امروز:
دوشنبه 2 مرداد 1396
بازدید :
1545
حوزه علميه
حوزه‌هاي علميه در جامعه ديني ما از جايگاهي بس والا و مهم بر خوردار هستند. حوزه ها به مصداق آيه شريفه«الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة لشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي الكها كل حين باذن و ربها...» (ابراهيم/14) چونان درختي ثابت و ريشه دار، در هميشه تاريخ گذشته، ملجا جويندگان معارف الهي بوده و ثمراتي شيرين و گوارا عرضه داشته و در ساحت علم و تقوي آثاري پر بها ارائه نموده اند. در اين نوشتار كوتاه، نگاهي گذرا به تاريخچه، اهداف و برخي از ويژگيهاي حوزه علميه خواهيم داشت.
حوزه در لغت و اصطلاح:
حوزه در لغت عرب به معناي ناحيه، مجتمع و مكان ثقل آمده است و حوزة الاسلام به معناي حدود و ثغور و نواحي اسلامي است. كلمه حوزه يا حوزه‌‌هاي علميه اصطلاحي است رائج در جهان به ويژه نزد شيعيان به معناي مركز تحصيل علوم ديني و به اصطلاح دانشگاهي است براي آموزش و فراگيري علوم ديني و قديمه، كه با در اختيار داشتن گنجينه به يادگار مانده از خاندان نبوت و عترت، فرهنگ بي نظيري را در تمام زمينه‌‌هاي علمي، اجتماعي و بعضا سياسي از خود به يادگار گذارده است.[1]
تاريخچه حوزه علميه:
اين نهاد مقدس نيز مانند همه نهادهاي اجتماعي به تدريج و در طول سالهاي متمادي شكل گرفته است، كه ريشه شكل گيري آن به صدر اسلام و آغاز بعثت پيامبر اكرم(ص) باز مي‌‌گردد. مطالعه سير تحول و شكل گيري حوزه علميه مستلزم نگاهي اجمالي به چهارده قرن تاريخ آموزش در اسلام است كه بايد در ضمن دو دوره جداگانه بررسي شود.
الف. حوزه‌‌هاي علميه در عصر حضور:
عصر حضور حدود سه قرن طول كشيد كه همزمان با طلوع اسلام شروع و تا زمان غيبت حضرت ولي عصر(عج) ادامه يافت. عنصر مشترك در طول اين مدت وجود معصوم به عنوان عامل محوري در آموزش معارف دين مي‌‌باشد. با آغاز رسالت حضرت محمد(ص) در مكه، اولين حلقه‌‌هاي رسمي آموزش اسلام تشكيل گرديد. يكي از اولين مكان‌‌هاي تجمع و آموزش در آغاز بعثت خانه«ارقم بن ابي ارقم» در دامنه كوه«صفا» بود كه در اين محل چهل نفر از جمله حضرت حمزه و ابوذر غفاري به اسلام گرويدند.[2]بعد از هجرت مسلمين به مدينه و نزول آيه نفر تلاش بيشتري براي آموزش و فراگيري احكام و معارف اسلامي صورت پذيرفت و مسجد به عنوان كانون برگزاري جلسات آموزش دين معرفي شد، كه تا قرنها بعد نيز اين محوريت حفظ گرديد. با رحلت رسول مكرم اسلام اين رسالت عظيم توسط حضرت علي و امامان بعد از ايشان به بهترين وجه ممكن عملي شد و تشنگان معارف اصيل اسلام با حضور يافتن در محضر اين بزرگان و شاگردان آنها، كام تشنه خود را سيراب مي‌‌كردند. درعصر امام باقر و امام صادق تحولي عظيم در آموزش اسلامي پديد آمد. اين دو بزرگوار در مسجد نبوي رواقي براي تدريس داشتند و جلسات درس و گفتگوي علمي در منازلشان نيز بر پا بود كه روايان و طالبان علم در آنها حضور مي‌‌يافتند. علاوه بر آن به سؤالات مسلماناني كه از نقاط مختلف جهان آمده بودند پاسخ مي‌‌گفتند. سازمان اين حوزه‌‌هاي درسي، ساده و قابل استفاده و بهره برداري براي همگان و پاسخگوي نيازهاي زمان بود. دانشمندان متعددي در رشته‌‌هاي مختلف علوم اسلامي، عقلي و علوم طبيعي در اين عصر پرورش يافتند. چندين نسل از فقها تربيت شدند كه داراي قدرت اجتهاد بودند. قواعد مهم فقهي و اصولي وضع شد و مدارس فلسفه و كلام تاسيس گرديد. كتابهاي مختلفي توسط دانشمندان تعليم يافته در محضر اين بزرگواران نگاشته شد. علاوه بر مدينه، كوفه نيز به دليل دو سال حضور امام صادق در آن، مركز علمي نشر و آموزش علوم ال محمد گرديد. حوزه علمي و درسي، در اين عصر الگوي تاسيس و اداره حوزه‌‌هاي علميه در قرون بعد و خصوصا در عصر غيبت شد. بعد از اين حركت عظيم علمي، به دليل سختگيري خلفاء بني عباس، اين حركت دچار كندي شد، تا اينكه زمان غيبت امام عصر فرا رسيد.
حوزه‌‌هاي علميه در عصر غيبت و تاسيس حوزه علميه اماميه:
در سال 329 هـ .ق با وفات آخرين نايب خاص حضرت مهدي(عج)، (علي بن محمد سمري) غيبت كبري آغاز شد. در اين مقطع حضرت مسئوليت اداره امور فرهنگي و مرجعيت ديني را به فقهاي تربيت شده در مكتب اهل بيت واگذار نمود.[3] و از همين جا سازمان روحانيت شكل گرفت و در حوزه‌‌هاي علميه تبلور يافت.
جرقه‌‌هاي نخستين در قم و ري:
همزمان با غيبت صغري و شروع غيبت كبري به علت فشار شديد عباسيان بسياري از علماء شيعه مجبور به ترك وطن شده و به قم و ري مهاجرت كردند، زيرا اين دو شهر تحت فرمانروائي آل بويه بود، گرچه برخي هم در عراق ماندند. نتيجه تلاشهاي علمي دانشمندان شيعه در حوزه‌‌هاي قم، ري و عراق تهيه يك موسوعه حديثي كامل، كه اصول اربعماه را در خود جاي داده بود، مي‌‌باشد. از آن جمله مي‌‌توان به كتاب كافي مرحوم كليني و كتاب من لايحضره الفقيه شيخ صدوق اشاره نمود. ويژگي مهم اين دوره توجه گسترده به تدوين احاديث و فتوي دادن بر طبق متن روايات و جمع آوري اطلاعات لازم در مورد راويان حديث بوده است.
تاسيس حوزه علميه بغداد:
در قرن پنجم مدرسه فقه قم و ري به دليل ضعف حكومت عباسي و خارج شدن فقه شيعه از سانسور و فشار طاقت فرساي عباسيان و ظهور شخصيتهاي بزرگ علمي چون شيخ مفيد، سيد مرتضي و شيخ طوسي، به بغداد منتقل شد. مدارسي توسط اين بزرگان در بغداد تاسيس گرديد و به مركزي براي آموزش معارف دين به طالبان حقيقت تبديل شد.«دارالعلم» نام مدرسه اي بود كه توسط سيد مرتضي در همين زمان تاسيس شد.
ويژگيهاي مدرسه بغداد:
1. در اين دوره اجتهاد به سبك شيعي آن شكل مي‌‌گيرد و براي آن اصول، و قواعدي مقرر مي‌‌گردد. تفريع فروع بر اصول و تطبيق با آن براي نخستين بار به طور رسمي صورت مي‌‌گيرد.
2. خارج شدن از چهار چوب احاديث و تدوين علم اصول براي مصون ماندن فقه و فقيه از خطا و لغزش در استنباط، توسط اين بزرگان محقق مي‌‌شود. از جمله شيخ مفيد كتاب«التذكرة باصول الفقه» سيد مرتضي«الذريع الي اصول الشريعه» و شيخ طوسي«عدة الاصول» را مي‌‌نگارند.
تاسيس حوزه علميه نجف:
با اشغال بغداد توسط سلجوقيان و مهاجرت شيخ طوسي به نجف سنگ بناي حوزه علميه در اين شهر مقدس گذاشته مي‌‌شود. گرچه قبل از شيخ نيز عالماني در آنجا مي‌‌زيسته اند. با ورود شيخ به نجف و هجرت بسياري از طلاب به اين شهر نجف به يك پايگاه علمي بزرگ براي جهان تشيع تبديل مي‌‌شود. بعد از شيخ حوزه نجف به دليل تقليد صرف از آراء شيخ دچار ركود علمي مي‌‌شود اما با ظهور دانشمنداني چون ابن ادريس، محقق ثاني و ديگران اين حوزه حياتي تازه مي‌‌يابد. از خصوصيات مهم اين حوزه محور قرار گرفتن آن در امر آموزش علوم دين و مرجعيت شيعه در طول چندين قرن است.
حوزه‌‌هاي علميه حلب، حلّه، شام:
قبل از شكل گيري حوزه نجف، سلار شاگرد سيد مرتضي(ره) حوزه علميه حلب را شكل داد. در حله نيز برخي از علماء با دائر كردن مركزي علمي به پرورش جويندگان دانش پرداختند. علامه حلي و محقق حلي از تربيت شدگان اين مدرسه اند. اين حوزه در حدود سه قرن رونق داشت. در شام هم، دانشمنداني چون ابي محمد بن جعفر ورّاق طرابلسي از شاگردان شيخ طوسي در طربلس، شهيد اول و شهيد ثاني در دمشق و جبل عامل به تاسيس مراكز علمي شيعي اقدام نمودند.
حوزه‌‌هاي علميه در ايران:
تاريخ تاسيس حوزه‌‌هاي علميه در ايران همزمان با شروع غيبت كبري و ظهور شخصيتهائي چون صدوق در ري و پدرش در قم است. شيخ مفيد كه از مؤسسين حوزه علميه بغداد است خود از شاگردان شيخ صدوق به شمار مي‌‌رود. روند تاسيس و رونق يافتن حوزه‌‌هاي علميه در ايران در سير تاريخ ادامه يافته و حوزه هائي در اصفهان، مشهد، ري، قم و شهرهاي بزرگ دائر شده است كه عمدتا از لحاظ علمي تحت تاثير حوزه علميه نجف بوده اند. در عصر صفوي با هجرت علماء بزرگ به اصفهان اين حوزه رونق خاصي مي‌‌يابد. دوره جديد شكوفائي حوزه ها در ايران با هجرت آيه الله شيخ عبدالكريم حائري از نجف به قم آغاز مي‌‌شود و سپس با زعامت و مرجعيت عامه آيه الله العظمي بروجردي رونق بيشتري يافته به طوري كه توجه بسياري را به سمت خود جلب مي‌‌كند. با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و تحت فشار قرار گرفتن علماء در نجف از سوي رژيم بعث عراق حوزه علميه قم تبديل به محور و مركز حوزه‌‌هاي علميه در جهان تشيع مي‌‌گردد به طوري كه هم اكنون هيچ حوزه اي در جهان تشيع به عظمت آن نمي رسد و هزاران دانشمند و جوياي حقيقت اسلام ناب از سراسر جهان در آن به تعليم و تدريس و تحقيق مي‌‌پردازند [4]و در مسير خدمت به ارزشها و معارف والاي دين و مذهب تشيع و حفظ دينداري مردم از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و در حقيقت، اين عملكرد و تلاشها را براي خود افتخاري بس ارزشمند مي‌‌دانند چرا كه در راستاي عملكرد معصومين(عليهم السلام) و خدمت به مذهب، در اين مسير و هدف گرانمايه گام بر مي‌‌دارند.
اهداف حوزه علميه:
هيچ نهاد و سازماني بدون هدف تاسيس نمي شود. نهاد ريشه داري مانند حوزه علميه نيز داراي اهدافي معين و مشخص است، اهدافي كه تحقق بخشيدن به آن از رسالت‌‌هاي انبياء الهي بوده و به علماء دين و حوزه‌‌هاي علميه به ارث رسيده است. اين اهداف به طور اجمال عبارتند از:
1.
[1] . دائره المعارف تشيع، ج 6، ص 549، نشر حجتي، چاپ اول (زير نظر آقايان: حاج سيد جوادي، خرمشاهي، اشكوري، كامران خاني)
[2] . سيره ابن هشام، ج 1/263، فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج 1، ص 254، (دفتر تبليغات، 1368)
[3] . اشاره به اين بيان حضرت است كه فرمودند:«و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله ...» «در حوادثي كه اتفاق مي‌‌افتد و پيش مي‌‌آيد (و شما به موارد آن ها آگاهي ديني نداريد و وظيفه خود را نمي دانيد). به راويان سخنان ما مراجعه كنيد، همانا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا هستم» وسائل الشيعه، ج 8، ص 101، چاپ بيروت
[4] . تاريخچه حوزه علميه، از اين منابع اقتباس شده است.1. درآمدي بر شناخت حوزه و روحانيت، ص 15 تا 27، منصور علم الهدي(انتشارات نصايح، قم،1379) مركز مديريت حوزه‌‌هاي علميه خواهران2. سير حوزه‌‌هاي علمي شيعه ص 5 تا 23، ايه الله صافي گلپايگاني(جامعه مدرسين قم 1379، چاپ دوم) 3. حوزه و روحانيت در آينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري، ج 1، ص 2 الي 10 دفتر مقام معظم رهبري(ناشر، سازمان تبليغات 1375)
@#@ شناخت صحيح دين(تفقه در دين)
2. ابلاغ صحيح دين
3. اصلاح طلبي در زمين
4. عينيت بخشيدن به دين و اجراء احكام ديني.
1. شناخت صحيح دين:
دين اسلام از جامعيت و كمال برخوردار است، و هر مسلمان با ايمان نيز وظيفه دارد با معارف و احكام دين آشنا شود، حال از آنجا كه اين شناخت اگر بخواهد صحيح و عميق باشد مستلزم آشنايي با علوم مختلفي است كه فراگيري آن از حوصله تك تك افراد خارج است بنابراين افرادي بايد در دانشگاههاي خاصي حضور يافته و توام با تهذيب نفس به كاوش در منابع اصيل دين بپردازند، تا با فرا گرفتن معارف الهي و استنباط احكام دين بدون هيچ گونه پيش داوري و نگاه سود جويانه اولا خود را عامل به دستورات ديني و مهذب به فضايل نموده و ثانيا آنها را براي مردم بازگو نمايند و ايشان را با وظائف ديني خود در هر عصر و زمان آگاه كنند. چنانچه در قران كريم نيز به اين مهم اشاره شده است، «فلولا نفر من كل امة طائفة ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم» (توبه، 122) «پس چرا از هر فرقه اي گروهي كوچ نمي كنند تا در دين خدا آگاهي پيدا كنند و قوم خود را وقتي به سوي آنها بازگشتند انذار كنند.» از اين رو اولين هدف در حوزه‌‌هاي علميه شناخت صحيح دين در همه ابعاد آن است كه لازمه آن ايجاد رشته‌‌هاي مختلف علوم اسلامي و تربيت فقها، مفسران، متكلمان، فلاسفه و خطباي اسلامي است.
2. تبليغ دين:
دومين هدف حوزه‌‌هاي علميه ابلاغ دين به همه مردم جهان خصوصا مسلمانان است، چنانچه در آيات قرآن به اين وظيفه مهم اشاره شده است:«لينذروا قومهم اذارجعوا اليهم» «و ما علي الرسول الا البلاغ المبين» (يوسف/108) كه بعد از پيامبر اين رسالت به عهده عالمان پرورش يافته در كانون حوزه‌‌هاي علميه است.
3. اصلاح طلبي در زمين:
خداوند رسالت اصلاح در زمين را به دست انسانهاي پاك و فرزانه مورد تاكيد قرار مي‌‌دهد، زيرا تنها راه نجات و رستگاري در دنيا و آخرت در همين نكته نهفته است. (فلولا كان من القرون من قبلكم اولوا بقيه ينهون عن الفساد في الارض ال قليلا ممن انجينا منهم) (هود/116) «چرا در قرون و اقوام قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتي نبودند كه از فساد در زمين جلوگيري كنند. مگر اندكي از آنها كه نجاتشان داديم» حال از آنجا كه خداوند آگاهتر از بشر به صلاح و فساد اوست و آنرا در دين انعكاس داده است رسيدن به اين هدف مهم تنها با پرورش عالمان خدا ترس و متعهد و متخصص در حوزه‌‌هاي علميه و ورود آنها در عرصه جامعه و اعمال دستورات ديني و پايبندي به آن قابل تحقّق است.
4. عينيت بخشيدن به دين و اجراء احكام الهي:
يكي از اهداف حوزه‌‌هاي علميه عينيت بخشيدن به دين و تشكيل حكومت ديني مبتني بر اصل امامت در دوره غيبت است، به عبارت ديگر، يكي از اهداف حوزه، تحقق حاكميت الله و عبوديت واقعي مي‌‌باشد، زيرا اسلام ديني جامع و كامل است كه در تمام ابعاد اجتماعي، اقتصادي، سياسي، قضائي و حقوقي و ... داراي قانون و برنامه مشخص و حساب شده مي‌‌باشد، در حقيقت، فقه نظريه اداره جامعه است و حكومت، فلسفه عملي فقه است كه اين هدف در عصر حاضر به دست يكي از پرورش يافتگان در مهد حوزه علميه يعني حضرت امام خميني(ره) محقق شده است.[1]
ويژگيهاي حوزه‌‌هاي علميه:
حوزه‌‌هاي علميه داراي ويژگيهايي هستند كه آنها را از نهادهاي مشابه علمي و آموزشي متمايز مي‌‌كند، كه به طور مختصر به برخي از آنها اشاره مي‌‌شود. يكي از مهمترين اين ويژگيها، جاذبه معنوي آنهاست. فضاي حاكم بر حوزه‌‌هاي علميه، اخلاص و معنويت و تقواي الهي است كه مهمترين شرط موفقيت و رشد و بالندگي در حوزه علميه بوده و به همين دليل است كه مردم جامعه با اشتياق و جديت، دنباله رو دستورات ديني آنها هستند. ويژگي ديگر حوزه ها، استقلال از مراكز قدرت در زمينه‌‌هاي مديريتي، مالي و آموزشي است. برخي ديگر از اين ويژگيها عبارتند از: رابطه متقابل و صميمي مردم و حوزه‌‌هاي علميه و اتكاي آنها به يكديگر، حاكميت طبع بلند، زهد، قناعت، پرهيز از تجمل گرايي و اسراف بر حوزه‌‌هاي علميه، انعطاف پذيري حوزه ها در زمينه امكان تحصيل اقشار مختلف، تقارن تعليم و تعلم و عدم محدوديت زماني براي تحصيل از ديگر ويژگيهاي حوزه هاست.[2]
علوم حوزوي و نظام آموزشي حوزه ها:
از آنجا كه رسالت حوزه ها آموزش معارف اسلام و ابلاغ آن به مردم است، تمام علومي كه به فهم معارف حقه دين اسلام كمك مي‌‌كند و حوزه را در به دوش كشيدن اين رسالت كمك مي‌‌كند، جزو محدوده علوم حوزوي به شمار مي‌‌رود، گرچه برخي از اين علوم در طول سالهاي متمادي با توجه به مقتضيات زمان و شرايط مختلف، كمتر مورد توجه قرار گرفته است. علوم اسلامي در عصر غيبت، در هشت محور ارائه گرديده و علما و طلاب وظيفه داشته اند در حد توان در اين زمينه ها كسب دانش نمايند.
1. ادبيات عرب
2. فقه و اصول
3. علم درايه و علم رجال
4. منطق، فلسفه و كلام
5. علوم قرآن و تفسير
6. علم تاريخ
7. علوم اخلاقي و عرفاني
8. رياضيات، هيئت و طب.
قابل ذكر است كه در وضعيت كنوني در حوزه‌‌هاي علميه با توجه به نيازهاي زمان و وظايف حوزه ها، علاوه بر علوم مذكور، علومي اسلامي مانند اقتصاد، سياست، روانشناسي، جامعه شناسي، دين پژوهي و ... تحصيل مي‌‌شود.
اين بود مختصري جهت معرفي اجمالي حوزه علميه 0 قابل ذكر است كه شناخت و آشنايي با حوزه علميه از ابعاد مختلف نياز به مطالعه و تحقيق و بررسي بسيار بيشتري دارد كه مجال آن در اين نوشتار نيست.

[1] . درآمدي بر شناخت حوزه و روحانيت، ص 27، منصور علم الهدي، مباحثي درباره حوزه آيه الله مصباح يزدي، ص 57 (مؤسسه امام خميني، چاپ اول 76)
[2] . درآمدي بر شناخت حوزه و روحانيت، ص 37.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :