امروز:
پنج شنبه 4 خرداد 1396
بازدید :
1089
غزوات و سرّيات پيامبر اسلام(ص)
ابن اسحاق بر خلاف واقدي كه سريّه هاي «حَمْزه» و «عُبَيْده بن حارث» و «سَعْد بن أبي وَقّاص» را در سال اوّل هجرت نوشته است[1]، مي گويد: رسول خدا در سنّ پنجاه و سه سالگي، سيزده سال بعد از بعثت، روز دوشنبه دوازدهم رَبيع الأوّل نزديك ظهر وارد مدينه شد و بقيّة ماه ربيع الأوّل، ربيع الآخر، دو جُمادي ـ رَجب، شَعْبان، رَمَضان، شوّال، ذي القعده، ذي الحجّه و محرّم را همچنان بدون پيش آمد جنگي در مدينه گذراند و در ماه صفر سال دوم، دوازده ماه پس از ورود به مدينه براي جنگ بيرون رفت[2].
شمار غزوه هاي رسول خدا ـ‌ صلّي الله عليه وآله ـ
مَسْعودي مي نويسد: غَزْوَه هائي كه رسول خدا خود همراه سپاه اسلام بود 26 غَزْوَه است و برخي آن را 27 غَزْوَه نوشته اند، جهت اختلاف آن است كه دستة اول بازگشت رسول خدا را از «خَيْبَر» به «وادي القُرَي» با غَزْوة خَيْبَر يكي دانسته اند.
اما دستة دوم، غَزْوَة «خَيْبَر» و غزوة «وادي القُرَي» را دو غَزْوَه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از «وادي القُرَي» بعد از «خَيْبر» نمي برد، نيز غَزْوَه هاي رسول خدا را 27 غَزْوَه مي گويد و «عَمْرَه القَضاء» را جزء غَزَوات مي شمارد[3].
نام و ترتيب تاريخي غزوه هاي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ
1- غَزْوَه «وَدّان» معروف به غَزْوَه «أبْواء» ـ ماه صفر سال دوّم.
2- غَزْوَه «بُواط» در ناحية «رَضْوَي» ـ ربيع الاول سال دوّم.
3- غَزْوَه «عُشَيْره» از «بَطْن يَنْبُع» ـ جمادي الأولي سال دوّم.
4- غَزْوَه «بَدْر أُولَي» يعني: غَزْوَه «سَفَوان» ـ جُمادي الآخِرة سال دوّم.
5- غَزْوَه «بَدْر كُبْرَي» ـ 17 رمضان سال دوّم.
6- غَزْوَه بَني «سُلَيْم» تا سرزمين «كُدْر» ـ شوّال سال دوّم.
7- غَزْوَه «بَني قَيْنُقاع»[4] ـ شوّال سال دوّم.
8- غَزْوَه «سَويق» تا سرزمين «قَرْقَرَه الْكُدْر» ـ ذي الحجّه سال دوّم.
9- غَزْوَه «غَطَفان» يعني: غَزْوَة «ذي أمَرّ» در سرزمين نَجْد ـ محرّم سال سوّم.
10- غَزْوَه «بُحْران» كه معدِني است در حجاز، در ناحية «فُرْع» ـ رَبيع الاخر سال سوّم.
11- غَزْوَه «أُحُد» ـ شوّال سال سوّم.
12- غَزْوَه «حَمْراء الأَسَد» ـ شوّال سال سوّم.
13- غَزْوَه «بَني نَصير» ـ ربيع الأَوّل سال چهارم.
14- غَزْوَه «ذات الرِّقاع» در سرزمين «نَخْل» ـ جُمادي الأولي سال چهارم.
15- غَزْوَه «بَدْر آخِره»، «بَدْرالْوَعْد»، «بَدْر الصَّفراء» ـ شَعْبان سال چهارم.
16- غَزْوَه «دُومَه الْجَنْدَل» رَبيع الأوّل سال پنچم.
17- غَزْوَه «خَنْدق»، «أحْزاب» ـ شوّال سال پنجم.
18- غَزْوَه «بَني قُرَيْظَه» ـ ذي قِعده و ذي حِجّة سال پنجم.
19- غَزْوَه «بَني لِحْيان»، غَزْوَه «عُسفْان» بر سر طائفة «هُذيَل» جُمادَي الأولي سال ششم.
20- غَزْوَه «ذي قَرَد»، غَزْوَه «غابه»، غَزْوَه «فَزَع» ـ جُمادَي الأُولي سال ششم.
21- غَزْوَه «بَني المُصْطَلِق»، غَزْوَه «مُرَيْسيع» بر سر خُزاعه ـ شَعْبان سال ششم.
22- غَزْوَه «حَدَيْبِيَه» ـ ذي قعدة سال ششم.
23- غَزْوَه «خَيْبَر» ـ محرّم سال هفتم.
«عُمْرَهُ القضاء» ـ ي قِعدة سال هفتم.
24- غَزْوَه «فَتْح مكّه» ـ رَمَضان سال هفتم.
25- غَزْوَه «حُنَيْن» ـ شوّال سال هشتم.
26- غَزْوَه «طائف» ـ شوّال سال هشتم.
27- غَزْوَه «تَبوك» ـ رَجَب سال نهم.
ابن اسحاق درسيره و طبرسي در إعلام الوَرَي مي نويسد: كار رسول خدا در غَزْوَه هاي:بَدْر، أُحُد، خَنْدَق، قَرَيْظَه، مُصْطَلِق، خَيْبَر، فَتْح، حُنَيْن و طائف با دشمن به جنگ كشيد. اما مَسْعودي به جاي «مُصْطَلِق»، «تَبُوك» را نوشته است.
شمارة «سريّه هاي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ »
ابن اسحاق مي گويد: بَعثْها و سَرِيّه هاي رسول خدا سي و هشت بَعْث يا سرِيّه بود. مسعودي از جمعي سي و پنج بَعْث و سَرِيّه و از طَبَري چهل و هشت سَرِيّه و از بعضي شصت و شش سَرِيّه و بَعْث نقل مي كند. طبرسي در إعلام الوَرَي سي و شش سَرِيّه مي نويسد.
نام و ترتيب تاريخي سريّه هاي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ
نام و ترتيب سَرِيّه ها بر حسب آن كه نگارنده بر آنها دست يافته به قرار زير است:
1- سَرِيّة «حَمْزَه بن عَبْدالمُطَّلب» به ساحل دريا، در ناحية «عيص» ـ سال دوم بعد از غَزْوَة أبَواء.
2- سَرِيّة «عُبَيْدَه بن حارث بن مُطّلب» به پايينتر از «ثَنِيَّه ا لْمَرًه» ـ سال دوم بعد از غَزْوَة أبْواء[5].
3- سَرِيّة «سَعْد بن أبي وَقّاص» به «خَرّار» آبگاهي در «جُحْفه» ـ بعد از سَرِيْة حَمْزَه، سال دوم.
4- سَرِيّة «عَبْدالله بن جَحْش» به «نَخْله» ـ در ماه رجب، بعد از بَدْر أُولي.
5- سَرِيّة «عُمَيْربن عَدِيّ»[6] براي كشتن «عَصْماء» دختر «مَرْوان» ـ رَمَضان سال دوم.
6- سَرِيّة «سالم بن عُمَيْر» براي كشتن «أبي عَفَك» ـ شوّال سال دوم.
7- سَرِيّة «مُحَمّّدبن مَسْلَمه» براي كشتن «كَعْب بن أشْرَف» ـ ربيع الأول سال سوم.
8- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به «قَرَده» ـ جُمادَي الآخرة سال سوم.
9- سَرِيّة «مَرْثَد بن أبي مَرْثَد غَنَوي»: سَرِيّة «رجيع» ـ صفر سال چهارم[7].
10- سَرِيّة «مُنذرِبن عُمْرو»: سَرِيّة «بئرمَعونَه» ـ صفر سال چهارم[8].
11- سَرِيّة «أبوسَلَمه بن عبدالأَسَد» به سرزمين «قَطَن» ـ محرّم سال چهارم.
12- سَرِيّة «عبدالله بن أُنَيْس» جُهَني براي كشتن «سُفْيان بن خالد بن نُبَيْح هُذَلي لِحْياني» ـ محرّم سال چهارم.
13- سَرِيّة «عَمْرو بن أُميَّه ضَمْري» و «سَلَمة بن أسْلَم بن حَريش» به مكّه بر سر «أبوسُفْيان» ـ سال چهارم[9].
14- سَرِيّة «أبوعُبْيده بن جَراح» به «سِيف الْبَحْر» ـ ذي الحجّة سال پنجم[10].
15- سَرِيّة «عبدالله بن عَتيك» براي كشتن «أبورافع سَسّلام بن أبي الحُقَيْق» رَمَضان سال ششم.
16- سَرِيّة «مُحَمَّد بن مَسْلَمه» به «قُرَطاء»[11] بر سر «بَني بَكْربن كِلاب» محرّم سال ششم.
17- سَرِيّة «عًمربن خَطّاب» از غَزْوَة لِحْيان بر سر «قاره ـ ربيع الأوّل سال ششم.
18- سَرِيّة «هِلال بن حارث مُزَني» از غَزْوَة لِحْيان بر سر «بَني مالك بن فِهْر» ـ رَبيع الأوّل سال ششم.
19- سَرِيّة «بِشر بن سُوَيْد جُهني» از غَزْوَة لِحْيان بر سر «بني حارث بن كِنانه» ـ رَبيع الأوّل سال ششم.
20- سَرِيّة «سَعْد بن عُبادة جُهَني به غَميم ـ رَبيع الأوّل سال ششم.
21- سَرِيّة «عُكّاشه بن مِحْصَن أسِدي» تا «غَمْر» آبگاهي از بَني أسد ـ رَبيع الأوّل سال ششم.
22- سَرِيّة «مُحَمَّد بن مَسْلَمَه» به «ذي القَصِّه» بر سر «بَني ثَعْلَبه» و «بَني عُوال» ـ رَبيع الاخر[12] سال ششم.
23- أبوعُبَيْده بن جَرّاح» به «ذي القَصَّه» بر سر بَني ثَعْلَبَه و بَني عُوال ـ رَبيع الآخر سال ششم.
24- سَرِيّة «أبوعُبَيْده بن جَرّاح» به «ذي القَصّه» در راه عراق[13] ـ ربيع الآخر سال ششم.
25- زَيْد بن حارثه» به «جَموم»: سرزمين «بَني سُلَيْم»[14] ـ‌رَبيع الآخر سال ششم.
26- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به عِيض ـ جُمادَي الأُولَي سال ششم.
27- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به «طَرَف»[15]ـ جُمادَي الآخرة سال ششم.
28- سَرِيّة «زَيْدبن حارثه» به «حِسْمَي» بر سر جُذام ـ جُمادي الآخِرة سال ششم.
29- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به «مَدْين»[16].
30- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به «وادي القُرَي» بر سر «أُمّ قِرْفه» ـ رَجَب سال ششم.
31- سَرِيّة «عليّ بن أبي طالب» به ‏«فَدَك» بر سر «سَعْد بن بَكْر» ـ شَعْبان سال ششم.
32- سَرِيّة «عَبْدالرّحمن بن عَوْف» به «دُومة الجَنْدَل» بر سر «بَني كَلْب» ـ شَعْبان سال ششم.
33- سَرِيّة «أبوعَبَيْدة بن جَرّاح» به دو كوه «أجَأ» و «سَلْمَي»[17].
34- سَرِيّة «زَيْد بن حارثه» به «وادي القُرَي» ـ رَمَضان سال ششم.
35- سَرِيّة «عبدالله بن رَواحه» به «خَيْبَر»[18].
36- سَرِيّة «عبدالله بن رَواحه» به «خَيْبَر» بر سر «يُسَيْر بن رِزام» يهودي ـ شوّال سال ششم.
37- سَرِيّة «كُرزبن فِهْري» به «ذي الجَدْر» ـ شوّال سال ششم.
38- سَرِيّة «عُمْربن خطّاب» به «تُرَبَه» شَعْبان سال هتم.
39- سَرِيّة «أبوبَكْر» به «نَجْد» بر سر «بَني كِلاب» ـ شَعْبان سال هفتم.
40- سَرِيّة «بَشير بن سَعْد» به «فَدَك» بر سر«بَني مُرَّه» ـ شَعْبان سال هفتم.
41- سَرِيّة «زُبَيْر بن عَوّام» به «فَدَك» بر سر «بَني مُرَّه».
42- سَرِيّة «غالب بن عبدالله لَيْثي» به «مَيْفَعَه» بر سر «بَني ثَعْلَبَه» و «بَني عْوال» ـ رَمَضان سال هفتم.
43- سَرِيّة «بَشير بن سَعْد» به «يُمْن» و «جُبار» در ناحية خَيْبَر[19] ـ در شوّال سال هفتم.
44- سَرِيّة «ابن أبي العَوْجاء» بر سر« بَني سُلَيْم» ـ ذي الحجّة سال هفتم.
45- سَرِيّة «عبدالله بن أبي حَدْرَد أسْلَمي» به «غابه» ـ ذي حجّة سال هفتم.
46- سَرِيّة «مْحَيِّصَه بن مَسْعود» به ناحية فَدَك ـ ذي حجّة سال هفتم.
47- سَرِيّة «عبدالله بن أبي حَدْرَد» به «إضَم» ـ ذي حجّة سال هفتم.
48- سَرِيّة «غالب بن عبدالله لَيْثي» به «كَديد» بر سر «بَني مُلَوَّح»[20] ـ صفر سال هشتم.
49- سَرِيّة «غالب بن عبدالله لَيْثي» به «فَدَك» بر سر «بَني مُرَّه» ـ صفر سال هشتم.
50- سَرِيّة «كَعْب بن عُمَيْرغِفاري» به «ذات أطْلاح» از سرزمين شام ـ رَبيع الأوّل سال هشتم.
51- سَرِيّة «شُجاع بن وَهْب أسَدي» به «سيّ»: آبي از «ذات عِرْق» ـ رَبيع الأوّل سال هشتم.
52- سَرِيّة «عُيَيْنة بن حِصْن فَزاري» بر سر«بَني الْعَنْبَر».
53- سَرِيّة «قُطْبة بن عامر بن حَديده» به «تَباله» بر سر قبيلة «خَشْعَم» بعد از سَرِيّة «شُجا بن وَهْب».
54- سَرِيّة «مُؤته» جُمادَي الأولَي سال هشتم.
55- سَرِيّة «عَمْرو بن عاص»: سَرِيّة «ذات السَّلاسِل» آبي در آن طرف وادي القُرَي بر سر«بَلِيّ» و «قُضاعه» ـ جُمادَي الآخرة سال هشتم.
56- سَرِيّة «أبوعُبَيْدة بن جَرّاح»: سَرِيّة «خَبَط» بر سر «جُهَيْنه» ـ رَجَب سال هشتم.
57- سَرِيّة «أبوقَتاده به رِبْعي أنصاري» به «خَضِرَه» از سرزمين نَجْد، مسكِن مُحارب بر سر «غَطَفان» شَعْبان سال هشتم.
58- سَرِيّة «أبوقَتاده به «بَطْن إِضَم» رَمَضان سال هشتم[21].
59- سَرِيّة «خالد بن وَليد» براي ويران كردن بتخانة «عُزَّي»[22].
60- سَرِيّة «أبوعامر أشْعَري» به «أوْطاس» ـ بعد از حُنَيْن[23].
61- سَرِيّة «عَمْروبن عاص» به «رُهاط» براي ويران كردن بتخانة «سُواع» ـ رَمَضان سال هشتم.
62- سَرِيّة «سَعْد بن زَيْد أشْهَلي» به «مُشَلَّل» براي ويران كردن بتخانة «مَناه» ـ رَمَضان سال هشتم.
63- سَرِيّة «خالد بن سَعيد بن عاص» به «عُرَنَه» ـ رَمَضان سال هشتم.
64- سَرِيّة «هِشام بن عاص» به «يَلَمْلم» ـ رَمَضان سال هشتم.
65- سَرِيّة «طُفَيْل بن عَمْرو دَوْسي» براي خراب كردن بتخانة «ذي الْكَفَّيْن» بت «عَمْرو بن حُمَمَة دوْسي» شوال سال هشتم.
66- سَرِيّة «غالب بن عبدالله» بر سر «بَني مُدْلِج» (بعد از فَتْح مكّه).
67- سَرِيّة «عَمْرو بن أُمَيّه» بر سر «بَني الُهذَيْل»[24] ـ بعد از فَتْح مكّه.
68- سَرِيّة «عبدالله بن سُهَيْل بن عَمْرو» بر سر«بَني مَعيص» و «مُحارِب بن فِهْر» ـ بعد از فتح مكّه.
69- سَرِيّة «خالد بن وَليد» بر سر «بَني جَذيمه».
70- سَرِيّة «ضَحّاك بن سُفْيان كِلابي» بر سر «بَني كِلاب» ـ ربيع الأوّل سال نهم.
71- سَرِيّة اي كه «ثُمامه بن أُثال حَنَفيّ» را اسير كرد[25].
72- سَرِيّة «عَلْقَمَه بن مُجَزِّز مُدْلٍجي» به بندر «شُعَيْبه» ـ رَبيع الآخر سال نهم.
73- سَرِيّة «عُكّاشَة بن مِحْصَن أسَدي» به جِناب: سرزمين عُذرْه و بَلِي[26] ـ رَبيع الآخِر سال نهم.
74- سَرِيّة «عليّ بن أبي طالب» براي خراب كردن بتخانة «فِلْس» از «بَني طَيِّيء» ـ رَبيع الآخِر سال نهم.
75- سَرِيّة «خالدبن وَليد» به «دُومة الْجَنْدَل» بر سر«أُكَيْدر بن عَبْدالْمَلِك» ـ رَبيع الآ‎خِر سا ل نهم.
76- سَرِيّة «خالد بن وَليد» بر سر بَني حارث بن كَعْب ـ رَبيع الآخِر يا جُمادَي الأُولَي سال دهم.
77- سَرِيّة «أُسامة بن زَيْد» به «أُبْني» از ناحية «بَلْقاء» ـ صَفَر سال دهم.
78- سَرِيّة «خالد بن وَليد» بر سر«بَني عَبْدالمَدان» در نَجْران[27] ـ رَبيع الأوّل سال دهم.
79- علي بن أبي طالب» به يَمَن[28] ـ رَمَضان سال دهم.
80- سَرِيّة «خالد بن وَليد» به يمن[29].
81- سَرِيّة «أُسامة بن زَيْد» به سرزمين «بِلْقاء» و «أذرِعات» و «مُؤْتَة» ـ صفر سال يازدهم.
82- متفرّقه: سَرِيّة «بَني عَبْس»[30].
مسعودي مي نويسد: سرايا از سه تا پانصد نفر است كه در شب بيرون روند.
سَوارب: دسته هائي است كه روز بيرون روند.
مَناسر: بيش از پانصد نفر و كمتر از هشتصد نفر.
جَيْش: سپاهي است كه شماره اش به هشتصد نفر برسد.
خَشْخاش: بيش از هشتصد و كمتر از هزار نفر.
جَيْش ازلم: سپاهي است كه به هزار نفر برسد.
جَيْش جحفل: سپاهي است كه به چهارهزار نفر برسد.
جَيْش جَرّار: سپاهي است كه به دوازده هزار نفر برسد.
و هرگاه سَرايا و سَوارب پس از بيرون رفتن، پراكنده و دسته دسته شدند، كمتر از چهل نفر«جَرائد» و از چهل تا كمتر از سيصد «مَقانِب» و از سيصد تا كمتر از پانصد نفر «جمرات» است. و هرگاه چهل مرد را مي فرستادند، آنها را «عُصْبه» مي ناميدند.
و برخي «مِقْنَت»[31]را مثل «مِنْسَر» و هركدام را ميان سي تا چهل مرد دانسته اند.
و «كَتيبه»: سپاهي است كه فراهم گشته و پراكنده نشود و «حضيره»: از ده نفر به پائين را گويند كه به جنگ فرستاده شوند و «نفيضه»: آنان را كه سپاهي بسيار نيستند، و «أرعن»: سپاه بزرگ بي مانند را و «خميس»: سپاه عظيم را گويند.

[1] . امتاع الاسماع، ص 53.
[2] . سيره النبي، ج2، ص 223.
[3] . سيره النبي، ج4، ص 28-281. مروج الذهب،‌ج2، ص 287-288.
[4] . ابن اسحاق و مسعودي آن را در شمارة غزوه ها نياورده اند (ر.ك: سيره النبي، ج4، ص 280-281، مروج الذهب، ج2، ص288.).
[5] . در تقديم و تأخير، و مصادف بودن اين دو سَرِيّه اختلاف است: بعضي سرية «عُبَيْده» را مقدّم ، و بعضي هر دو را در يك زمان نوشته اند.
[6] . جوامع السيره عمروبن عدي (ص 21، چاپ دارالمعارف مصر)م.
[7] . امتاع الاسماع، ج 1، ص 174.
[8] . امتاع الاسماع، ج 1، ص 170.
[9] . التنبيه و الاشراف، ص 213.
[10] . التنبيه والاشراف، ص 217.
[11] . در سيرة حَلَبيه ضبط آن را به فتح قاف ذكر كرده (ج3، ص 174، چاپ بيروت) و در سيرة نَبَويّه به ضم قاف( هامش سيرة حلبيه، ص 137) و در طبقات چاپ بيروت و در جوامع السير چاپ مصر به ضم قاف و فتح راء چاپ شده است (طبقات، ج2، ص 78. چوامع، ص 18).
[12] . التنبيه والاشراف، ربيع الاول، ص 219، چاپ بيروت.
[13] . احتمالاً تكرار است.م.
[14] . سيره النبي، ج4، ص 284. ترجمة تاريخ يعقوبي، ص 433.
[15] . طرف كه آبي است در 36 ميلي مدينه در كتاب قاموس به كسر راء مانند كتف و در معجم البلدان به فتح ضبط شده است (ج4، ص 31).
[16] . سيره النبي، ج4، ص 312.
[17] . التنبيه والاشراف، ص 218.
[18] . سيره النبي، ج4، ص 292. يعقوبي، ص 438.
[19] . ر.ك: سيره النبي، ج4، ص 284. امتاع الاسماع، ص 335.
[20] . سيره النبي، ج4، ص 282. امتاع الاسماع، ص 342-343. انسان العيون، ج3، ص 213.
[21] . از 52-58: سيره النبي، ج4، ص 296. يعقوبي، ص 438.
[22] . انسان العيون، ج3، ص 221.
[23] . انسان العيون، ج3، ص 225.
[24] . در نسخة اصل بر اين گونه است ولي صحيح: بني ديل است. ر.ك: تاريخ يعقوبي، ص437. اعلام الوري ص 69-70. بحارالانوار، ج 21، ص140.م.
[25] . سيره النبي، ج4، ص 315.
[26] . طبقات، ج2، ص 164.م.
[27] . طبقات، ج2، ص 169.م.
[28] . سيره النبي، ج4، ص 319.
[29] . سيره النبي، ج4، ص 319.
[30] . طبقات ابن سعد، ج1، ص 296.
[31] . ر.ك: التنبيه والاشراف، ص 243-244.
ابراهيم آيتي- تاريخ پيامبر اسلام(با اندكي تلخيص)، ص237
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :