امروز:
سه شنبه 28 دي 1395
بازدید :
1002
اثبات فضليّت امام علي ـ عليه السلام ـ
در عصر خلافت عمر بن عبدالعزيز (هشتمين خليفة اموي) مردي از اهل تسنن چنين سوگند ياد كرد:
«اِن عَليّاً خَيْرُ هذِهِ الأُمَّةِ و إلّا اِمُرَأَتي طالِقٌ ثلاثاً.»
«همانا علي ـ عليه السلام ـ بهترين فرد اين امت است، وگرنه همسرم سه طلاقه باشد.»
و آن مرد معتقد بود كه علي ـ عليه السلام ـ بهترين شخص امت اسلام است، پس طلاق او باطل مي‎شد. (با توجه به اين كه به عقيدة اهل تسنن، سه طلاق در يك مجلس واقع مي‎شود.)
پدر زنِ آن مرد كه معتقد به برتر بودن علي ـ عليه السلام ـ بر ساير مسلمين نبود، اين طلاق را صحيح مي‎دانست. لذا نزاع سختي بين شوهر آن زن و پدر آن زن در گرفت.
شوهر مي‎‎گفت: «اين زن، همسر شرعي من است و طلاق باطل است زيرا شرط طلاق عدم برتري علي ـ عليه السلام ـ بر ساير امت است، اكنون كه روشن است علي ـ عليه السلام ـ بر همه برتري دارد، پس طلاقي هم واقع نشده است.»
پدر مي‎گفت: «طلاق واقع شده زيرا علي ـ عليه السلام ـ برترين فرد امت نيست؛ پس دخترم بر تو حرام است.»
نزاع اين دو نفر بالا گرفت و جمعي طرفدار پدر شدند و جمعي به طرفداري از شوهر برخاستند.
«ميمون بن مهران» جريان را براي عمربن عبدالعزيز نوشت و از او خواست تا با مداخله در اين نزاع، قضيّه را به گونه‎اي حلّ كند.
عمربن عبدالعزيز، مجلسي تشكيل داد و جمعي بني هاشم و بني اميه و بزرگان قريش را به آن مجلس دعوت كرد و به آنها گفت: «در مورد مسأله مورد نظر اظهار نظر كنيد.»
همگي سكوت كردند و در جواب مسأله در ماندند. سرانجام يك نفر از بني هاشم گفت:
«طلاق واقع نشده است، زيرا علي ـ عليه السلام ـ افضل امت است.»
عمربن عبدالعزيز گفت: «آيا مي‎تواني ادعاي خود را ثابت كني؟»
مرد هاشمي گفت: «تو را به خدا سوگند مي‎دهم، آيا نه اين است كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عيادت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ كه بيمار بود رفت و چون علي ـ عليه السلام ـ در خانه نبود به او گفت: «دخترم آيا چيزي ميل داري؟»
فاطمه ـ سلام الله عليها ـ عرض كرد: «آري اگر قدري انگور باشد ميل مي‎كنم.»
با اينكه فصل انگور نبود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنين دعا كرد:
اللهم آتِنا بِهِ مَعَ اَفْضَلِ اُمَّتي عِندَكَ مَنْزِلَةً» يعني: خدايا! انگور را به وسيلة آن كس كه مقامش در پيشگاه تو از همة افراد امتم بالاتر است به ما بفرست.
ناگاه علي ـ عليه السلام ـ درِ خانه را زد و وارد خانه شد در حالي كه زنبيلي در دست داشت كه با عبايش روي آن را پوشانده بود.
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «يا علي! اين چيست؟»
علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «اين انگور است كه فاطمه ـ سلام الله عليها ـ به آن بسيار ميل دارد، و براي او آورده‎ام.»
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «الله اكبر، الله اكبر، خدايا! همان گونه كه مرا شاد كردي از اين جهت كه علي ـ عليه السلام ـ را به عنوان برترين شخص امت من اختصاص دادي، شفاي دخترم را نيز به وسيلة اين انگور قرار بده.»
فاطمه ـ سلام الله عليها ـ از آن انگور خورد؛ هنوز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از خانة فاطمه ـ سلام الله عليها ـ خارج نشده بود كه فاطمه ـ سلام الله عليها ـ سلامتي خود را باز يافت.
عمربن عبدالعزيز به مرد هاشمي گفت: «راست گفتي و نيكو بيان كردي، گواهي مي‎دهم كه من اين حديث را شنيدم و دريافتم و پذيرفتم.»
آنگاه به شوهر آن زن گفت: «دست زن خود را بگير و به خانه‎ات ببر و اگر پدرش خواست جلوگيري كند، دهانش را خُرد كن!»[1]
به اين ترتيب عمر بن عبدالعزيز، رسماً برتري امام علي ـ عليه السلام ـ را بر ساير افراد امّت اعلام كرد.
[1] . احقاق الحق، ج 4، ص 292 ـ 295، نقل از نهج البلاغه، ابن ابي الحديد.
عمر بن عبدالعزيز با گروه بني هاشم
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :