امروز:
چهار شنبه 29 دي 1395
بازدید :
1065
معراج پيامبر اسلام(ص)
يكى از معجزه هاى پيامبر گرامى اسلام- صلى الله عليه وآله - كه نص قرآن ـ در ابتداى سوره ى اسراء و سوره نجم ـ و احاديث فراوان و اتفاق مسلمانان بر وقوع آن دلالت مى كند، معراج آن حضرت است، و آن سير شبانه ى حضرت از مسجد الحرام به مسجد الاقصى و عروج از آن جا به آسمان ها و عوالم ديگر و بازگشت ايشان در همان شب به جايگاه نخست مى باشد.
سه نظريه عمده در باره جسمانى و يا روحانى بودن معراج وجود دارد:
1. سير و معراج، جسمانى و در حال بيدارى بوده است؛ 2. هر دو روحانى بوده است؛ 3. سير از مكه تا بيت المقدس جسمانى و عروج به آسمان ها و ملكوت روحانى بوده است[1].
اكثريت قاطع دانشمندان شيعى و سنى ديدگاه اول را پذيرفته اند. برخى نيز ديدگاه دوم و دسته اى هم نظريه سوم را بيان مى كنند. هر يك از سه گروه، دليل هايى براى اثبات گفته ى خود ارائه مى كنند كه در اين جا تنها به برخى از مشهورترين آن ها اشاره مى كنيم:
1. استدلال به آيه ى: (سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ...)؛[2] پاك و منزه است خدايى كه بنده اش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى ـ كه گرداگردش را پر بركت ساخته ايم ـ برد... .
مفسران در استدلال به اين آيه براى جسمانى بودن معراج گفته اند: اولا، خداوند در ابتداى بيان اين واقعه در كتاب مقدسش، از خود به تسبيح و تنزيه ياد مى كند: (سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ) و اين نشان دهنده ى وقوع يك امر فوق العاده مهم و بزرگ است و اگر معراج تنها روحانى و مربوط به قلب پيامبر- صلى الله عليه وآله - بود، امر مهم و بزرگى به شمار نمى آمد، آن گونه كه در بيان آن نياز به تسبيح و تقديس باشد.
ثانياً، اگر معراج حضرت روحانى بود، مى فرمود: «بروح عبده»؛ يعنى روح او را سير داد، ولى در آيه تعبير به «عبده» شده است و متبادر از لفظ «عبد»، همان شخصيت خارجى است كه از تن و روان ـ با هم ـ تركيب شده است؛ همان گونه كه در ساير موارد استعمال اين لفظ (عبد) در قرآن مجيد[3]، مراد هويت و شخصيت خارجى است.
2. خداوند متعال در سوره ى نجم درباره ى اين قضيه مى فرمايد: (ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى)؛[4] دل آنچه را كه ديده تكذيب نكرد» اگر معراج فقط روحانى بود، سخن گفتن از تكذيب دل توسط ديده بى معنا بود.
و نيز در همين سوره مى فرمايد: (ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى)؛[5] چشم (محمد در شب معراج) نلغزيد و طغيان نكرد. اين آيه نيز بيانگر آن است كه رؤيت (ديدن) در شب معراج به وسيله ى چشم عنصرى (بصر) بوده است.
اين دو آيه و همچنين آيات ديگر سوره نجم، گواه بر اين است كه معراج و سير ملكوتى حضرت با همين بدن عنصرى و در حالت بيدارى انجام گرفته است.
3. اگر معراج حضرت جسمانى نبود، دليلى براى نگرانى امّ هانى[6](همسر پيامبر) در انتشار اين خبر و تكذيب قريش و نيز سست شدن ايمان ضعيف برخى از مسلمانان وجود نداشت.
4. در كتب تاريخ و احاديث، وسيله ى به معراج رفتن حضرت نيز تعريف و توضيح داده شده است كه حضرت با بُراق (وسيله اى سريع و داراى بال[7]) اين سفر ملكوتى را انجام داده اند؛ و اگر معراج ايشان روحانى بود نيازى به چنين مركبى وجود نداشت.
ارزيابى معراج از ديدگاه علم
يكى از آرزوهاى بسيار ديرينه بشر، مسافرت به فضا و تسخير كردن كرات ديگر بوده است كه اين آرزوى ديرينه، امروزه ـ در قرن بيستم و پس از آن ـ توسط دانشمندان تحقق يافته و دانشمندان با ساختن فضاپيماها و آپولوها توانسته اند بشر را به كرات ديگر برسانند. امروزه وسايلى وجود دارد كه انسان مى تواند بر جاذبه ى زمين چيره شود و به فضا سفر كرده، كرات ديگر را تسخير كند. با توجه به اين نكته، مشكل هايى كه در سفر معراج در زمان هاى گذشته تصور مى شد؛ از قبيل نبودن وسايل نقليه سريع امروزى، نبودن هوا، بى وزنى، گرماى سوزان، اشعه هاى خطرناك، امروزه با پيشرفت هاى علمى صورت گرفته، بر طرف شده است، و بشر توانسته است با نيروى علم بر آن ها پيروز شود و افرادى به كرات ديگر سفر كرده و مدت هاى طولانى در آن جا بمانند.
البته بايد توجه داشت كه تحقق معراج با ويژگى هايى كه دارد، حتى با علوم پيشرفته امروزى نيز قابل دستيابى نيست و اساساً معجزه هاى پيامبران اين گونه است؛ اما آنچه كه گفته شد، مى تواند استبعاد علمى اين واقعيت را برطرف سازد. آنچه لازم است، محال نبودن معجزه از نظر عقلى است؛ همين اندازه كه از نظر عقل امكان پذير باشد، بقيه ى مسائل با استمداد از قدرت خداوند حل شدنى است. وقتى انسان بتواند با نيروى محدودش بر مشكلات ياد شده، پيروز شود، آيا با نيروى نامحدود الهى نمى تواند بر آن مشكلات و حتى بالاتر از آن ها پيروز گردد؟!
بر همين اساس، برخى از دانشمندان نوشته اند كه مسأله ى معراج پس از پذيرفتن نبوت و رسالت حضرت، مطرح مى شود؛ يعنى زمانى كه ما رسالت او را پذيرفتيم و باور كرديم كه جبرئيل (امين وحى) در لحظه ى كوتاهى فاصله آسمان ها تا زمين را مى پيمايد و پيام وحى را به حضرت مى رساند؛ بنابراين، پيمودن اين فاصله امرى ممكن خواهد شد و براى حضرت نيز امر ممكن تحقق پيدا كرده است[8].
و نيز داستان آصف بن برخيا كه مقدارى از علم كتاب را دارا بود و توانست با يك چشم برهم زدن، تخت بلقيس را از يمن به شام ببرد.
اين نمونه ها، شهادت مى دهد كه براى پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله - امرى ممكن تحقق يافته است، و خلاصه اين كه معراج جسمانى، نه از نظر عقل غير ممكن است و نه با علوم روز منافات دارد و اگر با دليل هاى خاص خود، از آيات و روايات ثابت شود، جايى براى انكار آن از نظر علمى باقى نمى ماند.

[1]. توصيه ها پرسش ها و پاسخ ها، جوادى آملى، ص74ـ75.
[2]. اسراء، 1.
[3]. مانند آيه 9 ـ 10 سوره علق و آيه 19 سوره جن.
[4]. نجم، 16.
[5]. نجم، 17.
[6]. برخى نوشته اند كه معراج پيامبر- صلى الله عليه وآله (- از خانه ام هانى ـ خواهر على- عليه السلام ـ) آغاز شده است و از امّ هانى در اين باره نقل مى كنند: «پيامبر آن شب در خانه من بود، پس از نماز عشا خوابيد و ما هم خوابيديم؛ پس از سپيده دم او ما را بيدار كرد، وقتى نماز صبح را با او گزارديم ماجراى معراج را برايمان تعريف كرد، من به او گفتم: اين سخن را با مردم مگو كه تو را به دروغ نسبت و آزارت مى دهند، فرمود: «به خدا خواهم گفت» ر. ك: زندگانى محمد (ص)، ص265.
[7]. بحار الانوار، ج18، ص381.
[8]. تفسير كبير، ج20، ص148ـ147.
فاضل عرفان- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :