امروز:
دوشنبه 4 بهمن 1395
بازدید :
1324
آثار و ثمرات علم و حكمت
انسان وقتي پا به عرصة وجود مي‌گذارد، سواي امور غريزي و فطري كه در درون او به وديعه نهاده شده، نسبت به ديگر حقائق پيرامون خود بي‌اطلاع و ناآگاه است، او با بهره‌بردن از ابزار حسّي وعقلي كه خداوند در اختيارش قرار داده با دنياي اطراف خود آشنا مي‌گردد و با گذر زمان حقائق عالم را يكي پس از ديگري در مي‌يابد. دانش بسان چراغي فراروي او تاريكي‌هاي جهل را مي‌شكافد و او را با افق‌هاي تازه‌اي از اسرار عالم آشنا مي‌گرداند. علم، ابزار حركت و تكامل انسان مي‌گردد و هر چه بر دانش او افزوده مي‌شود، مجهولات او به معلومات، تاريكي‌هايش به روشنائي تبديل شده و مسير حركت را به سوي بالاترين نقطة كمال به او مي‌نماياند. و حتي خود علم كمال براي نفس بشري مي‌گردد و به قول فيلسوف بزرگ و حكيم متألّه مرحوم ملاصدرا نفس انسان در پرتو علم سعة وجودي مي‌يابد و به درجة بالاتري از مراتب وجود صعود مي‌كند.
انواع آثار و ثمرات علم:
سخن از آثار و ثمرات علم و حكمت است، آثاري كه آن قدر چشمگيرند كه حتي بر افراد جاهل نيز پوشيده نمانده‌اند. اين ثمرات را مي‌توان از يك جهت به دو دستة عمده تقسيم نمود: 1. آثار و ثمرات مادي، 2. آثار معنوي. آثار مادي علم چيزي نيست كه محتاج بيان باشد و بشر در زندگي روزمرة خود بالعيان با موارد زيادي از آن روبروست، از نگارش و مطالعة يك نامه گرفته تا پيشرفت‌هاي علمي، صنعتي، تكنولوژي‌هاي پيشرفته جهان معاصر و... همه و همه از بركات مادي علم و دانش و دانشمندان علوم مختلف است.
در پرتو پيشرفتهاي علمي است كه بر قدرت جوامع و دولتها افزوده شده و موجب برتري آنها بر سائر ملتها مي‌گردد. از اين جهت سعي ما در اين مقاله بر تبيين آثار معنوي علم و حكمت است كه تحت دو عنوان ذكر مي‌گردد: 1. آثار معنوي علم؛ 2. آثار معنوي حكمت.
آثار معنوي علم:
علم و معرفت اثرات عميقي را بر نفس انسان مي‌گذارد كه نتايج آن در اعمال جوارحي (ظاهري) و جوانحي (باطني) او ظاهر مي‌گردد. برخي از اين آثار و ثمرات عبارتند از:
1. شناخت خداوند متعال: آنان كه آگاهي بيشتري نسبت به اسرار آفرينش دارند، عظمت آفرينندة آن را بيشتر و بهتر از ديگران درك مي‌كنند، از اين رو حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «ثمرة العلم معرفة الله».[1]
2. ايمان: علم يكي از مقدّمات ايمان است و بدون آگاهي ايمان محقّق نخواهد شد، امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «ايمان و دانش، برادران همزادند و دو رفيق‌اند كه از هم جدا نمي‌شوند.»[2] خداوند نيز در سورة حج به همين مطلب اشاره مي‌فرمايد: «وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ»؛ (حج، 54) تا دانش يافتگان دانند كه اين قرآن، حقّ است و از جانب پروردگار توست پس بدان ايمان آورند و دلهايشان براي آن خاضع گردد... .
3. بيم از خداوند: عالمان بيشتر از ديگران به عظمت خداوند واقفند و اين معرفت عشق به پروردگار و بيم از قهر معشوقشان را در دلهايشان افزون مي‌نمايد. از اين رو خداوند در سورة فاطر آية 28 مي‌فرمايد: «انّما يخشي الله من عبادهِ العلماء»؛ تنها دانايان هستند كه از پروردگار خود بيم دارند. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ نيز فرموده‌اند: «أعلم الناس بالله أخو فهم منه»[3] يا «اكثرهم خشيةً لهُ»[4]؛ داناترين مردم به خدا كسي است كه خوف و خشيت بيشتري داشته باشد.
4. پرستش خدا: وقتي انسان با مطالعه اسرار آفرينش پي به وجود معبود خويش ببرد و نعمتهايي را كه او در اختيار بشر قرار داده بشناسد، ناگزير بي‌اختيار سرتعظيم در آستان او فرود مي‌آورد و پيشاني بندگي را بر زمين مي‌سايد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ : «ثمرة دانش، پرستش است».[5]
5. دوري از رذائل اخلاقي: شخصي كه از مضرّات مفاسد اخلاقي و صفات زشت آگاه است، هيچ گاه به خود اجازه نخواهد داد كه خود را در منجلابي گرفتار كند كه نتيجه‌اي جز زيان براي او نخواهد داشت. به همين جهت است كه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ صفاتي چون حرص، طمع و بخل را نتيجة جهل مي‌دانند: «الحرصُ و الشرهُ و البُخلُ نتيجةُ الجهل»؛[6] حرص، آزمندي و بخل نتيجة جهل است.
6. صلاح و اصلاح نفس: امام علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «هر اندازه دانش انسان افزون گردد، ‌توجه وي به نفسش بيشتر مي‌شود و در رياضت و اصلاح آن كوشش بيشتري مي‌كند».[7]
7. ادب و تواضع در مقابل پروردگار و خلق خدا: انساني كه مي‌داند از خود چيزي ندارد و همه چيز را خداوند به او عنايت كرده و او در ميان مخلوقات خداوند ذره‌اي بيش نيست، ناگزير زانوي ادب در محضر حقّ بر زمين مي‌زند و در برابر خلق خدا تواضع را مشي خويش قرار مي‌دهد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «اذا زادَ علمُ الرّجل زادَ أديهُ»؛[8] زماني كه دانش انسان فزوني يابد ادب او هم بيشتر مي‌شود.
8. هدايت انسان به سوي حقّ: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «العلمُ يهدي الي الحقّ».[9]
9. بي‌اعتنائي به دنيا: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «ثمرة المعرفة العزوفُ عن دارِ الفناء»؛[10] ميوة درخت معرفت روي گرداندن و بي‌اعتنائي به دنيا است.
10. ارزشدار شدن عمل و عبادت انسان: امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : «يا هشام قليلُ العمل من العالم مقبولٌ مضاعف و كثير العمل من أهلِ الهوي و الجهل مردودٌ»؛[11] و در بيان ديگري حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «عبادتگر بي‌علم هم چون حيوان گردانندة سنگ آسياب است كه همواره در يك جا مي‌چرخد و گامي پيش نمي‌رود.»[12]
11. صبر در مقابل سختيها: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «لايصبرُ للحقّ الّا مَن عَرفَ فَضْلَه»؛[13] حق را تحمل نمي‌كند جز آن كه از برتري حق آگاه باشد.
12. راهنماي عقل: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «العلمُ امامُ العقل»؛[14] علم و دانش پيشوا و راهنماي عقل است.
13. بيداري اجتماعي و مقاومت در مقابل شبهات عقيدتي و القائات شياطين: امام صادق ـ عليه السّلام ـ : «العالمُ بزمانِهِ لا تهجُمُ عليه اللوابس»؛[15] آن كه نسبت به زمان خود داناست گرفتار امور اشتباه انگيز و ماية گمراهي نمي‌شود.
آثار حكمت:
حكمت در لغت به دو معني آمده است: معناي اول: از آن جهت كه مانع از ناداني و كردار زشت است. و معناي دوم: استواري، از اين رو حكمت بر علم استوار و خالي از خلل اطلاق مي‌شود، هم چون معلومات عقلي حقّ و بطلان ناپذير. و امّا با استفاده از احاديث و تفاسير متعدد حكمت را اينگونه مي‌توان تفسير نمود كه: «حكمت عبارت است از مقدمات علمي، عملي و روحي براي نيل انسان به هدف والايش». بنابراين تعريف، حكمت بر دو گونه است: 1. حكمت نظري؛ 2. حكمت عملي و انسان با فراگيري حكمت نظري و آراستن اعمال خود به حكمت عملي، زمينة تجلي حقيقت حكمت را در دل و جان خويش فراهم مي‌سازد، و آن همان نوري است كه خداوند بر دل انسان مي‌تاباند و هر اندازه قلب از آن پرتو گيرد، به همان اندازه هوا از آن مي‌گريزد و شهوت ضعيف شده و عقل انسان زنده مي‌شود و به سمت مقصود اعلايي از انسانيت سوق داده مي‌شود.[16]
برخي از آثار حكمت با استفاده از روايات به شرح زير است:
1. كاستي شهوات: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «هر اندازه حكمت قوي گردد، شهوت ضعيف مي‌شود».[17]
2. بازداشتن از زشتي: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «جانها، طبيعتهاي بدي دارند و حكمت است كه از آنها باز مي‌دارد.»[18]
3. عصمت: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «حكمت با عصمت همراه است.»[19] [20]
4. روشني دل: امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : «خداوند دلهاي مؤمنان را سربسته و پيچيده به ايمان آفريده است، پس هر گاه روشن ساختن آن را اراده كند، آب حكمت بر آن بيفشاند و دانش در آن بكارد و كشتكار و نگاهدار آن پروردگار جهانيان است.»[21]
5. هدايت: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «دانش ياري مي‌رساند و حكمت ره مي‌نمايد.»[22]
6. دانش: امام علي ـ عليه السّلام ـ : «دانش ثمرة حكمت است و درستي از شاخه‌هاي آن.»[23]
خاتمه:
موارد مذكور برخي از آثار معنوي مستقيم و يا غيرمستقيم علم و حكمت است كه با استفاده از احاديث مطرح شده شايد اگر به طور كامل استقراء و بررسي شود، ‌چندين برابر اينها مي‌توان براي علم و حكمت آثار مطلوب بر شمرد. گذشته از اين كه برخي از ثمرات معنوي نيز به صرف قدم برداشتن در راه فراگيري علم عائد انسان مي‌شود، ‌از جمله اينكه: انسان محبوب خدا مي‌شود، مورد تكريم و احترام فرشتگان قرار گرفته و آنها بالهاي خود را زير پاي طالب علم مي‌گسترانند، خداوند روزي طالب علم را تضمين نموده و تمام موجودات براي او استغفار مي‌كنند و اگر طالب علم در مسير فراگيري دانش بميرد شهيد است.[24] لكن بايد توجه داشت كه اين آثار و ثمرات مربوط به علمي است كه براي خدا و به جهت شناختن حقائق و مسير كمال و خدمت به خلق فراگرفته شود.

[1] . غرر الحكم، با شرح جمال الدين خوانساري، ج 3، ص 322.
[2] . غرر الحكم، ج 2، ح 1785، ص 47.
[3] . غرر الحكم، ح 3123، ج 2، ص 423، و ح 3157، ج 2، ص 430.
[4] . غرر الحكم، ح 3123، ج 2، ص 423، و ح 3157، ج 2، ص 430.
[5] . غرر الحكم، 6357، ج 4، ص 370.
[6] . غرر الحكم، ج 2، ص 28، ح 1694.
[7] . غرر الحكم، ح 7204، ج 4، ص 621.
[8] . غرر الحكم، ج 3، ص 193، ح 4174.
[9] . غرر الحكم، ج 2، ص 7، ح 1581.
[10] . غرر الحكم، ج 3، ص 333، ح 4651.
[11] . تحف العقول، ص 387، (موسسه نشر اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، چ چهارم، 1416 ق).
[12] . الحياة، ص 204، محمدرضا حكيمي، ترجمة احمد آرام.
[13] . غرر الحكم، ج 6، ص 397، ح 10748.
[14] . تحف العقول، ص 28، (جامعه مدرسين، چ چهارم).
[15] . الكافي. ج 1، ص 26.
[16] . كتاب سيماي علم و حكمت در قرآن، ري شهري، دارالحديث، ص 44.
[17] . غرر الحكم، 7205، ج 4، ص 622.
[18] . غرر الحكم، ح 7341، ج 5، ص 32، و ح 6712، ج 4، ص 493.
[19] . غرر الحكم، ح 7341، ج 5، ص 32، و ح 6712، ج 4، ص 493.
[20] . بايد توجه داشت كه لازمة توأم بدون حكمت باعصمت به اين معني نيست كه «هر غيرمعصومي حكيم نيست» بلكه مراد حضرت اين است كه به هر ميزان كه نور حكمت بر قلب انسان تابيده شود و به هر درجه از حكمت كه شخص دارا باشد به همان ميزان داراي مقام عصمت است،‌ علاوه بر اين كه عصمت از گناه نيز موجب تابش نور حكمت مي‌گردد.
[21] . الكافي، ج 2، ص 421، ح 3، كليني، (دار الكتب الاسلاميه. چ چهارم، 1362، تهران).
[22] . غرر الحكم، ج 1، ص 11، ح 5 و ح 1752، ج 2، ص 39.
[23] . غرر الحكم، ج 1، ص 11، ح 5 و ح 1752، ج 2، ص 39.
[24] . سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث، ص 121 و 122، احاديث مربوط در اين قسمت ذكر شده است.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :