امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
1357
تحصيل و تدريس (تعليم و تعلّم)
تحصيل و تدريس در معارف دين :
تعليم و تعلم از محوري‎ترين برنامه‎هاي اساسي مكتب الهي اسلام است. نخستين نغمه‎هاي آسماني وحي در اسلام بيان كنندة ارزش قلم، آموزش علم و دانش و فراگيري آن است، كه آن را يكي از نعمتهاي پروردگار بر بشر معرفي مي كند. « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ... اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»[1] بخوان به نام پروردگارت كه عالم را خلق كرد،... بخوان در حالي كه پروردگارت بخشنده است، او كه به وسيلة قلم به بشر تعليم داد.» امر آموزش در قرآن كريم يكي از اهداف بعثت انبياء معرفي شده است: «وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»[2] خداوند رسولي از ميان شما برايتان فرستاد تا كتاب و حكمت به شما بياموزد».
از نظر اسلام علم آموزي و تعليم آن نه تنها امري پسنديده است بلكه از واجبات دين به شمار مي رود. امام صادق(ع) فرمودند: «طلب العلم فريضة علي كل مسلم...»[3] فرا گيري دانش بر هر مسلمان امري واجب است . و اين وجوب تحصيل علم و لزوم تعليم آن بر دانشمندان محدود به زمان و مكان خاصي نيست از اينرو اميرمؤمنان (ع) فرمودند : «اطلبوا العلم ولو بالصيّن»[4] شما دنبال دانش برويد و لو اينكه در دورترين نقاط همچون چين بدست آيد .» و «طلب العلم فريضة علي كل حال»[5]در هر زمان و موقعيتي فراگيري علم واجب است (امام صادق(ع) ).
در اين ميان آن علمي كه بر تحصيل و تعليم آن تأكيد بيشتري شده است به حدي كه بر مسلمين واجب شده كه از هر قومي عده اي براي فراگيري آن هجرت كرده ، همه سختيها را تحمل نمايند و سپس به ميان قوم خود برگشته به تعليم ديگران بپردازند علوم و معارف دين است خداوند در قرآن كريم مي فرمايد «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ»[6] چرا از ميان هر قومي از شما گروهي كوچ نمي كنند تا با تفقه در دين و آموختن معارف آن به ميان قوم خود برگشته و آنها را انذار نمايند».
در عصر حضور ، ائمه (ع)بر تعليم علوم دين و پرورش عالمان دين تأكيد فروان داشتند و در عصر غيبت نيز علماء رباني با تحمل تمام سختي ها و فشار ها، گاه با پيمودن فرسنگ ها راه و كشيدن مشقتهاي طاقت فرسا همان راه را ادامه داده و با آموختن علوم دين و بسط و گسترش آن از اين ميراث گرانبها به خوبي پاسداري نموده و خود به درجات عاليه‎اي از علم و معرفت دست يافتند.»[7]
تحصيل و تدريس در كلام بزرگان:
حضرت امام خميني (ره): «بايد چه طبقه جوان، روحاني، و چه دانشگاهي ، با كمال جديت به تحصيل علم هريك در محيط خود ادامه دهند. اين زمزمه‎ي بسيار ناراحت كننده كه اخيراً بين بعضي جوانان شايع شده كه درس خواندن چه فايده اي دارد مطلبي است انحرافي و مطمئنأ يا از روي جهالت و بي خبري است و يا با سوء نيت و از القائات طاغوتي شيطاني است كه مي خواهند طلاب علوم ديني را از علوم اسلامي باز دارند... . اگر علوم اسلامي مرداني متخصص نداشت تا كنون آثار ديانت محو شده بود و اگر پس از اين نداشته باشد اين سد عظيم مقابل اجانب منهدم مي شود و راه براي استثمار گران هر چه بيشتر باز مي شود و اگر دانشگاهها خالي از مرداني دانشمند و متخصص شوند اجانب منفعت طلب چون سرطان در تمام كشور ريشه دوانده و زمام امور اقتصادي و علمي ما را به دست مي گيرد و سر پرستي مي كنند .»[8]
شهيد ثاني(ره): بايد معلم و شاگرد در اشتغالات علمي ـ اعم از خواندن، مباحثه، تدبر و... همواره ساعي و كوشا باشند و ملازمت و همبستگي خود را در اشتغالات علمي استمرار دهند اشتغالاتي كه مطلوب است و سرمايه زندگي آنها را فراهم مي سازد آنها نبايد حتي الامكان خويشتن را با مسائلي سرگرم سازند كه با علم و دانش ارتباط و پيوندي ندارد ، نبايد در كنار علم به امور دنيوي به عنوان دل مشغولي بپردازند ، در صورت لزوم ، بايد اشتغالات غير علمي آنها در حد ضرورت باشد ».[9]
آيت الله سيد حسن نجفي قوچاني(ره): ايشان درباره قصد تحصيل يك طلبه اينگونه مي نويسد ( طلبه بايد درس را لله بخواند و براي دستگيري و هدايت و ارشاد جهال درس بخواند ، كه بندگان خدا را از ورطه جهالت و ضلالت برهاند ، كه خدا چنين طلبه را دوست خواهد داشت»[10]
آيت الله بهاءالديني(ره): ايشان در ضمن توصيه هايي به طلاب مي فرمايند: (در تحصيل) بايد از سرعت بي مورد و تندخواني مضر پرهيز كرد ؛ زيرا خوب خواندن ودقت لازم كردن موجب تشويق شخص در ادامه تحصيل اوست ... اگر دقت و حوصله در مطالعه باشدمطالب ارزنده‎اي نصيب انسان مي شود ... نشاط درس براي تحصيل انسان خيلي مفيد و ضروري است انساني كه با نشاط است خوابش كم، اتلاف وقتش كم و صحبتهاي غير ضروريش كمتر است، تمام همتش درس و تحصيل است.[11]
تحصيل و تدريس در سيرة عملي بزرگان : خواجه نصيرالدين طوسي(ره): نوشته‎اند ايشان آنچنان به تحصيل علوم عقلي و ديني علاقه داشت كه شبها كمتر به خواب مي رفت و كتب متنوع و گوناگون در نزد خود مي گذاشت و اگر از يكي خسته مي شد به ديگري مي پرداخت و براي آنكه كسالت را از خود دور سازد هميشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع كسالت و خواب ميكرد. و در اين شبها و مواقع بود كه به كشف معظلات و مشكلات علمي فائق مي آمد واز شدت فرح و انبساطي كه در آن حالت به وي رخ مي‎داد فرياد مي‎زد «اَين ابناء الملوك من هذه اللّذّه» كجا فرزندان پادشاهان چنين لذتي را مي برند.»[12]
مرحوم ملا صالح مازندراني: ايشان دچار فقر و تنگدستي شديدي بود اما با وجود فقر شديد علاقه‎ي وافري به تحصيل علوم ديني داشت. در يكي از مدرسه‎هاي علميه‎ي شهر اصفهان ساكن شده بود و شبها براي مطالعه به بيت الخلاء مي رفت و تا مدت مديدي از شب گذشته در روشنائي چراغ آن مطالعه مي كرد. نوشته اند زماني آنقدر تنگدست بود كه از فرط كهنگي لباس خجالت مي كشيد وارد مجلس درس علامه مجلسي (ره) شود ودر بيرون پشت در مي نشست و مسائل درس را بر روي برگ چنار مي نوشت اما با همه‎ي اين سختيها در راه تحصيل استقامت كرد تا جايي كه يكي از شاگردان برجسته ‎ي علامه شد و مرتبت خاصي نزد ايشان يافت و از بزرگترين علماي عصر خود گرديد.»[13]
مرحوم ملا احمد مقدّس اردبيلي(ره): در روضات الجنات مي‎نويسد: «ايشان پشتكار و همّت بسياري در تحصيل و تدريس علوم ديني داشت، و در اين امر آن قدر دقت داشت كه هرگاه از نجف اشرف به زيارت كربلا مي‎رفت نمازش را احتياطاً جمع مي‎خواند و مي‎گفت تحصيل علم فريضه است و زيارت امام حسين (ع) سنت است، چه بسا كه بواسطة‌ انجام امر مستحب كه زيارت باشد، فريضه‎اي ترك شود بنابراين احتياط در جمع خواندن است، با آنكه ايشان در حال سفر هم مطالعه را ترك نمي‎كرد[14].
مرحوم شيخ عباس قمي(ره): ايشان آنچنان به فرا گرفتن علم و نشر آن اهتام و علاقه داشتند كه فرزند ‎ايشان نقل مي‎‎كند:«در اول كودكي هر وقت كه با مرحوم والدم از شهر خارج مي‎شديم ايشان از اول صبح تا به شام مشغول نوشتن و مطالعه بودند.» و ديگران نيز از ايشان نقل كرده‎اند: كه دائما و حتي در مسافرتها مطالعه و كتابت و تأليف ايشان ترك نمي‎شد و در كنار آن به تعليم معارف دين نيز به ديگران مي‎پرداختند. از اين روست كه چنين آثار ارزشمند‎ي از خود به يادگار گذارده‎اند.[15]
آيت الله شهيد مدرس (ره): ايشان در اوائل جواني كه در حوزة علمية اصفهان تحصيل مي‎نمود براي تأمين هزينة تحصيل خود روزهاي پنج‎شنبه و جمعه را كارگري مي‎كرد و مزد آن را صرف هزينة تحصيل خود مي‎نمود.[16]
آيت الله العظمي حائري يزدي(ره ): حضرت آيت الله اراكي(ره ) به نقل از استادشان حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي نقل كرده‎اند «زماني كه من طلبه بودم در سرمن رأي، در مدرسة مرحوم آقا ميرزا حسن شيرازي در طبقة‌ فوقاني حجره داشتم. چون تابستان و هوا گرم بود. همه مي‎رفتند داخل سرداب. من يكي توي بالاخانه مي‎ماندم. عرق از سر و صورتم مي‎ريخت. لباسهايم را كنده بودم و يك لنگ مي‎بستم تا گرما خيلي اثر نكند. در عين حال كه عرق مي ريختم مشغول فكر بودم و خوشوقت بودم از اين عرقها كه مي‎آيد. يك مسأله‎اي خيلي برايم مشكل شد هر چه فكر كردم حل نشد. در عالم خواب بودم كه حل شد.» چقدر بايد شوق باشد كه در خواب مشكل علمي حل شود[17].
آيت الله سيد حجت كوه كمري(ره):ايشان عشق فراواني به مطالعة كتب داشت و در اين زمينه احساس خستگي به او راه نمي‎يافت و عادت ايشان چنين بوده كه هر سه چهار سال يك‎بار تمام كتب درسي حوزه را از مقدمات گرفته تا كفايه به دقت مطالعه مي‎كردند[18].
مرحوم ميرزاي شيرازي (ره): ايشان در پاسخ دادن به استفتائات روش خاصي را اتخاد كرده بودند، هر‎گاه مسئله‎اي از ايشان پرسيده مي‎شد ابتداء آنرا به شاگردان و اهل علم حاضر در مجلس ارائه مي‎كردند و نظريات و نقد و ابرام‎هاي آنها را جويا مي‎شدند و سپس خود نتيجه گرفته و پاسخ مي‎دادند و به اين وسيله هم شاگردان خويش را پرورش مي‎دادند و هم اينكه اگر نكته‎اي از نظر خودشان مخفي مانده بود در اين گفتگوها روشن مي‎شد ولذا تكبري نداشتند كه از شاگردان خويش استفاده كنند.[19]
[1] . سورة علق/ 1ـ5.
[2] . سورة جمعه/ 2.
[3] . الاصول من الكافي ـ ج1، كتاب فضل العلم، باب فرض العلم ، ص30، شيخ كليني، با تصحيح علي اكبر غفاري ناشر مكتبه الصدوق تهران / دوم / 1381 هـ .ق
[4] . بحارالانوار ج 2 ص 32 ،. علامه مجلسي ، دارالكتب الاسلاميه تهران ، چاپ چهارم / 1362
[5] . الحياة ج 2 ص 40 محمد رضا ، محمد و علي حكيمي ، مركز نشر وآثار فرهنگ اسلامي / 1399 هـ ق
[6] . توبه /122.
[7] . ده گفتار ـ مقاله‎ فريضه علم ص 129 ـ شهيد مرتضي مطهري ـ انتشارات صدرا ـ طهران / 1398 هـ ق
[8] . صحيفة نور ج 2 ص 21 و22 / 24/ 11 / 56 ( مجموعه 22جلدي ) ناشر سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي / 1369
[9] . آدب تعليم و تعلم در اسلام ـ ( ترجمه كتاب منية المريد ، شهيد ثاني ) ص 185 ـ ترجمه : سيد محمد باقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي خرداد / 1359
[10] . سياحت شرق ص 210 سيد حسن قوچاني معروف به آقا نجفي قوچاني ، چاپ اول مشهد ، انتشارات طوس ، 1351 هـ ش .
[11] . حاج آقا رضا همداني آيت بصيرت، ص130 سيد حسن شفيعي چاپ قدس ـ 1375/ اول
[12] . مردان علم در ميدان عمل ـ ج 1 ص 60 ، سيد نعمت الله حسيني، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين ، 1375 / چاپ ششم
[13] . همان ص 83 و 85
[14] . روضات الجنات في احوال العلماء و السادات» ج 1، ص 82، ميرزا محمد باقر موسوي خوانساري، 8 جلد ، قم، مكتبة اسماعليان- 1390ه ق .
[15] . مردان علم در ميدان عمل- ج1 ص 96-97.
[16] . همان ص 65.
[17] . مجلة حوزه، شمارة 12، ص21دي 1364، سال دوم، دفتر تبليغات اسلامي قم.
[18] . مردان علم در ميدان عمل ج 1 ص 70.
[19] . مردان علم در ميدان عمل ج 1 ص 95.
@#@
آيت الله قاضي(ره):مرحوم آيت الله قاضي (ره ) اگر چه بيشتر در زمينة سيروسلوك و عرفان شهرت دارند ولي ايشان عالمي يك بعدي نبودند- مرحوم حاج آقا سيدهاشم حداد در مورد ايشان مي‎گويد:«مرحوم آقاي قاضي يك عالمي بود كه از جهت فقاهت بي‎نظير بود. از جهت فهم روايت و حديث بي‎نظير بود. از جهت تفسير و علوم قرآني بي‎نظير بود. از جهت ادبيات عرب و لغت و فصاحت بي‎نظير بودند، حتي ازجهت تجويد و قرائت قرآن.» و اين نشانة اهتمام بيش از حد ايشان به كسب علوم ظاهري و تعليم آن بوده است.[1]
آيت الله العظمي بهاء‌الديني(ره): ايشان ايام تحصيل و تدريس خود را اينگونه توصيف كرده‎اند: «چنان عشق و علاقه‎اي به تحصيل علم داشتم، كه زندگي‎ام كتاب بود و همنشينم درس و بحث و مطالعه ـ با هيچ جلسه‎اي و برنامه‎اي به اندازة مجلس درس‎ انس نداشتم به طوري كه در سن نوجواني حدود شانزده ساعت كار مي‎كردم ـ به كارهاي فكري شوق بسيار داشتم. به طوري كه لحظه‎اي نمي‎آسودم و هميشه فكرم مشغول بود. در هر فرصتي كه پيش مي‎آمد وقت را براي مطالعه غنيمت مي‎شمردم و غير از كتب درسي حوزه، كتب مفيد ديگر را هم مطالعه مي‎كردم. هر كتابي را كه درس مي‎گرفتم هنوز چند روز از اتمام آن نگذشته بود كه تدريس مي‎كردم، علاقة عجيبي به تدريس داشتم زيرا بسياري از مجهولاتم و نقاط ابهام با تدريس حل مي‎شد.»و بالاخره اين جديت موجب مي‎شود در سن 25 سالگي اجازة اجتهاد بگيرند.[2]
مرحوم علامة طباطبائي (ره ): در زندگينامة ايشان، اينگونه آمده است:‌« در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقة زيادي به ادامة تحصيل نداشتم و از اين روي هر چه مي‎خواندم نمي‎فهميدم و چهار‎سال به همين نحو گذراندم. پس از آن يكباره « عنايت خدائي» دامنگيريم شد و در خود يك نوع شيفتگي و بي‎تابي نسبت به تحصيل كمال حس نمودم به طوري كه از همان روز تا پايان تحصيل كه تقريبا هيجده سال طول كشيد، هرگز نسبت به تعليم و تفكر احساس خستگي نكردم ـ زشت و زيبايي جهان را فراموش كرده، بساط معاشرت با غير اهل علم را برچيدم ودر خورد و خواب به حداقل ضروري قناعت نموده باقي را به مطالعه پرداختم بسيار مي‎شود كه شب را تا طلوع آفتاب به مطالعه مي‎گذراندم و هميشه درس فردا را پيش مطالعه كرده، اشكالات آنرا حل مي‎كردم، به طوري كه مي‎توانم بگويم هرگز اشكال و اشتباه پيش استاد نبرده‎ام.» كه البته عنايت الهي كه به ايشان شده بود در اثر انابه‎اي بود كه ايشان به درگاه خدا داشتند و اين مطلب را بعدا براي آقاي صدرالدين حائري شيرازي نقل كرده بودند.[3]
و همت ايشان در فراگيري دروس آنقدر بوده كه وقتي در نجف مي خواستند رياضي بخوانند، چون استاد تنها ساعت يك بعد از ظهر وقت داشتند ايشان مسافت زيادي را در گرما و موقع ظهر مي‎رفتند تا يكساعت درس رياضي فرا بگيرند.[4]
آري، وصول به درجات بالاي علم و معرفت و فتح قله‎هاي دانش تلاش، جديت و پشتكار مي‎طلبد و از اينرو است كه اين استوانه‎هاي علم و فضيلت توانستند اثرات ارزشمند علمي از خود به يادگار بگذارند. به فرمايش مولا علي (عليه السلام) « قرن الاجتهاد بالوجدان »[5] هر كس در راه رسيدن به چيزي تلاش و كوشش خستگي ناپذير داشته باشد به آن دست مي‎يابد.

[1] . اسوة عارفان ـ گفته‎ها و ناگفته‎ها دربارة مرحوم علامه سيد علي آقا قاضي (ره ) ‌ص 19 صادق حسن زاده، محمود طيار مراغي ـ انتشارات مؤمنين اول 1378.
[2] . حاج آقا رضا همداني، آيت بصيرت ـ ص 34 .
[3] . جرعه‎هاي جانبخش فرازهائي از زندگي علامة طباطبائي (ره) ـ ص 53ـ54 ـ غلام رضا گلي زواره انتشارات حضور، اول 1375 قم .
[4] . همان ص 57.
[5] . تصنيف غررالحكم ـ ص 444 ح 10127، عبدالواحد آمدي، دفتر تبليغات اسلامي چاپ اول بي تا.
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :