امروز:
پنج شنبه 1 تير 1396
بازدید :
1421
توسل و عشق به اهل بيت
توسل و عشق به اهل بيت (عليهم السلام) در معارف دين:
توسل و عشق وافر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و اهل بيت ايشان (عليهم السلام) از امتيازات خاص فرهنگ تشيع به شمار مي رود كه ريشه در آيات نوراني وحي و فرمايشات معصومين (عليهم السلام) دارد. در نظر شيعه نبي مكرّم اسلام(صلي الله عليه وآله) و اهل بيت ايشان وسائط فيض الهي هستند كه خداوند از طريق ايشان بركات خويش را بر بشر مي فرستد و اين وساطت هم در زمينة تكوين و هم در زمينة تشريع و هدايت بشر است و از طرف ديگر حيات و ممات ايشان يكسان است؛ از اين رو تمسّك و توسل به اين انوار پاك در دنيا باعث وساطت اين بزرگواران نزد پروردگار و حل شدن مشكلات با افاضة الهي و موجب شفاعت آنها در قيامت مي‎گردد و كسي كه قدم در راه اطاعت از دستورات آنها بنهد رستگار خواهد شد. لذا در زيارت جامعه كه از لسان مبارك امام هادي(عليه السلام) صادر گرديده،اينگونه مي‎خوانيم: «مَن أتاكم نجي و من لم يأتكم هلك ...من والاكم فقد والي الله و من عاداكم فقد عادي الله... بكم فتح الله و يكم يختم و بكم ينزل الغيث و بكم يمسك السماء أن تقع علي الارض ...من اراد الله بدأبكم ...»[1]
«هر كس نزد شما آمد،نجات خواهد يافت و كسي كه از شما فاصله گرفت هلاك مي‎شود... هر كس شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هر كس با شما دشمني كند با خدا دشمني كرده است... به شما خداوند آغاز مي‎كند و به شما پايان مي‎دهد و به وسيلة شما باران مي‎فرستد و به وسيلة شما آسمان را نگه مي‎دارد... هر كه خدا را خواهد بايد از طريق شما آغاز كند و به خدا تقرّب جويد...»
آيات نوراني قرآن نيز مؤيّد اين سيرة رائج در بين شيعه است، «يا ايها الذين امنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيله»[2]
«اي كساني كه ايمان آورده‎ايد از خدا بترسيد و براي نزديك شدن به او وسيله بجوئيد»وسيله ،در اين آية شريفه معناي وسيعي دارد و هر چيزي را كه به كمك آن تقرّب به حضرت حقّ حاصل شود، شامل مي‎گردد،اعم از ايمان به خدا، عبادت او، جهاد در در راه خدا و يا شفاعت پيامبر، امامان و بندگان صالح خدا. چنانچه امير مؤمنان (عليه السلام) در موردي در ذيل اين آيه فرمودند: «أنا وسيلَتُه » «من وسيلة تقرّب به خدا هستم »[3]
و در مورد ديگر مصاديق «وسيلة تقرّب به خدا» را ايمان، نماز، روزه و جهاد معرفي كردند، «ان افضل ما توسل به المتوسلون الي الله سبحانه الايمان به و برسوله ...»[4] سيرة عملي مسلمين در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) بر همين منوال بوده، كه از پيامبر مي‎خواستند نزد خداوند شفاعت آنها را بنمايد و قرآن[5] نيز بر آن صحّه گذاشته است.[6]
روايات نيز در اين زمينه بسيار است كه به ذكر يك روايت از پيامبر(صلي الله عليه وآله) اكتفاء مي‎كنيم. سلمان فارسي مي‎گويد: از رسول خدا شنيدم كه مي فرمود: خداوند مي‎فرمايد اي بندگان من آيا چنين است كه كسي حاجات بزرگي از شما مي‎خواهد و شما حوائج او را بر نمي‎آوريد مگر اينكه كسي را نزد شما شفيع قرار دهد كه محبوبترين مردم به نزد شماست، آنگاه حاجت او را به احترام آن شفيع بر مي‎آوريد حال آگاه باشيد و بدانيد كه گرامي ترين خلق و افضل آنان نزد من محمّد(صلي الله عليه وآله) ‌است و برادر وي علي وامامان پس از وي همانان كه وسيله‎هاي مردم به سوي من هستند، اينك بدانيد كه هر كس حاجتي دارد و نفعي را طالب است يا آنكه دچار حادثه‎اي بس صعب و زيانبار گشته و رفعِ آنرا خواهان است، بايد مرا به محمّد(صلي الله عليه وآله) و آل طاهرينش بخواند تا به نيكو‎ترين وجه آن را بر‎آورم.»[7]
حال از همين روست كه زندگي عالمان راستين سرشار از ابراز عشق و علاقه به انوار مقدّس معصومين(عليهم السلام) و توجّه و توسّل به آنهاست و خود نيز اذعان داشته و دارند كه از مهمترين اسباب توفيق ايشان در رسيدن به مدارج علمي و معنوي توسّل به اهل بيت و عنايات ايشان بوده است.
توسل و توجه به اهل بيت(عليهم السلام) در كلام بزرگان :
حضرت امام خميني (ره): «حق تعالي شأنه، چنانچه محمّد(صلي الله عليه وآله) و دودمان او را وسايط هدايت، راهنماهاي ما مقرّر فرموده و به بركات آنها امّت را از ضلالت و جهل،نجات مرحمت فرموده به وسيلة شفاعت آنها، قصور ما را ترميم و نقص ما را تتميم فرمايد و اطاعت و عبادت نا قابل ما را قبول فرمايد.» [8]
«ذكر خير اصحاب ولايت و معرفت موجب صحبت و تواصل و تناسب مي‎شود و اين تناسب باعث تجاذب شود و اين تجاذب باعث تشافع شود كه ظاهرش اخراج از ظلمتهاي جهل به انوار هدايت وعلم است، و باطنش ظهور به شفاعت است در عالم آخرت»[9]
آيت الله شيخ محمّد بهاري همداني(ره):
«باري چون قصد زيارت اولياء حقيقي سلام الله عليهم را بنمايد اولاً بايد بداند كه نفوس مقدّسه طيّبة طاهره چون از ابدان جسمانيّه مفارقت نمود و متصل به عالم قدس و مجردات گرديد غلبه و احاطة ايشان به اين عالم اقوي گردد و تصرفاتشان دراين نشأت بيش از سابق مي شود و اطلاعاتشان به زائرين اتمّ و اكمل گردد... پس نسيم الطافشان و رشحات انوار آن بزرگواران بر زواّر و قاصدين ايشان و به جهت خواري دشمنانشان... و به اميد استشفاع از براي بخشش گناهان و رجاء وصول بر فيوضات عظميه رو به آن بزرگواران كند با مراعات آن آدابي كه در كتب مزار ثبت است»[10]
آية الله قاضي (ره): ايشان در ضمن توصيه به زيارات مختلف و توسّل به اهل بيت (عليهم السلام)، اينگونه به شاگردان خويش توصيه مي كنند: «قرائت زيارت جامعه در هر روز جمعه،مقصودم همان زيارت جامعة معروفه است .»[11]
حضرت آية الله العظمي بهاء الديني (ره):
ايشان سفارش مؤكّدي نسبت به توسّل به معصومين(عليهم السلام) و بالاخص حضرت زهرا (س) داشتند و مي فرمودند :«ما مي دانيم هر چه را كه حضرت فاطمه (س) امضا كند از نظر پيامبر و ائمه امضا شده است كه هيچ حرفي روي آن نيست .»[12]
حضرت آية الله بهجت (حفظه الله):
«امام عين الله ناظره است ...امام زنده است، ناضر است قادر و مقتدر است. ائمه(عليهم السلام) حاضرند، مي ‎بينند،جواب مي دهند ... التفات ما كم است... زيارت شما قلبي باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهيد. اگر حال داشتيد به حرم برويد... اگر حالتان مساعد نيست به كار مستجي ديگري بپردازيد. سه روز روزه بگيريد و غسل كنيد و به حرم برويد و دوباره از حضرت اجازة ورود بخواهيد... همة زيارت نامه‎ها مورد تاييد هستند. زيارت جامعه كبيره را بخوانيد. زيارت امين الله مهّم است. قلب شما بخواند ، با زبان قلب بخوانيد...»[13].
توسل و عشق به اهل بيت (ع) در سيرة عملي بزرگان :
حضرت امام خميني (ره): عشق و علاقه و توسّل ايشان به اهل بيت (عليهم السلام) زبانزد همة كساني است كه با ايشان ارتباط داشته‎اند. از جمله برنامه‎هاي ايشان در مدّت 15 سالي كه در نجف بوده‎اند، رفتن به زيارت اميرمؤمنان (عليهم السلام) سه ساعت از غروب گذشته در هر شب و خواندن زيارت جامعه و توسّل به ايشان بوده است. ايشان در تمام زيارات مخصوص امام حسين (عليهم السلام) در اين مدّت از نجف به كربلا مي رفتند و در تهران هم كه بودند اين زيارات از راه دور انجام مي‎شد.[14]
يكي از نزديكان امام (ره)‌مي گويد: «علاقة امام به اهل بيت(عليهم السلام) در حدّ و‎صف ناشدني است.امام عاشق آنهاست .عاشقي كه تا صداي يا حسين بلند مي‎شود بي‎اختيار اشك مي ريزد. ايشان كه در شهادت فرزندشان حاج آقا مصطفي (ره) يك قطره اشك نريختند»[15].
علامة اميني (ره) صاحب كتاب الغدير:
«از ويژگيهاي ايشان،عشق و ولاي كامل او بود نسبت به آل محمد(عليهم السلام) عشقي وصف ناشدني كه مي توان گفت «الغدير»نيز در اثر همين عشق نوشته شد. در مجالس با صداي بلند بر مصائب آل محمّد(صلي الله عليه وآله)‌مي گريست به طوري كه ديگران و به خصوص اهل منبر و نوحه‎خوانان تحت تأثير گرية ايشان منقلب مي‎شدند،گويا يكي از آل محمّد در مجلس است و اگر گويندة مصيبت نام حضرت زهرا (س) را مي برد آنگاه خون در رگهايش متراكم شده و چونان كسي كه ظلم بر ناموس او رفته فرياد مي‎زد و همراه اشك بي‎امان ، از چشمانش شعلة آتش بيرون مي‎زد».[16]
ايشان بارها به محضر امير مؤمنان متوسل شده بودند و حاجت گرفته بودند، آية الله بهاء الديني نقل كرده‎اند؛مرحوم علامه موقعي به كتابي جهت نوشتن الغدير نياز پيدا كرده و به محضر امير مؤمنان متوسل مي‎شوند ولي مدتي مي‎گذرد خبري نمي‎شود در آن حين روزي در حرم بوده‎اند يك عرب بياباني مي ‎آيد رو به ضريح كرده و با جسارت مي گويد: يا علي، اگر مردي كار مرا انجام بده.و هفتة بعد موقعي كه علامه در حرم بوده در همان نقطه برمي‎گردد و مي ‎گويد:يا علي، مردي، كارم انجام شد. علامه ناراحت مي‎شوند كه چطور حاجت ايشان روا نمي‎شود. شب در عالم رؤيا حضرت را زيارت كرده به ايشان مي‎گويند: آخر آنها بدوي هستند و طبق طفوليتشان با ايشان بر خود مي‎كنيم. نبايد آنها را معطل كرد. اما شما كه با ما آشنائي داريد،معطل هم بشويد از ارادت شما كاسته نمي‎شود. صبح فردا، پير زني كتابي را در دستمالي بسته محضر علامه مي ‎آورد. علامه مشاهده مي ‎كند كه همان كتابي است كه از حضرت خواسته بودند.[17]
[1]. مفاتيح الجنان ـ زيارت جامعه كبيره ـ ص90ـ شيخ عباس قمي(ره) ـ ترجمه: موسوي دامغاني ـ انتشارات علّامه، چاپ چهارم 1380.
[2] . مائده / 35.
[3] . تفسير الميزان ج 5 / ص 362 مؤسسته الاعلمي بيروت 1411 هـ . ق.
[4] . نهج البلاغه ـ خ 109 ـ ص 338 ـ ترجمة: فيض الاسلام ناشر= فيض الاسلام 1366 هـ . ش.
[5] . آيه 64 سورة نساء ، اشاره به اين مطلب دارد .
[6]. تفسير نمونه ج4 / 363 ـ ذيل آيه شريفه 35، مائده ـ جمعي از نويسندگان ، زير نظر آية الله مكارم شيرازي ، دارالكتب الاسلاميه طهران / 1363 / چاپ هشتم ـ براي مطاله بيشتر به اين تفسير مراجعه شود.
[7] . بحارالانوار ـ ج 91 ـ ص 22 ـ علامه مجلسي (ره) ـ داراحياء التراث العربي، بيروت، چاپ سوّم، 403 1 هـ . ق.
[8] . آداب الصلوة ـ ص 379ـ 380ـ امام خميني (ره) ـ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره)‌ـ چاپ اوّل 1370 هـ . ش.
[9] . همان / 223.
[10] . تذكرة المتقين/ ص67 ـ77ـ شيخ محمّد بهاري همداني (ره)ـ انتشارات نهاوندي چاپ دوّم / 1376.
[11] . اسوة عارفان ـ(گفته‎ ‎ها و نا گفته ها دربارة‌ آية الله قاضي) ـ ص 138 ـ صادق حسن زاده، محمود طيّار مراغي ـ انتشارات مؤمنين اوّل1378.
[12]. سيري در آفاق (زندگينامة آية الله بهاء الديني) ـ ص 244 حسين حيدري كاشاني انتشارات تهذيب اوّل 1381.
[13]. فريادگر توحيد، حضرت آية الله بهجت ،ص 213ـ214ـ تهيه ،مؤسسه فرهنگي اهل بيت قم ، انتشارات انصاري چاپ دوّم 78.
[14] . سيماي فرزانگان ـ ص 180 / رضا مختاري / دفتر تبليغات اسلامي / 1374 / چاپ هشتم.
[15] . هما ن / ص181.
[16] . سيماي فرزانگان / ص 183.
[17]. سيري در آفاق / ص 245.
@#@
آية الله العظمي حائري يزدي (ره) مؤسس حوزة علميه قم:
ايشان دستور داده بودند همه روزه قبل از درس كسي قدري مصيبت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) بخواند و سپس درس را شروع مي كردند. اين بزرگوار حتّي زماني كه مرجع تقليد بودند، در جلوي دستة عزاداري در كوچه و خيابان حركت كرده و بسان مردم عادي بر سرو سينه مي زدند و مي فرمودند:من هر چه دارم از سيدالشهداء دارم.[1]
آية الله حائري قبل از سفر به ايران،در كربلا زندگي مي‎كردند. خواب مي‎بينند كه به ايشان گفته مي‎شود بيشتر از ده روز زنده نخواهند بود. ايشان خواب را فراموش مي كنند. روز دهم كه روز تعطيلي بوده با دوستان به باغات كربلا مي روند ناگهان ايشان تب كرده و درد شديدي بدن او را فرا مي گيرد. بالاخره او را به منزل مي‎آورند و در بستر مي‎افتد. آنگاه خواب خود را به ياد مي‎آورد ولي ديگر در حالت احتضار قرار گرفته‎اند. مشاهده مي‎كند سقف شكافته شد و مأمورين ملك الموت براي قبض روح پائين آمدند.ايشان در آن حال توسل به آقا امام حسين (عليه السلام) پيدا كرده و مي‎گويند: آقا جان، من نوحه‎خوان شمايم، مردن حق است ولي دست من خالي است و ذخيرة آخرت تهيه نكرده‎ام. اگر ممكن است تمديد بفرمائيد. ناگهان مشاهده مي كند شخصي از سقف پائين آمد و گفت: آقا تمديد فرمودند.و با آن دو نفر بر‎گشتند. ايشان بعد از رفتن آنها حالشان بهتر شده و از مرگ حتمي نجات مي يايند به طوري كه ديگران فكر مي‎كردند مرده است. بعد از اين ماجرا به ايران سفر نمودند ابتداءحوزة علمية اراك و سپس قم را تشكيل داده و به آن رونق بخشيدند كه موجب خير و بركت زيادي براي تشيع شد.[2]
علامة طباطبائي (ره):
آية الله سيد محمّد حسين حسيني طهراني، دربارة عشق ايشان به اهل بيت اينگونه نوشته‎اند: «...نكتة اوّل دل بستگي ايشان به اهل بيت (عليهم السلام) بود و در حقيقت ولاي اهل بيت براي ايشان به منزلة يك شمعِ شب افروز شبستانِ زندگي بود، نسبت به اهل بيت به خصوص امير المؤمنين (عليه السلام) تا سر حدّ عشق دل بستگي داشت. هيچ به خاطر ندارم از اسم هر يك از ائمه بدون اداي احترام گذشته باشند. در مشهد كه همه ساله مشرّف مي شدند و تابستان را در آن جا مي‎ماندند؛ وقتي وارد صحن حرم حضرت رضا(عليه السلام) مي‎شدند بارها كه در خدمتشان بودم مي ديدم كه دستهاي مرتعش را روي آستانة در مي‎گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانة در را مي بوسيدند.گاهي از محضرشان التماس دعائي درخواست مي‎شد مي‎گفتند: برويد از حضرت بگيريد، ما اينجا كاره‎اي نيستيم همه چيز آن جاست.»[3]
ملاصدرا (ره):
اين فيلسوف بزرگ هنگامي كه در كهك اقامت داشت و به تحقيق و بررسي مسائل فلسفي مي‎پرداخت؛ گهگاه از كهك به قم مي‎آمد و براي حلّ مشكلات علمي از روح مقدّس حضرت معصومه(سلام الله عليها) استمداد مي‎جست، كه خود نيز در قسمتهائي از كتب خود به آن اشاره دارد.[4]
آية الله بروجردي (ره):
ايشان فرموده بودند: «دوراني كه در بروجرد بودم، وقتي، چشمانم كم نور شده بود و به شدّت درد مي‎كرد، تا اينكه روز عاشورا هنگامي كه دسته‎هاي عزاداري در شهر به راه افتاده بود مقداري گل از روي سرِ يكي از بچه‎هاي عزادار دسته ـ كه به علامت عزا بر سر خود ماليده بود ـ برداشتم و به چشمان خود كشيدم و در نتيجه فوراً چشمانم نور خود را باز يافت و دردش تمام شد.»[5]
مرحوم محدث قمي(ره) مي‎نويسد : « اين حقير نيز، هرگاه به سبب نوشتن زياد، چشمم ضعف پيدا مي‎كند تبركّ مي‎جويم به تراب مراقد ائمه (عليهم السلام) و مسّ كتابت احاديث و اخبار و بحمدالله چشمم در نهايت روشني است.»[6]
آية الله العظمي مرعشي نجفي (ره):
ايشان كه ارادت ويژه‎اي به خاندان پيامبر(ص )و همينطور زيارت حضرت معصومه (س) داشتند، موقعي براي تهيه جهزية دخترشان، دست تنگ بوده ‎اند. متوسّل به حضرت معصومه(س) مي‎شوند و چيزي نمي‎گذرد كه حاجت ايشان بر‎آورده شده و جهزية دخترشان فراهم مي‎گردد.[7]
آية الله حاج سيد مرتضي كشميري(ره):
عارف كامل آية الله قاضي(ره) فرموده‎اند: روزي در محضر آقا حاج سيد مرتضي كشميري براي زيارت مرقد حضرت ابا ‎عبدالله الحسين(عليه السلام) از نجف اشرف به كربلاي معلي آمديم و ابتدا در حجره‎اي كه در مدرسه بازار بين الحرمين بود وارد شديم. چون به در حجره رسيديم ديدم قفل است. مرحوم كشميري نگاهي به من كرد و گفت: آقاي قاضي مي‎گويند هر كس نام مادر حضرت موسي را به قتل بسته ببرد باز مي ‎‎‎‎‎شود. مادر من فاطمه زهرا (س) از مادر حضرت موسي كمتر نيست و دست به قفل برده و گفتند: يا فاطمه و قفل باز شد و ما وارد حجره شديم.[8]
آية الله العظمي بهاءالديني (ره):
عشق و علاقة فراوان به رسول الله(ص) و شور و شوق بسيار به اهل بيت (ع) از اون كودكي در وجود ايشان بود. لذا از بچگي در حرم حضرت معصومه(س) خدمت مي‎كردند و براي زوار آب مي‎آوردند. ايشان جريان يكي از توسلات خويش به محضر حضرت رضا(عليه السلام) را اينگونه مي‎گويند: «در اولين سفري كه به مشهد مشرّف شدم، بيماري سختي داشتم، رو به سوي آن امام رئوف نموده عرض كردم : يابن رسول الله! ما با آنچه تا حال در مورد شما شنيديم كاري نداريم تا خود مشاهده نكنيم كاري درست نمي‎شود. مي‎خواهم مشاهده كنم كه شما مريض را شفا مي‎دهيد،» كلام ايشان تمام مي‎شود. دقايقي بعد نسيم سلامتي از آستان لطف رضوي (ع ) به سوي ايشان مي وزد و حال ايشان خوب مي‎شود.[9]
آية الله العظمي گلپايگاني (ره):
ايشان موقعي به بيماري سختي مبتلا مي‎شوند كه تشخيص پزشكان در ايران سرطان اثني عشر و يا لوزالمعده است و ايشان را براي عمل جراحي به انگلستان مي‎برند . در همان شب اوّل كه ايشان در بيمارستان بستري مي‎گردند، چنانچه روش ايشان در مشكلات سخت توسّل به معصومين(عليهم السلام) بوده، متوسّل به محضر ولي عصر(عج)‌ مي‎شوند صبح وقتي پزشك ايراني همراه ايشان به سراغ معظم له مي‎آيد، مي فرمايند: به پزشكان بگوئيد: فعلا دست نگه دارند و معاينة مجدّد بشود. وقتي علّت را جويا مي شوند مي فرمايد:« آقا امام عصر(عج) فرمودند كه من شفا پيدا كرده ام» و آزمايشات مجدّد نشان مي‎دهد اثري از سرطان در وجود ايشان نيست.[10]
آية الله ميرزا شيخ محمّد جواد انصاري همداني(ره):
ايشان توصية زياد به توسّل به ساحت مقدّس معصومين(عليهم السلام) در زير آسمان داشتند و خود از اين راه به مقاصد بزرگي رسيده بودند. ايشان در نامه‎ها و دستورالعملهائي كه به دوستان و طالبان معرفت داشتند، توسّل به ساحت مقدّس اباعبدالله الحسين(عليه السلام) را براي رسيدن به مقامات روحاني توصيه مي‎نمودند.[11]
و اولياء‌خدا اينگونه خاضعانه، به محضر معصومين(عليهم السلام) متوسّل مي‎شدند و بركات و توفيقات بسياري را از اين طريق كسب مي‎نمودند. عشق وارادت آنها به اين انوار پاك موجب عنايت آن بزرگواران به ايشان بوده و آنها را در طي مدارج معنوي و علمي رهمنون شده است.

[1]. سيماي فرزانگان / ص 192.
[2]. تجلّي عشق و عرفان / ص 91 / سيد محمد حسين صمدي / انتشارات نجباء/ اول/ 1381.
[3]. مهر تابان/ ص 56 /سيد محمد حسين حسيني طهراني /چاپ اوّل/ انتشارات باقر العلوم (بي تا).
[4]. سيماي فرزانگان، ص197 به نقل از؛ «اسفار » الحكمة المتعالية في الاسفار الاربعة العقلية ، ج3 /ص 312 و 313 ملاصدرا، 9 جلد چاپ سومّ بيروت داراحياء التراث العربي/ ص 1981 م.
[5] . سيماي فرزانگان ص 186.
[6] . همان/ ص 185.
[7] . تجلّي عشق و عرفان / ص 78
[8] . مهر تابان/ ص 221
[9] . حاج آقاي رضا بهاء الديني، آيت بصيرت ـ ص 86 ـ سيد حسن شفيعي ـ چاپ قدس قم/ اول/ 1379
[10] . تجلي عشق و عرفان/ ص 98
[11] . در كوي بي نشان‎ها/ ص 30 «زندگينامة‌آية الله انصاري همداني»/ مصطفي كرمي‎نژاد/ انتشارات نهاوندي / چاپ چهارم /1379.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :