امروز:
سه شنبه 8 فروردين 1396
بازدید :
1584
اقسام علم
با گذر زمان و پيشرفت و تكامل علم، علوم مختلف آنچنان توسعه پيدا كرده‎اند كه يك فرد قادر بر فراگيري اصول كلي تمام علوم هم نيست چه رسد به اينكه متخصص در تمام آنها بشود. و به فرمودة پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ «العلم اكثر من أن يُحصي فَخُذْ من كلّ شيءٍ أحسنه»[1] «علوم بيشتر و گسترده‎تر ازا ين است كه احصاء شود پس وظيفة شما اين است كه از هر چيز به دنبال بهترين آن باشيد.»
حال با توجه به اين گستردگي و گوناگوني، ضرورت ايجاب مي‎كند كه مرز بين علوم مختلف مشخص شود و علوم از جهات مختلف مورد طبقه‎بندي و تقسيم قرار بگيرند تا اينكه علاوه بر معين شدن محدودة هر علم، جستجوگران علم و دانش نير با ديد بازتري به سراغ علم مورد نياز خود بروند و هر كس با توجه به هدف و ذوق و استعداد خويش علم مورد نظر خود را انتخاب نمايد. در اين گفتار كوتاه، تقسيم علم از سه زاويه مورد دقت اجمالي قرار گرفته است: 1) اقسام علوم و معيار تقسيم ‎بندي‎ها. 2) اقسام علم از نظر روايات. 3) تقسيم علوم از لحاظ حكم فراگيري آن در اسلام.
1. اقسام علوم و ملاكهاي تقسيم
در تقسيم و دسته بندي علوم معيارهاي مختلفي را مي‎توان مد نظر قرار داد ك مهمترين آنها از اين قرار هستند:
1) تقسيم بر اساس اسلوب و روش تحقيق: از آنجا كه تمام علوم بر اساس روش واحد بدست نمي‎آيند در يك دسته بندي تمام علومي را كه با روش خاصي تحصيل مي‎شوند در يك قسم و علوم ديگري را كه با روش‎هاي ديگر بدست مي‎آيند در اقسام جداگانة ديگري قرار مي‎دهيم.
بر اساس همين ملاك مي‎توان علوم را به دو دستة‌ كلي تقسيم نمود:
1) علومي كه به روش تجربي بدست مي‎آيد و در كشف و اثبات گزاره‎هاي آن از حس ظاهر و تجربه به آزمون و خطا استفاده مي‎شود: مانند: طب، شيمي ، زيست شناسي و ...
2) علوم غير تجربي: كه در رسيدن به گزاره‎هاي آنها تجربه و حس كاربرد مستقيم ندارد، كه اين علوم را مي‎توان به چهار دستة عمده تقسيم كرد:
1. علوم عقلي: كه با كمك گرفتن از براهين و استنتاجات عقلي محض حاصل مي‎شوند. مثل: منطق، رياضيات و فلسفة متافيزيك.
2. علوم نقلي: كه بر اساس اسناد و مدارك منقول و تاريخي بررسي مي‎شوند مثل: تاريخ و رجال.
3. علوم شهودي: كه راه رسيدن به اين علوم حسن باطن و شهود دروني است، كه درجة اعلاي اين علوم وحي است كه براي پيامبران حاصل مي‎شود و درجة پائين‎تر آن مشاهدات عرفاني عرفاء مي‎باشد.
4. علوم ابداعي: كه بر اساس جعل و اعتبار معتبرين حاصل مي‎شوند و راه رسيدن به آن فراگيري قوانين اعتبار شده در آنهاست و يا علومي كه از ذوق و هنر ناشي مي‎شوند. البته ذكر اين نكته لازم است كه در هر كدام علوم از روشهاي ديگر هم استفاده مي‎شود مثلاً در صغري علوم عقلي ممكن است از نتايج دريافتهاي تجربي استفاده مي‎شود ولي روش عمده و حاكم در آن علم روش عقلي است.
2) بر اساس هدف و غايت:
ملاك ديگري كه مي‎توان بر اساس آن، علوم را دسته‎بندي كه فائده و نتيجه‎اي است كه بر آنها مترتب مي‎شود و هدف و غايتي كه فراگير از آموختن آن در نظر مي‎گيرد. مثلاً مي‎توان علوم را به علومي كه داراي غايات معنوي يا مادي، فردي و يا اجتماعي هستند تقسيم بندي نمود، چنانچه در برخي روايات نيز علوم بر همين اساس تقسيم شده‎اند كه اشاره خواهد شد.
3)‌ بر اساس موضوع:
متداول‎ترين و بهترين ملاكي كه مرز بين علوم مختلف را معيّن مي‎سازد، دسته بندي آنها بر حسب موضوع جامع و كلي است كه مسائل هر علم بر حول محور آن موضوع مي‎چرخد. مثلاً موضوع علم حساب عدد و موضوع علم طب بدن انسان و ... است.
تذكر يك نكته در اينجا لازم است و آن اينكه ممكن است در تقسيم علوم مختلف انشعابات جزئي‎تر صورت گيرد و ممكن است معيار تقسيم در شعبه‎هاي جزئي‎تر چيزي غير از معيار اصلي تقسيم باشد، مثلاً علم خداشناسي يكي از اقسام علم است كه به حسب موضوع مرزبندي شده است ولي همين علم بر حسب روش به سه علم خداشناسي فلسفي، عرفاني و ديني منشعب مي‎گردد.[2]
اقسام علم از نظر روايات:
در روايات علم از نظر گاههاي گوناگون تقسيم شده است كه در اينجا برخي از آنها را ذكر مي‎نمائيم:
الف) علم به دو قسم است: 1) حسي: كه از راه حواس بدست مي‎آيد. 2) عقلي، كه آيه شريفة «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (نحل / 78) به اين دو نوع از علم اشاره دارد، خداوند مي‎فرمايد: «ما شما را خلق كرديم در حالي كه هيج نمي‎دانستيد و براي شما چشم و گوش (ابزار شناخت حسي) و قلب (ابزار درك و شناخت عقلي) را قرار داديم تا بوسيلة آن حقائق را درك كنيد ...» حضرت علي ـ عليه السلام ـ نيز در مقايسه بين علم حسي و عقلي مي‎فرمايند: «ليست الرؤية مع الابصار فقد تكذب العيون أهلها و لايغش العقل من استنصحه»[3] «ديدن با چشمها نيست چه اينكه چشمها گاه به دارندگان خود دروغ مي‎گويند ولي عقل به هر كس كه خواستار اندرز او گردد دروغ نمي‎گويد» كه حضرت در اين بيان اشاره به راه پيدا كردن خطا در علم حسي دارند.
ب) پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در يك تقسيم كلي، علوم را به دو دسته مي‎كنند: «العلم علمان: 1) علم الاديان
2) علم الابدان»[4] دستة‌ اول با دين و آخرت انسان مرتبطند و دستة‌ ديگر با بدن مادي و دنياي انسان در ارتباطند.
ج) در بيان ديگري حضرت علي ـ عليه السلام ـ تمام علوم را از جهت شنيداري و اكتساب حرف بودن و يا عدم آن اينگونه تقسيم مي‎نمايند: «العلم علمان: 1) مطبوعٌ و 2) مسموعٌ، لا ينفع المسموع اذالم يكن المطبوع».[5] شهيد مطهري در توضيح اين دو قسم مي‎فرمايند: مراد از علم مسموع، علم شنيده شده و فرا گرفته شده از خارج است اما علم مطبوع علمي است كه از طبيعت و سرشت انسان سرچشمه مي‎گيرد، علمي كه انسان از ديگري ياد نگرفته و معلوم است كه همان قوة ابتكار شخص است.[6]
د) علم را از جهت تأثير مستقيم در سود و زيان دنيايي و يا اخروي و رسيدن به كمال واقعي انساني نيز مي‎توان تقسيم نمود، «روزي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ داخل مسجد شدند در حالي كه مردم اطراف شخصي را گرفته بودند. حضرت سؤال كردند او كيست؟ گفته شد، او علامه است و از همة مردم به انساب و اشعار عرب و قواعد زبان و وقائع جاهليت آگاه‎تر است. حضرت در جواب فرمودند: اين علمي است كه به جاهل آن ضرر نمي‎رساند و عالمش را سود نمي‎بخشد. انّما العلم ثلاثة : آيةٌ محكمة أو فريضةٌ عادلةٌ او سنّةٌ قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل»[7] با توجه به اين روايت مي‎توان علوم را اين طور تقسيم نمود: 1) غير سودمند در امر آخرت و كمال انسان كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ با بيان «و ما خلاهنّ فهو فضل» به آن اشاره دارند: مثل علم انساب. 2) سودمند در امر آخرت: كه به فرمودة پيامبر بر سه دسته‎اند: 1) آية محكمه: كه گفته شده مراد از آن اصول اعتقادات است. 2) فريضة عادله: كه مراد از آن را علم اخلاق و اخلاقيات دانسته‎اند. 3) سنة قائمه: كه اشاره به احكام شريعت و حلال و حرام دارد.[8]
و) تقسيم علوم مفيد در جهت كمال و قرب به پروردگار:
«امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: همة علم مردم را در چهار قسم يافتم: 1) اول اينكه پروردگار خود را بشناسي.
2) دوم اينكه بداني با تو چه كرده است. 3) سوم اينكه بداني از تو چه خواسته است. و 4) چهارم اينكه بداني چه چيز ترا از دينت خارج مي‎كند.»[9]
گر چه تقسيمات ديگري نيز نسبت به علم در روايات صورت گرفته، لكن به همين مقدار بسنده مي‎كنيم.
تقسيم علوم از لحاظ حكم فراگيري آن در اسلام:
علوم را از لحاظ حكم فراگيري آن در اسلام در پنج گروه مي‎توان دسته بندي نمود: 1) واجب 2) حرام 3) مستحب
4) مباح 5) مكروه. با اين بيان كه علوم به دو دسته عمده تقسيم مي‎شوند: دسته اول: علومي كه از يادگيري و تعليم آنها صريحاً نهي شده مثل علم سحر و يا براي برد و جامعه فساد آفرين هستند و همينطور علومي كه شخص به قصد ضرر زدن به ديگران مي‎آموزد، تعلم اين دسته از علوم حرام مي‎باشد مگر در مواقع ضرورت، مثلاً سحر را براي ابطال سحر ديگران بياموزد. دسته دوم: علومي كه مشخصات گروه قبل را ندارند، كه اينها نيز بر دو گروهند: 1) دانشهائي كه مقدمة سازندگي مادي و يا معنوي، دنيوي و يا اخروي، فردي و يا اجتماعي مي‎باشند و بدون آنها اساس حيات مادي و معنوي انسان به مخاطره مي‎افتد؛ تحصيل اين علوم به صورت واجب عيني مثل شناخت عقائد و تكاليف شرعيه و يا واجب كفائي مثل علم طب و شيمي بر همگان لازم است. 2) دانشهائي كه نقش حياتي در زندگي فرد و يا اجتماع ندارند. اين گروه خود بر سه قسم‎اند:
الف)‌مستحب: هر دانشي كه مقدمة‌ تقويت بنية مادي و يا معنوي فرد يا جامعه است و بدون آن ضربه‎اي به نيازهاي وارد نمي‎شود، در صورتيكه با قصد قربت فرا گرفته شوند عمل مستحبي محسوب مي‎گردند.
ب) مباح: همين دانشهائي دستة قبل اگر بدون قصد قربت آموخته شوند مباح به حساب مي‎آيند.
ج) مكروه: دانشهائي كه مقدمة‌فساد نيستند اما سودي نيز در بر ندارند اگر موجب تضييع عمر گردند و انسان را از مقصد دور نمايند لغو و مزموم و مكروه به شمار مي‎آيند. مثل علم انساب.[10]
تذكر نهائي:
با توجه به ديدگاههاي متفاوت در زمينة علوم و با وجود جهان بيني‎هاي گوناگون دسته بندي‎ه و تقسيم‎هاي مختلفي نسبت به علم به صورت جزئي و علوم به صورت كلي صورت گرفته است كه بعضاً هيچگونه سازگاري با هم ندارد، لذا در هنگام قضاوت در مورد اين تقسيم‎بندي‎ها ابتداء بايد پيش فرضها و زاوية ديد اشخاص را مورد مطالعه قرار داد و سپس نسبت به درستي يا نادرستي و جامع بدون يا نبودن تقسيم اظهار نظر نمود.

[1] . بحار، ج 1، ص 219، ح 50، مجلسي، (بيروت - 1403 هجري. ق).
[2] . آموزش فلسفه، ج 1، درس پنجم، محمدتقي مصباح يزدي، (سازمان تبليغات - پائيز 72). ر.ك: فلسفة علوم - دكتر سيد هاشم گلستاني، ص 119 تا 129 - فرهنگ علوم عقلي - دكتر سجادي: مادة علم، ص 407.
[3] . نهج البلاغه، ص 1223، كلمة‌ قصار 273 - (ترجمه و شرح فيض الاسلام).
[4] . بحارالانوار، ج 1، ص 220، ح 52.
[5] . بحارالانوار، ج 1، ص 218، ح 42.
[6] . تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري، ص 19، (انتشارات صدرا، ج سي و دوم).
[7] . اصول كافي، ج 1، ص 37 (انتشارات علميه اسلاميه - با ترجمه و شرح سيد جواد مصطفوي).
[8] . همان، ص 38.
[9] . همان، ص 63.
[10] . سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث، ص 151، محمدي ري شهري (دارالحديث / اول).
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :