امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1254
نواب خاصه در غيبت صغري
پس از رحلت امام عسكري - عليه السلام - به سال 260، بلافاصله غيبت صغرا شروع شد و تا رحلت آخرين نايب امام زمان - عليه السلام - در سال 329 ادامه داشت. پس از آن غيبت كبري آغاز گرديد.
در دوره غيبت صغرا، امام زمان - عجل الله تعالي فرجه الشريف - از طريق چهار نفر نايبان خاص خودش با شيعيان در رابطه بود و امور آنان را حل و فصل مي‌كرد. اين امور، افزون بر مسائل مالي، شامل مسائل عقيدتي و فقهي نيز مي‌شد. رابطين ميان آن حضرت و شيعيان چهار نفر از اصحاب با سابقه و مورد اعتماد امامان پيشين بودند كه يكي پس از ديگري اين وظيفه خطير را بر عهده داشته و به عنوان نواب خاص آن حضرت معروفند. اين افراد از طرف امام - عليه السلام - با وكلاي او در دورترين نقاط بلاد اسلامي در تماس بوده و نامه‌ها و خواسته‌هاي شيعيان را به محضر مقدس ايشان مي‌رساندند و در جواب، توقيعاتي از طرف آن حضرت صادر مي‌شد.
نكته قابل توجه آن كه در اين دوره نه تنها شخص حضرت بقية الله - عجل الله تعالي فرجه الشريف - از ديده‌ها پنهان بود، بلكه سفراي او نيز به طور ناشناخته و بدون آن كه جلب توجه كنند عمل مي‌كردند. افزون بر آن، دوري شيعيان امامي از برنامه‌هاي انقلابي و براندازي، سبب شد تا با تهديدهاي كمتري مواجه شده و بتوانند به اوضاع خويش سروساماني بدهند. نتيجه اين موضعگيري آن بود كه شيعيان امامي در مركز خلافت عباسي، حضور قاطع خويش را حفظ نمودند و به عنوان يك اقليت رسمي و شناخته شده، خود را بر حكومت عباسي و سنيان افراطي ذي نفوذ در بغداد، تحميل كردند. در اين زمان، مركزيت شيعه در بغداد، با نظارت خود بر شيعيان ديگر بلاد، زندگي مذهبي آنها را نيز تحت سازمان و تشكيلات خود درآورد. سياستهاي خاصي كه در آن دوره، از سوي شيعيان به كار گرفته شد و از پشتيباني امامان معصوم - عليهم السلام - نيز برخوردار بود، نفوذ برخي از بزرگان شيعه در دستگاه خلافت عباسي و حتي تصدي مقام وزارت آنها بود.[1]
در اينجا شرحي كوتاه از نواب خاص امام زمان - عجل الله تعالي فرجه الشريف - و نيز اقداماتي كه به دستور آن حضرت و به وسيله آنان صورت مي‌گرفت ارائه مي‌دهيم:
1. عثمان بن سعيد عمري سمان
او اولين نايب خاص حضرت بقية الله - عجل الله تعالي فرجه الشريف - بود. سمان يعني روغن فروش. اختيار اين شغل، به منظور پوشش براي فعاليت‌هاي مذهبي و سياسي وي بود؛ زيرا اموالي، كه براي رسانيدن آن به امام، به وي داده مي‌شد، در ظرف روغن مي‌نهاد و نزد آن حضرت مي‌برد.[2] پيش از آن هم برخي از وكلاي امامان، اين سياست را به كار گرفتند؛ چنانكه محمد قطان وجوهات را در پوشش پارچه فروش به آن حضرت مي‌رسانيد.[3]
عثمان بن سعيد از قبيله اسد و از وكلاي حضرت عسكري - عليه السلام - محسوب مي‌شد. پيش از آن نيز از افراد مورد اعتماد امام هادي - عليه السلام - بود؛ چنانكه آن حضرت او را به عنوان فردي موثق و معتمد به اصحاب خود معرفي فرموده بود.[4] هنگامي كه جمعي از شيعيان يمن خدمت امام عسكري - عليه السلام - مشرف شده بودند، آنحضرت به عثمان بن سعيد، به عنوان وكيل خود، مأموريت داد تا اموالي را كه براي ايشان آورده بودند تحويل بگيرد.[5] همو بود كه تغسيل و تكفين حضرت امام عسكري - عليه السلام - را به عهده گرفت و جسد پاك آن حضرت را در قبر نهاد[6]
2. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري
دومين نايب خاص حضرت مهدي - عليه السلام - محمدبن عثمان بود كه پس از درگذشت پدرش، حضرت ضمن توقيعي به وي تسليت گفت و پس از دعاي خير در حقش، امور را به او واگذار كردند.[7] او نيز همانند پدرش از نزديكان و افراد مورد اعتماد امام عسكري - عليه السلام - بود؛ چنانكه ضمن روايتي از آن حضرت چنين آمده:
العمري وابنه ثقتان، فما أد‏ّيا اليك فعنّي يؤد‏ّيان و ما قالا لك فعني يقولان، فاسمع لهما وأطعهما فإنّهما ثقتان المأمونان.[8] عمري و پسرش هر دو ثقه و مورد اعتمادند. هر چه رسانند از طرف من مي‌رسانند و هر چه گويند از من است. به حرف آنان گوش بده و از آنان پيروي كن كه آنان ثقه و امين منند.
علي رغم مخالفتهايي كه از ناحيه برخي غاليان با وي صورت گرفت، بيشتر شيعيان پيروي از او را گردن نهاده و هرگز در عدالت وي ترديدي به خود راه ندادند.[9] او تا سال 305 هجري در قيد حيات بود و رابط امام - عليه السلام - با شيعيان محسوب شده و كنترل و هدايت وكلاي آن حضرت در بلاد اسلامي را بر عهده داشت. در طول مأموريت او توقيعاتي ناظر بر تأييد سفارت وي از ناحيه مقدسه صادر گرديد.[10] به نوشته شيخ طوسي، او تأليفاتي در حديث نيز داشته كه به دست حسين بن روح و سپس ابوالحسن سُمْري رسيده است.[11]
3. ابوالقاسم حسين بن روح
سومين نايب خاص حضرت بقية الله - عليه السلام - حسين بن روح بود كه از معتمدان ابوجعفر عمري و از نزديكان وي در بغداد به شمار مي‌رفت.[12] ابوجعفر با ارجاع مراجعين به حسين بن روح، زمينه جانشيني وي را فراهم آورد و در واپسين روزهاي حيات، به دستور حضرت ولي عصر - عليه السلام - او را به عنوان جانشين خود معرفي كرد؛ پس از آن شيعيان براي تحويل اموال به وي رجوع مي‌كردند.[13] اقبال در «خاندان نوبختي» اخبار مفصلي درباره حسين بن روح آورده و او را از طرف مادر منتسب به خاندان نوبختي دانسته است. اين بدان دليل است كه وي را قمي نيز خوانده‌اند.[14] وي از اصحاب امام عسكري - عليه السلام - بوده و با حضور جمعي از بزرگان شيعه در بغداد مانند ابوعلي بن همام، ابوعبدالله بن محمد الكاتب، ابوعبدالله الباقطاني، ابوسهل اسماعيل بن علي نوبختي، ابو عبدالله بن الوجناء وعده‌اي ديگر به جانشيني ابوجعفر عمري معرفي شده است.[15] ام كلثوم دختر ابوجعفر، ضمن روايتي نقش برجسته حسين بن روح در زمان پدرش ابوجعفر و موقعيت بلند او را در ميان شيعيان به تفصيل توضيح داده است.[16] وي همچنين در دوراني كه آل فرات متصدي مقام وزارت مقتدر عباسي و از هواداران شيعيان بودند، در دستگاه خلافت نفوذ كرد، اما با روي كار آمدن حامد بن عباس كه از مخالفان شيعه حمايت مي‌كرد، مشكلاتي براي حسين بن روح به وجود آمد. از سال 311 كه حامد بن عباس روي كار آمد تا سال 317 كه حسين بن روح از زندان رها شد، گزارش دقيقي از زندگي او در دست نيست. فقط مي‌دانيم كه وي از سال 312 تا 317 در زندان به سر مي‌برده است.[17] پس از آن تا شعبان سال 326 ـ كه در گذشت ـ از موقعيت والايي در بغداد برخوردار بود و به دليل نفوذ آل نوبخت در دستگاه حكومتي، كسي مزاحم وي نمي‌شد. اقبال مي‌نويسد: ابوالقاسم حسين بن روح به تصديق مخالف و موافق از فهميده‌ترين و عاقلترين مردم روزگار بوده است.[18]
4. ابوالحسن علي بن محمد سمري
او چهارمين و آخرين نايب امام زمان - عجل الله تعالي فرجه الشريف - است كه به دستور آن حضرت و توسط حسين بن روح به جانشيني وي منصوب شد و تا سال 329 مجموعا در حدود سه سال نيابت خاص آن حضرت را بر عهده داشت. ابوالحسن در اصل اهل يكي از روستاهاي اطراف بصره بود. بنا به نقل برخي از مورخان، بسياري از اعضاي خاندان او همچون حسن و محمد فرزندان اسماعيل بن صالح و علي بن زياد در بصره املاك زيادي داشتند. آنها نيمي از درآمد اين املاك را وقف امام عسكري - عليه السلام - كرده بودند كه آن حضرت همه ساله درآمد آن را دريافت و با ايشان مكاتبه مي‌كردند.[19] در واقع مهمترين تحولي كه در دوره سمري رخ داد، توقيعي از حضرت بقية الله - عليه السلام - حاوي پيش گويي درباره مرگ قريب الوقوع اين نايب بود كه چند روز پيش از درگذشت وي مطرح شد. متن اين توقيع، آغاز غيبت كبري را وعده مي‌داد. اينك متن توقيع:
بسم الله الرحمن الرحيم، يا علي بن حمد السمري! أعظم الله أجر إخوانك فيك، فإنك ميت ما بينك و بين ستّة أيام، فاجمع أمرك ولا توص إلي أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة التامة فلا ظهور إلا بعد إذن الله ـ تعالي ذكره ـ و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً وسيأتي لشيعتي من يد‏ّعي المشاهدة، ألا فمن ادعي المشاهدة قبل خروج السفياني والصيحة فهو كذاب مفتري ولا حول ولا قوة إلّا بالله العلي‏ّ العظيم.[20]
خداوند به برادرانت در فقدان تو پاداش بزرگ عطا فرمايد. تو تا شش روز ديگر رحلت خواهي كرد؛ كارهايت را جمع و جور كن و به هيچ كس به عنوان جانشين خود وصيت نكن. اكنون زمان غيبت كبري فرا رسيده و ظهور من تنها با اجازه خداوند خواهد بود و آن پس از مدتي طولاني و زماني خواهد بود كه دلهاي مردم در نهايت قساوت و روي زمين پر از بيداد و ستم باشد. كساني پيش شيعيان ما مدعي ارتباط و ديدار با من خواهند شد. هر كس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ـ كه از علائم ظهور است ـ چنين ادعايي كند دروغگويي بيش نخواهد بود. اين توقيع اصول كلي دوره جديد را خاطر نشان كرد و در كنار ساير توقيعات و احاديثي كه پيش از آن از ائمه شيعه - عليه السلام - صادرشده بود، راه نويني را براي شيعيان ترسيم كرد.

[1] . رك: خاندان نوبختي، ص 96ـ 97.
[2] . الغيبه، طوسي، ص 214.
[3] . بحارالانوار، ج 51، ص 397.
[4] . همان، ص 215.
[5] . همان، ص 216.
[6] . همان.
[7] . الغيبه، طوسي، ص 219.
[8] . همان.
[9] . همان، ص 221.
[10] . همان، ص 220.
[11] . همان، ص 221، و شرح حال او را ببينيد در تنقيح المقال، ج 3، ص 149.
[12] . الغيبه، طوسي، ص 223.
[13] . همان، صص 224ـ 226.
[14] . خاندان نوبختي، صص 213ـ 214.
[15] . الغيبه، طوسي، صص 226ـ 227.
[16] . همان، ص 227.
[17] . نك: خاندان نوبختي، صص 217ـ 218.
[18] . همان، ص 221.
[19] . اثبات الوصيه، صص 246ـ 247، به نقل از تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، ص 210.
[20] . الغيبه، طوسي، ص 243.
رسول جعفريان - حيات فكري و سياسي امامان شيعه(ع)، ص579
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :