امروز:
پنج شنبه 1 تير 1396
بازدید :
3033
شراب خواري و قمار بازي
زندگي بر وفق فطرت
چشمه اي فوران مي کند و مقدار آبي از آن خارج مي شود و در نهر بجريان مي افتد، منازلي را مي پيمايد و پيچ و خم هايي را طي مي کند تا به دريا مي ريزد و از جريان مي افتد. حيات طبيعي هر انساني مانند آبي است که از چشمه زندگي در نهر عمر بجريان افتاده است، مراحل کودکي، جواني، ميان سالي و پيري را طي مي کند، سرانجام به درياي ابديت مي پيوندد و از حرکت باز مي ايستد.
در جهان حيوانات چگونگي گذران زندگي بر وفق قوانين خلقت و سنت هاي آفرينش است چه آنها محکوم غرائز و فطريات خويش هستند و نمي توانند از مرز مقررات تکويني قدمي فراتر بگذارند، بطور طبيعي متولد مي شوند و برطبق برنامه خلقت مسير حيات را مي پيمايند و اگر در نيمه راه زندگي با حادثه اي مواجه نشوند عمر طبيعي مي کنند و به مرگ طبيعي ازدنيا مي روند. ولي انسان بقضاي الهي، مختار آفريده شده و در پيمودن مراحل عمر، آزادي عمل دارد، بهمين جهت مردم در چگونگي زندگي با يکديگر متفاوتند.
مقررات خلقت
بعضي از افراد عملا از مقررات خلقت پيروي مي نمايند و برنامه حيات طبيعي خويش را با سنن آفرينش هم آهنگ مي سازند، از هواي آزاد، غذاي سالم، و آب پاک استفاده مي کنند، بقدر کافي حرکت و فعاليت دارند و به اندازه لازم خواب و استراحت، در ارضاي غرائز و اعمال شهوات تند نمي روند، و از نوشابه هاي الکلي و مواد مخدر و هر قسم مأکول و مشروب زيانبخش پرهيز دارند.
اينان کساني هستند که آب حياتشان در نهر عمر با جريان طبيعي حرکت مي کند. اگر پيش آمد غير منتظره اي به حياتشان خاتمه ندهد علي القاعده مراحل جواني و ميان سالي را در کمال سلامت و نشاط مي گذرانند و سپس به سنين آخر عمر مي رسند، رفته رفته فرسوده و پير مي شوند، و سرانجام بر اثر ناتواني عمومي بمرگ طبيعي مي ميرند.
برنامه هاي پزشکي
بعضي از افراد ضمن مراعات شرائط زندگي طبيعي کوشش مي کنند که از راه اعمال برنامه هاي طبي و استفاده از مواد نيرو بخش و مفيد، قواي خود را محافظت نمايند و تا جايي که ممکن است از قله ضعف و ناتواني جلوگيري کنند، به اين اميد که ديرتر پير شوند و بيشتر زنده بمانند.
اينان گويي با تدبير هاي علمي و پيشگيري هاي پزشکي، در نهر عمر، سد ها مي بندند و با حفر حوضچه ها و کانال ها از سرعت جريان آب حيات مي کاهند تا منازل عمر را آرام تر طي کنند و از زندگي طولاني تري برخوردار گردند.
فرسودگي
بعضي در مسير زندگي از قوانين خلقت و مقررات آفرينش سرپيچي مي نمايند، به اصول بهداشت عملا پشت پا مي زنند و با افراط و زياده روي هاي مضر و زيانبخش، قواي بدن خود را با سرعت فرسوده مي کنند و در سنين جواني شکسته و ناتوان مي شوند و موجبات پيري خويشتن را قبل از موقع فراهم مي آورند.
اين گروه تندرو و بي باک گويي نمي خواهند عمرشان با وضع عادي بگذرد و بطور طبيعي پير شوند. کارهاي مضر و ضد بهداشت آنها به منزله تلمبه هايي است که آب حياتشان را پمپاژ مي کند و به سرعت بر سير آن مي افزايد؛ اينان خيلي زود به منزل پيري و شکستگي مي رسند و در مدت کوتاهي عمرشان پايان مي پذيرد و پرونده حياتشان بسته مي شود.
آري ممکن است پيري را به تعويق افکند يا تا اندازه اي از خود دور نمود؟ آري. شما قادريد که موعد پيري را به عقب ببريد و مدتي طولاني جوان بمانيد وقتي هم سن و سال شما بالأخره بر شما پيروزي يافت از يک پيري روشن و شاداب لذت ببريد. آدمي نمي تواند از مرگ يا پيري بگريزد اما لا اقل مي تواند به دنبال آنها چهار اسبه نشتابد.[1]
در اين فصل، پيري طبيعي و پيشگيري از بروز آن مورد بحث نيست، زيرا پيري طبيعي يکي از دوران زندگي انسان است که به قضاي حکيمانه الهي مقرر گرديده و با سپري شدن دوران قوت و نيرومندي آغاز مي شود و تدريجا افزايش مي يابد تا به نقطه نهايي خود برسد و به مرگ آدمي منجر گردد.
«اللهُ الّذي خَلَقَکُم مِن ضَعفٍ ثُم جَعَلَ مِن بعدِ ضعفٍ قوهً ثُم جعلَ مِن بعدِ قوهٍ ضعفاً و شَيبهً ...»؛[2]
«پيري و فرسودگي طبيعي براي کساني که از عمر طولاني برخوردار مي شوند اجتناب ناپذير است. اينان پس از گذراندن ايام جواني و ميان سالي به روزگار کهولت و شکستگي مي رسند و خواه ناخواه با مصيبت ضعف و ناتواني آن مواجه مي گردند».
قال عليٌ ـ عليه السلام ـ : «ثمرهُ طولِ الحياهِ السُّقُم و الهرمُ»؛[3]
علي ـ عليه السلام ـ فرموده: «نتيجه زندگي دراز مدت، رنجوري و پيري است».
موضوع بحث در اين فصل پيري زودرس و فرسودگي هاي غير طبيعي است و روي سخن با کساني است که دوران شباب را مي گذرانند و در بهترين عمر ايام خويش بسر مي برند، چه آنانند که در معرض اين خطر قرار دارند و مي توانند با لاابالي گري وبي بند و باري، قواي خويش را فرسوده کنند و موجبات پيري قبل از موقع خود را فراهم آورند.
پيري سالخوردگان را اغلب با مقياس عمرشان مي سنجند ولي کساني که دچار پيري زودرس مي شوند و در سنين کم، نيروهاي خود را از دست مي دهند نمي توان پيري آنان را با سنين عمرشان اندازه گيري کرد، چه بسا افرادي که در 25 سالگي چهل ساله مي نمايند و در چهل سالگي مانند شصت سالگي شکسته شده اند.
پيري زودرس
مسئله پيري زودرس از جمله عوارضي است که در گذشته و حال، بعضي از مردان و زنان، گرفتار آن بوده و هستند، اولياي گرامي اسلام در قرون پيشين به بعضي از علل آن اشاره نموده و پيران خود را از آنها بر حذر داشته اند، و در دنياي امروز نيز بررسي اين موضوع مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و در کتاب هاي خود موجبات پيري زودرس را که آفت بزرگ جواني است توضيح داده اند.
قال الصادقُ ـ عليه السلام ـ : «أربعهٌ تُهرمُ قبل أوانِ الهَرمِ: أکلُ القديدِ و القُعودُ عَلي النداوهِ و الصعُودُ علي الدَّرجِ و مجامعهُ العَجوزِ»؛[4]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده: «چهار چيز است که باعث پيري قبل از موقع مي شود: اول تغذيه کردن از گوشتي که بر اثر اشعه آفتاب خشک شده باشد، دوم مسکن گزيدن در جايي که مرطوب باشد. سوم کار روزانه، بالا رفتن از پله و نردبان باشد. چهارم آميزش با زنهاي کهن سال».
زندگي در تمدن صنعتي
تمدن صنعتي، زندگي انسان ها را از مسير طبيعي خود خارج کرده و بسياري از مردم، بيش و کم به آثار شوم آن مبتلا شده اند، گازهاي سمي ماشين ها و کارخانه ها فضاهاي شهرهاي بزرگ را پرکرده و سلامت ساکنين آن بر اثار استنشاق هواي آلوده بخطر افتاه است، صداهاي پرفشار و ناراحت کننده هواپيماها و موتور ها مانند چکشي پيوسته بر مغزهاي مردم فرود مي آيد و اعصابشان را در هم مي کوبد. زندگي ماشيني، افراد را از تلاش و حرکت باز داشته و بر اثر کاهش فعاليت هاي عضوي و عضلاني، سوخت و ساز بدن از وضع طبيعي خود خارج شده و مايه بروز پاره اي از عوارض و بيماري ها گرديده است. داروهاي شيميايي غذا هاي ناسالم و خلاصه زندگي غير طبيعي، مردم بسياري را به فرسودگي عضوي و عصبي دچار کرده و موجبات پيري زود رس آنان را فراهم آورده است.
افراط کاري
متأسفانه بعضي از جوانان تنها به آسيب هايي که از راه تمدن صنعتي دامن گيرشان مي شود قانع نيستند و روي جهل و ناداني به زياده روي و افراط مي گرايند و با انجام يک سلسله اعمال غير مشروع و ضد بهداشتي، قواي خود را به سرعت فرسوده مي کنند و موجبات پيري زودرس خويش را فراهم مي آورند. اينان گويي با جواني و سلامت خود دشمني دارند. و مي خواهند هر چه زودتر نابودشان کنند و خويشتن را از قيد آنها آزاد سازند. براي روشن شدن مطلب لازم است در اين جا پيرامون بعضي از آن اعمال ناروا گفتگو شود.
فرسودگي جهاز هاضمه
1. از جمله علل پيري زودرس، فرسودگي و بيماري جهاز هاضمه است. آدمي تا در قيد حيات است به غذا احتياج دارد و دستگاه گوارش است که بايد به تمام بدن غذا برساند و نياز طبيعي انسان را برطرف سازد. کسي که مي خواهد از زندگي سالم و عمر طبيعي برخوردار باشد بايد اين دستگاه حياتي را سالم و فعال نگاه دارد، از افراط در غذا و همچنين از خوردنيها و نوشيدني هاي مضر و زيان آور اجتناب نمايد و با تندروي و لاابالي گري، نيروي هضم و جذب را فرسوده نکند و بدينوسيله موجبات رنجوري و بيماري تمام بدن را فراهم نياورد.
قال موسي بن جعفرٍ ـ عليه السلام ـ : «الحَميهُ رأسُ الدواءِ و المعدهُ بيت الداءِ»؛[5]
حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ فرموده: «پرهيز سر سلسله داروها است و معده لانه بيماري ها».
2. غريزه جنسي که وسيله بقاي نسل و مايه لذت و کاميابي است بايد مانند ساير غرائز با اندازه گيري و در حدود مصلحت ارضا گردد. افراط در آميزش جنسي و تندروي در ارضاي اين غريزه، مايه ضعف اعصاب و فرسودگي قوا، يکي از عوامل پيري زودرس است. کسي که مي خواهد بسلامت زندگي کند و از عمر طبيعي برخوردار باشد بايد از زياده روي در اعمال غريزه جنسي پرهيز نمايد.
رسول گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «مَن أرادَ البقاءَ، و لا بقاءَ فلي­باکر الغذاءَ وليُجوّدِ الحذاءَ واليُخفّفِ الرداءَ و اليقلَّ مُجامعهَ النساءِ»؛[6]
«کسي که مي خواهد در اين جهان ناپايدار باقي بماند و با عمر طبيعي زيست کند چند نکته را مراعات نمايد.
[1]. جوان بمانيد، ص5، بنقل از فلسفي، ج2، بزرگسالان، ص 285.
[2]. سوره روم، آيه 54.
[3]. غرر الحکم، ص 360.
[4]. بحار الانوار، ج17، ص 181.
[5]. سفينه، جلد1 «حمي»، ص 345.
[6]. وسائل،ابواب مقدمات النکاح، باب 107.
@#@ هر روز صبح بقدر کافي غذا بخورد و کفشي بپوشد که پا را نزند و با آن به راحتي راه برود، لباس سبک در برکند که خسته نشود و عمل جنسي را تقليل دهد و کمتر با زنان بياميزد».
تهييج شهوت
در تمدن صنعتي، وجود زنان نيمه عريان، فيلم هاي سکسي، عکس هاي مهيج، رمان هاي عشقي، و داستان هاي شهوت انگيز تمايل جنسي را بيش از نياز طبيعي و حد مصلحت تحريک مي کند، بعضي از جوانان با حرص و ولع شديد از پي مشاهده مناظره تهييج کننده با خواندن کتابهاي محرک مي روند و غريزه خفته و آرام را در وجود خود بيدار مي کنند و سپس به فکر ارضاي آن مي افتند و آنان که همسر قانوني ندارند، يا خود را به دامن زنان آلوده اي مي افکنند يا به انحرافهاي جنسي مي گرايند تا آتش دروني خويش را فرو نشانند و در هر صورت اينان با زياده روي و افراط در اعمال در غريزه جنسي، خيلي زود قواي خود را فرسوده مي کنند و در جواني شکسته و پير مي شوند.
الکل و پيري
3. مسموميت مزمني که بر اثر اعتياد به نوشابه هاي الکلي در وجود آدمي پديد مي آيد يکي از علل فرسودگي قوا و پيري زودرس است. سم الکل، کبد را ناتوان و بيمار مي کند و از انجام وظيفه باز مي دارد، بيماري کبد روي ساير اعضا اثر مي گذارد و اختلالات اساسي در مجموع بدن بوجود مي آورد و باعث مرگ قبل از موقع مي گردد.
کبد و سم الکل
يکي از مهمترين قسمت هاي بدن کبد است که بي وجود آن حيات امکان پذير نخواهد بود و خراب شدنش سبب خراب شدن زندگي و اختلال در امور ساير اعضا است. براي درک موقعيت و ارزش آن کافي است که بدانيم اعمالي شيميايي که در کبد انجام مي گيرد در مجهزترين و عملي ترين آزمايشگاه هاي کنوني جهاني مقدور نخواهد بود و شيمي سلول هاي کبد خيلي جلوتر از شيمي عالم متمدن ما است.
يکي از اعمال مهم کبد تجزيه و خنثي کردن سمومي است که به داخل بدن راه پيدا مي کنند متأسفانه کبد روي الکل اثري ندارد و اين ماده سمي قدرت تحريکي خود را روي کبد نيز اعمال مي نمايد کبد، براي مقابله با اين تحريک و به منظور اين که سم الکل نتواند بسلولهاي اصلي آن که در واقع هر يک لابراتوار کوچکي است برسد بر ضخامت بافته اي که اطراف سلولهاي مزبور قرار دارد مي افزايد و اگر اين وضع ادامه يابد، کبد سفت و سخت شده و سلول ها در حجرات مستحکم زنداني خواهند شد، در اين هنگام است که مي گويند کبد تشمع يافته است.
بر اثر سفت و سخت شدن بافته اطراف سلول هاي اصلي، کبد مي خشکد و کوچک مي شود و ممکن است علاوه بر آن که کبد سخت شود، چربي فراوان نيز از داخل و خارج، آن را فرا گيرد و بجاي آن که کوچک شود بر حجمش اضافه شده و بزرگ گردد و در هر حال بر اثر عارضه تشمع، کبد بکلي از کار مي افتد و از پي آن استسقا، يرقان، خون ريزي هاي شديد ازلثه ها، زير پوست، بيني، روده و غيره بروز خواهد کرد و سرانجام باعث مي خوار خواهد شد.[1]
قال الرضا ـ عليه السلام ـ : «إنَّ اللهَ تعالي حرّمَ الخمرَ لِما فيها مِن الفسادِ و بُطلانِ العقولِ في الحقائقِ و ذَهاب الحياء مِن الوجهِ ... و هو يورثُ مع ذلک الداءَ الدَّفينِ»؛[2]
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرموده: «خداوند شراب را حرام کرده براي آن که منشأ فساد اجتماعي است عقل را از درک حقايق باز مي دارد، حيا را از روي شرابخوار مي برد و در مواجهه با مردم، شرم نمي کند و با اين همه باعث بيماري نهايي در اعضاي داخلي بدن مي شود».
زمان فيزيکي و زمان فيزيولوژيکي
مي دانيم که زمان فيزيولوژيکي مانند زمان فيزيکي وجود مشخصي ندارد و زمان فيزيولوژيکي در حالت بافتها و هورمونهاي بدن و روابط متقابله آنها ناشي مي شود. طول عمر ما معلول بسياري از کيفيات و اعمالي حياتي است که بستگي با شرائط محيط خارج ندارد، بلکه با فعاليت اعضايي که داخلي ما را از مواد زائد تصفيه مي کنند يعني کبد، قلب، ريه ها و کليه ها بستگي دارد.[3]
اثر الکل
اين تنها کبد نيست که بر اثر سم الکل بعوارض سخت دچار مي شود بلکه مغز و اعصاب قلب و کليه، معده و روده، و ديگر اعضاي حساس بدن نيز دچار اختلالات اساسي مي شوند و به سبب فرسودگي و ناتواني از انجام وظائف طبيعي و فعاليت هاي حيات بخش خود باز مي مانند.
چه بسا افراد معتاد به الکل در سن سي سالگي سلامت و جواني خود را از دست داده و مانند يک بيمار پنجاه ساله شکسته و ناتوان شده اند چهره زرد و بي طراوتشان چشم خسته و کم فروغشان، روح افسرده و بي نشاطشان، و خلاصه همه اوضاع و احوال ناموزونشان حاکي از فرسودگي عمومي و بهم ريختگي تمام قواي آنان است. اعتياد به الکل آدمي را در سنين جواني پير مي کند و قبل از گذراندن عمر طبيعي تسليم مرگش مي نمايد.
مي گساري و قماربازي
ميگساري و قماربازي دو عمل تفريحي خطرناک و دو سرگرمي زيان آوري است که در طول قرنهاي متمادي بين ملل و اقوام بشري معمول بوده و مفاسد بي شماري ببار آورده است. در دنياي امروز نيز نوشابه هاي الکلي و قمار با مقياس وسيعتري براي بسياري از مردم جهان وسيله تفريح و سرگرمي است و جوامع بشري بيش از پيش گرفتار عوارض خانمان سوز اين دو عامل بدبختي و فساد هستند.
اين نکته قابل انکار نيست که مشروبات الکلي از نظر اقتصادي براي کشورهايي که به کار توليد يا تجارت آن اشتغال دارند حائز اهميت است، خانواده هاي زيادي بدينوسيله ارتزاق مي کنند و ماليات هاي سرشاري عايد خزانه دولت ها مي شود و خلاصه در آمدي که از اين راه بدست مي آيد رقم قابل ملاحظه اي را تشکيل مي دهد.
درآمد مشروب و قمار
از نظر اقتصادي تا سال 1949 بيش از چهار ميليون نفر فرانسوي قسمت اعظم يا تمام درآمد خود را از راه توليد يا تجارت نوشابه هاي الکلي بدست مي آوردند و به طور قطع اکنون آمار توليد کنندگان و بازرگانان الکل از اين رقم تجاوز کرده است.
در رأس همه بايد توده کشاورزان فرانسه را که به کشت انگور اشتغال دارند در نظر داشت سطحي که زير کشت درخت مو مي باشد از يک ميليون و پانصد هزار هکتار تجاوز مي کند و در قسمت شمال غرب فرانسه سطح وسيعي به کشت سيب اختصاص يافته و گروه کثيري به توليد شراب سيب اشتغال دارند که در اين آمار منظور نشده است.[4]
قمار نيز مانند مشروبات الکلي منبع درآمد مالي و داراي ارزش اقتصادي است. در بعضي از کشورها براي قمار موسسات بزرگي ساخته شده و ثروتمندان جهان را براي قمار بازي بخود جلب مي کنند و از اين راه در آمدهاي زيادي عايد مي گردد که قسمتي به عنوان ماليات به خزانه دولت مي رود و قسمت ديگر نصيب صاحبان موسسات و کارکنان آنها مي شود.
زيان بيش از سود
جنبه اقتصادي و منافع مالي نوشابه هاي الکلي و قمار در چهارده قرن قبل مورد توجه رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بوده و در قرآن شريف از آن گفتگو شده است. ولي به اين جهت که زيان و ضرر اين دو عامل فساد از سودشان بيشتر بوده آيين اسلام شراب و قمار را بر مسلمين تحريم کرده تا در مقابل دست يافتن به منابع اقتصادي دچار ضرر هاي بزرگتر مادي و معنوي نشوند.
«يَسألونَکَ عَن الخمرِ و المَيسرِ قُل فيهما إثمٌ کبيرٌ و منافعُ للناسِ و إِثمهُما اَکبرُ مِن نَفعهما»؛[5]
خداوند به پيغمبر فرموده: «درباره شراب و قمار از تو پرسش مي کنند در جواب بگو اين دو کار حاوي گناه بزرگ و منافعي براي مردم است ولي گناهش از سودش زيادتر است»،
که بدبختانه سودجويي چنان حجاب عقل حکومت ها و ملت ها است که منافع نقد شراب و قمار را مي بينند و بدان اهميت مي دهند ولي به زيان هايي که از اين راه دامن گير جامعه مي شود توجه نمي کنند و به فرض توجه اهميت نمي دهند.
دشمني بر اثر مشروب و قمار
يکي از زيانهاي مشترک شراب و قمار که از نظر رواني و اجتماعي مهم و قابل ملاحظه است و مي تواند مفاسد بسياري ببار بياورد، دشمني و خصومتي است که بر اثر اين دو عامل فساد بين افراد ايجاد مي شود. مشروب و قمار حس بدبيني و کينه توزي را در نهاد آدمي بيدار مي کند، محبت و دوستي را تيره و تار مي سازد و زمينه انتقامجويي و اعمال خشم را مهيا مي نمايد.
«إنَّما يُريد الشيطانُ أن يوقعَ بينَکُم العداوهَ و البغضاءَ في الخمرِ و الميسرِ»؛[6]
شيطان قصد دارد به وسيله شراب و قمار روابط شما را با يکديگر تيره کند و بين شماها دشمني و کينه برانگيزد.
پرده شرم و حيا
يکي ديگر از زيان هاي مشترک شراب و قمار که مي تواند آدمي را به راه گناه و ناپاکي سوق دهد و بي پروا به جرائم و جنايات وادارش سازد دريدن پرده شرم و آزرم است بعضي از افراد که پابند اخلاق و ايمان نيستند و به مقررات قانوني اعتنا ندارند تنها به سبب حياي از مردم به پاره اي از گناهان دست نمي زنند و از ترس نفرت عمومي قسمتي از خواهشهاي غير مشروع خويش را سرکوب مي کنند و در واقع شرم و حياي اجتماعي براي اين گروه ضامن اجراي قوانين اخلاقي و اجتماعي است.
قال الصادقُ ـ عليه السلام ـ : «فإنَّ مِن الناسِ مَن لولا الحياءَ لَم يرع حقَّ والديهِ و لَم يَصِل ذا رحمٍ و لم يؤدِّ أمانهً و لم يَعِفَّ عن فاحشهٍ».[7]
امام صادق ـ عليه السلام ـ به مفضل فرموده است: «بعضي از مردمند که اگر حيا نمي بود حق پدر و مادر و همچنين حق ارحام و بستگان را مراعات نمي نمودند. اگر حيا و ترس از ملامت مردم نمي بود، هيچ امانتي را بر نمي گرداندند، و از هيچ فحشا وبي عفتي چشم پوشي نمي کردند».
[1]. علوم جنايي، ج2، ص 849.
[2]. مستدرک، ج3، ص 137 رحلي.
[3]. انسان موجود ناشناخته، ص 165.
[4]. علوم جنايي دکتر کي نيا، ج2، ص 970.
[5]. سوره بقره، آيه 219.
[6]. سوره مائده، آيه 91.
[7]. بحار، ج2، ص 25.
@#@
بدبختانه مشروب و قمار دو عامل خطرناکي هستند که مي توانند پرده حيا را پاره کنند و احساس شرم را از صفحه خاطر بزدايند و افراد را چنان در گناه جسور و بي باک سازند که از هيچ کس و در هيچ شرائطي اظهار انفعال نکنند و بي پروا بهر ناپاکي و جنايتي دست بزنند.
قال علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ : «و الذُنوبُ التي تَهتِکَ العِصَم شُربُ الخمرِ و اللَعبُ بالقمارِ»؛[1]
حضرت سجاد ـ عليه السلام ـ فرموده است: «شرابخواري و قمار بازي از گناهاني است که پرده ها را پاره مي کند و شرم و حيا را از ميان بر مي دارد.»
قمار و خصومت
کسي که در قمار مي بازد و از رقيب خود شکست مي خورد، عقلش تيره و تار مي گردد، پرده شرم و حيائش پاره مي شود، غريزه تخريب و خصومتش به هيجان مي آيد و ممکن است در آن موقع به جرايم بزرگ و جنايات غير قابل جبراني دست بزند.
کارگر 39 ساله اي در کافه اي ضمن قمار تمام دستمزد هفته خود را باخت، در نتيجه به هيجان آمد و چاقوي خود را بيرون آورد. شخصي که جزء بازيکنان نبود گفت: «ژان» چاقو را کنار بگذار، اما اين کارگر بيدرنگ چاقو را در قلب او فرو کرد.[2]
تيرگي عقل
يکي از زيانهاي اختصاصي نوشابه هاي الکلي که در روايات اسلامي بدان اشاره شده و در رديف علل تحريم شراب به حساب آمده است اثر سوئي است که روي عقل بشر مي گذارد.
مي گساري خرد را تيره و تار مي کند و عقل را از درک واقعيت ها عاجر و ناتوان مي سازد.
قال الرضا ـ عليه السلام ـ : «إنَّ اللهَ تعالي حرمَ الخمرَ لِما فيها مِن الفسادِ و بُطلانِ العقولِ في الحقائقِ و ذَهابِ الحياءِ مِن الوجهِ»؛[3]
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرموده: «خداوند شراب را حرام کرده است براي آن که شراب مايه فساد است. بعلاوه عقل را از درک حقايق ساقط مي کند و آدمي را در مواجهه با مردم بي شرم و حيا مي نمايد».
شراب خواران بر اثر سم جانکاه الکلي همواره در معرض آسيب عقلي قرار دارند و دو قسم ديوانگي آنان را تهديد مي کند اول جنون حاد و دوم جنون مزمن
جون حاد، ديوانگي کوتاه مدتي است که به نام مستي عارض شراب خوار مي گردد و چند ساعتي عقلش را تيره و تار مي کند و بر اثر ان گفتار و رفتارش از وجهه عقلاني خارج مي شود و به کارهاي جنون آميز دست مي زند و احيانا مرتکب جنايت مي گردد.
الکل با زايل کردن عقل قدر و منزلتي براي آدمي باقي نمي گذارد با مستي همه مفاسد روحي و اجتماعي پديد مي آيد و همه موانع اخلاقي در هم مي شکند. چون عنان نفس از کف بدر رفت آن چه که آدمي را جلو مي گرفت و به خويشتن داري وا مي داشت از ميان بر مي خيزد و عقلي نيست که به آدمي نهيب زند اين کار را بکن و آن کار را منماي، اين سخن را بگوي و لب از فلان گفتار فرو بند.[4]
قال رسولُ اللهِ ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «الخمرُ أُمُ الخبائثِ»؛
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «شراب مادر تمام پليدي ها و منشأ همه ناپاکي ها است».
قيلَ لأميرِ المؤمنين ـ عليه السلام ـ إنَّک تُزعُمُ أنَّ شُربَ الخمرِ أشدُّ من الزنا و السرقهِ، فقال: «نَعم ... و إنَّ شاربَ الخمرِ إذا شَرِبَ زَني و سَرَقَ و قَتَلَ النفَس التي حرَّم اللهُ عزوجل و ترک الصلاهَ»؛[5]
به علي ـ عليه السلام ـ عرض شد که شما عقيده داريد شرب خمر بدتر از زنا و دزدي است، فرمودند: «بلي» و سپس استدلال کرد که: «شارب الخمر وقتي مِي مي خورد و مست مي شود زنا مي کند، بسرقت دست مي زند، آدم مي کشد و فريضه نماز را ترک مي کند»­.
الکل بزرگترين عامل جرم است. علت 70 درصد قتلها و 38 درصد ضرب و جرح و 82 درصد حريقهاي عمدي الکليسم بوده است. 60 درصد اطفال و جوانان کمتر از 18 سال که در سال 1940 بدادگاه شهر نانت فرستاده شدند اقرار کردند که قبل از ارتکاب جرم مقدار قابل توجهي شراب نوشيده بودند. بطور خلاصه الکل پيوسته مشغول تهيه مشتري براي زندانيان مي باشد.[6]
جنون مزمن عبارت از ديوانگي ثابت و مداومي است که الکليست ها يا به لغت مذهبي مدمن الخمر بقدري عظيم است که آن را در رديف بت پرستي و شرک به خداوند بزرگ شناخته اند.
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «مُدمُن الخمرِ کعابدِ وثنٍ إذا ماتَ و هو مُدمنٌ عليه يَلقيَ اللهَ عزوجل حيَن يلقاهُ کعابدِ وثنٍ»؛[7]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «کسي که بطور مدام شرب خمر مي کند مانند کسي است که بت مي پرستد و اگر با همان آلودگي و اصرار در مي گساري بميرد خداوند را مانند بت پرست ملاقات خواهد کرد».
سلول هاي مغز
بعضي تصور مي کنند نوشابه هاي الکلي موقعي روي عقل و جسم اثر مي گذارد و به آدمي ضرر مي زند که در مصرف آن زياده روي شود و گرنه کسي که به مقدار کم از آن استفاده کند نه تنها زيان نمي بيند بلکه ممکن است در مزاجش اثر مفيد بگذارد.
چنين پندار غلطي از نظر تعاليم ديني و تحقيقات علمي مطرود شناخته شده است، اولياي گرامي اسلام در قرون گذشته نوشابه هاي الکلي را به مقدار کم يا زياد صريحا تحريم کرده اند و دانشمندان امروز نيز عقيده دارند که نوشابه هاي الکلي و لو به مقدار کم سبب اختلال در کار سلول هاي مغز مي شود.
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «کلُ مسکرٍ حرامٌ فما اسکَرَ کثيرهُ فقليلهُ حرامٌ»، قال: قلتُ: فقليلُ الحرامِ يُحلهُ کثيرُ الماءِ؟ فَردَّ عليهِ بِکفهِ مرتينِ؛
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده که: «هر چيز مست کننده حرام است و چيزي که زيادش مست مي کند کمش نيز حرام است». راوي حديث سؤال کرد: آيا حرام کم را آب زياد حلال مي کند؟ حضرت دو بار کف دست خود را حرکت داد که: نه، نه.
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «کلُ مسکرٍ حرامٌ»، قال: قلتُ اصلحکَ اللهُ کلُهُ حرامٌ؟ فقال: «نَعم، الجرَعهُ منهُ حرامٌ»؛[8]
و نيز از رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده که فرمود: «هر ماده سکر آور حرام است»­. راوي مي گويد: پرسيدم به هر مقدار باشد، حرام است؟ فرمود: «بلي، نوشيدن يک جرعه آن هم حرام است».
فرزندان الکلي ها
يکي ديگر از زيان هاي بزرگ مشروبات الکلي که از نظر ديني و علمي ثابت و محقق است عيوب و نقائص موروثي است که از افراد الکليست به فرزندانشان منتقل مي شود. فرزند شخص الکلي تنبل و کودن و عصباني است و پيوسته در معرض بيماري هاي گوناگون قرار دارد و اگر نطفه در حين مستي والدين يا يکي از آنها منعقد شود عوارض عصبي و رواني سخت تري دامنگير فرزند خواهد بود.
دکتر کارل مي گويد: مستي زن يا شوهر در لحظه آميزش جنايت واقعي است زيرا کودکاني که در اين شرايط به وجود مي آيند اغلب از عوارض عصبي يا رواني درمان ناپذير رنج مي برند.[9]
ازدواج با شراب خوار
اولياي گرامي اسلام براي آن که جامعه را از خطر مواليد معلول و ناقص الخلقه مصون نگاهدارند به پيروان خود اکيدا توصيه کرده اند که با شارب الخمر ازدواج نکنند و دختران پاک خود را به همسري افراد الکليست در نياورند.
قال الصادق ـ عليه السلام ـ : «مَن زوَّج کريمتَهُ مِن شاربِ الخمِر فَقَد قَطَعَ رَحِمَها»؛[10]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده: «هر کس دختر خود را به شرابخوار بدهد با اين عمل رحميت او را قطع کرده است».
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «مَن زوجَ کريمتَهُ مِن شاربِ الخمِر فکأنَّما ساقَها إِلي الزنا»؛[11]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «هر کس دختر خود را به همسري شارب الخمر در آورد مانند آن است که وي را به راه زنا و بي عفتي سوق داده باشد».
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «أَيُّما امرأهٍ أطاعت زوجَها و هو شاربُ الخمِر کانَ لها من الخطايا بعددِ نُجومِ السماءِ و کل مولودٍ يَلدُ مِنهُ فهو نجسٌ»؛[12]
«هر زني به آميختن با شوهر شرابخوار خود تن دهد به عدد ستارگان آسمان خطا کرده و فرزندي که از آن آميزش توليد مي شود پليد و ناپاک است».
عوارض جسماني
مشروبات الکلي منحصر به ضايعات سلولي مغزهاي افراد الکليست با عيوب و نقائص موروثي فرزندانشان نيست بلکه اين سم خانمان سوز روي اندام افراد الکلي نيز اثر بد مي گذارد و آنان را به عوارض جسمي خطرناکي مبتلا مي سازد.
قال الرضا ـ عليه السلام ـ : «الخَمُر تورثُ انفسادَ القلب و يُسوِّدُ الأسنان و يُبخر الفمَ»؛[13]
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرموده است: «شراب باعث عوارض قلبي است و در آن ضايعاتي بوجود مي آورد. شراب دندان ها را سياه و دهان را متعفن و بدبو مي کند».
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «لا ينالُ شفاعَتي مَن شرب المسکرَ و لا يردُ عَلَي الحوضَ لا واللهِ»؛[14]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «به خدا قسم شرابخوار در قيامت به شفاعت من نائل نمي شود و در کنار کوثر بمن وارد نخواهد شد».
قال الصادق ـ عليه السلام ـ : «شاربُ المُسکِر لا عصمهَ بيننا و بينه»؛[15]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده: «شارب الخمر از مصونيت هاي وابسته به ما بي بهره است و از وي بري و بيزاريم».
جوانان اگر خواهان سعادت مادي و معنوي هستند به سلامت و عقل و جسم خود علاقه دارند بايد به پيروي از تعاليم اسلام از تفريح و سرگرمي خطرناک چشم پوشند و خويشتن را در ساعات فراغت با آن سم جانکاه مسموم ننمايند و براي جلب لذت و کاميابي زود گذر، جواني خود را تباه نسازند.
[1]. بحار، ج16، ص 162.
[2]. علوم جنايي، ج2، ص 846.
[3]. مستدرک، ج3، ص 137 رحلي.
[4]. علوم جنايي، ص 840.
[5]. کافي، ج6، ص 403.
[6]. علوم جنايي، ج2، ص 837، به نقل جوان فلسفي، ج2، ص 489.
[7]. کافي، ج6، ص 405.
[8]. کافي، ج6، ص 408.
[9]. راه و رسم زندگي، ص 91، به نقل ازجوان فلسفي، ج2، ص 492.
[10]. کافي، ج5، ص 347.
[11]. مستدرک، ج2، ص 538 رحلي.
[12]. لئالي الاخبار، ص 267.
[13]. مستدرک، ج3، ص 137.
[14]. کافي، ج6، ص 400.
[15]. کافي، ج6، ص 400.
@#@
شنيدم که ساقي به مي خواره گفت
اگر راست خواهي فرح در شراب است
شنيد اين سخن مرد دهقان و گفت
غلط کرد ساقي، فرح در شباب است
مجلس شراب
لازم است جوانان بدانند که اسلام نه تنها شرب خمر را بر مسلمين تحريم نموده بلکه شرکت آنان را در مجالس شرابخواري ديگران نيز اجازه نداده است، زيرا مشاهده مي گساري ديگران مي تواند طبع متجاوز را تحريک کند و آدمي را به گناه شرب خمر وادار سازد.
زد دست ديده و دل هر دو فرياد
که هر چه ديده بيند دل کند ياد
يکي از افسران ارتش منصور دوانيقي به مناسبت ختنه فرزند خود مجلس مهماني در حيره تشکيل داد و جمعي از رجال و معاريف را به آن مهماني دعوت کرد و امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز از مدعوين آن مجلس بود. موقعي که ميهمان ها کنار سفره مشغول صرف غذا بودند: يکي از مدعوين آب طلبيد پيش خدمت بجاي آب کاسه شرابي آورد. همين که ظرف شراب را به دست ميهمان داد امام صادق ـ عليه السلام ـ از جا برخاست و سفره را ترک گفت: صاحب منزل علت حرکت آن حضرت را پرسيد، در جواب فرمود:
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «ملعونٌ من جلسَ علي مائدهٍ يُشربُ عليها الخمرُ»؛[1]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده: «مطرود از رحمت خدا است کسي که در کنار سفره اي بنشيند که در آن شرب خمر مي شود».
لَعنَ رسول اللهِ ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ في الخَمرِ عشرهَ: «غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقيها و حاملها و المحمولهَ إليه و بايِعها و مُشتريها و آکل ثَمنها»؛[2]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ درباره خمر ده نفر را لعن کرد: «آن کس که درختش را کاشته و آن که نگهبانيش را کرده و آنکسي که انگورش را فشرده و آن که او را نوشيده و آن کسي که در جام ريخته و آن که آن را حمل کرده و آنکه از باربر تحويل گرفته و آن که خريده و آن که فروخته و آن که پولش را دريافت داشته است».
سفره مي گساري
طعام خوردن از سفره اي که در آن مسکر است و ديگري مي آشامد حرام است، هر چند اين شخص از خوردن مسکر پرهيز نمايد بطور کلي غذا خوردن از چنين سفره اي حرام مي باشد چنان چه از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده که پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: لعنت کرده شده کسي که بر سفره اي که از آن شراب خورده مي شود بنشيند.[3]
شاگرد فضيل
شاگرد فضيل بن عياض هنگام مردنش فضيل بر او وارد شد و بالين سرش نشست و سوره يس خواند شاگرد گفت اي استاد قرآن نخوان فضيل ساکت شد سپس او را تلقين کرد و گفت بگو «لا اله الا الله» شاگرد گفت اين کلمه را نمي گويم چون از آن بيزارم و بر همين حال مرد. فضيل سخت غمگين شد.
به خانه خود رفت و بيرون نشد سپس در خواب شاگرد را ديد که در عذاب است از او بپرسيد به چه سبب بي ايمان مردي و معرفت از تو گرفته شد با اين که دانا ترين شاگردان من بودي گفت به سه چيز اولي آن ها نميمه و سخن چيني زيرا به رفقاي خود مي گفتم خلاف آنچه را که تو گفته بودي، دوم حسد چون با اصحابم حسادت داشتم،سوم بيماري داشتم به طبيب مراجعه کردم. او دستور داد که در هر سال قدحي از شراب بخور و اگر نخوري آن مرض مي ماند و من هر ساله قدحي از شراب مي نوشيدم.[4]
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «من زَوّجَ کريمتَهُ مِن شاربِ الخمرِ فکأنما ساقَها إلي الزِنا»؛[5]
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «کسي که دخترش را به شرابخواري تزويج کند مثل اين است که دخترش را براي زنا دادن از خانه بيرون کرده است»
از دير باز
اين عقيده که مي خوارگي عامل اصلي بي عفتي و فساد در جامعه است، مسئله تازه اي نيست. فلاسفه و دانشمندان يونان باستان معتقد بودند که خرد و نيروي معنوي انسان از مغز سرچشمه مي گيرد و در کاسه سرش در بالاترين و ممتاز ترين محل بدنش قرار گرفته، از سوي ديگر خوي حيواني و نفس اماره و شهواني، مرکزش در قسمت هاي پايين بدن است و اين به آن خاطر است که هميشه عقل بر خوي حيواني و شهواني غلبه داشته باشد.
اما نوشيدن شراب باعث مي شود که مرکز غريزه و خوي حيوان يکباره تغيير جا دهد و به نزديک مغز آيد و زمام امور را از دست اين عضو شريف بربايد. آن وقت است که ابليس در بدن انسان جاي گرفته است و نخستين اقدام ابليس زنا کاري و بي عفتي است که معمولا بعد از نوشيدن شراب و مشروب الکلي صورت مي گيرد.
اين تشريح حکما و فلاسفه يونان در قرن ها پيش از اين بود، اکنون روانشناسان و پزشکان دوره تکنولوژي فضا نيز به همين نتيجه رسيده اند.
اثر الکل بر روي مغز
وقتي که آمي مقدار مختصري نوشابه الکلي مي نوشد، ابتدا يک حالت نشاط آرامش و لذت به سراغش مي آيد که البته هنوز مقدار الکل نتوانسته بر روي قسمت هاي حساس مغز اثر بگذارد اما همين که گيلاس اول به گيلاس دوم و ... منتهي شد، مقدار الکل که در خون است به سراغ سلول هاي بسيار حساس مغز مي ورد و پس از غرق کردن آنها در الکل تمام قدرت کنترل نيرومند مغز را يا به کلي از کار مي اندازد يا فوق العاده ضعيف مي کند.
وقتي سانسور مغز ار ميان برود. يعني تمام قيود، منع از کارهاي ناشايسته، پرهيز از مخاطره و خلاصه عقل سليم با تمام ارزشهاي معنوي که شخص طي سال ها آموزش و پرورش بدست آورده موقتاً تا زماني که الکل در خون وجود دارد نابود مي شوند. شخص خود را در دنيايي مشاهده مي کند که اجراي هيچ کاري زشت و ناپسند نيست، يعني واقعا همان طور که فلاسفه يونان باستان گفته اند، خوي حيواني و شيطاني بر مسند و اريکه عقل و فرمانروايي مي نشيند.
هنوز روان شناسان و پزشکان به طور دقيق نمي دانند که الکل چگونه بر مغز و بر کدام قسمت آن اثر مي گذارد ولي اين نکته را مي دانند که قسمت سانسور مغز که حاوي مباني اخلاقي و قيود اجتماعي است در پوسته مغز به نام کورتکس قرار دارد.
رسيدن الکل به کورتکس است که تمام مکانيسم آن را بر هم مي زند و موقتا کاري مي کند که گويي اصلا کورتکس يا مباني اخلاقي ارزش هاي اجتماعي مسئوليت ها قضاوت ها، حس تشخيص و شعور کاملا از ميان رفته است.
زماني که نوشيدن الکل از حد يک گيلاس گذشت الکلي که وارد خون شده همان طور که به همه دستگاه هاي بدن مي رود به مغز هم مي رسد و از آنجا آهسته کورتکس را تحت تأثير خود قرار مي دهد.
وقتي کورتکس به ميزان مختصري تحت تأثير الکل قرار گرفت باز هم کم و بيش کار خود را از نظر سانسور و صدور فرمان مي تواند انجام دهد ولي نکته مهم در اين زمينه آن است که با ضعيف شدن سانسور و فرمانروايي ميزان درک حواس پنجگانه نيز کاهش مي يابد و بدين ترتيب مغز انسان از دو جهت تحت فشار قرار مي گيرد. پس از آن هر چه بيشتر الکل وارد خون شود، از طرفي اراده و مکانيسم سانسور بيشتر تحت تأثير قرار مي گيرد و از طرف ديگر ادراک و تماس حواس انساني نيز ضعيف مي شود.
پس از آن سرعت انتقال که در هر شخص ميزان معيني دارد، شروع به آهسته شدن مي نمايد و در نتيجه شخص مست براي اين که چيزي درک کند و عکس العمل نشان دهد مدت زيادي وقت لازم دارد. قضاوت و قوه تشخيص هم ضعيف مي شود و هم منحرف و بيمار گونه مي گردد. مسئوليت هاي گوناگوني که اشخاص داشته مثلا به عنوان يک پدر و مادر يا همسر يا کارمند و يا هر چيز ديگر، در اين مرحله مطلقا از ميان مي رود و شخص ظاهرا خود را کاملا آزاد مشاهده مي کند.
چون ادراک حواس مختل مي گردد بنابر اين شخص مست (خواه مرد باشد خواه زن) صداها را خيلي آهسته و گويي از راه دور مي شنود، به همين ميزان هم چشمش خوب نمي بيند و اشيا در نظر وي کج و معوج و متحرک هستند همينطور ساير حواس هم مختل مي شوند پوست بدن مثل سابق ديگر نمي تواند به صاحبش خبر دهد که هوا سرد است يا گرم وقتي به چيزي دست مي زند نمي تواند تشخيص دهد زبر است يا نرم، تر است يا خشک.
در اين مرحله يک مرد مست زشت ترين زنان را زيبا، جذاب و قابل معاشرت مي داند و به همين ترتيب يک زن مست با شخصيت تحصيل کرده در اين حالت از مستي، صحبت احمق ترين مردها را جالب و مطبوع تشخيص مي دهد.
اگر يک زن و يک مرد در کنار هم به اين مرحله از مستي برسند صحنه هاي عجيبي مشاهده خواهد شد، مرد در حالي که با کلمات نامفهوم و مقطع سعي مي کند از زن ستايش کند، دست خود را دراز مي کند تا اين زن را نوازش نمايد ولي به جاي نوازش ممکن است به او مشت يا ضربه اي بزند.
چقدر جاي تعجب است وقتي که مشاهده کنيم آن زن مست ضربه يا مشت مرد را به جاي نوازش قبول کند چون ادراکش مختل گشته است.
اين زن و مرد در اين مرحله تحت تأثير عوامل دنياي خارج قرار نمي گيرند چون مثل آن است که تا حدي داروي بي حسي به آن ها تزريق شده باشد و مي دانيم که الکل هم اين خاصيت بي حس کننده را دارد ودر قرنها پيش به جاي داروي بيهوشي در اعمال جراحي به کار مي رفت. در اين مرحله مرد خود را نيرومند و مهم احساس مي کند و زن به همان نسبت خود را جذاب و فريبنده و با شخصيت. مرد لاف مي زند و زن وعده و وعيد مي دهد والبته تمام اين ها حرف است.
چون ادراک شخص مختل و تقريبا از ميان رفته استعداد و قابليت درک لذت نيز از ميان مي رود و از همين مرحله آدم مست (خواه زن و خواه مرد) شروع مي کند که آن حالت لذت و نشئه مستي را اندک اندک از دست بدهد.
[1]. بحار، ج11، ص 115.
[2]. وسائل، ج6،ص 165، کتاب التجاره، باب 55.
[3]. وسائل الشيعه، کتاب الاشربه، باب 33، ج17، ص 299.
[4]. سفينه البحار، ج1، ص 428.
[5]. مستدرک الوسائل، ج14، ص 191.
@#@ به همين ترتيب توانايي شخص به حرکت و انجام کارهاي گوناگون اندک اندک از بين مي رود، همه منظره صحبت کردن، راه رفتن، حتي خنديدن آدم را ديده اند که تا چه ميزاني زننده است.
زن و مرد مست که در کنار هم باشند، به زننده ترين حرکات دست مي زنند حرکات و رفتار آنها آن قدر نامتعادل و بيمارگون است که شخصي که آنها را نظاره مي کند عينا مثل آن که يک تصوير مغشوش و نامنظم را تماشا مي کند. چند لحظه ديگر که از اين مرحله بگذرد، سم الکل باعث ناتواني کامل آنها شده و هر دو در کنار هم از پاي در مي آيند. مسلم اگر از اول اين زن و مرد در کنار هم باشند وقتي که هنوز الکل قدرت حرکت و فعاليت را از آنها نگرفته همان جريان آتش و پنبه صورت پذيرفته و اگر هم نفس زناکاري در همان جلسه اول اجرا نشود، مقدمات بي عفتي آغاز شده و در جلسات بعدي کار يکسره خواهد شد.
بسياري از مردم تصور مي کنند که الکل يکي از داروهايي است که باعث تقويت و تحريک امور و فعاليت جنسي مي گردد.
اين تصور غلط از آنجا ناشي شده که نوشيدن الکل در کساني که سخت خجالتي بوده و به اصطلاح روانشناسان ممنوعيت هاي رواني دارند (آدم هاي محجوب و بي دست و پا) مختصري باعث رفع قيود و بروز شجاعت مي گردد.
چنين افرادي به طور کلي در زندگي متعارفي تحت تأثير يک قيود و کمپلکس هايي هستند که يک آدم معمولي و طبيعي فاقد آنهاست. حرف زدن، معاشرت و فعاليت در اجتماع به طور کلي براي آن ها دشوار است، به همين ميزان هم اجراي امور جنسي براي اين دسته از افراد بسيار دشوار است.
در چنين موارد خاص و در افراد به خصوص ممکن است نوشيدن ميزان قليلي الکل تا اندازه اي سانسور شديد و سنگين مغز آنها سبک و به اصطلاح دست و پايشان را باز نمايد.
اما فراموش نکنيد حتي در اين موارد هم اگر اندکي از حد تعيين شده تجاوز کرد ديگر الکل اثر دارويي خود را از دست داده و کار سم و زهر را خواهد کرد.
حقيقت امر آن است که نوشيدن الکل نيروي جنسي را در مرد ضعيف مي کند و اگر زن الکلي شود سرد مزاج خواهد گرديد مرد الکلي يا مست ممکن است در مورد امور جنسي خيلي لاف بزند ولي عملا ناتوان است. وقتي شخصي معتاد به الکل شد و هر روز در ساعت معين مجبور بود سيني مشروب را مقابل خود بچيند، آن وقت اندک اندک علاقه و اشتهايش نسبت به امور جنسي کاهش مي يابد تا به آنجا مي رسد که گاه فقط هوس به صورت شعله زود گذر در ذهنش نسبت به اين مسائل پيدا مي شود و بعد هم فورا اين هوس خاموش مي گردد.
دو اثر عجيب الکل
الکل در مسئله بي عفتي دو اثر مهم و عجيب دارد. اول آن که قيد و ممنوعيت و مسئوليت و خلاصه مکانيسم سانسور و اراده را از بين مي برد، در نتيجه زن و مرد متأهل، اجراي بي عفتي را خالي از اشکال تلقي مي کنند، چون در آن لحظه هيچ نوع محدوديت و قيدي در وجودشان نيست.
دوم: آن که وقتي کار از کار گذشت چون هنوز الکل در خون و مغز وجود دارد بي درنگ خاطره جريان را از ذهن پاک مي کند به طوري که بعد ها حتي براي خود شخص (هم مرد و هم زن) جريان واقعه به طرز مبهم و گنگ به خاطر مي آيد.
قضات دادگاه در موارد اختلافات زناشويي با اين جمله آشنايي فراوان دارند. من مست بودم و درست نمي دانم بعد از آن ديگر چه واقعه اي رخ داد ...[1]

[1]. مکتب اسلام،سال 17، شماره 9، ص 36.
علي محمد حيدري نراقي - گناهان کبيره، ص 327 .
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :