امروز:
پنج شنبه 23 آذر 1396
بازدید :
545
به مناسبت سالروز رحلت حضرت زينب سلام الله عليها

حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ دختر علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ نوه حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و مادرش حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ است.[1] او در سال پنجم هجري، روز 5 جمادي الاولي در مدينه، پس  از امام حسين ـ عليه السلام ـ بدنيا آمد. از القاب اوست: عقيله بني هاشم، عقيله طالبيين، موثقه، عارفه، محدثه، فاضله، کامله، عابده آل علي.[2] او حيات و دوران پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را درک کرده، بانويي خردمند و با منطق قوي بود چنانچه از خطبه هاي آتشين او در کوفه و شام، اين مطلب فهميده مي شود.[3]
زينب کبري ـ سلام الله عليها ـ با عبدالله بن جعفر پسر جعفر طيار ـ پسر عمويش ـ ازدواج نمود به شرط اين که همراه با برادرش امام حسين ـ عليه السلام ـ ـ خواهد بود. و با اجازه و اذن او همراه برادرش  عازم کربلا شد. حاصل ازدواجش با عبدالله پنج فرزند بنامهاي: علي، عون، محمد، عباس و ام کلثوم بود که محمد و عون در کربلا بشهادت رسيدند و ام کلثوم را معاويه جهت فرزندش يزيد خواستگاري نمود ولي چون امام حسين ـ عليه السلام ـ شنيد فورا او را به پسر عمش قاسم بن محمد بن جعفر تزويج کرد.[4]
در کربلا و روز عاشورا حضور داشت و بعد از آن عهده دار پيام رسان خون شهيدان کربلا را بدوش گرفت. همراه اسراي آل پيامبر به کوفه و شام رفتند و با خطابه هاي کوبنده و آتشين، يزيد را رسوا نمود، به خصوص در کاخ يزيد چنان استوار و تکان دهنده سخنراني نمود که همه را به حيرت واداشت و مسلمانان را از خواب غفلت بيدار کند.
بيشتر محققان و صاحب نظران شيعه معتقدند که عقيله بني هاشم به همراه همسرش بعد از حوادث کربلا و حضور در مجالس عبيد الله و يزيد، به علت واقعه حره يا قحطي در مدينه، آن جا را ترک و به دمشق که زمين هايي در آن جا داشته اند رفتند و در سال 62 هجري، حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ چشم از جهان فرو بسته است.[5]
در مورد علت وفات ايشان در منابع و ماخذ تاريخي، موردي بيان نشده است. به احتمال قوي با اجل طبيعي از دنيا رفتند. که اکثر منابع با کلمه «موت» تعبير نموده اند. چنانچه ابن کثير مي گويد:
«عبدالله بن جعفر با زينب دختر علي ـ عليه السلام ـ ازدواج نمود و تا وقت فوتش با او بود»[6]
آن بانوي غمديده پس از تحمل مصائب جانگداز و غصه هاي فراوان رحلت فرمودند و منابع اشاره اي به مسئله خاص در وفات آن بانو نکرده اند.

علت ملقب شدن حضرت زينب سلام الله عليها به عقيله بنی هاشم و معنی اين لقب
درباره القاب بانوي كربلا زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ بايد گفت كه عقيله زني را گويند كه در ميان خويشانش كريمه و گرامي بوده و درخانه‌اش عزيز و ارجمند باشد.[7] كرامت و بزرگواري زينب ـ سلام الله عليها ـ براي تمامي انسانها ثابت شده است. كافي است تاريخ عاشورا را از ذهن خود بگذرانيم و زينب را در برابر آن مصايب تنها ببينيم و عملكرد او را با وجود اين همه مصايب بنگريم تا تأثيرش را در حفظ اسلام بفهميم عقيله بودن آن بانوي با عظمت براي ما به راحتي قابل فهم و درك است. آن حضرت را، عقيله بني هاشم و عقيلة ‌الطالبيين [8] و عقيلة القريش و عقيلة النساء نيز لقب داده‌اند. از آن جا كه اكثر منابع تاريخي اين لقب را به حضرت زينب نوشته‌اند، از متون قديمي تا متون عصر حاضر اين لقب به آن بانوي مخدره اطلاق شده.[9] و در منابع معتبر شيعه و سني آمده است.
حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ القاب زيادي دارد و حقيقتا شايستگي همه اين القاب را دارد و ذات آن بانوي قهرمان برخوردار از اوصاف عاليه انساني است، و تا انسان صاحب اوصاف متمايز از ديگران نباشد به او لقب نمي‌دهند. در عرب رسم بوده و هست كه براي هر كس كنيه و القاب مي‌دهند كه برخاسته از اوصاف ذاتي اوست، مثلاً به كسي كه بسيار شجاع باشد اسد مي‌گويند، و زينب كبري به خاطر برخورداري از اوصاف عاليه و زكيه ملقب به القاب زيادي شده به طوري كه بيش از شصت لقب به آن حضرت در كتب معتبره آمده است. لفظ عقيله به آن حضرت نيز قبل از وقوع حادثه كربلا داده شده است. زيرا از جمله ويژگي‌هاي زينب ـ سلام الله عليها ـ كه به او موقعيت ويژه مي‌بخشيد عقل و تدبيرش بود. اگر او عاقله نبود چگونه اين همه حوادث را كه بعد از جدش رسول الله به او روي آورد، تحمل مي‌نمود. او در بين زنان قريش و بني هاشم به خاطر درايت و تدبير و حلم و بردباريش ملقب به عاقله و عقيله و عقيلة النساء شده بود. مثلا ابن عباس وقتي مي‌خواهد از زينب چيزي نقل كند مي‌گويد: «حدثتني عقيلتنا زينب»[10]. در مجلس يزيد آن مرد سرخ رنگ شامي وقتي به جناب سكينه اشاره كرد و از يزيد خواست كه فاطمه را او ببخشد فاطمه مي‌گويد: «من به زينب پناه بردم چرا كه او بزرگتر و عاقلتر از من بود.» خطبه‌اي غراء و آتشين كه در كاخ يزيد و عبيدالله و در بين مردم كوفه و شام ايراد كرد همه را به تعجب و تحسين و تأثر و حزن و پشيماني از كارشان واداشت در حالي كه زني بود مصيبت زده آن هم چه مصيبت‌هاي بزرگ.
از كارهاي مدبرانه و عاقلانه او اين بود كه در حين كوچ دادن اسراء به شام دستور داد محمل‌ها را سياه پوش كنند اين كارهاي او از نظر دشمن بي‌اهميت بود ولي عقل و درايت زينب به آينده و به حفظ نهضت حسيني با اين مظاهر پرمعني حكم مي‌نمود.
علامة قزويني در بيان عقيله بودن زينب در كتاب « زينب من المهد الي اللحد» مي‌نويسد: عقل و درايتي كه زينب داشت حادثه كربلا را رهبري و از فرزندان امام چنان آبرومندانه سرپرستي نمود و جان امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ را از مرگ حتمي نجات داد. و كاخ يزيد را به لرزه در آورد.[11] و نهضت حسيني را تا به امروز زنده و پاينده نمود.
بنابراين عقيله بودن حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ و ملقب شدنش به اين لقب قبل از حادثه كربلا در سال 61 هجري قمري بود. و در منابع به طور دقيق مشخص نشده است كه اين لقب از طرف چه كسي به آن حضرت براي اولين بار داده شده است، ولي آن چه كه قطعي است، اين لقب همواره به حضرت از طرف بزرگان داده شده. حتي امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ نيز از او بسيار تجليل و احترام نموده است. براي نمونه وقتي يزيد بعد از اين كه آنها را مخير نمود به ماندن در شام و يا عودت به مدينه، امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مسئله را موكول به رأي حضرت زينب نمود. چنان كه امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در مقام علمي آن حضرت چنين فرموده است: «اَنتِ بحمدالله عالمة بلا معلمة، فهمة غير مفهمه،[12] شكر خدا اي عمه كه دانشمندي هستي بدون اين كه از كسي تعليم ببيني و فهيم هستي بدون اين كه كسي آن را به تو ياد بدهد». يعني آن چه داري در تو ذاتي است نه اكتسابي، اينها حقايقي است كه علماي بزرگ اهل سنت بدان معترفند. چنان كه سيوطي مي‌گويد: «و كانت لبيبة جَزُلة و عاقلةُ لها قُوه جنانٍ»[13]. بنابراين بعيد نيست كه اين لقب به آن حضرت در دوران خردسالي توسط پدرش امير المؤمنين به خاطر ذكاوت و تيزهوشي كه داشت داده شده باشد[14] (و الله العالم).

براي اطلاعات بيشتر به منابع ذيل رجوع کنيد:
1. اعيان الشيعه ـ محسن امين، ج7.
2. خصائص زينبيه، نور الدين جزايري.

پی نوشت ها:
[1]. ابن حجر، الاصابه، چاپ اول، 1415 ق، دار الکتب العلميه، بيروت، ج 8، ص 166.
[2]. جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، نشر معروف قم، 1374، ص 216.
[3]. ابن اثير، اسد الغابه، دار احياء التراث العربي، بيروت، ج 5، ص 469.
[4]. سيد مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، چاپ اول، اسماعيليان، 1369، قم، ج3، ص 1172.
[5]. زهرا يزدان پناه قره تپه، زنان عاشورايي، چاپ اول، هلال، 1383، تهران، ص 32.
[6]. ابن کثير، البدايه و النهايه، با تحقيق علي شيري، چاپ اول، 1408، دار احياء التراث العربي، بيروت، ج5، ص 330.
[7] . المنجد الطلاب و كتاب العين چنين معنا كرده است: «العقيلة المراة مخدره و عقيلة كل شيء اكرمه»، ص 254، ج 2، اسوه.
[8] . فيض الاسلام، خاتون دو سرا، تهران، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، آثار فيض الاسلام، 66، ص 137.
[9] . ابي الفرج اصفهاني، مقاتل الطالبين، قم، منشورات، چ اول، 1414، ص 119.
[10]  .مازندرانی ، معالي السبطين، ج 2، ص 109.
[11] . قزويني، زينب من المهد الي اللحد، قم، چاپ و نشر،  چاپ اول، 1423، ص 40.
[12] . قائمي، علي، زندگاني حضرت زينب، تهران، اميري، 72، ص 123.
[13] . همان، به نقل از رساله زينبيه سيوطي.
[14] . همان، ص 39.

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :