امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
1514
توكل و اطمينان
توكل در معارف دين
توكل، اطمينان و واگذاشتن امور به قادر متعال از جمله صفات برجستة بندگان حق تعالي است. آنچه از تشويش ها، دو دلي ها، ترديد‎ها ونگراني‎ها نسبت به آينده جلوگيري مي كند و به انسان قوّت دل، اراده وگرمي در كارها مي بخشد، توكّل برخدا و اطمينان به اوست . توكل از جمله موضوعاتي است كه در قرآن كريم و روايات اهل بيت دربارة آن زياد سخن به ميان آمده و بدان سفارش شده است. در برخي از آيات از خصلت‎هاي والاي مؤمنان شمرده شده، « الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» [1]« كساني هستند كه صبر مي كنند و بر پروردگارشان توكل دارند » و در مواردي نيز بدان امر شده است . «وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»‌ [2]«و مؤمنان بايد بر خداوند توكل نمايند » و متوكلين از محبوبين خداوند متعال معرفي شده اند. «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»[3] بنابراين انسان بايد در همة امور اعم از مادي و معنوي بر خداي تعالي تكيه داشته باشد و تأثير اسباب و علل را از او بداند و معتقد و پايبند به اصل «لامؤثر في الوجود الا الله» ‌باشد.
روايات نيز در اين زمينه فراوان است از جمله:
1ـ علي بن سويد مي گويد : از امام كاظم (ع) در مورد اين آيه شريفه سؤال كردم: « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»‌[4] پس فرمودند: توكل بر خدا را درجاتي است ازآنها اين است كه توكل كني برخدا در كارهاي خودت، تمام آنها پس آنچه در حق تو انجام داد از او راضي باشي. بدان كه او غير از خير و فضل براي تو چيزي نمي خواهد و بداني كه حكم از آن خداست، پس توكل كن بر خدا به واگذاري امور به او و اعتماد كن به خدا در آنها و غير آنها. [5]
2ـ امام صادق (ع) فرمودند: « خداوند به داود وحي فرستاد كه: هيچ يك از بندگانم بدون توجه به احدي از مخلوقاتم به من پناهنده نشود كه من بدانم نيت و قصد او همين است، پس آسمانها و زمين و هر كه در آن است با او نيرنگ بازند مگر آنكه راه چاره را از بين آنها برايش بگشايم و هيچ يك از بندگانم به يكي از مخلوقاتم پناه نبرد كه بدانم قصدش همانست جز آنكه اسباب آسمانها و زمين را از دستش بگيرم و زمين زير پايش را فرو برم وبه هر وادي هلاكتي افتاد باك ندارم.[6]
البته واضح است كه مفهوم توكل به خداوند اين نيست كه انسان همة كارها را به اميد خدا رها كند و خود حتي دنبال اسباب هم نرود بلكه همواره انسان بايد به تكليف خود عمل كرده و از زير بار وظيفه و انجام امور از راه اسباب آن به بهانة توكل بر خدا شانه خالي نكند كه «اي الله أن يجري الاشياء الا بالاسباب».[7]-[8]
توكل در كلام بزرگان : حضرت امام خميني(ره): «... در همة كارها اتكال به خدا كنيد، قدرت‎ها در مقابل قدرت خدا هيچ است، قوه‎ها در مقابل قوة الهي نابود است. اتكال به خدا كنيد غلبه به هر چيزي مي كنيد و پيغمبر اسلام با آنكه يك نفر بود در مقابل همة دشمن ها با اتكال به خدا غلبه كرد... نور توحيد و پرچم توحيد را بر همة ممالك اسلام سايه افكن كرد. براي اينكه اتكالش به خدا بود جبرئيل امين هم پشت سرش بود . شما هم اتكال به خدا كنيد تا جبرئيل امين پشت سر شما با شما همراه باشد فرشتگان با شما همراه باشند...» [9]‎ « لازم است با اين دو خصيصه، اتكال به خداي تبارك و تعالي، اطمينان به نفس، با اين دو خصيصه پيش برويد و بعد از مدّت كوتاهي خواهيد ديد كه راههاي سعادت بر شما باز مي شود.[10]
حاج شيخ محمد بهاري همداني(ره): در نامه‎اي به يكي از اهل معرفت ضمن بر شمردن اموري كه بر سالك لازم است، مي نويسد:« السابع، اين كه در هيچ امري، متكل به حول و قوة خود نباشد «بل يكون في جميع الاحوال، متكلا علي صانعه و خالقه، جلّ شأنه»‌[11]
شهيد ثاني(ره): « آنچه بر معلم و شاگرد ـ پس از پاك سازي و تصفية باطن از رذائل اخلاقي و به كار گرفتن علم ـ لازم و ضروري است اين است كه سراپاي وجودش را از درون و برون متوجه خدا ساخته و در تمام شؤون زندگاني خويش به او متكي باشد و فيض و بهره ‎ها را از پيشگاه الهي، در خواست و دريافت كند؛ زيرا دانش ـ همان گونه كه از بيان امام صادق(ع) نقل كرديم ـ از رهگذر تعليم و تعلم بدست نمي آيد، بلكه علم عبارت از نوري است كه خداوند در دل و جان كسي مي افكند كه خواهان هدايت اوست و او نيز متوكل به خدا بوده و امور خويش را به وي واگذار نموده و بر علل و اسباب طبيعي تكيه نكند. اگر اين عالم دانشمند در شؤون مختلف زندگاني، صرفاً به علل و اسباب متكي باشد و امور زندگاني خود را به همانها واگذار نمايد همين علل واسباب به صورت بارگران و كمرشكن بر دوش او سنگيني مي كند و موجب انحطاط شخصيت وي مي گردد. [12]
عالم رباني مرحوم ملا احمد نراقي(ره): « ...( خداوند ) تعهد كفايت اهل توكل را نموده و ضامن مطلب ايشان در كتاب كريم خود گرديده و بندگان ضعيف را امر به واگذاردن امور خود به او كرده، آيا ديگر امكان دارد كه كسي كه امر خود را به او محول كند و او را وكيل در مهمات خود سازد و از حول و قوة خود و ديگران بري و بيزار و به حول و قوة او پناه جويد او را ضايع و محمل گذارد و كفايت امر او را نكند و او را به مطلوب خودش نرساند، محالست...» [13]
توكل و اطمينان در سيرة‎ عملي بزرگان : حضرت امام خميني(ره): آقاي انصاري از اعضاء دفتر حضرت امام(ره) پيرامون مقام يقين و توكل حضرت امام اينطور نگاشته اند: « يكي از بارزترين صفات روحي امام اطمينان خاطر است و همة كساني كه امام را درك كرده اند مي دانند كه در تمام فراز و نشيبها و سختيهاي زندگي خود، حتي يك لحظه دچار اضطراب و تزلزل نگرديده است.و خود را در هيچ حادثه‎اي به قول معروف نباخته است ... در هر پيشامد ناگواري كه آثار سوء اضطراب در چهرة همگان و بدون استثنا از مسئولين تا مردم نمودار بوده است امام همانند كوهي استوار، نه تنها ذره‎اي مضطرب نبوده ، بلكه خود اين حالت باعث سكون خاطر و اطمينان سايرين گرديده است... امام را در (عصر طاغوت) مي خواهند به سوي تهران حركت دهند ياران در كنار ماشين گريه مي كنند ولي آنان را دعوت به صبر مي كند. اين سخن خودشان است كه : در بين راه قم و تهران ناگهان ماشين از جادة اصلي منحرف شد به خاكي و من يقين كردم كه مي‎خواهند مرا بكشند. ولي مجدداً به جادة اصلي بازگشت در خود مراجعه كردم و ديدم هيچ تغييري در من حاصل نشده است. يا در جريان حملة بسيار حساب شدة عراق به ايران ... امام ناگهان بر دريائي از شعله‎ها و احساسات و تزلزلها آب اطمينان و صبر مي باشد و به آرامي مي گويد: « دزدي آمد و سنگي انداخت و رفت»...[14] « ... درجريان اشغال لانة جاسوسي، اكثر مسئولين مخالف بودند هر روز مسألة تازه اي مطرح مي كردند: يكي مي گفت با آمريكايي نمي شود جنگيد. ديگري مي گفت: آمريكا در منطقه نيرو پياده كرده، يكي اظهار مي كرد: ناوگان چندم آمريكا آمده است. ولي تنها امام بود كه مي‎فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند. روزي يكي از شخصيتهاي انقلابي از توطئه‎ها پيش امام گله كرد كه ايشان به آرامي دست به سينه‎اش زده فرمود: تو چرا مي ترسي. هيچ طور نمي شود...» [15]
آيت الله قاضي(ره): « مرحوم آيت الله قاضي از نقطه نظر عمل آيتي عجيب بود. اهل نجف و بالاخص اهل علم از او داستانهائي دارند. در نهايت تهيدستي زندگي مي نمود. با عائله‎ سنگين و چنان غرق توكل و تسليم و تفويض وتوحيد بود كه اين عائله به قدر ذره‎اي او را از مسير خارج نمي كرد. [16] جناب حاج احمد انصاري ـ فرزند آيت الله ميرزا جواد آقا انصاري (ره) ـ نقل مي كردند كه جناب آيت الله سيد عباس قوچاني وصي مرحوم آيت الله علي آقا قاضي براي اينجانب نقل كرد كه مرحوم علي آقا قاضي معمولاً در حال تردد بين نجف و كوفه بودند و من مطمئن بودم كه ايشان پولي در بساط ندارد و برايم هميشه جاي سؤال بود كه مخارج اين رفت و آمد بين نجف و كوفه چگونه تأ مين مي شود تا اينكه يك روز كه ايشان عزم كوفه را داشت از خانه خارج شدند ومن مخفيانه پشت سر ايشان راه افتادم ... ايشان از ميان بازار عبور كرد تا به ترمينال رسيد و مستقيم رفت كه سوار ماشين شود، ناگهان ديدم كه درست هنگامي كه مرحوم قاضي پايش را روي پلة ماشين گذاشت سيدي به سرعت آمد و مقداري پول به قاضي داد. ايشان برگشت نگاهي به پشت سر كرد لبخندي زد و به من فهماند اگر انسان صبر كند و توكل نمايد، خداوند اينگونه مي رساند.»[17]
آيت الله شهيد دستغيب(ره): آيت الله نجابت شيرازي درمورد ايشان فرمودند: « اما جهت ديگري كه باز در ايشان ممتاز بود و بيشتر در آن استوار شده بودند و اهليت پيدا كرده بودند بر خداوند جليل و متعال بود، يعني روز به روز ايشا ن اين معني را كاملتر فهميدند كه اسباب با لذات مؤثر نيستند. وسائط محترمند لكن با لذات مؤثر نيستند، چند سال اخير از عمر ايشان، اين معني بسيار براي ايشان واضح شده بود. معني «لاحول ولا قوة الاّ بالله» و معني اين كه همة كارها دست خداست، براي ايشان واضح شده بود.»[18]
آيت الله العظمي بهاءالديني(ره) ( آسان شدن مشكلات در اثر توكل): ايشان ضمن اشاره به فشارهائي كه بر حوزه در زمان رضا خان بود، فرمودند:
«فقر و تنگد ستي، فشار روحي و جسمي و برخورد هاي حكومت باحوزه‎هاي علمي به ويژه حوزة قم كار را بر اهل علم سخت كرده بود.
[1] . نحل/ 42.
[2] . در هشت آيه از قرآن اين عبارت ذكر شده است از جمله: توبه/ 51ـ مائده/ 11 و آل عمران 122.
[3] . آل عمران / 159.
[4] . طلاق/ 65.
[5] . اصول كافي، ( 4جلدي، باترجمة فارسي)، ج3/ ص106، كتاب ايمان و كفر، باب التفو يض الي الله و التوكل عليه ، ح 5، مرحوم كليني ترجمه: سيد جواد مصطفوي، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت(ع)، تهران(بي تا).
[6] . همان، ص103و104، ح1 همان باب.
[7] . بحارالانوار، ج2، ص90،ح14و15، علامة مجلسي، دار احيا التراث العربي/ 1403 هـ ق .
[8] . براي مطالعة بيشتر مراجعه شود به، شرح چهل حديث، ص213-219، امام خميني، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام(ره) اول، 1371و معراج السعاده، ص615-622 ملا احمد نراقي ـ انتشارات دهقان / تهران/ (بي تا).
[9] . صحيفة نور (22جلدي)- ج 22- ص197- 8/ 6/ 67ـ سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي / 1369.
[10] . همان- ج 18 ص146ـ 1/ 8/ 62.
[11] . تذكرةالمتقين ص120ـ شيخ محمد بهاري همداني(ره) انتشارات نهاوند ي ـ چاپ دوم/ 1376.
[12] . آداب تعليم و تعلم در اسلام ـ ( ترجمة منية المريد نوشتة شهيد ثاني (ره))ـ ص164و165ـ سيد محمد باقر حجتي چاپ اول/ 1359ـ هـ ق / دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
[13] . معراج السعاده ـ ص622( همان).
[14] . ويژگي هايي از زندگي امام خميني ص 120-127، انصاري كرماني، چ 2، تهران نشر سبحان 1362 هـ . ش
[15] . « فراز هائي از ابعاد روحي اخلاقي ، عرفاني امام خميني» ص 24 تهيه و تدوين= عـ زـ گـ ـ با مقدمة: انصاري كرمان ـ تهران ـ نشر هادي/ 1361.
[16] . اسوة عارفان ـ گفته ها و ناگفته ها دربارة مرحوم قاضي ره ـ ص64 صادق حسن زاده ـ محمود طيار مراغي‌ ـ چاپ اول/ 78ـ انتشارات مؤمنين ـ قم.
[17]. همان ص81.
[18] . ناگفته هاي عارفان ـ ص78 ـ محمد جواد نور محمدي ـ انتشارات مهر خوبان ـ چاپ دوم/ 81.
@#@ برخي كه از ايمان قوي برخوردار نبودند و در برابر زرق و برق دنيا مقاومت نداشتند. خود را مي باختند و فريب ظواهر را مي خوردند و ما بسياري از آنان را ديديم كه عاقبت به خير نشدند و سرانجام با وضع بسيار بدي از دنيا رفتند. اما بسياري ماندند، صدمات زيادي را تحمل كردند روزها بيرون از قم به سر مي بردند، و شبها در تاريكي شب به حجرة خود باز مي گشتند، گرسنگي مي كشيدند، رنج مي بردند، اما دست از حوزه و تحصيل بر نمي داشتند. توكل آنان موجب آسان شدن مشكلات شده بود. در رأس علماء و بزرگاني كه رنج بسيار و اذيت فراواني ديد مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي بود».[1]
حاج شيخ محمد تقي بافقي(ره): اين عالم مجاهد پس از آزادي از زندان رضا شاه به شهر ري تبعيد شد. گويند؛روزي در منزل نشسته بود كه رئيس شهر باني شهر ري وارد شد و پس از سلام و اجازه جلوس نزديك در اتاق نشست و عرض كرد: آقا من از طرف مقامات مافوق خود ماموريت دارم آنچه مورد احتياج شماست ، فراهم مي كنم. ايشان مظهر توحيد و توكل بودند، ناراحت شده و گفتند: تو چكاره‎اي كه ادعاي برآوردن جميع حوائج مرا ميكني؟ جواب داد: من رئيس شهرباني هستم. ايشان گفتند: من الان احتياج دارم كه در اين هواي صاف و آفتابي ابري در صفحه آسمان ظاهر شود و براي طراوت زمين باران ببارد ، تو مي تواني چنين خواسته‎اي را انجام دهي؟ جواب داد: نه نمي توانم ـ ايشان گفتند: مافوق تو چه طور؟ مافوق مافوق تو و شاه مملكت چه طور؟ جواب منفي بود. ايشان فرمودند: پس تو كه به عجز خود و همة سران مملكتي اقرار داري و به گدائي آنها اعتراف مي كني چگونه مي خواهي نيازهاي مرا برآوري؟ برخيز و ديگر از اين گونه حرفهاي شرك آميز نزن. رئيس شهرباني خجل زده برخاست و دانست كه با اين مجسمة توكل و توحيد نمي تواند طرف شود. [2]
اينگونه است كه علماء رباني و حافظان دين با يقين به لطف پروردگار و توكل بر او، در تمام مراحل زندگي آرامش بر وجود ايشان حكم بوده و در مقابل تمام فشارها و سختيها در انجام وظائف خويش كوتاهي نكرده و از دين خدا پاسداري نموده و هيچگاه دغدغة روزي و حوادث آينده را نداشته‎اند.

[1] . حاج آقا رضا بهاء الديني آيت بصيرت ـ ص 67 سيد حسن شفيعي ـ چاپ اول / 1375 ـ چاپ قدس
[2] . سيماي فرزانگان ـ ص389ـ رضا مختاري ـ انتشارات دفتر تبليغات اسلامي ـ 1374/ چاپ هشتم.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :