امروز:
پنج شنبه 30 دي 1395
بازدید :
1032
تواضع و فروتني
تواضع و فروتني
تواضع و فروتني در معارف دين
شكي نيست كه يكي از مهمترين و برترين صفات،تواضع و فروتني است.از اينرو خداوند متعال در قرآن كريم به پيامبر اسلام(ص) كه عاليترين مخلوقات اوست و هدف اصلي خلقت خداوند، پيامبر اكرم و اهلبيت (عليهم السلام) مي باشند، اينطور امر مي فرمايد: «واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين»[1] «پروبال مرحمت خود را براي پيروان با ايمانت بگستران»
خاكساري و فروتني علاوة بر اينكه زيبندة هر انساني است و سبب برتري مقام او در نزد ديگران مي گردد، شخص متواضع را در زمرة بندگان خاصّ پروردگار قرار مي دهد، «وَ عبادُ الرّحمن الذين يمشونَ علي الارضِ هونا»[2]
«بندگان ستودة خدا، آنانند كه روي زمين متواضعانه راه مي روند.» و بر عكس آن برتري جوئي و تكبر موجب سقوط آدمي به حضيض ذلّت و خواري در درگاه خداوند مي گردد. امام صادق(ع) فرمودند: «فيما أوحي اللهُ تعالي عزّوجلّ الي داود، كَما أنّ أقربَ النّاسِ الي الله المتواضعون، ابعَدُ الناس من الله المتكبّرون» «در بين سخناني كه خداوند به حضرت داود وحي كرد، اين سخن بود، همچنانكه نزديكترين مردم به خدا افراد متواضع هستند، دورترين مردم نيز از خداوند متكبّرين مي باشند.»[3]
حال اين زيبندگي وقتي ظهور و اهميت بيشتري مي يابد كه شخص داراي علم، قدرت،مقام و يا ثروت باشد امّا در برابر ديگران خود را كوچك دانسته،اظهار برتري ننمايد، زيرا اينها اموري هستند كه موجب پيدايش خوي پست تكبّر و خود محوري مي گردند.
سيرة عملي انبياء و ائمه طاهرين(ع) و به تبع آنها علماء ربّاني نيز فروتني و خاكساري در برابر بندگان خدا بوده است وآن را موجب تعالي انسان و قرب پروردگار مي دانستند از همين رو اميرمؤمنان (ع) فرمودند: «اگر خداوند، تكبّر را براي بندگانش اذن مي داد و بدان راضي بود،پيامبران و اولياءش سزاوارتر بودند و در اين امر به آنها رخصت مي داد؛ ولي خداي متعال خود بزرگ بيني را براي آنان نمي پسندد و تنها به فروتني آنان راضي است. در نتيجه آنان هم، از روي فروتني رخسارهاي خود را در برابر او بر زمين گذاردند و چهره هايشان را در خاك ماليدند و بالهاي مهر و محبّت خود را براي مؤمنان گسترانيدند.»[4]
نكتة مهمّ ديگر اينكه علم و حكمت تنها در ساية تواضع و فروتني است كه افزايش يافته با بركت مي شود. حضرت عيسي(ع) به حواريون فرمودند: «بالتّواضِعُ تُعْمَرُ الحِكْمَةُ لابالّتكبّر و كذلِكَ في السّهل نيبتُ الزّرع لا في الجيل »[5]«علم و حكمت تنها در سايه تواضع بركت و افزايش مي يابد نه بوسيلة تكبّر و فخر فروشي، همانطور كه زراعت در زمين نرم و هموار رشد مي كند. و مي رويد نه در كوهستان و سنگزار»[6].
تواضع و فروتني در كلام بزرگان :
حضرت امام خميني (ره ):
ايشان در ترغيب به صفت تواضع و مذمّت و تكبّر مي فرمايند: «...خودخواهي هميشه اسباب اين است كه انسان را به فساد بكشد ـ تمام فسادهائي كه در عالم پيدا مي شود از خودخواهي پيدا مي شود، از حبّ جاه، از حبّ قدرت، از حبّ مال از امثال اينها ست و همه اش بر مي گردد به حب نفس و اين «بت »از همه بزرگتر است و شكستنش هم از همه مشكل تر است. تعقيب كنيد كه اگر نمي توانيد به تمام معني بشكنيد ـ كه مي توانيد ان شاءالله ـ مشغول باشيد به شكستن دست و پاي يك همچو بتي»[7]
ايشان در مقام فرق بين تواضع واقعي و تملق مي فرمايد: «يك وقت رذيلة حبّ دنيا و جذبة طلب شرف و جاه انسان را به تواضع وا مي دارد، اين خلق تواضع نيست، اين تملّق و چاپلوسي است و از رذايل نفسانيه است... . يك وقت، خلقِ تواضع انسان را دعوت به احترام و فروتني مي كند، غني باشد يا فقير،مطمح نظر باشد يا نباشد يعني تواضع او بي آلايش است، روح او پاك و پاكيزه است.»[8]
شيخ محمّد بهاري همداني(ره):
ايشان ضمن توصيه هائي كه براي يكي از علماء دارد مي‎فرمايد: «و منها أن يكونَ متواضعا لِلّه جَلّ جلاله ... از امور لازم براي عالم دين اينكه به خاطر خداي بزرگ متواضع و فروتن باشد نه به خاطر غرضي ديگر مانند طمع و غيره...»[9].
ملا احمد نراقي(ره):
«تواضع مزرعة خضوع و حياست و شرف تام حقيقي سالم نمي ماند مگر از براي كسي كه متواضع باشد نزد خدا»[10].
«كبر از اعظم صفات رذيله و آفت آن بسيار و غائله آن بيشمار است... اعظم حجابيست آدمي را از وصول به مرتبة فيوضات و بزرگتر پرده ايست از براي انسان از مشاهدة جمال سعادات،زيرا كه اين صفت مانع مي گردد از كسب اخلاق حسنه»[11]
وصيت آية الله العظمي مرعشي نجفي(ره) به فرزندش:
سفارش مي كنم او را به حسن خلق و تواضع و ترك تكبر و خود خواهي با مؤمنين.[12]
تواضع و فروتني در سيرة عملي بزرگان :
حضرت امام خميني(ره):
حضرت امام متواضع به معناي واقعي كلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش كه جهانيان را خيره كرده است،خود را تنها،يك طلبه مي دانست و با اين همه خدمت به اسلام و زنده كردن تشيّع هيچ گونه حريمي براي خويش قايل نبود و با كمال فروتني، خطاب به جوانان رزمندة جبهه ها مي گويد: «من دست و بازوي شما را كه دست خدا بالاي آن است مي بوسم و بر اين بوسه افتخار مي كنم»[13]
حجة الاسلام و المسلمين سيد محمّد باقر حجّتي نقل كردند: «حضرت امام با اينكه در زمان آقاي بروجردي يكي از استوانه هاي حوزه بودند در مجلس روضه اي كه در ايّام فاطميّه در بيت آقاي بروجردي برقرار شده بود ايشان متواضعانه از اوّل تا آخر مجلس دو زانو در بين مردم عادي دورتر از آقا نشسته و به سخنان مرحوم تربتي كه منبر رفته بودند، گوش فرا مي دادند.»[14]
آخوند خراساني (ره):
در احوالات ايشان نوشته اند: «اين وجود مبارك كه در واقع رهبر دين و دنياي ميليونها مسلمان بود،بسيار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با كوچك ترين طلبه در سلام پيشي مي گرفت و در مجالس براي ورود آنها به پا مي ايستاد.و اهل علم را بسيار تجليل مي كرد»[15].
ملّا احمد مقدس اردبيلي(ره):
در احوالات ايشان آمده است: «موقعي در سفر يكي از زوّار كه او را نمي شناخت به او گفت: جامه‎هاي مرا ببر نزديك آب و بشوي و چرك آنها را بگير ـ ملا احمد قبول كرد و جامه هاي آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در اين هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت كشيد ـ ديگران هم او را توبيخ كردند. مقدس اردبيلي فرمود: چرا او را ملامت مي كنيد؟ مطلبي نشده است. حقوق برادران مؤمن بر يكديگر بيش از اينهاست»[16].
شيخ انصاري (ره)
«ايشان داراي همّتي بلند و اخلاقي نيكو بود و به امور طلّاب شخصاً رسيدگي مي‎كرد و مانند پدري مهربان آنان را تحت تربيت خود قرار داده بود ـ چند روزي شيخ ديرتر از وقت مقرّر براي تدريس حاضر مي شد از وي سبب را پرسيدند فرمود: يكي از سادات به تحصيل علوم ديني مايل گشت و اين امر را به چند نفر در ميان نهاده تا درس مقدمات برايش گويند ولي هيچ يك حاضر نشدند و شأن خود را بالاتر ديدند ـ بدين جهت خود متصدّي اين امر شده،درس او را به عهده گرفتم»[17].
آية الله العظمي حائري (ره) مؤسس حوزة علميه قم:
يكي از بزرگان گفتند كه: وقتي ، يكي از طلاب بيمار شد، مرحوم حاج شيخ دارويش را تهيّه كرده و به منزل برده به خانواده دستور دادند كه آن را آماده كنند و سپس خودش دارو را به حجرة آن طلبه آورد و حتّي به خادمش نداد كه ببرد.[18]
علامه سيد محمّد حسين طباطبائي(ره):
آية الله تهراني، از شاگردان ايشان اينگونه مي گويد: «اين مرد جهاني از عظمت بود؛ عيناً مانند يك بچه طلبه در كنار صحن مدرسه روي زمين مي نشست و نزديك به غروب در مدرسة فيضيه مي آمد و چون نماز بر پا مي شد، مانند ساير طلاب نماز را به جماعت مرحوم آية الله آقاي حاج سيد محمد تقي خوانساري مي خواند. آنقدر متواضع و مؤدّب و در حفظ آداب سعي بليغ داشت كه من كراراً خدمتشان عرض كردم: آخر اين درجه از ادب و ملاحطاتِ شما ما را بي‎ادب مي كند.
از قريب چهل سال پيش تا به حال ديده نشده كه ايشان در مجلس به متكا و بالش تكيه زنند، بلكه پيوسته در مقابل واردين مؤدّب، قدري جلوتر از ديوار مي نشستند و زير دست مهمان واردـ من شاگردشان بودم و بسيار به منزل ايشان مي رفتم و به مراعات ادب مي خواستم پائين تر از ايشان بنشينم ابداً ممكن نبود...»[19].
محدّث قمي (مرحوم شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان):
ايشان در كتاب فوائد الرضويه كه در شرح علماي شيعه نوشتند وقتي به نام خودش مي رسد،چنين مي‎نگارد: «همانا،چون اين كتاب شريف، در بيان احوال علماست،شايسته نديدم كه ترجمة‌ خود را كه احقرو پست‎تر از آنم كه در عداد ايشان باشم، در آن درج كنم از اين رو از ذكر حال خود صرف نظر كرده،اكتفاء مي‎كنم به ذكر مؤلفات خود.»[20]
علامه محمّد جواد بلاغي (ره):
«دربارة فروتني ايشان بسيار گفته‎اند. نقل مي كنند كه خود به بازار مي‎رفت و آنچه نياز داشت مي خريد و به منزل مي‎آورد و هرگز نمي‎پذيرفت. كسي در كارهايش به او كمك كند. آنقدر در برابر سخن حقّ متواضع بود كه در برخي نوشته‎هاي خودتذكر مي داد: هر كس پرسش يا انتقادي و ايرادي دارد براي من بنويسد و پاسخ دريافت دارد و از اين راه به علم و حقيقت كمك كند...» .[21]
شهيد مظلوم آية الله بهشتي (ره):
ايشان در اوائل انقلاب اگر چه بخاطر شرائط خاص لازم بود محافظ و پاسدار داشته باشد ولي هرگز اجازه نمي‎داد كه پاسداران در اتومبيل را برايشان باز و بسته كنند و تمام كارهاي مربوط به خود را خود انجام مي دادند.[22]
آية الله ميرزا جواد انصاري همداني (ره):
آقاي انصاري خود كارهاي منزل را انجام مي داد. از بازار شخصاً خريداري مي كرد و اجازه نمي‎داد كه كسي در خريد خانه و حمل كالا او را كمك كند ـ يكي از شاگردان ايشان نقل مي كردند: كه با اينكه من بيست سال بيشتر نداشتم و مشغول خواندن كفايه بودم و ايشان مجتهد مسلّم و بيش از چهل سال داشت،روزي من مشغول نماز بودم يكدفعه متوجّه شدم اين مرد الهي در نماز به من اقتداء كرده است.[23]
و در اثر همين منش و سجية اخلاقي تواضع و فروتني است كه علم و تلاش اين بزرگان به ثمر نشسته و بركت يافت و توانستند با عنايات الهي، هزاران هزار انسان را به سمت حقيقت رهنمون شوند و الگوئي وارسته از شيعيان اهل بيت(ع) به جهانيان عرضه نمايند.

[1] . شعراء/ 125
[2] . فرقان / 63
[3] . الاصول من الكافي ـ ج 2 (دو جلدي )- ص101مرحوم كليني،ناشر: المكتبه الاسلاميه /تهران/ اي تا)، با تصحيح شيخ نجم الدين آملي و علي اكبر غفاري
[4] . نهح البلاغه. خطبه قاصعه (192)-صفحه/ 290- تحقيق و تصحيح: صبحي صالح، قم، انتشارات هجرت / 1395 هـ . ق
[5] . الاصول من الكافي - ج 1- ص 29 (دو جلدي )-(همان )
[6] . اخلاق اسلامي در نهج البلاغه (شرح خطبة متقين)- دروس آية الله مكارم شيرازي، ج1 ص 140،اكبر خادم الذاكرين، مدرسة امام علي بن‎ ابي طالب، چاپ سوّم/ 1379
[7] . صحفية نور ـ22 جلدي ـ ج 19- ص 156- 157- 286-64- سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي -13
[8] . شرح اربعين حديث ص 100 ـ امام خميني (ره) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره)- اوّل/ 71
[9] . تدكرة المتقين ـ ص131 ـ حاج شيخ محمد بهاري همداني (ره)- انتشارات نهاوندي ـ دوّم/ 1376
[10] . معراج السعادة ـ ص 229 ـ ملا احمد نراقي (ره )، انتشارات دهقان/ تهران/ سال نشر ندارد
[11] . همان 216
[12] . فرازهائي از وصيتنامة الهي اخلاقي آية الله العظمي مرعشي نجفي (ره) - ص 26 - ناشر: كتابخانة معظم له - چاپ دهم/ 1380 هـ . ق
[13] . سيماي فرزانگان ـ ص 286 رضا مختاري/ انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزة قم ـ 1374/ چاپ هشتم
[14] . جلوه هاي معلمي امام خميني (ره ) - ص154/ امير رضا ستوده،احمد برادري/ مؤسسه نشر پنجره/ چاپ اول/ 1379/ تهران
[15] . سيماي فرزانگان/ 289
[16] . سيماي فرزانگان/ ص 295
[17] . زندگي و شخصيت شيخ انصاري ـص 78 ـ ص مرتضي انصاري چاپ دوّم/ تهران/ ناشر: حسينعلي نوبان/ 1361 هـ . ش .
[18] . سيماي فرزانگان/ ص 306
[19] . مهرتابان (ياد نامه و مصاحبات تلميذ و علّامه ) ص 50 ـ 51 ـ سيد محمد حسين حسيني تهراني ـ چاپ اول/ انتشارات باقر العلوم/ سال نشر ندارد.
[20] . سيماي فرزانگان/ ص307 به نقل از «فوائد الرضويه ـ زندگي علماي مذهب شيعه»حاج شيخ عباس قمي ـ دو جلد در يك مجلًّد انتشارات كتابخانة مركزي ـ بدون تاريخ و نوبت چاپ
[21] . سيماي فرزانگان/ ص296
[22] . همان/ ص 296
[23] . در كوي بي نشان‎هاـ(سيري در زندگي آية الله انصاري همداني (ره) - ص 78 ـ مصطفي كرمي نژاد ـ انتشارات نهاوندي/ 1379/ چاپ چهارم.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :