امروز:
چهار شنبه 29 دي 1395
بازدید :
1396
اي قم! اي نجف! به داد اسلام برسيد
بيانات تاريخي و با عظمت امام خميني (ره) درباره طرح كاپيتولاسيون در سال 43:
بسم الله الرحمن الرحيم
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! من تأثرات قلبي خودم را نمي توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است، اين چند روزي که مسايل اخير ايران را شنيده ام خوابم کم شده، (گريه حضّار)، ناراحت هستم، قلبم در فشار است، با تأثرات قلبي روز شماري مي کنم که چه وقت مرگ پيش بيايد. (گريه شديد حضّار) ايران ديگر عيد ندارد، (گريه حضّار) عيد ايران را عزا کرده اند، (گريه حضّار) عزا کردند و چراغاني کردند، عزا کردند و دسته جمعي رقصيدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغاني کردند، پايکوبي کردند.
اگر من به جاي اين ها بودم اين چراغ ها را منع مي کردم، مي گفتم بيرق سياه بالاي سر بازارها بزنند، بالاي سر خانه ها بزنند، چادر سياه بالا ببرند. عزت ما پايکوب شد، عظمت ايران از بين رفت، عظمت ارتش ايران را پايکوب کردند. قانوني در مجلس بردند در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پيمان وين و ثانياً الحاق کردن به پيمان وين که تمام مستشاران نظامي آمريکا با خانواده هايشان ، با کارمندهاي فني شان، با کارمندان اداري شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگي به آن ها دارد، اين ها از هر جنايتي که در ايران بکنند مصون هستند، اگر يک خادم آمريکايي، اگر يک آشپز آمريکايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زير پا منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاه هاي ايران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسي کنند! بايد برود آمريکا! آن جا در آمريکا ارباب ها تکليف را معين کنند!
دولت سابق اين تصويب را کرده بود و به کسي نگفت. دولت حاضر اين تصويب نامه را در چند روز پيش از اين برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يک قيام و قعود مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نيامد. در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و در آن جا صحبت هايي کردند، مخالفت هايي شد، بعضي از وکلا هم مخالفت هايي کردند، صحبت هايي کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري کرد.
ملّت ايران را از سگ هاي آمريکا پست تر کردند، اگر چنان چه کسي سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست او مي کنند، اگر شاه ايران يک سگ آمريکايي را زير بگيرد، بزرگتر (ين) مقام را زير بگيرد هيچ کس حق تعرض ندارد، چرا؟ براي اين که مي خواستند وام بگيرند از آمريکا، آمريکا گفت اين کار بايد بشود (لابد اين جور است)....
ساير ممالک خيال مي کنند که ملّت ايران است، اين ملّت ايران است که اين قدر خودش را پست کرده است؛ نمي دانند اين دولت ايران است، اين مجلس ايران است، اين مجلس است که هيچ ارتباطي به ملّت ندارد، اين مجلس سر نيزه است و اين مجلس چه ارتباطي به ملّت ايران دارد؟ ملّت ايران به اين ها رأي ندادند، علماي طراز اوّل، مراجع، بسياري شان تحريم کردند انتخابات را، ملّت تبعيت کرد از اين ها، رأي نداد، لکن زور سر نيزه آن ها را آورد در اين کرسي نشاند. در يکي از کتاب هاي تاريخي که امسال به طبع رسيده است و به بچه هاي ما تعليم مي شود، اين است که بعد از اين که يک مسايل دروغي رانوشته است. آخرش نوشته است که معلوم شد که قطع نفوذ روحانيت، قطع نفوذ روحانيون در رفاه حال اين ملّت مفيد است! رفاه حال ملّت به اين است که روحانيون را از بين ببرند! همين طور است.
اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين ملّت اسير انگليس يک وقت باشد، اسير آمريکا يک وقت باشد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که اسراييل قبضه کند اقتصاد ايران را، نمي گذارد که کالاهاي اسراييل در ايران بدون گمرک فروخته بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که اينها سر خود يک هم چنين قرضه بزرگي را به گردن ملّت بگذارند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين هرج و مرجي که در بيت المال هست، بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که هر دولتي هر کاري مي خواهد انجام بدهد و لو صد در صد بر ضد ملّت باشد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که مجلس به اين صورت مبتذل در آيد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که مجلس با سر نيزه درست بشود تا اين فضاحت از آن پيدا بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که دختر و پسر با هم، در آغوش هم کشتي بگيرند؛ چنان که در شيراز شده است. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که دخترهاي معصوم مردم زير دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد که زن ها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زن ها ببرند و فساد راه بيندازند. اگر نفوذ روحانيون باشد توي دهن اين دولت مي زنند، توي دهن اين مجلس مي زنند و وکلا را از مجلس بيرون مي کنند. اگر نفوذ روحانيون باشد تحميل نمي تواند بشود يک عده از وکلا بر سرنوشت يک مملکتي که حکومت کنند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد يک دست نشانده آمريکايي اين غلط ها را بکند، بيرونش مي کنند از ايران، نفوذ ايران، نفوذ ايراني، نفوذ روحاني مضر به حال ملّت است؟ نخير مضر به حال شماست، مضر به حال شما خائن هاست نه مضر به حال ملّت. شما ديديد با نفوذ روحاني نمي توانيد هر کاري را انجام دهيد، هر غلطي را بکنيد، مي خواهيد نفوذ روحاني را از بين ببريد؟ شما گمان کرديد که با صحنه سازي ها مي توانيد که بين روحانيون اختلاف بياندازيد؟ نمي توانيد، اين خواب بايد در مرگ براي شما حاصل شود، نمي توانيد هم چو کاري انجام دهيد، روحانيون با هم هستند. من به تمام روحانيون تعظيم مي کنم، دست تمام روحانيون را مي بوسم. آن روز اگر دست مراجع را مي بوسيدم، امروز دست طلاب را هم مي بوسم (گريه حظار) من امروز دست بقّال را هم مي بوسم (گريه شديد حضّار).
آقا! من اعلام خطر مي کنم، اي ارتش ايران! من اعلام خطر مي کنم اي سياسيون ايران! من اعلام خطر مي کنم، اي بازرگانان! من اعلام خطر مي کنم، اي علماي ايران! اي مراجع اسلام! من اعلام خطر مي کنم، اي فضلا! اي طلاب! اي مراجع! اي آقايان! اي نجف! اي قم! اي مشهد! اي تهران! اي شيراز! من اعلام خطر مي کنم! خطر دار است، معلوم مي شود زير پرده چيزهايي است و ما نمي دانيم، در مجلس گفتند نگذاريد پرده ها بالا برود، معلوم مي شود براي ما خواب ديده اند. از اين بدتر چه خواهند کرد؟ نمي دانم از اسارت بدتر چه؟ از ذلّت بدتر چه؟ چه مي خواهند با ما بکنند؟ چه خيالي دارند اين ها؟ اين قرضه دلار چه به سر اين ملّت مي آورد؟ اين ملت فقير ده سال، 100 ميليون دلار، 800 ميليون تومان نفع پول به آمريکا بدهد؟! در عين حال ما را بفروشيد براي يک هم چو کاري؟! نظاميان آمريکايي، مستشاران نظامي آمريکايي به شما چه نفعي دارند؟ آقا اگر اين مملکت اشغال آمريکاست پس چرا اين قدر عربده مي کشيد؟ پس چرا اين قدر دم از ترقي مي زنيد؟ اگر اين مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از ارباب ها بالاترشان مي کنيد؟ پس چرا از شاه بالاترشان مي کنيد؟ اگر نوکرند مثل ساير نوکرها با آن ها عمل کنيد؟ اگر کارمند شما هستند مثل ساير ملل که با کارمندانشان عمل مي کنند شما هم عمل کنيد.
اگر مملکت ما اشغال آمريکايي است پس بگوييد، پس ما را برداريد بريزيد بيرون از اين مملکت. چه مي خواهند با ما بکنند؟ اين دولت چه مي گويد به ما؟ اين مجلس چه کرد با ما؟ اين مجلس غير قانوني، اين مجلس محرّم، اين مجلسي که به فتوا و به حکم مراجع تقليد تحريم شده است. اين مجلسي که يک وکيلش از ملّت نيست، اين مجلسي که به ادعا مي گويد: ما، ما، هي ما از انقلاب سفيد آمده ايم. آقا کو اين انقلاب سفيد؟! پدر مردم را در آوردند. آقا من مطلعم خدا مي داند که من رنج مي برم، من مطلعم از اين دهات، من مطلعم از اين شهرستان هاي دور افتاده، از اين قم بدبخت، من مطلعم از گرسنگي خوردن مردم، از وضع زراعت مردم.
آقا فکري بکنيد براي اين مملکت، فکري بکنيد براي اين ملّت. هي قرض روي قرض بياوريد؟! هي نوکر بشويد!! البته دلار، نوکري هم هست، دلارها را شما مي خواهيد استفاده کنيد نوکريش را ما بکنيم. اگر ما زير اتومبيل رفتيم کسي حق ندارد به آمريکايي ها بگويد بالاي چشمت ابروست لکن شماها استفاده اش را بکنيد، مطلب اين طور است. نبايد گفت اين ها را؟ آن آقاياني که مي گويند که بايد خفه شد، اين جا هم بايد خفه شد؟ اين جا هم خفه بشويم؟ ما را بفروشند و خفه بشويم؟ قرآن ما را بفروشند و ما خفه بشويم؟ و الله گناه کار است کسي که داد نزند، و الله مرتکب کبيره است کسي که فرياد نکند (گريه شديد حضّار).
اي سران اسلام به داد اسلام برسيد، اي علماي نجف به داد اسلام برسيد، اي علماي قم به داد اسلام برسيدرفت اسلام. (گريه شديد حاضرين در مجلس) اي ملل اسلامي! اي شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسيد. ما زير چکمه آمريکا برويم چون ملّت تضعيفي هستيم؟!چون دلار نداريم؟! آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر.
اما امروز سر و کار ما با اين خبيث هاست، با آمريکاست. رييس جمهور آمريکا بداند، بداند اين معنا را که منفور ترين افراد دنيا پرست پيش ملّت ما، امروز منفور ترين افراد بشر است پيش ملّت ما، يک هم چنين ظلمي به دولت اسلامي کرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملّت ايران با او خصم است. دولت آمريکا بداند اين مطلب را، ضايع کردند او را در ايران، خراب کردند او را در ايران. براي مستشارها مصونيت مي گيريد؟ بيچاره وکلا داد زدند آقا از اين دوست هاي ما بخواهيد به ما اين قدر تحميل نکنند، ما را نفروشيد، ما را به صورت مستعمره در نياوريد، کي گوش داد به اين ها؟
از پيمان وين يک ماده را اصلاً ذکر نکرده اند، ماده 32 ذکر نشده است، من نمي دانم آن ماده چه است، من که نمي دانم رييس مجلس هم نمي داند، وکلا هم نمي دانند، نمي دانند که قبول کردند طرح را، طرح را قبول کردند، طرح را امضا کردند، تصويب کردند عده اي اقرار کردند که ما اصلاً نمي دانيم چيست (آن ها هم لابد امضا نکرده باشند) آن عده ديگر بدتر از آن ها بودند، يک عده جهّالند اين ها.
رجال سياسي ما، صاحب منصب هاي بزرگ ما، رجال سياسي ما، يکي بعد از ديگري را کنار مي گذارند، الان در مملکت ما به دست رجال سياسي که وطن خواه باشند چيزي نيست، در دست آن ها چيزي نيست، ارتش هم بداند يکي تان را بعد از ديگري کنار مي گذارند، ديگر براي شما آبرو گذاشتند؟ براي نظام شما آبرو گذاشتند که يک سرباز آمريکايي بر يک ارتشبد ما مقدّم است؟ يک آشپز آمريکايي بر يک ارتشبد ما مقدّم شد در ايران؟ ديگر براي شما آبرو باقي ماند؟ اگر من بودم استعفا مي کردم، اگر من نظامي بودم استعفا مي کردم، من اين ننگ را قبول نمي کردم، اگر من وکيل مجلس بودم استعفا مي کردم....»[1]

[1] . صحيفه نور، بيانات امام درمورد طرح کاپيتولاسيون، تاريخ 4/8/1343، ج1، ص 102 ـ 106.
سبحاني نيا و علي عسكري - مهر و قهر، ص 285
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :