امروز:
چهار شنبه 29 دي 1395
بازدید :
1054
معاشرت با مردم و خدمت به خلق
معاشرت و خدمت به مردم در معارف دين:
حسن معاشرت، مصاحبت نيكو، برخورد پسنديده و خدمت به خلق از دستورات مورد تأكيد قرآن كريم، پيامبر گرامي اسلام(ص) و پيشوايان معصوم ماست. طبق دستورات دين اسلام مسلمانان موظفند با هم رفتاري نيكو و ملاطفت آميز داشته باشند و هيچ كس حّق ندارد بر اساس معيارهاي مادي رفتار خود را با ديگران تنظيم نموده و فقراء را به خاطر فقر و تهي دستي مورد بي مهري قرار دهد، بلكه بايد با چهره ‎اي باز و گشاده بر اساس معيارانسانيت و ايمان با چهره‎اي گشاده و باز با ديگران روبه رو شده، گره از مشكلات هم بگشايند.
در اين ميان پيامبر گرامي اسلام (ص) از همه پيشقدمتر است تا جايي كه خداوند در وصف ايشان مي‎فرمايد: « وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ»[1] به تحقيق تو داراي خلقي عظيم و نيكو هستي »، «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَئوفٌ رَحِيمٌ»[2] همانا رسولي از جنس شما براي هدايت خلق آمد كه از فرط محبت و نوع پروري، فقر، پريشاني و جهل و فلاكت شما بر او سخت مي آيد و بر نجات شما حريص و به مؤمنان مهربان است.»
اگر چه او خليفه و جانشين خدا بر روي زمين و محبوبترين خلائق در نزد خداست لكن خداوند اورا به خاطر مردم به زحمت انداخته، به ايشان امر مي نمايد«وَ اخْفَضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»[3] «بال عطوفت و مهرباني خويش را براي مؤمنين بگستران». ائمة اطهار (عليهم السلام) نيز چون رسول خدا (ص) الگوي عطوفت، مهرباني حسن معاشرت و خدمت به خلق بوده‎اند. در روايات نيز نسبت به اين امر تأ كيد فراوان شده است:
حضرت علي(ع) فرمودند: «با مردم نرمخو و مهربان و خوش رفتار باشيد كه آن درختي كه نرم تر وشادابتر است شاخه‎هاي انبوه تر و پربار تر هم دارد.»[4] پيامبر اسلام(ص) فرمود: «كسي كه برادر ديني اش را احترام كند و او را گرامي بدارد خدا را احترام كرده و گرامي داشته است»[5] طبق فرمايش امام صادق(ع)؛ «خلائق به منزله‎ي عائله پروردگار هستند و محبوبترين مردم نزد خدا مهربانترين آنها براي عائله‎ي الهي است و دوست داشتني ترين آنان كساني هستند كه در رفع نيازمنديهاي بندگان خدا كوشا باشند.»[6] در بياني ديگر پيامبر اسلام (ص) به ابوذر فرمودند: اي اباذر، هرچه مي تواني در انجام كارهاي خير و اعمال نيك بكوش و اگر از دست تو بر نمي آيد كه براي مردم ، كاري و خدمتي انجام دهي لا اقل با روي باز و چهره‎ي گشاده با آنان روبه رو شو.»
از همين روست كه، پس از پيامبران و ائمه (ع) عالمان دين، سودمندترين، خادم ترين و خوش خلق ترين افراد جامعه نسبت به توده‎هاي انساني بوده‎اند و از نظر مادي و معنوي فوق العاده در اين راه كوشيده و در طريق بي نياز كردن مردم از فقر فرهنگي و اقتصادي و زنده كردن ارزشهاي والاي الهي و انساني و رهانيدن محروم از قيد و بندهاي ستم و خيانت بزرگترين رنج ها را به جان خريده‎اند.
در اين گفتار كوتاه به برخي از نمونه‎ها از سيره‎ي علمي بزرگان دين در حسن معاشرت با مردم و خدمت به آنها اشاره مي كنيم.
معاشرت با مردم و خدمت به خلق در كلام بزرگان :
علامه مجلسي(ره): «علماء به هر مقدار كه در علم و كمال كاملتر باشند بايد به همان ميزان، نسبت به مردم مهربان تر و همين مهرباني و دلسوزي است كه آنها را به خدمتگذاري مي كشاند و عالم بايد بوسيله‎ي تواضع و خدمت و مهرباني در دلهاي مردم راه پيدا كند و قلوب مردم را به طرف خود جلب كند تا بتواند آنها را هدايت كند وگرنه در هدايت مردم توفيقي به دست نمي آورد و اين را تجربه ثابت كرده است.»[7]
شيخ محمد بهاري همداني (ره): «ومنها ان يكون ملجأً وملاذاً للمسلمين حقيقة في موارد حاجاتهم وابتلاءاتهم» و از جمله اموري كه عالم بايد رعايت كند اين است كه حقيقتاً در موارد نياز‎ها و گرفتاريهاي مردم پشت و پناه مسلمين باشد»[8]
حضرت امام خميني(ره): صد ها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب شده‎اند...»[9]
آيت الله العظمي بهجت: ايشان در درس خارج فقه به طلاب فرمودند: آيا مي توانيم سالم بار خود را به منزل برسانيم و در عين حال به امور مسلمانان و مؤمنين بي تفاوت باشيم. آيا امكان دارد بدون اهتمام به امورمسلمانان به مقصود خود برسيم؟!»[10]
معاشرت و خدمت به خلق در سيرة عملي بزرگان:
حضرت امام خميني(ره): يكي از نزديكان امام مي گويد: بخشي از زيباترين فراز زندگي امام چگونگي ارتباط و علاقة امام با مردم بود... علاقه‎‎ي امام به مردم يك علاقه‎ي عادي نبود، يك عشق بود... امام براي مردم مي سوخت و مانند يك پدر مهربان هميشه براي فرزندان پاك خود سعادت آرزو مي كرد. امام بارها در كنار تلويزيون كه صحنه‎هاي دلخراش فقر و محروميت نشان داده مي شد، گريه مي كردند. در روزهاي اول انقلاب كه امام در قم بودند، بعضي روزها متجاوز از 6ساعت با مردم ديدار داشت.هيچگاه از ملاقات با مردم ابراز نگراني و خستگي نمي كردند.صبح از ساعت 8 تا ساعت يك بعداز ظهر و از ساعت چهار تا 8 شب مرتب مردم رفت و آمد مي كردند برخي شبها نيز تا ساعت ده ، مردم خانه‎ي امام را ترك نمي كردند و و مي آمدند پشت خانه‎‎ي امام فرياد مي زدند، ما منتظر خميني هستيم و امام از خانه بيرون مي آمدند... وقتي با ماشين در ميان جمعيّت مي رفتيم و راه براي حركت ماشين باز بود، دستور مي دادند ماشين را متوقف كنيد تا مردم را ببينم و بعضي مواقع بچه ها دنبال ماشين مي دويدند تا كنارخانة امام، آنها را با خود به خانه مي برد وبه آنها كتاب و يا هديه‎ي ديگري مي داد.»[11]
امّا نسبت به رعايت حقوق همسايگان اهميت زيادي مي دادند، از همين رو چه زماني كه در تهران بودند و چه قبل از آن به اطرافيان سفارش همسايگان را مي كردند، كه نكند براي شخصي به خاطر ايشان مزاحمت ايجاد شود. يكي از همراهان امام در پاريس، نقل مي كند:«امام خيلي سفارش كرده بودند كه يك وقت حركتي نشود كه همسايه ها (كه همه مسيحي بودند) ناراحت شوند. و اين عمل موجب شده بود كه وقتي ايشان مي خواستند به ايران بيايند، همة آنها ناراحت بودند. چون امام نسبت به حقوق آنها و بر خورد اسلامي با آنها خيلي مقيد بودند. آنها هم از فراق ايشان ناراحت شدند و مقداري از خاك فرانسه را هديه به ايشان دادند.»[12]
علامه سيد مهدي بحرالعلوم(ره): سيد جواد عاملي صاحب مفتاح الكرامه از شاگردان علامه است. شبي موقع صرف شام، علامه‎ي بحرالعلوم سيد را به منزل خويش احضار كرده و وقتي شاگرد به منزل استاد مي رسد مي بيند استاد كنار سفره نشسته و دست به غذا نمي زند. با خشم شاگرد را مورد عتاب قرار داده مي فرمايد: سيد جواد! از خدا نمي ترسي، از خدا شرم نداري؟ شاگرد كه متحير مانده، تقصير خود را از استاد جويا مي شود؟ خلاصه قضيه به اين صورت بوده كه سيد جواد همسايه‎اي داشته كه هفت شبانه روز چيزي براي خوردن نداشته‎اند و خرما از بقّال قرض مي كرده و روز هفتم ديگر بقّال به او قرض نداده و شرمنده شده است. شاگرد اظهار بي اطلاعي مي كند. علامه او را مورد توبيخ قرار مي دهد كه همه‎ي داد و فرياد‎هاي من براي اين است كه چرا اطلاع نداشتي وگرنه، اگر با خبر بودي و كمك نمي كردي مسلمان نبودي و يهودي بودي. سپس سيني غذاي بزرگي را كه آماده كرده بود و مقداري پول به شاگرد مي دهد، تا به همسايه‎اش برساند.»[13]
ملا احمد مقدس اردبيلي(ره): در گران سالي، تمام طعامهاي خود را با فقراء تقسيم مي كرد و براي خودش نيز مثل سهم يك فقير برمي داشت، تا وقتي زوجه‎اش بر آشفت كه چرا در چنين سالي فرزندان خود را بي آذوقه مي گذاري؟ ايشان بدون اينكه جوابي دهد براي اعتكاف به مسجد كوفه رفت و در همين حين شخصي مقدار زيادي آرد و گندم به منزل ايشان آورد و گفت اينها را صاحب خانه كه در مسجد اعتكاف كرده فرستاده بعد فهميدند كه اين عنايت الهي به آنها بوده است.»[14]
شيخ انصاري(ره): ايشان در معاشرت با مردم و خصوصاً افراد ضعيف جامعه بسيار با ملاطفت و مهرباني وسعة صدر بر خورد مي كرد. منزل شيخ هميشه ملجاء فقرا و نياز مندان بوده است و كمكهاي بسياري به فقرا مي كرد. هرگاه هديه‎اي براي ايشان آورده مي شد اگر چه خود به آن نيازمند بود ولي آنرا مي فروخت و صرف محرومين مي نمود. حتي در مواردي ايشان خود نماز و روزة استيجاري انجام مي داد و هزينة آن را به نيازمندان كه به او مراجعه مي كردند مي داد و نمي گذاشت كه كسي از نزد ايشان مأيوس برگردد.»[15]
حكيم آقا محمدرضا الهي قمشه‎اي (ره): شهيد مطهري (ره) در باره‎ي ايشان مي نويسد: وي مردي به تمام معني وارسته و عارف مشرب بود... در جواني ثروتمند بود ولي در خشكسالي 1288 تمام اموال منقول و غير منقول خود را صرف نيازمندان كرد و تا پايان عمر درويشانه زيست.[16]
سيد مرتضي(ره): در زمان خليفه «قادر بالله» كه شيعيان تحت فشار عباسيان بودند، ايشان براي اينكه مذهب شيعه رسمي اعلام شود و مردم از فشار حاكم آسوده شوند حاضر شد صد هزار دينار را از طرف مردم از مال خود به حكومت بپردازد. ايشان پيوسته مراقب حال مستمندان بودند و براي خانواده‎هاي نيازمند مقرري مشخص كرده بودند.[17]
[1] . قلم /4.
[2] . توبه /128.
[3] . مجد / 88.
[4] . نهج البلاغه ـ ترجمه و شرح فيض الاسلام / حكمت 6/ 1173 ـ انتشارات فيض الاسلام / 1366.
[5] . بحارالانوار ـ ج 74 ص319 ـ علامه مجلسي ـ المكتبه الاسلاميه، طهران، چاپ دوم، (بي تا).
[6] . الاصول من الكافي ج 2، ص199(دو جلدي) كتاب ايمان و كفر، باب السعي في حاجة المومن، ح10 شيخ كليني ، ناشر مكتبة الصدوق ، طهران چاپ دوم /1381 ه ق.
[7] . اسلام مجسم (علماي بزرگ اسلام ) ج1ص482 ، آية الله نوري همداني، چاپ دوم / 1380 دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
[8] . تذكرة المتقين ، ص 130 ، شيخ محمد بهاري همداني ، انتشارات نهاوندي ، چاپ دوم / 1376.
[9] . صحيفة نور (22 جلدي) ـ ج 21 ص 89 ـ سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي ـ 1369.
[10] . در محضر آيه الله العظمي بهجت، ص 51، محمد حسين رخشاد، موسسه فرهنگي سماء، چاپ اول / 1382.
[11] . فرازهائي از ابعاد روحي، اخلاقي و عرفان امام خميني ص37- 41 / تهيه و تدوين: ع.ز.گ.ـ با مقد‎مه انصاري كرماني ـ نشر هادي / 1361 هـ .ش.
[12] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني (ره) ج6 ص90 / انتشارات شعرباف / انتشارات پيام آزادي / چاپ هشتم 1374.
[13] . سيماي فرزانگان / ص 351 / رضا مختاري / انتشارات دفتر تبليغات حوزه‎ي علميه قم ـ چاپ هشتم/ 1374
[14] . همان / ص 359
[15] . زندگاني و شخصيت شيخ انصاري-ص80- 81/ مرتضي انصاري- چاپ دوم/ تهران/ ناشر: حسينعلي نويان/ 1361 ه ش.
[16] . سيماي فرزانگان/ ص354.
[17] . سيد مرتضي پرچمدار علم و سياست- ص60، 61- محمود شريفي/ سازمان تبليغات اسلامي/ چاپ دوم/ بهار 74.
@#@
آيت الله قاضي(ره): ايشان در برخورد با افراد بسيار رعايت ادب و احترام را مي نمودند. به طوري كه مرحوم علاّمه طباطبائي از اولين برخوردي كه با ايشان داشتند، با نشعف خاصّي ياد كرده است و مي فرمايد: « من در آن مجلس شيفته‎ي اخلاق و رفتار اسلامي او شدم.»[1] و از طرفي بسيار مراقب احوال شاگردان خويش بودند و مقيّد به آداب و حقوق اسلامي- آية الله محسن ملايري( متوفي1416 ق) اين طور نقل مي كند كه: وقتي به نجف رفته بودم ايشان از منزل براي ما غذا مي آوردند و با اصرار لباسهاي مرا براي شستن به منزل بردند و فرمودند: پدر شما به ما خيلي نزديك بود و حق رفاقت ايشان اقتضا مي كند تا زماني كه شما در نجف هستيد غذاي ظهرتان به عهدة ما باشد.»[2]
اين آيت الهي با اينكه خودشان در فقر به سر مي بردند ولي در كمال حفظ عزت و آبروي افراد به ايشان كمك مي كردند. يكي از شاگردان ايشان نقل كرده كه ايشان را ديدم كه كاهو‎هاي پلاسيده‎ي سبزي فروشي را كه كسي نمي برد مي خرد. بعد كه علت آنرا سؤال كردم فرمودند اين شخص انسان فقيري است اين ها را كسي از او نمي خرد من آنها را بر مي دارم كه هم به او كمكي كرده باشم و هم اين كه عادت نكند بر اينكه بدون كار پولي از كسي بگيرد.»[3]
آيت الله العظمي بهاءالديني (ره): ايشان چون گوهري تابناك و بسان پدري مهربان بيش از چهل سال رهگشاي مستمندان و فقراي آبرومند بوده است. و در مورد كمك به فقراء اين گونه سفارش مي كردند:« كمكها را شبها انجام دهيد و رعايت آبروي افراد را بكنيد ـ به گونه‎اي كمك كنيد كه شما را نشناسند. مبادا بعداً شما را ببينند و خجالت زده شوند.»[4]
ايشان علاوه بر اينكه در رفتار با مردم رعايت احترام آنها را داشتند و با عطوفت برخورد مي كردند به طلبه ها نيزاين را سفارش مي كردند. يكي از شاگردان ايشان نقل مي كند يك شب كه به قصد نماز جماعت ايشان مي رفتم ماشيني از كنارم عبور كرد و مقداري آب گل آلود به عباي من ريخت. ناراحت شدم و با عصبانيت گفتم: مگر چشم نداري؟ شعورت كجاست ؟! بعد از نماز كه آقا چند كلمه اي صحبت كردند، ناگهان فرمودند: براي طلبه‎اي كه نان امام زمان (ع) مي خورد زشت است كه فحش بدهد گيرم تاكسي، اشتباهي كرد و لباس شما هم كثيف شد، بايد او را جسارت كنيم. بايد با مردم مدارا كرد.»[5] يكي ديگر از اطرافيان ايشان اينگونه مي گويد« موقعي در اطراف قم در خدمت معظم له ميهمان يكي از ارادتمندان ايشان بوديم. وقت نهار آقا به ميزبان فرمودند: قبل از اينكه به فكر ما باشيد، ناهار كارگرهايي كه روي زمين كار مي‎كنند را فراهم كنيد» ميزبان كه شور و اشتياق به پذيرايي از ميهمان ها را داشت غفلت كرد. اين امر موجب شد كه آقا به كناري بروند و سر سفره نيايند وقتي ميزبان از علت آن مطلع شد. فوراً به سفارش يكي از شاگردان آقا ناهار كارگران داده شد. آن وقت بود كه آقا به سر سفره‎ نهار حاضر شدند.»[6]
شهيد مطهري(ره): آقاي سيد محمود مدني رانندة ايشان اينگونه مي‎گويد: «افراد نيازمند بسياري بودند كه ايشان ماهيانه توسط من براي آنها پول مي‎فرستاد. در مواردي كه مطلع مي‎شد مريض در بيمارستان بستري است وپول ندارد مرا مأمور مي‎كرد بروم و مخارج او را بپردازم و حتي يك روز پدري را كه پسر مريضش را در خيابان به دوش مي‎كشيد و فقير بود به دستور آقا سوار كرديم و در بيمارستان بستري نموديم و مخارجش را ايشان پرداختند».[7]
آري مردان علم، اينگونه در ميدان عمل حاضر بوده و با رعايت اخلاق اسلامي، هميشه ملجاء و فريادرس محرومان و طبقة ضعيف جامعه بوده‎اند و در اثر همين حسن خلق و معاشرتهاي نيكو بوده كه، مردم هميشه علماء را امين و مورد اعتماد خود مي‎دانستند و در مشكلات و سختيها روحانيت ملجاء و پناهگاه آنان بوده‎اند.

[1] . اسوة عرفان ( گفته ها و نا گفته ها درباره‎ي آية الله قاضي ‹ ره› )- ص66- صادق حسن زاده، محمود طيار مراغي/ انتشارات مؤمنين/ اول/ 78.
[2] . همان ص137.
[3] . سيماي فرزانگان / ص349
[4] . حاج آقا رضا بهاءالديني (ره) آيت بصيرت ـ ص46 ، سيد حسن شفيعي، تد‎وين و نگارش ، احمد لقماني چاپ قد‎س ، قم / چاپ اول 1375.
[5] . همان ص 60.
[6] . همان، ص 50.
[7] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي استاد شهيد مطهري در 15 ـ ج 2 ـ ص 127، 128، 129، با تلخيص ـ به روايت جمعي از فضلا و ياران ـ تهيه و تنظيم: شوراي نويسندگان، مؤسسة نشر و تحقيقات ذكر (بي‎تا).
مهدي رحيمي
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :