امروز:
دوشنبه 4 بهمن 1395
بازدید :
1000
ازدواج با دختر پيامبر(ص)
حضرت علي - عليه السلام - بنابر امر الهي و سنت حسنه اسلامي، بر آن مي شود كه در بحران جواني به كشتي زندگاني خود سكونت و آرامش بخشد. اما شخصيتي چون حضرت علي - عليه السلام - هرگز در همسر گزيني به يك آرامش نسبي و موقت اكتفا نمي كند و آفاق ديگر زندگاني را از نظر دور نمي دارد. از اين رو خواستار همسري مي شود كه از نظر ايمان و تقوي ودانش و بينش و نجابت و اصالت، «كفو» و همشأن او باشد. چنين همسري جز دختر رسول خد حضرت فاطمه، زهرا - سلام الله عليها - كه به همه خصوصيات او از هنگام تولد تا آن زمان كاملاً آشنايي داشت، كسي ديگر نبود.
خواستگاران حضرت زهرا - عليه السلام -
پيش از حضرت علي - عليه السلام - افرادي مانند ابوبكر و عمر آمادگي خود را براي ازدواج با دختر پيامبر - صلي الله عليه و آله - اعلام كرده بودند و هر دو از پيامبر يك پاسخ شنيده بودند و آن اينكه درباره ازدواج زهرا منتظر وحي الهي است .
آن دو كه از ازدواج با حضرت زهرا نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند كه جز حضرت علي - عليه السلام - كسي شايستگي ازدواج با حضرت زهرا - سلام الله عليها - را ندارد و نظر پيامبر - صلي الله عليه و آله - نيز به غير او نيست . از اين رو دسته جمعي در پي حضرت علي - عليه السلام - رفتند و سرانجام او را در باغ يكي از انصار يافتند كه با شتر خودمشغول آبياري نخلها بود. آنان روي به علي كردند و گفتند: اشراف قريش از دختر پيامبر - صلي الله عليه و آله - خواستگاري كرده اند وپيامبر در پاسخ آنان گفته است كه كار زهرا منوط به اذن خداست و ما اميدواريم كه اگر تو (با سوابق درخشان و فضايلي كه داري) از فاطمه خواستگاري كني پاسخ موافق بشنوي و اگر دارايي تو اندك باشد ما حاضريم تو را ياري كنيم .
با شنيدن اين سخنان ديدگان حضرت علي - عليه السلام - را اشك شوق فرا گرفت و گفت : دختر پيامبر - صلي الله عليه و آله - مورد ميل وعلاقه من است .اين را گفت و دست از كار كشيد و راه خانه پيامبر را، كه در آن وقت نزد ام سلمه بسر مي برد، در پيش گرفت . هنگامي كه در خانه رسول اكرم را كوبيد پيامبر فوراً به ام سلمه فرمود: برخيز و در را باز كن كه اين كسي است كه خدا و رسولش او را دوست مي دارند.
ّّام سلمه مي گويد: شوق شناسايي اين شخص كه پيامبر او را ستود آنچنان بر من مستولي شد كه وقتي برخاستم دررا باز كنم نزديك بود پايم بلغزد. من در را باز كردم و حضرت علي - عليه السلام - وارد شد و در محضر پيامبر - صلي الله عليه و آله - نشست، اماحيا و عظمت محضر پيامبر مانع آن بود كه سخن بگويد، لذا سر به زير افكنده بود و سكوت بر مجلس حكومت مي كرد. تا اينكه پيامبر - صلي الله عليه و آله - سكوت مجلس را شكست و گفت : گويا براي كاري آمده اي ؟ حضرت علي - عليه السلام - در پاسخ گفت : پيوند خويشاوندي من با خاندان رسالت و ثبات و پايداريم در راه دين و جهاد و كوششم در پيشبرد اسلام بر شماروشن است . پيامبر - صلي الله عليه و آله - فرمود: تو از آنچه كه مي گويي بالاتر هستي . حضرت علي - عليه السلام - گفت : آيا صلاح مي دانيد كه فاطمه را در عقد من درآوريد؟[1]
1 حضرت علي - عليه السلام - در طرح پيشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تكيه مي كند و از اين طريق به همگان تعليم مي دهد كه ملاك برتري اين است نه زيبايي و ثروت و منصب .
پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - از اصل آزادي زن در انتخاب همسر استفاده كرد و در پاسخ حضرت علي - عليه السلام - فرمود: پيش از شماافراد ديگري از دخترم خواستگاري كرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در ميان نهاده ام ولي در چهره او نسبت به آن افراد بي ميلي شديدي احساس كرده ام . اكنون درخواست شما را با او در ميان مي گذارم، سپس نتيجه را به شما اطلاع مي دهم .
پيامبر - صلي الله عليه و آله - وارد خانه زهرا - سلام الله عليها - شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و كفشهايش را از پايش درآورد و پاهاي مباركش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست . پيامبر سخن خود را با دختر گراميش چنين آغاز كرد:
علي فرزند ابوطالب از كساني است كه فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم كه تورا به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اكنون او به خواستگاري تو آمده است؛ در اين باره چه مي گويي ؟ در اين هنگام زهرا - سلام الله عليها - در سكوت عميقي فرو رفت ولي چهره خود را از پيامبر - صلي الله عليه و آله - برنگرداند و كوچكترين ناراحتي در سيماي اوظاهر نشد. رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - از جاي برخاست و فرمود: «الله اكبر سكوتها اقرارها» يعني : خدا بزرگ است؛ سكوت دخترم نشانه رضاي اوست .[2]
همشأني روحي و فكري و اخلاقي
درست است كه در آيين اسلام هر مرد مسلمان كفو و همشأن مسلمان ديگري است و هر زن مسلمان كه در عقد مردمسلماني درآيد با همشأن خود پيمان زناشويي بسته است، ولي اگر جنبه هاي روحي و فكري را در نظر بگيريم بسياري از زنان همشأن برخي مردان نيستند و بالعكس . مردان مسلمان شريف و اصيل كه از ملكات عالي انساني و سجاياي اخلاقي و دانش و بينش وسيع برخوردار بايد با زناني پيمان زناشويي ببندند كه از نظر روحيات و سجاياي اخلاقي همشأن و مشابه آنان باشند. اين امر درباره زنان پاكدامن و پرهيزگار كه از فضايل اخلاقي و انديشه و بينش بلندبرخوردارند نيز حكمفرماست . هدف عمده ازدواج، كه برقراري سكونت و آرامش خاطر در طول زندگي است، جز بارعايت اين نكته تأمين نمي شود و تا يك نوع مشابهت اخلاقي و محاكات روحي و جذبه رواني بر محيط زندگي سايه نگستراند پيوند زناشويي فاقد استواري لازم خواهد بود.
با توجه به اين بيان، حقيقت خطاب الهي به پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - روشن مي شود كه فرمود:
«لو لم اخلق عليا لما كان الفاطمة ابنتك كفو علي وجه الارض»[3]
اگر علي را نمي آفريدم، براي دختر تو فاطمه هرگز در روي زمين همشأني نبود.
به طور مسلم مقصود از اين كفويت همشأني مقامي و روحي است .
هزينه عقد و عروسي
تمام دارايي حضرت علي - عليه السلام - در آن زمان منحصر به شمشير و زرهي بود كه مي توانست به وسيله آنها در راه خداجهاد كند و شتري نيز داشت كه با آن در باغستانهاي مدينه كار مي كرد و خود را از ميهماني انصار بي نياز مي ساخت .
پس از انجام خواستگاري و مراسم عقد وقت آن رسيد كه حضرت علي - عليه السلام - براي همسر گرامي خود اثاثي تهيه كندو زندگي مشترك خود را با دختر پيامبر آغاز كند. پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - پذيرفت كه حضرت علي - عليه السلام - زره خود را بفروشد وض به عنوان جزئي از مهريه فاطمه - سلام الله عليها - در اختيار پيامبر بگذارد. زره به چهار صد درهم به فروش رفت . پيامبر قدري از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براي زهرا عطر بخرد و باقيمانده را به عمار ياسر و گروهي از ياران خود داد تا براي فاطمه وعلي لوازم منزل تهيه كنند. از صورت جهيزيه حضرت زهرا - سلام الله عليها - مي توان به وضع زندگي بانوي بزرگوار اسلام به خوبي پي برد. فرستادگان پيامبر - صلي الله عليه و آله - از بازار بازگشت و آنچه باري حضرت زهرا - صلي الله عليه و آله - تهيه كرده بودند به قرار زير بود:
1 پيراهني به بهاي هفت درهم؛
2 يك روسري به بهاي يك درهم؛
3 قطيفه مشكي كه تمام بدن را نمي پوشانيد؛
4 يك تخت عربي از چوب و ليف خرما؛
5 دو تشك از كتان مصري كه يكي پشمي و ديگري از ليف خرما بود؛
6 چهار بالش، دو تا از پشم و دو تاي ديگر از ليف خرما؛
7 پرده؛
8 حصير هجري؛
9 دست آس؛
10 طشت بزرگ؛
11 مشكي از پوست؛
12 كاسه چوب براي شير؛
13 ظرفي از پوست براي آب؛
14 آفتابه؛
15 ظرف بزرگ مسي؛
16 چند كوزه؛
17 بازوبندي از نقره؛
ياران پيامبر وسايل خريداري شده را بر آن حضرت عرضه كردند و پيامبر، در حالي كه اثاث خانه دختر خود را زير و رو مي كرد، فرمود «اللهم بارك لقوم جل انيتهم الخزف» يعني : خداوندا، زندگي را بر گروهي كه بيشتر ظروف آنها راسفال تشكيل مي دهد مبارك گردان .[4]
مهريه حضرت زهرا - سلام الله عليها -
مهريه دختر پيامبر - صلي الله عليه و آله - پانصد درم بود كه هر درم معادل يك مثقال نقره بود (هر مثقال 18نخود است).
مراسم عروسي دختر گرانمايه پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - در كمال سادگي و بي آلايش برگزار شد. يك ماه از عقد پيمان زنانشويي مي گذشت كه زنان رسول خدا به حضرت علي گفتند: چرا همسرت را به خانه خويش نمي برد؟ حضرت علي - عليه السلام - در پاسخ آنان آمادگي خود را اعلام كرد. ام ايمن شرفياب محضر رسول خدا - صلي الله عليه و آله - شد و گفت : اگر خديجه زنده بود ديدگان او از مراسم عروسي دخترش فاطمه روشن مي شد.
پيامبر - صلي الله عليه و آله - وقتي نام خديجه را شنيد چشمان مباركش از اشك پر شد و گفت : او مرا هنگامي كه مه تكذيبم كردند تصديق كرد و در پيشبرد دين خدا ياريم داد و يا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساندن.[5]
ام ايمن افزود: ديدگان همه را به اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن كنيد.
رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - دستور داد كه يكي از حجره ها را براي زفاف زهرا آماده سازند و او را براي اين شب آرايش كنند.[6]
زمان اعزام عروس به خانه داماد كه فرا رسيد، پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - حضرت زهرا - سلام الله عليها - را به حضرت طلبيد. زهرا - عليه السلام - درحالي كه عرق شرم از چهره اش مي ريخت، به حضرت پيامبر رسيد و از كثرت شرم پاي او لغزيد و نزديك بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر - صلي الله عليه و آله - در حق او دعا كرد و فرمود:
«اقالك الله العثرة في الدنيا و الاخره»
خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ كند.
سپس چهره زهرا را باز كرد و دست او را در دست علي نهاد و به او تبريك گفت و فرمود:
«بارك لك في ابنة رسول الله يا علي نعمت الزوجة فاطمة»
سپس رو كرد به فاطمه و گفت :
«نعم البعل علي»
آنگاه به هر دو دستور داد كه راه خانه خود را در پيش گيرند و به شخصيت برجسته اي مانند سلمان دستور داد كه مهار شتر زهرا - سلام الله عليها - را بگيرد و از اين طريق جلالت مقام دختر گراميش را اعلام داشت .
هنگامي كه داماد و عروس به حجله رفتند، هر دو از كثرت شرم به زمين مي نگريستند. پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - وارد اطاق شد و ظرف آبي به دست گرفت و به عنوان تبرك بر سر و بر اطراف بدن دخترش پاشيد و سپس در حق هر دو چنين دعا فرمود:
«اللهم هذه بنتي و احب الخلق اليّ اللهم و هذا اخي و احب الخلق اليّ اللهم اجعله وليا و...».[7]
پروردگارا، اين دختر من و محبوبترين مردم نزد من است . پرودگارا، علي نيز گرامي ترين مردم نزد من است .خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما و...

[1] . حضرت علي - عليه السلام - در امر خواستگاري از يك سنت اصيل پيروي مي كند. در حالي كه هاله اي از حيا او را فرا گرفته است .شخصاً و بي هيچ واسطه اي اقدام به خواستگاري مي كند؛ و اين نوع شجاعت روحي توأم با عفاف، شايان تقدير است .
[2] . كشف الغمة، ج 1 ص 50
[3] . بحار الانوار، ج 43 ص 9
[4] . بحار الانوار، ج 43 ص 94 كشف الغمة، ج 1 ص 359 نبا به نوشته كتاب اخير، همه اثاث منزل حضرت زهرا - سلام الله عليها - به 63درهم خريداري شد 4
[5] . بحار، ج 43 ص 130
[6] . همان، ص 59
[7] . بحار، ج 43 ص 96
آيت الله جعفر سبحاني - فروغ ولايت، ص 85 - 79
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :