امروز:
پنج شنبه 4 خرداد 1396
بازدید :
1326
عبادت و بندگي
عبادت و بندگي در معارف دين:
عبادت به معناي اظهار ذلت و بندگي، عالي ترين نوع تذلل و كرنش در برابر پروردگار است. در اهميت آن همين بس كه در قرآن كريم هدف از آفرينش انسان و بعثت أنبياء، عبوديت و بندگي پروردگار ذكر شده است.
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» ‹ ذاريات/ 56› (جن و انس را نيافريدم مگر اينكه مرا پرستش كنند.) «لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» ‹ نحل/ 36› (همانا در ميان هر امّتي پيامبري فرستاديم تا به خلق ابلاغ كنندكه، خداي يكتا را عبادت كنيد و از طاغوت بپرهيزيد).
در مسير بندگي خدا حركت كردن و عبادت پروردگار امري است كه بدون آن بشر به كمال واقعي خود نخواهد رسيد و پله‎هاي سعادت را نخواهد پيمود، لكن بايد توجه داشت كه اگر چه انسان براي عبادت آفريده شده ولي اين عبادت كوچكترين نفعي براي خالق او ندارد و تنها موجبات ترقي و صعود اين موجود خاكي را به سوي مراحل عاليه‎ي كمال و قرب پروردگار، فراهم مي نمايد، از اين رو مولاي متقيان در نهج البلاغه مي فرمايند:
«فان الله (سبحانه وتعالي) خلق الخلق حين خلقهم غنيا عن طاعتهم، آمنا من معصيتهم...»‌[1] خداوند سبحان هنگام آفرينش خلق از طاعت و بندگيشان بي‎نياز و از معصيت و نافرماني آنها در امان بود.
حال از آنجا كه بر طبق آيات قرآن كريم هدف از خلقت بشر و بعثت انبياء عبادت و بندگي پروردگار است، اولياء خدا و علماء راستين همواره چون عبدي ذليل در برابر خالق خويش بوده و لحظه‎اي از عبادت و راز و نياز و مناجات با معشوق غافل نبوده‎اند. روح عبادت و بندگي بر تمام اعمال آنها حاكم بوده به طوري كه آنها را تابع محض اوامر پروردگار گردانيده و هواي دوست را بر خواسته‎هاي خويش ترجيح داده‎اند زيرا لازمه‎ي بندگي خدا، خالص كردن خود از قيد بتها و معبود‎هاي ظاهري و باطني است و هر چه انسان خود را از قيد هواها و بتهاي نفساني برهاند به همان ميزان توفيق بندگي خدا را مي يابد. آنها آنچنان شيفته‎ي مناجات با مولاي خويش وشنيدن كلام معبودشان هستند كه حضرت علي (ع) در وصف ايشان فرموده است:
«شبها پاهاي خود را براي عبادت جفت مي كنند. آيات قرآن را به آرامي و شمرده شده تلاوت مي نمايند، با زمزمه‎ي آن آيات و دقت در معاني آنها، غمي عارفانه در دل خود ايجاد مي كنند و دواي دردهاي خويش را بدين وسيله ظاهر مي سازند هر چه از زبان قرآن مي شنوند مثل اين است كه به چشم مي بينند. هرگاه به آيه اي از آيات رحمت مي رسند، بدان طمع مي بندند و قلبشان از شوق لبريز مي گردد و چنين مي نمايد كه نصب العين آنهاست و چون به آيه‎اي از آيات قهر و عذاب مي رسند، بدان گوش فرا مي دهند و مانند اين است كه آهنگ بالا و پائين رفتن شعله‎هاي جهنم به گوششان مي رسد كمرها را به عبادت خم كرده، پيشانيها و كف دستها و زانوها و سر انگشت پاها را به خاك مي سايند و از خداوند آزادي خويش را مي طلبند.[2]
عبادت و بندگي در كلام بزرگان: شيخ اشراق: «ومن الطّرائق العبادة الدائمة، مع قرائة الوحي الالهي والمواظبة علي الصلوات في جنيح الليل ـ والناس نيام ـ والصّوم واحسنه ما يؤخّر فيه الافطار الي السّحر، لتقع العبادة في الليل علي الجوع وقراءة آيات في الليل مهيّجة لرقة و شوق...»‌.
«از جمله راههاي كمال نفس، عبادت با مداومت است؛ همراه خواندن قرآن و نماز شب، در آن لحظات كه مردم در خوابند، و روزه، كه بهترين نوع از روزه آن است كه تا به هنگام سحر افطار نكند تا عبادات او در شب با شكم سبك انجام پذيرد. همچنين بايد در دل شب پاره‎اي چند از قرآن بخواند، آيه‎هائي كه صفاي دل و هيجان روح را زياد مي كند...» [3]
حضرت امام خميني (ره): سالك الي الله را ضروري است كه به مقام ذل خود پي برد و نصب العين او ذلت عبوديت و عزت ربوبيت باشد. و هر چه اين نظر قوت گيرد عبادت روحاني تر شود و روح عبادت قويتر شود...»[4]
...سالك جديت كند كه عبادت را از روي نشاط و محبت قلب و فرح و انبساط خاطر بجا آورد و از كسالت و ادبار نفس در وقت عبادت احتراز شديد كند... زيرا كه اگر نفس را در اوقات كسالت و خستگي وادار به عبادت كند ممكن است آثار بدي به آن مرتب شود كه از جمله آنها آن است كه انسان از عبادت منضجر شود»[5]
اگر قلب در وقت عبادت غافل و ساهي باشد، عبادت او حقيقت پيدا نكند و شبه لهو و بازي است و البته چنين عبادتي را در نفس به هيچ وجه تأثيري نيست و عبادت از صورت ظاهر به باطن و ملكوت بالا نرود ...»[6].
حضرت آيت الله العظمي بهاء الديني(ره): جهان، عرصة عبوديت حق و عبوديت شيطان است. كساني كه بنده خدا هستند، عبوديت حق و اطاعت از فرمان الهي مي كنند.... نبوت ،ولايت ، صلح و صفا و صميميت، قدرت غلبه بر قواي طبيعت، تصرف در ماده‎ي كائنات به اذن خدا، از آثار بندگي و اطاعت حق است .... علي (ع) حاكم بر خورشيد است ، خورشيد به فرمان اوست؛ چون بنده‎ي محض خداست. احياي موتي ، از جريان انداختن آب و همه معجزات انبياء و اولياء (ع) در پرتو بندگي خداست :«العبودية جوهرة كنهها الربوبية»[7].
آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (ره): ايشان در( اسرار الصلواة ) مي فرمايد: استادم ملا حسنعلي همداني ، به من فرمود: فقط متهجدين و شب زنده داران هستند كه به مقاماتي نائل مي گردند و غير آنان‎ هيچ جائي نخواهند رسيد.»[8].
آيت الله قاضي (ره): اما نماز شب پس هيچ چاره ‎اي و گريزي براي مؤمنين از آن نيست، و تعجب از كسي كه مي خواهد به كمال دست يابد و در حالي كه براي نماز شب قيام نمي كند و ما نشنيده‎ايم كه احدي بتواند به آن مقامات دست يابد مگر به وسيله‎ي نماز شب. برشما باد به قرائت قرآن كريم در شب باصداي زيبا و غم انگيز پس آن نوشيدني و شراب مؤمنان است.»[9]
استاد شهيد مطهري(ره): ما يك سلسله لذتهاي معنوي داريم كه معنويت ما را بالا مي برد. براي كسي كه اهل تهجد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد ، نماز شب لذت و بهجت دارد، آن لذتي كه يك نفر نماز شب خوان حقيقي و واقعي از نماز شب خودش مي برد وآن لذتي كه از آن « يارب يارب » گفتنها مي برد، هيچ وقت يك آدم عياش كه در كاباره ها مي گردد احساس نمي‎كند.»[10]
عبادت و بندگي در سيره‎ عملي بزرگان : حضرت امام خميني (ره): نماز شب حضرت امام (ره) از اوائل جواني تا زمان رحلت ايشان اصلاً ترك نشد. ايشان در هرحال، در صحت در زندان، در خلاصي، در تبعيد، حتي بر روي تخت بيمارستان قلب هم نماز شب مي خواند. [11]حضرت امام (ره) همواره برنامه‎ي منظمي در امر زيارت، عبادات، اعمال مستحب و تلاوت قرآن داشتند هيچ گاه از اذكار و تواقل و مستحبات غافل نمي ماند و حتي در حال قدم زدن تسبيح در دست ذكر و زيارت مي خواندند. فرزند امام مي گفت : شبي در ماه رمضان من در پشت بام خوابيده بودم، بلند شدم ديدم كه صدا مي آيد و بعد متوجه شدم كه آقاست، كه در تاريكي در حال نماز خواندن است و دستهايش را به طرف آسمان دراز كرده و گريه مي كند... » .[12]
شيخ انصاري(ره): عباداتي كه شيخ از سن بلوغ تا آخر عمر به آنها ادامه مي داد، گذشته از فرائض و نوافل شبانه روزي و ادعيه و تعقيبات، عبارت بوده‎اند از؛ قرائت يك جزء قرآن و نماز حضرت جعفر طيار و زيارت جامعه و عاشورا در هر روز»‌[13].
علامه طباطبائي(ره): يكي از شاگردان ايشان مي گويد: علامه در مراتب عرفان و سير و سلوك معنوي مراحلي را پيموده بود. اهل ذكر و دعا و مناجات بود در بين راه كه او را مي ديدم مرتب ذكر خدا بر لب داشت. در جلساتي كه در محضرشان بوديم، وقتي جلسه به سكوت مي كشيد، ديده مي شد كه لبهاي استاد به ذكر خدا حركت مي كرد. به نوافل مقيد بود و حتي گاهي ديده مي شد كه در بين راه مشغول خواندن نماز نافله است. شبهاي ماه رمضان تا صبح بيدار بود، مقداري مطالعه مي كرد و بقيه را به دعا و قرائت قرآن و نماز واذكار مشغول بودند...» .[14]
ملا هادي سبزواري (ره): در شرح حال او نوشته‎اند: «‌هر شب در زمستان و تابستان و بهار و پائيز ثلث آخر شب را بيدار بودند و در تاريكي شب عبادت مي نمودند تا اول طلوع آفتاب...» [15]
مرحوم آخوند خراساني (ره): مؤلف كتاب «حيوةالاسلام» مي نويسد: نوافل شبانه روزي از آن جناب فوت نمي شد، لكن نه صرف اداي تكليف باشد بلكه روح جذبه‎ي حق از عباداتش هويدا بود. يكي از همسايگان آن جناب مي گفت؛ بام خانه‎ي ما متصل به بام خانه‏ي ايشان بود و ايشان در سجده شان، يك سوز و گداز و ناله‏ي دلخراشي داشتند كه هر قسيّ القلب مي شنيد، محال بود كه منقلب نشود، گويا محب واصلي است كه داد از زمان فراق دارد و يا عبد جنايتكاري است كه اين همه خوف و اضطراب دارد. [16]
حاج جواد آقا ملكي تبريزي(ره): مرحوم ملكي (ره) شبها كه براي تهجد و نماز شب به پا مي خاست، ابتدا در بسترش مدتي صدا به گريه بلند مي كرد؛ سپس بيرون مي آمد و نگاه به آسمان مي كرد و آيات «ان في خلق السموات والارض...» (‌190 تا 194 آل عمران) را مي‎خواند و سر به ديوار مي گذاشت و مدتي گريه مي كرد و پس از تطهير نيز كنار حوض مدتي پيش از وضو مي نشست و مي گريست و خلاصه از هنگام بيدار شدن تا آمدن به محل نماز و خواندن نماز شب چند جا مي نشست و بر مي خواست و گريه سر مي داد و چون به مصلايش مي رسيد ديگر حالش قابل وصف نبود.[17]
[1] . نهج البلاغه (فبض الاسلام)ـ خ184( خطبه‎ي همام ـ اوصاف پرهيزكاران) ـ ص611ـ مترجم و شارح : سيد علينقي فيض الاسلام ـ انتشارات فيض الاسلام ـ 1366.
[2] . همان ـ خ184، ص613.
[3] . سيماي فرزانگان ـ ص158ـ رضا مختاري ( دفتر تبليغات حوزه علميه قم ـ چاپ هشتم/ 1374)
[4] . آداب الصلوه ـ ص 9- امام خميني (ره) مؤسسه نشر وتنظيم آثار امام خميني (ره) چاپ سوم / 1370 )
[5] . همان ص 23
[6] . همان ص 33
[7] . حاج آقا رضا بهاء الديني ( آيت بصيرت ) ص 158 ـ 159 ، تأليف سيد حسن شفيعي ، تدوين و نگارش : احمد لقماني ـ{ چاپ اول ، 1375 ، چاپ قدس }
[8] . حيات عارفانه فرزانگان ـ ص73 ، حسن صدري مازندراني ـ ( انتشارات ميراث ماندگار ـ اول / 1380) ( به نقل از اسرار الصلوة ميراز جواد آقا ملكي تبريزي ص293 )
[9] . اسوة عارفان (گفته ها و ناگفته ها درباره‎ي عارف كامل علامه سيد علي آقا قاضي تبريزي )ـ ص137 و 138 ، صادق حسن زاده ـ محمود طيار مراغي ، (انتشارات مؤمنين ـاول/ 78)
[10] . سيماي فرزانگان ص 218
[11] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي حضرت امام خميني(ره) ـ ج2ـ ص51- مصطفي وجداني ـ ( چاپ چهاردهم/ 74ـ انتشارات پيام آزادي)
[12] . سيماي فرزانگان/ ص159.
[13] . سيماي فرزانگان ص 162.
[14] . همان/ ص 163.
[15] . همان/ ص164.
[16] . همان/ ص169.
[17] . همان / ص222.
@#@
آيت الله سيد محمد باقر درچه‎اي(ره): گويند كه مرحوم آيت الله سيد محمد باقر درچه‎اي، استاد آيت‎الله بروجردي و ميرزاي نائيني و آقا نجفي قوچاني و ... در قنوت نماز شب، دعاي ابو حمزه‎ي شمالي را با حالت ايستاده، مي خواندند.[1]
ملا صدرا (ره): اين محقق ژرف انديش كه از نوادر زهّاد و عباد و پيروان حقيقي شريعت محمدي است چندين بار پياده به مكه مشرف شد و هنگامي كه براي هفتمين بار، با پاي پياده راه حج مي پيمود در بصره بدرود حيات گفت. [2]
شيخ مفيد(ره): «ابو يعلي جعفري كه داماد مفيد و يكي از شاگردان اوست، گفته است كه مفيد شبها مختصري مي خوابيد و باقي را به نماز يا مطالعه يا تدريس و يا تلاوت قرآن مجيد مي گذرانيد ...» .[3]
آيت الله قاضي(ره): آيت الله كشميري(ره) مي فرمود: در ايامي كه در نجف خدمت مرحوم قاضي مشرف مي شدم گاهي به منزلشان كه مي رفتم مي ديدم ايشان در سجده هستند و آن قدر سجده را طولاني مي ساختند كه من خسته شده و از منزل بيرون مي آمدم.[4]
شهيد مطهري: «قبل از خواب، 20 دقيقه الي نيم ساعت قرآن مي خواندند و حدود ساعت 10 مي خوابيدند، از 5/2 بعد از نصف شب به نماز شب و مناجات مي ايستادند. مناجاتهاي عجيبي داشتند» )به نقل از خانم ايشان)[5].
آيت الله العظمي بهجت (حفظه الله): آيت الله شيخ جواد كربلائي مي گويد: جناب آيت الله بهجت در جديت در نماز شب و گريه كردن در نيمه هاي شب مخصوصاً شبهاي جمعه كوشا بودند يكي از علماء و مشاهير به من فرمودند كه : شب جمعه در مدرسه سيد (ره) در نجف اشرف در نيمه شب بنده شنيدم با صداي حزين و ناله وگريه در حالي كه سر به سجده گذاشته بود مكرّراً به حق تعالي عرضه مي داشت: «الهي و ربّي من لي غيرك، أسئله كشف ضري والنظر في امري»[6].

[1] . حيات عارفانه‏‎ي فرزانگان ـ ص45.
[2] . سيماي فرزانگان ص164و 166.
[3] . سيماي فرزانگان ص172.
[4] . اسوه‎ي عارفان ـ ص160.
[5] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي استاد شهيد مطهري ـ ج2 ـ ص111 ـ( شوراي نويسندگان) ـ ناشر: مؤسسه ‎ي نشر و تحقيقات ذكر .
[6] . فرياد گر توحيد ، عارف كامل حضرت آيت الله العظمي بهجت ـ ص 148- تهيه و تنظيم: مؤسسة تحقيقاتي فرهنگي اهل بيت عليهم السلام ناشر : مؤسسه فرهنگي انتشاراتي انصاري. (چاپ دوم ـ78)
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :