امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
1853
كودكي و نوجواني حضرت محمد(ص)
- تولد
عرب جاهلي، مبدأ تاريخ ثابت و منظمي نداشت، بلكه حادثه اي از حوادث مهم محلي مانند مرگ شخصيتي بزرگ و مشهور يا جنگي خونين بين دو قبيله را مدتي مبدأ تاريخ قرار مي داد[1]. حتي همه قبايل عرب مبدأ تاريخ واحد نداشتند، بلكه هر قبيله اي حادثه اي را كه به نظر او مهم مي آمد، مبدأ تاريخ قرار مي داد[2].
هنگامي كه سپاه فيل به فرماندهي ابرهه، فرمانرواي حبشه كه براي تخريب كعبه، به مكه حمله كرده بود[3]، به صورت خارق العاده و با قدرت نمايي غيبي خداوند شكست خورد ؛ اين رويداد، ديگر حوادث آن روزگار را تحت الشعاع قرار داد و آن سال مدتها به عنوان عام الفيل مبدأ تاريخ قرار گرفت[4]. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ در همان سال در مكه متولد شد[5].
اين حادثه با توجه به برخي از قراين و شواهد از جمله هجرت حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال 622 ميلادي و نيز وفات آن حضرت كه در سال 632 ميلادي و در سن 60 - 63 سالگي رخ داده، در حدود سال 569 - 570 ميلادي بوده است[6].
- دوران كودكي و شيرخوارگي
حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ دو ماهه بود[7] كه پدرش عبدالله در بازگشت از سفر بازرگاني شام، در شهر يثرب درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد[8]. قرآن كريم از يتيمي او چنين ياد كرده است :
آيا (پروردگارت تو را يتيم نيافت و پناه داد و تو را گمشده يافت و هدايت كرد، و تو را فقير يافت و بي نياز كرد ؟[9]
نوزاد آمنه پس از نخستين روزهاي تولد كه از شير مادر استفاده كرد[10] مدت كوتاهي ثويبه - كنيز آزادشده ابولهب - او را شير داد[11]. آن گاه طبق عادت عرب[12] او را به دايه اي به نام حليمه سعديه از قبيله بني سعد بن بكر سپردند كه در باديه زندگي مي كرد[13]. حليمه دو سال او را شير داد[14] و تا پنج سالگي نگهداري كرد و سپس به خانواده اش تحويل داد[15].
گويا انگيزه سپردن كودك به دايه باديه نشين، پرورش او در هواي پاك صحرا و دوري از خطر بيماري وبا در شهر مكه بوده است[16]. يادگيري زبان فصيح و اصيل عربي در ميان قبايل باديه نشين نيز انگيزه ديگري است كه از سوي برخي از مورخان معاصر عنوان شده است[17].
جمله اي از پيامبر اسلام با اشاره با اشاره به اين موضوع نقل شده است كه شايد شاهد اين انگيزه باشد :
من از همه شما فصيح ترم، چه، هم قرشي هستم و هم در ميان قبيله بني سعد بن بكر شير خورده ام[18].
در برخي از منابع تاريخي درباره چگونگي انتخاب حليمه براي دايگي، آمده است كه چون محمد يتيم بود، هيچ دايه اي حاضر نشد او را بپذيرد ؛ زيرا آنان مي خواستند در برابر دايگي از پدر كودك كمك مالي دريافت كنند و چون حليمه موفق به يافتن كودكي نشد، ناگزير با وجود يتيمي محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ او را پذيرفت[19]. ولي نپذيرفتن محمد از طرف دايگان به خاطر يتيمي او قابل قبول به نظر نمي رسد ؛ زيرا :
1 - چنان كه گفتيم در تعدادي از منابع آمده است كه عبدالله چند ماه پس از تولد محمد درگذشت. بنابر اين او در آن هنگام هنوز يتيم نشده بود.
2 - با توجه به موقعيت ممتاز و احترام بسيار بالاي عبدالمطلب در مكه و ثروت فراوان او نه تنها دايگان از اين امر سر باز نمي زدند، بلكه براي دايگي كودك چنين خانواده اي، سر و دست مي شكستند.
3 - در بسياري از منابع تاريخي كه اين قضيه نقل شده، اين بخش به چشم نمي خورد[20].
- درگذشت مادر و كفالت عبدالمطلب
آمنه پس از آن كه كودك خود را از حليمه تحويل گرفت، همراه فرزندش و ام ايمن - كنيز عبدالله - با قافله اي به يثرب سفر كرد تا هم سر قبر همسرش عبدالله بروند و هم با دايي هاي او ديدار كنند[21]. پس از يك ماه توقف در يثرب، هنگام بازگشت به مكه، آمنه در منزلي به نام ابواء درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. در آن هنگام محمد شش ساله بود[22]. ام ايمن او را با قافله به مكه آورد و به عبد المطلب تحويل داد[23]. عبد المطلب سر پرستي و كفالت او را به عهده گرفت و تا زنده بود، از فرزندزاده خود به خوبي نگهباني مي كرد و او را مورد تفقد و نوازش فوق العاده قرار مي داد و مي گفت: او رتبه والايي خواهد داشت[24].
- درگذشت عبدالمطلب و سرپرستي ابوطالب
محمد هشت ساله بود كه عبدالمطلب نيز درگذشت و كفالت او را به ابوطالب كه با عبدالله پدر محمد از يك مادر بودند، سپرد[25]. از آن روز ابوطالب سرپرستي محمد را به عهده گرفت. گر چه او پر عايله و تنگدست[26] اما مردي بزرگوار، با همت و مورد احترام و اطاعت مردم[27] و در ميان قريش سرفراز بود[28]. او به محمد سخت علاقه مند بود، به طوري كه او را بيش از فرزندان خويش دوست مي داشت[29].
فاطمه بنت اسد - همسر ابوطالب - نيز در سرپرستي و پرورش او نقشي مهم داشت و در اين راه زحمت فراوان كشيد. او نه تنها محمد را همچون مادري مهربان دوست مي داشت، بلكه او را بر فرزندان خويش نيز مقدم مي داشت. حضرت محمد هرگز زحمات او را فراموش نمي كرد و از او به عنوان مادر ياد مي كرد[30].
- سفر به شام و پيشگويي راهب
در يكي از سالها ابوطالب همراه كاروان قريش براي تجارت عازم شام شد. بنا به تقاضاي محمد (كه بر حسب اختلاف مورخان، در آن هنگام 8، 9، 12 يا 13 ساله بود) ابوطالب او را نيز به همراه خود برد. زماني كه كاروان به بصري[31] رسيد، در كنار صومعه اي به استراحت پرداخت. در آن صومعه راهبي به نام بحيرا زندگي مي كرد كه عالم بزرگ مسيحيان بود. در ميان جمعيت برادرزاده ابوطالب توجه وي را جلب كرد ؛ زيرا برخي از نشانه هايي را كه او درباره پيامبر موعود مي دانست، در محمد مشاهده كرد. او پس از اندكي گفت و گو با محمد و طرح پرسشهايي از او از نبوت آينده محمد خبر داد و به ابوطالب سفارش كرد كه از او مراقبت و از گزند يهود حفظ كند[32]. تذكر چند نكته درباره اين حادثه لازم است :
1 - اين حادثه در برخي از منابع تاريخي و حديثي به صورت مختصر و در برخي ديگر با شاخ و برگ و تفصيلات نقل شده است، اما اصل قضيه جاي شبهه و ترديد نيست ؛ زيرا قرآن مجيد در آيات متعدد، پيشگويي پيامبران پيشين، از بعثت حضرت محمد را نقل كرده، بر آگاهي علماي اهل كتاب از نشانه هاي او و شناخت آنان در اين زمينه تأكيد مي كند[33] و همچنين پيشگويي هاي متعدد اهل كتاب از بعثت پيامبر در كتب تاريخ و حديث نقل شده است[34].
2 - نشانه هايي كه علماي اهل كتاب درباره محمد در اختيار داشتند، برخي مربوط به زندگي شخصي و ويژگيهاي بدني او (از قبيل يتيمي در كودكي، سيما، نام) و برخي ديگر، مربوط به ويژگيهاي خانوادگي و قبيلگي او (مانند عرب بودن، ازدواج با زني با شخصيت و....) بوده است. از بارزترين نشانه هاي بدني حضرت، خال درشتي بين دو كتف او بوده كه خال نبوت يا مهر نبوت ناميده مي شد[35].
3 - پيشگويي بحيرا تنها براي كاروانيان تازگي داشت ؛ زيرا نه تنها ابوطالب، بلكه ساير بستگان نزديك محمد نيز از آينده درخشان او خبر داشتند[36].

[1] - براي آگاهي بيشتر درباره ي اين حوادث ر . ك : مسعودي ، التنبيه و الاشراف ، ص 172 _ 181 ؛ دكتر محمد ابراهيم آيتي ، تاريخ پيامبر اسلام (چ 2 انتشارات دانشگاه تهران ، 1361 ) ، ص 26 _ 27 .
[2] - مسعودي ، مروج الذهب ، ص 27 .
[3] - شيخ طوسي ، الامالي ( قم : دارالثقافه ، ط 1 ، 1414 ه . ق ) ، ص 80 _ 82 ؛ بيهقي ، دلائل النبوه ، ترجمه محمود مهدوي دامغاني ، ص 94 _ 97 ؛ ابن هشام ، السيره النبويه ، ج 4 ، ص 44 _ 55 ؛ بلاذري ، پيشين ، ص 67 - 69 ؛ محمد بن حبيب بغدادي ، المنمق في اخبار قريش ، تحقيق : خورشيد احمد فارق ( بيروت : عالم الكتب ، ط 1 ، 1405 ه . ق ) ، ص 70 _ 77.
[4] - پيش از حادثه سپاه فيل ، قريش ، دركذشت قصي را كه شخصيتي بزرك و برجسته بود و براي نخستين بار قريش را به قدرت رساند مبدأ تاريخ قرار داده بود . ( ابن واضح ، تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 4 . )
[5] - كليني ، اصول الكافي ( تهران : دار الكتب الاسلاميه ، 1381 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 439 ؛ ابن واضح ، تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 4 ؛ مسعودي ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 274 ؛ مجلسي ، بحارالانوار ، ج 15 ، ص 250 _ 252 ؛ حلبي ، السيره الحلبيه ، ص 95 ؛ بيهقي ، پيشين ، ص 72 _ 73 ؛ ابن كثير ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 201 ؛ محمد بن سعد ، الطبقات الكبري ، ج 1 ، ص 101 ؛ ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 14 ، ؛ ابن هشام ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 167 ، الشيخ عبدالقادر بدران، تهذيب تاريخ دمشق ( بيروت : دار احياء التراث العربي ، ط 3 ، 1407 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 282 ؛ ابن اسحاق ، السير و المغازي ، تحقيق : سهيل زكار ( بيروت : دارالفكر ، ط 1 ، 1398 ه . ق ) ص 61 .
[6] - علي اكبر فياض ، تاريخ اسلام ( تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، چ 3 ، 1367 ) ص 62 ؛ عباس زرياب ، سيره رسول الله (بخش اول از آغاز تا هجرت ) ( تهران: سروش ، چ 1 ، 1370 ) ، ص 86 _ 87 ؛ سيد جعفر شهيدي ، تاريخ تحليلي اسلام تا پايان امويان ( تهران : مركز نشر دانشگاهي ، چ 10 ، 1369 ) ، ص 37 .
در اين كه آيا تولد حضرت ، دقيقا در همان عام الفيل اتفاق افتاده يا جلوتر يا عقب تر و نيز در تطبيق عام الفيل با سالهاي ميلادي ، احتمالات و نظريات ديگري ابراز شده است كه نقل آنها در اين كتاب ضرورتي ندارد. براي آگاهي بيشتر ر . ك : محمد خاتم پيامبران ، ج 1 ، ص 176 ، 177 ؛ مقاله سيد جعفر شهيدي ؛ رسولي محلاتي ، درس هايي از تاريخ تحليلي اسلام ( قم : ماهنامه پاسدار اسلام ، 1405 ه . ق ) ج 1 ، ص 107 به بعد ؛ ابن كثير ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 203 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 281 _ 282 ؛ سيد حسن تفي زاده ، از پرويز تا چنگيز ( تهران : كتابفروشي فروغي ، 1349 ) ص 153 ؛ حسين مونس ، تاريخ قريش ، ( الدار السعوديه ، ط 1 ، 1408 ه . ق ) ، ص 153 _ 159 .
ضمنا برخي از مورخان اروپايي ، انگيزه لشكركشي ابرهه را كه در منابع اسلامي ، انگيزه مذهبي و رقابت بين كليساي قليس در يمن و كعبه در حجاز معرفي شده است ، كشورگشايي ، و حمله ابرهه به ايران از طريق شمال عربستان ، به تحريك دولت روم ، معرفي كرده اند . (فياض، پيشين ، ص 62 ؛ ابوالقاسم پاينده ، مقدمه ترجمه فارسي قرآن مجيد ، ص _ لز _ ) كه نياز به بحث و بررسي جداگانه دارد و از گنجايش اين كتاب بيرون است .
[7] - كليني ، پيشين ، ص 439 ؛ ابن واضح ، پيشين ، ص 6 ؛ ابوالفتح محمد بن علي الكراجكي ، كنز الفوائد ( قم : دارالذخائر ، ط 1 ، 1410 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 167 ، سن حضرت محمد را هنگام مرگ پدر ، هفت ماه و بيست و هشت روز نيز نوشته اند . ( محمد بن سعد ، الطبقات الكبري (بيروت : دار صادر ، ج 1 ، ص 100 ) ، برخي ديگر از مورخان ، درگذشت عبدالله را پيش از ولادت حضرت محمد نوشته اند . ( ابن سعد ، پيشين ، ص 99 _ 100 ؛ ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 13 ؛ ابن هشام ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 167 ؛ الشيخ عبدالقادر بدران ، تهذيب تاريخ دمشق ، تأليف ابن عساكر (بيروت : دار احياء التراث العربي ، ط 3 ، 1407 ه . ق ) ج 1 ، ص 284 . ) اما برخي از اسناد و شواهد ، روايت اول را تأييد مي كند از جمله اشعار عبدالمطلب كه طي آن كفالت او را به ابوطالب سپرد :
اوصيك يا عبد مناف بعدي بمفـــــرد بيد ابيه فرد
فارقه و هو ضـجيـج المهد فكنت كالامّ له في المجد
( تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 10 ؛ ر . ك : ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابي طالب (قم : المطبعه العلميه ) ج 1 ، ص 36 ) .
[8] - تهذيب تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 282 ؛ ابن سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 99 ؛ مسعودي ، التنبيه و الاشراف ، ص 196 ؛ محمد بن جرير طبري ، تاريخ الامم و الملوك ( بيروت : دارالقاموس الحديث ) ، ج 2 ، ص 176 ؛ ابن اثير ، الكامل في التاريخ ( بيروت : دار صادر ) ، ج 2 ، ص 10 .
[9] - الضحي (93 ) : 6 _ 8 .
[10] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 6 ؛ حلبي ، پيشين ، ج 1 ، ص 143 .
[11] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 6 ؛ طبرسي ، اعلام الوري ، ص 6 ؛ بيهقي ، پيشين ، ص 110 ؛ ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 15 ؛ مجلسي ، بحارالانوار ، ج 15 ، ص 384.
[12] - حلبي ، پيشين ، ج 1 ، ص 146 .
[13] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 7 ؛ ابن هشام پيشين ، ج 1 ، ص 171 ؛ محمد بن سعد ، پيشين ، ص 110 ؛ مسعودي ، التنبيه و الاشراف ، ص 196 ؛ مروج الذهب ، ج 2، ص 274 ؛ طبرسي ، اعلام الوري ، ص 6 ؛ بيهقي ، پيشين، ص 101 _ 102 ؛ ابن كثير ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 225 ؛ ابن اسحاق ، السير و المغازي ، تحقيق : سهيل زكار ، ط 1 ، 1398 ه . ق ) ، ص 49 .
[14] - بلاذري ، انساب الاشراف ، تحقيق : محمد حميد الله ( قاهره : دارالمعارف ) ج 1 ، ص 94 ؛ مقدسي ، البدء و التاريخ ، ط پاريس ، 1903 م ، ج 4 ، ص 131 ؛ مجلسي
بحارالانوار ، ج 15 ، ص 401 ؛ ابن سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 112 .
[15] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 7 ؛ ابن شهر آشوب ، پيشين ، ج 1 ؛ بلاذري ، پيشين ، ص 94 ؛ مسعودي ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 275 .
[16] - ابن ابي الحديد ، شرح نهج البلاغه ، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم ( قاهره : دار احياء الكتب العربيه ، 1961 ) ، ج 13 ، ص 203 ؛ مجلسي ، پيشين ، ص 401 .
[17] - جعفر سبحاني ، فروغ ابديت ( قم : مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، چ 5 ، 1368 ) ، ج 1 ، ص 159 ، سيد مرتضي جعفر العاملي ، الصحيح من سيره النبي الاعظم ( قم : 1400 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 81 .
[18] - انا اعربكم ، انا قرشي و استرضعت في بني سعد بن بكر ( ابن هشام ، السيره النبويه ، ج 1 ، ص 176 و ر . ك : ابن سعد ، پيشين ، ص 113 ؛ حلبي ، پيشين ، ص 146 ؛ ابوسعيد واعظ خرگوشي ، شرف النبي ، ترجمه نجم الدين محمود راوندي ، ( تهران انتشارات بابك ، 1361 ) ، ص 196 .
گفته شده در مدتي كه محمد نزد حليمه در باديه به سر مي برد ، قضيه شق صدر پيش آمد . اما محققان و تحليل گران تاريخ اسلام ، بنا به دلايل متعدد ، اين موضوع را دور از واقعيت و از مجعولات مي دانند . ( ر . ك : سيد جعفر مرتضي عاملي ، الصحيح من سيره النبي الاعظم ، ج 1 ، ص 82 ، سيد هاشم رسولي محلاتي ، درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام ، ج 1 ، ص 189 و 204 ؛ شيخ محمد ابوريه ، اضواء علي السنه المحمديه ، ( مطبعه صور الحديثه ، ط 2 ، ه . ق ) ج 1 ، ص 175 _ 177 ) .
[19] - ابن هشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 171 _ 172 ؛ بلاذري ، پيشين ، ص 93 ؛ ابن سعد ، پيشين ، ص 110 _ 111 .
[20] - از آن جمله ابن شهرآشوب كه از محدثان بزرگ و برجسته است ، اين قضيه را نقل كرده ، ولي موضوع يتيمي حضرت محمد به آن شكل كه گفته شده ، در آن نيست . ( مناقب آل ابي طالب ، ج 1 ، ص 121 ) .
[21] - سلمي ، مادر عبدالمطلب ، اهل يثرب و از قبيله بني نجار بود ( بيهقي ، پيشين ، ج 1 ، ص 33 .
[22] - ابن اسحاق ، پيشيين ، ص 65 ؛ بلاذري پيشين ، ص 94 ؛ ابن سعد ، پيشين ، ص 116 ؛ ابن هشام ، پيشين ، ص 177 ، بيهقي ، پيشين ، ص 121 ؛ طبرسي ، پيشين ، ص 9 ، صدوق ، كمال الدين و تمام النعمه ، تصحيح علي اكبر غفاري (قم : موسسه النشر الاسلامي ، 1363 ) ج 1 ، ص 172 ؛ تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 7 ؛ الشيخ عبدالقادر بدران ، تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 283 .
[23] - حلبي ، پيشين ، ج 1 ، ص 172 .
[24] - ابن هشام ، پيشين، ص 178 ، صدوق ، پيشين ، ج 1 ، ص 171 ؛ مجلسي ، پيشين ، ص 406 ؛ تاريخ يعقوبي ، ج 2 ص 9 .
[25] - ابن هشام ، پيشين، ص 189 ، مجلسي ، پيشين ، ص 406 ؛ طبري ، پيشين ، ج 2 ، ص 194 .
[26] تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 11 ؛ ابن سعد پيشين ، ج 1 ، ص 119 ؛ مجلسي ، پيشين ، 407 ؛ سهيلي ، الروض الانف ( قاهره : موسسه المختار ) ج 1 ، ص 193.
[27] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 11 ؛ جواد علي ، المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام ، ( بيروت : دار العلم للملايين ، ط 1 ، 1968 م ) ج 4 ، ص 82.
[28] - ابن ابي الحديد ، شرح نهج البلاغه ، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم (قاهره ، دار احياء الكتب العربيه ، 1962 م ) ج 15 ، ص 219 .
[29] - ابن سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 119 ، ابن شهرآشوب ، پيشين، ج 1 ، ص 36 ؛ مجلسي ، پيشين ، ص 407 ؛ شيخ عبدالقادر بدران تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 285 .
[30] - تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 11 ؛ ابن ابي الحديد ، پيشين ، ج 1 ، ص 14 ؛ مقدمه اصول كافي ، ج 1 ، ص 453 .
[31] - قصبه اي در سرزمين حوران از توابع دمشق ( ياقوت حموي ، معجم البلدان ، ( بيروت : دار احياء التراث العربي ، 1399 ه . ق ) ج 1 ، ص 441 ) .
[32] - اين قضيه را مورخان و محدثان اسلامي در منابع زير نقل كرده اند :
ابن هشام السيره النبويه ج 1 ص 191 - 193 ؛ محمد بن جرير طبري تاريخ الامم و الملوك ج 2 ص 195 ؛ سنن ترمذي ج 5 ؛ المناقب باب 3 ص 590 حديث 2620 ؛ ابن اسحاق السير و المغازي تحقيق سهيل زكار ص 73 ؛ محمد بن سعد الطبقات الكبري ج 1 ص 121 ؛ مسعودي مروج الذهب ج 2 ص 286 ؛ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 1 ص 182 - 186 ؛ بلاذري انساب الاشراف ج 1 ص 96 ؛ بيهقي دلائل النبوه ترجمه محمود مهدوي دامغاني ج 1 ص 195 ؛ طبرسي اعلام الوري ص 17 - 18 ؛ ابن شهر آشوب مناقب آل ابي طالب ج 1 ص 38 - 39 ؛ ابن اثير الكامل في التاريخ ج 2 ص 27 ؛ ابن اثير اسدالغابه ج 1 ص 15؛ شيخ عبدالقادر بدران تهذيب تاريخ دمشق تأليف حافظ ابن عساكر ج 1 ص 270 و 354 ؛ ابن كثير سيره النبي ج 1 ص 243 - 249 و البدايه و النهايه ج 2 ص 229 - 230 ؛ حلبي انسان العيون (السيره الحلبيه ) ج 1 ص 191 ؛ مجلسي بحارالانوار ج 15 ص 409 .
[33] - بقره (2) : 41 ، 42 ، 89 ، 146 ؛ اعراف (7 ) : 157 ؛ انعام (6 ) : 20 ؛ صف (61 ) : 6 .
[34] - ر. ك : جعفر سبحاني، راز بزرگ رسالت، تهران كتابخانه مسجد جامع تهران،1358، ص 262 - 278 . در زمينه پيش گويي پيامبران پيشين در مورد پيامبر اسلام كتاب هاي مستقلي نوشته شده است كه به عنوان نمونه سه كتاب زير را مي توان نام برد :
محمد در تورات و انجيل تأليف پروفسور عبدالاحد داود ترجمه فضل الله نيك آيين ؛ مدرسه سيار تأليف شيخ محمد جواد بلاغي ترجمه ع ؛ و انيس الاعلام تأليف فخر الاسلام .
[35] - ابن هشام پيشين ج 1 ص 193 ؛ بيهقي پيشين ص 195 ؛ سنن ترمذي، تحقيق ابراهيم عطوه عوض، بيروت، دار احياء التراث العربي ، ج 5 ؛ المناقب باب 3 ص 590 حديث 2620 ؛ شيخ عبدالقادر بدران تهذيب تاريخ دمشق ج 1 ص 278 ؛ ابن كثير سيره النبي ج 1 ص 245 ؛ صحيح بخاري تحقيق الشيخ قاسم الشماعي الرفاعي ج 5 ص 28 باب 23 حديث 71 .
[36] - تاريخ يعقوبي ج 2 ص 11 ؛ بلاذري انساب الاشراف ج 1 ص 81 ؛ اصول كافي ج 1 ص 447 .
مهدي پيشوائي- تاريخ اسلام، ص103
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :