امروز:
جمعه 24 آذر 1396
بازدید :
1684
آداب تعلّم در اسلام
مقدمه:
به علت اهميت و تقدس علم از نظر اسلام آداب و ضوابط خاصي براي تحصيل علم معين شده است. به طور كلي در اسلام رسيدن به اهداف به هر اندازه هم كه مهم باشند، از هر راهي و با هر وسيله‎اي مجاز نيست. بلكه بايد روش و ابزار رسيدن به هدف نيز پاك و فضيلتمندانه باشد. آداب آموزش در اسلام هم به جنبة اخلاقي و ارزشي تعلم و هم به شيوه‎هاي تسهيل آموختن و انتفاع بيشتر از عمر و كار علمي نظر دارد.
پيش از شروع به تحصيل براي متعلم پرسشهايي مطرح مي‎شود كه پاسخ به آنها بسيار مهم است؛ زيرا نوع پاسخ به پرسشها در نتيجه كار تأثير قاطع دارد. پرسشهاي از اين قبيل كه چه كتابي بخوانم؟ چگونه درس بخوانم؟ از كجا آغاز كنم؟ معلم شايسته چه خصوصياتي دارد؟ چه اموري باعث سرعت و كيفيت تعلم مي‎شود؟ شرايط و ضوابط ديني و اخلاقي تحصيل كدام است؟ مادر اين نوشتار با بهره‎گيري از آثار بزرگان و استفاده از منابع ديني به اختصار آداب و ضوابط تعلم را از نظر اسلام مورد بحث قرار مي‎دهيم.
اول: انتخاب معلم شايسته
اگر چه در بينش اسلامي مومن حكمت را بسان گمشده خود نزد هر كس يافت اخذ مي‎كند؛[1] ولي لازم است در مورد استاد رسمي سعي شود فرد شايسته‎اي را برگزيند؛ زيرا اخلاق و روحيات استاد در شاگرد تأثير عميق دارد. در بعد علمي نيز به استادي ناشايسته اعتمادي نيست. علم غذاي روح است، به دليل اهميت روح بيش از سلامت غذاي جسم، تغذيه سالم و مناسب روح اهميت دارد.[2] سفارش پيشوايان ما اين است كه بايد به نزد عالماني براي كسب علم رفت كه انسان را از كبر به جانب تواضع، از سازشكاري به سوي اندرز گويي و از ناداني به دانش فرا خوانند[3] و از فراگيري دانش از مدعياني كه از يقين به شك و از اخلاص به ريا، از فروتني به تكبر، از نصيحت به دشمني و از زهد به دنيا پرستي فرا مي‎خواند نهي شده است.[4]
دوم: پرهيزگاري و تطهير قلب
دانشي كه مايه هدايت و نجات باشد، بدون پرهيزگاري و پاكيزه نگهداشتن خود از آلودگيهاي گناه ميسر نمي‎شود. حضرت خضر ـ عليه السّلام ـ به حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ سفارش مي‎كند «بر دلت لباس پرهيزگاري بپوشان تا به دانش برسي»[5] و امير مؤمنان حضرت علي ـ عليه السلام ـ دانش را به رنگ آميزي تشبيه مي‎كند كه بدون زدودن آلودگي، رنگ ‎آميزي صورت نمي‎گيرد.[6]
سوم: رعايت اولويتها
از آداب مهم در كسب دانش رعايت اولويتها است. هيچ عاقلي پيش از درمان مرض قلبي مهلك به علاج لكهاي صورت نمي‎پردازد. پيش از معرفت كافي نسبت به اموري كه نجات از هلاكت ابدي و رسيدن به سعادت هميشگي در گرو آنست مانند شناخت اصول دين و وظائف اساسي ديني كه واجب عيني‎اند - پرداختن به اينكه آيا در كره مريخ آب و حيات وجود دارد يا نه؟ امثال آن عين سفاهت است. امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: «عمر كوتاهتر از آنست كه همه آنچه دانستنش زيبنده تو است فراگيري، پس به ترتيب اهميت بياموز.»[7]
چهارم: همت بلند
در اسلام بلند همتي صفتي پسنديده است؛ به ويژه در فراگيري دانش طالب علم نبايد به اندك قانع شود؛ بلكه بايد همواره در رسيدن به مراحل عالي‎تر بكوشد. در مثل است كه مرد با بال همتش پرواز مي‎كند.[8] و از امام حسين ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه فرمودند: از جهانيان در رسيدن به درجات عالي با دو چيز گوي سبقت را ربودم:
حسن خلق و علو همت.[9]
پنجم: شكيبايي
استقامت كليد پيروزي است. ضرورت صبر در كسب علم مضاعف است؛ زيرا تحصيل علم زمانبر و ملازم با دشواريها است. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‎فرمايد: «هر كس ساعتي بر خواري تعلم صبر نكند تا ابد در ذلت جهل باقي خواهد ماند».[10]
و امير مؤمنان سفارش مي‎كند كه «بر دانشجو است كه خودش را به جستجو دانش عادت دهد و از فرا گرفتن آن ملول نگردد و آنچه را فرا گرفته است، بسيار نشمارد.»[11]
ششم: تفكر
جايگاه والاي تفكر در اسلام روشن است، تا آنجا كه «ساعتي انديشيدن بهتر از عبادت شصت سال است»[12] شرط لازم اتقان علمي و درك عميق انديشيدن است. صرف اندوختن مطالب و گفته‎هاي ديگران، جمود بر آراء گذشتگان شخصيت زدگي و مرعوب شدن نسبت به اسطوانه‎هاي علمي مانع رشد علمي است.
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمودند: «هر كس در آنچه فرا گرفته خوب بيانديشد دانش او استوار گردد و آنچه را كه هنوز نفهميده خواهد فهميد.»[13]
هفتم: پرسش
كليد گنجينه دانش ديگران سؤال است. ممكن است كسي كه اهل علم است خود از حل مسائلي عاجز باشد و به راهنمايي ديگران نياز داشته باشد، ولي حياء بي‎مورد يا غرور و تكبر مانع شود كه از دانش ديگران بهره گيرد. اظهار نظر چنين كساني گاهي باعث هلاك ديگران مي‎شود. پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره كسي كه به مجروحي دستور داده بود غسل جنابت كند و اين غسل باعث مرگ او شده بود؛ فرمودند: «او را كشتند. خدا آنان را بكشد؛ دواي درد درماندگي پرسش است.»[14]
هشتم: نگارش
آيت الله جوادي آملي - ملظله العالي - مي‎گويد: اگر طلاب علوم ديني واقعاً بخواهند راه سلف صالح را بپيمايند بايد تقرير نويسي كنند تقرير نويسي بسيار خوب است و در موفقيت علمي نقش به سزايي دارد. اصل تقرير نويسي از زمان رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم - شروع شد. آن حضرت به ياران خود دستور داد براي استفاده بيشتر از سخنان او، از دست راست خود كمك بگيرند.[15] (بنويسند)
نهم: پنج عنصر در درس خواندن
1. محضر علماء را ديدن و چگونگي استدلال، ورود و خروج در مسائل را از بزرگان آموختن؛
2. مكتب ديدن از طريق مراجعه به متون تا مباني، لوازم و مقادنات يك نظريه درك شود اين مطلوب در جلسه درس به دست نمي‎آيد زيرا در جلسه درس فقط عصاره مطلب ارائه مي‎شود؛
3. مناظره و مباحثه با همتاي خود براي كنكاش در آنچه از استاد فرا گرفته است؛
4. تدريس، تاتوانايي تدقيق، تلطيف و تنزيل مطالب حاصل شود؛
5. تضيف و تأليف كتاب.
بعضي فقط چند تا از اين عنصرها را واجدند؛ اما بزرگاني چون مرحوم علامه طباطبايي، امام خميني (قدس سره) و شهيد مطهري همه اين پنج عنصر را دارا بودند.[16]
دهم: پيش مطالعه
شيوه بزرگان در تحصيل پيش مطالعه و آماده شدن براي حضور در جلسه درس بوده است. آية الله جوادي آملي مي‎گويد: «غالب درسها را - الحمد الله - پيش مطالعه مي‎كرديم؛ از اين رو غالب عبادتها و مطالب كتب درسي با پيش مطالعه تقريباً برا ما حل مي‎شد.»[17]
يازدهم: امور ديگري كه در موفقيت تحصيل مؤثر است.
الف) تقسيم و تنظيم اوقات به شيوه مناسب (براي حفظ سحرها، صبحگاهان براي درس، نوشتن در ميان روز، و شبها براي مطالعه).[18]
ب)‌ آموختن شفاهي و حضوري به جاي استفاده تنها از شرح، نوار، فيلم پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «دانش را از دهان افراد فرا گيريد.»[19]
ج) شناخت آراء گوناگون و جمود نداشتن براي رأ ي فردي خاص: امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمودند: هان! خردمند كسي است كه با انديشه درست و نگاهي دور انديش از آراء گوناگون استقبال كند.»[20]
فهرست منابع تحقيق: -----------------------------
1. كليني، محمد بن يعقوب؛ الروضة من الكافي، ج 8، تهران: دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم (1348).
2. همان ج 1.
3. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 18، 69؛ تهران دارالكتب الاسلاميه. (بي تا).
4. همان، ج 44، (1393).
5. همان، ج 69، (1405).
6. شهيد ثاني، شيخ زين الدين بن علي عاملي، منيه المريد في ادب المفيد و المستفيد، قم دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم (1372).
7. محمدي ري شهري، محمد؛ علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1 - 2. قم: دارالحديث چاپ اول (1379).
8. مهر استاد (سير علمي و عملي استاد جوادي آملي) تحقيق و تنظيم: مركز نشر اسراء ، قم: مركز نشر اسراء، چاپ اول .1381

[1] . كليني، محمد بن يعقوب، الروضة من الكافي، ج 8، تهران: دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم (1348)، ص 167.
[2] . سوره عبس / 24.
[3] . محمدي ري شهري، محمد، علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1، قم: دارالحديث چاپ اول (13799 ص 334.
[4] . همان، ص 334، حديث 924.
[5] . همان، ص 360، ح 1017.
[6] . همان، ص 360، ح 1014.
[7] . علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1. همان، ص 338، ح 933.
[8] . مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 18، تهران: دارالكتب الاسلاميه (بي‎تا).
[9] . همان، ج 44، ص 194.
[10] . علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1، همان، ص 358، ح 1009.
[11] . علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1، ح 1010.
[12] . مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 69، تهران: المكتبة الاسلاميه، چاپ دوم (1405) ص 293.
[13] . علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1. ص 346، ح 969.
[14] . كليني، محمد بن يعقوب، همان، ج 1، ص 40.
[15]. مهر استاد، تحقيق و تنظيم: مركز نشر اسراء، قم، چاپ اول (1381).
[16] . مهر استاد، همان، ص 138 - 137.
[17] . همان، ص 58.
[18] . شهيد ثاني، منية المريد، ص 265.
[19] . علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1، ص 340.
[20] . همان، ج 1، ص 348، ح 974.
احمدعلي نيازي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :