امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1310
زندگي اجمالي امام كاظم(ع)
هفتمين امام شيعه اماميّه، حضرت موسي بن جعفر - عليه السّلام - است كه مسلمانان، به ويژه شيعيان، او را به دليل حلم و بردباري اش در برابر معاندان و فرو نشاندن غيظ و خشم خويش در مقابل دشمنان[1] لقب كاظم داده اند. تولّد آن حضرت به سال 128 - و در منابع اندكي 129 - در اَبواء - كه منطقه اي است ميان مكه و مدينه - از مادري با نام حميده بربريه،[2] بوده است. ماه تولد در هيچ منبعي نيامده و تنها به سال اكتفا شده است.[3] شهادت ايشان در بيست و پنجم رجب[4] سال 183 در بغداد، در زندان حاكم ستمگر عباسي، هارون الرشيد، صورت گرفته است. برخي روز شهادت را پنجم و برخي ششم ماه رجب دانسته اند.[5]
امام كاظم - عليه السّلام - پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال 148، رهبري شيعيان را بر عهده گرفت و عمر شريف خود را در مدينه و بغداد گذراند. در ميان شخصيّت هاي علوي موجود در عصر آن حضرت، كسي را توان برابري با وي نبوده و از نظر علم و تقوا و زهد و عبادت سر آمد روزگار خويش بشمار مي آمد.
شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد:
كان أبوالحسن موسي - عليه السّلام - أعبد أهل زمانه و أفقههم و أسخاهم كفّا و أكرمهم نفسا.[6]
ابوالحسن موسي - عليه السّلام - فقيه ترين و سخي ترين و با شخصيّت ترين اهل زمان خود بود.
شيخ طبرسي مي نويسد:
كان عليه السّلام أحفظ النّاس لكتاب الله... و كان النّاس بالمدينة يسمّونه زين المجتهدين.[7]
آن حضرت حافظ ترين مردم نسبت به كتاب خدا بود... و مردم مدينه او را زينت كوشندگان در عبادت خدا مي ناميدند.
ابن ابي الحديد درباره آن حضرت چنين مي نويسد:
جمع من الفقه و الدّين و النّسك و الحلم و الصّبر.[8]
فقاهت، ديانت، عبادت و بردباري و شكيبائي، همه در آن حضرت جمع بود.
يعقوبي، مورّخ شهير، درباره وي مي نويسد:
و كان موسي بن جعفر من أشدّ النّاس عبادة.[9]
موسي بن جعفر - عليه السّلام - عابدترين مردم زمان خود بوده است.
در شذرات الذّهب آمده است:
كان صالحا عابدا جوادا حليما كبير القدر.
آن حضرت از صالحان، عابدان، سخاوتمندان و بردباران بود و شخصيتي بس بزرگ داشت. همانجا از قول ابوحاتم نقل مي كند كه گفت: ثقة امام من ائمّة المسلمين؛[10] آن حضرت مورد وثوق و امامي از ائمه مسلمين است.
يافعي مي گويد: كان صالحا عبادا جوادا حليما و كان سخيّا.[11]
يحيي بن حسن بن جعفر، نسب شناس مشهور، دربارة آن حضرت نوشته است:
كان موسي بن جعفر يدعي العبد الصّالح من عبادته و اجتهاده.[12]
موسي بن جعفر - عليه السّلام - به علت عبادت و اجتهادش، عبد صالح خوانده مي شد.
اين جملات، نمونه هايي است از آنچه مورّخان و محدّثان شيعه و سنّي، آن حضرت را با آن توصيف كرده اند. استاد عطاردي جملات زيادي از اين قبيل را در كتاب گرانبهاي خود مُسند الامام الكاظم فراهم آورده است.
آنچه از سجاياي امام، بيش از همه قابل توجه بوده، كرم و سخاوت آن حضرت است كه ضرب المثل بوده است. ابن عنبه در اين باره مي نويسد:
و في كمّه صرر من الدّراهم فيعطي من لقيه و من ارد برّه و كان يضرب المثل بصرّة موسي.[13]
همواره نزد او كيسه هايي از زر بود و به هر كسي كه مي رسيد و يا به هر كسي كه به احسان آن حضرت چشم داشت از آنها مي بخشيد، به طوري كه كيسه هاي زر او ضرب المثل شده بود.
سخاوت امام حتّي شامل كساني مي شد كه به آزار و اذيّت او مي پرداختند. در اين زمينه ابن خَلَّكان از قول خطيب، چنين آورده است:
و كان سخيّا كريما و كان يبلغه عن الرّجل أنّه يؤذيه فيبعث اليه بصرّة فيها ألف دينار و كان يصرّ الصرّر ثلاث مأة دينار و اربع مأة دينار و مأتي دينار ثمّ يقسّمها بالمدينة[14] فكانت صرر موسي مثلا.[15]
او چنان بزرگوار و سخاوتمند بود كه وقتي به وي اطلاع مي دادند فردي در صدد اذيت شماست، كيسة زري كه حاوي هزار دينار بود برايش مي فرستاد. او هميشه زرها را در كيسه هاي سيصد و چهارصد و دويست ديناري مي گذاشت و ميان اهل مدينه تقسيم مي كرد و كيسه هاي زر وي معروف بود.
ابوالفرج اصفهاني درباره بخشش آن حضرت به كساني كه به آزار او مي پرداختند، روايت مفصلي آورده است كه آدمي را به شگفتي وا مي دارد.[16]
ذهبي، رجالي مشهور درباره امام كاظم - عليه السّلام - مي نويسد:
وقد كان موسي من أجواد الحكماء و من العبّاد الاتقياء.[17]
موسي بن جعفر از سخاوتمندان حكما و از بندگان پرهيزكار خداوند بود.
از جمله خصائص ديگر آن حضرت زهد و عبادت وي بود. حضرتش سالهاي متمادي در زندان به سر برده و در تمام اين مدت به عبادت خدا مشغول بود؛ به طوري كه بسياري از زندانبانان او تحت تأثير قرار گرفته و از نگهداري امام در آن شرايط سخت خودداري مي كردند.[18]
هارون درباره آن حضرت به ربيع گفت:
امّا انّ هذا من رهبان بني هاشم؛ اين مرد از راهبان بني هاشم است.
ربيع مي گويد: به هارون گفتم: پس چرا او را زنداني كرده اي؟ هارون پاسخ داد:
هيهات لابدٌ من ذلك؛ چاره اي جز اين نيست.[19]
ابن وردي از مورّخان قرن هفتم، روايت مستندي دربارة كثرت عبادت آن حضرت آورده است.[20]
مناسب است اين نقل را هم بيفزاييم كه امام صادق - عليه السّلام - سخت به فرزندش موسي علاقمند بود. لذا از آن حضرت سؤال شد: ما بلغ من حبك لموسي؟ قال: وددت أن ليس لي ولد غيره كيلا يشركه في حبّي احد؛ شما چه اندازه موسي را دوست داريد؟ حضرت فرمود: دوست داشتم جز موسي فرزندي نداشتم تا هيچ شريكي در دوستي من نسبت به او وجود نداشت.[21]
به دليل همين سجاياي پاك اخلاقي بود كه آن حضرت نزد مردم، محبوبيّت فراواني داشت و دربارة او به كرامات فراواني قائل بودند. ابن الجوزي در اين زمينه روايتي آورده كه ابن حَجَر هَيتَمي نيز آن را روايت كرده است؛ مضمون روايت اين است:
شقيق بلخي در سال 149 در سفر حج به امام برخورد و چندين بار كوشيد مطلبي از آن حضرت بپرسد كه هر بار امام با خواندن آيه اي ما في الضمير او را برملا كرد.[22]

[1] . المناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 382؛ الارشاد، ص 279؛ عمدة الطالب، ص 196؛ الصواعق المحرقه، ص 203.
[2] . از امام باقر _ عليه السّلام _ نقل شده كه فرمودند: حميدة في الدنيا، محمودة في الاخرة. الكافي، ج 1، ص 477، حديث 1.
[3] . تواريخ النبي و الآل، ص 35.
[4] . عيون الاخبار الرضا، ج 1، ص 104؛ مصباح المتهجد، ص 566.
[5] . الكافي، ج 1، ص 476؛ عيون الاخبار الرضا، ج 1، ص 99.
[6] . الارشاد، ص 277.
[7] . اعلام الوَري، ص 298.
[8] . شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 273.
[9] . تاريخ اليعقوبي، ج 2، ص 414.
[10] . شذرات الذّهب، ج 1، ص 304.
[11] . مرآت الجنان، ج 10، ص 394.
[12] . تهذيب التهذيب، ج 1، ص 339.
[13] . عمدة الطالب، ص 196.
[14] . تاريخ بغداد، ج 13، ص 27؛ وفيات الاعيان، ج 5، ص 308.
[15] . همان.
[16] . مقاتل الطالبين، ص 332.
[17] . ميزان الاعتدال، ج 4، ص 204.
[18] . مقاتل الطالبين، ص 332.
[19] . عيون الاخبار الرضا، ج 1، ص 31.
[20] . تتمة المختصر، ج 1، ص 210؛ مسند الامام الكاظم، ج 2، ص 42؛ زهر الادب، ج 1، ص 133؛ الارشاد، ص 281.
[21] . نثر الدر، ج 1، ص 356.
[22] . صفة الصفوة، ج 2، ص 103؛ الصواعق المحرقه، ص 204.
رسول جعفريان - حيات فكري و سياسي امامان شيعه(ع)، ص 375
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :