امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1643
کفران نعمت
نعمت هاي تکويني
جهاني که در آن زيست مي کنيم عالم وسائل و اسباب است و براي پيدايش هر موجودي در نظام آفرينش راه و مجراي خاصي مقرر گرديده که بايد از آن راه و بدان وسيله، جامه­ي تحقق بپوشد و به وجود آيد. نعمت هاي حضرت باري تعالي نيز از مجاري و طرقي که فضاي الهي بر آن تعلق گرفته است به مردم مي رسد، با اين تفاوت که مجراي بعضي از نعمت ها فقط علل تکويني و شرايط خاصي است که در نظام خلقت مقرر گرديده و دست انسان در پيدايش آنها مداخله ندارد، مانند نعمت آفتاب و تابش نور آن که حيات انساني و حيات نبات و حيوان وابسته به آن است و نعمت هاي بسياري از اين جرم بزرگ کيهاني عايد بشر مي گردد و همچنين نعمت باران که بر اثر تبخير آب، توليد ابر و شرايط جوي باران مي بارد و آدمي از وجود آب که مايه حيات او و ديگر موجودات زنده است بهره مند مي شود.
براي اداي شکر اين قبيل نعمت ها بايد حضرت آفريدگار را که معطي نعمت است در دل و زبان حمد نمود و از پيشگاه مقدسش درخواست ادامه نعمت داشت. بعضي از نعمت ها است که مجاري اعطاي آنها کساني از افراد بشرند و به شکل هاي مختلف آن نعمت ها به وسيله آنان به ما مي رسد، در اين قبيل موارد شرع مقدس دستور داده که علاوه بر شکر خداوند که خالق و معطي اصل نعمت است بايد راه وصول به آن نعمت را که انسان ها هستند شکر نمود و مراتب حق شناسي را در مقابل آنان ابراز داشت.
در اسلام شکر کسي که واسطه وصول نعمت به ما باشد بسيار مهم شناخته شده و در کنار شکر خداوند که صاحب نعمت است بايد واسطه وصول نعمت را نيز شکر نمود و حق خدمت او را بجا آورد و در اين باره روايات بسياري از اولياي گرامي اسلام رسيده است.
قال علي بن موسي الرضا ـ عليه السلام ـ : مَن لَم يشکُرِ المنعِمَ مِن المخلوقينَ لَم يَشکُرِ اللهَ عزّ وجلّ»؛[1]
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرموده: «کسي که شکر نعمت مخلوق خدا را ادا نکند شکر خداوند خالق را ادا ننموده و بجا نياورده است».
شکر خدا و والدين
نعمت حيات و قوايي که براي ادامه آن لازم است بزرگ ترين نعمت خداوند براي ما است و بايد شکر اين نعمت بزرگ را به جا آوريم ولي مي دانيم که آن نعمت گرانقدر به وسيله پدر و مادر به ما اعطا شده است و اگر آن دو نمي بودند ما بوجود نمي آمديم بنابر اين طبق دستور اسلام، وظيفه داريم در نعمت زندگي، خداوند را شکر گذار باشيم و همچنين پدر و مادر را که مجراي اين فيض بزرگ بوده اند شکر نماييم. خداوند در قرآن شريف به انسان توصيه نموده است:
«أن اشکرلي و لوالديک»؛[2]
«مرا و پدرت و مادرت را شکرگزار باش».
علم نيز فيضي از طرف باري تعالي و بايد او را در اعطاي اين نعمت سپاسگزار باشيم ولي مي دانيم که مجراي فيض علم، معلم است، اوست که در مدارج مختلف علمي دست محصل را مي گيرد و قدم به قدم به پيشرويش موفق مي دارد. بنابر اين تمام افراد تحصيل کرده بايد آموزگاران، دبيران، مدرسين، و استادان خود را در هر مرتبه و مقامي که باشند شکر نمايند.
قال علي ـ عليه السلام ـ : «أکرِم ضَيفَکَ و إن کان حقيراً و قُم من مَجلسِکَ لأبيکَ و معلمِکَ و إن کُنتَ أميراً»؛[3]
علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «ميهمانت را احترام کن، اگر چه او از نظر شخصيت اجتماعي ارزش بزرگ ندارد و همچنين به احترام پدر و معلمت قيام کن و برپاخيز، اگر چه فرمانرواي جامعه باشي».
اهميت شکر مخلوق
براي آن که بدانيم شکر نعمت مخلوق در پيشگاه خداوند چه قدر ارزنده و مهم است بايد به روايت ذيل توجه کافي نمود.
قال النبي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : «يُؤتي بِعَبدٍ يومَ القيامهِ فيوقَفُ بينَ يديِ اللهِ عز و جل فيأمُرُ بِهِ ألي النارِ. فيقولُ أي رَبِّ أمرتَ بي ألي النارِ و قَد قرأتُ القرآنَ. فيقولُ اللهُ: أي عبدي إني أنعمتُ عليکَ و لم تَشکُر نعمتي. فيقولُ أي ربِّ أنعمتَ عليَّ بکذا، شکرتُکَ بکذا و أنعمتَ عليَّ بکذا فَشَکَرتُکَ بکذا فلا يزالُ يُحصي النَعَمَ و يُعددُ الشُکرَ. فيقولُ اللهُ تعالي: صدقتَ عبدي ألا أنتَ لم تشکُر مِن أجريتُ عليکَ نعمتي علي يديهِ و أِني قد آليتُ علي نفسي أن لا أقبلَ شُکر عبدٍ بنعمهٍ أنعمتُها عليهِ حتي يشکُرَ مَن ساقَها من خلقي إليه»؛[4]
رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «بنده اي را در قيامت به پيشگاه الهي مي آورند و خداوند درباره او فرمان عذاب مي دهد عرض مي کند، بارالها! درباره ام امر به دوزخ فرمودي با آن که من در دنيا مسلمان و قاري قرآن بودم، خداوند مي فرمايد بنده من! نعمت هايي را به تو دادم و شکر آنها را بجاي نياوردي. عرض مي کند، بارالها! فلان نعمت را دادي ترا شکر کردم، فلان نعمت را دادي، تو را شکر نمودم، يک به يک نعمت ها را مي شمرد و از شکر ها نام مي برد. خداوند مي فرمايد: بنده من! راست مي گويي، جز آن که کسي را که من به دست او نعمت خود را به تو رساندم شکر نکردي، و من با خود عهد نموده ام شکر نعمت هايي را که به بنده اي داه ام نپذيرم تا شکر کند کسي را که نعمت من توسط او به وي رسيده است.
شکر واسطه نعمت علاوه بر اين که اطاعت از خالق و حق شناسي از مخلوق است، داراي اثر رواني است و شکر گزار، خود از آن اثر منتفع مي گردد.
قال علي ـ عليه السلام ـ : «شُکرکَ لِلراضي عَنکَ يَزيدُهُ رِضاً و وفاءً و شُکرکَ لِلساخِطِ عليکَ يوجِبُ لَکَ منهُ صلاحاً و تَعَطُفاً»؛[5]
علي ـ عليه السلام ـ فرموده: «آن کس که به تو نعمت مي دهد و شکرش را ادا مي کني، اگر قلباً از تو راضي باشد، شکرت بر خشنودي و وفايش مي افزايد و اگر به تو خشمگين باشد، شکر تو موجب صلاح ضمير و عطوفتش مي گردد».
تشويق منعم
شکر حسنات و چشم پوشي از سيئات در جوامع بشري داراي فوايد رواني و آثار عملي است و هر يک در جاي خود مي تواند نتيجه مفيدي به بار آورد. شکر نعمت مايه تشويق منعم است، در وي اثر روحي مي گذارد و او را با علاقه و رغبت بيشتري به خدمات اجتماعي وا مي دارد، بعلاوه، ديگران را نيز به راه نيکوکاري سوق مي دهد و بر تعداد خدمتگزاران مي افزايد و در نتيجه، جامعه از تعاون و رفاه بيشتري برخوردار ميگردد. برعکس، بي تفاوتي در مقابل احسان و خودداري از شکر منعم مايه دلسردي و يأس مي شود و خدمتگزاران را در ادامه خدمت بي رغبت مي نمايد.
اثر مفيد تشويق منحصر در شکر منعم و خدمتگزاري اهل احسان نيست، بلکه تشويق مي تواند محصل خردسال و جوان را در رشته درسي خواندن، کارمند دولت را در وظايف اداري و نيروهاي مسلح را در دفاع از کشور، بيش از پيش دلگرم نمايد و آنان را با جديت زيادتري در ادامه کار وادار سازد علي ـ عليه السلام ـ ضمن عهد نامه خود تشويق نظاميان خدمتگزار و نام بردن از خدمات آنان را اکيدا به مالک اشتر، والي مصر، توصيه فرموده و اين مطلب را در خلال اين بيان خاطر نشان ساخته است:
«وَ واصِل في حُسنِ الثناءِ عَلَيهم و تعديدِ ما أبلي ذَوُو البلاءِ مِنهم، فإنَّ کثرهَ الذَّکرِ لحُسنِ أفعالهم تَهُزُّ الشجاعَ و تُحَرِضُ الناکل»؛[6]
«همواره از نظاميان خدمتگزار به نيکي ياد کن و کارهاي بزرگ را که انجام داده اند به شمار آور، چه زياد نام بردن از کارهاي نيک آنان افراد شجاع را تحريک مي کند و اشخاص سست را ترغيب مي نمايد و به تحرک و فعاليت وادار مي سازد».

[1]. ميزان الحکمه، ج5، ص 153.
[2]. سوره لقمان، آيه 14.
[3]. فهرست موضوعي غرر، ص 211.
[4]. سفينه البحار، ج1، ص 710.
[5]. غرر الحکم، ص 442.
[6]. نهج البلاغه صبحي صالح، نامه 53.
علي محمد حيدري نراقي - گناهان کبيره، ص 299 .
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :