امروز:
چهار شنبه 29 دي 1395
بازدید :
829
زهد و تقواي ميرزا حبيب الله رشتي
شيخ انصاري محقق رشتي را يکي از شاگردان برجسته خود مي دانست به طوري که درباره اش گفته است: من با سه نفر مباحثه مي کنم. ميرزاي شيرازي، ميرزا حبيب الله رشتي و آقا حسن تهراني.
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني درباره زهد و تقواي محقق رشتي مي نويسد: او در نهايت ورع و تقوي بود، قلم از توصيف و تحديد زهد و ورع او عاجز است. از شدت ورع و احتياط در فتوا هرگز راضي نشدکه کسي از او تقليد کند و وجوه شرعيه را نيز قبول نمي کرد. مخارج زندگي روزمره اش را پدرش در زمان حياتش مي پرداخت، پس از مرگ، برادرانش از او خواستند تا براي تقسيم اموال فراواني که پدرشان بر جاي گذاشته بود به محل بيايد، محقق رشتي همين که به محل رسيده و دريافت که وارث، حريص بر دنيايند و هر يک به نفع خود مقداري از املاک موروثي را تصاحب نموده و حق ديگران را تضييع مي نمايند، از حق خود صرف نظر کرده و به نجف اشراف مراجعت مي کند و تا هفت سال از آن ناحيه چيزي به او نمي رسد، در آن مدت آن چه که خود و اهل بيت خودشان که از اشراف آن سامان بودند داشتند فروختند و مصرف کردند، تا اين که مجبور شدند براي تأمين معاش خود قرض کنند و قرض به حدي رسيد که نتوانست مواد اوليه زندگي را خريداري کند.
هنگامي که در شرايط سخت زندگي قرار داشتند از بعضي از بزرگان زمانشان مبلغي را قبول کردند، همين که توسعه اي در زندگيشان پيدا شد همان مقدار پولي را که قبول کرده بودند صرف فقرا نمودند.
امّا درباره عبادت او گفته اند که از آغاز تکليف اتفاق نيفتاد که فجر طلوع کند و او درخواب باشد، نمازهاي والدين خود را سه بار خواند يک بار تقليدي و دو بار اجتهادي.
آيت الله سيد حسن صدر يکي از شاگردان برجسته محقق رشتي در «تکمله امل الامل» مي نويسد: محقق رشتي در امر دين احتياط شديدي داشت و دائم العباده و دائم الطهاره بود و بر آداب و سنن ديني مواظبت مي کرد.
در تمام عمر حتي در سفر و در اوقات رفتن به درس مشغول عبادت بود، بسيار نماز مي خواند و کمتر سخن مي گفت و در مرتبه والايي از زهد قرار داشت.
مرتضي مدرّسي چهاردهي به نقل از استاد خود مي نويسد:
هنگامي که ميرزاي رشتي به سوي صحن امير المؤمنان ـ عليه السلام ـ مي رفت تا براي صدها طلبه دانشمند و فاضل درس بگويد وضو مي گرفت، سوره مبارکه «يس» را در بين راه از حفظ مي خواند تا به در قبله صحن مولا مي رسيد خواندن سوره را در کنار آرامگاه استاد خود، شيخ مرتضي انصاري، به پايان مي رسانيد و ثوابش را به روان پر فتوح استادش نثار مي کرد و از روح بزرگ آن استاد استمداد مي گرفت تا بهتر و روشن تر حقايق علمي را براي تشنگان معرفت ايراد نمايد و جز تدريس منظوري نداشت رياست نمي خواست و در خط مرجعيت تقليد نبود رساله عمليه ننوشت و قناعت پيشه نمود.
عبدالكريم پاك نيا - خاطرات ماندگار، ص 40
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :