امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1523
شيوه‏هاي ارتباط شيعه با امام صادق (ع)
عصر امام صادق - عليه السلام - يكي از دورانهاي پرشكوه و طلايي در تاريخ‏تشيع است. در اين عصر، تشيع گسترش چشمگيري نمود و بر تعددشيعيان افزوده گشت و در اثر آزادي نسبي روابط شيعيان با امام‏صادق - عليه السلام - آن حضرت توانست فقه و كلام شيعه را توسعه دهد و اصول ومباني آن را روشن كند. نقش آن حضرت در معرفي مباني شيعه به حدي ‏بود كه مذهب شيعه به نام آن جناب و «مذهب جعفري‏» شهرت يافت.
بعد از رحلت رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - ديگران در جايگاه آن حضرت نشستند وعلي - عليه السلام - در حاشيه ماند. با اين حال تعداد زيادي از بزرگان صحابه‏تنها آن جناب را امام برحق مي‏دانستند؛ حذيفه بن يمان مي‏گفت:
«هر كس كه طالب ديدار اميرالمؤمنين برحق است، علي راملاقات‏ نمايد.»[1]
عبدالله بن مسعود مي‏گفت: «در قرآن خلفا چهارتن هستند: آدم، هارون، داوود و علي - عليهم السلام- »[2]
اين بزرگان كاملا با امامشان در ارتباط بودند ولي تشكل‏جداگانه‏اي از ساير مسلمانان نداشتند. اما بعد از قتل عثمان وآغاز خلافت علي - عليه السلام - همان طور كه طرفداران بني‏اميه شكل حزبي به‏خود گرفتند و عثمانيان ناميده شدند، شيعيان نيز صف خويش را ازديگران جدا نمودند و آزادانه تشيع خود را اعلام كردند. ولي اين‏وضع ديري نپاييد و با اكميت‏بني‏اميه، شيعه‏گري جرمي سنگين به‏شمار آمد؛ معاويه طي بخشنامه‏اي به عمال و فرماندارانش در سراسركشور نوشت: «اگر دو نفر شهادت دادند كه شخصي از دوستداران علي‏و خاندان او است، اسمش را از دفتر بيت المال حذف كنيد و حقوق ومقرري او را قطع نماييد.»[3] و با وجود حكمراني سفاكاني‏چون: زياد،ابن زياد و حجاج بن يوسف، ارتباط شيعيان بارهبرانشان به نهايت درجه كاهش يافته بود. لذا اخباري بدين‏مضمون به چشم مي‏خورد كه بعد از شهادت امام حسين - عليه السلام - تنها چهارتن‏در كنار امام سجاد - عليه السلام - ماندند.[4] و شخصي چون سعيد بن جبير به‏جرم رابطه داشتن با امام زين العابدين - عليه السلام - بالاي دار مي‏رود.[5] تا اين كه با پايان يافتن قرن اول هجري و شروع دعوت عباسيان وقيامهاي طالبيان، وضع عوض مي‏شود و توجه بني‏اميه به جاي ديگرمعطوف مي‏گردد و شيعيان نفس راحتي مي‏كشند و توان اين را مي‏يابندكه با امامانشان رابطه برقرار نمايند كه اين مطلب درعصر امام‏صادق - عليه السلام - به اوج خود رسيد.
رابطه شيعيان با امام صادق - عليه السلام -
ارتباط شيعيان و مسلمانان را با امام صادق - عليه السلام - ، مي‏توان به دونوع كلي تقسيم كرد:
الف رابطه استاد و شاگردي
عده‏اي از بزرگان شيعه چون هشام بن حكم، محمدبن مسلم، ابان بن‏تغلب، هشام بن سالم، مؤمن الطاق، مفضل بن عمر، جابربن حيان‏و... از شاگردان و تربيت‏شدگان محضر آن حضرت بودند كه تعدادشاگردان ايشان را عده‏اي از محققان و دانشمندان شيعه چهار هزارتن دانسته‏اند و تنها از جواب سوالهايي كه از آن حضرت مي‏شد،چهار صد رساله نگارش يافته است.[6] بعضي از شاگردان امام‏صادق - عليه السلام - داراي آثار علمي و شاگردان متعددي بودند، به عنوان‏نمونه هشام بن حكم سي و يك جلد كتاب نوشته[7] و جابربن حيان‏نيز بيش از دويست جلد كتاب در زمينه‏هاي گوناگون به خصوص‏رشته‏هاي علوم عقلي، طبيعي، فيزيك و شيمي تصنيف كرده بود.[8] ابان بن تغلب در مسجدالنبي جلسه درس داشت و آنگاه كه وارد مسجدمي‏شد ستوني را كه پيامبر - صلي الله عليه و آله - تكيه مي‏داد، براي او خالي مي‏كردند.[9]
وسعت دانشگاه جعفري
شاگردان امام صادق - عليه السلام - منحصر به شيعيان نبودند، بلكه پيروان سنت‏و جماعت نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي‏شدند؛ پيشوايان‏چهارگانه اهل‏سنت‏بلاواسطه يا با واسطه شاگرد امام صادق - عليه السلام - بودند. ابوحنيفه در راس اين پيشوايان قرار دارد كه به گفته‏خودش، دو سال شاگرد امام بوده و اساس علم و دانشش از اين دوسال است.[10]
شاگردان امام از نقاط مختلف همچون: كوفه، بصره، واسط، حجاز وساير مناطق و نيز از قبايل گوناگون مانند: بني‏اسد، مخارق، طي، سليم، غطفان، ازد، خزاعه، خثعم، مخزوم، بني ضبه، قريش به ويژه‏بني‏حارث بن عبدالمطلب وبني الحسن بودند كه به مكتب آن حضرت‏پيوستند.[11] به گفته ابن حجر عسقلاني، فقها و محدثاني همچون: شعبه، سفيان‏ثوري، سفيان بن عينيه، مالك، ابن جريح، ابوحنيفه، پسروي موسي،وهيب بن خالد، قطان، ابوعاصم و گروه انبوه ديگري از آن حضرت‏حديث نقل كرده‏اند.[12] امام صادق - عليه السلام - هر يك از شاگردان خود را در رشته‏اي كه با ذوق وقريحه او سازگار بود، تشويق و تعليم مي‏نمود و در نتيجه هر كدام‏از آن‏ها در يك يا دو رشته ازعلوم مانند: حديث، تفسير و علم كلام‏تخصص پيدا مي‏كردند.
كوفه يكي از مهمترين كانونهاي تجمع شاگردان امام صادق - عليه السلام - بود؛حسن بن علي بن زياد وشاء كه از شاگردان امام رضا - عليه السلام - بوده، نقل‏كرده كه در مسجد كوفه نه صد نفر استاد حديث مشاهده كردم كه‏همگي از جعفربن محمد - عليه السلام - حديث نقل مي‏كردند.[13] ب - رابطه عادي
كليه شيعياني كه توانستند خدمت امام صادق - عليه السلام - برسند و يا به‏نحوي با آن حضرت رابطه بر قرار نمايند، جزو شاگردان آن جناب‏محسوب نمي‏شوند؛ زيرا تشيع در اين عصر گسترش زيادي يافته و به‏اكثر قلمروهاي اسلامي رسيده بود و شمار زيادي از مسلمانان ازاهل‏بيت عليهم السلام پيروي مي‏كردند. با توجه به گزارشهاي رسيده‏از آن عصر، روابط شيعيان با آن حضرت را مي‏توان به روشهاي زيربيان كرد:
1 - از طريق سفر حج و عمره
سفر مردم به حج كه براي توانگران واجب بود، وسيله خوبي به شمارمي‏آمد، تا شيعيان بتوانند، در مدينه خدمت امام صادق - عليه السلام - برسند واز محضر ايشان بهره‏مند شوند. همچنين آن حضرت در موسم حج، درمسجدالحرام جلسه درس تشكيل و به سوالات و مسائل شرعي پاسخ‏مي‏دادند؛ شيخ مفيد نقل مي‏كند در يكي از اين جلسات عده‏اي به ابن‏ابي‏العوجاء ملحد پيشنهاد كردند، از امام صادق - عليه السلام - كه به قول‏آنها علامه زمان و داناي روزگار است و مردم اطراف او راگرفته‏اند. سوالاتي كند و آن حضرت را نزد مردم شرمنده و مفتضح‏سازد كه با پاسخهاي عالمانه امام صادق - عليه السلام - ، ابن ابي‏العوجاء،نوميد و ناراحت نزد ياران خود برگشت.[14]
2 - سفر جهت تعليم مسايل شرعي
اگرچه در روزگار قديم، مسافرت براي تعليم و يادگيري مسايل عادي‏كاري دشوار بود، با اين حال مواردي در دست است كه نشان مي‏دهدبعضي از مومنان براي اخذ يك مسئله فقهي، رنج و مشقت مسافرت‏طولاني را برخود هموار مي‏كردند؛ چنان كه مرحوم قطب الدين راوندي‏نقل كرد: «شخصي زنش را سه بار طلاق داده بود و در مورد جوازرجوع، از مطلقات شيعه پرسيده بود، جوابش را داده بودند ولي‏همسرش راضي نشده، مگر اين كه از امام صادق - عليه السلام - استفتا كند كه دراين هنگام امام صادق - عليه السلام - به دستور خليفه عباسي در حيره، تحت نظربه سر مي‏برد و مانع ملاقات مردم، با او بودند. لذا آن شخص خودرا به قيافه «خيار فروشي‏» در آورد و به در خانه امام صادق - عليه السلام - آمد و مسئله‏اش را پرسيد و جواب گرفت.»[15]
3 - برقراري رابطه توسط وكيلان
يكي از مهمترين راههاي ارتباط مردم با امام صادق - عليه السلام - ، از طريق ‏وكيلان آن جناب بود كه اين روش از زمان امام صادق - عليه السلام - به جهت‏گسترش مناطق شيعه‏نشين توسط ائمه اطهار - عليهم السلام- مورداستفاده قرار مي‏گرفت. شيعيان نيز توسط اين وكيلان، وجوهات شرعي‏خويش را حضور ائمه اطهار - عليهم السلام- مي‏فرستادند و هم دستورات ‏و مسائل شرعي را از طريق آنان دريافت مي‏نمودند.

[1] . بلاذري، احمدبن يحيي، انساب الاشراف، منشورات موسسه الاعلمي‏للمطبوعات، بيروت، 1394 ه.، ج‏3، ص 115.
[2] . ابن شهرآشوب، مناقب آل ابي‏طالب، دارالاضواء، بيروت، 1405 ه.، ج‏3، ص‏77 و 78.
[3] . ابن ابي‏الحديد، شرح نهج البلاغه، داراحياء الكتب العربيه،قاهره، 1961، ج 1، ص‏43 45.
[4] . شيخ طوسي، اختيار معرفه‏الرجال، معروف به رجال كشي، موسسه‏آل‏البيت - عليه السلام - لاحياء و التراث، قم، 1404، ج 1، ص 332.
[5] . همان، ص 335.
[6] . محقق المعتبر، ج 1، ص‏26.
[7] . فتال نيشابوري، روضه‏الواعظين، موسسه الاعلمي للمطبوعات،بيروت ط 1،1406 ه.، ص‏229؛ طبرسي، اعلام الوري باعلام الهدي،منشورات المكتبه‏الاسلاميه، ط‏3، ص 284.
[8] . ابن نديم، الفهرست المكتبه التجاريه الكبري، قاهره، ص‏517512.
[9] . اسد حيدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، دارالكتب‏العربيه، بيروت، ج 1، ص 55.
[10] . همان، ص 70.
[11] . همان، ص‏37.
[12] . تهذيب التهذيب، بيروت، دارالفكر، ط 1، 1404 ه.، ج 1، ص‏88.
[13] . رجال نجاشي، دفتر نشر اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، قم،ص‏39 و 40.
[14] . شيخ مفيد، الارشاد، ترجمه محمدباقر ساعدي خراساني،كتابفروشي اسلاميه، ص 545.
[15] . قطب الدين راوندي، الخرائج و الجرائح، ترجمه غلامحسن‏محرمي، انتشارات جامعه مدرسين، ص‏459 و 460.
غلامحسن محرمي- ماهنامه كوثر، ش 40
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :