي كشد[1].
تقسيم ريا
«آنچه تا كنون ذكر شد تقسيم ريا به حسب شدت و ضعف بود كه از شدت و ضعف اركان آن ناشي مي شود».
(و اكنون ريا را به حسب ظهور و خفاء تقسيم مي كنيم)
بنابراين تقسيم، ريا به چهار قسم منقسم مي شود.
1ـ رياي جلي (آشكار).
2ـ رياي خفي (پنهان).
3ـ رياي اجلي (آشكارتر).
4ـ رياي اخفي (پنهان تر).
رياي اجلي آن است كه صاحبش را به عمل وا مي دارد به طوري كه موجب و لت عمل است.
2ـ رياي جلي كه از اجلي پنهانتر است، آن است كه صاحبش را به عمل وادار نمي كند ولي انجام عمل را برايش آسانتر مي كند مثلا كسي كه اهل نماز شب است ولي بيدار شدن براي او مشكل است در صورتي كه گرفتار اين مرتبه ريا باشد هنگامي كه مهمان دارد براي بيدار شدن آمادگي بيشتري پيدا مي كند.
3ـ رياي خفي كه مرتبه بعد از رياي جلي است آن است كه عمل خود را با اظهار شمايل به ديگران ارائه دهد مثل اظهار لاغري و رنگ زردي، آهسته صحبت كردن، خشكي دهان، آثار اشگ در صورت و غالب شدن چرت كه همگي بر شب زنده داري دلالت مي كنند.
4ـ رياي اخفي كه پنهان ترين نوع رياي است آن است كه صاحبش عمل خود را پنهان مي كند و نمي خواهد كه ديگران از آن اطلاع پيدا كند و از ظهور عملش خوشحال نمي شود ولي از ديگران انتظار سلام و احترام دارد و دوست دارد او را بستايند و در رفع حوائج او كوشا باشند و چون وارد مجلسي مي شود براي او جا باز كنند و اگر كسي در اين امور كوتاهي كند ناراحت مي شود.
و تمام اين انتظارات را به خاطر عباداتش دارد به طوري كه اگر آن عبادات را انجام نمي داد اين توقعات را نداشت.
در اينجا ممكن است سؤالي مطرح شود و آن اينكه: ما مي بينيم كسي نيست كه از ظاهر شدن اعمالش خوشحال نشود پس آيا تمام مردم ريا كارند؟
جواب: هر سرور و فرحي ريا نيست بلكه سرور داراي اقسامي است كه فقط بعضي از آنها رياء و مذموم و باقي پسنديده و محمودند.
1ـ گاهي انسان عملش را مخفي مي كند و آن را فقط به خاطر خدا انجام مي دهد ولي هنگامي كه مردم از آن اطلاع مي يابند خوشحال مي شود زيرا مي داند با خواست خدا اعمالش ظاهر شده و خدا باعث اطلاع مردم شده است از اين جهت پي مي برد كه خداوند به او نظر لطف و مرحمت دارد لذا خوشحال مي شود، اين خوشحالي به خاطر نظر لطفي است كه خداوند متعال در حق او داشته است نه به خاطر ستايش مردم و پيدا كرن منزلت در قلوب آنان اين سرور اشكالي ندارد. و خداي متعال مي فرمايد: قل بفضل الله وبرحمته فبذلك فليفرحوا[2].
2ـ گاهي از اين معني استدلال مي كند كه همانطور كه خدا در اين دنيا كارهاي نيكش را آشكار و كارهاي زشتش را مستور نموده است معلوم مي شود كه در قيامت با او چنين معامله اي مي كند.
همانطور كه رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايد: هر بنده اي كه خدا در دنيا بر او پرده پوشي كند در آخرت نيز بر زشتيهايش پرده خواهد پوشاند[3].
بنابراين خوشحالي او در صورت اول از اين است كه عملش مورد قبول واقع شده و در صورت دوم از رفتاري است كه در آينده (آخرت) با او مي شود.
3ـ گاهي سرور و فرحش به اين خاطر است كه مي بيند هركس از اين عمل آگاه شود از او پيروي خواهد كرد و بدين جهت اجرش چند برابر مي شود و علاوه بر اين كه اجر عمل نهاني نصيبش شده اجر و پاداش عمل ظاهري را نيز بدست آورده است و او به مقتضاي حديث نبوي با هركس كه پيرويش كند در اجر و ثواب شريك است و به اندازة او پاداش مي گيرد بدون اين كه از اجر عمل كننده چيزي كاسته شود.
4ـ گاهي انسان از اين خوشحال مي شود كه مي بيند آنها يك بنده مطيع و عابد را دوست دارند و او را «به خاطر اطاعتش» مي ستايند پس معلوم مي شود كه خود، مطيع هستند و قلباً ميل به طاعت دارند در روايت است كه مردي به پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم عرض كرد: يا رسول الله عملم را پنهان مي كنم و دوست ندارم كسي از آن مطلع شود ولي چون كسي اطلاع مي يابد. خوشحال مي شوم.
حضرت فرمود: براي تو دو پاداش هست پاداش عمل پنهاني و پاداش عمل آشكار.
از امام باقر عليه السلام درباره مردي كه عمل خيري انجام مي دهد و چون ديگران او را مي بيند خوشحال مي شود، سؤال شد.
فرمود: اشكال ندارد هركس دوست دارد خدا او را به خوبي در ميان مردم مشهور كند البته در صورتي كه عهملش را به اين منظور انجام نداده باشد.
5ـ اما اگر سرور و فرح از آن جهت باشد كه در قلوب مردم منزلت پيدا مي كند و مردم او را مي ستايند و بزرگ مي دارند و در رفع حوائجش مي كوشند و در برخوردها او را احترام مي كنند اين گونه سرور و خوشحالي، ريا و نكوهيده است.
پس معلوم شد كه هر سروري ريا نيست.
تبصره
يكي از اقسام ريا اين است كه انسان عمل آشكار را بر خلوت ترجيح دهد بعضي گفته اند بر عكس اين حالت يعني ترجيح خلوت بر جلوت هم ريا است زيرا اگر كسي فقط براي خدا عمل كند نبايد خلوت و جلوت برايش فرق داشته باشد.
يكي ديگر از اقسام ريا ترك عمل از ترس گرفتار شدن به ريا است كسي كه چنين عملي انجام مي دهد كار شيطان را آسان كرده و او را از افساد بي نياز نموده است.
تقسيمي ديگر از ريا
گاهي ريا در غير عبادات واقع مي شود.
اين گونه ريا گاهي واجب و گاهي مستحب است زيرا بر مؤمن واجب است كه آبروي خود را حفظ كند و كاري را كه عيب او محسوب مي شود انجام ندهد مثلا براي جوانمردان سزاوار نيست كه در معرض مشاهده ديگران مرتكب امور پست شوند اگرچه اين كارها در خلوت براي آنان جايز باشد و لذا در شريعت مقدس اسلام دستور داده شده كه انسان ظاهرش را تزئين كند، نعمت خدا را اظهار نمايد، فقر خود را كتمان و اظهار غني نمايد.
در روايت است كه روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم براي رفتن بين اصحاب آماده مي شد در همين حال در ظرف آبي مي نگريست و عمامه و موهايش را صاف مي كرد.
عرض كردند: يا رسول الله شما هم از اين كارها مي كنيد؟
فرمود: بله خدا دوست دارد هنگامي كه بنده اي نزد برادرانش مي رود خود را براي آنها تزئين كند[4].
و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: شما بايد خود را براي برادر مسلمانتان زينت دهيد همانطور كه براي غريبه اي كه دوست داريد شما را در بهترين شكل ببيند زيت مي دهيد[5].
و امام صادق عليه السلام مي فرمايد: لباس پاكيزه دشمن را خوار مي كند[6].
مواردي كه ذكر شد همه از مورد رياي پسنديده است.
علت ريا و راه معالجه آن
ريا در عبادات يا ناشي از اين است كه انسان هميشه دوست دارد از لذت ستايش برخوردار و از رنج نكوهش در امان باشد.
يا مولود طمعي است كه به مال مردم دارد.
علاج ريا به اين است كه انسان مضرّات رياء را بشناسد و بداند كه ريا چه مصالح باطني را از او سلب مي كند و چه محروميتها كه در دنيا از توفيقات و در آخرت از قرب و منزلت نزد خدا براي او ببار مي آورد و چه عقابها و خواريها و غصبهايي نصيب او مي كند و بداند كه رياكار به خسران دنيا و آخرت دچار مي شود چون در دنيا به خاطر مراعات قلوب مردم هميشه خاطرش مشوّش است و رضايت مردم هرگز حاصل نمي شود زيرا هرچه گروهي را پسنديده آيد گروهي ديگر را ناخوشايند است و هميشه رضايت بعضي از آنها در خشم بعضي ديگر نهفته است و هركس رضايت آنها را خشم خدا طلب كند خدا بر او خشم مي گيرد و آنها را بر او خشمناك مي كند.
[1] . طبق اين تقسيمات ريا داراي 72 درجه مي باشد كه از ضرب چهار مرتبه قصد ريا در شش درجه وسائل ريا و ضرب حاصل آن در سه رتبه اهداف ريا بدست مي آيد.
بدترين و شديدترين درجات، ريائي است كه شخص بدون هيچ گونه محرك و انگيزة الهي براي بدست آوردن فرصت معصيت و سوء استفاده اظهار ايمان كند و ضعيف ترين درجه اين است كه قصد ريا باعث نشاط بيشتر او در التزام به اوصاف خارجي عبادات از قبيل حضور در جماعت شود به اين خاطر كه مردم او را به ديده نقص و حقارت ننگرند.
البته اين 72 درجه، درجات و مراتب رئيسه ريا به حساب مي آيد كه در بين هر مرتبه تا مرتبه بعدي درجات و مراتبي غير قابل حصر وجود دارد.
[2] . اي پيامبر به مردم بگو كه شما بايد فقط به فضل و رحمت خداوند شادمان باشيد (سوره يونس، آيه 58).
[3] . ما ستر الله علي عبد في الدنيا الا ستر عليه في الاخرة.
[4] . ان الله يحب من العبد ان يتزين لاخوانه اذا خرج اليهم.
[5] . ليتزين احدكم لاخيه المسلم كما يتزين للغريب الذي يحب ان يراه في احسن الهيئة.
[6] . الثوب النقي يكبت العدوّ.
@#@ و بداند كه تمام امور از جمله قلوب مردم در دست خداست و اوست كه هرگونه بخواهد آنها را مي گرداند.
پس هركس بين خود و خدايش را اصلاح كند خدا بين او و مردم را اصلاح مي كند و هركس خدايي را كه تمام امور به دست اوست براي رضايت مردمي كه نفع و ضرر، موت و حيات و نشر و حشر خود را مالك نيستند به غضب آورد واقعاً سفيه و احمق است.
و چگونه طمع به اموال مردم باعث مي شود انسان عملي انجام دهد در حالي كه مي داند خداست كه قلوب را تسخير مي كند و به آنها اراده منع و بخشش مي دهد.
و مهما تكن عند امريء من خليقة وان خالها تخفي علي النّاس تعلم
وهرگاه انساني داراي خصلتي باشد آشكار مي شود اگر چه خيال كند از نظر مردم مخفي است و چه بسا خدا خبائث درونش را براي مردم آشكار كند و آنها هم از او بيزار شوند و بر او خشم گيرند و دچار خسران دنيا و آخرت شود همانطور كه در روز محشر در محضر تمام خلائق رازش فاش خواهد شد.
ولي اگر عملش را براي خدا خالص كند خدا اخلاصش را براي مردم آشكار مي كند و او را محبوب همه مي گرداند و ديگران را مسخر او كرده زبانشان را به حمد و ثنايش مي گشايد.
اينها همه در حالي است كه در مدح آنها كمالي و در مذمتشان نقصي نيست و اگر واقعاً انسان شوق ستايش دارد و از مذمت و نكوهش مي هراسد به مدح ملائكه مقربين و بالاتر مدح پروردگار عالم دل ببندد و از مذمت ملائكه و نكوهش پروردگار بترسد.
بعد از اين كه اينها را دانست خود را عادت دهد كه عباداتش را پنهان كندو آنها را در محل دربسته انجام دهد همان گونه كه كارهاي زشت را پنهان مي كند و به اطلاع خدا از عباداتش قانع باشد تا نفسش براي مطلع كردن ديگران با او منازعه نكند و چون مدتي بر اين حال مواظبت كند برايش آسان خواهد شد.
ولي بايد از خدا كمك بخواهد و با نفس خود مجاهده كند كه مجاهده بر عهده بنده و هدايت از خداست. «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا والله لايضيع اجر المحسنين»[1].

[1] . آنانكه در راه ما جهاد كنند ايشان را به راه خويش هدايت مي كنيم و خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمي كند. (سوره عنكبوت، آيه 69).
سيد عبدالله شبّر- اخلاق شبّر، ص 262
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :