امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1440
خانه داري و تربيت فاطمه(س)
مقدمه
مكتب حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مكتبي اعجازآميز است. از آن آثار درخشاني پديد آمدند كه مطالعه هر كدام از آنها حيرت آدمي را بر مي انگيزاند. از جنبه هاي اعجازآميز زندگي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - ازدواج اوست كه مصداق آيه مرج البحرين يلتقيان[1] است. و از آن مهمتر از مصداق آيه يخرج منها اللؤلؤ و المرجان است.[2] ابن عباس در تفسير اين آيه گويد:
- مقصود از «مرج البحرين يلتقيان» علي و فاطمه اند.
- و مقصود از «يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان« حسن و حسين اند.[3]
- آري، حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مادر است، مادري كه رهبران آينده اسلام را مي پروراند و تحولات جهان تشيع و حتي در جامعه اسلامي از او منشأ مي گيرد و بسياري از وقايع اسلامي از آنجا آغاز مي شوند. تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - درباره فرزندان نمايانگر روح با عظمت اين بانوي بزرگ است.
فاطمه شناسي
كار فاطمه شناسي اگر ممكن باشد يكي از راههاي مهم آن مطالعه در آثار تربيتي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - بويژه تربيت نسل است حضرت فاطمه - سلام الله عليها - را مي توان از طريق فرزنداني كه او تربيت كرده شناخت، مخصوصاً در تربيت حسنين، زيرا فرزند آئينه تمام نماي والدين است بويژه مادر.
او در عين داشتن وظايف گوناگون فردي و اجتماعي به ايفاي نقش مادري پرادخت و مادري شهيد پرور بود فرزنداني تربيت كرد كه همه رهبر، تاريخ ساز، رزمنده، روشنگر،افشاگر، او زني است بظاهر چون زنان ديگر جامعه، ولي به تربيت نسلي پرداخت كه براي بشريت آبرو آفريدند.
فرزنداني كه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - تربيت كرد كساني بودند كه امر رهبري جامعه فرداي او را بر عهده گرفتند، آنچه را كه فاطمه - سلام الله عليها - خود داشت و آنچه را كه از انبياء گذشته از كانال پدر به ميراث برده بود، و آنچه كه از قرآن بر پدرش و در خانه او نازل شده بود همه را به فرزندان خود به ميراث داد و همه تعاليم را درباره شان عمل كرد و اين مسأله اي است كه در تاريخ بشر همانند ندارد. و اينك كه قرنها از تاريخ فرزندداري حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مي گذرد، به زحمت قابل بررسي است كه او چگونه از عهده اين وظيفه هاي سنگين، آن هم در آن شرايط بر آمد.
در مسير مادري
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - دختر بزرگ ترين رجال مذهبي و سياسي زمان بود، براي او حضورها و موضعگيري هائي در رابطه با حيات خانوادگي ممكن و ميسر بود و مي توانست چون ديگر زنان نامدار از خانواده اشراف و سلاطين راهي توأم با ناز و تنعم را در پيش گيرد ولي او اين چنين نكرد.
اوخود را در نظام تكويني حيات قرار داد كه خداوند او را موجودي با احساس لطيف و با عاطفه و شور آفريده بود و متحمل و او اين سرمايه را در راه ساختن، بعمل آوردن ورشد دادن فرزندان بكار برد. و سند ادعاي من در اين راه حسن و حسين و زينب و كلثوم اند، با آن برنامه درخشان شان.
او مادري موفق بود زيرا كه توانسته است به تربيت فرزنداني بپردازد كه همه رزمنده، دلير و مجاهد في سبيل الله باشند. كدام مادر است كه در طول حيات خود توانسته است فرزنداني چون حسن و حسين بپروراند؟ و كدام زن شجاعي را سراغ داريم كه دختر شجاع و قهرماني چون زينب بپروراند؟
فرزندانش هر كدام الگوي كامل مادر و پدر در همه صفات اخلاقي و انساني و هر كدام مجسمه فضيلت و پاكي و تقوا بودند و اگر از ما نمونه هاي مكتب معجزه آساي اسلام را بخواهند ناگزير بايد فرزندان حضرت فاطمه - سلام الله عليها - را معرفي كنيم و اين ادعائي است كه در آن گزافه و انحرافي نيست، دوست و دشمن بدان اعتراف دارند - و مادري چون حضرت فاطمه - سلام الله عليها - موجد اين اسوه هاست.
ديدگاههاي حضرت فاطمه - سلام الله عليها -
موفقيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - را در مسير مادي كه بايد سرمشقي براي زنان جهان باشد مرهون ديدگاهي است كه اين بانوي بزرگ اسلامي با استفاده از انديشه اسلامي براي خود پديدآورده و اتخاذ كرده است و ما را توان بررسي همه جانبه اين ديدگاه نيست فقط با رعايت اختصار به چند نمونه آن اشاره مي كنيم:
1 - در مورد خانواده:
خانواده از ديدگاه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - كانوني مقدس است و ميزان قداست آن بحدي است كه او دوست دارد تمام مدت عمر و اوقات خود رادر آن بگذارند و آن را سنگري محكم در جبهه كارزار جهاني بسازد.
همه چيز از خانواده آغاز مي گردد، حتي سعادت يا بدبختي يك ملت در خانواده رقم مي خورد و عزت و سعادت جامعه از آنجا منشأ مي گيرد. هم چنين اگر با ديدي وسيع تر نگريسته شود جنگها و صلحها در محيط و جو خانواده تكون مي يابد. و در آنجاست كه كودكان، يعني پدران فرداي بشر درس ها مي آموزند بدين سان اگر بناي رشدي در جامعه اي است آغاز آن بايد از خانواده باشد.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - به كانون خانوادگي دل بسته است، آنچنان كه وقتي مسأله تقسيم كار را پدرش با او مطرح مي كند و معلوم مي شود كه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - بايد در كانون خانواده به امور داخلي آن بپردازد، خداي را سپاس مي گذارد. و به گرمي و سر و سامان دادن خانواده مي پردازد و آن را چون كارگاهي براي تربيت رهبري قرار مي دهد.
2 - در مورد فرزند:
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - درباره فرزند اين تصور و انديشه را دارد كه امانتهاي خداوند در دست پدر و مادرند و والدين در برابر حفظ و رشد اين امانت مسؤولند. او فرزند را بعنوان كالائي بي ارزش نمي شناسد كه او را به دست لله ها و دايه ها بسپارد بلكه آنها را وجودهائي ارزنده و در خور احترام و كرامت ذاتي مي شناسد كه بايد شخص مادر امر رسيدگي آنها را بعهده گيرد.
او فرزند داري را شأن كوچكي نمي دانست كه امر اداره آن ها را به ديگران واگذارد. و يا با احساس حقارت از بچه داري بدنبال مشاغل پر سر و صداي بيرون رود. او خانه را مركز انسان سازي مي شناسد و فرزندان را ثمره باغ وجود كه در خور هرگونه اعتنا هستند.
او اين احساس را درباره فرزندان خود بيشتر دارد از آن بابت كه از زبان پيامبر شنيده است خداوند ذريه پيامبران را در صلب من پيامبر قرار داده ولي نسل مرا در صلب علي - عليه السلام - پس من پدر اولاد فاطمه ام[4]، پس فاطمه - سلام الله عليها - طبعاً سرمايه گذاري را درباره اينان لازم تر مي شناسد.
3 - در مورد تربيت:
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - امر تربيت را امري تحول انگيز، سازنده، نجات ده بشر از خطرات و عوارض مي شناسد. او مي داند كه رمز پيشرفت و انحطاط فرد و جامعه در سايه تربيت قابل خلاصه شدن است. جامعه اي پيشرفته است كه تربيت آن پيشرفته باشد و قومي منحط بحساب مي آيند كه تربيت آنها منحط باشد هم او معتقد است كه اين مادران اند كه زمينه را براي بهشتي شدن فرزندان فراهم مي سازند (الجنة تحت اقدام الامهات[5] و طبعاً رمز جهنمي شدن، انحراف و انحطاط فرد و جامعه هم در سايه تربيت و مخصوصاً تربيت مادران است اين حقيقتي است كه ما پايه هاي رشد و انحراف را در سايه تربيت هاي صواب و يا انحراف آميز بدانيم و تاريخ نمونه هاي مستندي را از آن به ما عرضه داشته است.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اين ديدگاه را درباره تربيت دارد كه غفلت از آن موجب صدمه اي عظيم براي فرد و جامعه است و صدماتي غير قابل جبران را در پي دارد. بويژه در دوران خردسالي كه كودك همانند شاخه تري قابل انعطاف است بدين نظر او خود را وقف زندگي فرزندان و سازندگي و تربيت آنها مي كند. هم چنين او سخن پدر را بياد دارد كه فرموده بود. فرزندان خود را بزرگ بشماريد و آنها را نيكو تربيت كنيد (اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم)[6] و مي داند نوع ادب و تربيت آنها مسؤوليت آور است. ادبوا اولادكم فانكم مسؤولون[7].
در طريق تربيت
اما در طريق تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - توجه به شرايط و عوامل، اصول و ضوابطي دارد كه بعنوان نفوذها نقش اساسي را ايفا مي كنند و ما در اين زمينه هم بعنوان عوامل درس آموز نكاتي را ذكر مي كنيم.
1 - محيط و شرايط:
از عوامل مهم تربيت محيط و شرايطي است كه بعنوان عامل مهم در سر راه رشد است. نقش محيط در تربيت به ميزاني است كه بسياري از صاحبنظران آن را مهمترين عامل از بين همه عوامل تربيت مي دانند محيط رنگ ده شخصيت و سازنده خلق و خوي آدمي است و اثر آن را تا بدان حد مهم دانسته اند كه گفته اند انسان است و محيط او. دامنه محيط وسيع و شامل محيط خانه كه مهم است، محيط دامن مادر و پدر كه از آن مهمتر است، محيط اجتماعي، شرايط و جو بيرون و... و زني است كه محيط خانه را مدرسه مي سازد و در آن برنامه هاي تربيت اسلامي را پياده مي كند در كلاس خانه اش موضوع تربيت فرزندانند و و هدف او انسان پروري و شهيد پروري، برنامه اش قرآن است و سنت، معلمانش رسول الله است و امام علي - عليه السلام - و فاطمه - سلام الله عليها - ، شيوه آن مهر و محبت است و ارج گذاري به وجود فرزندان.
آري خانه فاطمه - سلام الله عليها - كلاس عالي تربيت است، كلاسي است پر از شور و اخلاص جو آن سراسر ايمان، پايه هاي آن، حركت، فضيلت، مقصد آن شهامت آفريني، تحت نظارت و رهبري مستقيم پيامبر - صلي الله عليه و آله - و دامن عفيف و پر عزت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - طريقه آن و آموزش هاي صحيح، و تلاش در آن براي انتقال ميراث پيامبران، و طبيعي است كه در آن افرادي پديد آيند مهذب، بي آلايش و معصوم، وارثان آدم تا خاتم، ثارالله، متعهد و مسؤول، انسان دوست و متعهد، و در راه خدا و در كار جلب رضاي خدا.
2 - اصول و ضوابط:
در اين كلاس و مدرسه اصول و ضوابطي حاكمند كه همه آنها از جانب خدايند و پيامبر - صلي الله عليه و آله - صادق و مصدق آن ها را ذكر كرده و حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و امام علي - عليه السلام - دو شاگرد مهم و دور كن اين امت آن ها را مورد عنايت و استفاده قرار داده و به مرحله اجرا و عمل مي گذارند.
تربيت براساس اصل توحيد است و ضابطه ايمان و باوري راستين، اصل جرأت دهي و با شهامت سازي در اين خانه حاكم است، اصل اخلاق و انضباط، اصل تقوا و پاكدامني، اصل غلبه حق بر هواي نفس، ترجيح همسايه بر خانه، ترجيح معني بر ماده...
خانه او خانه زهد است بگونه اي كه دنيا آنها را نفريبد و مالك وجودشان نگردد، بلكه خود مالك دنيا باشند، زرق و برق هاي ظاهري در آن ارزش نداشته باشد. آنچه مهم است و مي ارزد، رضاي خداوند است و همه افرادي كه در اين خانه اند بر اين اساس و در مسير اين هدف زندگي مي كنند.
هم چنين در اين خانه اصل هماهنگي بين زن و شوهر در تربيت فرزندان وجود دارد، اصل اعتدال در امور، اصل سلطه ايمان، اصل غلبه اخلاق انساني بر خواسته هاي حيواني حكومت مي كند و مباني اسلام راستين مورد توجه است و سعي در اعمال اراده خداوندي و همساني مشيت خود با مشيت خداوند.
3 - شيوه هاي و روش:
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - يك مادر است و مادري از سوئي مركب از دو عنصر است عنصر نوازش، و عنصر مهرباني و حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اين هر دو را به حد كمال واجد است و اين خود زمينه را براي تربيت خوب فرزندان فراهم مي سازد. روح مادرانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و عطوفت و غم خوارانه او خود سبب پيروي فرزندان است و حضرت فاطمه - سلام الله عليها - از اين بابت مصداق اين سخن پيامبر است كه:
- خير نسائكم الطفهن بازواجهن و ارحمهن باولادهن[8] - بهترين زنان شما كساني هستند كه به همسرشان لطيف تر و مهربانتر و به فزرندان خود رحيم تر باشند. يا مصداق حديث ديگر كه بهترين زنان شما كساني هستند كه زاينده و زايا، سرپرست و والي، شيرده به فرزندان، دلسوز به آنان، و علاقمند به همسر خود باشند:
خير نسائكم حاملات، والدات، مرضعات، رحمات باولادهن، مايلات الي ازواجهن[9] حضرت فاطمه - سلام الله عليها - با فرزندان خود همدم و هم انس است. كارهاي شان را زير نظر دارد و در موارد لازم به آنان تذكر مي دهد و يا در مورد كارشان داوري مي كند. حسنين - عليه السلام - خط مي نويسند نزد مادر مي آورند كه بگويد خط كدامشان بهتر است. مادر براي اينكه دلها را نشكند آنها را بنزد پيامبر مي فرستد و رسول خدا مجدداً آنها را نزد حضرت فاطمه - سلام الله عليها - بر مي گرداند. حضرت فاطمه - سلام الله عليها - رشته گردن بند را به زمين مي ريزيد كه هر كدام بيشتر جمع كردند خط او بهتر است.[10]
تربيت در عين كار
اين همه كوشش دقت گذاري حضرت فاطمه - سلام الله عليها - درباره فرزندان بخاطر آن نبود كه او را فراغي و آسايشي فوق العاده بود. او اين خدمات را در كنار ديگر مشاغل شخصي و اجتماعي، آنهم در آن برهه از زمان انجام داد. داشتن تصويري از وضع حيات در آن روزگار، مخصوصاً در دوراني كه فقر و ناداري هم حكومت كند خود عظمت كار او را بيشتر نشان مي دهد.
او زني است جوان، مادر چند كودك خردسال، در خانه اي زندگي مي كند كه محقر است، آب را از بيرون بايد به خانه بياورد و از مسافتي نسبتاً دور، گندم يا جو را بايد شخصاً با دستاس آرد كند، خود بايد آنرا خمير كند، و نان بپزد، خود بايد لباس خود و فرزندان را بشويد، با هيزم آتش درست كند، و با دهان در آن بدمد تا آتش شعله ور گردد، خود خانه را جارو كند، شمشير خونين امام علي - عليه السلام - را بشويد، محيط را براي آرامش امام علي - عليه السلام - ساكت سازد. به زنان مدينه درس و مسأله ديني بياموزد، گاهي هم به زخم بندي مجروحان جنگي بپردازد، كارهاي دستي چون پشم ريسي را انجام دهد تا كمكي براي زندگي مشترك باشد، به حق طلبي برود، به مبارزه بپردازد و...
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - نشان داد كه انجام وظايف مادري با آن امور متناقض نيست، در عين كثرت مشغله مي توان فرزنداني شايسته تربيت كرد و بگفته دكتر بنت الشاطي ء مي توان چون چشمه اي شد كه از سينه كوهي بجوشد و با خود هزاران گوي و گوهر زرين و سيمين بيرون بريزد، پذيرش خدمات خانوادگي مانع از خدمات اجتماعي و سياسي نيست و بالعكس.
حاصل تربيت
حاصل تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در محيط خانه، فرزندان است صاحب فضيلت هاي بسيار و متعدد و در محيط بيرون،زناني است عفيفه و كم نظير كه هر كدام چراغ و مشعل هدايتي براي ديگر زنان در دنياي اسلام بودند. اما در آنچه كه به فرزندان مربوط مي شود اصل تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - را لااقل از سه ديد بررسي مي كنيم.
1 - در جنبه شخصيت:
او فرزنداني تربيت كرد كه هر كدام از آنها در جنبه شخصيتي انسانهائي آزاد، مستقل، با روحيه، و داراي سلوك و رفتاري هستند كه توجه به هر كدام از آنها آدمي رابه ياد آيه آيه هاي قرآن مي اندازد. به دست نوراني حضرت فاطمه - سلام الله عليها - شير مردان و شير زنان شجاع، با عرضه و قهرمان پديد آمدند، كه داراي عزت نفس، اعتماد بنفس و به دور از فرومايگي و تن دادن به ذلت ها بودند.
فرزندان حضرت فاطمه - سلام الله عليها - همگي شجاع، با اراده، از نظر روحي قوي، فدائي اسلام و قرآن بودند. اين درك و اراده را داشتند كه در مواقع حساس به ياري انسانهاي مظلوم و اسلام مظلومتر بشتابند. كساني بودند كه آخرين قطره خون را دادند ولي در برابر ناحقي و ستم سرفرود نياوردند.
2 - در جنبه حركت آفريني:
حاصل تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - پرورش نسلي بود حركت آفرين و زندگي ساز، نسلي كه هر كدام مشعل هدايتند وچراغ فرا راه حيات همه انسانها و سياستمداران راستين هستند. فرزندان حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در تاريخ حيات اسلامي مردم موجها آفريدند و كشتي اسلام را كه گاهي شديداً، در تلاطم و در حال غرق شدن بود از خطر نجات دادند.
- حسن بن علي - عليه السلام - را ببينيد كه در چه شرايطي و چگونه با نرمش قهرمانانه و تاريخي خود زحمت صلح را بخود خريد ولي نابودي اسلام و فناي توان مسلمين را پذيرا نشد. صلحي تاريخي كرد كه زمينه ساز قيامهاي بعدي بود و خود شهيد صلح به نفع اسلام شد.
- حسين بن علي - عليه السلام - را بنگريد كه قيام جانانه خويش از خون دل خود گذشت تا در رگهاي مسلمانان خمود و جامد خوني جديد وارد سازد و آنها عليه ستمگران و عياشان به مبارزه وادارد و خانه ستم را ويران كند والحق كه با اين قيام چه نصيبي وافر براي اسلام فراهم آورد.
- زينب - سلام الله عليها - را ببينيد كه زبانش چون جلادي براي ابن زياد و يزيد بود و هم چون شمشير امام علي - عليه السلام - برّائي داشت - با سخنان خود در كوفه و شام زلزله در اركان خصم انداخت و دنياي دشمن را بحركت و عصيان عليه نظام خودشان وا داشت. و به همين گونه بود كلثوم و در كل حاصل تربيت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - .
3 - درخدمت به اسلام :
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - خادماني ارزنده و راستين براي اسلام تربيت كرد. كه بقاي اسلام را تضمين كردند و جمله معروف الاسلام نبوي الحدوث و حسيني البقاء خود نمونه اي از آن است. اينان به گونه اي پرورش يافته بودند كه دشمني اسلام را نمي پذيرفتند و اعمال خلاف اسلام را طرد و نهي مي كردند از سر و جان مايه مي گذارند تا اسلام زنده بماند.
در تاريخ اسلام ديديد كه چگونه با معاويه ستيز مي كرد، آن ديگري با پسرش يزيد، آن سومي حامل پيام شهادت شد، آن چهارمي افشاگر مفاسد بني اميه و همه آنها پشتوانه انقلاب اسلامي پيامبر - صلي الله عليه و آله - كه كوشيدند اركان فسادو آلودگي را متزلزل سازند و مردم را به حقايق پشت پرده حكومت آشنا نمايند و نشان دهند آنچه خلفا عرضه مي دارند اسلام نيست.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - بانوي بزرگي بود كه توانست نسل امام تربيت كند و فرزنداني شهادت طلب و فدائي اين كه در مواقع حساس و لازم از جان خود براي اسلام مايه بگذارند و جلو مقاصد شوم خصم را بگيرند. نسل حضرت فاطمه - سلام الله عليها - نسل شهيد است. زيرا همه آنان درراه اسلام خود را فدا كردند وفراموش نكنيم حضرت فاطمه - سلام الله عليها - خود شهيده اسلام است و شوهرش نيز شهيد مسجد و محراب.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و كانون خانه
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - دختر پيامبر است، راه و رسمي را در زندگي پديد آورد كه الحق حجت را بر همه زنهاي عالم تمام كرد. با شيوه اي كه او در پيش گرفت راه عذر را در انجام وظيفه اي كه خداوند براي زنان مقرر داشته است بر روي آنان بست. اگر حضرت فاطمه - سلام الله عليها - نبود ما چگونه مي توانستيم دريابيم وظايف متعدد براي يك زن چگونه قابل جمع است؟ چگونه مي توانستيم دريابيم كه زن هم در سير به سوي كمال مي توانند چنان گامي به پيش نهد كه حتي از مردان هم جلو افتد؟.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - با عمل خود به جهانيان درس داده، درس مادري، درس همسري، درس كانون داري، درس خدمت اجتماعي و هدايت و روشنگري، بدون حضرت فاطمه - سلام الله عليها - درك اين مسأله ممكن نبود كه زن در عين فرزند داري مي تواند عابده اي بي مانند باشد و بدون انتخاب نسبت و مقام مي تواند در نقش يك انسان كامل ايفاء وظيفه كند و شهره گردد.
از درس هاي مهم و حيرت انگيز حضرت فاطمه - سلام الله عليها - درس خانه داري و مديريت كانون است. او با اينكه دختر پيامبري عظيم و حاكمي قدرتمند است و مي تواند چون ديگر زنان كه در چنين وضع و موقعيتند براي خود جاه و جلالي فراهم سازد، كوكبه و دبدبه اي به راه اندازد ولي چنين نمي كند. همانند هر زن عادي ديگري سر گرم كار و تلاش د رخانه و گرم داشتن كانون مي شود و در عين حال مسؤوليت اجتماعي خود را نيز فراموش نمي نمايد.
براي اينكه اهميت قضيه روشن شود به گوشه هائي از اين حيات درخشان حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اشاره مي كنيم و از تلاش و كوشش او در اين جنبه حرف مي زنيم، باشد كه راهنماي عملي براي ما، آن هم باالگوگيري اززني معصومه باشد.
خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها -
نخست از خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - حرف بزنيم، جائي كه او و امام علي - عليه السلام - در آن زندگي سر كرده اند و گلهاي بوستان خود را در آن پرورش داده اند. تا مدتهاي زياد آنها در اطاق اجاره اي زندگي را سر كردند كه دور از خانه پيامبر - صلي الله عليه و آله - بود. بعدها رسول خدا - صلي الله عليه و آله - با يكي از صحابه سخن گفت و خانه اجاره اي آنها را به محلي نزديكتر به خود آورد، و سالها گذشت تا آنها خود صاحب خانه اي و حجره اي كوچك شدند.
اين خانه كه در كنار خانه پيامبر - صلي الله عليه و آله - بود، و بيش از يكي دو متر با آن فاصله نداشت، خانه اي بود كوچك و محقر، گلين، فرش آن شامل حصيري بود كه تنها نيمي از اطاق را مي پوشاند و نيم ديگر با شن نرم مفروش بود. درب آن يك لنگه اي و معرّف فقر اهل خانه.
در اين خانه فاطمه - سلام الله عليها - با امام علي - عليه السلام - همراز و بهتر بگوئيم هم بند و هم سلول بود. از ديدي محلي براي زندگي و مسكن است، از سوئي ديگر كارگاهي است براي كارهاي دستي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - كه براي كمك معاش و يا در بسياري از موارد براي خدمت به فقرا و مساكين انجام مي گرفت و ازجهتي مركز آمد و شد ياران علي - عليه السلام - ، دوستان فاطمه - سلام الله عليها - ،زنان مسأله دار و هدايت خواه بود.
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اين خانه را مدرسه و دانشگاهي ساخته بود، نه تنهابراي فرزندان خود، بلكه براي زنان مسلمان كه سؤالات مذهبي خود را از او مي پرسيدند. آن را كانون مقدسي ساخته بود كه اعضاي خانه، آن را سنگري دانسته و پناه و سكون خود را در آنجا مي جستند. و خواهيم ديد كه اين كانون مطمئن ترين محل آرامش و پناه امام علي - عليه السلام - بود.
اهميت خانه داري
فاطمه - سلام الله عليها - از كساني نبود كه خانه داري را كاري كوچك شمرد و يا خانه را به شوق اداره و منصبي ترك گويد و يا آن را محل و مركزي براي بلند پروازي خود قرار دهد. او به اين نكته آگاه بود كه كانون خانوادگي و اداره آن كمتر از اداره يك كشور نيست و حتي پايه كشور داري بحساب مي آيد. و هم مي دانست و اززبان پيامبر شنيده بود كه خدمت در خانه و خانه داري داراي اجر و حسنه است، حسنه اي كه هيچ كاري از زن با آن برابري نمي كند.
روزي رسول خدا - صلي الله عليه و آله - از اصحاب خود پرسيد زن در چه حالي به خدا نزديكتر است؟ و اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند: حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اين سخن را شنيد و پيام فرستاد زن در حالي به خدا نزديكتر است كه ملازم خانه باشد و از آن بيرون نشود.[11]
او مي دانست كه خانه سنگر است، پايگاه اجتماعي اعضاء است، همانند يك نهاد اجتماعي گرانقدر است و كاري براي زن از نظر ارزشمندي معادل خانه داري نيست. بدين سان همّ خود را به خانه داري نهاد و اداره و مديريت آن و نيز تربيت فرزند را در آن به وجهي نيكو پذيرا شد. او در اين راه احساس خجلت و ننگي نداشت و از زير بار وظايف آن شانه خالي نمي كرد.
مركزيت خانه اش در مسير تربيت فرزند، مشاوره و همدمي با امام علي - عليه السلام - مهرورزي به اهل خانه بود، و حاصل چنين اقدامي، حضرت فاطمه - سلام الله عليها - راستين را بيش از پيش محبوب كرد و او راضي به اين تقسيم كار پيامبر - صلي الله عليه و آله - بود كه كار درون خانه از آن او و كار بيرون خانه از آن امام علي - عليه السلام - باشد و خداي را بر اين امر سپاسگزار و شاكر بود.
مسؤوليت او در خانه
او بفرموده رسول گرامي اسلام، رئيس خانه است و المراة سيدة اهلها[12] كدبانوئي است مجرب كه گوئي تمام دوره هاي مديريت خانواده را گذارنده و به وظايف خود نيكو آشناست. مسئوليتش سنگين است
- در آن روزگار دشوار، آن هم در دوره فقر خاندان پيامبر او بايد به امور زير برسد:
- امر سر و سامان دادن امور خانه، آن هم خانه اي كه مركز آمد و رفت است و چند كودك خردسال در آنند.
- امر تربيت و اداره و نظافت و سرپرستي فرزندان كه آن هم كاري اندك و آسان نيست.
- امر پيشه وري و صنعتگري چون بافتن پيراهن براي فرزندان و يا پشم ريسي براي كمك معاش.
- امر آسياب كردن گندم يا جو با دستاس كه رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرموده دست حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در اين راه زخمي شده بود.
- امر آوردن آب از بيرون كه در آن روزگار اين هم مشكلي براي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - بود و خانه ها آب نداشتند.
- امر هدايت و سرپرستي زنان جديد الاسلام كه از بركت حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مهتدي مي شوند ويا ديگران.
- و بالاخره كارهاي ديگري كه هر زني بدان واقف است و به اصطلاح خودشان از بام تا شام در خانه مي دوند ولي باز هم كارشان نيمه كاره مي ماند. براي تهيه مختصر غذائي آن همه وقت مي گذارند ولي باز هم مطبوع طبع آنها قرار نمي گيرد. درك سنگيني مسؤوليت او ميسر نيست، مگر آنگاه كه آدمي خود در شرايط آن قرار گيرد.
سكون خانه
خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - از آن خانه هائي كه خداي خواسته است نام او در آنجا بلند گردد و مورد تسبيح و تقديس باشد. في بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيه اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال[13] و طبيعي است كه چنين خانه اي نمي تواند مركز آشفتگي و هرج و مرج باشد نخستين چيزي كه در آن بايد حضور داشته باشد سكون و آرامش است و حضرت فاطمه - سلام الله عليها - سعي دارد چنين كند.
او مي داند كه ترقي و عظمت شوهر، كوشش و تلاش ارزنده او تا حدود زيادي مرهون زندگي آرام و ساكن او در محيط خانه است و خانه بايد سنگر آرامش و محل تجديد قوا باشد تا شوهر بتواند بنشيند، درست نقشه بكشد و درست طراحي كند، و درست تصميم به اجرا و عمل بگيرد. خانه بايد در سكون و آرامش باشد تا شوهر بتواند در آن خانه احساس راحتي كرده و مشقات بيرون را از تن به در نمايد.
خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - براي امام علي - عليه السلام - چنين وضعي را داشت. امام علي - عليه السلام - در كنار زهرا - سلام الله عليها - احساس آرامش مي كرد و حتي هر آنگاه كه از حوادث و مشكلات زندگي به ستوه مي آمد به سنگر خانه پناه مي برد و در آنجا كمي با حضرت فاطمه - سلام الله عليها - سخن مي گفت و تجديد قوا مي كرد و از نو سرگرم كار و تلاش و مبارزه مي شد و اين امر در سراسر زندگي امام علي - عليه السلام - وجود داشت، حتي پس از وفات حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و در سر مزارش.
گرمي و روشنائي كانون
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در محيط خانه چون ماهي درخشان بود كه نور وجودش كانون خانه و دل امام علي - عليه السلام - را روشن مي كرد. او مصداق اين آيه قرآن بود كه: و اذا رايتهم حسبتهم لؤلؤاً منثوراً.[14] او روشني بخش خانه بود، ديدارش رنجها و غصه ها را از دلها مي زدود. امام علي - عليه السلام - خود فرمود وقتي به خانه مي آمد و به زهرا نگاه مي كردم تمام غم و غصه ام زدوده مي شد. [15]
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - كانون خانواده را گرم مي داشت، امام علي - عليه السلام - و فرزندان را دل به اين خوش بود كه د ركنار حضرت فاطمه اند و در آن كانون اند. از ديدي، او چون شمعي بود كه پروانه ها را بدور خود جمع كرده، به آنها گرمي و نور مي داد خانه اش كانون انس و صفا بود. اعضاي خانه با هم انس و آشتي و معاونتي داشتند، و در كمال همرنگي و صداقت، در سايه ايمان به خدا و رسول و كتاب او زندگي مي كردند. اگر امام علي - عليه السلام - تصميمي مي گرفت، همگان همراه او بودند و اگر حضرت فاطمه - سلام الله عليها - تصميمي اتخاذ مي كرد ديگر افراد خانه با او همگام مي شدند و نمونه روشن آن موردي است كه در آن سه روز تمام اعضاي خانواده افطاري خود را به فقيران و يتيم و مسكين دادند و خود با آب افطار كردند.[16]
و بالاخره حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در گرم داشتن كانون، لطف و عنايت به همسر، رحمت و دلسوزي به فرزند مصداق حديث پيامبر - صلي الله عليه و آله - بود كه خير نسائكم الطفهن بازواجهن، و ارحمهن باولادهن و...[17] و مصداق احاديث ديگر رسول خدا چون عفيفه بودن، شوهر دوست وفرزند دوست بودن و ضمن اينكه او خود ملهم به الهامات الهي است.
مشقت زندگي
با چنين وصفي كه گذشت و با آن همه كار و تلاش طبيعي است كه زندگي بر او آسان نبود. پيامبر - صلي الله عليه و آله - روزي بر حضرت فاطمه - سلام الله عليها - وارد شد و ديد كه با دستهاي خود آسياب را مي گرداند و در عين حال به كودك خردسالش سرگرم شير دادن است. رسول خدا - صلي الله عليه و آله - از ديدن چنين وضع آب در ديده گردانيد و فرمود دخترم: تلخي هاي زندگي دنيا را بچش براي وصول به حلاوتهاي آخرت فاطمه - سلام الله عليها - گفت خداي را بر اين نعمت ها سپاسگزارم و بر كرامت هاي او عرض تشكر دارم.[18]
شدت، كارش در خانه به حدي بود كه گاهي توان را از او مي گرفت، بدنش رنجور مي شد و به فرموده امام علي - عليه السلام - دستانش از شدت آسياب كردن تاول زده و پينه بست.[19] در عين حال اين كار يك روز و دو روز نبود و هم اين براي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - تنها كار نبود كه از كارهاي ديگر فراغتي داشته باشد. مسأله نظافت خانه هم مسأله بود كه گاهي سر و روي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - راگرد آلود مي كرد و غبار بر او مي نشست.
روزي رسول خدا - صلي الله عليه و آله - از حضرت فاطمه - سلام الله عليها - احوال بپرسيد كه چگونه اي؟ حضرت فاطمه - سلام الله عليها - ظاهراً از حالات زندگي و مشقت هاي آن، و سختي معيشت و شايد هم از گرسنگي خود و فرزندان و از خالي بودن خانه اش ازآذوقه سخن گفت. رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود دخترم آيا به اين راضي نيستي كه سيده زنان جهان باشي؟ حضرت فاطمه - سلام الله عليها - پرسيد مگر مريم دختر عمران سيده زنان نيست؟ پيامبر فرمود: او سيده زنان عصر خود بود و تو سيده همه زناني[20]. و بر اين اساس ملاك خانمي و بانوئي وارونه گشت و در نظر پيامبر - صلي الله عليه و آله - زنان پر خور و پر آذوقه و متجمل و آنهائي كه در جلال و جبروت مادي زندگي مي كنند بانو وخانم بحساب نمي آيند. اگر ملاكي براي بانوئي و سيده بودن مطرح باشد در تلاش و جهد هدفدار، در عين تحمل فقر و ناداري است. در عابده بودن و زاهده بودن و در راه خدا رنجها را بخود خريدن است و حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اين چنين بود.
كمك كاري ها
حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در تنگا و خستگي و دشواري زنديگ بود ولي چنان نبود كه شوهري خود خواه و تن پور داشته باشد كه اين همه كارها تلاش ها را وظيفه خاص زن بداند و كمك كارش نباشد. نه - علي چنين مردي نبود. او در كار و تلاش مردانه اش كمتر از حضرت فاطمه - سلام الله عليها - نبود. چه بسيار ازكارهاي خانه را او انجام مي داد حتي باحضرت فاطمه - سلام الله عليها - مي نشست و گندم آسياب مي كرد و حتي در مواردي نان مي پخت رسيدگي به امور بيرون، تهيه نان براي چنان خانواده اي با فرزندان متعدد، آن هم كار و اشتغالي مشروع، آب كشي براي مزرعه و درختان، كارمزدي براي آبياري درختان، حضور در جبهه و صحنه رزم، دستگيري از بينوايان، بردن نان و آذوقه براي دردمندان، عبادت رسمي و حضور در عرصه هاي سياسي خود كاري بس وسيع و پر دامنه بود.
او حتي براي سير كردن فرزندان تن به كار مزدي مي داد. در مزرعه اي كار مي كرد و قرار بسته بود براي هر سطل آبي كه از چاه بيرون مي كشد يك دانه خرما بستاند و بر اين اساس براي اهل خانه غذا تهيه مي كرد، با اين اتكا كه در مواردي بسيار ديگران را بر خود مقدم مي داشت و از همين غذائي كه با مرارت به دست مي آمد به فقيران مي داد.
در عين حال هر آنگاه كه از كار روز مره فارغ مي شد و بخانه مي آمد با همان بدن خسته به كمك حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مي شتافت. گاهي خانه را تميز مي كرد، زماني با حضرت فاطمه - سلام الله عليها - آسياب را مي گرداند، گاهي در نظافت خانه به او كمك مي كرد. او در محيط خانه تلاش بسيار داشت، بدان خاطر كه به حال حضرت فاطمه - سلام الله عليها - از شدت كار او رقت مي كرد و دلش به درد مي آمد.
روزي پيامبر - صلي الله عليه و آله - بر آنها وارد شدديد امام علي - عليه السلام - و فاطمه - سلام الله عليها - سرگرم آسياب كردن جويا گندمند. خطاب به آنان كه كدام خسته تريد. برخيزيد من بجاي شما آسياب كنم - امام علي - عليه السلام - عرض كرد فاطمه خسته تر است. پيامبر فرمود دخترم برخيز آنگاه خود بجايش نشست و با علي - عليه السلام - سرگرم آسياب كردن شد. [21]
حاصل كانون داري
حاصل كار و تلاش حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در محيط خانه و ثمره كارش عبادت و داراي ارزش بسيار است زيرا:
- خدمت به مردي كه عزيز خداست و مرد رزم و جهاد است و خداي را بر او نظر عنايت بسياري است.
- علي شدن امام علي - عليه السلام - در سايه همدلي با حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و فاطمه شدن حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در سايه انس با امام علي - عليه السلام - و هم مسكني اوست و چه زيباست كار براي چنين افراد.
- خدمت به فرزندان و تربيت نسلي است كه انسان دوست، متعهد، مكتبي، و نمونه عالي تربيت اسلامند.
- خدمت به اسلام بود زيرا كه در سايه آن موجبات خدمت به اسلام و مسلمين فراهم آمد و ضديت ها با اين سركوب شد و مردم توانستند راه خود را بيابند.
- و سرانجام حضرت فاطمه - سلام الله عليها - با مديريت خود درس زندگي توأم با سعادت به زنان داد، تجاربي فراهم آورد كه بهره گيري از آن عامل رشد انسانيت انسان و مخصوصاً زنان جهان است و كدام عبادت است كه بدين ميزان داراي ارزش و ثمره اجتماعي باشد.

[1] . سوره الرحمن، آيه 19.
[2] . سوره الرحمن، آيه 22.
[3] . تفسير الدرالمنثور، ج 7 ، ص 697.
[4] . مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ، ص 387.
[5] . حديث نبوي.
[6] . حديث نبوي.
[7] . حديث نبوي.
[8] . حديث نبوي.
[9] . حديث نبوي.
[10] . بحار، ج 104، ص 309.
[11] . منتهي الامال ج 1، ص 134.
[12] . روضة الواعظين.
[13] . سوره نور، آيه 36.
[14] . سوره انسان، آيه 19.
[15] . مناقب خوارزمي ص 256.
[16] . سوره انسان، آيه 8.
[17] . نهج الفصاحه.
[18] . منتهي الامال، ج1، ص 133.
[19] . همان منبع، ص 134.
[20] . حليه الاولياء ج 2، ص 42.
[21] . بحار ج 43، ص 5.
دكتر علي قائمي- در مكتب فاطمه (س)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :